حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
📗جلسه سیام از درسهایی از مکیالالمکارم، جلد اول، باب رابع، مطلب شمارهٔ سوم، میفرماید :
✨”إِسْتِجَابَةُ دُعَائِنَا بِبَرَکَةِ وُجُودِه”
یعنی یکی از جهاتی که موجب میشود که ما برای وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه دعا کنیم و به دعا کردن برای آن حضرت اهمیت دهیم، این است که نه تنها دعای ما، بلکه دعای هر مخلوقی به برکت وجود آن حضرت و آباء گرامش مستجاب میشود.
🖋 زیرا خداوند متعال به برکت وجود مبارک آن حضرت، به ما توجه میکند و حاجتهایمان را برآورده و دعایمان را مستجاب میکند؛ پس ما از این جهت مدیون حضرت هستیم و این مدیونیت، اقتضا میکند در پاسخ به این محبت پدرانه، ما هم برای وجود مبارک ایشان و جهت تعجیل فرج ایشان دعا کنیم.
🍃توضیحاتش از جهت معرفتی این است:
یک مطلب اینکه بهطور کلی خدای تبارک و تعالی به برکت وجود مقدس امام علیهالسّلام به عالَم توجه میکند.
یعنی اگر خداوند به مخلوقی توجهی کند، به برکت وجود نازنین اهل بیت عصمت و طهارت و حجت خداست که در حدیث کساء بهطور واضح بیان شده که:
✨”إِنِّی مَا خَلَقْتُ سَمَاءً مَبْنِیَّةً… اِلاَّ فِی مَحَبَّةِ هَؤُلاءِ الْخَمْسَةِ؛
: من هیچ چیز را نیافریدم… مگر بهخاطر محبت این پنج تن”.
❇️ البته عامه(سُنّیها) اگر معاند نباشند، میپذیرند که خداوند به برکت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام دعا را مستجاب میکند یا خداوند به محبتِ آنها عالم را آفریده چون در احادیثِ آنها هم نقل شده ولی اگر خواستارِ این شوند که به چه استدلالی، از کدام آیه قرآن شما میتوانید اثبات کنید که خداوند به برکت پنج تن آل عبا علیهمالسّلام مخلوقات را آفریده؟
به کدام جهت، به کدام دلیل، کدام آیه؟
✅ما در پاسخ میگوییم:
بهدلیل «آیه تطهیر».
همان آیهای که در حدیث کساء نازل شده.
البته این مطلب از خود «حدیث کساء» و نزول «آیهٔ تطهیر» در شأنِ پنج تن استنباط میشود.
این مطلب را سنیها بالاتفاق، همه قبول دارند که «آیه تطهیر» در قضیه حدیث کساء و در شأن اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام نازل شده است و در کتاب ارزشمند «موسوعة الامامة فی نصوص اهل السُنَّة» که حاصل یک عمر تتبع و زحمت مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (رضوان الله علیه) از کتب سنیهاست و در مجموعه بیست جلدی آن هیچ حدیثی از شیعه نقل نشده و تمام احادیث این بیست جلد قطور از کتب اهل سنت میباشد، من در ذیل آیه ٣٣ سورهٔ مبارکه احزاب(همین آیه تطهیر) بیش از ٢۵٠ مصدر از کتب اهل سنت را دیدم که نزول آیه تطهیر را در شأن پنج تن میدانند.
بنابراین همه(شیعه وسنی) قبول دارند که آیه تطهیر تمام رجس و پلیدی ها را از اهل بیت علیهم السلام مُبَرا دانسته و آنان را محور بود و نبود آفرينش قرار داده است؛ زیرا کسی از آنان به خدا مقربتر و دوست داشتنی تر نیست و بخاطر فضیلت «تطهیر مطلقی»(پاکی از هر پلیدی و جهالت و اشتباهی) که آنان دارند، همهی خلایق حول محور آنان شرف وجود پیدا میکنند چراکه با طهارت و قداست آنان است که زندگی مخلوقات معنا پیدا میکند و اگر آنان نباشند، وجود مخلوقات دیگر بی محتوا و بی ارزش خواهد شد مانند آنکه صندوقچهی جواهر را بسازیم اما جواهری در آن قرار ندهیم و این کار از نظر عُقَلا غلط و عبث خواهد بود.
💫بیش از ۲۵۰ مورد در احادیثی که اهل سنت نقل کردهاند در «موسوعة الامامة» مرحوم آیتالله مرعشی نجفی(قدس سره) که همان «شرح احقاقالحق» است، من شمردهام، احادیثش را با تمام مدارک و کتب و صفحهٔ کتاب و جلد بیش از ۲۵۰ مورد در شأن آیه تطهیر با تمام آدرسهایش از کتب سُنیها موجود است.
🖋این را دقت بفرمایید که انشاءالله برای معرفت خودمان هم خوب است که به چه دلیل شما اثبات میکنید که خداوند تمام مخلوقات را به محبت «هَؤُلاَّءِ الْخَمْسَة»(پنج تن آل عبا، علیهمالسّلام) آفریده؟
میگوییم :
*به دلیل آیه تطهیر* .
چرا؟ به چه استدلالی؟
بهخاطر اینکه خدای تعالی محور و حکمت خلقت را گذاشته بر آنها.
زیرا محور آفرینش پاکی و طهارت مطلق است.
یعنی اگر بنا باشد خدا مخلوقاتی بیافریند، اول بهترین مخلوقش را میآفریند که آشکار کنندهی علم و حکمت و پاکی و همهی صفات او باشد؛ مظهر خدا و مَثَل او باشد و سپس سایر مخلوقات را به اطاعت از آن مخلوق برتر خود در می آورد؛ بنابراین اولین مخلوق و برترین مخلوق که چراغ روشنایی بخشِ سایر مخلوقات باشد، مخلوقی است که از هر نقصی و هر پلیدی خصوصا جهل و نادانی بدور باشد همانگونه که صاحبخانه برای پذیرایی از مهمانهایی که دعوت کرده، ابتدا چراغهای سالن پذیرایی را تدارک میبیند و آنها را روشن میکند.
💡حالا؛
وقتی پروردگار عالم در کلام معجزهاش، (قرآن) پاکیِ مطلق را منحصر به اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام فرموده، (آیه شریفه تطهیر: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت…) و پاکی و طهارت و علم و حکمت پایههای هدایت و حفاظت و برکات را برای مخلوقات تشکیل میدهند، پس خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام محور خلقت خدا میشوند و خدا به محبت آنان آنچه را بخواهد بیافریند، میآفریند.
❇️یعنـی اگر آنها نباشند، خدای تعالی بخواهد چیزی را خلق کند، انگار خلقت پایه ندارد. پایهی خلقت، وجود آنهاست.
چون باید اساس خلقت بر این باشد که مخلوق، حفظ شود و بتواند عصمت داشته باشد.
اگـــر خدا بخواهد یک مخلوقی را بیافریند، مثلاً ملائکه را میخواهد بیافریند، باید به یک مرکز و منبعی متصل باشند تا آن پاکی و طهارت را تحصیل کنند و خودشان را از انحراف، از افکار انحرافی و از فکر غلط حفظ کنند.
خدا این را منحصر کرده در خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام حتی ملائکه هم جزءاش نیستند.
✨«إِنَّمَا یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ *عَنکمُ* »
🍀 *فقط در مورد شما این پاکی مطلق را اراده فرموده* .
خدا «قدّوس» است یعنی خدا از کلّ پلیدیها، از کلّ عیب و نقصها پاک است.
«قُدس» و«قدوس» به این معناست.
🍀 وقتی که در تمام مخلوقاتِ عالم، خدا پاکی را منحصر کرده به اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام و فرموده که من فقط در مورد شما چنین اراده کردم؛ آنها میشوند اولین نقطهی اتصال به خدا و بقیه میشوند به برکت آنها.
آنها میشوند اولین و کاملترین چراغی که خدا در عالم روشن فرموده است.
وقتی خدا از یک طرف پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را مرکز و منبع اصلی علم در عالم خلقت قرار میدهد:
«وَکُلَّ شَيْءٍ أَحْصَیْناهُ فی امامٍ مبین، (یس:١٢)؛
:علم همه چیز را در پیشوایی آشکار و آشکار کنندهی حق قرار داده ایم».
و از طرف دیگر پاکی و عصمت را بطور مطلق در خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام قرار داده، پس این خاندان مرکز هدایت و حفاظت مخلوقات از عذاب و انحراف و گمراهی هستند و تا آنان نباشند، خداوند چیزی را نمی آفریند.
♻️آن وقت به برکت دعای آنها، به برکت اینکه خداوند اینچنین اراده کرده که با هدایت آنها و با وجود آنها، عالَم را مورد هدایت و عنایت قرار دهد، اینطور اراده فرموده که آنها دعا کنند و از خدا بخواهند که خدا خلقی را بیافریند، خلقی را ببخشد یا هر کاری در عالم خلقت است؛ خدای تعالی منوط کرده به اینکه آنها از خدا بخواهند، تا همهٔ خلايق مدیون آنها باشند، تا همهٔ خلايق نخواهند سر به استقلال بردارند، سر به خودمختاری بردارند.
🍃فرض کنید دربارهٔ ملائكه مُقَرَّب (نزدیکترین ملائکه به خدا) آنها هم باید مدیون اهل بیت علیهم السلام باید باشند و گمان نکنند نیازی به اهل بیت علیهم السلام ندارند.
چون خدا میفرماید: آنها فقط محور پاکیها هستند. اگر کسی هم بخواهد پاکی نصیبش شود، باید به آنها متصل باشد. علم و عصمت منحصرا از آن ایشان است و بقیهی مخلوقات از سفرهی احسان ایشان بهره میبرند.
✳️ این که خداوند متعال چهارده نور مقدس را این چنین و بطور انحصاری معدن علم و حکمت و پاکی قرارداده و آنان را مَثَلِ اعلای خودش قرار داده (مَثَلِ اعلا، یعنی اگر بر فرض محال خدا میخواست به صورت انسانی در آید، میشد این چهارده معصوم علیهم السلام) این برای آن است که آنان در تمام عوالم هستی نمایشگر صفات خدا باشند و مردم بواسطهی آنان خدا را بشناسند و با اقتداء به ایشان بنده صالح خدا و انسان شایستهای شوند نه آنکه ما بیاییم و آنها را با خودمان مقایسه کنیم و ببینیم چقدر مانده به ایشان برسیم یا از آنها هم میشود جلو بزنیم؛ زیرا آنها اصلا در رتبهی خلقت ما نیستند تا بشود ایشان را با ما، وزن و مقایسه کرد.
مَثَلِ آنان با ما مَثَلِ حضرت سلیمان نبیّ است با مورچگان.
فرض کنید خدا میخواهد مورچگان را هدایت کند و از آنها مورچههایی شایسته بسازد.
می آید و حضرت سلیمان را با آن علم و عظمت و قدرت سلیمانی، قالب بدنش را عوض میکند و روحش را در بدنی مورچه ای وارد میکند و مثلا نامش را میگذارد: «سلیمان» و به او مأموریت میدهد مانند یک مورچه زندگی کند اما با اصولی که شایسته است مورچگان با آن اصول تربیت و به مقام شایسته از خلقت خویش برسند.
در اینجا آیا میشود مورچه ها سلیمان در قالب مورچه در آمده را باخود و خود را با او مقایسه کنند و بگویند چی شده و چه کارهایی کرده که سلیمان به این مقام رسیده؟!
حتی اگر این مقایسه را هم بکنند، تنها
در حد و اندازهی خودشان میتوانند این مقایسه را بکنند و بگویند او چون خیلی خیرخواه مردم است و خوب خدا را بندگی میکند، به این مقام رسیده؛ پس ماهم تلاش کنیم تا به این مقام برسيم.
آری ائمه اطهار علیهمالسّلام چنین مَثَلی با ما دارند و ما اگر بخواهیم بگوییم چی شده که امیرالمؤمنین علیه السلام به این مقام و منزلت نزد خدا رسیده، تنها در حد و اندازهی مورچهگی خودمان میتوانیم صحبتی بکنیم نه در حد و اندازهی مقام سلیمان واقعی که هیچ مورچهای قدرت درک آن را ندارد.
لذا برای اینکه تمام خلايق مدیون این خاندان باشند، و کسی آنها را با خودش مقایسه نکند، خدا آنها را محور هدایت در تمام عوالم هستی قرار میدهد و اگر کسی هزار برابر جناب سلمان هم از ممتازترین شاگرد مکتب امیرالمؤمنین علیه السلام است رشد بکند، باز قابل قیاس با اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام نیست چرا که اصولا رتبهی خلقتی چهارده معصوم علیهمالسّلام، با همهی خلایق خدا فرق میکند.
لذا در حدیث کساء میبینید که تازه حضرت جبرئیل میگوید:
«این پنج نفر چه کسانی هستند؟
کجا هستند؟
اینها چه کسانی هستند که خدای تعالی میفرمایند: بهخاطر اینها و به محبت این پنج تنی که زیر کساء هستند، من آسمان و زمین و همه چیز را آفریدم».
تازه حضرت جبرئیل عرض میکند:
این «هَؤُلاَءِ الْخَمْسَة» چه کسانی هستند؟
بعد خدای تعالی میفرماید:
✨”هُمْ فَاطِمَةُ وَ أَبُوهَا وَ بَعْلُهَا وَ بَنُوهَا”
🍃آنوقت تازه خدای تعالی افتخارِ اینکه بیاید در خدمتگزاری آنها باشد را به حضرت جبرئیل میدهد.
با اینکه جبرئیل از خداوند اذن میگیرد و عرض میکند:
✨”أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَکُونَ مَعَهُمْ سَادِساً؛
: خدایا! آیا تو اذن میدهی من ششمین نفر آنها باشم؟”.
با اینکه اذن را از خدا گرفته، باز وقتی که به محضر پنج تن میرسد، آنجا دوباره اذن باید بگیرد.
از اینجا معلوم است که او باید در خدمت پنج تن باشد والاّ خدا اذن داده، اذن پیامبر برای چیست؟
اینکه اذنِ پیامبر شرط ورود جبرئیل میشود؛
✨”أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَدْخُلَ مَعَکُمْ؛
: آیا اذن میدهید یا رسولالله که من ششمین نفر شما زیر کساء با شما باشم؟”.
آنجا حضرت رسول صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم به ایشان اذن میدهد. معلوم است که او باید آنجا زیردست و خادم و خدمتگزار خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام باشد.
📗پس به برکت وجود این خاندان مطهر که چهارده معصوم علیهمالسّلام باشند..
اینکه پنج تن گفته میشود، چون نور آن نُه امام از نور امام حسین عليهالسّلام است یعنی در واقع منظور از پنج تن، چهارده معصوم علیهمالسّلام است.
نور آن نُه امام در امام حسین عليهالسّلام متمرکز شده.
خب، اینکه ما نفَس میکشیم، اینکه ما زنده هستیم، اینکه خدا در هر لحظه میلیاردها رحمت به من و شما دارد نازل میکند یعنی در هر ثانیه خدا چند هزار میلیارد رحمت دارد فقط بر بدن ما نازل میکند که سلولهای بدن ما سالم بماند.
این، به برکت خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام است.
بنابراین ما تمام زندگی و همه چیزمان مدیون آنهاست. مخصوصاً اینکه دعایی کنیم و دعای ما مستجاب شود، این به برکتِ وجود امام علیهالسّلام است.
✳️ *چرا هیچ دعایی بدون معرفت و صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام پذیرفته نمیشود*
💦 *چرا هیچ دعایی بدون معرفت و صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام پذیرفته نمیشود*
💡یادآوری محور درس جلسهٔ سیام:
*یکی از جهاتی که موجب میشود که ما برای وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه دعا کنیم و به دعا کردن برای آن حضرت اهمیت دهیم، این است که نه تنها دعای ما، بلکه دعای هر مخلوقی به برکت وجود آن حضرت و آباء گرامش مستجاب میشود.*
💫 ما ابتدا آیاتی از قرآن که درباره لزوم دعا است را مورد اشاره قرار میدهیم و سپس اثبات میکنیم که هیچ دعایی بدون رضایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام بالا نمیرود و خدای تعالی اصلا به آن نگاه هم نمیکند.
اما آیاتی از قرآن در این باره:
💫 آیهٔ ۶٠ سورهٔ مبارکهی غافر:
خدای تعالی در این آیه شریفه، ابتدا درِ دعا را به روی ما باز کرده و میفرماید:
✨«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛
: پروردگارِ شما فرمود که مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».
و در ادامه میفرماید:
✨«إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَیَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرین؛ (غافر/۶٠)
: آنهایی که با خود بزرگبینی از پذیرش عبادت من سرباز میزنند، بزودی با خواری داخل جهنم خواهند شد».
یعنـی اطاعت از دستور پروردگار (که مرا بخوانید تا اجابتتان کنم) عبادت و بندگی خدا است و خود را بینیاز دانستن از دعا، استکبار بوده و موجب دخول در آتش جهنم است.
بنابراین، کسی که میگوید: ما نیازی به دعا کردن نداریم، این خودبزرگبینی و به اصطلاح، «استکبار» است.
خود را برتر قرار دادن و جهالت خود را بر دیگران حاکم کردن و سپس به دنبال خواستههای نامشروع خود رفتن و مردم را به بردگی کشیدن، اوج این روحیهی پلید است.
اینکه انسان خود را بینیاز بداند، آن هم از خدایی که او را از نیستی به هستی درآورده و هرلحظه دارد به او حیات جدید میدهد، جز به رخ کشیدن جهالت و خودبزرگ بینی، چیز دیگری نیست.
مانند چرخش پنکهای(پنکه را مَثَلِ انسان قرار میدهیم) که هرلحظه با استفاده از نیروی برق میچرخد؛ کافیست که این پنکه بگوید من نیازی به مدیریت کارخانهی برق ندارم.
اگر چنین بگوید، مدیر کارخانه هم میتواند دستش را روی کلید بگذارد و نیروی برق را از این پنکهی جاهل و مغرور قطع کند و آنوقت است که او میفهمد که چرخش او فقط بخاطر اتصالش به کارخانه برق بود و بس.
این مَثَل ما انسانها است که خدای تعالی به ما میگوید قدر و اندازهی خودت را بدان که تمام وجودت در هر لحظه نیازمند به من است و ارتباط خودت را با من قطع نکن.
من دارم هرلحظه، – بله، هرلحظه – هزاران میلیارد رحمت، (به گفته دانشمندان حدود ٣٣/٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠ سی و سه هزار میلیارد سلول در بدن انسان وجود دارد) بر تو نازل میکنم و آنها(سلولهای بدنت) را سالم نگه میدارم و به تو نیرو میدهم که موتور فکرت بچرخد و تو با نیروئی که من به تو دادهام توانستهای همین کلمات را علیه من بگویی و در برابر من تکبر کنی و بگویی من نیازی به دعاکردن ندارم.
لذا خدای تعالی در آیهٔ فوق میفرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَیَدخُلوُنَ جَهنَّمَ دَاخِرِین (غافر/۶٠)
: آنان که از اظهار نیاز کردن به من به وسیله دعا روگردانی میکنند، بهزودی، با خواری و ذلت، داخل جهنم خواهند شد».
🍀لذا دعا کردن بر هر انسانی واجب است همانطور که آن پنکهی مثالی، واجب است خود را نیازمند به نیروی برق ببیند و از مدیر کارخانه، تقاضای برق داشته باشد.
💫حالا یک وقت آدم یادش میرود دعا کند، خداوند رحمان و رحیم است و به انسان گیر نمیدهد(هرچند به بعضیها که بیشتر دوستشان دارد، گیر میدهد مانند مادری که به فرزندش گیر میدهد که چرا به من زنگ نزدی و…) اما اینکه کسی بگوید: نه، ما نیازی به دعا کردن نداریم، این تکبر و اظهار جهالت و تباهی و سیاهی روح است.
این خلاف بندگی است.
💫البته اگر کسی در این موضوع که آیا بنده خدا باشیم یا نباشیم، مشکلی دارد، باید ضعف اعتقادی خود را برطرف کند.
مثل این است که (فرض کنید) آن پنکه هنوز بچهی خردسالی است و عقلش نمیرسد که این کارخانهی برق و مدیریت آن است که به او دارد لحظه به لحظه برق میرساند که بتواند بچرخد.
او تصور میکند همین پریز برق که روی دیوار نصب است، به او برق میدهد(مَثَلِ پدر و مادرش که نقطه اتصال رزق و روزی بچه هستند؛ چنانکه در روایات به آن اشاره شده که طفل خردسال گمان میکند پدرومادرش خدای او هستند) و پشت آن پریز برق را نمیبیند که به کارخانهی برق سیمکشی شده و او بخاطر اطلاعات اندکش چون کارخانهی برق را ندیده، میگوید من از این دوشاخهی برق خودم که به پریز (پدر و مادرم) وصل است برق میگیرم.
آری، انسانهایی که از لحاظ روحی خردسال هستند و فقط ظاهر دنیا را میبینند، منبع روزی خود را پول و ثروت و قدرتهای ظاهری دنیا میبینند؛ چرا که رشدی نکردهاند و معرفتی به حقایق عالم ندارند.
💧حالا، ما میرویم برای دعا کردن؛ خدای تعالی میفرماید:
✨«وإِذَا سَألَکَ عِبَادی عَنِّی فَاِنِّی قَرِیبٌ؛ (بقره/١٨۶)
: و هنگامی که بندگان من، دربارهٔ من از تو سؤال میکنند؛ به آنها بگو: من نزدیکشان هستم، پهلویشان هستم».
💫در جای دیگر میفرماید: حتی از رگ گردنشان به آنها نزدیکترم:
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ، (ق:١۶)؛
: و ما قطعا ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪﻳﻢ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ نفسش به او ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻴﻢ ، ﻭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺭﮒ ﮔﺮﺩﻥ به او ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺗﺮﻳﻢ».
سپس – در ادامهی آیهی قبلی که فرمود بگو من نزدیک بندگانم هستم – میفرماید :
✨«أُجِیبُ دَعوَةَ الدَّاع اِذَا دَعَان؛ (بقره/١٨۶)
اجابت میکنم دعای کسی را که مرا میخواند».
✨«فَلْیَستَجِیبُوا لِی وَلیُؤمِنُوا بِی؛
: پس واجب است بر ایشان که مرا اجابت کنند و مرا باور داشته باشند».
🍃نگویند: حالا ما برویم دعا کنیم، معلوم نیست حاجتمان داده شود یا داده نشود.
اگـر از جهت این باشد که ممکن است آن حاجت به مصلحت نباشد، اشکالی ندارد، اما تو دعایت را بکن.
مهم این است که دستور پروردگار عالم را اجابت کنی، میخواهد حاجتت داده شود، یا داده نشود.
🍀 *صحبت کردن با پادشاه مهم است*
همین که تو با روانه کردن قلبت به سوی پادشاه عالم هستی و تسلیم شدن صادقانه در برابر او، لب به تعریف و تمجید از او گشوده و صددرصد خود را نیازمند به او که بی نیاز مطلق است، نشان میدهی و تکبر و خودبزرگ بینی را در برابر او ذبح میکنی (خدا را میخوانی و صمیمانه با او مناجات میکنی) مهم است؛ درحالیکه معلوم نیست حاجتت آن قدر مهم باشد.
دیدید وقتی یک فرد عادی به دربار پادشاهی باعظمت راه پیدا میکند، همین راهیابی او به آنجا خیلی مهم است و افتخاری است برای او؛ ضمن آنکه مورد توجه نگهبانان و محافظان و اطرافیان پادشاه قرار میگیرد و بالاخره، جدای از کاری که با پادشاه دارد، یک پذیرای مطابق با شأن دربار پادشاه از او میشود و اگر حاجتش را هم نگیرد، مهم این است که افتخار صحبت با پادشاه را یافته و برایش یک آبرویی میشود.
انسان همین که توانسته با خدا حرف بزند، بُرد کرده؛ چرا که محرومیت از دعا و ارتباط با پروردگار عالم، خود عذابی است برای انسان اگر این را بفهمد و در روایات آمده است که اولین تنبیه و مجازاتی که خدا به فرد گنهکار میچشاند، گرفتن لذت مناجات با خدا از او است.
ولی اگر از این جهت در دعا کردن همت نمیکند که باورش ضعیف است، مثل اینکه به او بگویند پادشاه مملکت از تو خواسته به دیدارش بروی و خواستههایت را به او بگویی و او این را باور نمیکند و میگوید من کجا و پادشاه کجا،…
خدایتعالی در اینباره، در همین آیه میفرماید :
« *فَلْیَستَجیبُوا لی وَلیُؤمِنُوا بی* ؛
:پس باید با آغوش باز بسوی من بیایند و حتما(لطف و مهربانی) مرا باور داشته باشند».
وقتی که خدا را پذیرفتی به اینکه خدای عالَم است، پروردگار من است، مهربانترین است، قدرتمندترین است، داناترین است، دلسوزترین است؛ این دیگر دلیلی ندارد که تو لطف او را به خود باور نکنی و در دعا کردن کوتاهی کنی.
💫تنها چیزی که هست، این است که دادن حاجتت یا اصلا به مصلحتت نباشد و یا الان به مصلحتت نباشد و یا بهتر از آن را به تو خواهد داد.
و سپس میفرماید :
«… لَعلَّهُم یَرشُدُون؛ (بقره/۱۸۶)
: امید است که رشد پیدا کنی و به کمال بالاتری هدایت شوی».
❇️یعنی در اثر اجابتِ دعوت پروردگار انسان برود با خدای تعالی انس بگیرد، با خدا حرف بزند.
اصلا کلمهی «انسان» از معنای «أُنس» است؛ اینکه با خدا انس بگیرد.
اولین کسی که ما باید با او انس بگیریم، خداست. چون آفریدگار ماست و به همهٔ وجود ما داناست و هدایتکنندهی ما است.
پس ما اول باید به او وصل باشیم، اتصالمان را با او برقرار کنیم.
🖋یک علّتِ این که در انتهای آیه میفرماید :
«لَعلَّهُم یَرشُدُون؛
: امید است که رشد پیدا کنید».
برای این است که انسان بهوسیله دعا با خدای تعالی انس بگیرد یعنـی بیسیمش به خدا وصل شود و آن وقت خدای تعالی در او رشد روزافزون ایجاد کند تا مثل کودکی که از دوسالگی به تدریج رشد میکند و به ده و بیست سالگی میرسد و میزان اطلاعات بیست سالگی او با دوسالگیاش قابل مقایسه نیست، در اثر انس با خدا و وصلشدن به بیسیمِ دعا، این رشد روحی در انسان ایجاد میشود.
💫 *این بیسیم چگونه روشن و ارتباط برقرار میشود*
حالا باید توجه داشته باشیم که :
خدای تعالی روشن شدن این بیسیمِ (دعا و مناجات با خدا) و برقراری ارتباط با خودش را منوط به پذیرش مدیریت مرکز مخابرات خودش با مخلوقات قرار داده است.
یعنی همانطور که اگر کسی مرکز مخابرات و مدیریت آن را قبول نداشته باشد، مدیریت آن مرکز به او ارتباط نمیدهد و او قادر به حرف زدن با مقصد مورد نظر و شنیدن صدای او نیست، همین طور هم، هرکس مرکز ارتباط خدا با خلق – یعنی ولایت محمد و آل محمد عليهم السلام – را قبول نداشته باشد و بگوید من نیازی به این مرکز ندارم و خودم با خدا مستقیم حرف میزنم، خدای تعالی هم به آن مرکز ارتباط خودش دستور داده است ارتباط چنین اشخاصی را با من برقرار نکنید؛ یعنی با آنکه خدا صدای او را میشنود و او را میبیند و همه وجودش را هرلحظه حیات میدهد، اما کمترین اعتنائی به او نمیکند و این معنای برقرار نشدن ارتباط او با خداست.
خداوند متعال میفرماید : کسی که مرکزی را که من برای ارتباط خلق با خودم تأسیس کردهام(ولایت امیرالمؤمنین عليهالسّلام) قبول ندارد، درحقیقت خود مرا قبول ندارد و رأی و نظر خود را خدای خویش ساخته و به خود فریفته شده و شیطان هم او را در جهالت و تکبرش یاری داده و او هم از شیطان اطاعت کرده و به مرکز ارتباطی من – ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهمالسّلام خصوصا امام زمان علیه السلام، پشت کرده و با نمایشی که شیطان در خواب یا مکاشفه به او نشان داده، گمان میکند با من ارتباط دارد در حالی که شیطان به نام من با او ارتباط برقرار کرده است و او هم باورش شده من با او صحبت میکنم و متأسفانه دست شیطان در این جهت که امور خارق العاده و نیروهای خودش را به رخ این افراد مغرور بکشد، باز است تا گمراهی او کامل شود و این هیزمی است که خود او برای سوزاندن خویش فراهم کرده است و خدا به هیچ بندهای سرسوزنی ظلم نمیکند.
اشکال کار او آن است که از راهی که من گفته ام با من ارتباط برقرار کند تا از نفوذ و تسلط شیطان بر خودش محفوظ بماند حرکت نکرده و لذا من هم بخاطر تکبر و روگردانیاش از دستوراتم، راه تسلط شیطان را بر او باز گذاشتهام تا به درّهٔ جهنم با خواری و خِفَّت سقوط کند.
بر فرض محال، اگر چنین کسی را به بهشت هم ببرم، در آنجا هم به صاحبان و سروران بهشت – محمد و آل محمد عليهم السلام – اعتنا نخواهد کرد و در برابر من خواهد ایستاد و گردنکشی خواهد کرد.
دلیل این مطلب هم آیه شریفه زیر است که :
قل مایعبؤ بکم ربی لولا
دعاؤکم؛(الفرقان:٧٧)
:بگو اگر دعای شما نباشد، خدا کمترین اعتنایی به شما نخواهد کرد»
قطعا دعایی مورد اعتناء پروردگار قرار میگیرد که از راهش، یعنی از طریق محمد وآل محمد عليهم السلام خدا خوانده شده باشد و بدیهی است طبق روایات بسیار در منابع سنی و شیعه، بدون پذیرش ولایت امیرالمؤمنین عليهالسّلام هیچ عبادت و عمل و دعایی پذیرفته نخواهد شد و هر دعایی فقط با فرستادن صلوات بر محمد وآل محمد عليهم السلام بالا خواهد رفت و لذا خداوند متعال میفرماید:
«… الیهِ یَصْعَدُ الکَلِمُ الطَیّبُ و العَمَلُ الصَالحُ یَرْفَعُه… (الفاطر:١٠)؛
فقط عقیدهی پاک و دلنشین بسوی او بالا میرود (اعتقاد به امامت و ولایت محمد وآل محمد علیهم السلام) و عمل صالح (عمل به دستورات ایشان) آن را بالا میبرد و مورد پذیرش خداوند قرار میگیرد»
📗رسیدن به مقام انس یعنی با خدا مأنوس شوی..
ما الآن با چیزهایی مأنوس میشویم که جلب توجهمان میکنند.
دیگر خودمان، خودمان را میشناسیم که ما با چه چیزهایی مأنوس هستیم یعنی آن چیزی که در قلبِ ما اول، جای خودش را باز میکند.
از نظراعتقاد نه ها، از نظر ایمان، از نظر باور، از نظر آن چیزی که در وجود من تأثیرگذار است.
شما وقتی برای خودتان خواستههایی داشته باشید؛ این خواستهها، به معنای اینکه من خواستههایی دارم، مدام درجهی انس انسان را پایین میآورد.
❇️یعنی هر خواستهای درجه انس انسان با خدا را پایین میآورد.
مگر خواستهای باشد که خدا پشتش ایستاده باشد یعنی خدا گفته بخواه، من هم میخواهم.
والاّ اگر خواسته ما باشد، اینجا ممکن است خدا همراهیمان نکند.
یا اینکه خدا هم اگر همراهمان باشد، ما خیلی کاری نداریم خدا میخواهد یا نمیخواهد منتها دیگر در یک محدودهای که حرام نباشد، رعایت میکنیم و طرف حرام نمیرویم ولی آن خواستههایی که حلال است، دیگر صبر نمیکنیم خدا بخواهد تا ما هم بخواهیم.
✅بعضی وقتها هم خدا خوب امتحاناتی میگذارد. یک چیزهایی که خیلی جذاب است مثل لذتهای جنسی که لذتبخشترین چیزهاست و در روایات هم امام صادق صلواتاللهعليه اشاره فرمودند: «لذیذترین چیزی که در نعمتها است، لذت جنسی است».
حالا ماها خجالت میکشیم. از اصحاب هم پرسیدند: چه چیز لذیذترین است؟
یکنفر گفت: خرما و آب.
خب، خجالت میکشیدند بگویند: لذت جنسی لذیذترین است.
همه هم دهنشان آب میافتاد وقتی لذت جنسی مطرح میشد.
🍃خب، یک واقعیتی است. خدای تعالی هم این را قرار داده. لذت جنسی را بالاترین لذت در جسم انسان قرار داده.
حالا انسان امتحان میشود.
کسانی که میخواهند به کمال برسند که البته ما خیلی با این فاصله داریم که به یک جایی برسیم که در لذت حلال جنسی بگوییم: اول، خدا بخواهد بعد ما بخواهیم.
وقتی آتش شهوت شعله میگیرد، دیگر کاری نداریم خدا الآن موافق است یا موافق نیست.
گفته میشود:
کلاً که خدا فرموده: اشکال ندارد. چرا گیر میدهی که خدا میخواهد یا نمیخواهد.
خب خدا هم گیر نمیدهد و میفرماید:
خدا میداند شما ضعف دارید، شبهای ماه رمضان را بر شما حلال کرد.
در بحث آیات ماه رمضان هست.
قبلاً خدا ممنوع میکرد که شب ماه رمضان حق داری، روزش هم که حق نداری؛ خدا گفت: خودتان هم میدانید که نمیتوانید جلوی خودتان را بگیرید، شبها را حلال کردم.
🖋اینجا ما برای اینکه با خدای تعالی انس بگیریم باید به یک جایی برسیم که اول خواست خدا برای ما مطرح باشد.
تا رسیدن به اینجا کار دارد، زحمت دارد. شاید سی، چهل سال آدم باید زحمت بکشد. تازه اگر در حال تحصیل باشد، نه اینکه ترک تحصیل کرده باشد.
اکثرِ سالکین الی اللهی که ما دیدیم، حالا آنهایی که ما ندیدم انشاءالله که اینطوری نیستد، ولی اکثر یا خیلی یا یک عدهای ترک تحصیل میکنند یعنی یک مدتی به یک برنامهای، ذکری و عبادتی مشغول میشوند و بعضیها را گاهی آدم میبیند که میگوید: مثلاً پانزده سال است که دارم یک برنامهای را انجام میدهم.
میگوییم: آیا با نظارت یک عالم یا راهنمایی داری اینکار را انجام میدهی؟
میگوید: نه! برنامه را همینطوری دارم انجام میدهم.
خب، اینطوری نمیشود!
📚تازه آنهایی که در حال تحصیل هستند و دارند کار میکنند؛ سی، چهل سال طول میکشد تا به مقام انس برسند. مثل یک دانشجویی که مرتب دارد ترمهایش را میگذراند تا به دکترا برسد.
ممکن است زمانش کمتر هم باشد، استعدادهای افراد فرق میکند.
البته منظورم مقام انسِ درست و حسابی است والاّ انسی که از همان اول باید در ما وجود داشته باشد..
🍃ببینید در یک نوزاد، انس با مادر وجود دارد، نه اینکه انس نداشته باشد، انس دارد. خیلی هم انس دارد به سینه مادر، به نگاه و محبت مادر ولی انس او کجا و انسی که مثلاً یک دختر هفده، هجده ساله با مادرش میگیرد کجا!
خیلی با هم فرق میکنند.
یا انسی که یک دختر بعد از ازدواج میگیرد و تمام نیازمندیهایش میرود پیش مادرش در مورد مسائلی مثل زایمان و چیزهای دیگر.
✳️یعنی دیگر تمام درددلهایش و سختیهای موقع ازدواج و بعد از ازدواج و مثلاً از زندگی با پدرشوهر و مادرشوهری که خیلی بساز نباشد، تمام درددلهایش میآید پیش مادرش.
آن انسی که یک دختر بعد از ازدواج دارد و تمام درددلهایش میرود پیش مادرش و با او انس خاصی میگیرد؛ آن را با انسی که همان دختر در یک سالگی با مادر داشته، چه مقایسهای میتوانیم بکنیم؟!
هر دوی اينها انس است ولی انس بچه یکساله به سینه مادر و لبخند و آغوش مادر است، انس دختر هفده ساله طوری است که انگار قطره شده دریا.
🖋در مسیرِ سیر و سلوک هم همینطور است. ممکن است یکنفر آمده در راه خدا، گفته:
✨«رَبُّنَا الله؛
: فقط من از خدا اطاعت میکنم».
این میشود تازه مثل آن نوزاد که یک لحظه مادرش از او دور میشود، گریهاش درمیآید.
او هم یک لحظه از خدا بخواهد توجهش کم شود و انس و عبادتش کم شود، حالت سرگردانی پیدا میکند.
❇️ولی انسی که مثل جناب سلمانها و حبیببنمظاهرها میگیرند که وقتی حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام بالای سرش میرسد..
دو نفر بودند که حضرت سیّدالشّهداء عليهالسّلام بالای سرشان فرمودند: پشتم شکست.
یکی حضرت اباالفضل العباس علیهالسّلام و دیگری جناب حبیببنمظاهر است که حالت انکسار در وجود مبارک حضرت به وجود آمد از نظر ظاهری البته.
*حضرت سیّدالشّهداء عليهالسّلام مرکز عالم هستند*.
از جهت ظاهری حالت انکسار و شکستگی در حضرت پیدا شد.
خب، چه مقامی دارد جناب حبیب که حضرت میفرمایند: تو در یک شب، قرآن را ختم میکردی.
آن هم ختم او برای قرآن! خیلی از مسائل فرق میکند.
♻️حالا ما با خدای تعالی انس میگیریم و دعا میکنیم. خدای تعالی خودش در را باز کرده، میفرماید:
«اگر بندگانم از من سؤال کردند، من نزدیکشان هستم. دیگر نمیخواهد بگردند دنبال من، من کنارشان هستم».
خیلی آهسته هم میتوانی با خدا حرف بزنی بهطوری که حتی بغل دستیات هم نفهمد.
*با خدا انس بگیر*!
🍀حالا در مورد انس گرفتن، میخواستم بگویم: خیلی برنامه میخواهد، زمینهچینی میخواهد تا آدم به آن جایگاهِ انس واقعی برسد ولی در هر رتبهای که هست، خدای تعالی از او انتظارِ انس دارد.
خدای تعالی واجب کرده. یعنی همان بچهٔ نوزاد باید با مادرش انس بگیرد، مؤمن از همان اول باید با خدا انس بگیرد یعنی همیشه دست به دعا باشد.
✨ «فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» (بقره/١٨۶)
در اثر انس، انسان رشد پیدا میکند. خدای تعالی به قلبش رشد الهام میکند.
در دعای آقا امام زمان ارواحنافداه داریم که حضرت وقتی دعا میکنند، میفرمایند:
وَاللهُ یُلْهِکُمُ الرُّشْد؛ (نامه امام زمان ارواحنافداه به شیخ مفید)
: خدا به شما رشد الهام کند”.
📗یعنی یک حکمتی در قلبت باز میشود، دیدت نسبت به زندگی میرود یک رتبه و یک ظرفیتِ بالاتر.
مثلاً دیدی که یک بچه دوساله نسبت به پدر و مادر و برادر و خواهرش دارد؛ یک دید است و دیدی که بچه ده ساله به زندگی و پدر و مادر دارد چیزِ دیگری است.
همان چیزی که یک بچه دوساله میبیند، یک بچه دهساله هم میبیند ولی درک آن بچه دوساله از زندگیای که دارد میبیند؛ با درک بچه دهساله زمین تا آسمان فرق میکند.
باز درکی که یک بچه دهساله دارد، با درکی که یک بچه بیست ساله دارد زمین تا آسمان فرق میکند
🍀 *ارتباط با پروردگار و انس گرفتن با خدا*
خدا میفرماید: در هر سِنی از رشد روحی هستی، با من ارتباط بگیر.
این را دستور میدهد و میفرماید: ارتباطت را با ما قطع نکن! اگر قطع کنی، خودت ضرر میکنی و خودت دچار عذاب میشوی.
ببینید تمام انس و ارتباطی که ما با خدا برقرار میکنیم؛ میآید در این مثالی که عرض میکنم.
الآن گوشی موبایل را برمیدارید و به یک کسی زنگ میزنید.
گرم صحبت میشوید، گاهی اصلاً حتی فراموش میکنید که گوشی موبایل دستتان است. اینقدر غرق صحبت با طرف مقابل میشوید که فقط آن صحبتها و ارتباط در ذهنتان میماند.
درسته؟
حالا مثلاً آن شخص در آمریکاست یا یک طبقه آن طرفتر است یا در اتاق دیگر است.
✳️در اینجا چه کسی هست که این ارتباط بین شما و آن شخص را برقرار کرده؟
مثلاً ما اسم آن را مخابرات میگذاریم و میگوییم: شرکت مخابرات آن شرکتی است که این ارتباط را بین من و آن شخص برقرار کرده و او واسطه است.
ما در اینجا اگر بگوییم:
«نه آقا! من خودم با او صحبت کردم.
اصلاً موبایل چی هست؟ مخابرات کیه؟
من خودم مستقیم با او صحبت کردم».
عاقلانه نیست اگر ما اینطور بگوییم.
آدم بزرگها که اینطور صحبت نمیکنند.
ممکن است ما گوشی را به یک بچه خردسال بدهیم، با شخصِ مورد نظر صحبت کند بعد درک نکند موبایل چی هست.
آن بچه ممکن است بگوید: نه، من با خودِ آن شخص صحبت کردم.
به او میگویند: تو با گوشی صحبت کردی.
میگوید: نه، من با خودش صحبت کردم.
ممکن است بچههای خردسال این حرف را بزنند ولی آنها علم و آگاهیشان کم است.
📗خدای تعالی در قرآن میفرماید:
در دریا افتادید، دارید غرق میشوید، خدا دعایتان را مستجاب کرد و شما را نجات داد. باز وقتی به ساحل آمدید، آن خدایی را که میخواندید فراموش میکنید.
در آیات قرآن دیدید خدای تعالی میفرماید:
✨«وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً؛ (اسراء/۶٧)
: وقتی که گرفتار امواج طوفان میشوید؛ خدا را خالصانه میخوانید اما وقتی خدا نجاتتان میدهد، خدا را فراموش میکنید».
❇️کسانی که اینطور رفتار میکنند؛ مثل آن بچه دوسالهای هستند که با موبایل با شخص مورد نظر صحبت کرده بعد انکار میکند که من با موبایل صحبت نکردم. اصلاً موبایل چی هست؟
این شخص درک ندارد ولی آدم بزرگ درک دارد.
میگوید: «بله، بله! من بهوسیله این گوشی، بهوسیله این امواجِ موبایل با آن شخص صحبت کردم و از شما خیلی ممنون هستم».
مثلاً دیدید بعد از مکالمه در واتس آپ، برایتان پیام میآید که اگر ارتباط خوب بود، نمره بدهید.
اگـر شما بگویید: نه، اصلاً شما کی هستید؟
او هم ارتباط شما را قطع کند، دیگر نمیتوانید این ارتباط را برقرار کنید.
✳️بهعنوان مثال در عالم هستی، خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام شرکت مخابراتیِ خدا هستند.
یعنی آنها هستند که بین ما و خدا ارتباط ایجاد میکنند. ما وقتی دعا میکنیم، فکر میکنیم مستقیم داریم با خدا صحبت میکنیم. ظاهراً هم مستقیم است.
اما خدا بر ائمه احاطه دارد.
✨«وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ» (بروج/٢٠)
💚خدا دارد به امام زمان حیات میدهد اما خدا در اینجا میفرماید:
«تو اگر یکصدم ثانیه فکر کنی امام زمان ارواحنافداه نیست و خودم هستم؛ رگ حیاتت را قطع میکنم».
خـدای تعـالی میفرماید: «اگـر اینطوری است، من هم ارتباطت را قطع میکنم. من هم تو را گمت میکنم، دستگیری از تو نمیکنم».
باید بدانیم دعایی که میکنیم، امام علیهالسّلام دارد این ارتباط را برقرار میکند.
*خدای تعالی بهواسطه امام علیهالسّلام با خلق ارتباط برقرار میکند*.
✨”اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَینَ الاَرضِ وَ السَّماء؛
: سببِ اتصال بین خالق و مخلوق، امام علیهالسّلام است”.
🍃 *لذا ما تمـام زندگی و حیاتمان مدیون وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه است*.
بهخاطر حقّ عظیمی که حضرت به گردن ما دارند، ما باید یک عرض ارادت و تشکری محضر مبارک ایشان داشته باشیم و اولین چیزی که در خاطرمان باید باشد؛ توجه به وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه و دعا برای وجود شریف آن حضرت است.
📗آیه شریفه را مجدد بررسی میکنیم:
✨«وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ؛ (اسراء/۶۷)
: وقتی که ناراحتی و سختی در دریا شما را میگیرد».
✨«ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ؛
: گم میشود آن خدایانی که آنها را میخواندید؛ مگر خدای تبارک و تعالی».
آنجا خدا را حس میکنی. حس میکنی که یک وجود، یک نیرو، یک قدرت است که همه به او محتاجند و او میتواند نجاتدهنده باشد. در نتیجه توجهت به او جلب میشود.
✨«فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ؛ (اسراء/۶۷)
: وقتی هم که شما را به خشکی نجات میدهد، شما او را فراموش میکنید».
✨«وَكَانَ الْإِنسَانُ كَفُورًا؛ (اسراء/۶۷)
: و رو میگردانید و انسان، کفور است».
♻️یعنی انسان چشمهایش را در مقابل نعمتی که خدا به او داده میبندد و چشمهایش را میبرد به سمت چیزهایی که دلش میخواهد.
خدا را نمیخواهد ببینید چون اگـر بخواهد خدا را ببینید، خدا میفرماید: اینکار را بکن، آنکار را نکن.
او هم دلش نمیخواهد کسی به او بگوید: اینکار را بکن، آنکار را نکن!
بلکه میخواهد آزاد باشد که هر کاری دلش میخواهد انجام دهد.
🖋بنابراین این درس از جلسه سیام کتاب «مکیالالمکارم» این شد که:
*با این تعاریفی که از نظر معرفتی و ریشهای عرض کردیم، ما مدیون وجود مقدس امام زمان علیهالصّلوةوالسّلام هستیم و باید بهعنوان تشکر از آن حضرت، برای فرج و وجود مقدسشان دعا کنیم*.
✅یک مطلب دیگر را فراموش کردم بگویم و آن این است:
اگـر ما بخواهیم به امام زمان ارواحنافداه بیتوجهی کنیم؛ خدا به چه دلیل دعای ما را مورد توجه قرار نمیدهد؟
مضمون حرف ما این بود که اگر ما بخواهیم امام زمان ارواحنافداه را نادیده بگیریم، خدای تعالی به دعای ما اعتنا نخواهد کرد و اصلاً به ما نگاه نخواهد کرد.
خب، دو آیهای که خواندیم، میفرماید:
خدا در را باز کرده، میفرماید که بیا با من ارتباط برقرار کن، با من حرف بزن، با من انس بگیر!
به قول طلبهها مطلق است.
📗ولی این آیهای که میخواهم عرض کنم، قیدش میزند. مثل قیدی که حضرت رضا عليهالسّلام به قلعهٔ «لَاإِلَهَإِلَّاالله» میزنند که:
✨”بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا”
آن هم همین مطلب است که امام عليهالسّلام قید میزنند.
حالا آن قید در قرآن، کدام آیه است؟
آن آیه شریفهای که خدای تعالی میفرماید:
«من به دعای شما بدون امام زمان اصلاً نگاه نمیکنم، اعتنایی به شما نمیکنم».
✨«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» (فرقان/٧٧)
: به مردم بگو که اگـر دعای شما نباشد، من هیـچ اعتنـایی به شما نخواهم کرد».
🍃حالا یکنفر میگوید: این «دُعَاؤُکُمْ» را که به ما دارد میگوید! یعنـی اگر دعا نکنید، من به شما اعتنایی نمیکنم.
به چه دلیل میگویید که به امام زمان ارواحنافداه مربوط است؟!
ما در پاسخ میگوییم:
به امام زمان ارواحنافداه مربوط است.
چون خـدای تعـالی میفرماید:
«اگـر دعای شما نبود، من اعتنایی به شما نمیکردم».
این دعا مشـروط شده به اینکه ما پذیرش داشته باشیم دعوت پروردگار را در بزرگترین چیزهایی که مربوط به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام است.
✳️اگر کسی بخواهد به خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام بیاعتنایی کند، خداوند هیچ چیز را از او قبول نخواهد کرد.
ولایت، شـرط قبولی اعمال است و در روایات شیعه و سنّی این مطلب وجود دارد و حتی پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم به حضرت امیر عليهالسّلام میفرمایند:
اگـر بندهای به اندازهٔ عمرِ ٢۵٠٠ سالهی حضرت نوح عمر کند و روزها روزه و شبها تا صبح به عبادت بگذراند و در راه خدا به اندازهٔ کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند و هر سال مکه برود، در سعی بین صفا و مروه هم مظلومانه کشته شود ولی یا علـی ولایت تو را نپذیرد؛ خدا او را بر دو سوراخ بینیاش به آتش میاندازد.
(چون تکبر از دماغ انسان است)
خب، اینهمه دعا کرده دیگر، اما خدای تعالی به دعایش اعتنا نمیکند.
🖋این هم تفسیر این آیه با روایاتی که رسیده و اگر بخواهیم آن روایات را در این آیه، بقچهاش را باز کنیم؛ این «دُعَاؤُکُمْ» یعنی اگر دعای امام زمان ارواحنافداه نباشد، خدا به کسی اعتنا نمیکند.
اگر بخواهیم تفسیرِ باطنیاش را مورد توجه قرار دهیم با توجه به تمام آیات و روایات؛ یعنی
✨«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» (فرقان/٧٧)
ای خاندان عصمت و طهارت! اگر دعای شما نباشد، خدا به کسی اعتنایی نمیکند.
📚یک روایتی را هم مرحوم صاحب مکیال اینجا نقل میکنند. روایت ۵٧ کتاب است که در مرحوم «صفّار» در «بصائرالدرجات» نقل کردند به اسناد از أبیجعفر عليهالسّلام از امام باقر صلواتاللهعليه که فرمود:
✨”قَالَ رَسُولُ الله لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِین أُکْتُب مَا أُمْلِی عَلَيْكَ؛
: بنویس آنچه که بر تو املاء میکنم”.
✨”قَالَ عَلِیٌّ عليهالسّلام يَا نَبِیَّالله أَتَخَافُ النِّسْیَان؛
: حضرت امیر فرمودند میترسید که من فراموش کنم؟”.
حضرت فرمودند:
✨”لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ نِسْیَان؛
: من بر تو از فراموشی نمیترسم و من دعا کردم که خدا حافظهات را دچار نسيان نکند”.
✨”لَکِنْ أُکْتُبْ لِشُرَکَائِک؛
: لکن برای شریکانت بنویس”.
برای اینکه این مطلب به ماها برسد، امیرالمؤمنین عليهالسّلام عرض کرد:
✨”وَ مَنْ شُرَکَائِی يَا نَبِیَّالله؛
: شرکاء من چه کسانی هستند؟”.
✨”قَالَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِک؛
: ائمهٔ از فرزندان تو که”،
✨”بِهِمْ یُسْقَی أُمَّتِی أَلْغَیْث؛
: بهواسطه آنها خدا امتم را سیراب میکند از باران”.
✨”وَ بِهِمْ یُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ؛
: بهواسطه آنها دعا مستجاب میشود”.
✨”وَ بِهِمْ یُصْرَفُ الْبَلاءُ عَنْهُم؛
: بلا بهواسطه آنها برطرف میشود”.
✨”وَ بِهِمْ تُنْزِلُ الرَّحْمَةُ مِنَ السَّمَاء؛
: رحمت از آسمان بهواسطه آنها نازل میشود”.
✨”وَ هَذَا أَوَّلُهُ؛
: اولینشان اوست”.
و اشاره کردند به امام حسن عليهالسّلام.
✨”ثُمَّ أَوْمَی بِیَدِی الْحُسَیْن ثُمَّ قَالَ أَلْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِک؛
: ائمه از نسل تو حسین جان”.
این بحثِ این جلسه. انشاءالله که برایمان مؤثر و مفید واقع شده باشد.
شام شهادت حضرت مجتبی علیهالصّلوةوالسّلام است. عرض ارادتی به آن وجود نازنین داشته باشیم.
أَلصَّلَوةُ وَٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا مُحَمَّد يَا حَسَنَ بْنَ عَلِی أَيُّهَا الْمُجْتَبَی یَابْنَ رَسُولِ اللَّه يَا حُجَّةَ الله عَلَی خَلْقِه يَا سَیَّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَاسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَی الله وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِیهاً عِنْدَ الله إِشْفَع لَنَا عِنْدَ الله
رسول خدا فرمود:
«روز قیامت چشمی که بر حسنم گریان باشد، گریان نخواهد شد».
🍀حضرت مجتبی عليهالسّلام مظلوم بودند. آنقدر مظلوم بودند که بنیامیه جلوی چشمشان منبر میرفتند و به پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین عليهالسّلام جسارت میکردند و آقا باید تحمل میکردند و آن جسارتها را به محضر مقدسش میکردند حتی کسانی که ادعای ایمان و تشیع داشتند و خطاب به آن حضرت میگفتند: أَلسَّلَامُ عَلَیکَ يَا مُذِلَ الْمُؤْمِنِین.
مردمی که در صراط مستقیم نیستند و خواستههای خودشان را دنبال میکنند.
یکروز به امام مجتبی عليهالسّلام میگویند: چرا صلح کردی؟
و یکروز به امام حسین عليهالسّلام میگویند: چرا قیام کردی؟
و اینها امامشان، خدایشان، خواستههای نفسانی خودشان است.
📗پروردگار متعال در آیه شریفه هم فرمود:
وقتی خدا بر آنها نوشت که ساکت باشند، بنشینند، حرکتی نکنند
و وقتی که خدا فرمود:
قیام کنند؛ منظور امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام هستند که آیه شریفه میفرماید.
اینطور امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام مظلوم واقع شدند و خون به دل آن بزرگواران کردند.
وقتی حضرت سیّدالشّهداء عليهالسّلام خدمت برادر آمدند آن زمانیکه حال امام حسن مجتبی عليهالسّلام دگرگون بود و به ایشان زهر خورانده بودند؛ گریه میکردند حضرت سیّدالشّهداء عليهالسّلام.
اما امام مجتبی عليهالسّلام فرمود:
«حسیـن جان! سیهزار مردمی که ادعا میکنند از امت جدم هستند؛ تو را محاصره میکنند و تو را به شهادت میرسانند».
💫ألسَّلَامُ عَلَیکَ يَا مَظْلُوم يَا أَبَاعَبْدِالله
٧ صفرالمظفر ١۴۴٢
پایان جلسهٔ سیام
الحمدلله رب العالمين
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی