أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
📙صحبت دربارهٔ آیات مبارکهٔ سوره کهف بود تا آیه هفدهم را توضیح دادیم.
یک مطلبی دربارهٔ آیه دوم سوره مبارکهٔ کهف بوده که در روایات ذکر شده، من فراموش کردم بگویم. این را بگویم بعد بیاییم سر آیه هجدهم.
در آیهٔ دوم خدای تعالی میفرماید:
✨«قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا»
در آیهٔ اول میخوانیم:
«حمد خدایی را که بر بندهاش کتابی را نازل کرد و برای او هیچ اعوجاج و انحرافی قرار نداد، صاف و مستقیم بود».
«این کتاب را خدای تعالی بر بندهاش نازل کرد و هیچ اعوجاجی در آن قرار نداد و آن را قیّم قرار داد یعنی برپاکننده حق و عدالت»
✨« لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ؛
: تا هشدار دهد از جانب پروردگار یک سختی شدیدی».
🔸که در روایات، تفسیر شده به وجود مبارک امیرالمؤمنین علیبنابیطالب (علیهالصّلوةوالسّلام) که این قرآن کریم، «قیّم» است و خدای تعالی آن را نازل کرده تا به مردم هشدار دهد که از «بَأْسِ شدید» پرهیز کنند یعنی از شمشیر علیبنابیطالب (علیهالسّلام) پرهیز کنند که شمشیر آن حضرت اگر به کسی بخورد، در دنیا او را هلاک میکند و در آخرت هم او را به جهنم میفرستد.
در واقع آن هشداری که پروردگار میدهد، برای این است که کسانی که از صراط مستقیمِ امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) منحرف میشوند باید بترسند از اینکه گرفتار غضب آقا امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) میشوند. حالا اگر خداوند در دنیا یک مهلتی به آنها داد اما در لحظه مرگ، غضب امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) گریبانشان را خواهد گرفت و در آخرت هم بهشتیها و جهنمیها توسط آن حضرت جدا میشوند.
✨«وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ؛
: و به مؤمنینی که شایسته عمل میکنند، بشارت بدهد که برایشان پاداش نیکویی است».
که همان رحمت و لطف امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) و بهشت پروردگار برای کسانی است که ایمان میآورند، حق را میپذیرند و اعمالشان را شایسته میکنند.
✨«یَعْمَلونَ الصَّالِحَاتِ»
یعنی روشِ اصلاح اعمالشان را در پیش میگیرند که انشاءالله در بحث «عَمِلُالصَّالِحَات» یک قدری توضیح بیشتری خواهیم داد، دربارهٔ اینکه عمل صالح چهقدر اهمیت دارد.
و اما آیهٔ هجدهم:
✨«وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ؛
: و تو گمان میکنی که این اصحاب کهف بیدار هستند».
به آنها که نگاه میکنی انگار چشمهایشان باز است و بیدار هستند در حالی که آنها خوابیدهاند و با چشم باز خواب هستند. کیفیت و حالتشان اینطور بود.
✨«وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَ ذَاتَ الشِّمَال؛ (کهف/١٨)
: و ما آنها را به چپ و راست میگرداندیم که زمین، آنها را نخورد».
بهاصطلاح دچار امراضی که در اثر چسبیدنِ به زمین به وجود میآید، نشوند.
✨«وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ»
و سگشان هم دستهایش را پهن کرده بود، به اصطلاح آرنجش را روی زمین در آن غار که اسمش «وَصِید» بود، پهن کرده بود.
✨«لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ؛
: اگر به اينها نگاه میکردی، رعب و وحشت تو را میگرفت».
یعنی منظور، بینندههایی که میرفتند ببینند، رعب و وحشت آنها را میگرفت.
✨«لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَاراً؛
: از آنها فرار میکردی»،
✨«وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا؛ (کهف/١٨)
: و از آنها پر از ترس و هراس میشدی».
🖋مطلبی که در این آیه میتوانیم مطرح کنیم
البته داستان اصحاب کهف بسیار داستان مفصلی است که زمان خلیفه دوم، عدهای از یهود میروند پیش خلیفه دوم و میگویند: ما میخواهیم به اسلام ایمان بیاوریم، اگر به سؤالاتی که میکنیم، درست جواب بدهید. بعد سؤالاتشان را میکنند و ایشان هم نمیتوانند جواب بدهند و ارجاع میدهند به امیرالمؤمنین (عليهالسّلام) و یکی از سؤالاتشان دربارهٔ همین اصحاب کهف بوده که اینها چه کسانی بودند که اینها سیصد سال و نُه سال خواب بودند؟
📔که داستانشان را آقا امیرالمؤمنین (عليهالسّلام) بهطور مفصّل بیان میفرمایند. حتی حضرت، دانهدانه اسمهای اینها را بیان میفرمایند. سه تا طرف راستِ آن پادشاه مینشستند، سه تا طرف چپش مینشستند. اینها وزرای مهمّ پادشاه بودند. آن پادشاه که ادعای خدایی میکرد، با اینها مشورت میکرد و اینها ایمانشان را به پروردگار با تفکر در آیات الهی، تفکر در آسمان و زمین، تفکر در اینکه انسان چگونه به دنیا میآید؟ چگونه زندگی میکند؟
این عالَم را چه کسی آفریده؟
تفکر در اینکه کسانی که ناتوان هستند و ادعا میکنند، نمیشود اینها آفریده باشند و «بحث توحید».
تمام داستانشان را آقا امیرالمؤمنین (عليهالسّلام) ذکر میفرمایند که در روایاتِ مفصل، مطرح شده که مهمّش همان «اقرار به توحید» است که در جلسات گذشته توضیح دادیم که اینها گفتند: اگر ما بخواهیم ادعای این پادشاه را بپذیریم و غیر پروردگارِ حقیقی را خدا بدانیم، ما حرفِ بیهوده و باطل گفتیم.
✴️خب، پایه و اساسِ اینکه انسان، انسان شود و ساخته شود، بر همین بحث توحید استوار میشود. یعنی تمام انحرافات و سستیها و اشکالاتی که در انسان به وجود میآید که ساخته نشود، بهخاطر این است که فکرش به حقیقتِ توحید و حقیقت بندگی، عمق پیدا نمیکند.
انسان، اول باید مشخص کند که از چه کسی میخواهد اطاعت کند. چون انسان به هر حال اعمالش را که انجام میدهد، براساس تفکر انجام میدهد و باید ببیند این فکرش بر چه اساسی است و از چه کسی دارد خط میگیرد؟
حتی اگر انسان، سرش را به یک طرف برگرداند و نگاه کند، این براساس یک فکری است که این فکر را کرده و سرش را برگردانده و نگاه میکند و دستش را حرکت میدهد تا اینکه برسد به اعمالِ بزرگی که انسان در زندگی انجام میدهد.
🍁تمام اینها براساس تفکر است یعنی من فکر میکنم که مثلاً باید به آن شخص نگاه کنم. دارم تلویزیون نگاه میکنم، یک کلمه با کسی که کنارم هست حرف میزنم، میخندم، گریه میکنم، اخم میکنم، شاد میشوم.
تمام اعمال و رفتار انسان براساس تفکراتی است که نقشهاش در ذهنِ انسان ترسیم میشود و شاخه شاخه میشود. شاخههای درشت و بعد شاخههای ریز و ریز و ریزتر، تا مثل یک درختی که از شاخه بزرگ به برگ میرسد.
ادامه دارد…
شوال ۱۴۳۷
تیرماه /۱۳۹۵
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهاللهتعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی