شرح سوره مبارکه نازعات جلسه۶

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

✨«وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً» (نازعات/۳)

✨«فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً» (۴)

✨«فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً» (۵)

📚این بحثِ مربوط به این آیات را ان‌شاءالله بتوانیم امشب جمعش کنیم. شب‌های آینده بقیهٔ سورهٔ مبارکه را ببینیم تا کجا می‌توانیم صحبت کنیم.
ما صحبتی درباره تسبیح داریم شاید جایی ندیده باشید از این جهت می‌گویم که توجه به این مطالب داشته باشید.

وجود مبارک امیرالمؤمنین و حضرت رسول اکرم و فاطمهٔ زهرا علیهم‌السّلام مدرسین سه تا ذکر هستند.

🔅امیرالمؤمنین مدرس «الله‌اکبر» است.
🔅حضرت رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم مدرس «الحمدلله» است.
🔅حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم مدرس «سبحان‌الله» است.

🖋در یک قضیهٔ تشرفی که مرحوم آقا شیخ اسماعیل نمازی خدمت حضرت ولی‌ّعصر ارواحنافداه داشتند؛ شاید شنیده باشید مال قبل از انقلاب است.
ایشان می‌فرمایند: یک وقت شاهِ مملکت آمد به مشهد، مردم رفته بودند شاه را ببینند.
من امام جماعت مسجد بودم. ظهر برای مسجد که رفتم نماز بخوانم؛ هیچ کس نبود حتی یک نفر هم نبود که پشت سر من نماز بخواند.
این‌طوری است دیگر! عالَم امروز همه گله‌مند هستند از همه چیز، همه چیز هم گردن خودشان است.
دنبال شاه می‌روند، دنبال هواهای نفسانی‌شان می‌روند. الآن هم یک‌جور دیگر دنبال هواهای نفسانی می‌روند.
خدا هم می‌گوید: شما حقّ‌تان است که از امام زمان ارواحنافداه محروم باشید.
چون هر کس هر چه می‌خواهد خدا به او می‌دهد. یکی جهنم می‌خواهد خدا به او می‌دهد، یکی هم بهشت می‌خواهد خب باید تلاش کند تا خدا به او بدهد.

💎خلاصه آقا شیخ اسماعیل نمازی می‌گوید: مردم رفته بودن برای دیدن شاه. هیچ کس داخل مسجد نیامد که پشت سر ما نماز جماعت بخواند.
من همین‌طور ناراحت و در فکر بودم. یک‌دفعه دیدم یک آقایی آمد.
(بعداً شناختند که حضرت بودند)
یک آقایی تشریف آوردند فرمودند: بیا نماز جماعت بخوانیم.
حالا من امام جماعت هستم. آن آقا که تشریف آورد، رفت جلو، گفت: بیا با هم جماعت بخوانیم!
حضرت بودند.
(با این قسمتِ ماجرا کار دارم)
بعد یک نماز را که خواندند، تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را که می‌گفتند؛ مثل ماها نمی‌گفتند

💎مرحوم آقا شیخ اسماعیل نمازی نقل می‌کنند که این‌طوری ذکر می‌گفتند: «الله‌ُ اکبر» «اللهُ ‌اکبر».
این‌طوری، شمرده.
یک مثالی بزنم. مثلاً کسی آن‌جا هست، ما می‌خواهیم بگوییم: بیا کارت دارم.
نمی‌گوییم: بیا کات دارم!
می‌گوییم: فلانی بیا، کارت دارم.
شمرده حرف می‌زنیم.
ما وقتی «الله‌ُ اکبر» میگوییم؛ یعنی «خدا برتر است».
یعنی وقتی که من با کسی دعوایم می‌شود؛ حرف من برتر نیست، حرف خدا برتر است. اگر دیدم حق با اوست، پس حق را باید به او بدهم.
ببینید این آوردنِ «الله‌اکبر» در زندگی است.

🔷این‌که حضرت تسبیحات را شمرده می‌گفتند…
دیدید تسبیحات که می‌گویند، آن‌قدر تند می‌گویند که یک قسمتِ تسبیحات را که می‌گوییم؛ شروع می‌کنند «إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ» را می‌گویند.
این‌طوری هم که فایده‌ای ندارد.
در یک تشرفی حضرت به یک‌نفر می‌فرمایند: چیه این طرزِ ذکر گفتن؟!
بعضی افراد ذکر را به یک حالتی می‌گویند که معلوم نیست چی می‌گویند!
تند تند می‌گوید، سبح‌الله، سبح سبح.
«سبحان‌الله‌» را طوری می‌گویند که فقط «سینش» به گوش می‌رسد. آدم می‌فهمد که این دارد تند تند می‌ریزد و می‌رود.
در این قضیه نقل شده است که حضرت شمرده ذکر می‌گفتند.

🖋آقا شیخ اسماعیل نمازی از این قسمت فهمیدند که حضرت بودند:
می‌گوید که وقتی حضرت ذکر می‌گفتند، انگار در و دیوارِ مسجد، این ذکر را می‌گفتند و بعد هم حضرت می‌فرمایند: من کار دارم.
نماز دوم را دیگر رفتند.

💠حالا چون با بحث «وَالسَّابِحَاتِ سَبْحاً» مربوط است عرض می‌کنم. ان‌شاءالله مفید باشد و نتیجه بدهد.
تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها خیلی بحث مفصل و شیرینی است.
این تسبیحات، یک هدیه‌ای است که حضرت رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهما‌السّلام مخصوصاً به حضرت زهرا دادند.
این تسبیحات خیلی به آدم کمک می‌کند. یکبار موقع خواب بگویید، یکبار هم اول روز، یکبار هم اول شب. هر وقت هم بگویید اشکالی ندارد.

💙حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها برای این‌که در کارِ خانه یک خادمی باشد بیاید کمکشان کند؛ از آقا رسول‌الله خواستند خادمی به ایشان بدهند.
تازه این را هم بدانید بعداً فضه خادمه که آمده بود، این‌طور نبود که همه کارها را بیندازند گردن فضه.
یک روز نوبت فضه بود، یک روز نوبت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها.
می‌بینید انسانیت چه‌طور است!
او آمده با این‌ها زندگی می‌کند، هر چه آن‌ها می‌خورند او هم می‌خورد، در خانه آن‌ها ساکن است انگار عضوی از این خانواده است.
تازه کارها را یک روز او انجام می‌دهد، یک روز حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها انجام می‌دهند.
قبلش که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها رفته بودند برای تقاضای خادم؛ آقا رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم فرمودند: ما آن‌قدر خادم نداریم.

🌐چون افرادی که در جنگ‌ها اسیر می‌شدند، مثلاً مرد یا زن، به‌جای درست کردنِ اردوگاه که خرج‌های سنگینی برای دولت داشت؛ اردوگاه درست نمی‌کردند، اردوگاهِ آن‌ها خانه‌های مردم بود.
آن‌ها را در خانه‌های مردم پخش می‌کردند که از لحاظ غذا و مسکن تأمین بودند. در عوض، کارِ آن خانه را می‌کردند. با رعایت این‌که فشار به آن‌ها نیاید.
خیلی احکام دارد، احکام «عَبید و إماء» در فقه هست و برای این‌که منتقل شود به یک جای دیگر، مبلغی بابت انتقالش رد و بدل می‌شد.
اسمش خرید و فروش بود ولی به‌عنوان این‌که او در این خانه است، وقتی می‌آید در این خانه؛ در قبالش باید یک منافعی به او پرداخت شود.

💎آن موقع حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها رفتند از پدر بزرگوارشان خادم بخواهند.
از همین‌هایی که در جنگ‌ها اسیر می‌شدند و پخش می‌شدند در خانه‌های مسلمان‌ها تا تربیت شوند، تا مسلمان شوند، تا کم‌کم بفهمند حقیقت اسلام چیست و بعد هم با احکامی که بود، مثل کفاره‌‌ی روزه آزاد می‌شدند.
می‌رفتند قاطی جامعه و مثل بقیه، یکی از افراد جامعه‌ اسلامی می‌شدند.

🖋حضرت فرمودند:
«این‌قدر نیست افرادی که بیایند کار کنند. من به تو بدهم، بقیه می‌گویند که پیغمبر اول به دخترش داد به ما نداد. باید طوری باشد که حالت تبعیضی نداشته باشد.
اما به تو چیزی را تعلیم می‌دهم که از همه‌ این‌ها بهتر است و آن تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها».
معروف شد به «تسبیحات فاطمه».

📘در تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها
«الله‌اکبر» هم تسبیح، حساب شده
«الحمدلله» هم تسبیح، حساب شده
«سبحان‌الله» هم تسبیح، حساب شده.
علتش این است که نهایتش همه به حقیقت و نتیجه‌ی تسبیح برمی‌گردند.

🌐وقتی که شما می‌گویید: «الله‌اکبر» معلم و مدرسش آقا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است یعنی «مظهر عظمت خداست».
لذا خدای تعالی اسمی از عظمت خودش برای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام انتخاب کرده و آن چیست؟
«علی».
«علی» یعنی «برتر».

امیرالمؤمنین علیه‌السّلام آن برتریِ خدا را پیاده کرد. یک بخشی از آن در جنگ‌ها بود که با شمشیرِ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام برتری و پیروزی برای حق و اسلام به وجود آمد.
یعنی اگر امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نبود حضرت رسول صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم بی‌یار و یاور می‌ماندند و کشته می‌شدند.

امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مظهر علو و برتری پروردگار هستند.
یعنی اگر بخواهیم «اللهُ اکبر» را روی خودمان کار کنیم باید به این کلاس برویم.

حالا بحث‌هایش بماند، این‌ها فقط سر‌فصل است.

💠با «الحمدلله» تسبیحِ مرحلهٔ دوم است که ما سر سفره‌ رسول خدا می‌نشینیم و تمامی نعمت‌هایی که خدا به خلایق ارزانی کرده به برکت وجود نازنین رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم است.
ما وقتی از یک نعمتی استفاده می‌کنیم، باید از رسول‌ خدا هم تشکر کنیم. یعنی وقتی از خدا تشکر می‌کنیم باید از رسول خدا هم تشکر کنیم چون خدا این سفره‌ خلقت را به‌خاطر ایشان پهن کرده.
فرض کنید یک کسی در خانه‌اش مهمانی می‌گیرد، می‌گوید: به‌خاطر فلان کس که مهمان من است و خیلی پیش من عزیز است؛ شماها هم دعوت هستید.
اگر این مهمان نباشد، دعوتی در کار نیست.

🌏در حدیث کساء شما می‌بینید که خدای تعالی می‌فرماید:

✨”اِنِّی مَا خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیةً”

من هر چه آفریدم به‌خاطر محبتی است که به این پنج تن دارم. حالا هم به‌خاطر محبتِ خودم است و هم به‌خاطر این‌که مردم این‌ها را دوست داشته باشند.
هر دوِ این‌هاست:
🔅هم به‌خاطر این‌که من این‌ها را دوست دارم،
🔅هم به‌خاطر این که مردم چون سر سفره‌ این‌ها می‌نشینند؛ اگر می‌خواهند انسان باشند باید این‌ها را دوست داشته باشند و به این‌ها اظهار محبت کنند.

🔷یک روز ابوحنیفه خدمت امام صادق علیه‌السّلام بود. همان ابوحنیفه‌ای که آن‌قدر دشمن امام صادق علیه‌السّلام و دشمن دین بوده، می‌گوید: من از شاگردان جعفربن‌محمد هستم.
حالا بعد چون می‌خواسته برای خودش دکان باز کند؛ هر کاری امام صادق علیه‌السّلام می‌کرده، او بر‌عکس آن را انجام می‌داده.
یک روز مهمان حضرت بود و سر سفره، غذا خوردند. غذا که خوردند، امام صادق علیه‌السّلام دعا فرمودند:
«خدایا! ممنونم که این غذا از فضل تو و از فضل رسول تو بود».
ابوحنیفه فوری گفت: شما مشرک شدی! برای چه می‌گویی این غذا از رسول خدا بود؟
حضرت فرمودند که مگر این آیه را نخواندی که خدای تعالی می‌فرماید:

✨«وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ؛ (توبه/٧۴)

یعنی این از فضل خدا و فضل رسول خدا بود.
ابوحنیفه گفت: من انگار این آیه را اصلاً ندیدم، نخواندم.
گوشِ دلش بسته است دیگر. خودش هم اعتراف کرد که خدا دارد می‌فرماید: این نعمت از جانب خدا بود و از جانب رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم.

💎حالا ما «الحمدلله» که می‌گوییم؛ به‌خاطر این است که این نعمت را رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم از خدا گرفته، گذاشته جلوی ما که ما استفاده کنیم.
چه این‌که زنده‌ایم، سر‌حالیم، نفس می‌کشیم. همین نفس‌هایی که می‌کشیم، به بر‌کت دعای رسول خدا و ائمه اطهار علیهم‌السّلام است.
یعنی کلّ آن‌چه که خدا خلق کرده، از برکت دعای ایشان است. تمام خلقت، همین اتمسفر و اکسیژن و هوایی که در این کره زمین هست و ما راحت نفس می‌کشیم.

🌀الآن با پنج گرم ویروس کرونا میلیون‌ها نفر درگیر شده‌اند. این‌قدر ریز و ذره‌بینی است. تازه ذره‌بین هم نمی‌شود.
می‌گویند: چهارصد هزار برابر بزرگش کردند، تازه دیده شده و شکلش را هم می‌گذارند تلویزیون.
ببینید مجانی ما نفس می‌کشیم. می‌روید جوّ بالای کره زمین، خیلی بالا هم نمی‌خواهد بروید، همین قله‌های بلند را بروید، نفس دیگر نمی‌توانید بکشید.
دیگر بشمارید یکی‌یکی نعمت‌های خدا را.

✨«وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّه لَا تُحْصُوهَا» (نحل/۱۸)

همه‌اش هم به برکت رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و فاطمه زهرا و چهارده نور مقدس علیهم‌السّلام است.

💠لذا وقتی که «الحمدلله» می‌گوییم، باید از رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم تشکر کنیم. یعنی در ذهنمان باشد که:
خدایا! این نعمت را تو به‌واسطه رسول خدا و ائمه اطهار علیهم‌السّلام به ما دادی و ما ممنون ایشان هستیم و می‌دانیم نهایتش، باز به تو بر می‌گردد.
برای این که تو را فراموش نکنیم، می‌گوییم: «الحمدُ لله».
باز این مربوط به خدا می‌شود یعنی رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم چیزی که از خودشان ندارند. از خدا درخواست می‌کنند که:
خدایا! این کهکشان را بیافرین.
آن هم تازه خدا خودش به ایشان القاء می‌کند که تو از من بخواه که من این انسان را خلق کنم، تو از من بخواه که روزی به مخلوقاتم بدهم.

🌐حالا چه‌طوری است، بماند. ما که سر در نمی‌آوریم. درست است که رسول خدا و ائمه علیهم‌السّلام به‌صورت بشر آمدند بین ما ولی معنایش این نیست که حالا ما همه‌‌جوره آن‌ها را با خودمان مقایسه کنیم، بگوییم: چه‌طوری است!
چند شب پیش مثال زدم گفتم: مثلاً رئیس‌پلیسِ کشور می‌آید مثل یکی از شما کت و شلوار تنش است و می‌رود آن‌جا عین بقیه می‌نشیند.
ولی یک دستگاه کوچکی مثل موبایل در جیبش دارد. یک دکمه را فشار می‌دهد، اصلاً شما هیچ چیزی نمی‌فهمید.
کنار شما می‌نشیند چای می‌خورد، روضه گوش می‌دهد ولی دکمه را که فشار می‌دهد، در آن مرکزِ دفترش فرض کنید صدها مدیر هستند؛ وقتی این چراغ به صدا در آمد و روشن شد، می‌فهمند باید فلان کار را در سطح کشور انجام دهند. حالا او این‌جا نشسته، ما اصلاً نمی‌فهمیم که چه‌کار کرد!

📘در رکوع می‌گوییم: «رَبِّی‌َ الْعَظِیم»
در سجده هم می‌گوییم: «رَبِّی‌َ الأعْلَی»
و بعد از آن می‌گوییم: «وَ بِحَمْدِهِ».

یکی از عزیزان سؤال کرد:
این «سُبْحَانَ رَبِّیَ الأعْلَی وَ بِحَمْدِهِ»، «وَ عَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» معنایش چیست؟

«وَ بِحَمْدِهِ» یعنی چی؟
یعنی همان بنّا، می‌گوید: من خراب کردم. مهندسِ من این‌طوری نگفته بود.

«وَ بِحَمْدِهِ» یعنی من درستش می‌کنم.
«وَ»، «واو» عاطفه است.
«وَ بِحَمْدِهِ أُسَبِّحُ» از نظر ادبیاتِ عرب معنایش این است.
«سُبْحَانَ رَبِّیَ الأعْلَی» یعنی «أُسَبِّحُ رَبِّی الأعْلَی».
این‌جا «سُبْحَانَ» معنای فعل می‌دهد.

💎منزه می‌کنم پروردگار عظیمم را، پروردگار أعلی‌‌ام را.
آن پروردگاری که أعلی است یعنی او «رَبُّ ‌الأرْبَاب» است.
ائمه «رب» هستند یعنی نماینده خدا هستند در تربیت.
نترسید یک موقع به امام زمان ارواحنافداه «رب» می‌گوییم؛ خدا فرموده: «رَبُّ الأرْض» است.

✨«وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها؛ (زمر/۶٩)
: زمین با نور ربش روشن می‌شود».

🖋یعنی با نور امام زمان ارواحنافداه روشن می‌شود. امام «رَبُّ الأرْض» است. ائمه در تفسیر این‌طور می‌فرمایند.
به پدر و مادر هم «رب» می‌گویند. نه این‌که آن‌ها خدا هستند یا امام زمان ارواحنافداه خداست.
خدا پدر و مادر را مربی بچه قرار داده، امام زمان ارواحنافداه را هم مربیِ بشر قرار داده.

«رَبِّی‌َ الأعْلَی» یعنی خودِ خدا.
«رَبِّ أعْلَی» ربّ برتر یعنی کسی که بالاتر از او نیست. خدا «رَبِّ أعْلَی‌» است.
اما امام زمان ارواحنافداه «رَبِّ عَلِیّ» است یعنی «ربّ بزرگ» است.

🔷این یک وقت قاطی نشود. منظور از «رَبِّی‌َ الأعْلَی» پروردگار است.
منزه می‌کنم پروردگار اعلی را.
او این‌طور به ما یاد نداده، او به امام زمان ارواحنافداه این‌طور یاد نداده، امام زمان ارواحنافداه به من این‌طور یاد نداده.
خب چه‌کار کنیم جبرانش کنیم؟

«وَ بِحَمْدِهِ» یعنی «و با حمدِ خدا درستش می‌کنم».
چه‌طور؟
یعنی من می‌گویم: خدایا! تو منزهی، تو پاکی. قدردانی می‌کنم از نعمت‌هایی که به من دادی. سپاسگزاری می‌کنم از نعمت‌هایی که به من دادی.

🌏آن وقت خدا می‌فرماید: تو چه‌طور می‌خواهی سپاسگزاری کنی، وقتی که خراب کردی؟!
می‌گوییم: نه، درستش می‌کنم.
الآن همان بنّا که دیوار را خراب کرده، شما به او می‌گویید: من این‌طور نگفته بودم!
بنّا می‌گوید: درستش می‌کنم.

«وَ بِحَمْدِهِ» یعنی من درستش می‌کنم، می‌شود طبق نقشه و طبق دستور.

💠نمی‌دانم جا افتاد یا نه! اگر جا نیفتاده، دوباره بگویم.
در رکوع نماز می‌گوییم:
«سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» و معمولاً ماها هم عجله داریم و زود می‌گوییم.
در نماز مسجد مقدس جمکران می‌گویند: هفت تا «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِه» باید بگویی.
برای این‌که جا بیفتد. زود فرار نکن!
تند می‌گوییم: «سُبْحَانَ رَبِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» و بلند می‌شویم. اصلاً نفهمیدم چی گفتیم.
یعنی وقتی می‌روید رکوع بگو: خدای من منزه است. من در برابرش تعظیم می‌کنم. خطاها از من است.
من با حمد او، با سپاسگزاری از او، با قدردانی از نعمت‌های او عملاً هم به خدای خودم اعلام می‌کنم، هم به هر کسی که من را نگاه می‌کند، هم به ملائکه و به خودم هم می‌فهمانم که من قدردان هستم، شکور هستم.

🔷حمدِ واقعی وقتی است که انسان قدران و سپاسگزار باشد.
یک‌نفر به شما می‌گوید: آقا! من از شما تشکر و سپاسگزاری می‌کنم.
اگر سپاسش زبانی باشد و عملی نباشد، شما می‌گویید: چه تشکری!
مثلاً لیوان آب دستش دادی، می‌گوید: تشکر می‌کنم.
لیوان را پرت می‌کند توی صورت شما. شما می‌گویید: این چه تشکری است؟

🖋خدای تعالی به ما چشم داده. ما می‌گوییم: خدایا شکرت چشمم سالم است.
بعد با چشمم می‌زنم تو صورت خدا. کاری را انجام می‌دهم که خدا و امام زمان ارواحنافداه را ناراحت می‌کند.
تصویری در موبایلم نگاه می‌کنم که آقا امام زمان ارواحنافداه نمی‌پسندند.
اگر امام زمان ارواحنافداه بغل‌دستت باشند نگاه می‌کنی؟ یا چون الآن خلوت شده و کسی نیست نگاه می‌کنی.
خدا می‌فرماید: مگر من نمی‌بینم؟ چرا من را نادیده می‌گیری؟
این خلاف حمد است، خلاف سپاسگزاری است. یعنی تو قدر چشمانت را ندانستی. همین‌طور در مورد بقیه اعضاء و جوارح.

💎لذا «وَ بِحَمْدِهِ» یعنی درست می‌کنم، جبران می‌کنم.
آن «سُبْحَانَ» که من خراب کرده بودم؛ با «وَ بِحَمْدِهِ» آن را اصلاح می‌کنم. با حمد و قدرانی و سپاسگزاری از خدا کار را درست می‌کنم.
راهش می‌دانید چیست؟
راهش بندگی است.
وقتی شما به رکوع می‌روید، این رکوع شما یعنی:
«من به خدای عظیم خودم احترام می‌گذارم و برایش عظمت قائل هستم. او عظیم است در دل من.
عظمت او باعث می‌شود که من در برابرش تعظیم کنم و اطاعتش کنم و حرفایش را گوش بدهم».

🌏کاملترش این است که به سجده بروم و به خاک بیفتم و با تمام وجود از او تبعیت و بندگی کنم که کامل شود.

✨«سُبْحَانَ رَبِّیَ الأعْلَی وَ بِحَمْدِهِ»

آن‌وقت وجود مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مدرس و تدریس‌کننده‌اش هستند.
یعنی می‌فرمایند: اگر تو می‌خواهی از «مُسبّحین» باشی باید آشغال‌ها را از خانهٔ دلت بیرون بریزی.
بزرگ‌ترین آشغال‌ها چه چیزهایی هستند؟
اعتقاد به جبت و طاغوت است.
جبت و طاغوت یعنی اولی و دومی و پیروانشان.

✨” اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ”

🗒این‌ها را باید کلاً از دلت پاکسازی کنی.

شهید شحّاته قبل از این که به شهادت برسد، ماجرایی نقل می‌کند. او را زندانش می‌کنند چون شیعه شده بود بعد روحانی شیعه‌ی مصری‌ها شده بود که بعد داعشی‌های مصر او را شهید کردند. بدجور خورد و خمیرش کردند و شهیدش کردند.
آن زمان اوضاع مصر بهم ریخت چون آمده بود ایران و اسم اولی و دومی را برده بود. بعد او را خلعش کردند و زندانش کردند.

💠این بندهٔ خدا می‌گوید: در زندان در عالم خواب دیدم که چند تا عقرب سیاه روی دستم هست.
بعد وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه را زیارت می‌کند یا توسل می‌کند. حضرت به او می‌فهمانند که این سه عقرب، اولی و دومی و سومی هستند.
یک مقداری در عالم خودش که هنوز شیعه نشده بود، به این سه نفر ارادت داشت و ته‌مانده‌ای مانده بود که به‌خاطر این‌ها گرفتار شده بود.
همان‌جا که به حضرت تعهد می‌دهد و آن‌ها را از دلش بیرون می‌کند؛ می‌آیند و او را آزاد می‌کنند.
یعنی می‌فهمد که دوست‌داشتن و علاقه به آن‌ها چه عقرب‌های خطرناکی است که انسان را نابود می‌کند.

📘کسی که می‌خواهد تسبیح‌کننده‌ی واقعی باشد باید دلش را از محبت دشمنان خدا پاک کند و دشمنان خدا این‌ها هستند.
چرا این‌ها دشمنان خدا هستند؟
چون خدا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را منصوب کرده که او رهبر جهان باشد، او ولیّ و سرپرست مردم باشد، این‌ها قیام کردند، گفتند: نه، ما باید باشیم.
در روز قیامت شیطان را می‌آورند با هفتاد غل و زنجیر اما آن دومی را می‌آورند با ١۴٠ غل و زنجیر.
آن‌ وقت ابلیس می‌گوید: من که ابلیس هستم، هفتاد غل و زنجیر دارم، تو کی هستی که ١۴٠ تا داری؟
او اسم خودش را نمی‌گوید، می‌گوید: من کسی هستم که خدا گفت و اطاعت نشد ولی من گفتم و اطاعت شدم.
یعنی همان حرف فرعون که در آیاتِ بعد در شب‌های دیگر می‌گوییم.

✨«أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ؛ (نازعات/٢۴)
: من رب اعلی هستم».

می‌گوید: من ربّ اعلی هستم، نه خدا. خدا باشد یک کنار ولی حرف من بالای حرف خداست. «اللهُ اکبر» نیست، من اکبر هستم.

🔷خداییش ما در کارهایمان، وقتی هوای نفس‌مان را حاکم می‌کنیم بر رضای خدا، ما هم یک خورده‌شیشه‌هایی از این‌ها در کارهایمان هست.
لذا اگر کسی می‌خواهد «سبحان‌الله‌» که می‌گوید، درست باشد باید خوب برود درِ خانهٔ فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها.
حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها طوری کار کرده‌اند که کسی را می‌پذیرند که از آن‌ها بیزار باشد.

🌀حالا برائت از آن‌ها برای چیست؟
برای این‌ است‌ که‌ این‌ها انسانیت را کلاً پایمال کردند. آتشش را جلوی خانهٔ فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها روشن کردند و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را کشتند و در کربلا دیگر کاری کردند که خودِ آن‌ها نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند.
یعنی بیایند بگویند: علی اصغر باید کشته می‌شد. ما حق داریم بکشیم.
مگر آن‌هایی که بخواهند زورگویی کنند و هر کاری بخواهند بکنند؛ این حرف‌ها را می‌زنند مثل داعش که این‌کار را کرد.
ولی آن‌هایی که می‌خواهند وجهه پیدا کنند، جرأت نمی‌کنند دفاع کنند از کارهایی که در کربلا کردند.
برای حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم که نمی‌توانند دفاع کنند؛ توجیهش می‌کنند، می‌گویند: نه این‌ها را شیعه‌ها می‌گویند.

🌐مرحوم حاجی اشرفی در بابل مازندران که قبلاً اسمش بارفروشان بوده. ایشان عالمِ اولِ آن‌جا بود و یک زمانی به یکی از ارادتمندان فرموده بود:
می‌روی مشهد به حضرت رضا علیه‌السّلام پیغام من را برسان، جوابش را هم بیاور.
این بنده خدا هم خجالت کشید که بگوید:
من سلام شما را می‌رسانم، پیغام شما را هم می‌رسانم ولی من چه‌طوری جواب بگیرم و بیاورم؟ ما که حرف می‌زنیم، صدای امام رضا علیه‌السّلام را نمی‌شنویم.
بعد آمد مشهد زیارت کرد و روز آخر که می‌خواست برگردد؛ دید یک‌دفعه حرم خلوت شد.
ظاهراً مکاشفه بوده، خواب نبوده. چون نشسته بود و زیارت می‌کرد، یک‌دفعه دید حرم خلوت شد.
بعد حضرت رضا علیه‌السّلام در عالم مکاشفه از ضریح تشریف آوردند بیرون و فرمودند که به حاجی اشرفی بگو:

«آئینه شو جمال پری‌طلعتان بطلب
جارو زن به خانه و سپس مهمان بطلب»

🔷اول آدم باید ظرف را بشوید. داخل یک ظرف آلوده که شیر یا آب نمی‌ریزند، بخورند. اول قشنگ می‌شویند بعد که پاکیزه شد، از آن استفاده می‌کنند. ظرفِ دل انسان هم اول باید از آشغال‌ها پاکیزه شود.

📘قسمت اول زیارت «امین‌الله» سیزده فقره دارد. سیزده تا روحیه باید در خودت بوجود بیاوری که هر کدام صحبت‌های زیادی دارد. یکی این است:

✨”مُفَارِقَةً لِأَخْلاَقِ أَعْدَائِكَ؛
: خدایا! نفس من را از اخلاق دشمنانت دور کن”.

ما از خودشان بیزاریم ولی گاهی اخلاق آن‌ها در زندگی و رفتارمان مشاهده می‌شود. همه شنیدند اخلاق فلانی معروف است. مثلاً اخلاق شمری یا اسم‌های ظالمینِ دیگر را بگذاریم.
این اخلاقِ آن‌ها چی هست که در ما هم وجود دارد؟
همین ٧۵ مرضی که ما درصدهایی داریم. یکی چهل درصد حسادت دارد، یکی بیست درصد حسادت دارد، یکی هشتاد درصد تکبر دارد، یکی بیست درصد تکبر دارد.
در همه هم درصدها متفاوت است. بر حسَب تربیت‌هایی که بوده و هست.

✨”مُفَارِقَةً لِأَخْلاَقِ أَعْدَائِك”

💎اگر انسان می‌خواهد از مسبّحین باشد یعنی خدای خودش را پاکیزه معرفی کند و تربیت‌های خدا و ائمه اطهار علیهم‌السّلام را پاکیزه نشان دهد باید همین رفتارهایی که اهل بیت عصمت و طهارت نشان دادند، جوانمردیهایی که نشان دادند را روی خودش پیاده کند.
شما نام مقدس حضرت اباالفضل‌العباس علیه‌السّلام را روی پرچم‌ها می‌بینید، دورش چی می‌بینید؟
نوشته جوان‌مردی، شجاعت، غیرت، همهٔ صفات خوب را نوشته. انسان این‌طور باید باشد.

🔷یعنی عکس‌ شما را که تابلو می‌کنند؛ دل مردم، شجاعت، غیرت، جوان‌مردی، گذشت، سخاوت، مهربانی را دور وجودِ شخصیتی شما ببینند.
این هم با اعمال صالحه ممکن است یعنی انسان عمل صالح را در زندگی‌اش پیاده کند. عمل صالح هم وقتی عمل صالح است که خالص برای خدا باشد.

🗒شب ششم ماه محرم است. شب حضرت قاسم‌بن‌حسن صلوات‌الله‌علیه.
قاسم یعنی تقسیم‌کننده.

امیرالمؤمنین علیه‌السّلام «قَسِیمُ الْجَنَّتِ وَ النَّار» هستند. این‌ صفات در وجود مبارک این‌ها هم هست. حضرت قاسم هم «قَسِیمُ الْجَنَّتِ وَ النَّار» از شاخهٔ امیرالمؤمنین هستند.
شاخهٔ اصلی، امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هستند. در شاخه فرعی، این امامزادگان بزرگوار هستند.
این‌ها تحقق‌بخش هستند آن مقامات ائمه اطهار علیهم‌السّلام را. این‌ امامزادگان بازوان ائمه هستند. متأسفانه بشر این‌ها را کشت. بشر با این‌ها رفتار بدی کرد که تا امروز این رفتار ادامه پیدا کرده.
حضرت قاسمی که مردم را باید تربیت کند، مردم را باید بهشتی کند، مردم را باید خدایی تربیت کند؛ هنوز نرسیده سرِ کلاس، بیرونش کردند.
چون این دانش‌نیاموزان نمی‌خواهند درس بخوانند و نمی‌خواهند زیر بار بروند.

💎وجود مبارک حضرت امام مجتبی سلام‌الله‌عليه حضرت قاسم را تربیت کرده بودند و این‌ها پایه‌گذاران تربیتی بشر بودند. نه این‌که امام مجتبی علیه‌السّلام فقط برای جنگ تربیت کرده باشد.
جنگ کربلا، حادثه‌ کربلا فونداسیونِ تربیت بشر در کل تاریخ است و لذا اهل بیت علیهم‌السّلام با تمام هستیِ خودشان این‌کار را عهده‌دار شدند.
امام حسن مجتبی صلوات‌الله‌علیه به حضرت قاسم سفارش کرده بودند که وقتی خیلی کار برایت سخت شد، این وصیت را آن موقع باز کن.
این وصیت را به بازویشان هم بسته بودند که هیچ وقت گم نشود.

💙حضرت قاسم سلام‌الله‌علیه می‌خواستند به میدان بروند. تربیت‌شده است.
امانتِ برادر است. حضرت نمی‌خواستند زود او را به میدان بفرستند. سؤال کردند: مرگ در نظر تو چه‌طوری است؟
فرمود:

✨”أحلَی مِنَ العَسَل؛
: از عسل شیرین‌تر است”.

خب این‌ها هم دروغی نبود، شعاری نبود. واقعاً این‌طور بود یعنی به یک رشدی رسیده بودند..
مَثلش هم این است که شما در زندان به یک زندانی بگویید: آقا! آزاد شوی برایت شیرین‌تر است یا این بشقاب عسل را بخوری؟
خدایی او چه می‌گوید؟
قطعاً می‌گوید: آزاد شوم برایم شیرین‌تر است دیگر.
یعنی همین معرفتِ ساده که ما یک جایی درکش می‌کنیم. سعی کنيم به درک حقایق برسیم.

💠عزیزان در تزکیه نفس باید به درک این که من باید هوای نفسم را ترک کنم، برسم. تحمیلی و این‌که استاد گفته، نباشد.
می‌گوید: من دلم می‌خواهد فلان خواستهٔ نفسانی را داشته باشم.
خدای تعالی هم تحمیل نمی‌کند فقط می‌گوید: خط قرمز‌ها را فراموش کن. این‌ها پرت شدن از جاده به بیرون است. محرمات الهی است.
مثلاً زنا، کارهای حرام انجام دادن، این‌ها چون پرت‌شدن در درّه است؛ به هیچ قیمتی حاضر نیستیم.
اگر آزادی و انتخاب نبود، ما جلوی پرت شدنت را درون درّه هم می‌گرفتیم ولی چون بحثِ این‌ است که خود انسان باید انتخاب کند، بالاجبار این‌کار را نمی‌کنیم.

🖋ولی در بقیه موارد باید رشد خودت را نشان دهی که آیا به رشدی رسیدی که هوای نفس را خودت کنار بگذاری؟
اطاعت از خواستهٔ دلت را خودت کنار بگذاری، بگویی: خدایا! هر چه تو دوست داری. هر چه تو می‌گویی.
الآن ممکن است این‌جا تو دوست نداشته باشی من این خواستهٔ نفسانی حلال را انجام دهم. ببینم تو چه چیزی می‌خواهی.
خب اگر این رشد انجام نشده باشد، «أحْلَی مِنَ العَسَل» معنا ندارد.
لذا درکش چه‌طوری است؟
درکش مثل همین مثال است که به زندانی بگویند: اگر این بشقاب عسل را بخوری، شیرین‌تر است یا آزادت کنند؟
می‌گوید: آزادم کنند. بعد می‌روم بیرون، خودم عسل می‌خرم.
می‌رویم از دنیا به عالم برزخ آن‌جا کلّی حورالعین و سیب و گلابی منتظرم هست. این‌جا نمی‌شود، این‌جا امکاناتش نیست، این‌جا جایش نیست.
در این دنیا هر چه تو دلت بخواهد، فراهم نیست. اندازه‌ای که بخواهند به تو بدهند، خدا می‌دهد منتها ما چون صبر نداریم و مثل بچه‌ها خیلی مشتاقِ همان عسل‌ها هستیم؛ خدا هم اجبار نمی‌کند و می‌گوید: باش تا رشد کنی.
خدا منتظر رشد ماست.

💎حضرت قاسم سلام‌الله‌عليه که فرمود:

✨”أحْلَی مِن‌َ الْعَسَل”

حالا این رشدهایی که ما می‌گوییم، نه خیلی بالا در سطحی که بتواند مثل حضرت علی‌اکبر علیه‌السّلام مثل حضرت علی‌اصغر علیه‌السّلام اگر جسماً رشد می‌کرد مثل سایر اهل بیت، این‌ها یک عالَمی را می‌توانند اداره کنند.
این‌ها اصلاً نیامده بودند که در کربلا کشته شوند. اولین برنامه این نبوده که این عزیزانِ خدا کشته شوند. این برنامه‌ی اضطراری بوده.

💙به‌ هر حال حضرت قاسم‌بن‌الحسن علیه‌السّلام آمدند اذن بگیرند به میدان بروند، حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام سختشان بود که به عزیزِ برادرشان فوری اذن دهند. حالا به حضرت علی‌اکبر علیه‌السّلام فوری اذن دادند. در همه این‌ها درس است.
لذا این‌طور که فرمودند و برنامه هم همین بود، به میدان رفتند و آن مبارزه و آن‌همه شجاعت و فداکاری را انجام دادند.
دل‌ها بسوزد برای این مصائب سنگینی که در کربلا واقع شد.
خدایا! دل‌های ما را در مصائب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام همدرد و غمخوار امام زمانمان قرار بده.

✨”ألسَّلامُ عَلَيْكَ یَا مَوْلا یَا قَاسِم‌بن‌ِالحَسَن یَابْنَ رَسُولَ‌اللَّه”

🖋وقتی حضرت به ایشان اجازه نمی‌دادند، خیلی عرصه برایشان تنگ شد مثل زندانی که به او بگویند: نه، حالا نمی‌شود آزاد شوی.
لذا رفت. دید زمانِ آن فرارسیده که این بازوبند را باز کند و ببیند وصیت پدر چیست.
پدر برای این روز سخت، برای این موقعیتِ سخت چه چیزی برایش نوشته است.
وصیت را که باز کرد، دید پدر بزرگوارش سفارش کرده که عمو را یاری کند، از یاریِ عمو باز نماند.
لذا دیگر حجت و دلیل داشت. دیگر نمی‌شد امام حسین علیه‌السّلام او را رد‌ کنند پس او را به میدان فرستادند.

🌐ان‌شاءالله ما هم سعی کنیم یک‌طوری آماده شویم که آقایمان امام زمان بعد از یک دورهٔ آموزشی بعد از ده، پانزده سال، بیست سال آموزشی که به ما دادند، در این مجالس، در این منبرها، در این کتاب‌ها ما را قبول بفرمایند.
بعضی‌ از شما حداقل ده سال، بعضی‌ها بیست سال، بعضی‌ها بیشتر، آمدید آموزش ببیند برای روزی که غربت امام زمان ارواحنافداه را جواب دهید. نه این‌که با چند تا امتحان از راهتان باز بمانید.

💠شب‌های گذشته عرض کردم مخصوصاً در مورد خانم‌ها من منظورم این حرف‌ها بود که شما آن‌قدر باید به خودتان شخصیت بدهید که با یک امتحان ساده‌ای که خدا در میان بقیهٔ مردم هم دارد، جا بزنید و از یاری امام زمانتان باز بمانید.
شیطان یک ریشخندی بزند که ببین به امام زمان.. دهان انسان باز نمی‌شود ولی به ماها بگوید.
من نمی‌توانم بگویم که به امام زمان بگوید ولی خب ممکن است بگوید: بیا ببین این‌ها این‌همه پای منبر شما نشسته‌اند، بیست سال پای منبر شما نشسته‌اند، از یک امتحان نتوانستند سربلند بیرون بیایند.

✨”مُؤْمِنٌ قَدِامْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ” (حدیث معرفة امیرالمؤمنین بالنّورانیت)

🗒این ایمانی که آوردی که هر چه که خدا می‌گوید، بگویی: چشم، من تسلیم هستم.
ببینید با یک امتحان ساده‌ای که ماها درکش نمی‌کنیم، خودمان را از میدان یاری حجت‌بن‌الحسن خارج می‌کنیم.
دیگر کم‌کم فراموش می‌شویم، دیگر کم‌کم خودمان هم خجالت می‌کشیم که بگوییم: ما می‌توانیم الگو شویم برای یاری امام زمان ارواحنافداه که شجاعتم را نشان دادم و جلوی نفسم ایستادم.
نفسم می‌گفت: نه.
من زدم توی دهنش و گفتم: خوار باش ای نفس! تو حق نداری در برابر خدا اظهار‌نظر کنی.

📘این را من می‌خواستم بگویم: خدای نکرده جسارتی به کسانی که می‌توانند سربازان خوبی برای امام زمان ارواحنافداه باشند نباشد.
در بخش خانم‌ها، دوست داریم که آن‌ها از این امتحانات سربلند بیرون بیایید.
بالأخره ما نمی‌توانیم سر خودمان را کلاه بگذاریم و یک‌طوری خودمان را خارج کنیم.
حبیب‌بن‌مظاهرها، زهیر‌بن‌قین‌ها، این یاران أبی‌عبدالله به ما چه می‌گویند؟
به مردم کاری ندارم، اهل بیت علیهم‌السّلام، اصحاب سیّدالشّهداء عليه‌السّلام، ملائکه به ما چه می‌گویند؟
می‌فرمایند: تربیت‌شده‌های ما، بیست سال برای شما زحمت کشیدند.
روز قیامت یا همین الآن انسان چطوری می‌خواهد جواب خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السّلام را بدهد که از امتحاناتِ آن‌ها سربلند بیرون نیامده؟

🔷ببینید تربیت‌شده‌ی حضرت امام مجتبی عليه‌السّلام این‌طور درخشان در میدان ظاهر می‌شود و خودش را نشان می‌دهد.
آقای ما! یا سیدی و مولای یا قاسم‌بن‌الحسن یابن ‌رسول‌الله
دامان شما را می‌گیریم. کمکمان بفرمایید که بتوانیم برای امام زمان ارواحنافداه مایه سربلندی باشیم. کمکمان بفرمایید «وَجِیه» باشیم پیش وجود مبارک آن حضرت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *