شرح سوره مبارکه نازعات جلسه۹

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📘امشب و فردا شب فرصت داریم که مباحث‌مان درباره این سورهٔ مبارکه را به سرانجام برسانیم ان‌شاءالله.
درباره آیاتی که خواندم صحبت می‌کنم.
بعضی‌ از صحبت‌ها طبعاً می‌ماند ولی نتیجه‌اش را عرض می‌کنم:

مؤمنینی که می‌آیند در خطّ تسبیح‌کردن و خدا را منزه می‌کنند یعنی وقتی خدای تعالی می‌فرماید: خدا را تسبیح کنید..
در آیات متعدد ما داریم:

✨«فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّک»

یعنی باید در مسیر پاکسازیِ اعمال و رفتار، از چیزهایی که خلاف تربیت‌های الهی است، خودشان را دور قرار دهند که خلاصه‌اش می‌شود مسیر «عبودیت و بندگی».

💎انسان وقتی بندگی کند، خدا را تسبیح گفته.
بندگی برابر می‌شود با تسبیح.
یعنی وقتی یک بنّا طبق دستور مهندسِ ناظر و مهندسی که بالای سرش است و نقشه در دستش است و می‌گوید: این‌جوری این دیوار را بچین؛ دقیق حرف مهندسش را گوش می‌دهد، می‌شود «بندگی».
وقتی می‌گوییم: بندگی می‌کند یعنی اصلاً از خودش چیزی اِعمال نمی‌کند.
وقتی هر چه مهندس گفته، همان را اجرا می‌کند، این‌جا کار تمیز درمی‌آید.
این می‌شود معنای «سبحان‌الله».

🔷یعنـی در هر کاری که می‌کنیم و در هر عملی که انجام می‌دهیم؛ وقتی بندگی خدا را می‌کنیم، باید خودمان و نظرات خودمان را این وسط حذف کنیم.
مثل دست که وقتی مغز به او دستور می‌دهد؛ دیگر نظر نمی‌دهد.
مثلاً می‌گوید: این کتاب را بردار یا این قرآن را بردار، هیچ نظری نمی‌دهد و همانی که دستور داده شده را اجرا می‌کند.
ماها همه در برابر خدا جاهل هستیم‌.

📘در دعاها می‌خوانیم:

✨أنْتَ الْعَالِمُ و أنَا الْجَاهِل؛
: خدایا! تو عالِمی و من جاهلم”.

✨”وَهَل یَرحَمُ الٔجَاهِلَ اِلاَّ الْعَالِم؛
: جاهل را عالِم باید به او رحم کند”.

یعنی دستش را بگیرد و در این شهر شلوغ، شخصی که دنبال یک آدرسی است را به آن محلّ مورد نظر وارد کند.
خب این کارِ عالم است. خدا این‌کار را کرده و هدایت و نورش را روشن کرده.
پنجاه ‌درصد از او، پنجاه درصد هم از ما. ما هم نباید دستمان را از دست خدا بیرون بکشیم.
وقتی که این‌طوری عمل کنیم یعنی عین همان کسی که دنبال آدرسی می‌رود؛ این را می‌گویند: بندگی.
الآن جاهل، بندگی می‌کند عالِم را.
یعنی او می‌گوید: از این طرف باید برویم.
می‌گوید: چشم.
می‌گوید: به آن چهارراه رسیدیم، دست چپ باید برویم.
می‌گوید: چشم.

🔷ما در این عالم خلقت، در این نظام خلقت چی بلد هستیم؟
هیچ چیز بلد نیستیم!
دانشمندان بزرگ و طراز اولش می‌گویند: «ما مثل یک طفل خردسالی در مقابل اقیانوسِ علم هستیم. هیچ چیز سر درنمی‌آوریم از رموزِ عالم خلقت».
آن‌هایی هم که تکبر می‌کنند و ادعا می‌کنند؛ جهل دارند، جاهل هستند.
این باعث می‌شود که انسان، تسبیح‌کننده باشد خدا را. یعنی پاکیزه معرفی می‌کند.

🌐این برگ‌هایی که این‌جا می‌بینید، این‌ها چون حرف خدا را همانی که خدا گفته گوش کردند؛ این برگ‌ها قشنگ است.
این سلول‌هایی که در برگ هست، سلول‌هایی که در بدن ما هست، اتم‌هایی که در اشیاء هست، این‌ها همه منظم و دقیق دارند حرف خدا را گوش می‌دهند.
هر لحظه هم خدای تعالی دارد این‌ها را اداره و مدیریت می‌کند، خلق می‌کند، حیات می‌دهد.

🖋وقتی ما به رکوع می‌رویم، می‌گوییم:

✨”سُبْحَانَ رَبِّی‌؛
: یعنی با اطاعتت تسبیح می‌کنیم”.

دقت کردید «تسبیحِ کامل» این‌طوری می‌شود.
تسبیح زبانی همان می‌شود که من «سبحان‌الله» می‌گویم ولی رکوع نمی‌کنم.
یعنی در برابر خدا، در برابر عظمت خدا سر فرود نمی‌آورم بلکه حرف خودم را پیاده می‌کنم، کار خودم را می‌کنم. فقط زبانم «سبحان‌الله» می‌گوید.
این فایده‌ای ندارد. خدا می‌فرماید: تو دروغ داری می‌گویی. وقتی «سبحان‌الله» می‌گویی که عملت تأیید کند «سبحان‌اللهِ» تو را.

💠خودمان در زندگی‌مان دیدیم. مثلاً کسی می‌گوید: آقا! من فردا بدهکاری‌ام را به تو می‌دهم.
فردا می‌شود، نمی‌دهد. ما می‌گوییم: «تو دروغ گفتی. کاش هیچ حرفی نمی‌زدی. کاش پای حرفت می‌ایستادی».
ما هم همین‌طور هستیم.
ما نمازهایمان همش این است که:
خدایا! من این‌کار را می‌کنم.
من حرف تو را گوش می‌دهم.
من فقط از تو کمک می‌خواهم.
من را به راه راست هدایت کن.

🌎خب از همان اولش «الله اکبری» که می‌گویی، خدا هم می‌فرماید: پس چرا در این موضوعی که پیش آمد، حرف من «اکبر» نبود، حرف تو «اکبر» بود؟!
«اکبر» یعنی برتر و بالاتر.
خدا می‌فرماید: تو حرف خودت را به کرسی نشاندی، چرا حرف من را به کرسی ننشاندی؟ چرا هوای نفست آمد جلویش را گرفت؟
آن وقت در این‌جا مؤمنينی که می‌خواهند به یک صلاحیتی برسند، به مقام انسانیت برسند، بنده صالح خدا باشند و عیب و ایراد در کارشان نباشد؛ باید سبقت بگیرند بر همدیگر برای رسیدن به مقام «بندگان صالح خدا».

✨«فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا؛ (نازعات/۵)
: پس این‌ها تدبیرکنندگان امور عالَم می‌شوند».

🖋یعنی آیا مؤمن هم جزء «مُدَبِّرَاتِ أَمْر» می‌شود؟
بله، مؤمنینی که بنده می‌شوند،
مؤمنینی که به سورهٔ مبارکهٔ «قدر» معرفت پیدا می‌کنند؛ آن‌قدر مقام پیدا می‌کنند که خدای تعالی پرونده‌ بندگانش را می‌دهد دست آن‌ها.
مثل این‌که امور یک گردان را می‌دهند دست رئیس آن گردان. تمام مسائل آن گردان دست این سرگرد است.
امور بندگان هم همین‌طوری در شب قدر داده می‌شود دست آن کسانی که

✨«تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»

📘روایت دارد امام علیه‌السّلام می‌فرمایند: این ملائکه فقط آن ملائکه‌ی مرسوم نیستند.

✨”الْمُؤْمِنُونَ‏ الَّذِينَ‏ يَمْلِكُونَ‏ عِلْمَ‏ آلِ مُحَمَّدٍ‏؛
: مؤمنینی که علوم آل محمد علیهم‌السّلام را مالک شدند”.

نه این‌که علم در حافظه‌شان رفته است مثلاً فرض کن چهل سال هم در حوزه بوده، روایت هم بلد است ولی مالک نشده.
علم را باید مالک شود. یعنی مالک که بشود، تصرف می‌تواند بکند در کارهایی که خدا در عالم انجام می‌دهد.
یعنی به آن مقام باید خودش را برساند که «مالک علم» شود.
یعنی به‌وسیله علم، کار انجام دهد. به‌وسیله علم، قلب یکی را از مردگی دربیاورد و حیات به آن ببخشد.
خب این‌ها هم مقام‌ها و جایگاه‌های خودشان را دارند.

✨«فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا»

💎این را اشاره کردند حضرت امام صادق علیه‌السّلام در روایتی که در ذیل آیه دارد. حضرت می‌فرمایند:
«فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» آن چهار ملک بزرگ هستند. جبرائیل، میکائیل، عزرائیل، اسرافیل.
اصحاب خدمت امام صادق علیه‌السّلام بودند، گفتند: آقا! چه شب قشنگی است. ماه و ستاره و آسمان چه زیبا هستند! نور این ستارگان چقدر قشنگ است.
[دقت کنید در این روایت] حضرت فرمودند:
شما این را می‌گویید؟ در حالی که «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» یعنی آن ملائکه‌ای که در آسمان تدبیر امور می‌کنند مثلاً حضرت جبرئیل، حضرت میکائیل، حضرت عزرائیل، حضرت اسرافیل..

🌐حضرت، آن رئیس‌هایشان را هم گفتند که بقیه، حساب کار دستشان بیاید. یعنی ملائکه‌ای که تازه حضرت عزرائیل میلیون‌ها و شاید میلیاردها ملک، تحت فرمانش هستند. می‌روند جان آدم‌هایی را که باید بگیرند را می‌گیرند.
این چهارتا ملَک که خودشان وزیرهای درجه‌ی اول هستند؛ حضرت می‌فرمایند: شما این را می‌گویید که چقدر آسمان نورش قشنگ است؛ آن‌ها می‌گویند که نور شما چقدر قشنگ است.
حضرت همین اصحابشان را می‌گوید یا مثل همین شهدای کربلا دور و اطراف امام صادق علیه‌السّلام این‌طور بودند که به آن‌ها «حواریون» می‌گویند.
آدم‌هایی هستند که همه‌جوره در اختیار امامشان هستند.
حضرت در مورد این اصحابشان می‌فرمایند: آن ملائکه بزرگ، نور شما را مثل همین ستاره‌هایی که نورشان را این‌قدر زیبا می‌بینید؛ آن‌ها هم در مورد شما می‌گویند که نور این‌ها چقدر قشنگ است.

🔷نور این مؤمنینی که دور امام زمانشان، در خدمتِ حضرت هستند؛ نور ظاهری که نیست.
نور معرفت امام به نورانیت است.
یعنی امام را با قلبی که تسلیم شده، با دستی که تسلیم امام است، با چشمی که تسلیم امام است..
اصلاً نور امام یعنی هدایت امام علیه‌السّلام رفته در دست و پا و چشم و گوش و زبان و فکر و قلب او. خب معلوم است از همه‌چیزش نور می‌زند بالا.
آن ملائکه، ملکوت این مؤمنین را می‌بینند.
حضرت می‌فرمایند: شما در مورد این ستاره‌ها می‌گویید که چقدر قشنگ هستند؛ حضرت جبرائیل و سه ملائکه‌ی دیگر، می‌گویند که نور این‌ها چقدر زیباست!
یعنی ما نورِ ظاهری می‌بینیم، آن‌ها نور ملکوتی را در مورد مؤمنینی که این‌چنین هستند می‌بینند.

🖋خب طبعاً این تعریف یک چیزی درونش دارد که حضرت این‌‌طوری می‌فرمایند. یعنی این‌ها هم یواشکی کارهایی می‌کنند در عالَم.
«مُدَبّراتِ أَمْرًا» این‌ها هم کاره‌هایی هستند.
تازه پرونده‌ها می‌آید زیر دست آن‌ها. این همین مقدار بیشتر بلد نیستیم که عرض کنیم.

✨«يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ» (۶)

روزی که «رَجْفه» به‌وجود می‌آید. رجْفه چیزی مثل زلزله، تکان شدید.
یک تفسیرش به برگشتِ حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام به دنیا است. «رجفه» می‌شود.
یعنی حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام به دنیا بر‌می‌گردند با ‌٧۵هزار یار و یاور.

💎این‌همه انبیایی که در طول تاریخ همه مظلوم واقع شدند، اصحابشان کشته شدند، شهید شدند از حضرت آدم بگیر تا..
این‌ها حالا گزینش می‌شوند، هر چه هست، برمی‌گردند در خدمت ائمه اطهار علیهم‌السّلام بعد از ظهور آقا امام زمان ارواحنافداه که حضرت می‌خواهند دولت و حکومت را به امام بعد از خودشان تحویل دهند.
چون تازه زندگی بشر در کره‌ زمین با ظهور آقا امام زمان ارواحنافداه شروع می‌شود.
آقا امام زمان ارواحنافداه به اصطلاح خودمان، شیفتشان تمام می‌شود، تحویل امام بعدی می‌دهند.
همیشه باید تا روز قیامت یک امام معصوم از اهل بیت، بر کره‌ زمین حاکم باشد.
تمام این امام‌زاده‌هایی که می‌بینید فقط حدود سه‌هزار در ایران هستند و در سایر جاها هم هستند؛ برمی‌گردند، زنده می‌شوند و آن دولت جهانی را اداره می‌کنند.

⁉️حالا چرا آن موقع آمدند؟
برای این‌که خدا بگوید: ای مردم! اگر شما اهل بیت را می‌خواستید و ما حکومت را به خواست شما و با تلاش شما می‌دادیم مثلاً دست امام صادق..
در یک روایت دارد که امام صادق می‌فرمایند: قرار بود که من قیام کنم و دست بگیریم حکومت را ولی «بداء» شد. به‌خاطر چی؟
به‌خاطر سستی مردم، به‌خاطر سستی شیعه. لذا امام خانه‌نشین شد که مثلاً حدیث بگوید.
تمام این‌ها می‌شوند مسئولین حکومت جهانی امام زمان ارواحنافداه که همین‌طور ادامه دارد تا قیامت شاید چند هزار سال، چند میلیارد سال ادامه داشته باشد. ائمه اطهار علیهم‌السّلام با عمرهای طولانی برمی‌گردند به دنیا.

📘در روایات دارد که حضرت امیر ۴۴هزار سال عمر می‌کنند. چون کار اصلی‌شان را انجام ندادند. آمدند سر کلاس، درس بدهند، زدند بیرونشان کردند. این اشاره‌ای به آن‌ها دارد.

✨«تَتْبَعُهَا الرَّ‌ادِفَةُ ﴿٧﴾
یعنی به دنبالش علی‌بن‌ابیطالب برمی‌گردد».

ترتیبش هم معلوم نیست به همان ترتیبی که ائمه بودند باشد. امام حسین علیه‌السّلام بعد امام زمان است بعدش علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السّلام است.

✨«قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ؛
: دل‌هایی ترسان است در آن روز».

حالا معمولاً آیات که معنا می‌شود، به قیامت هم می‌خورد.

✨«أَبْصَارُ‌هَا خَاشِعَةٌ؛ ﴿٩﴾
: چشم‌ها ترسان است».

✨«يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْ‌دُودُونَ فِي الْحَافِرَ‌ةِ؛ ﴿١٠﴾
: می‌گویند ما را برمی‌گردانند؟».

یعنی آیا ما دوباره به حالت اول برمی‌گردیم، دوباره جسم‌مان برمی‌گردد و زنده می‌شویم؟

✨«أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَ‌ةً؛ ﴿١١﴾
: آیا ما وقتی استخوان‌های پوسیده‌ای بودیم، دوباره برمی‌گردیم؟».

✨«قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّ‌ةٌ الخاسره؛
: مسخره می‌کنند می‌گویند این خیلی زیانبار است که چنین اتفاقی بیفتد. ما دوباره زنده شویم، مجازات شویم».

✨«فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ؛
: یک صدا بیشتر نیست که زده
می‌شود».

✨«فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ؛
: و همه می‌آیند برای حساب و کتاب حاضر می‌شوند».

✨«هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ؛
: آیا داستان حضرت موسی به تو رسیده؟».

🖋یعنی به ما دارد می‌گوید. حالا پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم که می‌دانند، به ما دارد می‌گوید. یعنی خدای تعالی دارد به ما می‌گوید:
می‌دانید قصهٔ حضرت موسی چه بود؟
خدا می‌خواهد ما را بیاورد پای کار.
این‌ها چیزهایی است که امشب به حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه مربوط می‌شود، درس‌های ایشان است.
داستان حضرت موسی چیست؟
داستانِ رام‌کردن نفس.
حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه هم برنامه‌ و درس‌شان این بوده که حالا عرض می‌کنم.

✨«إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى؛
: در وادی مقدس طوی خدا او را ندا کرد».

✨«اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ؛
: برو که فرعون طغیان کرده».

🔷یعنی خدا دوست دارد طغیان فرعون را بخواباند و نفسش را از «امارهٔ بالسّوء» که در حد بالاست..
مثل این که صدام که ۸ سال ایران را درگیر جنگ کرد؛ خدای تعالی به امام زمان ارواحنافداه بفرمایند: برو طغیان این صدام را بخوابان.
حالا مگر گوش می‌دهد؟ اجباری که نمی‌خواباند.
این همان آیات قرآن است که به گوش صدام می‌خورد، همان نداهای درونی است که به گوشش می‌خورد، همان نصیحت علماء است که علمای عراق نصیحتش کردند و با او درگیر بودند، این‌ها همان نداهایی است که ندای پروردگار است که طغیانت را فروکش کن.
آن طغیان‌های بزرگ که در مورد فرعونِ زمان بوده، دومی به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌گوید: چرا تو آمدی پشت در؟ چرا علی نیامده پشت در؟
حضرت می‌فرمایند:

✨”طُغْیَانُکَ‏ یَا شَقِی؛
؛ طغیان تو، من را پشت در کشانده”.

🗒خیلی این‌جا صحبت است. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌خواهند طغیان او را بخوابانند.
بخوابانند، نه این‌که همه‌چیز به ظاهر برای ما گل و بلبل شود. نه فدکی غصب شود، نه حضرت زهرا کشته شوند.
نه، ما می‌خواهیم این طغیان تو را بخوابانیم که تو می‌خواهی اسلام را نابود کنی، می‌خواهی علی را بکشی، می‌خواهی حسن و حسین را بکشی، می‌خواهی پیغمبر جانشین نداشته باشد. تو این‌ها را می‌خواهی.

🌀هدفش هم همین بود. گفت‌: خانه را با هر کس در آن است، می‌خواهم بسوزانم.
نه فقط زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها بلکه آن سه معصوم دیگر و حضرت زینب و حضرت امّ‌کلثوم سلام‌الله‌علیهما همه را می‌خواست بسوزاند که اصلاً اثری از اسلام باقی نماند. چون معصومین که نباشند، اسلام دیگر از بین می‌رود.
هدفش اصلاً این بود. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها خواستند از این بیشتر نشود و این طغیانش در یک حدی بماند که ائمه اطهار هم باشند و روی مردم کار کنند تا ظهور حضرت بقیةالله برسد.

برو که فرعون طغیان کرده.
تازه چی! با او دعوا کن؟
نه!

✨«فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا‌؛ (طه/۴۴)
: با او نرم صحبت کنید».

که این دلش نرم شود. ما نمی‌خواهیم او به جهنم برود.

✨«فَقُل هَلْ لَکَ إلی أنْ تَزَکّی» (١٨)
: می‌آیی خودت را تزکیه کنی؟».

تزکیه نفس کنی، خودت را پاک کنی، از این طغیان و سرکشی بیرون بیاوری.
چون اصل کار، سرکشیِ نفس انسان است. نفسی که تربیت نشده و هر کاری دلش خواسته کرده.

✨«وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ» (١٩)؛
: من خودم استاد تو می‌شوم».

🖋انسان برای تربیت‌شدن استاد لازم دارد.
کسی که می‌خواهد مکانیک شود، استاد مکانیک باید او را مکانیک کند. پزشک می‌خواهد باشد، یک استاد پزشکی باید روی او کار کند تا آن دانشجو پزشک شود و همین‌طور هر شغل دیگری.
انسان هم بخواهد انسان شود، باید یک انسان صالح دیگری معلم او باشد. درس‌های انسانیت را روی او کار کند. حتی اگر جدی‌تر باشد، قضیه از حدّ منبر و شعار بیرون بیاید و تربیتِ عملی او را به عهده بگیرد.

📋ببینید پدر و مادر، بچه را فقط موعظه نمی‌کنند بلکه با او هستند، می‌خواهد دست به قندان بزند، دست به چاقو بزند، دست به بخاری بزند، می‌گویند: دست نزن!
یک چیزهایی را هم دستش می‌دهند، می‌گویند: این ليوان آب را بخور.
ببینید از آن طفل شیرخوار شما بگیرید، تمام رفتارهای صحیح را پدر و مادر به بچه یاد می‌دهند. پدر و مادر آب خوردنِ صحیح را به بچه یاد می‌دهند والاّ بلد نیست آب بخورد. دیدید بچه‌ها تا يادشان ندهید، بلد نيستند آب بخورند. انسان صفر کیلومتر است به‌اصطلاح.

✨«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا؛ (نحل/٧٨)
: وقتی خدا شما را از شکم مادرهایتان خارجتان کرد، هیچ چیز نمی‌دانستید».

✨«وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ» (نحل/٧٨)
: گوش و دل برايتان قرار داد که کم‌کم راه بیفتید».

🔷ما هم همین‌طور هستیم. یعنی روح انسان وقتی که از خواب غفلت بیدار می‌شود، می‌شود بچه‌ی متولد شده. حالا جسمش بزرگ است، سی سالش است، چهل سالش است، بیست سالش است.
تا از خواب غفلت واقعاً بیدار می‌شود، نه بیداری‌های شعاری..
بعضی‌ها شعاری بیدار می‌شوند. می‌بینند جلسه است، فامیل‌ها و دوستان دور هم هستند، می‌گویند: ما هم هستیم ولی در واقع خواب است.
دیدید بعضی‌ها خواب هستند، در خواب بلند می‌شوند راه می‌روند. حتی ممکن است کارهای عادی بکنند مثلاً از پله‌ها بروند پایین. ولی بیدار نیست. بعضی‌ها بیداری‌هایشان در خواب است.

🔷بعضی‌ها بیداری‌هایشان در خواب است. بیداری واقعی نیست.
بیداری واقعی آن است که اگر آدم را رها کنند‌؛ خودش پای کار بایستد و خودش معرفت داشته باشد.
امام سجاد علیه‌السّلام می‌فرمایند:
«اگر من با قرآن تنها باشم و هیچ‌کس دیگری نباشد، وحشت نمی‌کنم».
ماها باید کلّی دور و برمان را بگیرند و هُل‌مان بدهند، جلسه باید باشد. منتها دیگر حداقل یک عالم تربیت‌شده..

✨”و لا عِلمَ إلاّ مِن عالِمٍ ربّانيٍّ؛
: علم جز از عالم ربانی به‌دست نيايد”.

🖋علم می‌خواهی، عالم تربیت‌شده باید به تو علم بدهد.
حالا البته همه ان‌شاءالله که هستند ولی تا می‌خواهند از یکی تعریف کنند، می‌گویند: «عالم ربانی».
او واقعاً تربیت‌شده امام زمان ارواحنافداه هست یا نیست‌؛ خدا می‌داند ولی عالم ربانی یعنی عالمی که تربیت‌شده امام زمانش است. یعنی تربیت‌های امام زمان ارواحنافداه در اخلاق و رفتارش دیده می‌شود.

✨«وَأَهْدِیَکَ؛ (نازعات/١٩)
: خودم استادت می‌شوم».

🗒خدای تعالی به حضرت موسی فرمود: «برو به فرعون بگو من خودم تربیت تو را به عهد می‌گیرم و تو را از صفر به صد می‌رسانم».

✨«فَتَخْشَی؛
: به مقام خشیت می‌رسی».

✨«إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ؛ (فاطر/٢٨)
: به مقام علمای واقعی می‌رسی».

علمای واقعی آن‌هایی هستند که نور علم در قلبشان وارد شده. نه به زبانشان نه به حافظه‌شان.

✨«فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَىٰ؛ (نازعات/٢٠)
: نشانه بزرگ را به او نشان داد».

🌀ای فرعون! تو به چه دلیل می‌گویی پیامبر خدا هستی و خدا تو را فرستاده؟
حضرت موسی هم معجزات و «ید بیضاء» را نشان داد.
خدا به موسی فرمود: دستت را از گریبانت خارج کن، نور می‌دهد.
دستش نور می‌داد و صحرا را روشن می‌کرد. عصایش را می‌انداخت، اژدها می‌شد.
حالا این چیزهای ظاهری بوده. از نظر واقعی و ملکوتی هم یعنی:
«ای موسی! نور بده، برو دلش را روشن کن. برو هدایتش کن، برو خدا را به او بشناسان».

💎انسان وقتی که خدا را بشناسد، خاشع می‌شود در برابر پروردگار.
نمی‌بینید آدم وقتی در مقابل یک کوهی می‌ایستد که مثلاً پنج‌هزار متر ارتفاع دارد، در برابرش خاشع می‌شود، احساس حقارت و کوچکی می‌کند؟
بعضی از کلیپ‌ها هست کرهٔ زمین را نشان می‌دهد که اندازه‌اش این است، همین‌طور یکی‌یکی می‌رود جلو، بعد می‌بینیم که خورشیدِ ما یک‌میلیون برابرِ کرهٔ زمین است. یعنی یک‌میلیون و خورده‌ای کرهٔ زمین بریزی درون خورشید، جا می‌شود درون آن. این‌قدر بزرگ است!
آدم مغزش سوت می‌کشد. نمی‌فهمد چیست. تازه خورشیدِ ما در برابر خورشیدهای بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر..

🔹در روایات دارد: «این عالَم در برابر عالَم بعدی مثل یک حلقه انگشتری است که در بیابان بیاندازی».
یعنی منظومه شمسی در فضای بزرگترِ دور خودش این‌طوری است. تا می‌رسد به کهکشان، مثل یک حلقه‌ای که در این کهکشان افتاده.

📘خدای تعالی در آیات بعدی می‌فرماید:

✨«أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا؛ (نازعات/٢٧)
: شما خلقت‌تان شدیدتر است یا آسمان؟».

چیه تکبر می‌کنی! ای فرعون چرا تکبر می‌کنی؟

آدم به نفسش باید این‌طوری بگوید:
«چرا می‌ایستی جلوی خدا و اظهار وجود می‌کنی و خودت را کسی می‌دانی؟».

یک عابدی در بنی‌اسرائیل خیلی عبادت می‌کرد. رفته بود جایی..
متأسفانه بعضی‌ها عقلشان به چشمشان است. فکر می‌کنند عبادت یعنی نماز بخوانی. عبادت را بردند در نماز خواندن.
در صورتی که نماز‌ خواندن سرمشق عبادت‌هاست.
نمازت باید تو را شارژ کند.
مثل نیم ساعت شارژِ موبایلت. خودت را بزن به برقِ خدا تا شارژ شوی. نمازت را با‌ توجه بخوان.
این را هم بدانید نمازهایی که بدون حضور قلب خوانده می‌شود، مقداری که انسان حضور قلب دارد، پذیرفته می‌شود.
نمی‌‌بینید مثلاً یکی می‌آید با شما صحبت می‌کند، اگر حواست جای دیگر باشد، می‌گوید: کجایی؟ حواست کجاست؟ دارم با تو حرف می‌زنم.
می‌گویید: ها! چی گفتی؟
دوباره برایش حرفت را تکرار می‌کنی، اصلاً هیچ چیز نشنیده.
دارد به موبایلش نگاه می‌کند، می‌گوید: دارم به تو گوش می‌دهم، بگو! بگو!
بعد به او می‌گویی: چی گفتم؟
نمی‌داند چه بگوید. حواسش به موبایل بوده دیگر!

💎خدای تعالی دارد با تو حرف می‌زند، می‌فرماید:

✨«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»

سوره حمد را که می‌خوانی، خدا دارد با تو حرف می‌زند.

خدا می‌فرماید: من مربی تو هستم. «رَبِّ الْعَالَمِينَ». تو تحت تربیت من هستی. گوش‌هایت را خوب باز کن.

✨«إِنَّ في‏ ذلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشي‏؛ (نازعات/۲۶)
: این داستان برای کسانی است که می‌ترسند».

از چه می‌ترسم؟
از این‌که کاری کنم که سقوط کنم.
یک راننده از این‌که کاری کند که تصادف کند یا از جاده خارج شود، می‌ترسد حالا کافر باشد یا مومن باشد.
این همان حالتی است که خدا به همه می‌‌فرماید: «در این مسیری که به طرف بهشت می‌خواهی بروی که جاده‌ی طولانی است؛ مبادا کاری کنی که درون دره بیفتی».

🌀گناهان این‌طوری هستند. گناه که مرتکب شوی، می‌روی طرف دره. حالا خدا خیلی جاها ارفاق می‌کند.
در جاده‌ها حفاظ‌هایی کنار جاده‌ می‌گذارند، بلوک‌های سیمانی می‌گذارند والّا من کسی بودم که اگر این بلوک‌های سیمانی کنار جاده‌ نبود، رفته بودم ته دره.
خدای تعالی یک جاهایی کمک کرده. ولی یک جاهایی هم انسان وقتی خیلی مست باشد، حالا به این بلوک خورد، سرِ پیچ بعدی چی؟ این دائم مست است. این‌قدر شراب خورده، مست است.

🔹یک وقت جاده چالوس یک جایی دیدم ماشین رفته روی این سینه‌کش کنار جاده که کوه بود. تا آن بالا هزارمتر ارتفاع همین‌طور کوه بود، خاک و شن ریخته بود.
رفته بود این بالا! نه این‌که تصادف کرده باشد. معلوم بود مست بوده یا قرص‌های روان‌گردان مصرف کرده بوده یا خواب بوده، این فکر کرده حالا از این‌جا برود بالا، می‌رود به آسمان‌ها. خیالاتش این بود.

🌀بالأخره یک جایی آدم سقوط می‌کند، وقتی به مستی خودش ادامه دهد.
مستی هم فقط مستی شراب نیست. شراب فقط جسم آدم را مست می‌کند ولی شراب‌های قوی‌ای داریم: شراب محبت دنیا.
انسان را چنان مست می‌کند که اگر هزاران نفر هم کشته شوند، خم به ابرو نمی‌‌آورد چون می‌خواهد رئیس شود.
جان آدم‌ها برایش اهمیت ندارد. مثل قدرتمندانی که همیشه در تاریخ این کارها را کردند. یک بمب اتم می‌زند، دویست‌هزار نفر بمیرند.
می‌گوید: بمیرند، به درک بمیرند!
برایش اهمیتی ندارد. مست است دیگر!
چرا می‌گویند: شراب، کلید همه بدیهاست؟
برای این‌که عقل تو را از تو می‌گیرد.
عقلت را که گرفت، تو نمی‌دانی چه‌کار بکنی؟ آدم بکشی، نمی‌‌فهمی چه‌کار بکنی.

✨«وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ؛ (نازعات/١٩)
: به مقام خشیت برسی».

🖋یعنی ترسان شوی که نکند من کاری کنم که سقوط کنم!
انسان باید این حالت را داشته باشد. خوف و رجائی که هست؛ یعنی پنجاه‌درصد خوف داشته باش، پنجاه‌درصد رجاء داشته باش.
عین حالت راننده، پنجاه‌درصد می‌ترسد از این‌که کاری کند که تصادف کند.
پنجاه‌درصد هم امیدوار است که من اگر کاری نکنم، مطمئناً سالم به مقصد می‌رسم. من همه‌چیز را رعایت می‌کنم، نه شراب خوردم، نه خوابم می‌آید. اگر خوابم بیاید، کنار جاده استراحت می‌کنم، سرحال بروم.
از این که رعایت می‌کند، امیدوار می‌شود.
از این که نکند من یک لحظه غفلت کنم، یک حرفی از دهانم بیرون بیاید که دل کسی بشکند مثل تصادف است. می‌ترسد.

🔷الآن به یکی از دوستانمان عرض می‌کردم که همین زندگی‌ای که ما می‌کنیم دقیقاً مثل رانندگی، هر لحظه‌اش باید حواست جمع باشد.
هر لحظه مراقب چشمت باشی، هر لحظه باید مراقب زبانت باشی. مخصوصاً چشم و گوش و زبان. چشم و زبان بیشتر از همه‌. زبان هم از همه خطرناک‌تر است.
روایت دارد: صبح که می‌شود، زبان سلام می‌کند به اعضای بدن.
آن‌ها می‌گویند: اگر تو ما را راحت بگذاری، ما در آسایش خواهیم بود.
مثلاً زبان یک کلمه‌ای می‌گوید؛ نمی‌آیند زبان را کتک بزنند، به صورت سیلی می‌زنند، مشت و لگد به پهلوی آدم می‌زنند.
پهلو می‌گوید: من چه‌کار کردم، زبان این حرف را زد.
اعضاء و جوارح از زبان شکایت می‌کنند.

🌐اگر این‌طوری رانندگی کنی، ان‌شاءالله پنجاه‌درصد امیدوار باش و پنجاه‌درصد هم خوف و خشیت داشته باش.
این‌طور نیست که از هزار کیلومتر، مثلاً صدکیلومتر درست رانندگی کردیم، بگوییم: خب، ما دیگر کارمان درست است.
حتی اگر ٩٩٩ کیلومتر درست رانندگی کرده باشیم، آن یک کیلومترِ آخر را یک لحظه غفلت می‌کنیم، خسارت به بار می‌آید.
می‌گویند: خیلی از تصادفات، در کیلومتر‌های آخر اتفاق می‌افتد.
راننده می‌گوید: حالا الآن می‌رویم می‌خوابیم.
بله الآن می‌رود می‌خوابد! تصادف که بکند، دیگر همیشه می‌خوابد.
برای همین تا آخرین لحظه انسان در خطر است.

💠با خودش بگوید: من خاطرم جمع باشد که من کارم درست است، چند تا منزلت و مرحله و مقام سالکین الی‌الله را طی کرده‌ام. الآن بیست، سی‌ سال است در این مسیر هستم.
این مثل نهصد کیلومترِ آخر است. نهصد کیلومتر طی کرده، صد کیلومتر مانده.
می‌گویند: ولو پانصد متر مانده باشد، ولو صد متر هم مانده باشد، آن‌جا شما بگویید که ولش کن، صد متر را بگذار چشم‌هایمان را هَم بگذاریم.
همان‌جا تصادف می‌کنی.
تا لحظه آخر انسان باید خودش را راننده بداند.
این مَثل‌ها را خداوند گذاشته، مَثل هم نیست، همین که ما را آورده به دنیا. کلّ دنیا انگار یک مثال است که از کلّش باید یک برداشت بکنی. از این منطقه‌اش یک برداشت، از آن منطقه‌اش یک برداشت.

🌏حتی شما از یک برگش باید درس بگیرید. این را حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السّلام می‌فرمایند.
هارون‌الرشید از حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السّلام موعظه خواست و گفت: کوتاه و مختصر باشد.
حضرت هم فرمودند: «ای هارون‌الرشید! هر چه که چشم‌هایت می‌بینند، موعظه است».
[حوصله نداشت مثل شما بنشیند یک ساعت پای منبر]

✨«فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَىٰ؛ (نازعات/٢٠)
: معجزه به او نشان داد».

✨«فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ؛ (٢١)
: نیامد».

🖋خدای تعالی هم در قرآن می‌فرماید:
«کسی از قرآن می‌تواند استفاده کند که بترسد».
کسی که بترسد اتفاقی برایش بیفتد. بترسد که نکند من به بهشت نرسم.
مثل همان راننده، بترسد که نکند تصادفی پیش بیاید من به مقصد نرسم. این شخص گوشش را باز می‌کند. در او پذیرش ایجاد می‌شود، درِ قلبش را باز می‌کند و خوب حرف گوش می‌دهد.
وقتی خوب حرف گوش داد، عمل می‌کند ولی وقتی آدم ایستاد و گفت: نه! این‌ها حرف آخوندهاست، این‌ها حرف مذهبی‌هاست، دیگر می‌بَرَند از اطاعت و بندگی خارج می‌کنند متأسفانه.

🌀در این عالمِ دنیا آدم‌ها می‌خواهند یک جوری از دستِ اطاعت خدا فرار کنند و زیر بار نمی‌آیند.
حرف خدا و پیغمبر که پیش می‌آید می‌گوید: خدا قربانش بروم، پیامبر قربانش بروم.
ولی نوبت به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که می‌رسد که می‌خواهد آدم عمل کند و حرف گوش بدهد؛ بهانه می‌آورد.
یا بهانه‌ کلّی می‌آورد که اصلاً حضرت امیر را کنار بگذارد مثل آن‌هایی که ولایت را نمی‌پذیرند و می‌گویند: ما آزاد باشیم.
آن بالاترها هم پیغمبر را نمی‌پذیرند، کلاً می‌خواهند آزاد باشند.
یک عده هم که دیگر می‌خواهند کلاً آزاد باشند؛ می‌گویند: دین چیه؟
همه این‌ها ریشه دارد در هوای نفس انسان.
می‌گوید: دلم نمی‌خواهد. می‌خواهم آزاد باشم هر کاری دلم می‌خواهد انجام بدهم.
آدم درس بگیرد از بچه‌ها. دیدید بچه‌ها می‌گویند: دوست دارم خودم هر کاری دلم خواست، بکنم!
ماها هم همین‌طور.

✨«فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ؛ (نازعات/٢١)
: تکذیب کرد و عصیان کرد و گفت تو دروغ می‌گویی».

گفت: این حرف‌هایی که می‌زنی دروغ و بیخود است و سرکشی کرد.

✨«ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ؛ (٢٢)
: پشت کرد به کلام خدا و به دعوت حضرت موسی».

بیکار هم ننشست، شروع کرد به تلاش کردن در این‌که این نور خدا را خاموش کند.

✨«فَحَشَرَ فَنَادَىٰ؛ (٢٣)
: همه را جمع کرد و فریاد زد».

✨«فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌؛ (٢۴)
: من خدای برتر هستم».

🌐این را که گفت: من خدای برتر هستم؛ یعنی یک مقدار انگار خدا را قبول داشت منتها گفت: من برتر از خدا هستم. هر چیزی ما می‌گویم باید باشد.
چهل سال بعد که مسیرش را در عصیان طی کرد و رشد کرد در طغیان و رودخانه‌اش خیلی زد بالا که همه‌جا را خراب کند؛ در روایت دارد که حرف بعدی‌اش این بود:

««ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي؛ (قصص/٣٨)
: اصلاً خدای دیگری غیر از من نیست».

آن‌جا اول گفت: من پروردگار برتر هستم.
در روایت می‌فرماید: چهل سالِ بعد گفت اصلاً خدایی غیر از من نیست.
آدم وقتی طغیان می‌کند، این‌طوری می‌شود ها!
همین ریزه ریزه.

🔷یکی از مراجع تقلید در مورد کارش، خانه‌اش و خدماتی که مقلدین به ایشان ارائه می‌دادند، خیلی زیر بار نمی‌رفت که کسی به ایشان خدمت کند.
به ایشان می‌گفتند: آقا! چرا شما این‌طور می‌کنید؟
فرموده بودند: آدم کم‌کم طاغوت می‌شود، کم‌کم خودش را کسی حساب می‌‌کند.

✨«فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ» (نازعات/٢۴)

✨«فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ؛ (نازعات/٢۵)
: خداوند هم او را اخذ کرد به عذاب آخرت و اولی».

✨«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ؛ (نازعات/٢۶)
: درس بگیرند کسانی که می‌ترسند از این که سقوط کنند».

درس بگیرند از طغیانی که فرعون کرد. این طغیان فقط در فرعون نبود. برای هر کسی که می‌شنود، خداوند می‌فرماید: درس بگیرید.

💎شب تاسوعا است. شب درس گرفتن از آقا اباالفضل العباس سلام‌الله‌علیه است. درسی که حضرت اباالفضل دادند، شرحش این مطالبی بود که عرض کردم.

آن جمله‌ای که درشت نوشته‌اند روی تخته سیاه زندگی ما؛ آن حرکاتی است که در چند دقیقه‌ی کوتاه که آن اتفاقات افتاد، حضرت اباالفضل سلام الله‌علیه درس‌هایشان را دادند.

🖋یکی این‌که شدت بی‌رحمی و ناجوانمردانی این قوم را که دیدند، آمدند خدمت سیدالشهداء علیه‌السّلام فرمودند: آقاجان! سینه‌ام از این منافقین تنگ شده.
یعنی زمانی رسیده بود که باید حرکتشان را انجام دهند. یعنی می‌خواستند بروند به میدان و شجاعت و عظمت خودشان را بروز دهند.
حالا اصل برنامه دست سیدالشهداء علیه‌السّلام است. فرمان این ماشین، دست سیدالشهداء علیه‌السّلام است. دیدند اگر حضرت اباالفضل به میدان برود، خیلی تلفات از این‌ها می‌گیرد و شاید برنامه برگردد و اصلاً جنگ عوض شود.
نمی‌دانم می‌دانید چه می‌خواهم بگویم؟
چون حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام اصلِ مغز این پیکره بود. حالا حضرت اباالفضل بازوی ایشان است.
این جهان و این خلقت پروردگار مثل یک پیکره‌ای می‌ماند که مغزش امام است.

💠اگر مغز در یک بدن نباشد، هیچ کار درستی از آن بدن برنمی‌آید. مثل دیوانه‌هایی که مغزشان اختلال دارد؛ اصلاً از جامعه هم جمعشان می‌کنند که به دیگران آسیب نرسانند.
امام مغز عالم است. خدا امام را مغز عالم قرار داده.
ببینید معرفت امام این‌طوری است که من به این درک برسم که نمی‌شود خدا در این پیکره خلقت، یک مغز نگذارد که تمام این عوالم را هدایت کند. این خلاف حکمت پروردگار عالم است.
خدا که خودش دیده نمی‌شود. ما هم موجوداتی هستیم که باید یک چیزی را ببینیم تا بتوانیم درست عمل کنیم.
لذا خداوند دو جا خودش را نشان داده:
🔅یکی با قرآن خودش را نشان داده،
🔅یکی هم با قرآن ناطق خودش را نشان داده.

💎امام مغز عالم خلقت است. چرا می‌گویم مغز؟
به‌خاطر این‌که خدا علم را در او ذخیره کرده.

✨”وَ خَزَنَةَ لِعِلْمِهِ”

همه هم می‌بینند. حتی معاویه هم به اندازه‌ خودش می‌بیند که علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السّلام خزانه‌ علم است. عمربن‌خطاب هم می‌بیند، می‌گوید: «من در مشکلی نباشم که علی‌بن‌ابیطالب کنارم نباشد».
این مطلب در هفتاد جا در روایت سنی‌ها هست.
امام مغز عالم خلقت است. این‌جا خدا اول به امام، به حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام برنامه را گفته که برنامه چیست.
برنامه این است که در این وضعیت بشر، شهادت تو «امامت» می‌کند. شهادت تو باعث می‌شود که این بشر راه نجاتی برایش باشد و بتوانند به کشتی نجات سوار شوند.

🌀حرف‌ها را که گوش ندادند، حضرت علی علیه‌السّلام را که کنار زدند، امام حسن علیه‌السّلام را که کنار زدند، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را که کشتند.
تغییر دادند، شد حالتِ اضطراری. حالت اضطراری‌اش این شد که خدای تعالی گفت:
دیگر حسین جان تو باید بروی خودت را فدا کنی که این سقف توحید و یکتاپرستی فرو نریزد. تو ستون توحید هستی، تو رکن هستی.

✨ “وأرْكانًا لِتَوحيدِهِ؛
: شما خاندان عصمت و طهارت ارکان و ستون‌های یکتاپرستی هستید”.

شما نباشید مردم نمی‌فهمند خدا کیست؟
خدا چیست؟
چه‌طوری کار کنیم که شرک به وجود نیاید

حسین جان! اگر تو نروی، توحید گم می‌شود.
در این مطلب خیلی حرف است.

📘از بعدهای مختلف، امام حسین علیه‌السّلام درس دارند.
از بعد این‌که مردم امام حسین علیه‌السّلام را خدا ندانند.
اصلا یک بعد شهادت امام حسین علیه‌السّلام این است که اگر امام بخواهد همه‌ آن چیزی که دارد را نشان دهد؛ مردم او را خدا تصور می‌کنند. علی‌بن‌ابیطالب هم همین‌طور.
لذا ائمه علیهم‌السّلام در یک بعد از کارشان کشته شدن را می‌پذیرند که بگویند: ما خدا نیستیم، خدا که کشته نمی‌شود!
ابعاد دیگر هم همین چیزهایی است که ما بدبخت‌ و بیچاره‌ها در هواهای نفسانی باید استفاده کنیم.

🗒لذا این‌جا خدا به حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام گفته بود که چکار کند. حالا ظاهرش در خواب پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم بود که می‌خواستند از مکه حرکت کنند. ولی باطنش هم اول، آن‌جا نازل می‌شود که خدا می‌فرماید که چه‌کار کن.
لذا حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام یک جوری بردش به حاشیه که ایشان مستقیم به میدان نرود.
دقت کردید!

💠این‌جا امام حسین علیه‌السّلام برنامه را یک تغییری دادند که اگر آقا اباالفضل مستقیم برود به میدان، اصلاً ممکن است نتیجه جنگ برگردد و آن‌چه خدا از من خواسته است نشود.
لذا فرمود: حالا که می‌خواهی بروی، قبل از این‌که بروی،

✨”فَاطْلُبْ لِهؤُلاءِ الاَْطْفالِ قَلیلا مِنَ الْماءِ؛
: اول برو برای این اطفالِ من یک کمی آب بیاور”.

حضرت اباالفضل العباس سلام‌الله‌علیه که معدن غیرت و معدن عطوفت و مهربانی هستند و همه به عمو امید دارند که عمو کاری کند.

💎آقاجان، ای مولای ما!
بعید نیست که آقا امام زمان ارواحنافداه به‌‌طور ناشناس تشریف بیاورند در مجالسی که روضه حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه خوانده می‌شود.
گاهی در بعضی چیزها هست که حضرت نزدیک یک مجلسی می‌روند. گاهی شرکت می‌کنند، گاهی هم دمِ در، جایی که شناسایی نشوند، خودشان را قرار می‌دهند که روضه را گوش بدهند.

🖋در آن قضیه مرحوم آقای فشندی دارد که شنیدید. سؤال کرد که آقا آیا امام زمان ارواحنافداه به خیمه ما حجاج هم تشریف می‌آورند؟
فرمودند: به خیمه شما هم می‌آیند. چون روضه عمویم حضرت اباالفضل العباس سلام‌الله‌علیه را می‌خوانید.
بعد که آقا تشریف بردند، تازه بیدار شد که این آقا چه کسی بود، با این معجزات و با این کرامات؟
تازه متوجه شد آقا امام زمان ارواحنافداه بودند. لذا منتظر شد که آقا تشریف بیاورند.
یک وقتی که حجاج جمع شده بودند، مراسم بوده، روضه‌خوانی بوده. او حتی به روحانی کاروان هم می‌گوید: چنین اتفایی افتاد، آقا امام زمان ارواحنافداه این‌طوری فرمودند که من به خیمه شما می‌آیم چون روضه عمویم اباالفضل العباس را می‌خوانید.
وقتی روضه شروع شد، هر‌ چه نگاه کرد، آقا چه‌طوری تشریف می‌آورند؟

🔷گاهی ما فکر می‌کنیم حضرت باید یک چیز مشخصی داشته باشند. نه، این‌قدر عادی حرکت می‌کنند که آدم حدس نمی‌زند.
لذا روضه را که داشتند می‌خواندند؛ او کنجکاو شد که آقا خودشان فرمودند: من می‌آیم چون روضه عمویم را می‌خوانید.
دید این‌هایی که داخل خیمه هستند، آقا داخلشان نیست. بیرون خیمه را نگاه کرد، دید دَم درِ خیمه، آقا آن‌جا ایستادند دارند روضه را گوش می‌کنند.

💙آقاجان، یا صاحب‌الزمان! فدایتان شویم.
جدتان فرمودند: من بوی شما شیعیان را دوست دارم.
امام زمان‌ ارواحنافداه مثل پدر، صدها و هزاران برابر مهربان‌تر از پدر و مادر، دوست دارند شما را بغل کنند، بویتان کنند.
می‌فرمایند: من بوی شماها را دوست دارم. دوست دارم در مجالس شما شرکت کنم.
امام صادق فرمود.
منتها آقاجان هم عذر دارند، می‌دانند ما گله‌ای نداریم. عذرشان را می‌دانیم.
خدا به ایشان امر فرموده. اطاعت پروردگار می‌کنند. بنده مطلق پروردگار هستند. کاری نمی‌کنند که شناخته شوند.

💠الهی فدای دل دردمند آقا امام زمان بشویم.
الهی فدایتان شویم. آقاجان! ما بمیریم، تسکین دل شما شود که حضرت دوست ندارند ما این‌طور بگوییم.
حضرت می‌فرمایند: من حیات شما را می‌خواهم. من دوست دارم شما همیشه پیش من باشید، کجا می‌خواهید بروید؟
بعضی‌ها آرزوی مرگ می‌کنند در اثر مشکلات.
آیا فکر این را نمی‌کنند که آقا دلشان به درد می‌آید؟
مثل پدری که دوست ندارد بچه‌اش از دنیا برود ولی گاهی هم ممکن است اذن بدهند.
حضرت علی اکبر سلام‌الله‌علیه را دیشب اذن دادند. روضه‌شان را گوش دادید. تا آمدند اجازه گرفتند، حضرت اذن دادند. کلّی مطلب، در این است.
بعضی‌ها را چون وقتش نیست، اذن نمی‌دهند. می‌گویند: تو باید باشی.
حالا نمی‌دانم چرا باید باشد؟
🔅یکی ممکن است خدمت حضرت باید کند.
🔅یکی ممکن است باید باشد تا دیگران از جهنم نجات پیدا کنند.
🔅یکی باید باشد چون اگر الآن برود، آن‌طرف دستش خالی است. کجا می‌خواهی الآن بروی؟

🌐یک کسی را حضرت موسی‌‌بن‌جعفر علیه‌السّلام دیدند که آرزوی مرگ می‌کند، فرمودند: کجا می‌خواهی بروی، الآن مگر آن‌طرفت پر است؟
به مثال من، مگر خانه‌ات ساخته شده، می‌خواهی بروی؟
خانه‌ات را بساز بعد برو!
این‌جا در دنیا ما داریم خانه‌مان را برای آخرتمان می‌سازیم. بروی آن‌جا، بی سرپناه می‌شوی.

🔷آقا کنار خیمه ایستاده بودند، روضه را گوش می‌دادند. آقا امام زمان ارواحنافداه خیلی عمویشان را دوست دارند.
یکی از روضه‌هایی که آقا اباالفضل العباس سفارش فرمودند و به یکی از روضه‌خوان‌ها فرمودند: چرا روضه من را نمی‌خوانی؟
گفت: آقا! من که خیلی روضه‌ شما را می‌خوانم.
فرمودند: نه، این روضه را بخوان.
در جنگ، هر اسب‌سواری که می‌خواهد از اسب بر زمین بیفتد، برای این‌که آسیب بیشتری نبیند، دستهایش را به زمین حائل می‌کند اما من وقتی که می‌خواستم از اسب بر زمین بیفتم..

💫أللّهُمّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الْفَرَج

نهم محرم‌الحرام ١۴۴٢

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *