توضیحات پیرامون جملهٔ: «آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا.. »
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
«أَللَّهُـمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ»
شب پانزدهم ماه مبارک رجب و شب شهادت بیبی حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها است.
انشاءالله امشب با مقام باعظمت آن حضرت که متصل است به مقام چهارده معصوم علیهمالسّلام و از اهلالبیت «اَلَّذِین اَذهَبَ الله عَنهُمُ الرِّجس» بیشتر آشنا شویم.
در دعای معرفت امام در ماه مبارک رجب که چند روزی است توضیحاتی را عرض میکنیم داریم:
“اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ؛
: خدایا! به آن معانی که «وُلَاةُ أَمْر»، تو را میخوانند؛ من به آن معانی، تو را مسئلت
میکنم”.
مفصل در جلساتی که ضبط شد، توضیح دادیم و در کانال مجله هم گذاشته شد. کسانی که خواستند، مراجعه بفرمایند.
این دعای شریف، مقامِ «وُلاةُ أَمْر» را خدای تعالی، امام علیهالسّلام بیان میفرمایند.
این جملهای که رسیده بودیم را مورد بحث قرار میدهیم:
“فَجَعَلتهُم مَعادِنَ لَکَلماتِکَ؛
: خدایا! تو وُلاةُ أَمْر یعنی ائمه اطهار را معادن کلمات خودت قراردادی”.
این را هم توضیح داده بودیم، مراجعه بفرمایید.
“وأَرکَاناً لِتُوحِیدِکَ و أَیَاتِک؛
: آنها را ارکان توحید قرار دادی”.
این را هم توضیح دادیم.
آنها ستونهای توحید هستند. یعنی ستونهای یکتاپرستی هستند.
اگر آنها نباشند؛ یکتاپرستی در ذهنِ خلایق گم میشود و دچار شرک و دوگانه و دهگانه و صدگانه و هزارگانهپرستی میشوند.
این را هم بحث کردیم که ائمه اطهار علیهمالسّلام ارکان توحید هستند.
«وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِه» در زیارت جامعه هم هست.
یعنی صلوات بر محمد و آل محمد علیهمالسّلام برابر است با «لَاإلَهَإلَّاالله». یعنی نگهدارِ «لَاإلَهَإلَّاالله»، معرفت خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام است.
“وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ؛
: ارکان و ستونهای آیات خدا هستند”.
یعنی نشانههای خدا بر ستونِ معرفت ائمه استوار است. یعنی تمام آیات خداوند براساس وجود مقدس خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام استوار هستند.
اگر آنها نباشند؛ آیات، آیه بودنِ خودشان را از دست میدهند.
کوهها، دریاها، کهکشانها، از ریزترین مخلوقات بگیریم، استواریی که در ساختمان اتم هست، استواریی که در ساختمان سلولهای بدن هست، اینها استوار بودنشان، یعنی برقرار بودنِ نظمشان براساس وجود مطهر چهارده معصوم علیهمالسّلام است.
خدای تعالی اراده فرموده بهخاطر وجود مقدس آنها این عالم را بیافریند.
اگر آنها نباشند؛ آفرینش سلول و منظومه و اتم و کهکشانها همه میرود کنار. چون وقتی آنها هستند؛ اینها هم میتوانند باشند.
در بحث «آیه تطهیر» عرض کردیم چون قرار است که مغزی در بدن انسان باشد؛ چشم و گوش و دست و پا و سایر اعضاء و جوارح میآیند کنارش قرار میگیرند.
اگر قرار باشد که مغز در بدن نباشد؛ خلقت چشم و گوش و سایر اعضاء بیمعنی میشود.
خلقتِ خلایق بدون وجود چهارده معصوم علیهمالسّلام که آنها مغز خلقت هستند، هادی و راهنمای خلایق هستند؛ بیمعنا میشود.
چون «علم» در آنها ذخیره شده و «عصمت» در آنها ذخیره شده؛ بدون آنها طبعاً آسمان و زمین، خلقتشان بیمعنی میشود.
لذا خدای تعالی در حدیث شریف کساء میفرماید:
“ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّة”
چون حقیقتِ «آیه تطهیر» دارد این را میگوید. یعنی تفسیر آیهٔ تطهیر این میشود که: «من آسمان و زمین و خلقتی را نیافریدم مگر در محبت این پنج تن».
تازه وجود آنها را باید همه دوست داشته باشند و همه نیازمند به آنها باشند.
اگر موجودی محبت آنها را نپذیرد؛ باید در زبالهدانیِ جهنم انداخته شود.
بهخاطر همین خدا جهنم را آفریده چون کسی که آنها را دوست نداشته باشد، مثل این است که یک عضوی در بدن بگوید: من به مغز نیازی ندارم. دوستش هم ندارم.
خب جوابش چیست؟
جوابش جز این است که تو موجود بهدرد بخوری در این بدن نیستی چون تو با وجود مغز است که معنا پیدا میکنی.
با وجود خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام ماها معنا پیدا میکنیم.
لذا هر کس «حیات و زندگی» میخواهد؛ باید خودش را به خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام متصل کند و محبت آنها را در قلبش پایدار کند و زیاد کند.
این هم معنای:
“أَرْكَانا لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ”
«توحید تو»
«آیات تو»
«مقامات تو»
ستونهای برقراری، اینها هستند.
یعنی خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام هستند که نشانههای خدا از کوه و آسمان و زمین و بعد اولیاء خدا و انبیاء معنا پیدا میکند. چون همهٔ اینها متکی به این شجرهٔ طیبه هستند.
«مقامات» هم همینطور است.
«مَقَامَاتِكَ» یعنی اگر مقامات تو معنا پیدا میکند و برقرار میشود؛ با وجود خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام است.
یعنی هر جایی که خدای تعالی معنا پیدا میکند و توحید شناخته میشود؛ به آنها وابسته است.
“الَّتِي لَاتَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ؛
: یعنی توحید تو، آیات تو و مقامات تو در هیچ مکانی تعطیلبردار نیست”.
معنایش این است که هر مکانی را شما در نظر بگیرید، از اتمهای بیشماری تشکیل شده.
مثلاً در یک سنگریزه کوچک، میلیونها اتم وجود دارد. نظام آن اتمی که در این سنگریزه است و در تمام خلق هم وجود دارد؛ براساس همین تعریفی است که عرض کردم.
“لَاتَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ”
تعطیلبردار نیست.
یعنی خدای تعالی دارد آن اتم را لحظه به لحظه نظم میدهد و استوارش میکند. طوری که اگر سرعتی که در ساختمان اتم هست، بالاتر یا پایینتر برود؛ از هم متلاشی میشود.
“لَاتَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ” (دعای معرفت امام)
یعنی در همه اینها توحید و یکتاپرستی قرائت میشود.
“یَعرِفُکَ بِهَا مَن عَرَفَک؛ (دعای معرفت امام)
: خدایا! کسی که تو را شناخته، با «وُلَاة أمْر»، تو را شناخته”.
“مَن عَرفَکُم فَقَد عَرَفَ الله”
یعنی آنها هستند که خدا را به خلایق میشناسانند. آنها هستند که خدای تعالی را به ملائکه شناساندند، تا آنها «لَاإلَهَإلَّاالله» را بهدرستی گفتند.
“حَلَّلْنَا فَحَلَّلَتِ الْمَلَائِکَة،
قَدَّسْنَا فَقَدَّسَةِ الْمَلَائِکَه،
کَبَّرنَا فَکَبَّرَةِ الْمَلَائِکَه،
سَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَة”
اصول «توحید» در این پنج تا ذکر تعریف شده. «لَاحَوْلَ وَلَاقُوَّةَ إلَّا بِاللَّه» هم پنجمین آنها میشود.
یعنی «لَاإلَهَإلَّاالله» را ملائکه نمیدانستند چطوری بگویند. وقتی عظمت خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام را دیدند، میخواستند بگویند: اینها دارند عالم را میگردانند. اینها دارند خلق میکنند. اینها دارند خورشید را میگردانند.
لذا آنجا خاندان عصمت و طهارت عليهمالسّلام به ملائکه تعلیم دادند که:
“حَلَّلْنَا فَحَلَّلَتِ الْمَلَائِکَة”
ما «تهلیل» کردیم؛ یعنی ما «لَاإلَهَإلَّاالله» را به آنها فهماندیم.
نه اینکه فقط منبر بروند و ملائکه از منبر آنها یاد بگیرند. مثل من که الآن صحبت میکنم و شما یک مطلبی را قبول میکنید. فقط اینطوری نبوده.
بلکه «حَلَّلْنَا». یعنی ما حقیقت «لَاإلَهَإلَّاالله» را به آنها نشان دادیم که ما خدا نیستیم!
کاری که اهل بیت عصمت و طهارت عليهمالسّلام کردند این بود که یکتایی خدا را به ملائکه نشان دادند.
فرض کنید که الآن من دارم برای شما صحبت میکنم. شما به چهرهٔ من نگاه میکنید و به صدایی که من دارم صحبت میکنم گوش میدهید.
ممکن است بچهای باشد و عقلش نرسد بگوید: این لب و دهان هستند که دارند صدا را منتشر و پخش میکنند.
خب ظاهرش هم همین است ولی شما روح من را نمیبینید.
این چهرهٔ من، دست و زبان من میخواهد به شما بفهماند که روح من دارد این صحبتها را با شما مطرح میکند منتها این زبان و چهره و بدن وسیلهٔ فهماندن شده.
ائمه اطهار علیهمالسّلام جایگاه بدن را در این مثال دارند و خدای تعالی جایگاه روح را در این مثال دارد.
بهخاطر همین به ائمه علیهمالسّلام میگوییم: «لِسَانُ الله»، «یَدُ الله»، «عِیْنُ الله»، «أذُنُ الله».
حتی میگوییم: «نَفْسُ الله».
اینها مثال است که در آیات و روایات هم بیان شده. در آیه هم هست:
«وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ؛ (الذاریات/۴٧)
: ما آسمان را با دستهایی خلق کردیم».
آن چیزی که قابل پذیرش برای مردم است، میگوییم: دست قدرت پروردگار خلق میکند.
بعد میگوییم: ملائکهای هستند که خدا این قدرت را در اختیار آنها قرار داده و خدا به آنها امر میکند که آسمانی، زمینی، منظومهای، کهکشانی را ایجاد و اداره میکنند.
مردم هم میگویند: بله مشکلی ندارد.
ولی به ائمه اطهار علیهمالسّلام که میرسیم و میگوییم: به اذن امیرالمؤمنین علیهالسّلام یک کهکشانی خلق شد.
میگویند: شما غلو کردید!!!
در حالیکه ملائکه تحت فرمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام هستند. امیرالمؤمنین علیهالسّلام به اذن پروردگار حالا چه پرندهای را مثل حضرت عیسی بیافریند که در قرآن هم آمده:
«من از گل، مجسمه مرغی ساخته و بر آن بدمم تا به امر پروردگار مرغی گردد».
برای خداوندی که «أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِير» است؛ فرقی نمیکند که یک پرندهای را خلق کند، یا یک کهکشان را با میلیاردها ستاره و سیّاره و موجودات مختلفش خلق کند.
برای خدا چون قدرتِ نامحدود است؛ فرقی نمیکند این موجود باشد، یا آن یکی موجود باشد.
حالا میخواهد به دم حضرت عیسی اینکار را بکند یا میخواهد به دم امیرالمؤمنین علیهالسّلام اینکار را بکند.
برای خداوند چه فرقی میکند که این قدرت را از طریق امیرالمؤمنین علیهالسّلام به انجام برساند و تمام ملائکه را هم تحت فرمان او قرار دهد.
همهاش براساس این است که حول و قوّهای نیست مگر به خدای علیّ عظیم.
«لَاحَوْلَ وَلَاقُوَّةَ إلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم»
این مثالِ «بدن و روح» را در نظر بگیرید.
چون همین مثال در آیات و روایات در «معرفت ائمه» مطرح شده.
ائمه اطهار علیهمالسّلام مَثل بدن را دارند. مثل چشم و گوش و زبان و قلب.
خدای تعالی جایگاه روح را دارد که هم غیب است و هم اینها را او دارد اداره میکند و او دارد نیرو میدهد.
الآن مثلاً روح از بدن من خارج شود. خب میافتم و بدنم هیچ حرکتی ندارد.
اگر خدای تعالی ارادهی مبارکش را از امیرالمؤمنین علیهالسّلام بردارد؛ حضرت میّت میشوند.
در «جوشن کبیر» هم میگوییم:
“یَا حَیَّ حِینَ لَاحَیّ؛
: ای خدایی که حیّ واقعی تو هستی و
تو داری حیات میدهی”.
لذا اینجا در ادامهٔ همین جملات میگوییم:
“لَا فَرقَ بَینَکَ و بَینهَا اِلَّا أنَّهُم عِبادُکَ و خَلقُک؛ (دعای معرفت امام)
: بنابراين فرقی بین تو و ائمه نیست”.
از چه جهت فرقی نیست؟
از جهت اینکه شما الآن دارید من را نگاه میکنید، میگویید: روحش صحبت میکند یا زبانش صحبت میکند؟
در جواب میگویند: هر دوتا یکی است. روحش بهوسیله زبان دارد صحبت میکند. روحش توسط این چشمها دارد میبیند. روحش بهوسیله این دستها دارد چیزی را برمیدارد.
از اين جهت فرقی بین بدن و روح نمیگذارید. چون روح بهوسیله این بدن دارد این کارها را انجام میدهد.
از اين جهت پس: «لَا فَرقَ بَینَکَ و بَینَهَا».
“اِلَّا أنَّهُم عِبَادُکَ و خَلقُک؛
: فقط فرقش این است که اینها بدون پروردگار هیچ هستند. بندگان خدا هستند. مخلوق خدا هستند”.
نبودند، خدا آنها را بود کرده. هر لحظه خدای تعالی دارد به آنها حیات و وجود میدهد.
“فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ؛ (دعای معرفت امام)
: همهٔ کارهایش با اوست”.
یعنی خدای تعالی اراده میکند و چیزی را میخواهد؛ «نَفْسُ الله» هم آن را میخواهد.
«نَفْسُ الله» یعنی «دل خدا».
ائمه جایگاه دل برای خدا دارند. نه اینکه خدا جسم باشد.
یعنی خدای تعالی میفرماید: «من چیزی را که دوست دارم؛ در امیرالمؤمنین آشکار میکنم که چی را دوست دارم.
شما اگر میخواهید بفهمید من چی را دوست دارم؛ به حجتبنالحسن ارواحنافداه نگاه کنید. من، در او نشان میدهم چی را دوست دارم. بهوسیلهٔ او نشان میدهم از چه بدم میآید و از چه خوشم میآید.
شما هر جا بخواهید من را جستجو کنید، من را نمیتوانید پیدا کنید. باید به این نمایشگرِ من نگاه کنید».
یک مثال دیگری برایتان میزنم که من فکر میکنم خیلی ملموس است.
مثلاً خدای تعالی بلاتشبیه جایگاه امواج تلویزیونی را دارد. شما در نظر بگیرید در این فضا امواج تلویزیونی هست.
این تلویزیون هم آن جلو خاموش است. تا صبحِ قیامت هم روشنش نکنید، هیچ چیز نشان نمیدهد.
هر چه امواج تلویزیونی هست؛ چه وقت ما موفق میشویم ببینیم و صدایش را بشنویم؟
وقتی که مانیتور را روشنش کنیم.
ما کی میفهمیم خدا با ما چه حرفی دارد؟
وقتی به امیرالمؤمنین علیهالسّلام نگاه کنیم.
«نگاه» یعنی قلبت نگاه کند. معرفتش را بپذیرد. ولایتش را بپذیرد.
آنها وسایلِ «إلَی الله» هستند دیگر!
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ؛ (مائده/٣٥)
: ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا داشته باشید و وسیله بهسوی خدا پیدا کنید».
نگویید: من نیازی به این تلویزیون ندارم. همینطوری به آسمان نگاه میکنم، خودم میفهمم.
در جواب میگویند: تو برو! تو آدمِ بهدرد بخوری نیستی. تو میخواهی خودت را مطرح کنی.
آن کسی که میخواهد کانال تلویزیون را بگیرد و ببیند مرکز صدا و سیما چه میخواهد میگوید؛ باید این تلویزیون را روشن کند.
“مَن أرَادَ الله بَدَأَ بِکُم؛ (زیارت جامعه)
: هر که خدا را میخواهد، باید به امیرالمؤمنین نگاه کند، به فاطمه زهرا سلاماللهعلیها نگاه کند”.
لذا حضرت رسول صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فرمودند:
“إنَّ اللهَ یَغضِبُ بِغَضَبِ فَاطِمَه و یَرضَی لِرِضَاه؛
: خدای تعالی غضب و خشنودیاش را در فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، در امام زمان ارواحنافداه نشان میدهد”.
“بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْكَ؛ (دعای معرفت امام)
: شروعش و بازگشتش بهسوی توست”.
یعنی عین همان بدن و یا همان نمایشگر.
حرکتی که من به دستم میخواهم بدهم، ارادهاش از روح صادر میشود و به مغز میرسد.
جایگاه ائمه علیهمالسّلام مغز است و آنها حرکت میدهند.
من اراده میکنم دستم را حرکت بدهم، خدای تعالی اراده میکند که چیزی را بیافریند.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: «کُن، فَیَکُون».
همهاش باذنالله است. پس:
“بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْكَ”
“أَعْضَادٌ وَ أَشْهَادٌ وَ مُنَاةٌ وَ أَذْوَادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوَّادٌ” (دعای معرفت امام)
یعنی تمام است دیگر!
همه چیز در دست یدالله است. اصلاً «یدالله» هم معنایش همین است.
من الآن همه کارهایم را با دستم انجام میدهم. هر صحبتی دارم با زبانم انجام میدهم.
خدای تعالی میفرماید: من هر کاری دارم؛ توسط امیرالمؤمنین، توسط حجتبنالحسن، توسط فاطمه زهرا انجام میدهم.
حالا چگونگیاش را ما نمیفهمیم. ظرفیتش را هم نداریم که بفهمیم. ولی مثالهای سادهاش همینهایی است که ما میبینیم.
یکی از مثالها این است که الآن ما در این جمعی که هستیم مثلاً هفت، هشت نفر آدم هستیم.
فرضاً من نمیدانم این آقا چه کاره است. یکدفعه مثلاً ایشان میگوید: من رئیسجمهور هستم.
میگوییم: شما رئیسجمهور هستید؟! ما یک آدم عادی هستیم.
حالا بین من و شما چه فرقی هست؟
شما کت و شلوار داری، من هم کت و شلوار دارم. شما عینک داری، من هم عینک دارم. شما الآن پول توی جیبتان ممکن است نباشد، من هم ممکن است نباشد.
«أنا بشرٌ مِثلُکُم» همین معناست.
ولی شما چون رئیسجمهور هستی، اشاره میکنی به یک وسیله داخل جیبت و یک دکمه را میزنی؛ میبینی در کلّ کشور، یک فرمانی اجرا شد.
مثلاً وزیر نیرو فرمان شما را دریافت میکند و برق همه کشور را قطع میکند.
اینطوری است دیگر!
رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم در جمع بودند. بعد کسی میآمد میگفت: کدام یک از شما محمد هستید؟ [صلوات]
پس هیچ فرقی از نظر ظاهر نبود. ولی این، همان رئیسجمهور است که من اجاره خانهام را هم نمیتوانم بدهم ولی او اینقدر بودجه دارد که هزارتا خانه را هم میتواند بخرد.
غیر از این است؟!
کلید آسمانها و زمین دست پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم است. دست آقا امام زمان، آقا امام عسکری، آقا امام هادی علیهمالسّلام است.
بعضی افراد میآمدند میگفتند: آقا! ما فقیریم و چیزی نداریم.
حضرت اشاره میکردند که این را بردار.
آن شخص میدید از زیر خاک، یک طلایی به اندازه گردن شتر در آمد.
خیلی میشود یک گردن شترِ طلا!
اراده است! اراده پروردگار است. الآن اراده کرده که این سنگ، طلا شود. اراده خداوند است.
خدای تعالی مگر طلا را چطوری خلق کرده؟
خواسته این فلز را ایجاد کند، خب ایجاد میکند. این را تبدیل به طلا میکند. فرقی برایش نمیکند.
“أَعْضَادٌ وَ أَشْهَادٌ وَ مُنَاةٌ وَ أَذْوَادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوَّادٌ؛
: پشتيبان دين و گواه و حامى و مدافع و نگهبان و مبلغان دين، شما هستید”.
یعنی همه کاره.
بازرسها شمایید. حافظها شمایید. شما هستید که بازوی قدرتِ پروردگار هستید در عالم هستی.
آنوقت نتیجهی اینها چه میشود؟
“فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلا أَنْتَ” (دعای معرفت امام)
ببینید همان رئیسجمهور دستوری که میدهد؛ وزراء دریافت میکنند. وزراء به معاونینشان میگویند.
یکدفعه میبینیم این فرمان در سطح کشور اجرا میشود. الآن هم که همه چیز الکترونیکی است مثلاً همه آمادهباش میشوند یا در چند دقیقه کارها آماده میشود.
حالا این در بساطِ آدمهاست که اینطوری است.
در عالم خلقت، حضرت یوسف که میخواهد درون چاه بیفتد؛ از بالای چاه که او را رها میکنند تا ته چاه، مگر چقدر فاصله بوده؟
۲۰ متر هم باشد؛ چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد که به ته چاه برسد.
روایت دارد که خدای تعالی به حضرت جبرئیل فرمود: «اگر به زمینِ چاه بخورد، از مقامت خلع میشوی».
یعنی از لحظهای که رها کردند؛ دستور صادر شده و حضرت جبرئیل هم ایشان را گرفته. یعنی سرعت، سرعتِ فوق نور است چون اراده پروردگار است.
«إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ» (یس/٨٢)
یعنی فاصلهای نمیافتد بینش.
“فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ؛ (دعای معرفت امام)
: پس بهوسیله آنها تمام این قدرتها و نیروها را نمایان کردی”.
ملائکهٔ بزرگ مثل وزراء هستند برای چهارده معصوم علیهمالسّلام.
دربارهٔ حضرت زینب دارد که در راه سفر شام، شمر بیحیایی کرد. یک جایی حضرت زینب سلاماللهعلیها اراده فرمودند با کمر رفت داخل زمین گیر کرد.
نشان دادند که ما میتوانیم همهکار بکنیم ولی اراده الهی این است که این اتفاقات بیفتد و مردم از خواب غفلت بیدار شوند.
ما نمیخواهیم مردم مجبور باشند به خداپرستی که بعد رفتند به بهشت؛ هر چه صفات رذیله دارند، بیرون بریزند و بهشت را فاسد کنند.
الآن ما میخواهیم آزمایشاتی انجام دهیم که خوب و بد از هم جدا شوند. آنهایی که هواهای نفسانی دارند و میخواهند در بهشت هواهای نفسانیشان را نشان دهند؛ همینجا نشان دهند که یا مردود میشوند و یا تجدید میشوند و در قیامت اصلاح میشوند و به بهشت میروند.
برنامه این نیست که خدای تعالی اراده کند که شمر نابود شود. خب میتواند اراده کند و در یک لحظه، اینکار انجام میشود.
“فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ؛
: بهوسیله آنها آسمان و زمینت را پر کردی”.
“حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ؛
: اینقدر پر کرده که ما با چشمان خودمان داریم میبینیم «لَاإلَهَإلَّاالله» را”.
کجا میبینید؟!
قطرات باران را نگاه کنید ببینید چگونه باران میبارد؟
دارد اصلاً میگوید: «لَاإلَهَإلَّاالله».
الآن که این علومِ جدید کشف شده و این اتم را به ما معرفی میکنند، سلول را برای ما معرفی میکنند؛ من دارم با تمام سلولهای بدنم لمس میکنم «لَاإلَهَإلَّاالله» را.
چطوری لمس میکنم؟
۳۷ تريليون سلول بدن که همه سالم هستند دارند میگویند: «یک خدا» دارد ما را نظم میدهد. خدای دیگری در کار نیست.
لذا وقتی تشهد میخوانید میگویید: «أشهَدُ أن لَاإلَهَإلَّاالله».
یعنی شما زبانِ ۳۷ تریلیون سلول میشوید که: «لَاإلَهَإلَّاالله».
اتمهایی که جلوی شما هست؛ در این فرش، در این دیوار، چقدر اتم هست؟
تریلیونها اتم وجود دارد. همه را داری میبینی که: «لَاإلَهَإلَّاالله».
لذا شما در تشهد داری شهادت میدهی.
شهادت مال کجاست؟
توی دادگاه که شهادت میدهی؛ یعنی من با دوتا چشمهای خودم دیدم فلانی، فلانکار را کرد.
در دادگاه که شهادت میدهیم؛ به این معناست دیگر!
«شاهد» یعنی «با چشمانش دیده».
وقتی تشهد میخوانی؛ یعنی داری با چشمانت «لَاإلَهَإلَّاالله» را میبینی لذا میگویی: «أشهَدُ أن لَاإلَهَإلَّاالله»
حالا کاری که ائمه اطهار علیهمالسّلام کردند چه بود؟
عظمت آنها آنقدر بود که ملائکه دیدند که تمام کارها دارد توسط اینها انجام میشود!
همانطور که گفتم الآن تمام کارهایی که روح من میخواهد؛ با این بدنم دارد انجام میشود.
میخواست آنجا حقیقت از آنها یک مقدار دور بیفتد؛ ارواح مطهر چهارده معصوم علیهمالسّلام ملائکه را آشنا کردند که: ما خدا نیستم. یک وقت اشتباه نکنید! ما فقط وسیلهی قدرتنماییِ خدا هستیم.
لذا در «تشهد» بعد از شهادت به «لَاإلَهَإلَّاالله» میگوییم: «وَ أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ».
یعنی پیغمبر، فقط بنده است. خدای تعالی بهوسیله ايشان و تعالیمی که ایشان به ملائکه داده و آنها لحظه به لحظه در عالم اجرا کردند و دارند اجرا میکنند، اتمها را سر پا نگهمیدارند که ما نمیبینیم.
تمام این گردش کرات و آسمانها و زمین و دریا را میلیاردها، میلیاردها، میلیارد ملائکه لحظه به لحظه به امر پروردگار دارند اجرا میکنند. برای ما از تصوّر خارج است ولی هست.
آنوقت شهادت میدهم که پیامبر «عَبدُهُ و رَسولُهُ» است. او بنده است. فقط خداست و او بنده است.
این مطلب را خیلی وقت است میخواهم بگویم. حالا یک اشارهای میکنم.
خیلی مقام هست در شهادت و تشهد.
یک مؤمن که اسم مؤمن رویش میگذاریم؛ یعنی ایمان دارد.
ایمان دارد به چی؟
ایمان دارد به این که این چهارده معصوم علیهمالسّلام همچین کارهای در عالم هستند.
برای همین کسی که ولایت دارد، به او میگویند: «مؤمن».
ائمه هستند که اینکارها را میکنند. من به این ایمان داشته باشم که باذنالله تمام اینکارها از جانب آنها انجام میشود.
اگر حضرت عیسی مردهای را زنده میکند، پرندهای را پرندهٔ واقعی میکند و یا حضرت موسی عصایش را میاندازد اژدها میشود یا دریا خشک میشود و عبور میکنند؛ اینها قطراتی از اقیانوس علم و قدرتی است که همهاش در سینه حضرت زهرا سلاماللهعلیها است. همهاش در سینه آقا امام زمان ارواحنافداه است.
قدرت است! خدای تعالی میخواهد قدرتنمایی کند. چه اشکالی دارد؟
اگر یکنفر را از دویست سال پیش که چشم و گوش بسته است، یکدفعه بیاورند اینجا و یک سیدی یا یک فلش را نشانش بدهند، به او بگویند: این اسمش فلش است. در این یکمیلیون جلد کتاب است.
او میگوید: این حرفا چیست؟ مگر دیوانه شدید؟
او نمیتواند بپذیرد. ولی یک بچه دبستانیِ ما این را میپذیرد چون دیده و باور میکند که در یک فلش و یا سیدی، دههزار جلد کتاب هست.
«وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ» (بقره/٢۵۵)
خدای تعالی این اجازه را داده یک قطرهای بچکاند اینطرف که بشر به این برسد که دههزار جلد کتاب را در یک سیدی جای بدهد و حتی کوچکتر از سیدی، به اندازه یک تراشه که الآن هست.
چطور خداوند به یک بشر این توانایی را داده؛ آن وقت به حجت خودش که بر تمام عالم باید هادی و راهنما باشد، تمام علم هستی را در سینه او نمیتواند جای بدهد؟!
لذا میگوییم:
«وکُلَّ شَئٍ أحصَینَاهُ فی اِِمامٍ مُبین؛ (یس/١٢)
: همه چیز در امام مبین جمع است».
که اگر یک مقداری انسان در تزکیه نفس کوشش کند و این حجابها از جلوی چشمش کنار برود؛ «کُلَّ شَئٍ أَحصَینَاهُ فی اِمامٍ مُبین» را لمس می کند.
چطور یک قطره در اقیانوس لمس میکند که جزء اقیانوس است؛ انسان هم لمس میکند که آقا امیرالمؤمنين، آقا امام زمان علیهماالسّلام مثل اقیانوسی او را در بر گرفتند.
یک سلول از میلیاردها سلولِ یک بدن چگونه است؛ ما هم میتوانیم اینگونه باشیم که وجود مقدس امام علیهالسّلام ما را در بر بگیرد و احاطهای که به ما دارد، ما از آن احاطه استفاده کنیم و انشاءالله زندگیمان را جلو ببریم و به ایشان نزدیک شویم.
شب شهادت بیبی حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها است. عرض ارادتی میکنیم به آن وجود مقدس که یک اراده میفرمایند کارهایی در عالم میتوانند انجام بدهند و الآن اراده بفرمایند به آن احاطهای که آقا سیدالشهداء علیهالسّلام به ایشان دادند و آن وسعت روحی که حضرت سيدالشهداء علیهالسّلام در قلب مبارک حضرت زینب سلاماللهعلیها گذاشتند، عرض کنیم:
بیبی جان! ما منتظر یک نظر مرحمتیِ شما هستیم.
آنقدر که ملائکه معرفت دارند!
آن شخص آقا امام زمان ارواحنافداه را زيارت میکند. میبیند حضرت را با یک حال غمگین و حال کسی که از جایی دارد میآید.
حضرت میفرمایند: الآن رفته بودم به آسمانها. ملائکه برای عمه جانم زینب سلاماللهعلیها مجلس عزا برپا کردند و من رفتم آنها را آرام کنم.
چرا آنها عزادار بیبی حضرت زینب سلاماللهعلیها هستند؟
چون مقام باعظمت حضرت زینب سلاماللهعلیها را میدانند.
خدای تعالی بهخاطر گل روی حضرت زینب سلاماللهعلیها عوالم آفریده. بهشتها آفریده.
میلیاردها مؤمن از نعماتِ وجود مبارک حضرت زینب و سایر اهل بیت علیهمالسّلام استفاده میکنند و ما در جوار ملکوتی حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها که ایشان هم انشاءالله نظر عنایت به مجلس ما داشته باشند.
“أَلسَّلَامُ عَلَيْكِ یَا سَیِّدَتِی وَ مَولَاتِی يَا فَاطِمَةَ الْمَعصُومَة يَا بِنتَ رَسُولَ الله اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنَا عِنْدَاللّهِ”
بیبی جان! ما را شفاعت بفرما و مورد مرحمت خودت قرار بده.
دلها بسوزد برای آن ایامی که بیبی فاطمه معصومه سلاماللهعلیها در فراق علیبنموسیالرضا عليهالسّلام غمگین بودند که خود حضرت رضا علیهالسّلام فرمودند:
“إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليهالسّلام؛
: اگر میخواهی برای چیزی گریه کنی، بر سیدالشهداء علیهالسّلام گریه کن”.
بیبی جان یا حضرت معصومه! عمه جانِ شما میخواستند بدن برادر را پیدا کنند اما تشخیص داده نمیشود.
فرمود: إلَیَّ، إلَیَّ خواهرم بیا اینجا. بهطرف من بیا.
حضرت زینب سلاماللهعلیها با آن صدا رفتند بهطرف بدن عزیز مادر.
آنقدر تغییر در جسم شریف سیدالشهداء علیهالسّلام ایجاد شده بود و آنقدر زخم بر بدن نازنینش شده بود که حضرت عرض کردند: آیا تو برادر من هستی؟!
یک بدنی که آنقدر زخم بر او وارد شده است به تعداد تسبیحات فاطمه زهرا سلاماللهعلیها.
أللَّھُـمَّ عَجِّـل لِوَلِیِّکَــــــ الفَـرَج
١۴ رجبالمرجب ۱۴۴۲
۸ اسفند ۱۳۹۹
میانگین امتیاز مخاطبین - ۹۶%
۹۶%
به این مطلب با انتخاب تعداد ستاره های روبه رو امتیاز دهید .
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی