ترتیب آیات سوره صف انسان را از صفر تا صد میرساند جلسه ۵

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📘چهارده آیهٔ سوره مبارکهٔ «صف» یک ترتیبی دارد که این ترتیب به شکلی است که انسان را از صفر به صد می‌رساند.
دربارهٔ سورهٔ مبارکهٔ «صف» صحبت کرده‌ایم و در فایل‌های صوتی موجود است. چیزی که می‌خواهم عرض کنم، ترتیب آیات این سوره است که به یک شکلِ منظمی انسان را پله‌پله بالا می‌آورد.
اگر بخواهید این مطلب برایتان درست جا بیفتد باید تفسیر این سوره را که قبلاً گفته‌ایم گوش کنید تا بهتر برایتان روشن شود.

💎از صفر تا صدی که می‌گوییم منظور این است که:
انسان را از خواب غفلت بیدار می‌کند و پله‌پله بالا می‌آورد و به درجات یاران امام زمان صلوات‌الله‌علیه می‌رساند.

حالا این ترتیب را که از آیهٔ اول تا آیهٔ چهاردهم حالت زنجیره‌ای دارد را خدمت‌تان عرض می‌کنم.

✨«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ»

خودِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» استعانت از آن نیرویی است که خدای تعالی گذاشته که به‌واسطهٔ آن نیرو و قدرتِ خود، امور عالم را انجام می‌دهد و آن اسمِ خداست، نشانهٔ خداست و به‌صورت انسانی که بخواهیم او را ببینیم امیرالمؤمنین و ائمهٔ هدی علیهم‌السّلام هستند. “اسم‌الله” هستند.

✨«وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا» (الاعراف/۱۸۰)

🖋به‌طور کلی هیچ کاری در عالم انجام نمی‌شود مگر به استعانت از اسم خداوند. به‌همین دلیل می‌فرمایند:
هر امری که بدون «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» باشد اَبْتَر است یعنی ناقص و بی‌نتیجه است.
ممکن است انجام شود ولی به حساب نمی‌آید و به سرانجام نمی‌رسد یعنی مورد قبول پروردگار قرار نمی‌گیرد.

هر کاری که انسان شروع می‌کند باید اقرار داشته باشد به قدرت‌هایی که خداوند قرار داده، اعتراف به نظام خلقت داشته باشد.
مثلاً شما در یک شهری زندگی می‌کنید، دولتی که در آن کشور مستقر است، می‌گوید: باید ما را قبول داشته باشید. نظامی که ما بر این کشور و بر این شهر حاکم کردیم، این سلسله مراتبی که ما پیاده کردیم، این را شمای شهروندِ ما، نباید انکار کنید، نباید مخالفت کنید. (این مثال است)
در نظام خلقت، ما نباید با اسباب و مسبباتی که خداوند قرار داده مخالفت کنیم.
چگونه؟
مثلاً خداوند این اکسیژن هوا را برای تنفس ما قرار داده و ما بخواهیم زیر بار این نرویم، بگوییم: نه، برای چه ما باید اکسیژن تنفس کنیم؟ ما زیر بار نمی‌رویم.
نتیجهٔ آن چه می‌شود؟
نتیجه این‌ می‌شود که ما خفه می‌شویم.
حالا در این‌جا چون مردم خفگی را حس می‌کنند، می‌گویند: نه، ببخشید ما قبول داریم ولی خفگیِ حقیقی که انکار امام علیه‌السّلام است، آن را قبول ندارند و خفه می‌شوند.
مثل یک موجودی، یک بچه خردسالی که نفهمد هوا چیست، بگوید: نه، من هوا نمی‌خواهم و خفه می‌شود.
خیلی از مردم این‌طوری هستند. امام را انکار می‌کنند، خفه می‌شوند و حیاتشان از دست می‌رود.
امام علیه‌السّلام «حیات بشر» است.
وجود امام علیه‌السّلام مثالِ همین اکسیژن هواست. مثل آب است که خدای تعالی مثال زده. همان‌طور که آب را بخواهیم انکار کنیم می‌میریم، هوا را بخواهیم انکار کنیم می‌میریم.
لذا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» یعنی من اعتراف دارم به مقامِ امام که «إسمُ الله» است بلکه «إسمُ‌ الله‌ِ الاَکبَر» است.
حضرت عیسی و حضرت موسی علی‌نبیّناوآله‌وعلیه‌السّلام «إسمُ الله» هستند. «إسمُ اللهِ الاَکبر» هستند یعنی اسم‌های برترِ خدا هستند.

✨«وَ لِلّهِ اَسمَاءُ الحُسنَی»

اسم‌های اَحسَن و نیکوترِ خدا هستند.
مثلاً حضرت عیسی اسمِ «حَسَن» خداوند است، حضرت موسی اسمِ «حَسَن» خداست ولی امیرالمؤمنین علیه‌السّلام اسم «اَحْسَنِ» خداست که از نظر عربی چون اَسماء، “اسم‌ها” جمع اسم مؤنث است، «حُسنیٰ» برای او می‌آورند.

✨«وَ لِلّهِ اَسمَاءُ الحُسنَی»

«حُسنَی» یعنی نیکوترین‌ها. اسم‌هایی که نیکوترین هستند یعنی این‌همه انبیاء و اولیاء که این‌ها همه اسم‌ها و نشانه‌های خدا هستند اما برترین‌ها هستند چون بقیه به آن‌ها وابسته‌اند.

یعنی انبیاء و اولیاء، حیاتشان از شاخه‌های کوچکترِ درخت است که به شاخه‌ بزرگتر وصل هستند.
مثلاًَ حضرت عیسی شاخه‌ کوچک‌تر است، به شاخه‌ بزرگ‌تر وصل است. وقتی شاخه‌ بزرگ‌تر نباشد، شاخه‌ کوچک‌تر هم حیاتی ندارد.
لذا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» که ما می‌گوییم؛ «ب» که «باءِ» استعانت است، یعنی با استعانت و کمک گرفتن.
مثل این‌که شما که الآن زنده‌ هستید، به کمکِ تنفس زنده هستید، به کمک نوشیدن آب زنده هستید. درست است؟
کلاً برپایی نظام خلقت هم این‌گونه است. یعنی با کمک گرفتن از نیرویِ برتری که خدا قرار داده که امام علیه‌السّلام باشد، نظام عالم استوار است.
این بحث «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ».

کلاً هم که می‌خواهی در سورهٔ مبارکهٔ «صف» ما تو را بپذیریم و از صفر به صد برسانیم؛ با استعانت از «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» است.
لذا این بحث «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» در همه‌‌جا جاری است منتها این‌جا هم جای خودش را دارد.
از آیهٔ اول این سوره می‌فرماید:

✨«سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَالْعَزِيزُالْحَكِيمُ؛ (صف/۱)
: آن‌چه در آسمان و زمین است، خدا را تسبیح می‌کند».

این یعنی چه؟
یعنی توِ انسان جزء همین‌ها هستی دیگر.
آیا تو هم تسبیح می‌کنی؟
آیا تو هم خدا را منزه و پاک معرفی می‌کنی؟
آیا تو هم آن‌چنان که خدا آفریده، هستی؟
زیرا تسبیح یعنی باید آن‌چه که سازنده اراده فرموده، آن شیئی که ساخته، همان‌طوری که او ساخته است در بیاید تا او را تسبیح کند.
یعنی چه؟
یعنی مثلاًَ شما یک نقاشی را روی تابلو می‌کشید. این نقاشی وقتی هنر شما را نشان می‌دهد که کامل انجام شده باشد و نقص در آن نباشد.
وقتی نقص در آن نباشد، این نقاشی می‌گوید: نقاشِ من، نقاش هنرمندی بوده، برجسته بوده، دقت‌ داشته، علم داشته، خلاصه از او تعریف می‌کند.
لذا آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است؛ همه خدا را تسبیح می‌کنند مثلاً خورشید است، ماه است، یک برگ درخت است، یک مورچه است، خودمان را فعلاً کنار می‌گذاریم.
به ساختمان بدن مورچه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم عیب و نقصی در آن وجود ندارد، تسبیح می‌کند.
یعنی مورچه با بدنی که خدا به او داده، با نظامی که در او هست، یا زنبور عسل، حتی یک پشه.
امیرالمؤمنین عليه‌السّلام در روایت می‌فرمایند: پشه آن‌چه که فیل دارد را دارد بلکه اضافه هم دارد.

ساختمان بدن پشه یا مگس، یا مورچه که ضعیف‌ترین هستند. شما ببینید در ضعیف‌ترین، خدای تعالی حکیمانه‌ترین چیزها را هنرنمایی و اجرا کرده، تسبیح می‌کند.
یعنی چه تسبیح می‌کند؟
یعنی می‌گوید: سازندهٔ من خدای حکیم است، خدای قادر است، خدای داناست.
پاکیزه و درست معرفی می‌کند، می‌گوید: نقص در آن نیست و این در هر چه که خدای تعالی آفریده وجود دارد.
لذا ما هم جزء مخلوقات خدا هستیم دیگر. آیا ما هم خدا را تسبیح می‌کنیم؟

📘این‌جا خدای تعالی در آیه اول می‌فرماید:
تو صِفری، زیرِ صفری.
اگر خلاف تسبیح باشی، زیر صفر هستی. یعنی حتی تو داری به ضررِ تسبیح کار می‌کنی و خدای خودت را بد معرفی می‌کنی. یکی تو را ببیند می‌گوید:
این چه آدمی است؟
چه کسی این را درست کرده؟
این دیگر چه موجودی است که خدا آفریده؟
که خودِ فرد این‌جا می‌گوید: خدای تعالی که او را این‌طور نیافریده بلکه خودش این‌طوری خودش را نشان داده.
پس این‌جا دقت کنید!

🖋آیهٔ اول:

✨«سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ و مَا فِي َالْأَرْضِ»

به ما می‌گوید:
تویی که تسبیح نمی‌کنی، به قول خودمان جزء آدمیزاد به حساب نمی‌آیی. جزء مخلوقی که خدا آفریده و آن چیزی که خدا می‌خواسته پیاده شود، نیستی. به قول خودمان برو گم شو! به درد نمی‌خوری، آدم نیستی.
تو خدا را بد معرفی می‌کنی.
اگر یک تابلوی نقاشی داشته باشیم که خراب باشد و یکی آن را ببیند، به آن نقاش نمره نمی‌دهد، می‌گویند: این نقاش ناشی است، وارد نیست. به ضرر خدا دارد کار می‌کند یعنی در واقع داریم دشمنی با خدا می‌کنیم.

🌀مثلاً کسی که ربا می‌خورد، خدای تعالی می‌فرماید: بیا با من جنگ کن!
لذا این «ضدّ تسبیح» می‌شود.
این‌جا خدای تعالی می‌فرماید:‌ حالا که شما جزء چنین موجوداتی هستید، باید روی شما کار کنیم.
حاضرید روی شما کار کنیم؟
شروع به کار کردن می‌کنیم.
در آیهٔ دوم یک‌دفعه خدا زلزله را می‌اندازد، رعد و برق را به جان آدم می‌زند، می‌فرماید:

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» (صف/٢)

یعنی فوری هم بعد از آیهٔ اول روی دعوا رفته.

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؛
: چرا چیزی را می‌گویید که انجام نمی‌دهید؟».

⁉️ریشه «مرضِ ضدّ تسبیح» چیست؟

✨«لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»

انجام ندادن چیزی است که می‌گویی.

یعنی شعاری که می‌دهی، حرفی که می‌زنی، به آن عمل نمی‌کنی.
درد و مرضت این است، سرطانت این است.

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»

این هم که می‌‌فرماید:

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا؛
: توئی که ایمان آوردی و می‌خواهی جزء مسبّحین باشی».

✨«فَلَوْلا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (یونس/١۴٣، ١۴۴)

می‌فرماید: اگر جزء مسبّحین نباشی، تو تا ابد زندانی هستی.

خداوند به حضرت یونس علیه‌السّلام می‌فرماید:
«ای یونسِ من! ای پیغمبرِ من! با این‌که تو پیغمبر من هستی، من تو را از معصیت و گناه حفظ کردم ولی اگر تو از «مُسبّحین» نبودی، تا ابد در شکم ماهی زندانی بودی».
یعنی در درجه خودش کاری کرده که خلاف تسبیح بود. نه مثل ما بلکه در درجه خودش.
مثل این‌که یک سرهنگ در مقام سرهنگی، یک تسبیح بردارد و با دستش بازی کند. همه دوربین‌ها می‌روند روی این وزیر، یا سرهنگ و یا سرلشکر و مسخره‌اش می‌کنند.
می‌گویند: ببینید این با این مقام دارد چه کار می‌کند؟!
ولی همان کار را اگر یک آدم معمولی یا یک سرباز انجام دهد، چیزی به او نمی‌گویند و کاری با او ندارند.

💎این‌که می‌گوییم: حضرت یونس.
ما نمی‌خواهیم مقام حضرت یونس را پایین بیاوریم. مقام حضرت یونس مقام بالایی است مثل سرهنگ یا سرلشکر است ولی از او انتظار نداشتند که در هدایتِ قومش کم‌صبری کند.
ببینید تسبیح حضرت یونس این بوده که از آن کار برحذر باشد که زود قومش را نفرین نکند. خدا مردم را دوست دارد که آن‌ها را نجات‌ دهد.

🖋منظور این‌ است‌ که‌ انسان باید از «مُسبّحین» باشد، باید از «تسبیح‌کنندگان» باشد.
یعنی وجود او وجودی باشد که خدا را بی‌عیب و نقص معرفی کند، بگوید:

✨«فَتَبَارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخَالِقِین»

خداوند این «فَتَبَارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخَالِقِین» را کجا فرموده؟
وقتی که می‌گوید:

✨«وَ نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحی؛
: از روح خودم در او دمیدم».

یعنی اگر روح تو «روح الله» شود، چه می‌شود؟
می‌شود «تَبَارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخَالِقِین». به او “بارک الله” گفته می‌شود.

⁉️ریشه این درد چیست؟
در آیهٔ دوم است که درد و مرضت را، سرطانت را، این غده سرطانی را باید درمان کنیم که تو از «مُسبّحین» شوی.
چه چیز باعث می‌شود که تو از «مُسبّحین» نباشی؟
آن، عمل نکردن به آن‌چه می‌گویی است.
باید به آنچه می‌گویی عمل کنی.

✨«کَبُرَ مَقتَاً عِندَاللهِ اَن تَقُولُوا مَا لَا تَفعَلُون»

«کَبُرَ مَقتَاً» یعنی بسیار تنفرآور است.
«مَقَت» یعنی تنفرآور، چندش‌آور.
نزد خداوند بسیار تنفرآور است چیزی را که می‌گویید، انجام نمی‌دهید. خداوند خیلی بدش می‌آید.

🔷این قسمت اول بود. ان‌شاءالله بقیه سوره برای جلسهٔ بعد باشد.
اول قصد داشتم در یک قسمت، ١۴ آیه را بگویم ولی این‌طور که توضیح دادیم، طولانی می‌شود.
این را داشته باشید و این سلسله مطالبی باشد برای این‌که آیات سورهٔ مبارکه «صف» یک آیات بهم پیوسته‌ایی است که باید ما را از صفر به صد برساند.

💫وَصَلَّی اللهُ عَلَی سَیِدنَا مُحَمَدٍ وَآلهِ الطَّاهِرِین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *