درس هایی از مکیال المکارم جلسه ۲۹

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📗باب چهارم که جلسهٔ گذشته مقدمه‌ای را عرض کردیم.
باب چهارم جهاتی است که در وجود مقدس امام عصر ارواحنافداه جمع است که انگیزه می‌شود برای ما که برای وجود مقدس‌شان دعا کنیم.

حَرْفُ الأَلِف:

✨”إیمَانُهُ بِالله؛
: این‌که آقا امام زمان ارواحنافداه از جهت این‌که ایمان به خدا دارند”،

✨”یَنبَغِی أَلدُّعَاء ِللْمُؤمِن”

از باب این‌که مؤمنی است که همهٔ مؤمنین از نور مقدسش نور می‌گیرند، به حکم عقل و شرع می‌فرماید:
“انسان باید برای مؤمن دعا کند”.

🖌امام صادق (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) فرمودند که رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند:

✨”مَا مِن ‌مُؤمِنٍ دَعَا لِلْمُؤمِنینَ وَ‌المُؤمِنَات؛
: هیچ‌ مؤمنی نیست که برای مؤمنین و‌ مؤمنات دعا کند”،

✨”اِلاَّ رَدَّالله عَزَّوَجَلّ عَلَيْهِ مِثلُ الَّذِی دَعَا لَهُم بِهِ؛
: هر دعایی که برای مؤمنین و‌ مؤمنات می‌کند، خداوند مثل آن دعا را به او بر می‌گرداند”.

✨”مِن کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ مَضَی مِن اَوَّلِ الدَّهْر اَوْ هُوَ آتٍ اِلَی یَومِ القِیَامَة؛
: یعنی خدا به تعداد تمام مؤمنین و مؤمناتی که از اول روزگار تا آخر هستند و خواهند بود و بودند، به او برمی‌گرداند”.

🍃یعنی در عوض یک دعا که برای همه‌ی مؤمنین و مؤمنات کرده، میلیون‌ها و میلیاردها دعا از آن مؤمنین و مؤمنات به او برمی‌گرداند.

✨”اِنَّ العَبْدَ الْمُؤمِن لَیُؤمَرُ بِهِ اِلَی النَّار؛
: بنده مؤمن امر می‌شود که او را به طرف آتش ببرید روز قیامت”،

✨” فَیَذهَبْ، فَیَقُولُ المُومِنُونَ و المُؤمِنَات یَا رَبّ هَذَالَّذِی کَانَ یَدعُوا لَنَا فشَفِّعْنَا فِیه فَیُشَفُّعَهُم‌ُ الله عزّوَّجَلّ فِیهِ فَیَنْجُوا؛
: آن‌وقت مؤمنین و مؤمنات می‌گویند که خدایا! این شخص برای ما دعا می‌کرد پس ما را شفیع دربارهٔ او قرار بده. او را به آتش مبر و خداوند شفاعت آن مؤمنین را برای او می‌پذیرد و نجات پیدا می‌کند”.

♻️حالا نمی‌خواهیم بگوییم که حضرت ولیّ‌عصر ارواحنا‌فداه را در کنار مؤمنین و مؤمنات دعا کنیم! ولی به هر حال خدای تعالی چون رحمتش واسعه است، وقتی که ما برای مؤمنین و مؤمنات دعا می‌کنیم، طبق اطلاق این حدیث، آقا امام‌زمان (ارواحنا‌فداه) آن دعا را برمی‌گردانند به‌عنوان این‌که در بین ما و مثل یکی از ما هستند و خداوند متعال به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده به مردم بگو:

✨«قُلْ انما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُم یُوحَی إلیَّ» (کهف/١١٠)
:بگو من هم بشری مانند شما هستم، فقط به من وحی میشود».
خب، آن حضرت بعنوان یکی از مؤمنین در کنار ما قرار گرفته‌اند و وقتی ما برای همه‌ی مؤمنین و مؤمنات عا می کنیم، ایشان هم جزو آنها می‌شوند.
در روایات‌ ما دارد که:
«هیچ آیه‌ای نیست در قرآن‌ که با جملهٔ: «يَا أَيُّهَا الذین آمنوا…» شروع شده، مگر آن که «امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام» در رأس آن قرار دارد».

مانند اینکه از طرف پادشاه به جمعیتی که در قصر باشکوه او حاضر شده‌اند، دستور داده شده، به همه‌ی آنها آب بدهیم و اتفاقا در میان آن جمعیت، خود پادشاه هم حضور دارد و او بخاطر اینکه به او آب می‌دهیم و خیر او را می‌خواهیم، یک جایزه بزرگ بما می‌دهد، خب، پادشاه است و بزرگی و بخشش برازندهٔ اوست.
بنابراین، دعای ما برای همه‌ی مؤمنین که امام زمان علیه السلام هم خود را جزو آنها قرار داده، بنفع خود ما تمام می‌شود تا ما از جایزه بزرگ او بهره‌مند شویم و این دعا راهی است برای رسیدن ما به فیض آن حضرت.

🔰گفتیم دعای ما برای عموم مؤمنین و مؤمنات، شامل حال امام عصر( عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم می‌شود اما نه اینکه آن حضرت مانند بعضی از مؤمنین که مثلا گناهی دارند و ما دعای:
«اَلَّلهُمَّ اغْفِرْ للمؤمنين والمؤمنات» را برایشان می‌گوییم، این دعا برای آن حضرت هم باشد، بلکه برمی‌گردد به شیعیانشان و انشاءالله کمک به ظهور مقدسش.

توضیح این‌که:
ارتباط «دعا برای آمرزش مؤمنین و مؤمنات» با امام عصر (ارواحنافداه) و ظهور مقدسش به قدری که ذهنم یاری میکند، به دو جهت است:

اول: از این جهت که خطای فرزند را به حساب پدر می‌گذارند و مؤمنین و مؤمنات، از لحاظ روحی و ایمانی، فرزندان امام زمان علیه السلام حساب می‌شوند و حتی در روایات تأکید شده از نسبت بدنی پدر و فرزندی به هم نزدیک‌ترند، گناهان و خطاهای مؤمنین و مؤمنات را به حساب پدرشان، امام زمان علیه السلام می‌گذارند و لذا امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند:

«کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا؛
:برای ما زینت باشید و سبب زشتی ما نشوید» (الکافی،ج٢،ص٧٨).

و در روایاتی دیگر در ادامه‌ی همین کلام(زینت ما باشید…) فرموده‌اند : «چون پدر را با عمل بد فرزند مورد سرزنش قرار می‌دهند».

شاهد بر این مطلب هم کلامی است که از حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) در تشرف جناب «علی‌بن مهزیار» نقل شده است.
ابتدا این تشرف را نقل کنم و سپس از آن جمله‌ی مورد نظرمان را شاهد بیاوریم:

چه تشرف زیبایی است، تشرف علی بن مهزیار اهوازی به محضر حضرت ولی عصر ارواحناه فداه.

علامه بزرگوار مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب «تبصره الولی» در بیان حکایات کسانی که به محضر مقدس حضرت ولی عصر ارواحنافداه مشرف شده‌اند در حکایت چهل و ششم در بیان تشرف جناب علی بن مهزیار نقل می کند که (ترجمه از ما میباشد):

علی بن مهزیار گفت در بعضی از سالها به عنوان حج خانه خدا وارد مدینه شدم و چند روزی در آنجا ماندم؛ از امام‌زمانم جستجو می کردم اما هیچ خبری از آن حضرت نیافتم؛ بسیار غمگین شدم و ترسیدم آرزویی که در جستجوی آن حضرت و دیدارش داشتم از دستم برود؛ لذا از مدینه خارج شدم و به مکه رفتم و حج و عمره‌ام را به جا آوردم و یک هفته در آنجا از آن حضرت جستجو می کردم.
همین طور که در فکر دیدار آن حضرت بودم، ناگاه انسانی را دیدم گویا شاخه های جدا شده از بین مردمان است؛ قلبم به سوی او پر کشید و به طرف او رفتم.
او به من رو کرد و گفت آقا اهل کجا باشند؟
گفتم: اهل عراق هستم.
فرمود از کدام عراق؟
گفتم از اهواز.
فرمود: آیا «ابن‌خصیب» را می‌شناسی؟
گفتم: بله.
فرمود: خدایش رحمت کند چقدر شبها طولانی به عبادت می گذراند و به حقایقی دست یافته بود و اشک های فراوانی داشت.
سپس فرمود: پس پسر مهزیار کجاست؟
گفتم: خودم هستم.
فرمود: ای ابالحسن، خدا تو را به سلامت زنده بدارد. انگاه با من مصافحه(دست دادن) و معانقه(در آغوش گرفتن) کرد و فرمود: ای ابالحسن، آن نشانه‌ای که بین تو و آقا امام حسن عسکری علیه السلام بود، کجاست؟
گفتم: همراهم است و دست به گریبان بردم و انگشتری که بر آن نام مبارک «محمد و علی» نوشته شده بود را در آوردم.
او وقتی آن انگشتر را دید و این نام های مبارک را خواند، بسیار گریه کرد و سپس فرمود خدا تو را رحمت کند ای ابامحمد، تو زینت امت بودی، خداوند تو را به امامت شرافت داد و تاج علم و معرفت بر تو نهاد. ما هم به سوی تو خواهیم آمد.
سپس با من مصافحه و معانقه کرد و فرمود: چه میخواهی ای اباالحسن؟
گفتم امامی که از عالم محجوب (پنهان) است.
فرمود: او از شما پنهان نیست و لکن اعمال بد خودتان او را پنهان کرده است.
سپس فرمود: برخیز و بسوی محل اقامتت برو و آماده‌ دیدار من ( دیدارش/نسخه اصلی) باش.
وقتی ستارهٔ «جوزاء» پایین رفت و ستارگان آسمان درخشش پیدا کردند، (نزدیک یکساعت بعد مغرب) من بین رکن و صفا منتظر تو هستم.

علی بن مهزیار می‌گوید: این دیدار برایم خیلی دلنشین بود و یقین کردم که خداوند به من فضیلتی عنایت فرموده؛ لذا لحظه به لحظه منتظر بودم تا آنکه وقت ملاقات فرا رسید و به سوی او رفتم. دیدم او در محل ملاقات حاضر است؛ فرمود به سوی من بیا ای ابوالحسن.
من به او ملحق شدم و در خدمتش قرار گرفتم.
او مرا با سلام، خوش‌آمد داد و فرمود: ای برادر، با من بیا.
پیوسته با او از این سو و آن سو و از پستی به بلندی و کوه و دشت حرکت می کردیم تا در سرزمین «طائف» قرار گرفتیم.
فرمود: ای ابا الحسن فرود آی تا بقیه نماز شبمان را بخوانیم؛ پس فرود آمدیم اما او فقط دو رکعت نماز صبح را خواند.
من گفتم: پس دو رکعت نافله صبح (دو رکعت مستحبی که قبل از نمازصبح خوانده می‌شود) چه؟
فرمود : آن دو رکعت از نماز شب محسوب می‌شود و در آن دو رکعت قنوت(دعای دست) بگیر و قنوت گرفتن در هر نمازی جایز است.

سپس فرمود: ای برادر با من بیا و پیوسته با هم در پستی و بلندی حرکت می کردیم تا این که بر فراز دشتی بزرگ(درخشنده) مثل کافور قرار گرفتیم و چشم انداختم دیدم خیمه‌ای از مو که نور از آن می درخشد در وسط آن وادی است.
فرمود: نگاه کن آیا چیزی میبینی؟
گفتم خیمه‌ای از مو می‌بینم.
فرمود: آرزو و بهره، همانجا است.
حرکت کردیم تا آن که به وسط آن دشت رسیدیم.
او از مرکبش پیاده شد و آن را رها کرد و من هم پیاده شدم؛ به من فرمود: مرکبت را رها کن.
گفتم اگر گم شد چه؟
فرمود: در این سرزمین، هیچ کس وارد نمی‌شود جز مؤمن و هیچ کس از آن خارج نمی‌شود جز مؤمن.
سپس زودتر از من داخل خیمه شد و به سرعت بیرون آمد و فرمود بشارت باد تو که اجازه ورود به تو داده شد.

وقتی وارد خیمه شدم دیدم از آن جانب خیمه که حضرت جلوس فرموده‌اند، نور ساطع و درخشان شده؛ به سلام امامت بر او سلام کردم.
آن حضرت فرمود: ای اباالحسن، ما شبانه روز منتظرت بودیم، چرا دیر پیش ما آمدی؟!
گفتم: سرورم، تا الان کسی نبود مرا به محضر شما راهنمایی کند.
فرمود: کسی را پیدا نکردی؟!
سپس انگشت مبارکش را به زمین زد و فرمود: نه، این‌طور نیست و لکن(علت اصلی آن است که) شما دائما اموال زیاد کردید و بر مومنین ضعیف سخت گرفتید و آن رَحِم (خویشاوندی) که بین شما بود را قطع کردید؛ اکنون چه عذری دارید؟!

من گفتم: توبه، توبه؛ إقاله، إقاله(صرف نظر کردن و پشیمانی) می کنم توبه می کنم، مرا ببخشید، مرا ببخشید.
سپس فرمود: « لولا استغفار بعضکم لبعض، لهلک من علیها الا خواص الشیعة التی تشبه اقوالهم افعالهم؛
: اگر استغفار و طلب آمرزش بعضی از شما برای بعضی دیگر نبود، هرکه بر زمین بود هلاک میشد مگر شیعیان خاصی که گفتارشان با اعمالشان شباهت دارد». («تبصرة الولی فیمن رأی القائم المهدی علیه السلام»، ص١۴٣، عن «دلائل الامامة»، ص٢٩۶، و عنه البحار، ج۵٢، ص ١٢، ذیل ح ۶).

از این کلام مبارک استفاده میشود که: دعای مؤمنین و طلب آمرزش آنان برای یکدیگر، سبب برطرف شدن عذاب از آنان میشود و میتوانیم بگوییم یکی از عذابهایی که از آنها برطرف شده یا حداقل تخفیف داده می‌شود، عذاب بزرگ غیبت امام زمان ارواحنافداه از شیعیانش است.
وقتی مؤمنین با صفای قلب برای یکدیگر دعا کنند و خصوصا در نظر داشته باشند که خداوند گناهانی که باعث طولانی شدن غیبت میشود را بر آنان‌ ببخشاید، چه بسا سالهای بسیار از حکم محکومیت ما در این زندان بزرگ را کاهش دهد.

این مطلب از تفسیر و تأویلی که برای آیات ابتدایی سوره مبارکه فتح در روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بیان شده است، استفاده میشود.

خدایتعالی در ابتدای این سوره می‌فرماید:

«إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا * لِّيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ» (فتح/١و٢)
:ما در پیروزی‌ آشکاری مکه را برایت فتح کردیم تا خدا گناهان متقدم و متأخر تو را ببخشد».
برای این آیات دو معنا و تأویل منظور شده است :

اول: بعضی روایات گویای آن است که منظور از گناهان پیامبر، کارهایی است که آن حضرت در تبلیغ اسلام انجام داد و با مشرکین مکه درگیر شد و لذا مردم مکه آن حضرت را به عقیده‌ی باطل خودشان گنهکار می‌دانستند و بخشیده شدن آن گناهان در ذهن مردم این بود که خداوند متعال، این ذهنیت منفی را از آنها برطرف کند و مردم مشرک آن حضرت را عزیز بدارند.
البته این کار انجام شد و مردم مکه هم آن حضرت را هم پیروز میدان دیدند و هم بسیار مهربان و با گذشت و بالاخره ذهنیت آنها اصلاح شد مگر امثال ابوسفیانها که تظاهر به دوستی میکردند و در باطن دشمن خونی آن حضرت بودند و در کربلا توانستند انتقام خود را بگیرند و سر مقدس سیدالشهداء علیه السلام را از بدن جدا کنند.

دوم: اینکه منظور از «گناهان تو ای پیامبر» گناهان شیعیان علی‌بن‌ابیطالب (عليه‌السّلام) منظور است.
یعنی وقتی شیعیان گناهانی می‌کنند، این به حساب پیغمبر و امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌علیهما) گذاشته می‌شود و خدا به‌خاطر پیغمبر و امیرالمؤمنین (علیهماالسّلام) آنها را می‌بخشد.

در هرصورت، وقتی‌ ما برای آقا امام زمان (ارواحنافداه) دعا می‌کنیم و حتی می‌گوییم:

✨”اَللَّهُمَّ اغْفِر لِلمُؤمِنین وَالمُؤمِنَات”

خب خودِ حضرت که گناهی ندارند که ما این دعا را می‌کنیم؛ برگشتش می‌تواند به شیعیان و دوستان حضرت باشد و خیرش به خودمان برمی‌گردد.

بسم الله الرحمن الرحیم
سخن ما درسهائی از جلد اول کتاب شریف «مکیال المکارم» بود و رسیدیم به:

✳️«الباب الرابع، فی الجهات المجتمة فیه (عليه السلام) الموجبة للدعاء له علی الانام»

یعنی: «خصوصیاتی که در وجود مقدس امام عصر (ارواحنافداه) جمع است و این خصوصیات موجب میشود مردم برای آن حضرت و فرج مقدسش دست به دعا بردارند»

♻️این خصوصیات را مرحوم آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی ره در این کتاب عظیم به ترتیب حروف الفباء ذکر می‌فرمایند که اولین آنها «ایمانه بالله جل جلاله» است.

در دو قسمت گذشته از جلسه ٢٩، پیرامون یک حدیث سخن گفتیم که هرگاه کسی برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند، این دعا شامل حال امام زمان ارواحنافداه هم میشود زیرا ایشان پادشاه مؤمنان هستند مانند آنکه بگوییم مردم ایران انسانهای خوبی هستند؛ این تعریف شامل پادشاه و رهبر ایرانیان هم میشود و امام عصر رهبر و پیشوای همه‌ی مؤمنان عالم از اول خلقت تا انتهای آن می‌باشند.
توضیحات لازم در دوجلسه قبل داده شد؛ عزیزان مراجعه بفرمایند.

📗حدیث دیگری که بیشتر روی این حدیث می‌خواهیم تمرکز کنیم ان‌شاء‌الله، حدیث خیلی خوب و سازنده‌ای است که مرحوم کلینی در «کافی شریف» نقل کرده است :

✨”مُسْنَدًا عَن عِیسَی‌ بْنِ اَبِی‌مَنْصُور قَالَ:
کُنتُ عِندَ اَبِی‌‌عَبدِالله‌ عَلیه‌السّلام، أَنَا و إِبنُ أَبِی یَعْفُور، وَ عَبدِالله بْنِ طلحه، فقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَم إِبْتِدَاءً مِنْه”

عیسی بن ابی منصور می‌گوید:
من و ابن ابی یعفور و عبدالله بن طلحه خدمت حضرت صادق (صلوات‌الله‌علیه) بودیم. حضرت بدون آنکه ما حرفی بزنیم شروع کردند به صحبت و فرمودند:

✨”یَابْنَ أَبِی یَعْفُور قالَ رَسوُل‌ُالله؛
: رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند:

✨”ستُّ خِصَالٍ؛
: شش خصلت هست”.

خوب دقت کنید.
یعنی شش روحیه است، «خصلت» یعنی «روحیه» که باید جزء وجودت شده باشد؛ یعنی آن‌قدر اعمالی که به این شش خصلت مربوط میشود را با نیتی صادقانه و برای رضای خدا باید در صحنه‌های مختلف زندگی انجام داده باشی که این شش چیز، شش خصلتت شده باشند.
مثالی بزنم:
هر خصلت از خصلت‌های روحی، مثل دیوار یک خانه است که از صدها آجر تشکیل شده است.
شما با دو سه و ده عدد آجر نمی‌توانید آن دیوار را بسازید.
با یکی دو یا ده بار عمل متواضعانه، صفت تواضع در شما شکل نمیگیرد و فقط مثل یک ردیف آجر که وقتی میخواهی دیوار بسازی میشود که دیواری ساخته نشده است.

حالا ببینیم این شش خصلت چیست که باید صدها عمل بر اساس آن انجام دهیم تا دیوارش ساخته شود:

فرموند:
✨”مَنْ کُنَّ فِیه؛
: اگر این شش خصلت در کسی باشد”،

✨”کَانَ بَینَ یَدَیِ الله عَزَّوَجَلّ؛
: در پیشگاه خدا قرار می‌گیرد”.

✨”وَعَن یَمین‌ِ الله؛
: و در طرف راست خداوند قرار می‌گیرد.”

☘️خدا که مکان ندارد ما بگوییم: جلوی خدا و راستِ خدا.
منظور آن مکانِ والایی است که اختصاص داده می‌شود به کسی که این خصلت‌ها در او باشد.
جایگاه برایش در نظرمی‌گیرند.

مثلاً نزد چهارده معصوم یا امامزاده‌های عظیم‌الشأن مثل حضرت ابوالفضل و حضرت معصومه (علیهماالسّلام) جایگاه به او می‌دهند.

دربارهٔ مرحوم علامه آیت‌الله حاج سید محمد باقر موحّد ابطحی (رضوان‌الله‌علیه) نوهٔ دختری صاحب مکیال که چندسال پیش(اواخر سال ١٣٩٢ ه.ش) وفات کردند بعد از فوتشان در رؤیاهای صادقه دیده شده بود که ایشان در خدمت حضرت ابوالفضل(سلام الله علیه) هستند.
این می‌شود مصداق همین مطلب.

ابن ابی یعفور به آن حضرت عرض کرد:
✨”وَ مَا هُنَّ جُعِلْتُ فِدَاک؛
:فدای شما شوم این‌ها چه خصلت‌هایی هستند؟”.

حضرت فرمودند که این شش خصلت این‌ها هستند:

✨”یُحِبُّ المَرْءُ المُسْلِم لِاَخِیهِ مَا یُحِبُّ لِأَعَزَّ اَهلِهِ؛
: انسان مسلمان برای برادر مسلمانش دوست بدارد آن‌چه که برای عزیزترین کسانش دوست می‌دارد”.

یعنی به‌خاطر ایمانی که برادر مؤمنش دارد، آن‌چه که برای همسرش، برای فرزندش دوست ‌می‌دارد برای او هم دوست بدارد.

✨”وَ يَكْرَهُ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ لِأَخِيهِ مَا يَكْرَهُ لِأَعَزِّ أَهْلِهِ؛
:و خوش نداشته باشد برای برادر مسلمانش، آن‌چه را که برای عزیزترین کسانش دوست ندارد”.

(این، دو تا خصلت و اما سومین خصلت، حضرت فرمودند:)

✨”وَ يُنَاصِحُهُ الْوَلاَيَةَ؛
: و با پاکی و خلوص با برادر مؤمنش دوستی کند”.

یعنی خیرخواهی داشته باشد در ولایت امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) که بین او و برادر مؤمنش نقطه اشتراک است.
زیرا ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام مانند نخِ تسبیحی است که این دانه‌ها(مؤمنین) را کنار هم و پیوسته‌ی به هم قرار می‌دهد.

✨”فَبَكَى إِبْنُ أَبِي يَعْفُور وَ قَالَ كَيْفَ يُنَاصِحَهُ الْولاَيَةَ؟؛

: ابن أبی یعفور گریه کرد و گفت که چگونه با برادر مؤمنش، به‌طور دو طرفه خیرخواهی در ولایت داشته باشد؟”.

حضرت فرمودند:

✨”قَالَ يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ! إِذَا کَانَ مِنْهُ بِتِلْکَ الْمَنْزِلَه بَثَّهُ هَمُّه وَ فَرِحَ لِفَرَحِهِ إِنْ هُوَ فَرِحَ وَ حَزِنَ لِحُزْنِهِ إِنْ هُوَ حَزَن”.

🖌به زبان فارسیِ خودمان یعنی طوری باشد که او را مثل خودش بداند. چطور خودش خوشحال می‌شود؟ چطور خودش غمگین می‌شود؟
وقتی برادر مؤمنش خوشحال می‌شود او هم خوشحال می‌شود؛ وقتی برادر مؤمنش ناراحت می‌شود او هم ناراحت می‌شود.انگار این‌ها به قول کامپیوتری به هم لینک شدند. روحشان به هم متصل است.

✨”فَإِنْ کانَ عِنْدَهُ مَا یفَرِّجُ عَنْهُ فَرَّجَ عَنْهُ وَ إِلَّا دَعَا اللَّهَ لَهُ؛
: وقتی برادر مؤمنش مشکلی داشته باشد، اگر توانایی داشته باشد، برای او برطرف می‌کند و اگر توانایی‌اش را نداشته باشد، برایش دعا می‌کند”.

☘️نه این‌که از اول دعا کند. بعضی‌ها از همان اول دعا می‌کنند. مثلاً می‌خواهد پول بدهد، کمک کند؛ همان به التماس دعا کفایت می‌کند.
اگر می‌تواند و توانایی دارد، فکر کند مشکلِ خودش است و او را به منزله‌ی خودش بداند.
خلاصه این سه خصلت، این است که تو برای برادر مؤمنت همان‌طور باش که برای خودت هستی.
چه چیزی برای خودت دوست داری، برای او هم دوست داشته باش!
از چه چیزی بدت می‌آید، برای او هم بدت بیاید!
بااخلاص با او دوستی بکنی. نخواهی کسر برایش بگذاری. نخواهی از او چیزی پنهان کنی.

✨”قَالَ إِبْنِ أَبِی یَعْبُور ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ: ثَلَاثٌ لَکمْ وَ ثَلَاثٌ لَنَا؛
: امام فرمودند که سه تا برای شما و سه تا هم برای ما”.

امام (عليه‌السّلام) فرمودند: از آن شش خصلت، این سه خصلت مال شما بود. سه خصلت هم برای ماست. یکی از آن‌ها این‌که:

✨” أَنْ تَعْرِفُوا فَضْلَنَا؛
: جایگاه و مقام و فضیلت ما را بشناسید”.

دومین خصلت:

✨”وَ أَنْ تَطَئُوا عَقِبَنَا‌؛
: وقتی شناختید ما چه جایگاهی داریم، دنبال سر ما حرکت کنید. پایتان را جای پای ما بگذارید”.

✨”وَ تَنْتَظِرُوا عَاقِبَتَنَا؛
: و منتظر باشید که برنامه ما چه می‌شود، طبق همان عمل کنید”.

❇️نه این‌که برای خودت کار کنی و بعد یک طوری بخواهی امام زمان ارواحنافداه را به خودت بچسبانی.
نه! باید منتظر باشی ببینی حضرت چه چیزی برایت می‌پسندند. چه چیزی برایت دوست دارند.

💟ما عرض کردیم اصل کتاب مکیال برای این جهت است که ما در مسیر پیمانه‌های دعا برای فرج قرار بگیریم. یعنی ببینیم از توجه به آقا امام زمان (ارواحنا‌فداه) و درخواست ظهور و فرج ایشان از خداوند متعال، چه چیز گیرمان می‌آید؟ مکیالش چیست؟ پیمانه‌اش چیست؟
روایت را دقت کنید توضیح عرض می‌کنم.

♻️ حضرت فرمودند: این سه خصلت مال ما اهل بیت است؛ این‌که:
١ – فضیلت ما را بشناسید.
٢ – دنبال سر ما حرکت کنید.
٣ – منتظر عاقبت ما باشید.
یعنی در زندگی خودرو نباشید، پشت‌سر ما حرکت کنید.
دیدید کسی را که از کسی آدرس می‌پرسد و او می‌گوید پشت‌سر من بیا تا به تو نشان دهم خانه‌ی مورد نظرت کجای این شهر بزرگ قرار دارد؛ اما ما خودمان راه می افتیم و جلو جلو می‌رویم و اصلا نگاه نمی کنیم که با اشاره‌ی آن راهنما این‌طرف و آن ‌طرف برویم و آخرش هم راهنما را گم می‌کنیم و دست از پا درازتر به محل اول برمی‌گردیم.
خیلی از ماها در زندگی اینطور هستیم.
فقط ائمه اطهار علیهم السلام را بعنوان امامان معصوم علیهم السلام قبول داریم ولی در میدان عمل به هرچه خودمان می‌خواهیم عمل می‌کنیم و آخرسر به جایی هم نمی‌رسیم و دست از پادرازتر به جای اول برمی‌گردیم و فقط وقت و نیرویمان هدر رفته است.

سپس حضرت می‌فرمایند:
✨”فَمَنْ كَانَ هَكَذَا كَانَ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ؛
: کسی که این شش خصلت را داشته باشد، در پیشگاه خدا قرار می‌گیرد”.
یعنی وقتی واقعا در میدان عمل شیعه‌ی واقعی بودی، از امام زمانت چشم برنداشتی؛ چنان خود را تحت تربیت حضرت قرار داده‌ای که گویا حضرت مثل دوربینهای مدار بسته دائما نگاهت می‌کنند و زیر نظرت دارند؛ آن‌هم هزاران برابر قوی‌تر و عمیق‌تر از دوربینهای مداربسته؛ چون قلب مبارکشان به علم الهی متصل است و اگر دوربین مدار بسته مثلا حجم اطلاعاتش از عمل شما به عنوان مثال عدد (١) است، حجم اطلاعات حضرت از همان عمل شما هزار است.

اگر این چنین بودی، یعنی اعمالت در پیشگاه حضرت و در دید آن حضرت انجام شد، حضرت می‌فرمایند:

✨”فَيَسْتَضِيءُ بِنُورِهِمْ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْهُمْ؛
: چنین کسی، آن‌قدر نور دارد که کسانی که درجاتشان از او پایین‌تر است، از نور این‌ها استفاده می‌کنند”.

یعنی کسانی که در پیشگاه خدا هستند، نورشان آن‌‌قدر زیاد است که کسانی که طرف راست خدا هستند، از این‌ها استفاده می‌کنند چون اینها درجاتشان بالاتر است.
مثل این است که درجات فرماندهان ارتش را بگوییم یکی سرلشکر است، یکی سرگرد؛ خب معلوم است که سرگرد از تجربیات و اطلاعات سرلشکر استفاده می‌‌کند یا در مثال طلبگی، حجت‌الاسلام از آیت‌الله استفاده می‌کند.

✨”وَ أَمَّا اَلَّذِينَ عَنْ يَمِينِ اَللَّهِ؛
: و اما کسانی که طرف راستِ خدا جایگاه گرفته‌اند،

✨”فَلَوْ أَنَّهُمْ يَرَاهُمْ مَنْ دُونَهُمْ لَمْ يَهْنِئْهُمُ الْعَيْشُ مِمَّا يَرَوْنَ مِنْ فَضْلِهِمْ؛
: پس اگر کسانی که پایین‌تر از آن‌ها هستند، درجه و مقام اینها را ببینند، عیششان برایشان گوارا نمی‌شود چون می‌بینند آنها چه‌قدر فضیلت دارند.

✨”فَقَالَ اِبْنُ أَبِي يَعْفُورٍ وَ مَا لَهُمْ لاَ يَرَوْنَ وَ هُمْ عَنْ يَمِينِ اَللَّهِ؛
: ابن أبی یعفور گفت که چرا آن‌ها با این‌که طرف راست خدا هستند، مقام آنها را که در پیشگاه خدا هستند می‌بینند ، زندگی برایشان گوارا نمی‌شود؟!

حضرت فرمودند:

✨”يَا اِبْنَ أَبِي يَعْفُورٍ إِنَّهُمْ مَحْجُوبُونَ بِنُورِ اَللَّهِ”

چون آن‌ها (که در پیشگاه خدا هستند) با نور خدا محجوب شده‌اند و درجه‌شان بالا رفته و این‌ها(که طرف راست خدا هستند) نمی‌توانند به درجه آن‌ها برسند.

در روایات دارد کسانی که درجات پایین‌تر هستند، نمی‌توانند بروند به جایگاه آن‌هایی که درجه بالاتر هستند چون لیاقت آن درجه را پیدانکرده‌اند ولی آن‌هایی که در بهشت در درجات بالاتر هستند، می‌توانند بیایند به پایین‌ترها سر بزنند و از آنها دیدن کنند ولی بالعکسش نمی‌شود.

🌸 دعاکننده برای فرج، به مقام «متحآبین فی جلال الله» میرسد.🌸

(مطالب این قطعه نیز، نوشته‌های جدید استاد و متفاوت با صوت جلسه ٢٩ است)

بسم الله الرحمن الرحیم
ادامهٔ شرح حدیث ۵۶ از کتاب مکیال(جلد اول، باب رابع، حدیث دوم، روایت عیسی بن ابی منصور از امام صادق علیه السلام)

حضرت می‌فرمایند:

✨”أَمَا بَلَغَكَ اَلْحَدِيثُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صلی الله علیه وَآلِهِ‌ وَسَلَّم کَانَ یَقُولُ؛
: آیا به تو نرسیده این حدیث که رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم چنین می‌فرمودند که:

✨”إِنَّ لِلّه خَلْقاً عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ بَيْنَ يَدَيِ الله وَ عَن يَمِينِ الله؛
: برای خدا یک گروه و یک خلقی هستند از طرف راست عرش ولی در پیشگاه خدا و از طرف راست خدا”.

✨”وُجُوهُهُمْ أَبْيَضُ مِنَ اَلثَّلْجِ وَ أَضْوَءُ مِنَ الشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ؛
: چهره‌هایشان از برف سفیدتر و روشن‌تر از خورشیدِ درخشانِ بین روز”.

✨”يَسْأَلُ اَلسَّائِلُ مَا هَؤُلاَءِ؛
: سائل می‌گوید که این‌ها چه کسانی هستند؟”.

✨”فَيُقَالُ هَؤُلاَءِ اَلَّذِينَ تَحَابُّوا فِي جَلاَلِ اَللَّهِ؛
: گفته می‌شود این‌ها کسانی هستند که در جلال خدا(عظمت پروردگار) با هم اظهار محبت می‌کردند.

یعنی آنان که امام زمانشان را می‌شناسند و برای وجود مقدسش دعا می‌کنند ، این‌ها جزو افرادی میشوند که این حدیث فرموده است که در جلال خدا با یکدیگر تبادل محبت می‌کنند.

آری، کسی که از اعماق قلبش و با اعتقادی راسخ، حاضر نیست یک لحظه امام زمانش غائب باشد، و برای پایان غیبت آن حضرت تلاش می‌کند، چه تلاش قولی(مثل تبلیغ نام حضرت و زیاد دعا کردن برای فرج) و چه تلاش عملی(اصلاح نفس و تزکیهٔ آن و اعمال صالحه در جامعه) چنین شخصی را اگر بخواهیم مثالی برایش بزنیم، مانند کسی است که فرض کنید درباره خشکی آب دریاها احساس خطر میکند و لذا تلاش میکند مانع خشک شدن آب‌های دریاها شود تا مبادا در اثر بی آبی، انسانها و جانداران بمیرند.

💧علت این تشبیه هم آن است که دعا برای فرج امام زمان علیه السلام، در حقیقت، دعا برای بقاء حیات مردم جهان است زیرا وجود امام علیه السلام آب حیات برای مردم جهان است.

او اگر رهبر جهان باشد، اجازه بی عدالتی به هیچکس نمیدهد و عدالت آب حیات واقعی برای انسانها و حتی جانداران است زیرا اگر انسانها، عادلانه از منابع حیات در کرهٔ زمین استفاده کنند، نه دریاها آلوده می‌شود و نه جانداران آن آسیب میبینند و نه حیات بشر بوسیله ظلم قدرتمندان تهدید میشود و نه جنگ و نه فسادی روی میدهد و حضور مقدس اما پرقدرتش، همه‌ی نعمتهای ظاهری و باطنی، خصوصا آب را بطور عادلانه بین همه‌ی انسانها و جانداران توزیع می‌کند.

لذا دعا کننده برای فرج، در حقیقت از خدا تقاضای آب حیات برای همه‌ی مردم جهان کرده و محبتش را نثار همه‌ی آنان می‌کند .

🌾 پیش از این، در درسهای اولیه‌ی این کلاس، ثابت کردیم که امام زمان، حجت خدا و رابط بین خدا و خلق خداست و بواسطه دعاها و وجود اوست که خداوند حیات مادی و معنوی به بشر می‌دهد و اگر حضور او که منبع حقیقی علم و حکمت در میان بشر است، نباشد، مانند آن است که خداوند بدنی را بیافریند و مغز در آن قرار ندهد زیرا مغز منبع علم و هدایت در بدن انسان است و بدن بدون مغز وضعیتش مساوی با هلاکت و نابودی است.

این حقیقتی غیرقابل انکار است که همه‌ی انسانها مانند میلیاردها سلول در یک پیکره‌ی بزرگ و بهم پیوسته هستند که ناچارند که با هم در ارتباط باشند.
از همین رو، خداوند متعال در آخرین آیه سوره مبارکه آل‌عمران، انسانهای حقیقت پذیر (ایمان آورندگان) را به ارتباط با امام زمان ارواحنافداه سفارش و دستور میدهد (یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا واتقوا الله لعلکم تفلحون)؛
علاوه بر آنکه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام این آیه را به ارتباط با امام زمان علیه السلام و استقامت و پایداری در زمان غیبتش تفسیر و تأویل فرموده‌اند، معنای حقیقی و عقلی این آیه، به ضرورت برقراری ارتباط با حجت خدا اشاره دارد.
زیرا مشخص است که برقراری ارتباط دوطرفه (معنای کلمه‌ی رابطوا) چیزی جز ارتباط انسانها با مرکز علم و عقل در پیکره‌ی بشریت نیست؛همانطور که عقل هر عاقلی به اعضاء بدن دستور میدهد ارتباط خود را با مغز حفظ کنند والا میشوند عضو فلج و بی خاصیت.

💡دقیقا به همین خاطر، نه تنها سلولها، بلکه اعضاء مهم پیکره‌ی بشریت یعنی دولتها و نهادهای بین المللی، همه فلج و بی خاصیت هستند و نمیتوانند ظلم و فساد را از سلولهای این بدن بزرگ دور کنند و از این رو اکثریت سلولها همیشه مریض‌اند و ناله و فغانشان بلند است و روزی نیست که اخبار تلوزیون، صحنه‌های کشتار و جنگ و فساد بشر را نشان ندهد.

📗دعاکننده برای فرج چگونه به این مقام میرسد؟

رسیدن به مقامِ: *«مبادله کنندگان محبت در جلال خدا»* برای دعاکنندگان برای فرج امام زمان علیه السلام، که در طرف راست عرش و در پیشگاه پروردگار قرار می‌گیرند، یک امر آنی و بدون زمینه‌سازی نیست و در کنار دعا برای فرج، سالها تلاش عملی در جهت اصلاح و تزکیه نفس لازم دارد مانند بیماری که همراهش او را به بیمارستان برده و در کمال دلسوزی و محبت، هم برای موفقیت پزشک در عمل جراحی، دعا میکند و هم، هر تلاش عملی(مانند تهیه دارو و تهیه پول وو…) که لازم باشد انجام میدهد و هیچگاه کسی دعای بدون تلاش را از او نمی‌پذیرد و اگر بیمار بخاطر کوتاهی او در تهیه دارو وو… فوت کند، همه او را مقصر و دعای او را بی ارزش می‌دانند.

بنابراین، معنای حدیث فوق این نیست که هرگاه ما برای تعجیل فرج امام زمان علیه السلام دعا کردیم، انتظار داشته باشیم این دعا *فورا* ما را به مقام «متحابین فی الله»(تبادل کنندگان محبت در جلال خدا) رسانده و این امتیازات بزرگ را به ما بدهد؛ خیر، این کار زمان میبرد، سالها ادب، تلاش و پشتکار لازم دارد.

🌾دعا برای فرج، مانند گفتن این جمله از کودک تازه به دبستان رفته و پس از او تا رسیدن به دانشگاه است که در خلال همه‌ی سالهای تحصیلی از دبستان تا دیپلم میگوید: «من میخواهم درس بخوانم و به موقع به دانشگاه بروم»؛ حال اگر دعا کننده برای ظهور حضرت، در دعا و درخواستش از خداوند متعال، صادق باشد، این درخواست او را در مسیر تحصیلی دبستان تا دیپلم زندگی زمان ظهور قرار میدهد.

بله، اشتباه نکنید، بشرط صداقت با خودش و خدای عالم، عین یک دانش‌آموز، باید واقعا بخواهد مراحل تزکیهٔ نفس را طی کند و به دیپلم این سیر تحصیلی و مقام «تبادل محبت در جلال خدا» (که انشاءالله آن را توضیح خواهیم داد) برسد.

🌾این را هم بدانید که این مطلب در هر انتخابی، چه بسوی حق، چه بسوی باطل وجود دارد؛ یعنی کسی مثل فرعون، وقتی مسیر باطل را انتخاب میکند، هر روز که میگذرد، در جهت باطل رشد کرده و خلوص بیشتری در کفر و نفاق و گمراهیش پیدا میکند.

اگر راه کج را انتخاب میکند، آنقدر در آن عمیق میشود که بقول خودمان حتی شیطان را هم درس میدهد و آنگاه که راه حق را انتخاب میکند، مثل سلمان محمدی(رضوان الله تعالی علیه)، آن قدر در آن پیش میرود که درباه‌اش فرموده‌اند که علم اولین و آخرین را از اقیانوس علم بی انتهای امیرالمؤمنین علیه السلام، دارا و به آن متصل شده بود .

لذا دعا برای فرج و ظهور امام زمان اگر صادقانه باشد، به نتیجه میرسد و صداقتش به آن است که حتی یک لحظه حاضر نباشد امام زمانش غائب باشد و برای این محرومیت، همواره متأسف و چشمانش گریان و ناله‌اش بلند است

(تذکر: مطالب این قطعه نیز جدیداً توسط استاد نوشته شده و در صوت جلسه ٢٩ موجود نمی‌باشد)

💟💧سخنی درباره‌ی: «جلال خدا»

در قسمت‌های قبل گفتیم امام صادق
علیه‌السلام از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) نقل فرمودند(حدیث ۵۶ کتاب مکیال المکارم، جلد اول، باب۴، ح٢) که:
«برای خدا خلقی (گروهی) هست از طرف راست عرش خدا که در پیشگاه خدا قرار دارند و چهره‌هایشان از برف سفیدتر و از خورشید وسط روز پرنورتر؛ که کسی می پرسد این‌ها چه کسانی هستند؛ گفته می‌شود این‌ها کسانی هستند که در جلال خدا با یکدیگر اظهار محبت می‌کردند».

💫 خب، حالا جلال خدا چیست که ما اگر بر سر آن با یکدیگر تبادل محبت کنیم، از کسانی خواهیم شد که در طرف راست عرش خدا و در پیشگاه خدا مقام خواهیم گرفت؟؛ با این توجه که بسیار دعا کردن برای تعجیل در امر فرج امام زمان ارواحنافداه از مصادیق این اظهار محبت در جلال خدا است.

آن‌هایی که:

✨”تَحَابُّوا فِی جَلال‌ِ الله”
: در «جلال خدا» یعنی در عظمت خدا با هم محبت رد وبدل کرده‌اند.

«جلال‌ الله» ائمه اطهار (عليهم‌السّلام) هستند. آن‌ها مظهر جلالت و عظمت خدا هستند؛ خودمان نمی‌گوییم این کوه سر به فلک کشیده، مَظْهَرِ عظمت خداست؟
یعنی همان‌طور که خدا سرسوزنی از بزرگی و عظمت خودش را در این کوه‌ها و اقیانوس‌ها و کرات و کهکشانها آشکار کرده، اصل عظمت و بزرگی خودش را در ارواح مطهر ائمه معصومین علیهم‌السلام آشکار کرده؛ چرا؟، چون کوه‌ها و کرات و خورشیدها و کهکشانها طاقت نداشتند بار جلالت و عظمت خدا را بر دوش کشند و نشان‌دهنده عظمت و جلالت اصلی خدا شوند.

آن ارواح مطهر کوههای اصلی نظام خلقتند، یعنی مانند کوهها که میخ‌های زمین‌اند و زمین را ازهم‌پاشیدگی در اثر نیروی رانش و حرکت سریع زمین در فضا به دور خورشید حفظ می‌کنند، ائمه اطهار علیهم‌السلام هم بار سنگین علم و قدرتی که در آیات قرآن رمزگزاری شده و فقط آنها به آن رموز آگاه هستند، را به دوش می‌کشند و مانع ازهم‌پاشیدگی نظام خلقت می‌شوند.

لذا خداوند متعال آن جلالت و عظمت اصلی را در روح مطهر رسول خدا و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و ائمه اطهار (صلوات الله وسلامه علیهم اجمعین) قرار داد و در سوره مبارکه احزاب، آیه ٧٢، آن را چنین بیان فرمود:

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛
:حقیقتا ﻣﺎ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﺳﻤﺎﻥ‌ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻛﻮﻩﻫﺎ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ، پس ﺁﻧﻬﺎ حاضر نشدند این بارسنگین را بردارند ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺮﺳﻴﺪﻧﺪ؛ اما ﺍﻧﺴﺎﻥ این بار ﺭﺍ برداشت؛ قطعاً ﺍﻭ ظلوم (مظلوم و ظالم) و جهول (مجهول و جاهل) است».

💡دو کلمهٔ «ظلوم» و «جهول» از کلماتی هستند که به دو معنی متضاد استعمال می‌شوند.
از ائمه اطهار علیهم‌السلام در تفسیر و تأویل این آیه روایت است که منظور از ظلوم و جهول، هم امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، هم فلانی (آنان که به حق محمد وآل محمد علیهم السلام ظلم کرده و بار امانت، یعنی ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را ربودند و بر گُردِهِ مردم مسلط شدند.) . (ر. ک: تفسیر البرهان، ذیل آیه ٧٢ و ٧٣ سوره مبارکه احزاب، حدیث ١ – ١٠)

به این معنا که: وقتی خداوند متعال امیرالمؤمنین علیه السلام را منظور می‌فرماید، «ظلوم» به معنای «مظلوم» و «جهول» به معنای «مجهول» است؛ یعنی بار امانت الهی را که آسمانها و زمین و کوهها از برداشتنش اباء کردند و حاضر به حمل آن نشدند، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آن را برداشت و آن بار «ولایت»، یعنی برعهده گرفتن تربیت و سرپرستی تمام خلائق، از جن و انس و مَلَک و سایر موجودات بود.
اما عظمت و جلالت مقام والای علی علیه‌السلام (همچنین سایر ائمه علیهم السلام) درک نشد و آن حضرت مظلوم واقع شد؛ لذا او ظلوم، یعنی مظلوم بود و چون قدرش را نشناختند و فضائل و مقاماتش همه ناشناخته ماند، او، «جهول» یعنی قدرش مجهول باقی ماند.
در نقطهٔ مقابل، ظالمین به حق امیرالمؤمنین علیه‌السلام‌اند که ظلومند و جهول؛ یعنی هم ظالمند، هم جاهل؛ درست برعکس آنچه درباره امیرالمؤمنین علیه السلام گفته شد.

عظمت مقام امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم‌السلام، قابل درک برای خلائق نبوده و نیست مانند اقیانوس بی‌انتهایی که ماهیان دریا از درک عظمت آن عاجز هستند؛ یعنی عظمت روح امیرالمؤمنین و رسول خدا و ائمه اطهار (علیهم‌الصلاةوالسلام) چنان است که هیچ خلقی توانایی درک آن را ندارد.

💟 امام علیه السلام «کلمةالله» و مظهر عظمت و جلالت خدا است

«کلمه» به سخنی می‌گویند که از زبان گوینده خارج می‌شود و بوسیله‌ی آن منظور و مقصود خود را به شنونده می‌فهماند.
«کلمةالله»، یعنی آنچه خدا خواسته بگوید و به‌وسیله او منظور ومقصود خود را به خلایق بفهماند و لذا خداوند متعال، حضرت عیسی‌بن‌مریم (علی‌نبیناوآله‌وعلیه‌السلام) را کلمه‌ی خود معرفی فرموده و در سورهٔ مبارکه‌ی نساء، آیه ١٧١، می‌فرماید:
«یَا أَهْلَ الکِتاب لاتَغْلُوا فی دِینِکُمْ وَ لاتَقُولوا عَلَی الله الا الحَق إنَّما المَسیحُ عیسی‌بنُ مَریَم رَسُولُ اللهِ وَکَلِمَتُهُ أَلْقَاها إِلی مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ…؛
:ای اهل کتاب در دینتان سخن خارج از اندازه (غُلُوّ) نگویید و بر خدا جز حق چیزی نگویید. قطعا مسیح، عیسی پسر مریم است(نه خدا یا پسر خدا، او) فرستادهٔ خدا و کلمه‌ی او، و روحی الهی است که آن را به مریم وارد کرد …».
آنگاه که خدا بخواهد منظور و مقصود خود را به خلائق بفهماند و آنها را به حقیقت هدایت فرماید، کلمات خود را آشکار می‌کند و کلمات خدا در ظاهر حروف و کلمات و آیات قرآن هستند و هنگامی که خداوند می‌خواهد این حروف و کلمات را به صورت زنده، روح ببخشد و آن را زبان گویای خود قرار دهد، آن را در قالب یک انسان در می‌آورد و آن انسان کامل را امین خود قرار می‌دهد و نام او را می‌گذارد : «کلمةالله» و «امین‌الله»؛ (السلام‌علیک‌یاامین‌الله‌فی‌ارضه…؛ اولین جمله در زیارت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم‌السلام).

💧و همانطور که کلمات قرآن معدن علم است(و لارطب ولا یابس الا فی کتاب مبین: علم هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی که آشکار کننده‌ی حقایق است، جمع است؛/ الانعام:۵٩)؛
همچنین، ائمه اطهار، خصوصا امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیهم‌الصلاة‌والسلام هم، معدن علم کتاب خدا و امامی هدایتگر هستند(وکل شئ احصیناه فی امام مبین: علم همه چیز را در امامی که جداکننده حق و باطل و روشنگر راه هدایت است جمع نموده‌ایم؛/ یس:١٢)
از این رو، خداوند متعال عظمت و جلالت خود را در کلمات خود قرار داده و آنها را اقیانوس بی‌پایان فضیلت معرفی فرموده و در کتاب حق خویش درباره آنان می‌فرماید:
«قُلْ لَوْ کَانَ البَحْرُ مِدَاداً لِکَلِمَاتِ رَبّی لَنَفِدَ البَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِمَات رَبّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدَاً (الکهف:١٠٩)؛
اگر تمام دریاها مرکب نگارش شوند (و درختان عالم تراشیده شده و بصورت مداد درآیند) تا عظمت کلمات خدا را بنویسند، این همه مرکب (آبهای دریاها) تمام میشود ولی فضیلت این انوار مقدسه تمام نمی‌شود ولو مانند این آبها را بازهم به عنوان مرکب برای نگارش فضائل کلمات خدا بیاورند».
و در سورهٔ مبارکه‌ی لقمان به هفت دریا به عنوان مرکب نگارش تصریح فرموده است که هفت دریا تمام میشوند اما فضائل کلمات خدا تمام نمی‌شود.
اینک کدام متکبر زورگویی است که زیر بار این حقیقت بزرگ نمی‌رود و کلمات خدا را فقط حروف عربی قرآن می‌داند اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را یک انسان معمولی که فقط علمش از ما بیشتر است و دارای فضائلی چند است می‌داند تا بتواند خود یا جاهلانی متکبرتر و شقی‌تر از خود مانند ابن‌ملجم‌ها و معاویه‌ها را در کنار آن حضرت تفسیر کننده‌ی کلمات خدا بداند و زیربار اطاعت از قرآن زنده و ناطق، یعنی علی‌بن‌ابیطالب و ائمه‌اطهار (علیهم‌السلام) نرود چراکه همه‌ی درد بشر همین تکبر و خودمحوری و اجرای خواسته‌های جاهلانه‌ی خویش است.

🌾بشر متکبر میتواند کلمات خدا در قالب زبان عربی را به نظر خود معنا و تفسیر به رأی کند و به خواسته‌های سراسر جهل خود دست یابد اما هرگز نمی‌تواند امیرالمؤمنین و ائمه‌اطهار علیهم‌السلام را تابع امیال نفسانی خود به اسم کلمات خدا نماید و هر جنایتی را مرتکب شود زیرا علی و حسن و حسین و نُهْ فرزند حسین (علیهم‌السلام) امامانی هدایتگر و جداکننده حق و باطل از هم هستند و زیر بار هیچ زور و ستمی نمی‌روند.

💧همچنین امام هادی (علیه‌السلام) در تفسیر همین آیات شریفه‌ای که ذکر شد، جملاتی را به عنوان اظهار ارادت و عظمت این کلمات الله در قالب زیارت جامعه کبیره بیان فرموده و آب پاکی بر دست همه ریخته و می‌فرماید:

*فبلغ الله بکم اشرف محل المکرمین* ؛
پس خداوند شما را به شریفترین جایگاه تکریم‌شدگان؛
*واعلی منازل المقربین؛*
و بالاترین منازل نزدیک‌شدگان به خدا،
*و ارفع درجات المرسلین؛*
و بلندترین درجات پیامبران رساند؛
*حیث لا یلحقه لاحق؛*
آن قدر بلند و باعظمت که هیچ کسی به آن نرسد؛
*ولایفوقه فائق؛*
و هیچ برتری جوئی بر آن برتری نیابد؛
*ولایسبقه سابق؛*
و هیچ سبقت گیرنده‌ای بر آن سبقت نجوید؛
*ولایطمع فی ادراکه طامع؛*
و اصلا هیچ طمع‌کننده‌ای نتواند آن عظمت را درک کند؛
*حتی لایبقی ملک مقرب؛*
تا جایی که دیگر هیچ ملک مقربی(مانند جبرائیل و میکائیل و عزرائیل و اسرافیل و… )؛
*ولا نبی مرسل؛*
و هیچ پیامبری؛
*ولا صدیق؛*
و هیچ صدیقی؛
*ولا شهید؛*
و هیچ شهیدی؛
*ولا عالم؛*
و هیچ عالمی؛
*ولا جاهل؛*
و هیچ جاهلی؛
*ولا دنی؛*
و هیچ فرومایه‌ای؛
*ولا فاضل؛*

و هیچ دارای فضیلتی؛
*ولا مؤمن صالح؛*
و هیچ مؤمن صالحی؛
*ولا فاجر طالح؛*
و هیچ از راه به در رفتهٔ تبهکاری؛
*ولا جبار عنید؛*
و هیچ ستمگر ستیزه‌جویی؛
*ولا شیطان مرید؛*
و هیچ شیطان رانده‌شده‌ای؛
*ولا خلق فیما بین ذلک شهید؛*
و هیچ خلقی بین اینها شاهد بر جلالت و عظمت این انوار مقدسه، باقی نماندند؛
*الاّ عرفهم جلالة امرکم و عظم خطرکم و کبر شأنکم؛*
مگر آنکه خداوند به همه‌ی اینها(از خوب وبد خلایق که ذکر شدند) جلالت و عظمت جایگاه والای شما و بزرگی خاطر شما و فضائل و کمالات شما را شناساند؛
*و تمام نورکم و صدق مقاعدکم و ثبات مقامکم؛*
اینکه شما در نظام خلقت چه مقام والایی دارید و تمامیت نورانیت و درخشش شما در هدایت موجودات هستی و درستی جایگاههای شما و پایداری مقام‌هایتان نزدخدا؛
*و شرف محلکم و منزلتکم عنده و کرامتکم علیه و خاصتکم لدیه و قرب منزلتکم منه، بابی انتم و امی…؛*
و شرافت جایگاههایتان و منزلتی که نزد او دارید و کرامتی که خداوند عالم برایتان قائل است و آنچه بطور اختصاصی نزد او دارید و نزدیکی شما به پروردگار عالم را شناساند؛ پدر و مادرم بفدای شما…».

💟جلالت و عظمت خدا در کوه‌ها و اقیانوس‌ها و کهکشان‌ها آشکار است

خدا غیب مطلق است و با چشم سر دیده نمی‌شود و ما باید از خلقتش به عظمتش پی بریم. مثلاً یک کوه عظیمی می‌بینیم می‌گوییم: «سبحان‌الله، الله اکبر»؛ یا به عظمت آسمان‌ها و کهکشان‌ها نگاه می‌کنیم، همین را می‌گوییم در حالی که، این‌ها یک گوشه‌ای از عظمت پروردگار عالم است که می‌فرماید اینها را بخاطر شما آفریدم(خلق لکم مافی السموات و ما فی الارض) و سپس میفرماید شما را هم برای درک عظمت خودم آفریدم و عظمت خودم را در ارواح مطهر محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان معصوم از نسل حسین (عليهم‌السلام) آشکار کردم و دیدن عظمت آنها و شناخت مقام آنها را، به منزله‌ی شناختن و دیدن عظمت خودم قرار دادم(از امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السلام و از امام زمان علیه‌السلام روایت است که فرمودند:
*«نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائع لنا؛*
: *ما ساخته‌شده‌های پروردگارمان هستیم و مخلوقات پس از ما ساخته‌شده‌هایی برای ما هستند».*
احادیث و روایات در این باب، حتی از طریق اهل تسنن فراوان است. (ر. ک: موسوعة الامامة فی نصوص اهل السنة)
بر همین اساس، خداوند متعال در حدیث شریف کساء می‌فرماید :

✨” *إنی مَا خَلَقْتُ سَمَاءً مَبْنِیَّهً، ولا أَرْضاً مَدْحِیَّهً، و لا قَمَراً مُنِیراً، ولا شَمْساً مُضِیئَهً، ولا فَلَکاً یَدُورُ* …؛
*: من هیچ آسمان برافراشته‌ای، و هیچ زمین گسترده‌ای، و هیچ ماه نورانی‌ایی، و هیچ خورشید درخشنده‌ای و هیچ کهکشان و منظومه‌ای و… را نیافریدم مگر در محبت این پنج تن که زیر کسا هستند».*
تا آخر جملات ملکوتی این حدیث شریف که اصل ماجرای آن مورد اتفاق شیعه و سنی است و این جملات را جناب جابر بن عبدالله انصاری در حدیث فوق معتبر و عالی کساء از حضرت زهرا سلام الله علیها نقل کرده است که این‌ها تازه یک گوشه‌ از عظمتی است که خدای تعالی برای ارواح مطهر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) قائل است.

💟 نردبام مکیال برای رسیدن به بام مکارم

بعد از اینکه عظمت این کوههای الهی، یعنی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) را با چشم معرفت و ایمان به غیب دیدیم و بی پایان بودن این اقیانوسهای علم را شناختیم و دست نیافتنی بودن مقام آنها را چون خورشید متوجه شدیم، می‌خواهیم ببینیم چگونه در اقیانوس علم و فضیلت ائمه اطهار علیهم‌السلام، روحمان چون ماهیانی در آب حیات‌بخش اقیانوس محبت آنان شناور گردد و جملهٔ:
«هؤلاء الذین تحابوا فی جلال الله» (اینها کسانی هستند که در جلالت خدا به یکدیگر تبادل محبت میکردند) بر ما هم صدق کند تا در طرف راست عرش خدا و در پیشگاه او جای بگیریم و از همه مهم‌تر آنکه برای بالارفتن و رسیدن ما به این مقام، نردبامی به نام «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم علیه السلام» قرار داده‌اند.

🌾صحبت درباره حدیث شریف امام صادق علیه السلام بود (حدیث ۵۶،کتاب مکیال المکارم، ج١، باب۴، حدیث٢)؛ درباره کسانی که در جلال و عظمت خدا با یکدیگر تبادل محبت می‌کنند؛ عبارت حدیث این بود:
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌فرمایند که:
« *ان لله خلقا عن یمین العرش بین یدی الله، و عن یمین الله، وجوههم ابیض من الثلج و اضوء من الشمس الضاحية، یسأل السائل ماهؤلاء؟، فیقال: هؤلاء الذین تحابّوا فی جلال الله* ».
« *برای خدا خلقی (گروهی) هست از طرف راست عرش خدا که در پیشگاه خدا قرار دارند و چهره هایشان از برف سفیدتر و از خورشید وسط روز پرنورتر؛ کسی می پرسد اینها چه کسانی هستند؛ گفته می‌شود اینها کسانی هستند که در جلال خدا با یکدیگر اظهار محبت می‌کردند* ».

این مثل آن است که عده‌ای درباره عظمت بزرگترین قله‌های جهان انجمنی را تشکیل دهند و درباره شگفتی و عظمت آن قله‌ها با یکدیگر تبادل کار در زمینه‌های مختلف مربوط به آن قله‌ها کنند و این کار را از روی علاقه به عظمت طبیعت انجام دهند.
طبیعی است که مثلا یک سازمان جهانی که مسئولیت تشویق چنین افرادی را برعهده دارد، در همایش‌های مربوط به این موضوع در سطح جهان، چنین افرادی را در ردیف اول دعوت شدگان آن همایش قرار میدهد و از شخصیت و زحمات آنان تقدیر میکند و ایشان را در مناصبی که به این مهم مربوط است قرار میدهد.
در موضوع ما هم، وقتی به این حقیقت واقف شدیم که جلال و عظمت خدا را آسمانهای برافراشته و زمین‌های گسترده و کوههای باعظمت نتوانستند تحمل کنند و از برداشتن این بار امتناع کردند، اما ارواح مطهر چهارده معصوم علیهم السلام آن را برداشتند زیرا خداوند توانایی و ظرفیت حمل بار علم الهی را در آنها ایجاد کرده بود و اکنون:

💫و اکنون ما هم مانند همان انجمنی که در مثال فوق درباره عظمت کوه‌ها تشکیل شده بود، می‌خواهیم انجمنی معنوی از منتظران واقعی حضرت تشکیل دهیم که شبانه روز پیمانه‌های فضیلت دعا برای امام عصر ارواحنا فداه را از دریای فضل و کرامت امام زمانشان پر میکنند.

ما می‌خواهیم درباره عظمت کوه‌های معنوی تمام عوالم هستی، یعنی ارواح مطهر چهارده معصوم علیهم السلام با یکدیگر، تنها از روی محبت و اخلاص، کار و تبادل محبت کنیم و در جهت معرفی آنان به جهانیان و جذب قله‌ نوردان حقیقی قله‌های انسانیت بکوشیم.

این کار «تبادل محبت در جلال خدا» و به تعبیر روشن‌تر، تبادل محبت در نشان‌دادن چهرهٔ باعظمت حجت خدا «امام زمان روحی‌فداه» نام دارد که اگر در این مهم موفق باشیم، در طرف راست عرش و در پیشگاه خداوند متعال جاه و مقام خواهیم گرفت.
در نظام خلقت، عظمت و جلالتی که ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) دارند، قابل قیاس با احدی از مخلوقات دیگر نیست و این فضیلت را حتی در کتب و روایات اهل تسنن میتوان یافت.

درباره جلالت و عظمت حضرت زهرا سلام الله علیها داریم که:

✨”وَ لَها جَلالٌ لَیْسَ فَوْقَهَا جَلالٌ إِلاّ جَلالُ اللَهِ عَزَّوَجَلّ؛
: برای فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) عظمت و جلالتی است که بالاتر از آن عظمتی نیست مگر عظمت خدای عزوجل که خالق آن‌ حضرت است”.

🍀خب، ما می‌خواهیم این عظمت و جلالت را محور کار خود بر اساس:

” *تَحَابُّوا فِی جَلَالِ اللَّهِ* ”

قرار دهیم.
یعنی برای عظمتِ مقام چهارده معصوم (علیهم‌الصّلوة‌والسّلام) هر چه محبت داریم، نثار کنیم تا از آنانی باشیم که در طرف راست عرش الهی و در پیشگاه او قرار می‌گیرند.

لذا قطار زندگیمان را در این دنیای تاریک عصر غیبت بر ریل درک فضیلت و عظمت جلال خدا قرار میدهیم.
در خط کسانی که محبت‌شان را برای آقا امام زمان (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) خالص می‌کنند.

لذا اول باید خود را به مقام «عباد الله الصالحین» (بندگان صالح و شایستهٔ خدا) برسانیم و به دیگران هم کمک کنیم که به این جایگاه والا برسند و از آنجا هم بالاتر بروند و مانند جناب سلمان خود را عضوی از وجود مقدس امام زمانشان ببینند و خواسته‌ی امامشان را بر خواسته‌های خود ایثار کنند که از امام صادق علیه السلام نقل است که در تعریف و تمجید از سلمان(رضوان‌الله تعالی علیه) یکی از سه مشخصه‌ی او را چنین ذکر فرمودند:
*«ایثاره هوی امیرالمؤمنین علیه السلام علی هوی نفسه؛*
:او خواسته‌های امام زمانش را بر خواسته‌های خود مقدم میداشت و ایثار می‌کرد».

🌸مرحوم آیت الله، سید محمد باقر موحد ابطحی ره، شاگرد رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله‌ وسلم) بود

حالا بعضی‌ها ناامید نشوند که ما کجا و این مقامات کجا؛ چون مرحوم صاحب کتاب مکیال المکارم، هدفشان با نوشتن این کتاب که مؤید به تأیید آقا امام زمان ارواحنافداه شدند، این بوده و هست که کسی که برای حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) دعا می‌کند، در چنین مسیری قرار می‌گیرد که:« تحابُّوا فی جلال الله»؛ یعنی دعا کننده در حق حضرت، در مدرسه‌ای ثبت‌نام میشود که دیپلمش مقام «عبادالله الصالحین» است.
حالا ما که برای حضرت ولی عصر علیه السلام دعا می‌کنیم، یا در پیش دبستانیِ این مدرسه‌ایم، یا در اول دبستانش، یا کلاس دومش و همین‌طور بالا و بالاتر تا دیپلم که بستگی به میزان تلاش و گذراندن مراحل تزکیه نفس در هر شخصی دارد که البته با دیگری متفاوت است و میتوانید آن را «درجات ایمان» هم نام بگذارید.
همانطور که وقتی وارد یک دبستان میشوید همه‌ی دانش‌آموزان داخل یک کلاس نیستند، مؤمنینِ منتظر و دعا کننده برای فرج هم، هر کدام داخل یکی از کلاسهای این مدرسه‌ی توحیدی هستند.
مؤمنی که وارد این مدرسه مکیال‌(پیمانه‌های دعا برای قائم عليه السلام) می‌شود و میخواهد از دانش‌آموزان این مدرسه باشد، تنها ورودش به این مدرسه کافی نیست، باید سرکلاس هم بنشیند و درسها را یاد بگیرد و مشق‌هایش را هم درست بنویسد و نمره قبولی در امتحانات هم بگیرد.
همین‌طوری که نمیشود مکیال را بگوییم کتاب خوبی است و درسش و امتحانش را که خدایتعالی از ما در حوادث و فشارهای زندگی می‌گیرد انجام ندهیم و به سرگرمی دنیا مشغول باشیم.
باید درسهای نورانی معارف این کتاب، در تک تک برخوردهایمان با همسر، فرزند، همسایه، والدین، مردم جامعه وو… پیاده شود و اثرات دعا برای حضرت در یک یک اعمالمان ظاهر شود.
هیچ دانش‌آموزی تنها با ثبت نام در مدرسه، بالا نمی‌رود.
این یک تذکری بود که گاه به گاه باید یادآور شویم.

💡نماز اول وقت شروع و بقول معروف استارت کار است
چند روز قبل یکی از من پرسید اینکه بعضی بزرگان برای تزکیه نفس، نماز اول وقت را نسخه داده‌اند، آیا این کافیست؟
به او جواب دادم مقید بودن به نماز اول وقت، مانند ثبت نام در مدرسه است و سپس باید درسهای نماز را یک مؤمن منتظر بر خود با کمک معلمین این مدرسه بر دست و پا و چشم و گوش و زبان و قلبش، یعنی افکارش، مشق نماید.
یعنی آنقدر درس بخواند و علم قلبش، نه علم حافظه‌اش، بالا برود که مثلا «الله‌اکبر» نمازش، در نگاهش، در کلامش، در قدمهایی که بر میدارد و در سایر اعمالش خوانده و حاکم شود وَإِلّا «الله» او «اکبر» نشده و «الله‌اکبر» گفتنش به بار ننشسته و صددرصد صادق نیست.
این فقط یک مثال از یک کلمه‌ی نماز بود،

🍀درس مکیال هم همین‌طور است.
مکیال از آثار عظیم و بی پایان دعا برای حضرت ولی عصر ارواحنافداه، مانند پیمانه‌ای از دریا برمیدارد و از برکات دعا برای حضرت بهره‌مند می‌شود.
معلمین این مدرسه هم، علمائی مثل مرحوم صاحب مکیال یا نوه‌ی مکرمشان مرحوم آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی اصفهانی ره و امثال این بزرگوار هستند که یادم هست سالها قبل، یک روز در خدمت این بزرگوار به مسجد مقدس جمکران مشرّف می‌شدیم، یادم نیست که چه صحبتی پیش آمد که ایشان خوابی را که کسی درباره ایشان دیده بود نقل کردند که آن شخص در خواب دیده بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قریب به این معنا فرموده بودند که: «ایشان(یعنی مرحوم آیت الله حاج سید محمد باقر موحد ابطحی ره) در عالم ذر نزد ما تعلیم دیده اند»
عالم ربانی، یعنی این؛ عالمی که ساخته و پرداخته‌ی تربیتهای امام زمانش باشد و معارف را فقط و فقط و فقط از اهل بیت علیهم السلام فراگرفته باشد نه اینکه ذهنش انبار نظریات فلاسفه‌ی شرق و غرب باشد و گاهی هم از اهل بیت علیهم السلام بگوید.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام به کمیل فرمودند:

*«یا کمیل لاتأخذ الا عنا تکن منا ؛*
*:ای کمیل جز از ما علم و معرفت فرانگیر تا ازما اهل بیت باشی»*

خلاصه اینکه باید خیلی حواسمان جمع باشد که مکیالِ مکارم (پیمانه‌ی خوبیها) در آثار دعا برای حضرت را از امثال صاحب مکیال‌ها باید فرا بگیریم و سالها در کلاسشان زانوی ادب به زمین بزنیم و با قلبی که کاملا تسلیم است در جلال خدا و تجلی‌گاه عظمت خدا که خلقت روح چهارده معصوم عليهم السلام است و در راههای تقرب جستن به عظیم‌ترین کوه آفرینش، یعنی امام زمان ارواحنافداه، با یکدیگر تبادل محبت کنیم مانند دانش‌آموزان یک کلاس که در پیشرفت درسهایشان با یکدیگر همکاری و معاضدت می‌کنند؛ همان شش خصلتی که در این حدیث شریف، امام صادق علیه السلام بیان فرمودند و در درسهای گذشته بیان کردیم که برای یادآوری مجددا عرض می‌کنم:
حضرت فرمودند:
*شش خصلت* (یعنی شش روحیه، شش کمال روحی که در تو پایدار و ریشه‌دار شده باشد) *است که در هرکس باشد، در پیشگاه خدا و در طرف راست خدا* (یعنی جزو اصحاب یمین امیرالمؤمنین علیه السلام) *خواهد بود* .

ابن ابی یعفور گفت: فدایتان شوم آنها چیستند؟!
فرمود:
(اول اینکه:) *مرد مسلمان برای برادر مسلمانش دوست بدارد آنچه برای عزیزترین کس خانواده‌اش دوست میدارد.*

(و دوم:) *خوش نداشته باشد برای برادر مسلمانش آنچه را که برای عزیزترین کس خانواده‌اش خوش نمی‌دارد.*

(وسوم اینکه:) *

با او در ولایت ما خیرخواهی دوطرفه داشته باشد.*
سپس فرمود:
« *این سه برای شما و سه چیز برای ما* :
(اول اینکه:) *فضیلت ما را بشناسید؛*
(دوم اینکه:) *پشت سر ما حرکت کنید؛*
(و سوم اینکه:) *منتظر عاقبت کار ما* (ظهور امام زمان علیه السلام) *باشید*؛
*پس کسی که این چنین باشد، در پیشگاه خدای عزوجل خواهد بود*».

حالا باید برویم سراغ این جملهٔ امام علیه السلام که در بخش دوم حدیث که آن سه مطلبی که به اهل بیت علیهم السلام مربوط می‌شود، فرمود:
« *اینکه فضیلت ما را بشناسید* »
انشاءالله در قطعهٔ بعد به این مهم خواهیم پرداخت.

📗 *چگونه دانش‌آموز کلاس انتظار باشیم*

حدیث شریفی که مورد بحث بود، این است که ببینیم دعا برای وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه، چه ارتباطی با «جلال خدا» دارد که امام صادق علیه السلام، تبادل محبت مؤمنین منتظر بر حول محور محبت امام زمان علیه السلام را موجب بالارفتن درجات آنان تا سمت راست عرش خدا می‌دانند و نام این همکاری مؤمنان منتظِر که یکی از مصادیق و موتورهای حرکت آن، دعا برای امام زمان ارواحنافداه است را «تحابب در جلال خدا» (تبادل و همکاری محبت‌آمیز منتظران برای جلال و عظمت خدا) می‌گذارند. (که در انتهای حدیث فوق فرمود: هؤلاء الذین تحابُّوا فی جلال الله).
یعنی اگر ما مؤمنین منتظر امام زمان علیه السلام حول محور ولایت آن حضرت، مانند دو دست برای یک بدن، با یکدیگر محبت و صمیمیت داشته باشیم و برای اهداف امام زمانمان کار کنیم و با دعای صادقانه برای تعجیل فرج، نشان دهیم که حتی یک لحظه راضی به ادامه‌ی عصر غیبت امام زمانمان نیستیم، مانند زندانیی که حتی یک دقیقه دوست ندارد در زندان بماند و برای آزادی خود و دیگر زندانیان دعا و تلاش میکند،(که عصر غیبت زندان بزرگ ما انسانها بخاطر جرم بزرگ بی وفایی به حجت خدا است) این روحیه موجب می‌شود خداوند متعال جایگاهی والا در سمت راست عرش خود به ما بدهد.
اما باید بدانیم که چنین جایگاهی با دعای بدون تلاش عملی بدست نمی آید، بلکه باید شش خصلت در مؤمنِ منتظِر جمع شود تا دعاکننده را به مقام «سمت راست عرش خدا» برساند.

دعا برای امام زمان علیه السلام و تعجیل فرج آن حضرت، شعار معنوی یک منتظِر و نشانهٔ حضور او در مدرسه توحید است؛ اما این دانش‌آموز در کدام کلاس و رتبه از تقوا و سیر و سلوک بسوی خدا قرار گرفته است، در رفتار عملی او باید دیده شود و ممکن است یک دعاکننده برای فرج و ظهور امام زمان علیه السلام، مانند دانش آموز اول دبستان انتظار و دیگری در کلاس دوم یا سوم یا بالاتر باشد.
لذا دعاکننده برای فرج، باید صبر و تلاش در تحصیل کمالات روحی خود داشته باشد تا به مقام منتظران کامل برسد.
در هرحال، آن شش خصلت که ما را دانش‌آموز کلاس امام زمان علیه السلام میکند و امام صادق علیه السلام آنها را بیان فرمودند، اینهاست:

*یک : مرد مسلمان برای برادر مسلمانش دوست بدارد آنچه برای عزیزترین کسانش دوست می‌دارد.*

*دو : آنچه را که برای عزیزترین کسانش نمی پسندد و خوش ندارد، برای برادر مسلمانش هم خوش نداشته باشد و نپسندد.*

*سه : با او در ولایت امام زمان علیه السلام خیرخواهی و تبادل محبت داشته باشد*.

آن حضرت در توضیح این فَقَره می‌فرمایند:
*یعنی وقتی برادر مسلمانش را چون عزیزترین کسانش بداند، اگر برادر مسلمانش خوشحال باشد، او هم خوشحال شود و اگر غمگین باشد، او هم غمگین شود و اگر چیزی داشته باشد که با آن، غم برادر مسلمانش را برطرف کند، چنین کند واگر نداشته باشد برایش دعا کند.*

سپس حضرت می‌فرمایند :
*این سه مورد (بر عهده‌ی شما، امّا) برای شما بود و سه تای دیگر هم (بر عهدهٔ شما است، امّا) برای ما است و آن سه خصلت دیگر (از مجموع شش خصلت) که برای ما است، اینها هستند:*

*چهار : اینکه فضیلت ( وعظمت مقام ما ) را بشناسید.*
*پنج : و اینکه دقیقا پشت سر ما حرکت کنید(از ما جلو نزده و عقب هم نیافتد)*.

*شش: و اینکه منتظر عاقبت (و هدف نهایی) کار ما باشید.*

شاید بتوانیم این جملهٔ اخیر(مورد ششم) را چنین معنا کنیم که چون امام زمان ارواحنافداه در عصر غیبت، مانند رهبری در تبعید هستند(عن امیرالمؤمنین علیه السلام :صاحب هذاالامر، هو الطرید الشرید الفرید الوحید) ، به پیروانشان می‌فرمایند : منتظر دستورات ما باشید و خودسرانه کاری به اسم ما و از طرف ما نکنید.

سپس حضرت می‌فرمایند :
*کسی که چنین باشد (شش خصلت فوق را در خود بوجود آورده باشد) در طرف راست عرش خدا جای دارد* (یعنی از اصحاب یمین و یاران امام زمان علیه السلام خواهد بود).
(این جملات عین ترجمه فرمایش امام صادق علیه السلام در روایت مذکور بود که در قسمتهای گذشته، اصل متن عربی روایت را ذکر کردیم).

❤️ *تبادل محبت در جلال خدا*

در انتهای این روایت هم، امام صادق علیه السلام مجموع این شش خصلت را در یک جمله خلاصه فرموده‌اند که اینها کسانی هستند که: « *تحابوا فی جلال الله*»(کسانی‌که بر محوریت عظمت و جلالت خداوند باهم تبادل محبت می‌کنند).

بنابراین، « *تحابوا فی جلال الله*» بقچه‌ای است سربسته که اگر بازش کنیم آن شش خصلت از آن بیرون می‌ریزد.
و ما خلاصه می کنیم آن شش خصلت را در دو کار:
*کار اول* اینکه برادر مسلمانت را چون جان خود عزیز بداری و این خلاصه‌ی ٣ خصلت اول است که مربوط به خودمان (خانواده برادران و خواهران ایمانی) می‌شود.
*کار دوم* این است که امام زمانمان را به فضیلت و مقامش شناخته و سپس جان و مال و خواسته‌های خود را فدای او گردانیم(زندگی و مرگمان برای او باشد).

مجدد تکرار میکنیم این مبحث مهم را :

📗 *چگونه دانش‌آموز کلاس انتظار باشیم*

حدیث شریفی که مورد بحث بود، این است که ببینیم دعا برای وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه، چه ارتباطی با «جلال خدا» دارد که امام صادق علیه السلام، تبادل محبت مؤمنین منتظر بر حول محور محبت امام زمان علیه السلام را موجب بالارفتن درجات آنان تا سمت راست عرش خدا می‌دانند و نام این همکاری مؤمنان منتظِر که یکی از مصادیق و موتورهای حرکت آن، دعا برای امام زمان ارواحنافداه است را «تحابب در جلال خدا» (تبادل و همکاری محبت‌آمیز منتظران برای جلال و عظمت خدا) می‌گذارند. (که در انتهای حدیث فوق فرمود: هؤلاء الذین تحابُّوا فی جلال الله).
یعنی اگر ما مؤمنین منتظر امام زمان علیه السلام حول محور ولایت آن حضرت، مانند دو دست برای یک بدن، با یکدیگر محبت و صمیمیت داشته باشیم و برای اهداف امام زمانمان کار کنیم و با دعای صادقانه برای تعجیل فرج، نشان دهیم که حتی یک لحظه راضی به ادامه‌ی عصر غیبت امام زمانمان نیستیم، مانند زندانیی که حتی یک دقیقه دوست ندارد در زندان بماند و برای آزادی خود و دیگر زندانیان دعا و تلاش میکند،(که عصر غیبت زندان بزرگ ما انسانها بخاطر جرم بزرگ بی وفایی به حجت خدا است) این روحیه موجب می‌شود خداوند متعال جایگاهی والا در سمت راست عرش خود به ما بدهد.
اما باید بدانیم که چنین جایگاهی با دعای بدون تلاش عملی بدست نمی آید، بلکه باید شش خصلت در مؤمنِ منتظِر جمع شود تا دعاکننده را به مقام «سمت راست عرش خدا» برساند.

دعا برای امام زمان علیه السلام و تعجیل فرج آن حضرت، شعار معنوی یک منتظِر و نشانهٔ حضور او در مدرسه توحید است؛ اما این دانش‌آموز در کدام کلاس و رتبه از تقوا و سیر و سلوک بسوی خدا قرار گرفته است، در رفتار عملی او باید دیده شود و ممکن است یک دعاکننده برای فرج و ظهور امام زمان علیه السلام، مانند دانش آموز اول دبستان انتظار و دیگری در کلاس دوم یا سوم یا بالاتر باشد.
لذا دعاکننده برای فرج، باید صبر و تلاش در تحصیل کمالات روحی خود داشته باشد تا به مقام منتظران کامل برسد.
در هرحال، آن شش خصلت که ما را دانش‌آموز کلاس امام زمان علیه السلام میکند و امام صادق علیه السلام آنها را بیان فرمودند، اینهاست: (عبارتهای پررنگ، عینا ترجمه‌ی فرمایش امام صادق علیه السلام می‌باشد)

*یک : مرد مسلمان برای برادر مسلمانش دوست بدارد آنچه برای عزیزترین کسانش دوست می‌دارد.*

*دو : آنچه را که برای عزیزترین کسانش نمی پسندد و خوش ندارد، برای برادر مسلمانش هم خوش نداشته باشد و نپسندد.*

*سه : با او در ولایت امام زمان علیه السلام خیرخواهی و تبادل محبت داشته باشد*.

آن حضرت در توضیح این فَقَره می‌فرمایند:
*یعنی وقتی برادر مسلمانش را چون عزیزترین کسانش بداند، اگر برادر مسلمانش خوشحال باشد، او هم خوشحال شود و اگر غمگین باشد، او هم غمگین شود و اگر چیزی داشته باشد که با آن، غم برادر مسلمانش را برطرف کند، چنین کند واگر نداشته باشد برایش دعا کند.*

سپس حضرت می‌فرمایند :
*این سه مورد (بر عهده‌ی شما، امّا) برای شما بود و سه تای دیگر هم (بر عهدهٔ شما است، امّا) برای ما است و آن سه خصلت دیگر (از مجموع شش خصلت) که برای ما است، اینها هستند:*

*چهار : اینکه فضیلت ( وعظمت مقام ما ) را بشناسید.*
*پنج : و اینکه دقیقا پشت سر ما حرکت کنید(از ما جلو نزده و عقب هم نیافتد)*.

*شش: و اینکه منتظر عاقبت (و هدف نهایی) کار ما باشید.*

شاید بتوانیم این جملهٔ اخیر(مورد ششم) را چنین معنا کنیم که چون امام زمان ارواحنافداه در عصر غیبت، مانند رهبری در تبعید هستند(عن امیرالمؤمنین علیه السلام :صاحب هذاالامر، هو الطرید الشرید الفرید الوحید) ، به پیروانشان می‌فرمایند : منتظر دستورات ما باشید و خودسرانه کاری به اسم ما و از طرف ما نکنید.

سپس حضرت می‌فرمایند :
*کسی که چنین باشد (شش خصلت فوق را در خود بوجود آورده باشد) در طرف راست عرش خدا جای دارد* (یعنی از اصحاب یمین و یاران امام زمان علیه السلام خواهد بود).
(این جملات عین ترجمه فرمایش امام صادق علیه السلام در روایت مذکور بود که در قسمتهای گذشته، اصل متن عربی روایت را ذکر کردیم).

❤️ *تبادل محبت در جلال خدا*

در انتهای این روایت هم، امام صادق علیه السلام مجموع این شش خصلت را در یک جمله خلاصه فرموده‌اند که اینها کسانی هستند که: « *تحابوا فی جلال الله*»(کسانی‌که بر محوریت عظمت و جلالت خداوند باهم تبادل محبت می‌کنند).

بنابراین، « *تحابوا فی جلال الله*» بقچه‌ای است سربسته که اگر بازش کنیم آن شش خصلت از آن بیرون می‌ریزد.
و ما خلاصه می کنیم آن شش خصلت را در دو کار:
*کار اول* اینکه برادر مسلمانت را چون جان خود عزیز بداری و این خلاصه‌ی ٣ خصلت اول است که مربوط به خودمان (خانواده برادران و خواهران ایمانی) می‌شود.
*کار دوم* این است که امام زمانمان را به فضیلت و مقامش شناخته و سپس جان و مال و خواسته‌های خود را فدای او گردانیم(زندگی و مرگمان برای او باشد).

🌷🌷پایان درس ۲۹ 🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
==========================
🍀واما مطلب پایان بخش برای درس ۲۹‌🍀
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

مسیری که امام صادق علیه السلام در روایت فوق برایمان باز فرمودند، مسیر محبت حول محور امام زمان علیه السلام است که انسان را در نهایت به «مقام توحید»، یعنی یکی شدن صفاتش با صفات امام زمانش می‌رساند.
مقامی که انسان اگر بخواهد راحت باشد، اگر بخواهد ایمان کاملی داشته باشد، بهتر این است که خودش را به امامش وصل کند.
شما ببینید اگر یک عضوی از بدن بخواهد راحت باشد، کار اساسی و حیات‌بخش این است که به قلب و مغز وصل باشد.

مرحوم صاحب مکیال این باب را باز کرده‌اند که خیلی هم طولانی است؛ می‌خواهیم ببینیم چه انگیزه‌ای در ما ایجاد می‌کند که برای حضرت دعا کنیم؟ این چه انگیزه‌ای ایجاد می‌کند؟
انگیزه‌اش این است که اگر می‌خواهی زنده باشی، اگر می‌خواهی حیات واقعی و حیات طیبه به‌دست بیاوری، خودت را بینداز در مسیر محبت آقا امام زمان (ارواحنافداه) یعنی شروع ساده‌اش این است.

ممکن است ده‌ها سالِ دیگر، انسان باید کار کند تا به این صحبت‌هایی که کردیم برسد که اگر تازه نمرهٔ قبولی‌اش را بگیرد. ولی استارتش را الان باید بزنیم و روی خودمان کار کنیم و آن مسیری است که شروعش از «لَاإِلَهَ‌إِلَّا‌الله» است.
حضرت رسول (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند:

✨”قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا”.

♻️راه بیفتید دنبال سر ما و خودتان را به مقام «لَاإِلَهَ‌إِلَّا‌الله»، یعنی به مقام توحید برسانید.

گویا مثل پدری دلسوز به ما اطفال خردسال این مدرسه‌ می‌گویند :
ببین، خدا و امام زمان علیه السلام که بدِ تو را نمی‌خواهند، نمی‌گویند که تو اصلاً خواسته‌ای نداشته باش.
می‌گویند: خواسته‌ای که صلاحت نیست، نداشته باش تا خواسته‌ای که صلاح است(ولو تو آن را نمی‌پسندی) جایگزینش شود.
اگر با خواستهٔ تو موافقت داشت که شکراً لله، اگر موافقت نداشت خب خواستهٔ خودت را کنار می‌گذاری؛ مثل کودکی که با شما می‌آید بازار، این اسباب‌بازی را می‌بیند می‌گوید می‌خواهم، آن یکی را می‌بیند می‌گوید می‌خواهم و صلاح و مصلحت خود را بخاطر ناآگاهی‌اش تشخيص نمی‌دهد.

☘️ما هم در نظام خلقت، با امام این‌طوری هستیم.
یعنی ما که در زندگی چهار تا چیز از خودمان و پدر و مادر و جامعه یاد گرفتیم، اندازهٔ همان اطلاعاتی است که در مغز بچه‌‌ی دو ساله است.
امام که در کنار ماست؛ اطلاعاتش، به وسعتِ تمام خلقت و متصل به علم بی‌نهایت الهی است و به تعبیر کامپیوتری، مغز ما مثلا یک مگا بایت اطلاعات از صلاح و مصلحت در خود ذخیره دارد و امام زمان علیه السلام هزاران میلیارد گیگا بایت، مانند قطره در برابر دریای بی انتها.

💧خب این یک معامله‌ای است به نفع خودمان که هم آن یک قطره اطلاعات را داریم، هم آن دریا اطلاعات و عقل می‌گوید این معامله‌ و تجارت را به طرف خودت بکشان.
آن وقت خدای تعالی این‌جا می‌فرماید:

✨«هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ» (صف/١٠)

«تَجَرَ» یعنی کشیدن و «تاجر» کارش همین است که سود را به طرف خودش می‌کشد.
خدایتعالی به ما می‌گوید ما یک معامله‌ای به شما پیشنهاد می‌دهیم تا سود آن را به سمت خودتان بکشید.
خب این دوتا را عوض کن! خیلی ساده‌.
ای بچه‌‌ی مثلا دو ساله، عقل بابایت را بگذار جای عقل خودت همین! کار دیگری نمی‌خواهد انجام بدهی.
یعنی، آدم محروم که نمی‌شود، تازه بیشتر بهره‌مند می‌شود. تازه ماها تلاش می‌کنیم که این رشد را پیدا کنیم.

📗در زندگی‌ای که ان‌شاءالله خدا ما را به یک حیاط طیبه‌ای برساند، شروعش این است.
خیلی از مردم این‌طوری هستند که رسیدن به مقام یاران امام زمان علیه السلام را کار غیرممکنی می‌بینند.

🖌این مسیر توحیدی، مسیر یاران آقا امام زمان ارواحنافداه، این مسیر‌ی که کتاب مکیال برای ما باز می‌کند، چنین مسیری است که شما حتی از زمان ظهور هم می‌توانید بالاتر بروید.
آن درجاتی که انسان در زمان ظهور می‌تواند پیدا کند، در این جهت و مسیر که قرار بگیرد، در «مکیال‌المکارم» قرار بگیرد؛ یعنی پیمانه خوبی‌ها را از این دریا پیمانه بزند و آن را کسب کند.. کم‌کم آدم می‌رود و از «مخلَصین» هم می‌تواند بشود.
به مقام «عبادالله‌الصالحین» که می‌رسد، هیچ.
به مقام مخلَصین هم می‌تواند برسد.
همهٔ این‌ها برای این است که ما به آن مقام برسیم. مقام یاران امام زمان (ارواحنافداه) یک مقامی نیست که دست‌نیافتنی باشد.
چرا؟ چون خدای تعالی در قرآن فرموده:

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللهِ؛ (صف/١۴)
: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از یاران خدا باشید».

این را به ما دارد می‌گوید‌ ها.

✨«كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ؛
: همان‌طور که عیسی‌بن‌مریم به حواریین گفت یاران من در راه خدا چه کسانی هستند؟».

✨«قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ؛
: حواریین گفتند ما یاران خداییم».

الآن هم آقا امام زمان (ارواحنافداه) به ما می‌فرمایند:

✨«مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ»

✳️آقا امام زمان ارواحنافداه به ما مثل پدری بی‌نهایت دلسوز می‌فرمایند: “من اصلاً هیچ چیز در این دنیا جز سعادت شما ندارم. جز این‌که روی شما کار کنم و شماها سعادت‌مند شوید، شما از «مفلحین» (رستگاران) باشید. اصلاً برای همین جهت آمده‌ام، نه نیازی به پول شما دارم، نیاز به چیزی ندارم.
آیا می‌آیید من را کمک کنید این پروژه را پیاده کنیم، برویم این خانه را بسازیم؟”.

🍃مثل مهندسی که آمده خانه‌ی شما را بسازد، می‌گوید: عزیزم، می‌آیی ما این خانه را به کمک تو بسازیم؟
می‌گوییم: بله.
می‌گوید: اگر آدم خانه داشته باشد، آرامش داشته باشد، چقدر خوب است.
شروع می‌کند اول خانه خودت را ساختن، اول ایمان خودت را درست کردن.
اول حضرت کمک می‌کنند صفات روحی خودت را درست کنی که حداقل از «مخلِصین» و از «عبادالله‌الصالحین» بشوی.
بعد که از «عبادالله‌الصالحین» شدی، آن وقت می‌فرمایند: بیا برویم بقیه خانه‌ها را هم کمک بده درست کنیم و بقیه انسان‌ها را هم به مقام «عبادالله‌الصالحین» برسانیم.
یک مسیری است که حضرت می‌خواهند زمان ظهور روی کلّ جهان انجام دهند، الآن با شما شروع می‌کنند.
کار حضرت تعطیلی ندارد؛ همین الآن انگار زندگی زمان ظهور را روی شما پیاده می‌کنند.

💫و صَلَّی‌ اللهُ عَلَی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین

🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
حجت‌الاسلام علیرضا نعمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *