شرح سوره مبارکه توحید جلسه ۹

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
اللَّهُ الصَّمَدُ
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ

📚در روایتی است از امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) که این ذکر شریفِ

✨” يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُو إِلَّا هُو ”

را آن حضرت به آن مداومت داشتند، حتی در جنگ صفین. ان‌شاءالله توجه به این ذکر شریف و مبارک را بتوانیم داشته باشیم.
خودِ آیه «قُلْ‌هُوَ‌اللَّهُ‌أَحَدٌ»، هم‌معنا و مساویِ با
” يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُو إِلَّا هُو” است.
یعنی این‌که می‌گوییم: ای خدایی که فقط تو تکِ تک هستی، هیچ چیز شبیه تو نیست. تو قدرت و علم نامحدود هستی.

🍃” يَا هُوَ ” و قابل شناخته شدن و درک نیستی. فقط هستی و قابل این‌که وصف شوی و درک شوی، نیستی؛ چون همهٔ اشیاء مخلوق تو هستند و مخلوقات که نمی‌توانند تو را درک کنند. چون محدود هستند و تو نامحدود هستی.
محدود ظرفیت این را ندارد که نامحدود را درک کند و این‌که خدای تبارک و تعالی نامحدود است، ما اشیاء محدود زیاد داریم، هر چه بخواهید خدا خلق کرده ولی چیزی که نامحدود باشد فقط یکی بیشتر نمی‌شود. چون دو تا باشند، محدود می‌شوند.

🍀از همین مطلب، به‌راحتی استدلال می‌شود بر این‌که خدا دو تا نیست و این‌که خدا هست؛ یعنی اشیائی که محدود هستند، تمام می‌شوند. شروعی دارند.
هر چه که شما تصورش را بکنید، خلق شده، شروعی دارد. حتی رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) که بالاترین مخلوق خدا هستند، این‌ها شروعی دارند.
خب، آن وقتی که شروعی دارند، آن طرفش چه؟ نبودند!
چه کسی آنها را بود کرده؟
آیا خودشان، خودشان را به‌وجود آوردند؟
خودشان که نبودند، بخواهند خودشان را به‌وجود بیاورند. پس کسی آن‌ها را به‌وجود آورده. پس این عالَم به‌وجودآورنده می‌خواهد؛ این مخلوقات به‌وجودآورنده می‌خواهند. آن به‌وجود‌آوردنده دیگر محدود و مخلوق نباید باشد.

📚آن به وجود آورنده محدود یا مخلوق نباید باشد، چون اگرمخلوق و محدود باشد، مخلوق یعنی پایان‌پذیر. آن جایی که تمام می‌شود، چه کسی او را به وجود آورده است؟
به وجود آورنده می‌خواهد و لذا یک وجودِ نامحدود، یعنی قدرت نامحدود ضرورت دارد.
✨ماخیلی از مخلوقات را می‌توانیم بگوییم باشند، نباشند مشکلی ایجاد نمی‌کند.
اما وجود آن قدرت نامحدودی که همه چیز را او به وجود می‌آورد و نگهداری می‌کند، ضرورت است. عقل به ضرورتش حکم می کند و او اسمش می‌شود “هو”.
یعنی او، اوئی که هست اما قابل درک برای مخلوقاتش نیست.
“یَا هُو” ای خدایی که فقط می‌شود به تو گفت که “یَا مَنْ لَا هُو” جز تو نیست،
” إِلَّا هُو ” جز خودت؛ یعنی آن وجودی که همه به او وابسته است و او به کسی وابسته نیست،
می‌شود «هو» و آن وقت ما با او حرف می‌زنیم، با او انس می‌گیریم. چون هیچ‌جا نیست که خالی از او باشد و هیج‌جا نیست که او نباشد.
نه سستی او را می‌گیرد،

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» (بقره/٢۵۵)

آیاتی است که با
«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»
شروع می‌شود.

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»
که آیه‌الکرسی است.

«لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ».

«حَیّ» است، قیوم است، زنده‌ای است که مرگ و فنا در آن نیست، قیوم و نگه دارنده‌ی همهٔ عالم و اشیاء و مخلوقات است.

«لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ»

هیچ خواب و چرتی او را نمی‌گیرد که بخواهد خسته شود یا غافل شود.

«لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»
آن چه که در این عالم هستی است، برای او است. مالکیتش برای او است چون او خلق کرده است، او به‌وجود‌آورده، او دارد نگه‌داری می‌کند و هرلحظه حیات به آنها می‌دهد.

«مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»

کسی نمی‌تواند جز به اذن او کاری را انجام دهد و شفاعت کند و مشکل کسی را برطرف کند بخصوص در قیامت.

«يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ»

همه چیز را می‌داند، گذشته وآینده را.

«وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ»

مخلوقات نمی‌توانند علم او را به‌دست بیاورند مگر آن مقداری که او اراده بفرماید.

📚 «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»
به او قائل باش.
به او توجّه کن.
سعی کن با او انس بگیری.
سعی کن با او رفیق شوی.
او همه چیز تو خواهد بود.
او همه کس تو خواهد بود.
و از آن زمانی که انسان از خواب غفلت بیدار می‌شود، یعنی حواسش به همه چیز، به اشیاء مختلف است.

حواسش به دور و برش است.
حواسش به اطرافیانش است.
به آدمها است.
به قدرتها و پول است.
به لذّتها است.
به همه چیز حواسش است.
ولی از آن خدایی که همه این چیزها را آفریده و از آنها نگهداری میکند، از او غافل است.

☘️خب اصل این است که، انسان به او متوجّه باشد.

🖌لذا بیداری از خواب غفلت، یعنی توجّه به ذات مقدّس پروردگاری که همه چیز به او وابسته است، و او به چیزی وابسته نیست.
و من اگر بخواهم پایدار باشم.
اگر بخواهم حیات داشته باشم، باید به او توجّه داشته باشم.
خواسته‌ها و تمایلات نفسانی که خدا به آن راضی نباشد، برای نفس ما آلودگی بوجود می‌آورد.
حجاب بوجود می‌آورد، وباید خودمان را از آن خواسته ها پاکسازی کنیم.
نفس انسان آینه‌ای است که باید شناختن پروردگار و معرفت خدای تبارک و تعالیٰ در آن منعکس شود.
هر توجّهی به غیر خدا که انسان را از خدا قطع کند، نفس انسان را آلوده می کند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) غیر از خدا هستند ولی توجّه به ایشان یعنی مساوی با توجّه به پروردگار .

ما به اشیائی می‌توانیم توجّه کنیم که ما را از خدا غافل نکنند؛ مثلاً به قران،
حتّی کارها،
اشخاص،
به شرط اینکه آینه باشند.
آیت باشند.

✨«وَفیٰ کُلّ شَیٔ له آیَة»َ؛
:در هر چیزی نشانه‌ای از او هست.
چون هر چیزی که شما ببینید، آفریدهٔ خدا است.
و او بوجودش آورده است.
اگر به چیزی توجّه کردید که توجّه تان از خدا قطع نشد، این اشکال ندارد؛ مثلا به دیدن پدرومادرتان رفتید بخاطر آنکه کارخوبی است و خدا آن را دوست دارد، این نفس شما را آراسته و شایسته می‌کند .
ولی اگر به چیزی توجّه کردید که توجه‌تان را از خدا قطع کرد، مثلا به تصویری در موبایل نگاه کردید که نفستان را بطرف گناه کشید، لکّه‌ای بر نفس انسان می‌نشیند.
مثل لکّه‌ای که روی آینه می‌نشیند.
این لکّه‌ها که زیاد می‌شوند، باید آن را پاک کنیم.

🍀اسم این را “تزکیهٔ نفس” می‌گذاریم.

نفس را پاکسازی کن از خدایانی که از خودت درست کرده‌ای.
از خواسته‌هایی که هر کدام خدایی برای تو شده‌اند.

📚 نفس را پاک‌سازی کن از خدایانی که در خودت درست کردی، از خواسته‌هایی که هر کدام خدایی برای تو شده‌اند و تو از آن خواسته‌ها اطاعت می‌کنی. دلت می‌خواهد مثلاً فلان چیز را داشته باشی، دیگر حالا کاری نداری که خدا هم بخواهد یا خدا نخواهد.
حالا آن‌هایی که یک مقداری تقوا دارند، چیزهایی که حرام است را نمی‌خواهند، چیزهای حرام خدای آن‌ها نمی‌شود.

☘️ یک عده‌ای که از همه چیز آزاد هستند، خدای آن‌ها خواسته‌هایشان است که دیگر هیچ‌چیز برای آن‌ها حریم ندارد و اصلِ همه‌چیز برای آن‌ها این است که به خواسته‌های خودشان برسند و خدا را هم کنار می‌زنند.
آن‌هایی که یک مقدار تقوا دارند، نمی‌خواهند در آتش جهنم بروند، حرام را ترمز می‌کنند و نمی‌روند. اما این طرف هنوز آلودگیِ «هرچی خودم میخواهم» در نفس وجود دارد که انسان حرام را نمی‌خواهد ولی تابع خواسته‌های دلش است.
منتها این کنترلش کرده که او را در دره پرت نکند. تابع خواسته‌های نفسش است و حالا خدای تعالی چون می‌بیند این ظرفیت ندارد، کشش ندارد و نمی‌تواند به‌خاطر خدا از چیز حلال بگذرد، مثل حضرت ابالفضل (سلام‌الله‌علیه) که به‌خاطر آن فضائلی که ایشان پدر فضائل هستند، از آبی که برایشان حلال بود گذشت کردند و خیلی‌ها هستند ظرفیت این را ندارند که از حلال گذشت کنند و بخواهند ترکش کنند. چون در این‌جا اراده‌اش را ندارند.

🖌 به هرحال انسان از خدایان متعدد بگذرد، بعد از این‌که از خدایان متعدد گذشت، بنده شد، بعد از بیداری از خواب غفلت شروع کرد به تزکیه، یک‌یک خدایانی که در نفس شکل گرفته بودند، این‌ها را مثل حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) بت‌های را در مراحل مختلف تزکیه نفس شکست، از حرام پرهیز کرد، توبه کرد و هیچ‌وقت دیگر به حرام آلوده نمی‌شود.

تازه این خودش خیلی کار دارد. خیلی از ماها ممکن است اسماً از حرام دست بکشیم ولی مثلاً فقط حرام را در مسائل فحشا و منکرات و این چیزها ببینیم ولی مثلاً به غیبت کردن مثل زنا و فحشا نگاه نکنیم در حالی‌که غیبت از هفتاد بار زنا، آن هم با مادر، آن هم در خانه‌ی کعبه بدتر است و تهمت بدتر از غیبت.
خب، حالا آیا ما از غیبت، باندازه‌ی یکبار زنا پرهیز داریم چه رسد به هفتاد زنا؟!
چه برسد به زنای با مادر؛
چه برسد به زنای با مادر، در خانه‌ی کعبه که ما در اطراف خانه‌ی کعبه، سعی می‌کنیم حتی به نامحرم چشم نیندازیم چه رسد به گناه کردن.
دیگر تهمت که بدتر از زنا است، هيچی نباید بگوییم.

☘️می‌گوید: من توبه کردم ولی می‌بینی که غیبت هست و یک سری از این محرماتی مثل غیبت، تهمت و چیزهای دیگر در رفتارش است.
این خدائی که دستور غیبت بتو می‌دهد و تو با عجله اطاعتش میکنی را باید بتش را در خانه‌ی قلبت که خانه‌ی خدا است، بشکنی و آن بت کبر یا حسد یا طمع و امثال آن که باعث غیبت می شوند را خرد کنی.
در مرحله‌ی توبه، صفاتی (خدایانی) که تو را به حرام آلوده می‌کردند، با تبر ابراهیمی (اراده‌ی محکم در یاری امام زمان علیه السلام) بشکنی.
بعد از مرحلهٔ توبه، در مراحل دیگر سیر و سلوک که علمای تربیت شده در مکتب اهل بیت علیهم السلام فرموده‌اند، بقیه‌ی بتهای ۷۵ گانه را کم کم می شکنی و نفست آرامش می یابد.

📚 بعد از مرحلهٔ توبه، مراحل سیروسلوکی که شخص طی می‌کند که علماءِ سیروسلوک فرمودند، البتّه علمائی که ولایی و اهل‌بیتی باشند، نه عرفاء و فلاسفه و…
این‌ها که در صراط مستقیم نیستند.
در هر مرحله‌ای، مخصوصاً چهار مرحله‌ای که؛

✨«مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا لِهَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ»✨

🍀در این چهار مرحله‌ی بزرگ و اساسی و پایه‌ای، اکثرِ خدایانِ نفسانی شکسته می‌شوند و پایین می‌ریزند و انسان در آخر “مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ” می‌شود.

✨«صَائِناً لِنَفسِهِ»

حالا در “صَائِناً لِنَفسِهِ” از آن ٧۵تا خدایی که در نفس هست، چند‌تای آن را زمین می‌اندازد؟!!
یک‌سری، شاید ١٠_١۵ تا به زمین می‌افتند.

✨«صَائِناً لِنَفسِهِ»

«انسان نفسش را صیانت بکند و در راه خدا تا پای جانش پایدار باشد.»

✨ «حَافِظاً لِدِینِه»

بسیاری از خدایان، شاید حدود ۴٠تا از این ٧۵تا صفات رذیله با “حَافِظاً لِدِینِه” پایین می‌ریزند، بت‌هایش می‌شکنند.

☘️لذا این‌ها همه مزاحم هستند و هم‌چنین “مُخَالِفاً لِهَوَاه” که خیلی بت‌های بزرگی در آن هست، مخصوصاً انسان خواسته‌های نفس را بشکند و زمین بریزد و با هوای نفس مخالف باشد، یعنی؛
«با آنچه که خواسته‌ی نفس او هست و به سوی او کشش دارد مخالف باشد.»

خب این خیلی معنا دارد، یعنی چی؟!!
یعنی؛ ما چطوری مخالف هواهای نفسمان باشیم؟!!
آن‌ها چطوری خدای ما می‌شوند؟!!

بعد که این‌ها را شکست، برسد به “مُطِيعا لأمرِ مَولاه”.
دیگر بنده باشد، خدایی جزء خدای أحد و واحد نشناسد، اینجاست که تازه انسان می‌تواند بعد از شکستن این بت‌ها یک نفسِ راحتی بکشد بگوید:

✨ «يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُو إِلَّا هُو»

☘️امیرالمؤمنین (علیه السّلام) این ذکر را خیلی تکرار می‌کردند و “يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُو إِلَّا هُو” را بسیار می‌فرمودند. چرا؟!!
چون انسان را به مقامِ عبودیت کامل، بلکه بالاتر از آن می‌رساند.
به مقام أنس با خدا می‌رساند؛ یعنی انسان آن خواسته‌هایی که در نفس از ٧۵ صفت گرفته است، این‌ها دیگر مزاحم نیستند.

ما گاهی یک مثالی می‌زنیم؛ دلِ انسان مثلِ یک خانه‌ای است که ٧۵تا حیوانات مختلف؛ عقرب، مار، رتیل، مارمولک، موش، سوسک و… (انواع و اقسام مختلف).
٧۵تا از این صفات رذیله مثلِ حیوانات چندش‌آور و موذی؛ مار و عقرب‌های آن موذی هستند؛ غیبت، تهمت، این‌ها موذی هستند.
این‌ها در این اتاق دل انسان هستند تا این‌ها هستند، نمی‌توانید نفس راحتی بکشید.

مثلاً خیلی از خانم‌ها یک سوسک، در خانه باشد، یک موش در خانه باشد نمی‌توانند راحت بنشینند یا بخوابند، حتّی مثلاً می‌روند روی یک جای بلندی که این موش یک‌وقت به پایشان نخورد، این سوسک مثلاً روی بدنشان نرود.
چطور در چیزهای ظاهری این‌طور هستند ولی در نفسی که در درون نفس این خانم یا آقا سوسک‌ها، مارمولک‌ها که مَثَل آن صفات رذیله ما هستند این همه هست و راحت نشسته‌‌اند و بعد می‌بینی از زبان این خانم مثلاً یک ماری می‌آید می‌گزد، زبانش گزنده است، زبانش آزار‌دهنده است، از رفتارهای مختلفِ او حیوانات مختلف آشکار می‌شود. که اگر بخواهیم تصویرش را بکشیم اینطوری هستند.

🍃این‌ها را باید برطرف بکنیم تا بتوانیم نفس راحتی بکشیم بگوییم: خدایا! دیگر در خانهٔ دل ما هیچی نیست، آرام باشد، نفس آرام باشد، نفس مطمئنه باشد.
انشاءالله ادامه‌اش را در جلسه بعد عرض خواهیم کرد.

✨و صَلَی الله عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين✨

٢٩ ربیع‌الثانی ١۴۴٠
٩٧/١٠/١۶

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *