شرح سوره مبارکه فجر جلسه۱۱

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

✨«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»
✨«ارْجِعِی إِلَیٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً» (فجر/۲۷و ۲۸)

📘صحبت دربارهٔ «نفس مطمئنه» است. دیشب عرض کردیم که رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند:
«علی جان مَثل تو، مَثل سوره قُل‌هُوَاللَّهُ‌أَحَد است که هر کس یک‌بار سوره قُل‌هُوَاللَّهُ‌أَحَد را بخواند، یک‌سوم قران را خوانده و اگر دو بار بخواند، دوسوم قران و اگر سه بار بخواند، ختمِ قران کرده.
مَثل تو هم همین‌طور است. از چه جهت؟
از این جهت که:
🔅اگر کسی تو را به قلبش دوست بدارد، یک‌‌سوم ایمان را به‌دست آورده است.
🔅کسی که تو را به قلب و زبانش دوست بدارد، دو‌سوم ایمان را به‌دست آورده است.
🔅کسی که تو را به قلب و زبان و دست دوست بدارد، ایمانش کامل است».

💎این مطلب با موضوعِ «نفس مطمئنه» تنگاتنگ، مرتبط است. از این جهت که نفس مطمئنه نفسی است که ایمانش کامل شده.
این روایت بالا که شیعه و سنی همه نقل کردند دربارهٔ وجود مبارک آقا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دارد راه نفس مطمئنه را به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانید نفستان را مطمئنه کنید که ایمانتان کامل باشد و به‌راحتی به زندگی دل‌نشین که زندگی بهشتی است دست پیدا کنيد.
زندگی بهشتی را انسان از همین دنیا می‌تواند به‌دست بیاورد که توضیح عرض خواهیم کرد.

✍️در مورد «حیات طيبه» در قرآن می‌فرماید:

✨«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَیِّبَةً؛ (نحل/٩٧)
: هر زن و هر مردی درحالی که ایمان دارد؛ اگر عملش را صالح کند، حتماً حتماً حتماً به او زندگی دل‌نشین می‌دهیم».

«فَلَنُحْيِيَنَّهُ» این لام تأکید و دو تا نون تأکیدِ ثقیله که دو بار تأکید شده، می‌شود سه تا حتماً.

💎«حیاة طیبه» یعنی زندگی‌ای که به دلش بچسبد.
حالا این در دنیا برای مثلِ ابوذری که در همان بیابانِ «ربذه» در سخت‌ترین شرایطی که ما اگر قرار بگیریم، یک روزش را هم طاقت نمی‌آوریم؛ می‌شود زندگی دل‌نشین.
برای حضرت سلیمانِ نبی هم با این‌که پادشاهی‌ای داشت که هیچ پادشاهی تا حالا نداشته، می‌شود زندگی دل‌نشین و زندگی در بهشت هم می‌شود زندگی دل‌نشین. مهم این است که آن زندگی به دلِ انسان بنشیند یعنی انسان خوشش باشد.
گاهی یک کسی در قصر زندگی می‌کند ولی زندگی‌اش دل‌نشین نیست. در اذیت و رنج است. نگرانی و ترس و اضطراب دارد. این شخص، زندگی‌اش دل‌نشین نيست و لذت نمی‌برد از زندگی‌اش.

⁉️خب حالا ما می‌خواهیم ببینیم چگونه نفسمان، می‌تواند «نفس مطمئنه» شود؟

در زیارت «امین‌‌الله» می‌گوییم:

✨”اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ”

این زیارت را وقتی می‌خوانید که به محضر یکی از ائمه در حرمشان مشرف می‌شوید یا از راه دور زیارت می‌کنید یکی از ائمه‌ را که از دنیا رفته‌اند، به‌جز آقا امام زمان ارواحنافداه. چون در زیارت «امین‌الله» دارد که خدا تو را از دنیا برد. مربوط به امام‌هایی است که از دنیا رفته‌اند.
برای امام زمان ارواحنافداه زیارت «آل‌یاسین» می‌خوانیم یا زیارت‌های دیگر را می‌خوانیم.

💠وقتی به محضر امام از راه دور یا از راه نزدیک مشرّف می‌شوید؛ فرقی نمی‌کند شما همین‌جا هم در خانه‌تان آقا امیرالمؤمنین، آقا امام حسین، آقا امام رضا علیهم‌السّلام یا هر یک از ائمه را زيارت کنید، مثل این است که کنار قبرشان زیارت کرده‌اید.
چون روحِ امام بر همهٔ عالَم، مسلط است.
خداوند قلبش را مرکزِ احاطه قرار داده و قلبش با قلب‌های ما فرق می‌کند. جسمش مثل ماست.

✨«أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» (کهف/١١٠)

🔷به پوست می‌گویند: «بَشَرِه».
یعنی امام از جهت ظاهری، جسمش مثل جسم ماست ولی قلبش در مقایسه با ما مثل قطره است با اقيانوس. قلبِ ما مثل یک قطره‌ است، قلب امام مثل یک اقيانوس است.
وقتی ائمه بعضی مشکلات را ذکر می‌کردند برای بعضی شيعيان‌شان؛ آن‌ها تعجب می‌کردند، می‌گفتند: آقا شما چگونه طاقت می‌آورید؟!
حضرت می‌فرمودند: قلب ما غیر از قلب شماست. ما یک بُعد دیگری داریم.
منتها به‌خاطر این‌که این اقيانوس برای ما مورچه‌ها سنگين در نیاید، یک قطره‌ را آوردند جلوی چشم ما.
اقيانوس را کردند یک قطره‌ و آوردند جلوی چشم ما که مثل یک مورچه هستيم تا برای ما قابل تحمل باشد.
ائمه عليهم‌السّلام آمدند توی دنیا ازدواج کردند و زندگی عادی داشتند ولی قلبشان اقيانوسِ رحمت خداست که‌ حالا بحثِ خودش را دارد.

💎حالا ما در محضر امام علیه‌السّلام هستیم. وقتی زیارت را شروع می‌کنیم، می‌گوییم:

✨”السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ”

چند جملهٔ دیگر هم می‌گوییم که:

✨”أَشْهَدُ أَنَّكَ جاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ؛
: من شهادت می‌دهم شما در راه خدا جهاد کردید و حقش را به‌جا آوردید. تمام تلاش و مجاهدتی که باید می‌کردید، کردید”.

✨”فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ؛
: به اختیار خدا از دنیا رفتید”.

نه به اختیار خودتان. البته اختیارِ آن‌ها هم اختیار خداست منتها به‌خاطر این‌که ما یاد بگیریم که تا زندگی برایمان تنگ شد، نگوییم که خدایا! مرگم را برسان؛ به ما این جمله را تعلیم می‌دهد که وقتی فشار به شما آمد، نگو: خدایا! مرا از دنیا ببر و مرگ مرا برسان.

یاد بگیر از امامت که هر چه هم فشار به‌ آن‌ها می‌‌آمد، نمی‌گفتند: خدایا مرگ من را برسان.
اگر هم در مورد حضرت موسی‌بن‌جعفر و یا حضرت زهرا علیهما‌السّلام [این دو بزرگوار را خاطرم هست] جمله‌ای شبیه به این آمده ولی مثل این نیست که ما می‌گوییم: خدایا! مرگم را برسان.

دربارهٔ آقا موسی‌بن‌جعفر علیه‌السّلام هست:

✨”يَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَيْنِ رَمْلٍ وَ طِينٍ‏ وَ يَا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ‏ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ‏ وَ يَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَيْنِ مَشِيمَةٍ وَ رَحِمٍ‏ وَ يَا مُخَلِّصَ النَّارِ مِنَ الْحَدِيدِ وَ الْحَجَرِ وَ يَا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَيْنِ الْأَحْشَاءِ وَ الْأَمْعَاءِ خَلِّصْنِي مِنْ يَدِ هَارُون‏؛
: اى كه درخت را از بين گل و شن بيرون مى‌‏آورى! اى كه شير را از بين مجراى خون و سرگين خارج مى‏كنى. اى كه جنين را از ميان رحم و مشيمه خارج مى ‌كنى! اى كه آتش را از آهن و سنگ بيرون مى ‌آورى! اى كه روح را از بين امعاء و احشاء خارج مى ‌كنى، مرا از دست هارون خلاص کن”.

این شبیه به این هست که ما می‌گوییم: خدایا! مرگم را برسان ولی به این معنا نیست. ماها از روی بی‌طاقتی می‌گوییم. یعنی ما داریم به خدا می‌گوییم که چکار بکند!
اما آن‌جا امام با خدا هماهنگ است. خدا به امام می‌گوید: این را از من بخواه که تو را از دنیا ببرم.
امام اطاعت می‌کند، می‌گوید: خدایا! مرا از دنیا ببر.
این فرقش است. فرق قلب‌های ما با ائمه این‌طوری است.
آن‌ها قلبشان طوری است که خدا می‌خواهد و به آن‌ها الهام می‌کند و یا رسماً می‌گوید: این را از من بخواه.
[خدا به خواست آن‌ها و به دعای آن‌ها به بندگانش روزی می‌دهد، بهشتی می‌کند، جهنمی می‌کند] خدا به ایشان می‌گوید: از من بخواه.
ولی ما نه! ما طاقتمان طاق می‌شود، می‌گوییم: خدایا! مرگ مرا برسان.
خدا می‌فرماید: خب هنوز وقتت نشده.
می‌گوییم: نه، ما دیگر توانایی نداریم.
البته اشتباه هم می‌کنیم. بعضی‌ها هستند در سختی‌ها، فشار که به آن‌ها می‌آید؛ ظرفیت خودشان را بزرگ نکرده‌اند. روی خودشان کار نکرده‌اند و در تمرینات خدا شرکت نکرده‌اند.
مثلاً خانمی ازدواج می‌کند، خدا به او یک مادرشوهرِ بهانه‌گیری می‌دهد که دائماً به او غر می‌زند. البته او نباید این‌کار را بکند ولی خب چاره‌ای نیست، هیچ راه فراری ندارد مگر این‌که زندگی‌اش از هم بپاشد و طلاق بگیرد. حالا دوباره هم ازدواج کند، گیر یک مادرشوهر دیگری می‌افتد.
مادر شوهرهایی که خودشان را تربیت نکردند و با همان حال و روحیه‌ی تربیت‌نشده بخواهند محبت کنند؛ زندگی عروس را خراب می‌کنند.

خلاصه یک نمونه‌ مادر‌شوهر است که من گفتم. نمونه‌هایش هم زیاد است و در همه‌جا وجود دارد.
خدا به یک خانمی بچه معلول می‌دهد. یک خانمی مشکل دیگری در زندگی‌اش هست. یک آقایی ورشکستگی در زندگی‌اش هست و انواع مسائل دیگر که در زندگی‌ها هست.

🌐انگار خدا یک باشگاهی تأسیس کرده. باشگاه ورزشی را در نظر بگیرید و ما اهل دنیا یعنی همه انسان‌هایی که وارد دنیا می‌شوند، وارد این باشگاه بزرگ می‌شوند.
[باشگاه را از جهتِ تمرینات، مثال می‌زنم] در این باشگاه مربی هست، برنامهٔ‌ تمریناتی هست، مسابقات هست.
🔅بعضی‌ها تماشاگر می‌شوند یعنی تمرینات را رها می‌کنند.
🔅بعضی‌ها می‌روند زیر بار تمرینات.

تمریناتی که خدا می‌دهد، همین اوضاع و احوال زندگی‌های ماهاست. یعنی چیزهایی که دلت نمی‌خواهد، برایت پیش می‌آید.

حالا چرا این‌طوری است؟ چرا خدا جنگ پیش می‌آورد؟ چرا برای یک مردی، زن بد پیش می‌آورد؟ چرا برای یک زنی، شوهر بد پیش می‌آید؟ چرا برای پدر و مادری، فرزند ناخلف پیش می‌آید که زجرش می‌دهد؟ یا بالعکس پدر و مادری که بچه را اذیت می‌کنند؟
ببینید همه‌ این‌ها هست.

💠اگر انسان در این باشگاهِ الهی ثبت‌نام کند یعنی بگوید: خدایا! بیا من را درستم کن. من را آدمم کن.
خدا می‌فرماید: «قبول می‌کنم به‌شرط این‌که در حینِ تمرینات، مدام غر نزنی و نخواهی که فرار کنی».
آن‌وقت خدا می‌برد زیر بار تمرینات.
کسانی که پذیرش دارند، کسانی که قلبشان را در این سه مرحلهٔ محبتِ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام قرار دهند؛ بُرد کردند. بقیه ضرر می‌کنند.
بقیه فقط رنج می‌شکند. یعنی رنج می‌کشند، نمره هم نمی‌گیرند. فقر پیش‌ می‌آید، بیماری پیش می‌آید، مصیبتِ عزیزان پیش می‌آید.

✨«وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ» (بقره/١۵۵)

تفریباً خیلی از مصیبت‌ها در این آیه هست.

✨«وَبَشِّرِ الصَّابِرِين»

🔷مثلاً یک ورزشکاری می‌گوید: آقای مربی! ما به گوش هستیم و تسلیم هستیم در برابر شما و صبر می‌کنیم بر تمرینات چون این تمرینات، ما را به مقام قهرمانی می‌رساند.
این‌ها برد می‌کنند، بقیه نه.

✨«وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛
: به آن‌هایی که تحمل می‌کنند و به خدا غر نمی‌زنند، بشارت بده».

✨«الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ» (بقره/١۵۶)

مصیبت یعنی آن چیزی که به نفسشان خوش نمی‌آید، به آن‌ها اصابت می‌کند.
مصیبت یعنی چیزی که به تو اصابت می‌کند. مصیبت حتماً چیز بد نیست.
مثلا زلزله پیش می‌آید، بچه‌اش فوت می‌کند، شوهرش فوت می‌کند، زنش فوت می‌کند. این‌ها مصیبت است یعنی چیزی که به تو اصابت کرده.

✨«قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/١۵۶)

یک دل وسیعی پیدا کردند و برای خودشان ظرفیت پیدا کردند، می‌گویند: خب باید این‌ها باشد. زندگی دنیا یعنی همین.

🌀وقتی آدم رفته به یک باشگاهی که ورزشکار شود؛ اگر تمرینات به او ندهند، چطوری ورزشکار خوبی می‌شود؟!
ما هم در این دنیا باید ورزیده شویم و برای زندگی آخرت ساخته شویم.
نفس ما اگر نفس «اماره‌ بالسّوء» باشد، به بهشت راهش نمی‌دهند. چون برود به بهشت، همه چیز را بهم می‌زند.
نفس‌امّاره یعنی نفسی که تربیت نشده. مثل بچه بی‌تربیت دیدید بعضی بچه‌ها یک جایی مهمانی می‌روند، به همه چیز دست می‌زنند، اوضاع زندگیِ آن‌جا را بهم می‌ریزد.
حالا اگر خانه‌ پدر بزرگ و مادربزرگ باشد که هیچ چیز به او نمی‌گویند. در پناه محبت پدربزرگ و مادربزرگ هست و همه‌کار می‌کند و همه زندگی را شخم هم می‌زند و هیچ چیز هم به او نمی‌گویند.
«نفس‌امّاره» این‌طوری است.

📘اگر او را به بهشت ببرند، بهشت را بهم می‌ریزد.
حسود است، می‌خواهد حسادتش را آن‌جا اعمال کند. بخیل است، می‌خواهد بخلش را آن‌جا اعمال کند. نمی‌تواند کسی را بالاتر از خودش ببیند. این‌ها تمامِ حالاتی است که در دنیا ماکتش را داریم.
دنیا ماکت زندگی آخرت است. یعنی خدا می‌فرماید: من این ماکت را دادم، ببینم درست می‌توانی زندگی کنی که تو را به بهشت ببرم؟ من اصلا تو را برای بهشت آفریدم. بخواهی به بهشت بروی باید تربیت‌شده بروی.

خدا که تو را حیوان خلق نکرده. مورچه‌ها بالإجبار نمی‌توانند به غیر از مورچگی کاری کنند. اگر خدا به مورچه‌ها همین عقل و شعور ما را بدهد، تمام عالم را کن‌فیکون می‌کنند. خدا بخواهد به شیر و گرگ و روباه، عقل و شعور آدمی را بدهد، عالم را بهم می‌ریزند.

🌐خدا ما را انسان خلق کرده که انسانی زندگی کنیم. این انسانی زندگی‌کردن را در دنیا باید ماکتش را دربیاوری و در دنیا باید به خدا نشان بدهی که من بروم بهشت، درست زندگی می‌کنم.
ببینید زندگی دنیا چقدر معنا پیدا می‌کند!
به این می‌گویند: «نفس مطمئنه».
یعنی نفسی که تربیت شده و هر چه به او نگاه می‌کنی، رفتاری غیر از رفتار انسانی نمی‌بینی که می‌فرمایند:

✨”أَلْمُطْمَئِنَّةَ بِوِلَایَةِ عَلِی علیه‌السّلام”

ائمه این را در تفسیر آیاتِ اواخرِ سوره مبارکه فجر می‌فرمایند. آیات آخر سوره مبارکه فجر این است:

✨«يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» (فجر/٢٧)

💎«نفس مطمئنه» نفسی است که تحت تربیت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام قرار گرفته.

یعنی این سه مرحله را روی خودش کار می‌کند:

🔅قلبش به محبت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام پر می‌شود.
قلبش پر از محبت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار و امام زمان علیهم‌السّلام می‌شود. در زمان ما مخصوصاً دلش به محبت آقا امام زمان ارواحنافداه زنده می‌شود و معرفت به امام زمان ارواحنافداه پیدا می‌کند.

این را بدانید در عمرتان این اتفاق افتاده که به محبتِ امام زمان ارواحنافداه تپش قلب‌تان عوض شده.
یعنی قبلاً متوجه امام زمان ارواحنافداه نبودی ولی از یک زمانی، این توجه به‌وجود می‌آید.
آن‌هایی که تجربه کردند، می‌دانند من چه می‌گویم. آن‌هایی هم که تجربه نکردند، ان‌شاءالله به برکت حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام این تجربه برایشان آغاز شود.

🖋یعنی شروعِ زندگی انسانی از این‌جاست که تپش قلب انسان به محبت امام زمان ارواحنافداه شروع شود. تپش ظاهری نه بلکه تپشِ قلبی، محبتی.

دیدید جوانی عاشق می‌شود، از وقتی عاشق می‌شود، تپش قلبش یک‌جور دیگر است. حسی است که همه تجربه کردند. آن‌هایی که پیر هستند در جوانی تجربه کردند، آن‌هایی هم که جوان هستند بالأخره می‌فهمند چه می‌گویم.

🔷برای این‌که انسان نفسش مطمئنه شود باید این سه مرحله را طی کند. یعنی از خدا بخواهی که خدایا حجتت را به من بشناسان. همین دعایی که هست:

✨‌”اللَّهُمَ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ”

این را زیاد بخوانید. روزی یک‌بار، دوبار. سه تا جمله است دیگر، کاری ندارد. این را بخوان. از خدا بخواه.
نمی‌خواهد هم زور بزنی امام زمان ارواحنافداه را دوست داشته باشی. وقتی که خدا ببیند تو واقعاً می‌خواهی تربیت بشوی، دستت را می‌گیرد.

✨‌”اللَّهُمَ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ؛
: خدایا! خودت را به من بشناسان”.

✨”اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ”

✨”اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ؛
: خدایا! حجتت را به من بشناسان”.

خدایا! بالأخره در این عالم، اگر امام زمان را حجت و نماینده از طرف خودت گذاشتی، اگر من او را نشناسم، خیلی ضرر کردم.

💎قلبت که پر از محبت آقا امام زمان ارواحنافداه شود، زبانت خودبه‌خود باز می‌شود و به محبت او گویا می‌شود.
اصلاً دوست داری اسم امام زمان ارواحنافداه را ببری. این‌ نشانه‌اش است. دوست داری از ایشان صحبت کنی. بلد هم نیستی ولی دوست داری بشنوی، دوست داری بگویی.
دیشب عرض کردم مثل مادری که بچه‌ش را که به قلب دوست دارد هیچ، زبانش هم باز می‌شود به محبت بچه‌اش. این‌‌طرف و آن‌طرف از او تعریف می‌کند.

🖋سوم:
این‌که دستت به محبت امام زمان ارواحنافداه عمل کند.
مثل همان مادر که دستش می‌شود محبت به بچه‌‌اش. حرف نمی‌زند و در ظاهر، قلبش هم چیزی نشان نمی‌دهد ولی دستش به محبت بچه‌‌اش باز است.
یعنی هر کاری می‌کند یا ضرر را از او دور می‌کند یا منفعت به او جلب می‌کند. پدر هم همین‌طور است منتها مادر قوی‌تر.

🔷این حالت را انسان باید با امام‌ زمانش داشته باشد. یعنی اگر می‌خواهید خوب حسش کنید؛ ببینید حالت‌های مادرتان یا همسرتان چه‌طوری است.
همان حالتی که یک مادر به بچه‌‌اش دارد، نمی‌گویم خانم‌ها به امام زمان ارواحنافداه دارند. آن باز یک مرحلهٔ جدید است.
یعنی یک خانم ممکن است که با بچه‌‌اش این حالت را داشته باشد ولی با امام زمان ارواحنافداه چراغش فعلاً خاموش است. با امام زمان ارواحنافداه آشنا نیست هنوز. قلبش هنوز به محبت امام زمان ارواحنافداه روشن نشده و تپش پیدا نکرده، چه مرد، چه زن.

✨«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ» (نحل/٩٧)

مردی یا زنی که وارد این وادی و این زندگی شود.
حالا چه‌کار باید بکند؟
خب حالا افرادی که در مجلس ما هستند یا شنونده و یا بیننده ما هستند؛ فرق می‌کنند.

🔅بعضی‌ها هنوز ممکن است روشن نشده باشند. هنوز امام زمانشان را درست نمی‌شناسند فقط یک چیزهایی شنیدند. بعد از مجلس، بعد از ایام روضه در زندگیشان، حرف اول را همان زندگیِ ظاهری دنیا می‌زند.

🔅بعضی‌ها این مطلب به قلبشان وارد شده.

🔅بعضی‌ها هم باز یک مرحله جلوترند.

🔅بعضی‌ها هم حتی اکثراً کسانی‌ که به‌اصطلاح سیرالی‌الله دارند، مؤمن‌هایی هستند که خودشان را تحت تربیت قرار دادند؛ این‌ها در مرحلهٔ سوم کار دارند. یا لنگ می‌زنند یا باید رویشان کار شود.

💠یعنی مرحله‌ای که دستشان نشان دهد امام زمان ارواحنافداه را دوست دارند. چشمشان نشان دهد که امام زمان ارواحنافداه را دوست دارند. زبانشان همين‌طور. افکارشان همين‌طور.
یعنی چیزهایی که آقا امام‌ زمان ارواحنافداه دوست دارند، عمل می‌کنند و چیزهایی که امام زمان ارواحنافداه دوست ندارند را کنار می‌گذارند.

📘ببینید خیلی ساده است‌ ها. صحبتش ساده است ولی باید یک پشتوانه قوی‌ای داشته باشد.
ماشین که حرکت می‌کند، موتور فشار می‌آورد که این ماشین حرکت می‌کند. موتور اگر روشن نباشد، ماشین راه نمی‌رود.
موتورِ قلبش باید روشن باشد به محبت امام زمان ارواحنافداه تا بتواند به طرف حضرت حرکت کند.
یک مادر اگر به بچه محبتِ قلبی نداشته باشد مثلاً اگر یک بچه‌ی غریبه را بیاورند، هیچ وقت کارهایی که برای بچه خودش می‌کند، برای بچه غریبه نمی‌کند.
چرا؟
چون محبت ندارد به این بچه‌ی غریبه. حالا بعضی‌ زن‌ها هستند، روی محبت، از روی انسانیت کارهایی می‌کنند. به‌خاطر این‌که یک مقدار از این خاصیت در قلبشان وارد شده.

📘اگر در قلب انسان، محبت امام زمان ارواحنافداه وارد نشده باشد، مثل ماشینِ خاموش است دائم باید هُلش دهند.
گاهی یک روضه‌ای پیش می‌آید. یک سفر اربعینی پیش می‌آید. یک زیارت امام رضایی پیش می‌آید.
مثل قدیم‌ها ما ماشین داشتیم، ماشین‌های قراضه‌ای که حتماً باید هُل می‌دادیم تا روشن می‌شد. چند نفر می‌آمدند هل می‌دادند، یک کم روشن می‌شد باز دوباره خاموش می‌شد بعد این‌ها می‌گفتند: حاج‌ آقا ببرید تعمیرگاه. این ماشین ایراد دارد.

🔷بعضی از ماها هم این‌طوری هستیم. یک مقدار هُل‌مان می‌دهند، در مجلس امام حسین علیه‌السّلام یا در مواقع دیگر، یک کمی روشن می‌شویم، یک کمی جون می‌گیریم، بعد خاموش می‌شویم دوباره. باز هُل‌مان می‌دهند.
آخرش می‌گویند: آقا! این موتورش باید تعمیر شود.
این قلب، قلبی است که هنوز ایراد دارد. محبت‌های دیگر درونش هست. آن محبت‌ها نمی‌گذارند.

🌀مثلاً همسرش را این‌قدر دوست دارد که بین امام زمان و همسرش، خواسته همسرش را گوش می‌دهد. همسرش یک چیزی می‌خواهد که مطابق رضایت امام زمانش نیست.
این گیر می‌کند بین همسرش و امام زمان و خواستِ خدا کدام را انتخاب کند؟
بالأخره زور می‌زند. یک مقدار سرِ خودش را کلاه می‌گذارد، یک مقدار توجیه می‌کند، دستِ آخر هم یک کاری می‌کند.

💎این قلب، صاف نیست. تکلیفِ خودش را مشخص نکرده که تو چه کسی را می‌خواهی آخرش؟
خدا را می‌خواهی یا خواسته‌های نفسانی خودت را می‌خواهی؟ یا زنت را می‌خواهی یا شوهرت را می‌خواهی؟ یا بچه‌ات را می‌خواهی؟
خیلی‌ها در مورد بچه امتحان می‌شوند. یعنی بچه‌شان به یک حدی می‌رسد که بینِ انتخابِ بچه‌شان و راه درست، دائم لَنگ می‌زنند. یک مقدار بچه‌شان، یک مقدار خدا، آخرش‌ هم قَروقاطی مي‌شود.

🖋خدای تعالی می‌فرماید:
اگر پدرانتان، مادرانتان، بستگانتان، برادرتان، زن‌تان، خواهرتان از خدا دوست‌داشتنی‌تر هستند؛ خب بروید تکلیف‌تان را معلوم کنید.

✨«قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا» (توبه/٢۴)

به مردم بگو که تکلیف‌شان را معلوم کنند. خدا برایشان دوست‌داشتنی است یا پدرشان، مادرشان، بچه‌شان، خواهرشان، برادرشان کدام؟

❔می‌گویند: چرا خدا ما را مقابل این‌ها قرار می‌دهد؟!
برای این‌که این‌ها خواسته‌هایی دارند که با خواستِ خدا جور درنمی‌آید.
آیا خدا باید بیاید خودش را با ما تطبیق بدهد، یا ما باید خودمان را با خدا تطبیق دهیم؟
خب اگر خدا بخواهد خودش را با ما تطبیق دهد، عالَم بهم می‌ریزد.
یکی می‌گوید: باران بیاید. یکی می‌گوید: باران نیاید.

📘در حکایاتِ کسانی که می‌خواستند خدمت امام زمان ارواحنافداه برسند؛ آمده یک شخصی بود به‌نام «عطار بصراوی» در بصره زندگی می‌کرد.
این عطار بود، صابون درست می‌کرد. خیلی هم دوست داشت خدمت آقا امام زمان ارواحنافداه برسد و بالأخره بعضی از یاران حضرت را دید. گفت: من را خدمت آقا امام زمان ارواحنافداه ببرید.
این‌ها یک وقتی اجازه پیدا کردند که او را خدمت آقا ببرند.
این‌ها روی آب راه می‌رفتند. به او گفتند: «خدا را به حق حضرت حجت عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف قسم بده که تو را حفظ کند، پس بسم الله بگو و بیا».
او هم پشت سر آن‌ها روی آب شروع به حرکت کرد.

💠بین راه هوا بارانی شد. او وقتی هوای بارانی را دید، به یاد صابون‌هایش افتاد که پهن کرده بود تا خشک شود.
همین که به‌ یاد صابون‌هایش افتاد و با خودش فکر کرد که باران صابون‌ها را از بین می‌برد؛ فرو رفت داخل آب.
آن دو متوجه شدند. دست او را گرفتند و از آب بیرون کشیدند. یکی از آن‌ها گفت:
«از آن خطور ذهنی که به فکرت رسید، توبه کن و مجدداً خدای تعالی را به حضرت حجت علیه‌السّلام قسم بده».
او هم توبه کرد و دوباره خدا را به حق حضرت حجت علیه‌السّلام قسم داد و همراه آن دو نفر و بر روی آب شروع به راه رفتن نمود.

💎وقتی خواستند او را خدمت امام زمان ارواحنافداه ببرند، بیرون خیمه ایستادند که از حضرت اذن بگیرند.
وقتی آمدند بیرون، گفتند: آقا امام زمان اجازه ندادند شما ملاقات کنید. فرمودند:

✨”رُدّوهُ فَاِنَّهُ رَجُلٌ صَابوُنی؛
: او را برگردانید. او یک‌ مرد صابونی است. صابون‌هایش برایش مهم هستند نه ما”.

ببینید عزیزانِ من، یک‌ وقت ممکن است من منبر و طلبگی‌ام و این‌که مردم به من توجه کنند برایم مهم‌تر باشد از خواستِ امام زمان ارواحنافداه. از خودم بگیرید تا بقیه.
یکی می‌بینید بازارش مهم‌تر است، یکی می‌بینید بچه‌اش مهم‌تر است، یکی می‌بینید شوهرش مهم‌تر است، یکی می‌بینید زنش مهم‌تراست. این‌ها دوروبر ما ریخته است.

🔷معرفتت باید این‌قدر بالا برود که واقعاً بین آن‌چه که در دنیا هست حتی نفْسِ خودت و خدا، خدا را انتخاب کنی. زوری هم نیست با معرفت، آدم باید انتخاب کند.
مثلاً شما این فرش را می‌خواهید بخرید، سبک سنگین می‌کنید، در بازار می‌گردید. یکی می‌گوید ده میلیون است، یکی می‌گوید یازده میلیون است، یکی می‌گوید بیست میلیون است. شما قشنگ ارزیابی می‌کنید آن قیمتی که تشخیص می‌دهید، پرداخت می‌کنید.
دیگر مثل بچه نیستید که بگویند یک میلیون است قبول کنید، بگویند صد میلیون هم قبول کنید. یک بچهٔ دو، سه ساله، یک میلیون و صد میلیون برایش فرقی نمی‌کند. اصلاً تشخیص نمی‌دهد.

🌀یک عده‌ای از ما هنوز معرفتی به خدا و ائمه‌ اطهار علیهم‌السّلام پیدا نکردیم که ببینیم بین خدا و خواسته‌‌های دلمان و خواستۀ زنمان و خواسته شوهرمان‌ و خواستهٔ بچه‌مان و خواستۀ دنیایمان کدام را انتخاب کنیم.
این‌ها اول باید مشخص شود.

🖋بحث معرفت و محبت آقا امام زمان ارواحنا‌فداه یک مسئله ریشه‌ای است.
ما ماشین را آوردیم تعمیرگاه داریم روی موتورش کار می‌کنیم. این قلب‌ها را اول ببینیم موتورهایش چه ایرادی دارد. والاّ بخواهیم دائم هُل بدهیم که آقا بیا جلسه، آقا بیا روضه، خانم بیا روضه، بعد هم باز خاموش می‌شود.
ان‌شاءالله مجلس ما با این‌که کوتاه است و یکی، دو شبِ دیگر بیشتر نیست ولی بتوانیم حداقل روی دل‌هایمان کاری انجام دهیم.

✍️نتیجه بگیرم‌ و ان‌شاءالله بحث را تمام‌ کنم.
نفس انسان برای این‌که بهشتی شود، برای این‌که «حیات طیبه» بدست آورد باید سه مرحله روی آن کار شود:

➖مرحلۀ قلب
➖مرحلهٔ زبان
➖مرحلۀ دست

تا به نفس مطمئنه برسیم ان‌شاءالله. آن‌وقت است‌ که خدا دعوت می‌کند که دیگر تو ساخته شدی بیا. تو دیگر می‌توانی در بهشت زندگی کنی.
بعد از مرگ می‌برند تو را به یک بهشت موقت که بهشت برزخی به آن می‌گویند. ممکن است چند میلیون سال هم طول بکشد ولی این‌قدر خوش می‌گذرد به کسی که روحش از دنیا رفته!
می‌گفت: حضرت عزرائیل را در خواب دید. به حضرت عزرائیل عرض کرد که شما از کجا می‌آیید؟
[انگار که از جایی آمده بودند] فرمود: من از شیراز می‌آیم. الآن روح آقا شیخ بهاءالدین محلاتی را قبض کردم و خدا به او یک بهشتی داده که هزار ملَک تحت فرمانش هستند.

🔅شهداء
🔅مؤمن‌هایی که با انتظار آقا امام زمان ارواحنافداه از دنیا می‌روند،
🔅کسانی که درس علوم دینی می‌خوانند که نوکر امام زمان ارواحنافداه شوند،
🔅کسانی که واقعاً ایمان دارند و هر چه خدا بگوید؛ جان‌شان را هم می‌دهند.
این‌ها مقام «شهید» دارند.
این‌ها در زندگیِ عالم برزخ، متنعم هستند که اگر یک لحظه شما را ببرند، حاضر نیستید دیگر برگردید.
این‌قدر زندگیِ آن‌جا خوش است که انسان حاضر نیست دیگر به این دنیا برگردد.

📘در قضایای زندگی پس از زندگی که افرادی را در تلویزیون آورده بودند و با این‌ها مصاحبه می‌کردند، دیدید که این‌ها حتی افرادی بودند که ظاهرشان هم خیلی متدینِ مثل انتظاری که ما داریم نبودند ولی می‌گفتند: چنان برای ما لذت‌بخش بوده که حاضر نبودند برگردند. [آن هم تازه هنوز اصلِ آن‌جا را ندیده بودند] یکی از آن‌ها مرگ را این‌طوری مثال می‌زد، می‌گفت: مثل کسی است که سی سال در یک اداره‌ای کار کرده، می‌خواهند هدیه بازنشستگی به او بدهند به‌عنوان تشکر و این‌که سی سال کار کرده. می‌گفت: مرگ هدیه‌ای است که خدا به انسان می‌دهد که از دنیا می‌خواهد برود انگار کارش را کرده و بازنشسته می‌خواهد بشود.
او این‌طور می‌گفت ها. آدمی بود که بازنشسته سازمان آب بود.

💎ان‌شاءالله که درک‌مان از زندگی و عالم پس از این عالم و زندگی بهشت، آن‌طوری باشد که خداوند یک روزی به ما هم بفرماید:

✨«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» (فجر/۲۷)

به بعضی‌ها می‌گوید. آن‌هایی که به این‌جا برسند. به فارغ‌التحصیلان می‌گویند. ما هم بالأخره باید فارغ‌التحصیل شویم و خطابِ «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» را بگیریم که از آن‌هایی شویم که کنار امام حسین علیه‌السّلام جا گرفتند. ما هم کنار امام زمان ارواحنافداه جا بگیریم.

✨ألصَّلَوةُ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَظلُوم يَا أَبَاعَبْدِاللَّه وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهَار”

✨”يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ؛
: یا أباعبدالله من به اظهار محبت به شما و فرزندان ‌شما و به خاندان و اصحاب شما خودم را به شما نزدیک می‌کنم”.

همین که در مجلس سیدالشهداء علیه‌السّلام شرکت می‌کنید و همین که ادب می‌کنید در برابر خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السّلام و همین که حضرت زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها را یاری می‌کنید در مصیبت فرزندشان سیدالشهداء علیه‌السّلام.

💎از جانسوزترین حوادث روز عاشورا شهادت طفل شیرخوار ابی‌عبدلله علیه‌السّلام است. آن‌قدر حضرت علی‌ اصغر عزیز هستند که به باب‌الحوائج معروف شده.

علمای بزرگ اسلام، مراجع بزرگ شیعه، وقتی در کارهایشان گرهی به‌وجود می‌آمد متوسل به حضرت علی اصغر می‌شدند.
مؤسس حوزه علمیه، مرحوم آیت‌الله‌العظمی آقا شیخ عبدالکریم حائری‌ یزدی که آن‌قدر باعظمت بودند؛ متوسل به حضرت علی اصغر علیه‌السّلام می‌شدند.
آقا شیخ عبدالکریم حائری این‌قدر باعظمت بودند که امام زمان ارواحناه‌فداه به بزرگانی از علماء که از مراجع بزرگ بودند پیغام می‌دهند که در فتنه‌ها به شیخ عبدالکریم پناه ببرید.

🌀زمان رضاخان که خیلی فشار شدیدی روی حوزه‌های علمیه و روحانیت بود مثل ایشانی که علماء باید به پیغامِ امام زمان به ایشان پناه می‌بردند؛ ایشان را می‌فرستند درِ خانهٔ طفل شیرخوار ابی‌عبدلله.
فکر نکنیم طفل شیرخوار است. روح این‌ها در عالم قبل، از ارواح باعظمت بوده که خداوند آن‌ها را انتخاب کرده که علی‌ اکبرِ امام حسین باشند. علی‌ اصغرِ امام حسین باشند. ابوالفضل‌ العباس باشند.

💠این‌ها ارواح باعظمت بودند.حالا بعضی‌هایشان یک مقداری سن‌شان بیشتر شد و بعضی‌هایشان مثل حضرت علی‌اصغر یا مثل حضرت محسن‌بن‌علی سنشان کم بود.
حضرت علی اصغر شش ماهه به دنیا آمده بود اما حضرت محسن‌بن‌علی هنوز سه‌ ماهی مانده بود که به دنیا بیاید. شش‌ ماه از حملش گذشته بود که آن جنایت را دومی روی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها انجام داد و فرزندش محسن را سقط کرد و آن حضرت به شهادت رسید.

💎ما نمی‌دانیم قبر حضرت محسن‌بن‌علی کجاست؟
بعضی‌ها می‌گویند: در آستانه‌ درِ خانه‌ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است. می‌رویم به آستانه‌ درِ خانه‌‌ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام.

✨”أَلسَّلامُ عَلَيْكَ یَابنَ رَسُولَ اللًَه”

نام مبارکش را رسول خدا گذاشته بودند. هنوز رسول‌ الله زنده بود که فاطمه‌ زهرا سلام‌الله‌علیها حامله بود به حضرت محسن و نامش را حضرت رسول انتخاب کردند آن هم از جانب پروردگار.
«حسن»، «حسین»، «محسن».
هر سه از ماده‌ی حُسن و نیکویی.
«محسن» یعنی «نیکوکار».
«حسن» یعنی «خودِ نیکویی».
«حسین» هم یعنی «خودِ نیکویی» منتها به احترامِ امام حسن، معنای حسین می‌شود حسنِ کوچک.

🌎در عالم رؤیا دیدند یک اژدهایی آمد و یک‌سوم ستارگان آسمان را با دمش جمع کرد و حذف کرد و این خواب را همان‌ موقع در زمان رسول‌ الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم تعبیر کردند به این‌که حضرت محسن به شهادت می‌رسند.
یعنی یک‌سوم سادات که ستارگان آسمان هستند، این امامزاده‌ها و فرزندانشان را آن اژده‌های هواهای نفسانی یعنی دومی و پیروانشان از آسمانِ زندگی بشر، جمع کردند.
نگذاشتند حضرت محسن به دنیا بیاید و فرزندانی از او به‌وجود بیایند که این‌ها زندگی بشر را به سر و سامان برسانند.

💠همه با قلبتان عرض ادب کنید به فرزند امیرالمؤمنین علیه‌السّلام.
ما از فرزند شش ماهه أباعبدالله رفتیم خدمت عمویشان حضرت محسن.
در آستانه درِ خانه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام عرض ادب می‌کنیم.

✨”أَلسَّلامُ عَلَيْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّه
✨”أَلسَّلامُ عَلَيْكَ یَابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهرَاء
✨”أَلسَّلامُ عَلَيْكَ یَابْنَ أَمِیرِالْمُؤمِنِین

آقا جان! یا محسن‌بن‌علی نظری به ما بفرما. شما که به مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری نظر فرمودید و در اداره حوزه علمیه راه برایش گشوده شد. چه می‌شود به ما هم نظر بفرمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *