ترتیب آیات سوره صف انسان را از صفر تا صد میرساند جلسه ۷

سورهٔ مبارکهٔ «صف» مربوط به یاری امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است و ان‌شاءالله بتوانیم خودمان را در صف یاران آن حضرت قرار دهیم.

اگر بخواهیم به‌عنوان یک‌ ذوق معنوی‌ درنظر بگیریم می‌گوییم: این آیات به تعداد اهل‌بیت عصمت و طهارت، چهارده معصوم علیهم‌السّلام چهارده آیه‌ است البته با «بسم‌اللهِ» آن پانزده آیه‌ می‌شود.
تفأل می‌زنیم به این تعداد از آیات و ان‌شاءالله پله پله با این آیات روحیاتمان را حداقل یک ترسیمی بکنیم.
من نمی‌گویم حالا ما یک‌دفعه از یاران امام زمان ارواحنافداه می‌شویم.
من این سوره را «منشور یاران امام زمان» می‌دانم حالا یک‌دفعه ما می‌شویم از یاران امام زمان، نه!

✳️مکرر عرض کرده‌ام تماشاگرانِ یک‌ مسابقه هیچ وقت جزء آن ورزشکارانی که سال‌ها کار کردند و می‌خواهند قهرمان شوند نیستند.
خیلی از ما در این مجالس، تماشاگرانی هستیم که مثلاً وزنه‌بردارانِ روی صحنه را تشویق می‌کنند ولی خود آن‌ ورزشکاران با تماشا‌گرها خیلی برنامه‌هایشان فرق می‌کند.
آن‌ها سال‌ها کار کردند. به‌خصوص اگر در ردیف تیم‌های ملی و مسابقات جهانی باشند. خیلی زحمت می‌کشند تا به آن‌جا برسند.
این سوره هم تشویق می‌کند و ترسیم‌ می‌کند که اگر می‌خواهید از یاران امام زمان ارواحنافداه باشید، برنامه‌اش را این سوره مشخص‌ می‌کند.
مثل این‌که به یک ورزشکار که می‌خواهد به مسابقات جهانی برود می‌گویند: آقا! اگر می‌خواهی در این برنامه باشی؛ این دوره‌ها را دارد، این مسابقات را دارد، این مشکلات را دارد.

البته تشبیه ما به مسابقات از یک بُعد است. از بعد دیگر ما این تشبیه را نداریم و بُعد دیگر این است که در ورزش یک عده‌ای می‌روند به مسابقات و قهرمان می‌شوند. دولت از همهٔ مردم نمی‌خواهد که جزء تیم ملی شوند ولی در این‌جا خدای تعالی از همه می‌خواهد که از یاران امام زمان ارواحنافداه باشند.
به یک‌‌ وجه دیگر باز می‌توانیم بگوییم که خدای تعالی‌ از همه خواسته، از یاران امام زمان ارواحنافداه باشند از همهٔ مؤمنین.

چون در آیه چهاردهم می‌فرماید:

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ؛ (صف/۱۴)
: ای کسانی‌که ایمان‌ آورده‌اید، از یاران خدا باشید».

🖋ولی از یک‌ جهت چون به هر حال مؤمنین وقتی که شروع می‌کنند، اگر این دعوت خدا را قبول کنند و اگر این ورزش روحی را جدی بگیرند‌ و ساخته‌شدن و تزکیه نفس را که اکثر مردم جدی نمی‌گیرند حالا به فرض اگر جدی هم بگیرند، تازه همه که به مقام بلند نمی‌رسند.
طبعاً یک عده‌ای از بقیه جلو می‌زنند و مسابقات درجه اول، دوم، سوم تا درجات بعدی ایجاد می‌شود.
لذا آن برگزیده‌ها را از فرماندهان لشکر امام زمان صلوات‌الله‌علیه می‌کنند و بقیه را معاونین می‌کنند و معاونِ معاون و به قول ارتش، سرهنگ و سروان و فرمانده، سرتیپ، فرمانده لشکر، فرماند‌ه گروهان، تا می‌آید به سرباز معمولی می‌رسد.
حداقل مؤمنین باید سرباز معمولی باشند.

💚یعنی خدای تعالی دعوت کرده و فرموده:
«اگر می‌خواهید بهشتی باشید، باید حاضر باشید با جان و مالتان در راه خدا جهاد کنید».
یک‌ حداقلی وجود دارد که اگر انسان می‌خواهد اهل بهشت باشد باید حاضر باشد از جان و مالش در راه خدا بگذرد.
چون ببینید زمان رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم جنگ‌هایی که می‌شد – در بسیاری از آیات توجه کنید هست – همه موظف بودند که در جنگ همکاری کنند و فقط آن‌هایی که زمین‌گیر بودند، افلیج بودند یا زن‌ها از جنگ‌کردن معاف بودند.
دیگر استثنایی نداشت. کسانی‌ که می‌توانستند، باید به جبهه می‌رفتند و جنگ می‌کردند. باید با جان و‌ مالشان آماده باشند تقدیم کنند، جنگ کنند و جنگ کشته‌شدن هم دارد.

🍃این‌طور نبوده که خدا و‌ پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم بفرمایند: خیلی خب یک‌ عده‌ای که حاضرند از جانشان بگذرند، بروند خط مقدم. یک عده‌ای که می‌ترسند از جانشان بگذرند، پشت جبهه بایستند.
چنین اسنثنایی نداریم. آن‌هایی که می‌توانستند باید ‌می‌رفتند. اگر نمی‌رفتند، از «قاعدین» می‌شدند یعنی آن‌هایی که نشسته‌اند و آن‌هایی که می‌رفتند «مجاهدین» می‌شدند.

✨«فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (نساء/۹۵)

لذا آن‌هایی که قاعدین بودند؛ آن فهم و درک یک‌ مؤمن درست و حسابی را که باید داشته‌ باشند را نداشتند.
مثل بچه‌ای که هنوز رشد بزرگترها در آن بوجود نيامده و آن‌قدر دید پیدا نکرده که بتواند از جان و مالش گذشت کند.

امروز آیات سوره مبارکه صف را یک جع‌بندی می‌کنیم.
اگر چه خیلی بحث‌های گسترده‌ای دارد ولی گاهی یا اکثراً دوستانمان صبح‌ها این سوره مبارکه را تلاوت می‌کنند و ما سفارش کردیم که قبل از دعای عهد، بعد از نماز صبح [حالا نه این‌که واجب باشد] به‌عنوان آمادگیِ بیشتر قرائت کنند. چون این سوره با دعای عهد ارتباط تنگاتنگی دارد.
گفتیم: سوره مبارکه صف را اول بخوانند، خدای تعالی اول با انسان حرف بزند.
در انس گرفتن با خدای تعالی، انسان اول باید بگذارد بزرگتر یعنی خدای تعالی حرف بزند، بعد ما حرفمان را با خدا بزنیم.

🍃ابتدا آدم این سوره مبارکه را می‌خواند بعد دعای عهد، پاسخِ این دعوت خداست.
در این سوره ما با دعای عهد پاسخش می‌دهیم که خدای تعالی ما را دعوت کرده به این برنامه.
این را هم یادتان باشد، همیشه وقتی می‌خواهید دعا کنید، یک آیه‌ای از قرآن به‌عنوان این‌که خدایا! تو این را فرمودی، حداقل بگویید: خدایا! تو از من خواستی من دعا کنم
إِلَهِي قُلْتَ:

✨«اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ (غافر/۶۰)
: خدایا! تو گفتی من دعا کنم، تو اجابت می‌کنی».

بعد دعای خودتان را با آدابی که سفارش شده بخوانید.

🖋در آیه اول، خدای تعالی می‌فرماید:
«همهٔ عالَم دارند خدا را تسبیح می‌گویند».

یعنی می‌خواهد یک چیزی به ماها بگوید چون از آیه بعدش فهمیده می‌شود.
خدای تعالی چه چیزی می‌خواهد بگوید؟
می‌خواهد بگوید:

⚡️شما چرا تسبیح نمی‌کنید؟

«آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است دارد خدا را تسبیح می‌کند. شما چرا تسبیح نمی‌کنید؟».
باطنش این مطلب است. چرا؟ چون بعدش می‌فرماید:

✨«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ (صف/٢)
: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی را می‌گویید که عمل به آن نمی‌کنید؟».

✨«كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ (صف/٣)
: خیلی تنفّر‌آور پیش خداست که سخنی بگویید که به آن عمل نمی‌کنید».

از این‌جا دیگر شروع شده. تو اگر می‌خواهی از مسبّحین باشی،

✨«فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ؛ (صافات/١۴٣)

✨«لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ (صافات/١۴۴)
: اگر حضرت یونس از مسبّحین نبود، باید تا روز قیامت در شکم ماهی زندانی می‌بود».

چکار کرد از «مسبّحین» شد؟
گفت:

✨«لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ؛ (انبیاء/٨٧)
: خدایا! تو پاک و منزهی. تو برای من نقصان نخواستی. من مطمئنم به تقدیرات تو».

✨“اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ”

مؤمن باید نفسش مطمئن باشد به تقدیر الهی یعنی بگوید: خدای تبارک و تعالی در تقدیرات و اندازه‌گیری‌هایش هیچ کم و کسری برای کسی نگذاشته.

✨«وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا؛ (شمس/٧)
: قسم به آن نفسی که کامل خلقش کرده».

هیچ کمبودی در این نگذاشته که او بگوید: من فلان چیز را کسر داشتم، نتوانستم به مقام یاران امام زمان ارواحنافداه برسم.

اگر کسی بگوید: خدایا! من در زمان غیبت بودم، نتوانستم از یاران امام زمان ارواحنافداه بشوم.
بگوید: من استاد نداشتم، نتوانستم.
بگوید: من خانم بودم، مثلاً زن بودم، تحت مدیریت یک مردی زندگی می‌کردم که اجازه نمی‌داد من در مسائل دینی‌ام حرکت کنم.
نه، این‌ها هیچ کدام عذر نیست. خدای تعالی برای همه راه را باز گذاشته و مسیر باز کرده.
آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است دارد خدا را تسبیح می‌کند.
شما چرا عقب افتادید؟
شما چرا با نظام خلقت هماهنگ نیستید؟

🍃خدایا! چکار کردیم، عقب افتادیم؟
خدای تعالی می‌فرماید: به حرفهایی که می‌زنید عمل نمی‌کنید.

🖋دیگر نمی‌دانم از این واضح‌تر خدا حرف بزند با آدم؟
ببینید چه واضح خداوند می‌فرماید عیب و ایرادهایمان را.
چرا من به مقام یاران امام زمان ارواحنافداه نمی‌رسم؟
خیلی هم عذر می‌آورد، می‌گوید: اراده‌ام ضعیف است.
لااقل این حرفها را نزن. نگو: اراده من ضعیف است.
کجا اراده تو ضعیف است؟
اگر دلت چیزی را بخواهد، عالم و آدم جمع شوند، بگویند: انجام بده!
اگر نخواهی انجام بدهی، انجام نمی‌دهی. بی‌خودی می‌گویی.
همان کسانی‌که می‌گویند: اراده ما ضعیف است، اگر به آن‌ها یک شیشه سم بدهند بگویند: بخور.
اگر او را بکشند هم نمی‌خورد. مگر این‌که به زور دست و پایش را ببندند و دهنش را باز کنند، بریزند درون حلقش که دیگر نتواند جلوگیری کند والاّ به اراده خودش باشد، هیچ وقت برنمی‌دارد شیشه سم را بخورد.
پس معلوم است اراده دارد. اراده‌اش هم صددرصد قوی است ولی در فلان گناه چون دلش می‌خواهد، یک پوششی می‌خواهد بدهد که بگوید: من تقصیری ندارم، من اراده‌ام ضعیف بود.

❇️می‌گوید: حاج آقا چکار کنیم؟ یک ذکری به ما بگویید، اراده‌مان قوی شود.
ما هم می‌گوییم: تو برو اول خدا را یاد کن، خودت را با خدا در نظر بگیر. ببین خدا به تو اراده داده، تو داری به خدا اتهام می‌بندی.
می‌گویی: اراده‌ام ضعیف است یعنی من تقصیری ندارم، من که نمی‌توانم و عذر دارم، خدا از من چیزی خواسته که نمی‌توانم انجامش دهم.
این می‌شود دیگر. یعنی خدا مقصر است! من مقصر نیستم. این خیلی بد است. یعنی خدا از من چیزی را خواسته که من نمی‌توانم انجام دهم.
ما خودمان هم باشیم، مذمّت می‌کنیم کسی را که از یک‌نفر چیزی را بخواهد که او نمی‌تواند انجام دهد.

☘به یک بچه دوساله می‌گوییم: این مبل را ببر آن طرف.
می‌گوید: من نمی‌توانم.
می‌گوییم: چرا نمی‌توانی؟ باید بتوانی، بی‌خود کردی نمی‌توانی.
یک‌نفر این صحنه را ببیند، می‌گوید: تو عقلت را از دست داده‌ای! بچه که نمی‌تواند، چه چیزی از او می‌خواهی؟ شما مثل این‌که درست مغزت کار نمی‌کند!
ماها وقتی این‌طوری می‌گوییم یعنی داریم به خدا این حرف بد را می‌زنیم، این اتهام بد را می‌بندیم.

📗لذا حضرت یونس گفت:

✨«لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ» (انبیاء/۸۷)

درست است که خدایا همهٔ کارهای عالَم به اذن تو انجام می‌شود. حتی سر امام حسین علیه‌السّلام که بریده می‌شود، به اذن الله، باید خدا اذن دهد تا سر امام حسین علیه‌السّلام بریده شود.

ولی چه چیزی باعث آن است؟
خدا می‌خواهد بشر را آزمایش کند، خوب و بد را از هم جدا کند.
حق و باطل باید با هم جنگ کنند و در این جنگ سر امام حسین علیه‌السّلام بریده می‌شود.
این دیگر اذن الهی در نظام خلقت است والاّ جنگ صورت نمی‌گیرد. اگر قرار باشد دشمن بیاید و پیروز شود از نظر ظاهر و شمشیرش سر مؤمنين را نبرد.

خدای تعالی می‌خواهد بشر را آزمایش کند، خوب و بد را از هم جدا کند، حق و باطل باید با هم جنگ کنند و در این جنگ سرِ امام حسین علیه‌السّلام بریده ‌شود.
این دیگر اذن الهی در نظام خلقت است والاّ جنگی صورت نمی‌گیرد. اگر قرار باشد که دشمن بیاید و از نظر ظاهر پیروز شود و شمشیرش سرِ مؤمنین را نبُرد، خب می‌گوییم: این چه جنگی است؟ خدا برای چه این نظام را این‌طوری درست کرده؟
از اول می‌گفت: هر چقدر هم با مؤمنین جنگ کنی، نه بدنشان زخمی می‌شود، نه سرشان بریده می‌شود. هر چقدر هم می‌خواهید زحمت بکشید، بکشید. بیخود زحمت می‌کشید.
آن‌ها هم می‌گویند: خدایا! مسخره‌بازی درآوردی؟ اگر ما را آزاد گذاشتی، باید بتوانیم بجنگیم. آن‌ها را شکست بدهیم، آن‌ها ما را شکست بدهند.

✨«إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ» (آل عمران/۱۴۰)

آن‌ها بخورند، این‌ها بخورند.
آن‌چه که پیروز است عقیده است که پیروز می‌شود و عقیده‌ است که شکست می‌خورد.
در جنگِ کربلا، عقیده‌ امام حسین علیه‌السّلام پیروز شده و عقیده‌ دشمن شکست خورده است. مهمّش این است.

✨«لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»

این در معنای «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت» است
«خدایا! همه چیز تحت فرمان تو است».

✨“لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ”

من هم که گناه دارم می‌کنم، دارم با آن حول و قوّه‌ای که خدا به من داده بود، گناه می‌کنم.
خدا به من نیرو داده بود با این دستم اطاعت کنم ولی من با این دستم، با این چشمم، با این گوشم گناه کردم. من بد استفاده کردم، خدا تقصیری ندارد.

✨«لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ؛
: هیچ خدای دیگری نیست».

🍃خدا بگوید: من می‌خواهم همه اطاعت من را بکنند.
بعد یک خدای دیگر باشد بگوید: نه، من هم می‌خواهم با تو دربیفتم. من هم جلوی تو را می‌گیرم، دخالت می‌کنم. به این دستی که تو دادی می‌گویم: این‌ها گناه کنند، معصیت کنند.
البته یک چنین خدایانی ما داریم که همان خواسته‌های نفسانی خودمان است که قرآن هم می‌فرماید:

✨«أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ؛ (فرقان/۴۳)
: آیا دیدی آن کسی را که خدای خودش را خواسته‌ دلش گرفت؟».

تو کاری نمی‌توانی بکنی.

✨«فَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا» (فرقان/۴۳)

🖋چه‌کار می‌خواهی بکنی؟ این نظامی است که ما ایجاد کرده‌ایم.
ولی آن نفسِ من که دارد به جای خدا حکم می‌دهد، می‌گوید: نه، تو با این دست باید گناه کنی، تو با این چشم باید گناه کنی؛ این خدای واقعی که نیست که بتواند جلوی خدا را بگیرد و خدا هم نتواند کاری بکند، نه!
خدا اراده فرموده که من با این دست اطاعتش را بکنم ولی من معصیت می‌کنم، فرمانش را نمی‌برم و نشان می‌دهم که آدم بدی هستم.
این‌جا خوب و بد از هم جدا می‌شوند.
حالا این‌جا حضرت یونس فرمود:

✨«لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ؛
: همه چیز به اذن و اراده‌ی تو است».

منتها با این توضیحاتی که دادم، یک ربع است دارم این را توضیح می‌دهم.

✨«سُبْحَانَكَ؛
: تو منزّهی».

تو از من معصیت نخواستی، تو از من کوتاهی نخواستی، تو نقصان در کار من نخواستی.

✨«إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ؛
: منم که ظالم هستم».

یعنی چیزی که باید به جای خودش بگذارم را برداشتم، به جای خودش نگذاشتم.
ظلم این است که چیزی را که باید جای خودش گذاشته شود، شما بردارید حق و ناحق کنید. این می‌شود‌ ظلم.
مثلاً باید حقوق این کارگرت را بدهی. نمی‌دهی یا کم می‌دهی، به او ظلم کردی.

«خدایا! من ظلم کردم، تو منزّهی. تو نگفته بودی که من این گناه را بکنم، من خودم خواستم گناه بکنم».

✨«إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»

حضرت یونس در آن مقامِ خودش، خدا از او صبر بیشتر می‌خواست منتها درجه‌ بالاتر، نه این‌که گناه کند منتها حضرت یونس معرفت داشت، وقتی فهمید خدا دارد او را تنبیه می‌کند و اشتباه فکر کرده بود.
فکرش این بود:
حالا که مردم دعوتِ خدا را بعد از ۳۳ سال زحمتِ من قبول نمی‌کنند، من دیگر می‌توانم آن‌ها را نفرین کنم. حق هم دارم آن‌ها را نفرین کنم.

حق هم داشت منتها حقّ بالاتر این بود که صبر کند و صبورتر باشد.

✨«وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ» (قلم/۴٨)

🖋خدای تعالی هم می‌فرماید: ای پیغمبر! مثل حضرت یونس نباش. تو مقامت خیلی بالاست. یک وقت مثل حضرت یونس نباشی، کم‌صبری کنی. صبرت باید خیلی بالاتر از همه‌ این‌ها باشد. یعنی از صبر حضرت نوح هم بالاتر باشد.

حضرت نوح ۹۵۰ سال مردم را دعوت کرد. حالا پیغمبر ۶۳ سال عمرِ شریفشان بود ولی آن مقداری که پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم صبر کردند، از ده‌هزارسال که حضرت نوح هم صبر کند بیشتر بود. ارزش صبرش خیلی بالا بود.

✨«إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين؛
: من خطا کردم، من اشتباه کردم».

🍃چون دیگر این ماهی و دریا و اهل کشتی که با من غرض و مرضی نداشتند. قرعه زدند، قرعه به نام من افتاد.

“قرعه‌ی فال به نام منِ دیوانه زدند”.

پس معلوم است من مقصر بودم. خدا هم که بیخودی این حادثه را برای من که پیغمبرش هستم و به من وحی می‌کند، به وجود نمی‌آورد. پس من یک خطایی کردم.

✨«إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين؛
: تو خدای منزّهی».

بعد خدای تعالی می‌فرماید:
(در نماز غفیله هم می‌خوانید)

✨«وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ» (انبیاء/٨٧)

✨«وَذَا النُّون؛
: حضرت یونس».

✨«إِذْ ذَهَبَ؛
: وقتی که رفت».

✨«مُغَاضِبًا؛
:غضبناک بود در قومش».

چرا این‌ها اطاعت نمی‌کنند؟
چرا دعوت خدا را اجابت نمی‌کنند؟
با آن حالتِ غضبش نفرین هم کرد. دعای او هم، دعای پیغمبر است و حق هم داشت، مستجاب شد و بر سرِ قوم یونس عذاب آمد ولی هنوز نازل نشده است.

✨«فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ»

بعد هم به خودش حق داد که: «حق با من است و مشکلی ندارد. من باید این‌ها را نفرین می‌کردم، حقّشان بود».

🍀گاهی یک کسی را هم که می‌خواهید نفرین کنید، حقّش هم هست، نفرین نکنید.
می‌گویید: او حقّش بود نباید این‌کار را می‌کرد. من هم دعا کردم، نفرین کردم، خدا جوابش را بدهد.
او ظلم کرده، تو هم که از حقّت نگذشتی، او را ببخشی. خدا که نمی‌آید جانبِ او را بگیرد، بگوید: بله، من ظلم او را تأیید می‌کنم.
مثل قاضی دادگاه. حالا حق با این آقاست و واقعاً هم حق با این آقاست.
قاضی دادگاه نمی‌آید بگوید: آن کسی که ظلم کرده، تو باید از حقّت بگذری، من حکم نمی‌دهم، تو باید گذشت داشته باشی.
در دادگاه چنین برنامه‌ای نیست.
آن آقا می‌گوید: حقّ من است. شما قاضی هستید، باید حقّ من را به من بدهید. من نمی‌خواهم گذشت کنم، نمی‌خواهم عفو کنم.
این‌جا قاضی می‌گوید: شما حق دارید و من نمی‌توانم جانبِ ظالم و ظلمش را بگیرم و از او طرفداری کنم.

خلاصه حضرت یونس غضب و نفرین کرد.

✨«فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ» (انبیاء/٨٧)

فکر کرد ما دیگر کاری به او نداریم. عذاب را هم نازل می‌کنیم تمام شد و رفت.

✨«فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ»

بعد هم در دهان ماهی افتاد.
قصه طول و دراز است. وقتی حضرت یونس رفت، فکر کرد عذاب هم بر قومش آمده و این‌ها همه از بین رفتند‌ و هلاک شدند. ما هم دیگر در این سرزمین برای چه بمانیم؟ قوم این سرزمین که هلاک شدند و از بین رفتند. به سفر دریایی رفت.
حالا قوم یونس هم اگر توبه نمی‌کردند، عذاب برایشان نازل می‌شد و هلاک می‌شدند. مثل قوم لوط که نابود ‌شدند ولی چون توبه کردند و برگشتند و درخواست عفو از خدا کردند؛ عذاب از آن‌ها برداشته شد.

❇️آن‌جا یک حکیمی بود که با خانه پیامبران ارتباط و رفت‌ و آمد داشت یعنی شاگرد کلاس درس پیامبرانِ آن زمان بود.
او به حضرت یونس گفت: الآن نفرینشان نکن.
او یک مقدار مشورت داد ولی حضرت یونس گفت: نه این‌ها حقّشان است.
[به قول من] این‌همه سختی کشیدم، این‌همه دعوت کردم و توهین کردند. بعد از این‌همه سال باید عذاب را بچشند.
آن وقت آن حکیم به مردم سفارش کرد، گفت: اگر می‌خواهید خدای تعالی شما را ببخشد زن، بچه، پیرمرد، پیرزن، طفل شیرخوار، گاو و گوسفندها را بیاورید، با حالت گریه و اضطرار از خدا بخواهید خدا شما را ببخشد.
به‌خاطر او اوضاع تغییر کرد. لذا ما از حضرت یونس باید این‌جا درس بگیریم.
خدای تعالی می‌فرماید:

✨«فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/٨٧)

✨«فَٱسْتَجَبْنَا لَهُ»

وقتی که اقرار کرد و ما را تسبیح کرد، دعایش را مستجاب کردیم.

🍃در دعا دارد:

✨“لا اِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ المُسَبِّحینَ”

✨“لا اِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ مِنَ الظّالمینَ” در آیه است.

«مِنَ المُسَبِّحینَ» و «مِنَ المُسْتَغْفِرِین» در دعای عرفه است.

✨“لا اِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ المُسَبِّحینَ؛
: خدایا! من از تسبیح‌کنندگان هستم”.

من از آن کسانی نیستم که تقصیر را گردنِ تو بیندازم و بگویم:
اراده نداشتم، نمی‌شد، استاد نداشتم، زمان غیبت بود.
نه،من خودم کوتاهی کردم، تمام شد و رفت.

🍀در آن زمان به آن‌ها می‌گفتند: چرا از اصحاب سیدالشهداء علیه‌السّلام نشدی؟
در این زمان به ما می‌گویند: چرا از یاران امام زمان ارواحنافداه نشدی؟

آیه چهاردهم می‌فرماید:‌

✨«كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ؛
: همهٔ شما باید از یاران امام زمان ارواحنافداه باشید».

✨«کَما قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ مَنْ أَنْصاري إِلَي اللَّهِ» (صف/١۴)

هر عذری بیاوری، عذرت پذیرفته نیست. تازه یاری امام زمان ارواحنافداه منت ندارد که. تو اگر امام زمان را یاری کردی، خودت را نجات دادی.
مثل این است که یک کسی دارد غرق می‌شود، شما می‌گویید:‌ دستت را به من بده نجاتت بدهم. من را یاری کن تو را نجات بدهم.
این بگوید:‌ من تو را یاری کردم، دستم را دراز کردم، تو من را نجات دادی. من تو را یاری کردم.
او می‌گوید: خودت را یاری کردی، خودت را نجات دادی.

چرا ما از مسبّحین نیستیم؟

خدای تعالی می‌فرماید:

✨«فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»

✨«فَٱسْتَجَبْنَا لَهُ؛
: ما دعوتش را اجابت کردیم».

✨وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ ٱلْغم؛
: از غم نجاتش دادیم».

🖋غم، زندان انسان است.
این را بدانید در روایات اشاره شده، وقتی انسان غم دلش را می‌گیرد انگار زندانی شده.
زندانی هم به‌خاطر این‌که غمگین می‌شود، اذیت می‌شود والاّ اگر انسان در زندان غم از دلش برداشته شود، احساس زندانی بودن نمی‌کند.
ساداتی که زندانی شدند، در همان زندان حتی فوت کردند. اصلاً در را باز نکردند که این‌ها بگویند: شما آب می‌خواهید؟ غذایی می‌خواهید؟ همین‌طور آن‌ها را زندانی کردند و آن‌ها همین‌طور بودند تا از دنیا رفتند.

🔰زندان‌های زمان بنی‌امیه و بنی‌العباس این‌طوری بود. می‌ریختند در یک دخمه‌ای، در یک تونلِ تاریکی، نه آبی، نه غذایی.
یک عده‌شان می‌مردند، یک عده‌شان زنده می‌ماندند. بوی تعفن جسد آن‌هایی که مرده بودند، در کنار دیگران بود. این‌ها همین‌طور می‌ماندند تا به‌تدریج آن‌جا می‌مردند، زنده به گور می‌شدند.
در حالات بعضی از این مؤمنین دارد که در یک زندانِ خیلی تنگی بودند، می‌گویند:‌ انگار ما در آسمان‌ها سیر می‌کردیم.
یعنی خدای تعالی آن‌چنان دلشان را باز می‌کرد که در آن زندان تنگ احساس دلتنگی نمی‌کردند.
اما اگر شما در قصر پادشاهی هم باشید و غم دلتان را بگیرد، زندانی هستید و لذتی نمی‌برید.

❇️می‌فرماید:

✨«وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ ٱلْغم؛
: ما یونس را از غم نجات دادیم».

آن زندانِ اصلی‌اش، غمی بود که در شکم ماهی بود والاّ آن‌جا خدا زنده نگهش داشته بود.
وقتی خدا انسان را در شکم ماهی زنده نگه دارد، دیگر خیلی چیزِ عجیب و غریبی است.
چیزی که اذیتش می‌کرد، غمی بود که بر دلش نشسته بود که من نباید این‌طور عمل می‌کردم. من باید چیزی که خدا از من انتظار داشت را برآورده می‌کردم.
از آن مقام بالاتر، از آن درجه بالاتر من باید به یک درجه بالاتری دست پیدا می‌کردم. خودم، خودم را محروم کردم. چرا قومم را نفرین کردم؟

🍃خدای تعالی می‌فرماید:‌ حالا که گفتی و ما را تسبیح کردی و دانستی که اشتباه کردی، ما از غم نجاتش دادیم و این‌جا

✨«وَكَذٰلِكَ نُنجِـي ٱلْمُؤْمِنِينَ؛
: و ما این‌چنین مؤمنین را نجات می‌دهیم».

🌴یعنی برنامهٔ مؤمن، اگر می‌خواهد از غم نجات پیدا کند،این است.
از غم این‌که چرا من از یاران امام زمان ارواحنافداه نشدم؟
از غم این‌که چرا من در زمان غیبت به دنیا آمدم؟
از هر غمی می‌خواهی خدا تو را بیرون بیاورد.
غمِ این‌که چرا من از اولیاء خدا نشدم؟
چرا این‌قدر عیب و ایراد دارم؟
چرا وقتی با امام زمانم حرف می‌زنم، نمی‌فهمم آقا چه جوابی می‌دهند؟
چراهای زیادی که به ذهن انسان می‌آید.
اگر می‌خواهی از همهٔ غم‌ها نجات پیدا کنی، این برنامهٔ حضرت یونس را روی خودت پیاده کن که این تازه در آیه اول است.
روایت دارد آدم یک حدیث را بفهمد، بهتر است از این‌که هزار تا حدیث را نقل کند.

“حَدِیثٌ تُدرِیه خَیرٌ مِن اَلفٍ تُرویه؛
: حدیثی را خوب درک کنید، بهتر است از هزارتا حدیثی است که فقط نقل کنید”.

🖋به‌خاطر این ما در درجه اول می‌خواهیم عمق یک مطلب را بفهمیم تا راه برایمان باز شود نه این‌که بگوییم سوره را تمام کردیم.

ترسیمی که خدای تعالی کرده، به‌عنوان برنامه حضرت یونس علی‌نبیّناوآله‌وعلیه‌السّلام چه بوده است؟

همینی است که در آیاتِ بعد باز شده است.
حضرت یونس علی‌نبیّناوآله‌وعلیه‌السّلام اعتراف کرد:
من مقصر بودم، من خطاکار بودم.

در آیات قبل خدای تعالی می‌فرماید: مشکل شما، بیماری شما، این است که خود را اصلاح نمی‌کنید و حرف‌هایی که می‌زنید به آن عمل نمی‌کنید.

یا حرفی را نزن یا حرفی که می‌زنی، به آن عمل کن.

✨«یَا اَیُّهَا الَذِینَ أَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَالَا تَفعَلُون»

🍃از یک طرف خدای تعالی می‌فرماید: بخوان.
از یک طرف هم می‌فرماید: چرا به حرفی که می‌زنید عمل نمی‌کنید؟
مثل این است که به یک کسی می‌گویند: بگو که من وزنه‌بردارم.
بعد بگویند: اگر نمی‌توانی وزنه را بزنی، وزنه نزن.
لذا چکار کنیم؟

🍃در دعای عهد می‌گوییم:

✨“اَللَّهُمَ انّ هذِهِ بَیعَة فِی عُنُقِی اِلَی یَومِ القِیَامَه؛
: تا روز قیامت این بیعت به گردن من است”.

من با امام زمانم بیعت کردم.
لذا بیعت هم که بکنی، باید جان و مالت را در اختیار امام زمان صلوات‌الله‌علیه بگذاری.
بعد می‌بینیم حاضر نیستیم جان و مالمان را بگذاریم.
مشکل سر چیست؟ باید چه‌کار کنیم؟
این مثل این است که به یک کسی که بیمار است و چند تا سرطان دارد، می‌گویند: بیا بیمارستان تو را درمان کنیم.
بعد هم به او می‌گویند: اگر برگه پذیرش را امضاء نمی‌کنی، نیا!
این هم می‌گوید: اگر من بخواهم برگه پذیرش را امضاء کنم، باید صدهزار تومان پول بدهم.
حالا پول هم دارد! ده‌میلیون هم پول دارد، صدهزار تومان پول دادن برای او کاری ندارد.

🍀می‌گوید: من اگر بخواهم امضاء کنم که در بیمارستان بستری شوم باید صدهزار تومان بدهم.
خدای تعالی هم که فرموده: اگر می‌خواهی ندهی، نیا.
شما چه حکمی صادر می‌کنید؟
نرود، امضاء ندهد؟
چون خداوند فرموده: به حرفی که می‌زنی، عمل کن.
این هم که بیاید امضاء کند باید صدهزار تومان بدهد پس چه‌کار کند؟
در همین مثال شما جواب بدهید.
می‌گویید: خب برود بمیرد.
وقتی حاضر نیست از صدهزار تومان بگذرد به‌خاطر این‌که سالم شود خب برود بمیرد. چرا ادعا می‌کند که من می‌خواهم سالم شوم؟!

حالا یک‌نفر ندارد پول بدهد مثل آن‌هایی که خدای تعالی از جنگ معافشان کرده است. خداوند فلج‌ها را معاف کرده.
آدم فلج می‌گوید: نمی‌توانم جنگ کنم.
ولی تویی که می‌توانی، حاضر نیستی از جانت بگذری.
این از جان گذشتن مثل از آن صدهزار تومان گذشتن است. در واقع وقتی از صدهزار تومان که می‌گذری، سلامتی خودت را داری بدست می‌آوری. چیزی را از دست نمی‌دهی بلکه هزاران برابر آن را بدست می‌آوری.

🍃صدهزار تومان می‌دهی، سالم می‌شوی می‌روی تجارت می‌کنی چند میلیارد کاسبی می‌کنی یا زندگی‌ات را ادامه می‌دهی. پس چیزی از دست نمی‌دهی.
این‌جا یک‌نفر می‌گوید: خب، من صدهزار تومان را نمی‌دهم و حقّ من است که بروم بمیرم به درک. من بروم بمیرم، من آدم نیستم مثل ابن‌ملجم لعنة‌الله‌علیه.

💚آقا امیرالمؤمنین علیه‌الصّلوةالسّلام بعد از ضربت خوردن، به ابن‌ملجم لعنة‌الله‌علیه فرمودند: مگر من بد امامی برای تو بودم؟
گفت: من می‌خواهم در آتش باشم. می‌خواهی من را از آتش جهنم نجات دهی؟ من در آتش هستم. این را انتخاب کردم.
دیگر پاسخی به او نمی‌شود داد.
ولی این بد است که آدم بگوید: بله من صدهزار تومان را می‌دهم بعد که آمد و بستری شد، آن‌جا بخواهد پول پرداخت کند بگوید: نمی‌شود حالا این را ندهم؟

❇️به آقا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌گفتند: الآن هوا گرم است، بگذارید پاییز هوا خنک‌تر شود، آن وقت برویم جنگ.
بعد می‌گفتند: الآن هوا سرد است، بگذارید بهار شود بعد بریم جنگ.
حضرت هم می‌فرمودند: کسی که از این سرما و گرما بترسد، از شمشیر به طریق اُولی می‌ترسد. شما اهلش نیستید.
این بد است!
خداوند می‌فرماید: این‌گونه نباشید. یا این‌طرفی، یا آن‌طرفی.
بگو: من حاضرم و آماده‌ام بیایم و جانم و مالم را هم می‌دهم.
ببینید خداوند ما را آورده، غده‌های سرطانی را از ماها جراحی کند و بکشد بیرون. اگر تکان نخوریم و مشکلی برایش درست نکنیم.

📗خداوند تعریف کرده:

✨«اِنَّ اللهَ یُحِبُ الَذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبیلِه صَفًا کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَرصُوص» (صف/۴)

آن‌هایی که می‌آیند امضاء می‌دهند و می‌روند بیمارستان بستری می‌شوند، همه آمپول‌ها، دواها و حرف‌های دکتر را منظم و مرتب گوش می‌دهند؛ خداوند دوستشان دارد.
آن‌ها می‌آیند با امامشان بیعت می‌کنند و آماده‌اند.
شما که الآن با امام زمانتان بیعت کرده‌‌اید، باید آماده باشید هر لحظه مرگ به سراغ شما بیاید، مرگ را بپذیرید.

🍀در روایت است: من بیشتر از این برای این مؤمن نمی‌خواهم این را بیاورید.
این خیلی خوب است.
جلسه امتحان دو ساعت است، مدیر جلسهٔ امتحان دو دقیقه که گذشته، می‌گوید: فلانی را بیاورید، بگذارید برود و کارنامه‌اش را هم به او می‌دهم از نظر ما او قبول و تکمیل است.
بعضی از مؤمنین می‌بینید جوان هستند، یک‌دفعه فوت می‌کنند.
ناراحتی ما باید به این جهت باشد که او هم‌نشین ما بود، دوست ما بود، با او انس داشتیم. به‌خاطر از دست دادنش و از این‌که نیست، ناراحتیم والاّ آزاد شد، نوش جانش از زندان آزاد شد.

🔰در زندان یکی از زندانی‌ها که آزاد می‌شود، هم‌بندان او هم ناراحت هستند و هم خوشحال.
خوشحالی آن‌ها غلبه می‌کند و بدرقه‌اش می‌کنند، می‌گویند: برو دیگه برنگردی.
نه این‌که ما دوستت نداریم، دوستت داریم ولی دوست نداریم که تو بیایی این‌جا اذیت بکشی.
این‌ها خودشان یک مقدار غم، دلشان را می‌گیرد و می‌گویند: چرا ما آزاد نشدیم؟

خدای تعالی دوست دارد کسانی را که پای حرفشان می‌ایستند و با امام زمان ارواحنافداه که بیعت کردند، همین حالا حاضرند که امام زمان ارواحنافداه از طرف خداوند بفرمایند: ما الآن برای تو مرگ را خواسته‌ایم.
مثل آن جوان عاشق که وقتی خدمت آقا امام زمان ارواحنافداه رسید، دیگر دل از دنیا کنده بود.
از حضرت خواسته بود: آقا! نگذارید من در این دنیا بمانم.
این داستانِ جوان عاشق مفصّل است. آن زمان‌ها ما این را گوش می‌دادیم خیلی انقلابی در دل انسان بوجود می‌آورد.
خلاصه وقتی آن عالِم را ملاقات می‌کند، می‌گوید: من به وصال محبوب رسیدم. آقا امام زمان را ملاقات کردم و حضرت به من فرمودند که یک هفته دیگر بیشتر زنده نیستم، خداحافظی می‌کنم.
این‌جور باید باشید. یعنی وقتی امام حسینی هستی، امام زمانی هستی..

🔅آقا جان! یا برگه بیمارستان را امضا نکن یا امضاء می‌کنی، دیگر نگو: به ما آمپول نزنید و این‌کار را بکنید و آن‌کار را نکنید.

🍀مرگ برای مؤمن، آزادی از زندان است، سلامتی روحش است. خدای تعالی درجات او را از همه رذائل، تزکیه می‌کند. دقت کردید؟

🖋چند دسته هستند که شهید می‌میرند:

✨“طالبُ العِلْمْ یَموت شَهیداً؛
: طالب علم، شهید می‌میرد”.

یعنی به دنبال علوم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام است.
می‌خواهد با علوم انسان‌ساز و کلمات اهل‌ بیت‌ عصمت علیهم‌السّلام آدم شود. اهل بیت علیهم‌السّلام را شناخته است. امام زمانش را شناخته است.
می‌داند که کلمات آن‌ها نور است، کلمات آن‌ها شفا‌بخش است و به‌وسیله آن‌ها از بیماری‌های دنیا سالم‌ و آمادهٔ ورود به بهشت می‌شود.
او اگر در وسط طلب علمش بمیرد، شهید است.

❇️می‌گوییم: طلبه‌ها حتی طلبه‌هایی که «صرف و نحو» می‌‌خوانند که خیلی ارتباطی ندارد با خود کلمات اهل‌بیت علیهم‌السّلام ندارد ولی چون صرف‌و‌نحو را می‌خوانند به هدف آن‌که کلمات اهل بیت علیهم‌السّلام را بفهمند و هدفشان کلمات اهل بیت علیهم‌السّلام است؛ آن وسط اگر این طلبه فوت کرد، شهید می‌میرد چون هدفش رسیدن به علم اهل بیت علیهم‌السّلام است.
والاّ اگر یک‌نفر همین ادبیات عرب را بخواند تا عربی یاد بگیرد و کاری به کلمات اهل بیت علیهم‌السّلام نداشته باشد، این طالب علم نیست.

✨“لٰاٰ یَموتَ شَهیٖداً”

🍃یک دسته منتظرین فرج امام‌زمان ارواحنافداه هستند.

اگر در حال انتظار فرج امام زمان علیه‌السّلام بمیری، شهید هستی.

🍃یک دسته هم کسی که بر محبت‌ آل محمّد از دنیا برود، شهید به حساب می‌آید.

این دوتا حتی سه تایش می‌تواند یکی شود. یعنی در محبت آل محمد صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم جمع می‌شود و این‌ها شهید از دنیا می‌روند.
منتها بیعتت را بکن که براساس محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام اگر از دنیا رفتی، شهید باشی.

📗در کتاب «هر کس بر محبت آل محمد از دنیا برود، شهید مرده است» با اسنادش مخصوصاً از کتب اهل سنت ما مفصل نوشتیم.
ان‌شاءالله کسانی که ندارند، آن کتاب را تهیه و مطالعه بفرمایند که چطور می‌شود انسان، یکباره وقتی که در حال تزکیه نفس است، شهید از دنیا برود.

دسته چهارم، کسانی ‌که اهل تزکیه نفس هستند.

تزکیه نفس می‌کند، در حال تزکیهٔ نفس است و شهید از دنیا می‌رود. یعنی تلاش می‌کند که‌ خودش را از صفات رذیله پاک کند‌ و از مسبّحین باشد.
تلاش می‌کند «سبحان الله» را که می‌گوید، درست بگوید.

✨«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ»

این هم بحث تسبیح و تحمید است که سال‌های گذشته بحثش را گفته‌ام و باز هم بحثش را باز می‌کنیم که تسبیح «بِحَمْدِ رَبّ» کنید.

✨«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا» (النصر/٣)

🖋این برنامه است.
پس برنامهٔ ما این شد که همهٔ عالم، خدا را دارد تسبیح می‌کند، فقط شما عقب مانده‌اید.
شما آدم‌ها و اجنّه که تسبیح زبانی نه، تسبیح درست و حسابی، تسبیح عملی‌ ندارید. یعنی ‌حرفهایتان با عمل‌هایتان جور در نمی‌آید. شماها از قافله عقب افتادید، خودتان را برسانید.
آن‌هایی که در این قافله شرکت کرده‌اند، کسانی هستند که آماده‌اند از جان و مالشان در راه خدا بگذرند.
همان مثال بیماری که می‌گویند: صدهزار تومان را باید بدهی تا تو را بستری و درمان کنیم.

📗در آیهٔ بعد آیهٔ پنجم، خدای تعالی می‌رود سرِ این‌که چه می‌شود که انسان لغزش پیدا می‌کند و از جاده خارج می‌شود و این بلاها سرش می‌آید و خدای تعالی او را مبتلا به غم و اندوه می‌کند؟
خلاصه چه می‌شود که ما دوست داریم و می‌خواهیم از «مسبّحین» باشیم ولی موفق نمی‌شویم؟

⚡️علتش چیست؟

در آیهٔ بعد ریشه‌یابی می‌شود که داستان حضرت موسی و قومش است و همین‌طور مطالب سلسله‌وار دنبال می‌شود که ان‌شاءلله این‌ها را برای جلسات بعدی باز دنبال می‌کنیم تا برسیم به آیهٔ آخر که بیایید از یاران امام زمان ارواحنافداه شوید و آن ختم کار است و مُهر تأیید که انسان از یاران حضرت شده باشد.

✳️روز جمعه است و متعلق به آقایمان حضرت بقیةالله ارواحنا‌فداه. میهمان آن حضرت هستیم. ان‌شاءلله در این میهمانی پذیرایی شده باشیم و ان‌شاءلله باز هم پذیرایی شویم.
از آقا و مولایمان حضرت بقیةالله ارواحنافداه تشکر می‌کنیم که با تمام کَرَمشان از ما پذیرایی کرده‌اند و می‌کنند.

🔅نفَسی که خداوند متعال به ما می‌دهد، به دعای حضرت است.
🔅این غذایی که می‌خورید به دعای حضرت است.
🔅این آسمانی که بالای سرتان است، سقف محفوظ است. همین‌طور کرهٔ زمین که سقفی‌است محفوظ، از بارش سنگ‌های آسمانی.
اگر این جَو نباشد، می‌دانید چقدر شهاب بر سر ما فرود می‌آید؟ خانه‌هایمان و شهرهایمان ویران می‌شود. شهاب‌ها به این سقف می‌خورند. به این جو می‌خورند و پودر می‌شوند و دیگر اثری از آن‌ها باقی نمی‌ماند.

🍀همین‌طور نعمت‌ها یکی پس از دیگری نعمت‌های بدنی‌ و‌ ظاهری، نعمت‌های معنوی و پذیرایی‌های معنوی.
دعاهایی که حضرت هر روز برای ما می‌کنند و‌ همین‌طور اجداد طاهرینشان هر روز میهمانشان و زیر سایه‌شان هستیم و در ایام هفته برای ما دعا می‌کنند. ما غافلیم!
پدر بزرگوارشان، اجداد بزرگوارشان، هر روز برای ما دعا می‌کنند و به دعای آن‌ها خیلی از بلاها از ما دفع می‌شود.

به قول مرحوم شهید کافی، غذا نمک می‌خواهد. روضهٔ امام حسین علیه‌السّلام نمک جلسات اهل بیت علیهم‌السّلام است. مزه‌دارش می‌کند.
حالا این یک تعبیر به این‌صورت است ولی حرارت جلسات اهل بیت علیهم‌السّلام، گریهٔ بر حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام است که فرمودند:

✨“إنّ لِقَتلِ الحُسينِ علیه‌السَّلام حَرارَةٌ في‌ قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبْرَدُ اَبَداً؛
: حرارتی در دل‌های مؤمنین برای شهادت امام حسین علیه‌السّلام است که هیچ وقت این حرارت سرد نمی‌شود”.

💚نام مقدس أبی‌عبدلله علیه‌السّلام وقتی با توجه قلبی همراه باشد؛ خدای تعالی لطف کرده، قلب انسان محزون می‌شود.
حداقلش حزن است و اگر بیشتر و عمیق‌تر شود، گریه و اشک انسان هم می‌آید.

✨“ألسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَظلُوم يَا أَبَاعَبدِالله”

آقاجان! همه را کشاندید سمت خودتان و این‌قدر مهربانید که حتی مسیحی‌ها و ارمنی‌ها، یهودی‌ها حتی لاییک‌ها، در این پیاده‌روی جذب خورشید وجود مقدس شما شدند.
البته ۹۹درصد، شیعیان هستند ولی محبت أبی‌عبدلله علیه‌السّلام آن‌قدر جاذبه دارد؛ آدم گاهی فکر می‌کند که می‌رود کنار قبر أبی‌عبدلله علیه‌السّلام خیلی باید خودش را بزند و حالت گریه به خودش بگیرد. در حالی که قضیه برعکس است یعنی امام حسین علیه‌السّلام کاری کردند که تو با کمترین حرکت جذبشان شوی.

❇️همین که بیایید آن‌جا و غبار زائرین أبی‌عبدلله‌الحسین علیه‌السّلام روی شما بنشیند. نه فقط روی مؤمن بنشیند حتی روی دزدی که می‌خواسته زوّار أبی‌عبدلله علیه‌السّلام را غارت کند که آن جوان می‌گوید:
پدر و مادرم نذر کرده بودند که اگر خدا به آن‌ها بچه بدهد، بزرگ که شد، بگذارند سر راه زوّار أبی‌عبدلله علیه‌السّلام که آن‌ها را غارت کند و به آن‌ها آسیب بزند.
[متأسفانه چنین موجودات خبیثی هم وجود دارند].
اما می‌گوید: وقتی این بچه بزرگ شد و او را فرستادند سر راه زوار أبی‌عبدلله علیه‌السّلام که به آن‌ها آسیب برساند، در آن‌جا خوابش برد و قافلهٔ زوّار آمدند و از آن‌جا عبور کردند.
خاک حرکت آن‌ها روی این جوان و لباس‌هایش نشست. در عالم خواب، دید قیامت برپاشده و می‌خواهند او را به جهنم ببرند ولی آتش، او را قبول نمی‌کند.
می‌گوید: چرا؟
می‌گویند: چون خاک پای زوار ابی‌عبدالله علیه‌السّلام روی لباس‌های او نشسته، آتش او را قبول نمی‌کند.

حالا آقای ما حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام ما را که زیاد ادعا نداریم اما دوستش داریم، به محبتش رفته‌ایم قدم برداشتیم، این‌همه راه رفتیم که نشان دهیم آقا جان شما را دوست داریم، با ما که دوستانش هستیم چه رفتاری خواهد کرد؟

این را حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السّلام در فرمایشات‌شان دارند:
«وقتی خدا با دشمنان این‌طور رفتار می‌کند، با دوستانش چه می‌کند؟».

این را انسان احساس می‌کند آقا سیدالشهداء علیه‌السّلام دستشان را روی سرِ آدم می‌کشند، همین که قلب انسان به یادشان محزون می‌شود.
این خیلی فاصله دارد با آن خاکی که مال پای زوّار و اسب‌ها و حرکت زائرین است و نشسته روی لباس این.
چقدر فاصله دارد با این‌که قلب شما مستقیماً با امام حسین علیه‌السّلام یک اتصالی پیدا می‌کند و قلبتان خانه ابی‌عبدالله الحسین علیه‌السّلام می‌شود.

❇️یا‌ ابا‌عبدالله آقا‌جان! قبر مطهر شما در دل‌های ماست. شما در دل‌های ما بدن مطهرت را گذاشتی. ما که به روح مطهرت عقلمان نمی‌رسد اما بدن مطهر شما در دل‌های ما دفن شده، هیچ‌ وقت هم از این‌جا بیرون نخواهد رفت.

آقا‌جان یا صاحب الزمان! کدام مصیبت جدّ بزرگوارتان را یاد کنیم؟

وقتی حضرت علی اکبر علیه‌السّلام می‌خواستند به میدان بروند؛ خانم‌های حرم نمی‌گذاشتند حضرت علی اکبر علیه‌السّلام به میدان برود.
نمی‌دانم حضرت علی اکبر سلام‌الله‌علیه چه مقامی دارد که اهل بیت دلشان نمی‌آمده ایشان به میدان برود اما حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام فرمودند: «رهایش کنید».

✨“وَإنَّهُ مَمسوسٌ فِی ذاتِ الله؛
: او غرق در خداست”.

وقتی به شهادت رسیدند، من نمی‌دانم بی‌بی زینب کبری سلام‌الله‌علیها چه حالی در شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السّلام داشتند؟

✨“اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیِّدی وَ مَولای یا عَلی بنَ الْحُسَینْ ٱَیُّهاالشَّهید أَنتَ مِنْ أَهْلِ اَلْبَيْتِ اَلَّذِينَ أَذْهَبَ اَللَّهُ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً”

نقل شده آقا امام زمان ارواحنافداه در زیارت حضرت علی اکبر علیه‌السّلام این جمله را فرمودند:
” من شهادت می‌دهم آقا حضرت علی اکبر سلام‌الله‌علیه تو از اهل بیتی هستی که

✨“أَذْهَبَ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ؛
: خدای تعالی از آن‌ها رجس و پلیدی را برده”.

✨“وَطَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً”

🍀ان‌شاءالله آقای ما حضرت علی اکبر سلام‌الله‌علیه به ما نظر بفرمایند و به همه ما عنایت بفرمایند با دعاهایشان، با عنایاتشان، با شفاعتشان.
فرمود: در عالم رؤیا دیدند حضرت علی‌بن‌موسی‌الرّضا علیه‌السّلام فرمودند: ای مردم! بروید حوائجتان را از علی اکبر بگیرید.

آقاجان! یا حضرت علی اکبر

✨“أَنتَ بابُ الله الَّذی یُوتی مِنه”

تو در خانه خدا هستی. ما هم حاجتمندیم، ما هم نیازمندیم، ما هم محتاجیم. ما را از عنایات خودتان، از شفاعت خودتان، از دعاهای خودتان، از دلسوزی‌های خودتان محروم نفرمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *