درس هایی از مکیال المکارم جلسه ۳۱

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

📗جلسهٔ ٣١ از درس‌هایی از «مکیال‌المکارم» را خدمت شما عزیزان تقدیم می‌کنیم. در باب چهارم از جهاتی که در وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه جمع است،

✨”أَلْبَابُ الرَابِع فِی الْجَهَاةِ الْمُوجِبَةِ الْمُجْتَمَعَة فِیه؛
: جهاتی که باعث می‌شود که به گردن ما بیاید که برای وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه دعا کنیم”.

چهارمین جهت در این‌جا

✨”إِحْسَانُهُ إِلَیْنَا بِالدُّعَاء؛
: این‌که آقا امام زمان ارواحنافداه به‌واسطهٔ دعاهایشان به ما احسان می‌کنند”.

✨”وَ دَفْعِ الأَعْدَاء وَ کَشْفِ الْبَأسَأ وَ سَائِرٌ مَانَشِیرُ إِلَی جُمْلَةٍ مِنْهُم؛
: به‌واسطهٔ دعاهایشان و دفع دشمنان و برطرف کردن ناراحتی‌ها و سختی‌ها”.

که البته این‌ها در صفحات آینده یکی‌یکی باز می‌شود.

✨”فَقَد قَالَ الله تَعَالَی؛
: خدای تعالی فرموده”

✨«هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ» (الرحمن/۶٠)

این‌که حضرت به ما احسان می‌کنند، برای ما دعا می‌کنند و ضررها را از ما دفع می‌کنند؛ این احسانشان باعث می‌شود که به حکم عقل و شرع

✨”وَ الْإِحْسَان بَاعِثٌ لِّدُعَا بِحُکْمِ الْعَقْلِ وَ الشَّرْع وَ مُقْتَضَی الْجِبِلَّةِ الْإِنْسَانِیَّه؛
: مقتضای طبع انسان یعنی فطرت انسان این است که در پاسخ کسی که به او احسان می‌کند، حداقل برای او دعا کند که اگر هیچ کاری از او برنمی‌آید دعا کند”.

✨”أَحْسِن إِلَی النَّاس فَسْتَعْبِد قُلُوبَهُم؛
: به مردم احسان کن تا دل‌هایشان را به بندگی خودت دربیاوری”.

✨”فَطَالِم إِسْتَعْبَدَ الإِنْسَان إِحْسَانُه؛
: چه‌ بسا مدت طولانی یک احسان در حقّ کسی باعث می‌شود او همیشه خودش را مدیون آدم بداند و خودش را در خدمت انسان قراردهد”.

🖋این چند تا سطری بود که مرحوم صاحب مکیال در شماره چهارم از جهاتی که موجب می‌شود برای حضرت دعا کنیم، ذکر فرمودند. حالا در صفحات آتی می‌آید و در بعضی از قسمت‌هایش به‌طور مشروح صحبت می‌کند ولی این مقدار همین‌جا قسمت چهارمش تمام می‌شود و قسمت پنجمش می‌رود در موضوع دیگری.
این مطلب را ما امشب قدری توضیح می‌دهیم و بقیه توضیحات را از مجموع آن‌چه که به‌اصطلاح خودمان تحقیقاتی بوده و مطالبی که بوده عرض می‌کنم.

📗یک بحثی ما در کلّ معرفت ائمه اطهار علیهم‌السّلام داریم که از همان موضوع حدیث کساء و معرفتی که در آن‌‌جا مطرح شده نشأت می‌گیرد و تقریباً دنباله بحث جلسهٔ قبل می‌شود و آن این است:
*خدای‌ تعالی اراده فرموده است که خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السّلام را محوریت بدهد در خلقت.*

✨«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» (احزاب/٣٣)

🍀آن‌ها مظهر طهارت و پاکی و قداستِ پروردگار عالَم هستند و فقط در مورد آن‌ها این انحصار وجود دارد، فقط درباره آن‌ها خدای تعالی این اراده را فرموده است؛ آن هم به‌خاطر این‌که آن‌‌ها مَثل اعلای پروردگار هستند.
یعنی خدا دیده نمی‌شود، خدا به رؤیت چشم نمی‌آید چون مخلوق نیست که بخواهد به چشم دربیاید.
قدرت و علم بی‌انتها، آن خوبیهای بی‌انتها، صفات حمیده و صفات فعل پروردگار، در ائمه اطهار علیهم‌السّلام نمایش داده می‌شود.

❇️خدای تعالی می‌خواهد یک تصویری از صفات خودش را در عالم هستی خلق کند و نشان دهد که در اول مخلوقش، یعنی چهارده معصوم علیهم‌السّلام صورت می‌پذیرد.
یعنی اول آن‌‌ها را خلق می‌کند و به‌ خاطر آنها بقیه مخلوقات را خلق می‌کند.
از لحاظ عقلی، وقتی این‌ها را دقت کنیم؛ خدای تعالی نمی‌آید ابتداءً ما و موجودات رتبه‌ی پایین‌تر را خلق کند؛ ابتدا رتبه‌ای را خلق می‌کند که به‌واسطه آن‌ها بقیه مخلوقات، تحت تربیت قرار بگیرند.
از امیرالمؤمنین علیه السلام و از امام زمان سلام الله علیه این کلام نورانی روایت شده که:

✨”نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنَا وَ الْخَلقُ بَعْدُ صَنائِعُنا (أو صنائع لَنَا) ؛
: ما ساخته‌شده‌‌های مستقیمِ خداوند هستیم و مخلوقات، بعد از ما در رتبه بعد، ساخته‌شده‌هایی به‌واسطه ما (یا ساخته‌ شده هایی برای ما) هستند”.

این دلیلش همان آیه تطهیر می‌شود. یعنی اگر بخواهیم آن را از قرآن دربیاوریم، می‌شود آیه تطهیر که می‌فرماید:

✨«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛
: خدا فقط در مورد شما این را اراده فرموده که بطورکلی هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت بتاراند و بتمام معنا شما را پاک و مطهر قرار دهد» .

♻️پس آن‌ها هستند که می‌شوند محور پاکی و قداست و حفظ خلق از انحراف و گمراهی و جهالت و بقیه مخلوقات باید به‌واسطه قداست و طهارتِ آن‌‌ها حفظ و هدایت شوند؛ دقیقا مانند جایگاهی که مغز در بدن دارد.
یعنی خداوند متعال اول باید مغز را در بدن بیافریند و بعد بوسیله‌ی مغز میلیاردها میلیارد سلول بدن را راهنمایی و فرماندهی کند.
این یک حقیقت عقلی است و دلیلش هم آن است که اهل بیت به صریح همین آیه تطهیر و سایر آیات قرآن کریم، مرکز و معدن علم و هدایت در عالم هستند.
همین آیه تطهیر به روشنی بیان میکند که اهل بیت علیهم السلام از هر پلیدی پاک و مُبَرّا هستند و این مساوی است با این که از هر شک و تردیدی و از هر جهلی به دور و در نتیجه، منبع علم و حکمت در عالم باشند.
آیهٔ دوازدهم سوره مبارکه‌ی یاسین هم که به صراحت بیان میکند علم تمام چیزها را در امام مُبین، جمع کرده‌ایم: «وَ کُلَّ شَيءٍ أَحْصَیْناهُ فی إمامٍ مُبین» که به دلیل همین آیه تطهیر و دیگر آیات و روایات صریح شیعه و سُنّی، منظور از «امام مبین» امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام است.
بدیهی است که موجودی که مرکز علم است، باید اولین مخلوق خدا باشد تا خلائق بواسطه‌ی او هدایت شوند و او زبان و سخنگوی خدا در میان خلق باشد و به واسطه‌ی او و بخاطر وجود او بقیه مخلوقات افریده شوند والّا خلقت بیهوده خواهد بود مانند آنکه بدنی متشکل از ميلياردها سلول آفریده شود اما مغز و مرکز هدایتی در آن نباشد؛ روشن است که چنین بدنی بیهوده و سرگردان و اعمالش جهل و فساد خواهد بود.

از این رو، این مرکز و منبع علم و پاکی، اول نور در عالم خلقت هستند و به‌واسطه آن‌ها و به محبتی که خدا به آن‌ها دارد، بقیه‌ی مخلوقات را می آفریند تا آنان شناخته شوند و با شناخت آنها خدا شناخته شود.
و لذا در حدیث شریف کساء، خداوند متعال می‌فرماید:

✨”إنِّي ما خَلَقتُ سَماءً مَبنِيَّةً وَلا أرضاً مَدحِيَّةً..
: من هیچ آسمانی و هیچ زمینی و خلاصه هیچ مخلوقی را نیافریدم مگر به محبت این پنج تن که زیر کساء هستند.

✳️در واقع بقیه مخلوقات، مدیون چهارده معصوم علیهم‌السّلام می‌شوند. یعنی خدا می‌فرماید:
« من به‌خاطر این‌ها شما را آفریدم».
این در حقیقت احسانِ چهارده معصوم علیهم‌السّلام به بقیه مخلوقات است یعنی آن‌ها در حقّ ما نیکـی کردند.
خدای تعالی به آن‌ها فرموده است:
«برای آفریده شدنِ بقیه مخلوقات، شما از من درخواست کنید. من به دعای شما آسمان و زمین می‌آفرینم، به دعای شما ملائکه می‌آفرینم. به دعای شما و به احترام و محبتی که به شما دارم، آن‌ها را می‌آفرینم».
آن‌ها هم از خدا اطاعت کرده و دعا می‌کنند و هر چه به خلق تعلق می‌گیرد، به دعای آن‌ها صورت می‌گیرد.
در حقیقت، ما احسان‌شده‌ی وجود مطهر آن‌ها می‌شویم. خدای تعالی می‌فرماید: تا آن‌ها نخواهند، من به کسی چیزی نمی‌دهم.

✨«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛ (فرقان/٧٧)
: اگـر دعـای شما نباشد، خدا اعتنایی به کسی نخواهد کرد».

📚جلسهٔ گذشته عرض کردیم ظاهر این آیه است که اگـر دعا نکنید، من هیچ اعتنایی به شما نمی‌کنم. یعنی خدای تعالی به ما می‌فرماید:
«در برابر من تکبر نکنید، تواضع کنید و جایگاه خودتان را بشناسید که چه کسی هستید».

وقتی داشتم متن‌های جلسهٔ قبل را ویرایش می‌کردم، یک مثالی زدم که در صوتِ جلسهٔ قبل نیست و آن این است:
مثلاً یک پنکه‌ای این‌جا روشن است. اگر این پنکه به کارخانه برق اتصال داشته باشد، می‌چرخد و اگر اتصال نداشته باشد، نمی‌چرخد.

🍃ما هم همین‌طور هستیم. چون خدا به‌واسطه خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السّلام به ما نیرو می‌دهد، به‌واسطه آن‌ها دارد به ما تفضل می‌کند؛ ما مدیون آن‌ها هستیم.
اگر کسی بگوید: نه، من کاری به خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السّلام ندارم؛ خدای تعالی برقش را قطع می‌کند و می‌فرماید: «حالا بچرخ! تویی که قبول نمی‌کنی که به‌واسطه دعای آقا امام زمان ارواحنافداه تو را آفریدم؛ من هم اعتنایی به تو نخواهم کرد. تو را می‌بینم، صدایت را هم می‌شنوم ولی از تو روگردان هستم».

✨«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» (فرقان/٧٧)

دعا و درخواست شما وقتی تحقق پیدا می‌کند که به این کارخانه برق که در مثال عرض کردیم، احترام بگذارید. احترام به این منبع علم و منبع احسان داشته باشید.

✨”إِن ذُکِرَ الْخَیْر کُنْتُم أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ؛
اگر از خیر و خوبی یاد شود، شما اول و آخر و اصل و فرع و معدن و مأوا و منتهای خوبی هستید”.

♻️پس اگـر کسی بخواهد دعا کند ولی دعایش بدون این پشتوانه باشد، دعایش هیچ تأثیری ندارد و مورد اعتنای پروردگار قرار نمی‌گیرد.
مانند روایتی که داریم به این مضمون که:
«حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیهم‌السّلام) بر شخصی که در حال عبادت بود گذر کرد و دید بشدت عبادت و سجده و دعا و ذکر می‌گوید.
موسی عرض کرد خدایا اگر می‌دانستم این بنده تو از تو چه میخواهد به او میدادم.
خدایتعالی به او وحی فرمود که اگر از شدت و طول عبادت، مثل مشک پوسیده هم شود، حاجت او را نمی‌دهم.
موسی عرض کرد چرا؟!
خداوند متعال فرمود: بخاطر اینکه از تو شکی در دلش است».
خب، پس ما اين‌جا مورد احسانِ آقا امام زمان ارواحنافداه قرار گرفتیم یعنـی هر نَفَسـی که می‌کشیم، احسان حضرت به ما می‌باشد.
مثلِ این‌که الآن در این خانه، ما روی مبل نشستیم احسان صاحب‌خانه به ماست. این‌که این‌جا می‌توانیم تنفس کنیم، احسان صاحب‌خانه به ماست. این‌که اين‌جا غذا بخوریم، احسان صاحب‌خانه به ماست.
فکر کنید وقتی خدای تعالی تمام هستی ما، وجود ما، سلول‌های بدن ما را به‌واسطه آن بزرگواران و دعای آن‌ها به ما تفضل می‌کند؛ یعنی ما در هر نفَسـی که می‌کشـیم، مدیـون آقا امام زمان ارواحنافداه هستیم.

❇️به مقتضای این احسان ببینید دیگر باید چه‌کار بکنیم؟
آن‌وقت جزای این احسان این می‌شود که ما برای آن‌چه که حضرت انتظار و توقع دارند، حرکت و تلاش کنیم و آن *«بندگی خداوند عالم»* است و در بندگی پروردگار عالم، خدای تعالی دستور می‌دهد که دعا کنید.
*آن وقت آقا امام زمان ارواحنافداه هم دستور می‌فرمایند:*
*دعا کنید، بسیار دعا کنید که فرج شود و به‌واسطهٔ فرجِ من برای شما فرج می‌شود.*

✨”وَ اَکثَرُو الدُّعا بِتَعجِیلِ الفَرَج فَاِنَّ ذَلِکَ فَرَجَکُم”

خب این از کلّیتِ این‌که ما مورد احسان حضرت هستیم، مطلب را به این‌جا می‌رساند.

🌷 *دعای ما برای فرج، باید حقیقت داشته باشد*

مطلبِ دقیق‌تر، یعنی یک لایهٔ زیرینِ این مطلب این است که حالا که حضرت به ما احسان فرمودند، ما بخواهیم جزاء این احسان را بدهیم. خدای تعالی می‌فرماید:

✨«هَل جَزاءُ الِاحسَان اِلاَّ الِاحْسَان» (الرحمن/۶٠)

طبعا ما هم باید به حضرت، احسان کنیم. دعایی که برای حضرت می‌کنیم، این دعا چقدر احسان به حضرت است؟
مثلاً دعا می‌کنیم، می‌گوییم:
«خدایا! فرج حضرت را برسان».
این درخواستِ ما از پروردگار باید حقیقت داشته باشد. صِرف لقلقه زبان نباشد یعنی واقعاً من خواستار این باشم که یک لحظه در فرج حضرت تأخیر نیفتد و یک لحظه این عالَم، بدون رهبریِ امام زمان علیه‌السّلام نباشد.

ما در دعا داریم:

✨” اَللَّهُم‌ صَلّٙ‌ عَلی‌ مُحَمَّدٍ‌ وَ‌آلِ‌ مُحَمَّد‌ حَتَّی‌ لاَیَبقَی مِن‌ صَلَوَاتِکَ شَیٔ”

✨”اَلَّلهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لاَیَبقیٰ مِن بَرَکَاتِکَ شَیٔ”

✨”اَلَّلهُمَّ ارحَمْ مُحَمَّدا وَآلَ مُحَمَدٍ حَتَّی لاَ یَبقیٰ مِن رَحمَتِکَ شَیٔ”

✨”اَلَّلهُمَّ سَلِّم عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد حَتَّی لا یَبقٰی مِن سَلامِکَ شَیٔ”

چهار جمله است صلوات، رحمت، برکت و سلام. البته ‌مختصرترش هم هست که این است:

✨”اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ حَتَّی لَا تَبقیٰ صَلوة”

✨”اَللَّهُم بَارِک عَلَی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَّد حَتَّی لَا تَبقَی بَرَکَة”

✨”اَلَّلهمَّ ارْحَم مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمّدٍ حَتَّی لَا تَبقیٰ رَحمَة”

✨”اَلَّلهُمَّ سَلِّم عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ حتَّی لَا یَبقی سَلام”

چون «سَلام» مذکّر است، این‌جا «یَبقیٰ» است. آن سه تا چون مؤنّث است، «تَبقیٰ» دارد که هر دو دعا، یک‌ معنا دارد.

🍀گاهی خودم این دعاها را در قنوت‌ها می‌خوانم. خیلی خوب هم هست و آثار خوبی هم در زندگی آدم دارد این دعا.

“خدایا! صلوات بر محمد و آل محمد بفرست تا این‌که هیچ صلواتی باقی نماند”.

«برکت» هم همین‌طور، «رحمت» هم همین‌طور، «سلام» هم همین‌طور.
این یک معنایش این است:
در بُعد اجتماعی، این‌ها در اجتماعِ بشر باقی مانده. فقط در خلقتِ خدا کامل است و نقص وجود ندارد ولی آن‌چه که به اعمال مردم و به زندگی اجتماعی مردم برمی‌گردد، می‌بینید «صلوات» و «برکات» و «رحمت» و «سلام» هنوز مانده. یعنی با ظهور حضرت، این‌ها کامل می‌شود.

✳️یعنـی با ظهور حضرت، این‌ چهار جزء کامل می‌شود. *«صلوات»* کامل نازل می‌شود، *«برکات»* و *«رحمت»* کامل نازل می‌شود و *«سلام»* کامل نازل می‌شود.
یعنی همه تسلیم حضرت می‌شوند. جایی باقی نمی‌ماند که تسلیم حضرت نشده باشند، هیچ قریه‌ای باقی نمی‌ماند در تمام کره زمین مگر آن‌که ندای توحید پروردگار و رسالت حضرت محمّد صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم در آن طنین‌انداز شود.

✨” ما من قریة إِلاّ نُودِیَ فِیهَا بِشَهَاَدةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله وَ مُحَمَّداً رَسُولُ الله” (بحارالانوار، ج ۵٢، ص ٣۴٠)

با ظهور مبارک حضرت، خدا رحمتش کامل می‌شود، برکاتش کامل می‌شود، صلوات و نزول رحمت خاصش کامل می‌شود و سلام و سلامتی و دوری از فساد هم کامل می‌شود.
فقط ممکن است بعضی آدم‌ها در کنار امام زمان ارواحنافداه قرار بگیرند ولی محروم باشند از رحمت و برکات و مغفرت. مثل ابن‌ملجم که در کنار امیرالمؤمنین علیه‌السّلام قرار می‌گیرد ولی محروم می‌شود از همه این‌ها.

❇️مثل سنگی که زیر اقیانوس است ولی آبی درونش نفوذ نمی‌کند.
در واقع پذیرش خود انسان ملاک است. یک مشت خاک که در دل کویر قرار می‌گیرد، چند قطره باران هم که می‌آید، باران را جذب خودش می‌کند ولی آن سنگی که در دل اقیانوس است، با این‌که میلیاردها تُن آب روی آن هست ولی هیچ قطره آبی درونش نفوذ نمی‌کند.
خدای تعالی در قرآن برای بعضی از قوم بنی‌اسرائیل مثال می‌زند و می‌فرماید:
«بعضی‌ها دلشان از سنگ هم سخت‌تر است».

✨«وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ» (بقره/٧۴)

بعضی از سنگ‌ها هستند که از آن‌ها نهر جاری می‌شود ولی از دل‌های سنگِ این آدم‌ها چیزی شکافته نمی‌شود و علمی به آن‌ها نفوذ نمی‌کند و رحمتی در آن وارد نمی‌شود.
*خب حالا این یک بحث تقریباً اجتماعی است، بگوییم: حضرت ظهور کنند، ما می‌خواهیم الآن از این مطلب استفاده کنیم و بگوییم که برای حضرت که دعا می‌کنیم، این دعای ما برای حضرت باید همراه شود با این‌که برای ما فرج حاصل شود.*

🖋این بحثِ کلّی را شاید در خیلی از صحبت‌های آینده هم داشته باشیم. چون که اصل موضوعیت «مکیال‌المکارم» برای همین جهت است که تو چه پیمانه‌ای از این دریا برداشتی؟
در دعا کردن برای حضرت، «مکیالِ مکارمت» چیست؟
آن پیمانه‌هایی که از مکارم و از این اقیانوس، رحمت و مغفرت و عنایت الهی که نصیبت می‌شود چیست؟
باید دعای تو باعث شود که از این‌جا دائم پیمانه برداری.
یعنـی پیمانهٔ مکارم، مکیال‌المکارم.
یعنـی مکرمت‌ها، خوبی‌ها، کرامت‌ها، بزرگواری‌ها، مهربانی‌ها، بخشش‌ها و ٧۵ صفت حمیده انسانی را دائم کیل بکنی.
با دعا برای فرج حضرت، کیل‌هایش به تو برسد. نه این‌که دعا کنی و فرج حضرت تأخیر داشته باشد و الآن به تو چیزی نرسد.

🖋الآن داشتم یک صوتی در پاسخ به یک سؤالی ضبط می‌کردم که سؤال کرده بود:

این آیه شریفه که می‌فرماید :

✨”یوم لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً؛
: روز ظهور، روزی است که ایمان کسی که قبل از آن ایمان نیاورده، نفعی برایش ندارد”.

✨”یَومَ لایَنفَعُ نفساً إِیمانُها؛
: روزی که ایمان کسی نفعی به او نمی‌رساند”.

✨”لَمْ تَکُن امَنَت من قبل؛
: که قبل از او ایمان نیاورده باشد”.

✨”أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَیْراً؛
: یا این‌که ایمان آورده ولی خیری کسب نکرده”.

و من در پاسخ گفتم:
در زیارت آل یاسین هم به امام عصر ارواحنا فداه عرض می کنیم:

✨”وَأَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ
: شهادت می‌دهم آقاجان شما حجت خدایی”.

✨”أَنْتُمْ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ أَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ؛
: و این‌که رجعت شما حق است، شکی در آن نیست”.

✨”يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْسا إِيمَانُهَا؛
روزی که ایمان کسی به او نفع نمی‌دهد”.

✨”لَمْ تَکُن آمَنَت مِنْ قَبْل”

✳️روز رجعت با روز ظهور، یک مقدار فاصله دارد. یعنی وقتی که حضرت می‌خواهند از دنیا تشریف ببرند، رجعت ائمه عليهم‌السّلام یکی‌یکی شروع می‌شود. طبق روایات، آقا سیّدالشّهداء علیه‌السّلام برمی‌گردند که ادامه بدهند حکومت جهانی آقا امام زمان ارواحنافداه را.
آقا امیرالمؤمنین عليه‌السّلام و همین‌طور ائمه دیگر می‌آیند تا قیامت مثلاً چندصد هزار سال یا چند میلیون سال آن حکومت حقه را ادامه دهند و زندگی واقعی و بهشتی که مردم باید بسازند و از همین دنیا مصالحش باید ارسال شود؛ آن‌ موقع برای عموم مردم دنیا تحقق پیدا می‌کند هرچند الان برای عدهٔ بسیار بسیار اندکی که حقیقتا به دستورات ائمه اطهار علیهم‌السّلام عمل می‌کنند، آن زندگی بهشتی و به تعبیر قرآن «حیوة طَیِّبه» تحقق می یابد؛ اما در عصر ظهور به بعد، برای همه‌ی مردم تحقق می یابد.

حداقل باید بگوییم: از موقع رجعت. چون می‌فرمایند: رجعت شما حق است و شکّی در آن نیست. روزی که ایمان کسی نفع نمی‌دهد که قبل از آن ایمانی نیاورده باشد یا ایمان آورده ولی خیری در ایمانش کسب نکرده.

♻️این معنایش چیست؟!
ببینید ابتدای ظهور، یک عده از مردم ناآگاه هستند. شاید جمعیت زیادی در زمین ناآگاه باشند. خب حضرت آگاهی می‌بخشند، معجزات انجام می‌دهند. در روایت دارد که هیچ معجزه‌ای از معجزات انبیاء نیست مگر این‌که به دست حضرت بقیه الله ارواحنافداه جاری می‌شود.

آگاهیِ کامل می‌دهند، اتمام حجت بر همه می‌شود بعد حکومتشان مستقر می‌شود. حالا بعد از آن دیگر بحث رجعت پیش می‌آید.
حالا سالش چه مقدار باشد، ابتدای استقرار حکومت حضرت مثلاً هفت سال باشد، سیصد سال باشد که این یک اختلافی در روایات هست. مهم آن است که حکومت حضرت مستقر می‌شود. بعد ادامه پیدا می‌کند و نقض نمی‌شود.

❇️وقتی که حجت تمام شده، آن موقع دیگر کسی بخواهد ایمان نیاورد، از او پذیرفته نیست. یا باید جزیه بدهد خلاصه بخواهد سرکشی کند، نمی‌شود.
خودش می‌خواهد جهنمی باشد، کسی کارش ندارد. چون اگر آدم بخواهد جهنمی شود، یک انتخاب شخصی است و حتی خدا هم جلوی این انتخاب را نمی گیرد؛ اما از این‌ جهت که دیگران را آلوده به ویروس جهنم نکند، حکومت حق جلویش را می‌گیرد تا آلودگی‌‌اش سرایت نکند مثل اینکه الان دولتها وقتی فردی را مبتلا به ویروس مُسری و خطرناک تشخیص دهند، او را قرنطینه می‌کنند تا دیگران را آلوده نکند

❇️بحث ارتداد یک بحثی است که در زمان حکومت حضرت مطرح است. چرا؟
مثل همین کرونا است یا هر مرض دیگری که واگیردار است.
کسی که در برابر حق می‌ایستد و حتی یک نفر را می‌خواهد آلوده کند، می‌گویند: او را قرنطینه کنید که از این به کسی سرایت نکند.
در زندگی بشر، هم سلامتی جسمی مهم است، هم سلامتی روح؛ و قطعا سلامتی روح مهم‌تر از سلامتی جسم است.
حالا، کسی که به حقانیت دین اسلام و حجت خدا ایمان نمی‌آورد در حالی که حجت هم بر او تمام شده، این مثل کسی است که بیماری مُسری خطرناکی دارد و ارتباطش با دیگران برای جامعه خطرناک است و باید قرنطینه شود، مثل ابوسفیان.
لذا رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم وقتی مکه را فتح کرد، ابوسفیان یا باید شهادتین را بگوید تا کسی کارش نداشته باشد یا این‌که اگر بخواهد سرکشی کند، باید از سر راه کنار برود چون این شخص ویروسی است و دیگران را آلوده می‌کند.
البته در زمان رجعت قضیه قدری شدیدتر است چون زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله، آن حضرت مأمور به ظاهر بودند و به باطن منافقانه‌ی ابوسفیان و امثال او از منافقین تا وقتی فتنه آشکاری نمی‌کردند، کاری نداشتند اما در زمان رجعت، هرچند ممکن است امام زمان علیه السلام یا امامان پس از آن حضرت که به دنیا برمیگردند، به باطن خصوصی شخصی که میخواهد کافر بماند، کاری نداشته باشند، اما به شدت از سرایت مرض روحی او به جامعه جلوگیری می‌شود.

🍀 آن موقع چون رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم «رحمةً للعالمین» بودند و از جهت این‌که نمی‌خواستند برنامه زمان ظهور را پیاده کنند و ابتدای کار بود، ملاحظه داشتند و نمی‌خواستند عذاب نازل شود.
همین‌طور امیرالمؤمنین عليه‌السّلام به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها سفارش می‌فرمایند: نفرین نکن! پدرت را خداوند رحمت قرار داد. برای ایشان ایجاد نقمت نکن که اگر عذاب نازل شود، هیچ کس باقی نمی‌ماند.
البته خود حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌دانستند منتها برای این‌که به ما برسد، فرمودند.
حالا آن‌جا از ابوسفیان شهادتین را قبول می‌کنند. می‌دانند این فاسد است و بعداً فساد هم می‌کند ولی به حسب ظاهر این اجرا می‌شود.

✳️در زمانی که رجعت می‌شود، دیگر آن نفاق درونی شخص که منافقانه بخواهد ایمان بیاورد، فایده‌ای ندارد.
یعنی الآن شهادتین را بگوید بعد برود مثل ابوسفیان فساد کند و کربلا را به وجود بیاورد، دیگر قابل قبول نیست. مگر این‌که خودش باشد، بگوید: من کاری به کسی ندارم حتی به زنم کاری ندارم، می‌خواهم جهنمی باشم.
ایمان چنین شخصی به درد نمی‌خورد و حضرت نمی‌پذیرند. این مثل کسی است که مدرسه باز کردند اما نمی‌رود سمت آن. خب او بی‌سواد می‌ماند.

✨”أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَیْراً”

🖋ثبت‌نام کرده ولی نمی‌رود سر کلاس بنشیند. یعنـی حضرت آمده‌اند کلاس و مدرسه را باز کرده‌اند و او می‌گوید: من ایمان آوردم اما نمی‌رود درس انسانیت بخواند.

💎 الآن که ما این مباحث را مورد بررسی قرار می‌دهیم، میخواهیم از ایمانمان به حضرت ولی عصر ارواحنافداه نفع ببریم.
از آنها که در ایمانشان خیر و منفعتی بدست نیاوردند، «أو کسبت فی ایمانها خیرا» نباشیم.
مثل کسی که او را به آدرس گنج راهنمایی میکنند اما وقتی به گنج میرسد، از آن خرج نمیکند و فقیر و گرسنه می‌ماند.
وقتی به امام عصر ارواحنا فداه ایمان می آوریم، به گنج بی‌پایان سعادت دنیا و آخرت دست یافته‌ایم و باید از آن خرج کنیم و دنیا و آخرتمان آباد شود.
آیا فقط به زبانت داری برای فرج و گشایش درهای رحمت که همان ظهور موفورالسرور حضرت است دعا می‌کنی و در پی تحقق بخشیدن و عمل کردن به آنچه حضرت ولی عصر علیه السلام از تو انتظار دارند، هستی یا در حد همان دعا کردن باقی میمانی.
اگر این گونه باشیم مانند همان کس میشویم که گنج را یافته اما از آن خرج نمیکند و گرسنه و فقیر میماند.

برای ورود به این دنیای جدید و ملکوتی و درحقیقت بهشت، باید در بزنی این خانه را؛ باید به امام عصر ارواحنا فداه اظهار محبت کنی.

🍃 *وقتی تو دعا می‌کنی، حضرت هم برایت دعا می‌کنند و گشایش ایجاد می‌ شود. گشایش در خروج از تاریکی‌های صفات رذیله بسوی نور صفات حمیده که خدایتعالی می‌فرماید: «الله ولی الذین آمنوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(بقره/۲۵۷) و هرقدر خودت را با اعمال صالحه به آن حضرت نزدیک کنی، دائماً تاریکـی‌های روحت برطرف می‌شود.*

وقتی که انسان خودش را تسلیم حضرت می‌کند و واقعاً می‌پذیرد و تکبری ندارد و خودش را مطابقت می‌دهد که با راه و مرام آن حضرت زندگی کند؛ دیگر روی خواسته‌های نفسانی خودش اصرار نمی‌کند.

💫 *فرج و گشایش برای دعا کننده برای فرج، لایه لایه است*

📗در این مسیری که ما می‌رویم، این مسئله خیلی مهم است. تا نفس ما از خواسته‌هایش دست بردارد، خیلی کار دارد.
فقط باید خدا امتحان کند یعنی خدا عالِم است که ما چه زمانی از خواسته‌های نفسانی‌مان دست برمی‌داریم. همین‌طور لایه به لایه است.
یک لایه‌ی ظاهری، می‌بینی هیچ خواسته‌ای نداری؛ ولی لایه‌های پایینی خواسته دارد. هر یک از این ۷۵ صفت رذیله برای خودشان خواسته‌هایی دارند. تا بیاید این‌ها به‌طور کامل پاک‌سازی شوند، برای خودشان برنامه دارند.
لذا این‌جا در دعا برای فرج و پاسخ به این‌که ما به احسان امام زمان ارواحنافداه پاسخ دهیم، حضرت در حق تو احسان را کامل کرده‌اند و برای سلامتی تو دعا می‌کنند، برای توفیقات تو دعا می‌کنند.

❇️ما در این پیام‌ها و ارتباطاتی که افراد دارند و معمولاً سؤال می‌کنند و التماس دعا می‌گویند؛ می‌بینیم غالباً می‌خواهند با دعا، یعنی دعایی که عمل پشتش نیست کارها پیش رود.

قبل از این‌که ماها دعا کنیم، دعای حضرت پشت همهٔ ما هست. چیزی که خدا منتظر است، این است که من و برنامه‌های من با حضرت مطابقت داشته باشد.
کارهایم را دانه به دانه بیاورم با حضرت تطبیق دهم. روی ترازوی حضرت ببینم عمل من، رفتار من، گفتار من مطابقت دارد با آن‌چه که حضرت رضایت داشته باشند یا نه؟!
این مسئله مهم است.

🖋روایتی داریم در مورد دعای بدون عمل:

✨”الدَّاعِي بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِي بِلَا وَتَرٍ؛ (بحارالانوار ج٧۵، ص۶٠)
: کسی که دعا می‌کند، بدون این‌که عمل، پشتوانه‌اش باشد مثل تیراندازی است که بدون کمان بخواهد تیراندازی کند”.

خب، این شخص تیرش فقط یک متر آن طرف‌تر می‌افتد.
کمان باید باشد که تیر را بکشد، ۱۰۰ متر آن طرف‌تر پرتاب شود.

💚 *دعایی که ما به‌عنوان پاسخ محبت‌های حضرت برای ایشان می‌کنیم، باید دعایی باشد که احسان واقعی به حضرت باشد یعنـی حضرت خوشحال شوند.*
*وقتی حضرت خوشحال می‌شوند که نتیجهٔ عنایات خودشان، نتیجهٔ دعاهای خودشان را در زندگی من و در اخلاق من مشاهده کنند.*

مخصوصاً در رفتار من با کسانی که زیردست من هستند. همسر و فرزندانم یا افرادی که من تاثیرگذار روی آن‌ها هستم؛ حضرت نتیجهٔ زحمات خودشان و نتیجهٔ تربیت‌های خودشان را مشاهده کنند.
یا مثل پزشکی که نتیجهٔ مداوای خودش را در مریض مشاهده کند. نسخه‌ای که به مریض داده، ببیند مریض سر وقت داروهایش را می‌خورد و به دستورات پزشک عمل می‌کند و آثار سلامتی در بیمار دارد آشکار می‌شود.
ما این‌طوری هستیم.

🍃 *حضرت ولی عصر عليه السلام بیش از خودمان به کسب مکیال از دریای مکارم دعا برای آن حضرت، انتظار دارند*

حضرت ولیّ‌عصر ارواحنافداه اولی به ما از خودشان هستند؛ انتظارشان از ما که ما سالم باشیم و بیماری نداشته باشیم؛ انتظار بیشتری است.
می‌دانید چرا؟
چون ماها ساخته‌ شده‌های تربیتی آن حضرت حساب می‌شویم و خرابکاری ما، خرابکاری در کار حضرت حساب محسوب می‌شود و به آبروی آن حضرت لطمه میزند

✳️ *من قلبم را به قلب حضرت وصل می‌کنم*

این‌جا، یعنی جایی که ما خودمان را تحت تربیت حضرت ولی عصر ارواحنافداه قرار داده‌ایم، نباید بگوییم: ما خودمان می‌دانیم چه‌کار کنیم.
در حقیقت چون حضرت، اُولی به ما از خودمان هستند، فضولی کردن است که ما در اعمال و رفتارمان طور دیگری عمل کنیم.
نمی‌دانم چه زمانی برایمان جا می‌افتد و چه وقت به این رشد و حقیقت می‌رسیم که حضرت را جلو بیندازیم از خودمان و بگوییم اول حضرت بخواهند، بعد من بخواهم.
این کار زمان می‌برد و تمرین می‌خواهد و اصولا معنای «مولی» همین است.
طوری باشیم که واقعاً بگوییم: در مورد گفتار و نگاه و رفتارم، اول حضرت حق دارند و اولین حق، حقّ ایشان است.
چون ایشان ما را درست کردند که نمونه‌ای از تربیت‌های ایشان باشیم.

❇️خب، ما زحمات ایشان را چه‌طوری می‌خواهیم جواب دهیم؟
چه‌طوری می‌خواهیم تشکر کنیم از زحماتی که حضرت برای ما می‌کشند؟
باید این‌طور باشیم:
در کارهایمان خوب بندگی کنیم، خوب اطاعت کنیم که ان‌شاءالله میوه‌های عمل صالح بر شاخ و بال ما بنشیند.
مثلاً روی شاخهٔ تواضع، میوه‌هایش بنشیند.
تواضعِ ما باعث شود با پدر و مادرمان و با دیگران متواضع باشیم در جاهایی که باید تواضع را نشان دهیم، جاهایی که باید بخشش را نشان دهیم.

🍀بعضی‌ها می‌خواهند ببخشند، می‌گویند: من نمی‌توانم از دلم بیرون کنم. این شخص در حقّ من بدی کرده، من چه‌طوری از دلم بیرون کنم؟
ما به آن‌ها می‌گویم:
«اول، حضرت حق دارند. تو چرا جلوتر از امام زمان ارواحنافداه هستی یا عقب‌تر از امام زمان ارواحنافداه هستی؟!
شاید حضرت بخواهند او را ببخشند. تو چرا نمی‌خواهی ببخشی؟
مگر حضرت اولی به ما از خودمان نیستند؟».
حالا حضرت می‌فرمایند:
«باشد. تا تو راضی نشوی، حق، حقّ تو است. اگر تو راضی شوی، ما هم راضی می‌شویم».

📗ولی در حقیقت، اول، حقّ حضرت است.
باید بگوییم: «آقاجان! شما چه می‌خواهید؟!
شاید شما بخواهید او را ببخشید. پس من واگذار می‌کنم به خودتان. شما از طرف من حق دارید. شما راضی باشید، من هم راضی هستم».
آن‌وقت خیلی این در باز می‌شود. قلب انسان باز می‌شود.
آدم خودش باشد، شاید نمی‌خواهد بگذرد ولی می‌گوید: «من قلبم را به قلب حضرت وصل می‌کنم».
وقتی شما یک بشکهٔ کوچک را به یک منبع عظیم یا به یک دریاچه وصل می‌کنید؛ درست است در یک بشکهٔ کوچک، آبِ کمی جا می‌گیرد ولی چون وصل به آن‌جا می‌شود، آبش تمامی ندارد؛ هرچه از آن برداری، از دریا جایش پر میشود چون وصل به دریا است.

🍃تو قلبت را به حضرت وصل می‌کنی و می‌گویی: اگر آقا ببخشند، من هم می‌بخشم.
آن وقت خودِ حضرت می‌دانند با او.
منتها این باید واقعی باشد، نه این‌که همین‌طوری آدم شعارش را بدهد.
یعنی این‌طوری نباشد که بگوید: من هنوز در دلم مانده.
ان‌شاءالله خداوند به ما عنایت کرده، با دعای وجود مقدس آن حضرت، بیشتر عنایت بفرماید.

*و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین*

(پایان جلسهٔ سی و یکم)

٢۱ صفرالمظفر ١۴۴٢

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *