شرح زیارت عاشورا جلسه ۶

اَعوُذُ بِاللهِ مِن الشَّیطَان الرَّجِیم

يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ …..(المائده/١٦)

خدای تعالی برای سالم شدن روح انسان، برای سلام بودن انسان، برای این‌که انشاءالله قبل از این‌که در ملاقات با محبوب، ملاقات با امام زمان (علیه‌الصّلوة والسّلام) داخل شویم؛ خدای تعالی راه‌های سلامتی را به روی ما باز می‌کند.

جلسه گذشته عرض کردیم؛ ما در هرجا که باشیم در محضر امام علیه‌السّلام هستیم.

همین‌که به امام‌ توجّه می‌کنیم، این توجّه ما باید همراه با سلامتی باشد. یعنی از ناحیهٔ ما آزار و اذیّتی به امام واصل نشود.

همان‌طور، مثل یک بدن که در آن میلیاردها سلول است و هر‌یک از این سلولها باید سالم باشند؛ اگر یکی از آنها مریض شود، به مرکز بدن قلب و مغز، مریض بودنش اتُصال پیدا می‌کند.

انسان یک جایی از بدنش زخم‌ می‌شود، یک‌ و جایی از بدنش درد می‌گیرد، مریضی پیدا می‌کند، مرکز بدن “مغز “، متوجّه می‌شود.(این مثالی بود برای درک‌ ملموس‌تر از مطلب)

خدای تعالی به امام‌ علیه‌السلام این قدرت را داده‌ است که، در هرجای عالم ما باشد (مانند اتصال سلولها به روح) ما نیز به روح‌ِ مطهّر امام، به روح‌‌الله که امام علیه‌السلام باشد، اتصال داشته باشیم.

ولذا امیرالمؤمنین (علیه‌الصلوةوالسّلام) وقتی یکی از اصحابشان (که چند روزی بیمار بود و به مسجد نیامده بود) به مسجد می‌آید، حضرت از حال و احوال او پرسیدند و از مریضی‌اش سؤال کردند، آن شخص گفت: آقا، شما از کجا می‌دانید من بیمار بودم؟! کسی از بیماری من خبر نداشت!

آقا فرمودند که:
هیچ‌ مؤمنی در شرق و غرب عالم نیست مگر این‌که ما به مریضیِ او مریض می‌شویم…

حالا اینجا یعنی مثلاً اگر ما تَب کنیم، امام علیه‌السّلام هم تَب‌ می کنند؟!

ممکن است هزاران نفر تب کنند، آن وقت باید ٢۴ ساعت امام (علیه‌السّلام) تب کنند و مریض شوند. آیا به این شکل است یا به این شکل است که امام (علیه‌السّلام) مطلع می‌شوند و همان‌طور که پدر یا مادر از مریضی بچّه، یک حالت هم‌دردی و دلسوزی پیدا می‌کند و این مریض شدنِ امام، به آن معنا نیست که مریضی که ما داریم، سرایت به امام می‌کند و امام هم مریض می‌شود.

بلکه به این معنا است که همین که امام مورد توجه‌اش قرار می‌گیرد و به‌خاطر دریایی از مهربانی که در امام هست به ابعاد مختلف، توجّه به این مؤمن دارند که دوستش دارند و همهٔ حقایق را دربارهٔ او می‌دانند، آینده‌اش را می‌دانند، گذشته‌اش را می‌دانند، عالم ذرش را می‌دانند که در آینده چه چیزهایی برایش پیش می‌آید، می‌دانند.

اینها توجّه امام را به‌سوی آن مؤمن جلب می‌کند و مؤمن هم دارد؛ شاید مؤمنینی باشند که اتصال و ارتباط را از لحاظ روحی با امام دارند و ما هم همین‌طور هستیم؛ اگر دو تا مؤمنی که از لحاظ عواطف و محبت با هم خیلی ارتباط دارند، مثل مادر و فرزند یا پدر و فرزند، طبیعتاً تأثیرگذاری خودش را دارد.

امام هم با آن احاطه‌ای که دارند و عالَم مثل کف دست برایشان است، طبعاً این حالت وجود دارد.
غرض اینکه ما باید در هر لحظه به امام سلامتی هدیه کنیم. سلامتی از قلب ما شروع می‌شود.

«إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» (شعراء/٨٩)

یعنی نیّتت را نیت پاک و سالمی قرار بده. غالباً ناسلامتی‌های ما از قلبمان و از نیّت‌هایمان ریشه دارد.
یعنی ممکن است خیلی از اعمال ما، اعمال به‌ظاهر خوبی باشد ولی در نیّتش اشکال وجود داشته باشد.
چون ارزیابی اعمال به نیّت است.

” إِنَّمَا الْأَعْمَالْ بِالنِّیَّات؛
: اعمال با نیت ارزیابی می‌شود”.

یعنی خدای تعالی به نیّتت نگاه می‌کند. ماها ظاهر اعمالمان پیش رو است و نیّت‌هایمان مخفی است. ته خانه دلمان و آن کُنج پستوها که کسی نمی‌تواند ببیند، نیّت‌هایمان مخفی است.

نمی‌دانیم نیّت‌مان سالم است یا مریض است. چه چیزی در نظر گرفتیم برای اين حرفی که زدیم؟ یا برای این عملی که انجام دادیم. هیچ‌کس هم خبر ندارد.
ممکن است روی حسن ظن، دیگران بگویند: عجب حرف قشنگی، عجب عبادت خوبی، عجب کار خیری این شخص انجام می‌دهد.

«إِنَّ اللَّهَ لَایَنْظُرُ إِلَی صُوَرِکُمْ وَ أَعْمَالِکُمْ؛
: خدا به چهره‌های شما و ظاهر عمل شما نگاه نمی‌کند،

«وَلَکِنْ یَنْظُرُ إِلَی قُلُوبِکُمْ وَ نِیَّاتِکُمْ»

به دل شما نگاه می‌کند.
چه چیزی در نظر گرفتی؟ راستش را بگو!
هدفت از این کار چه بود؟

ته نیّت‌مان را در می‌آوریم، می‌بینیم یک چیز بیگانه‌ای بوده با آنچه که نشان می‌دهد.
خیلی از این نیّات را بخواهیم رو کنیم، آدم از اعمال خوب ظاهری خودش خجالت می‌کشد. به‌خاطر نیّت‌هایی که خالص و خداپسندانه نیست. خیلی این مسأله قابل توجّه است.

آدم از اعمال خوبِ ظاهری خودش خجالت می‌کشد، به خاطر نیّت‌هایی که خالص نیست، خداپسندانه نیست، این مسئله خیلی قابل توجه هست.

مثلاََ اینکه بگویم: من کسی هستم، من وصلِ به (مثلاََ) عالمِ بالا هستم، من قلبم وصل است، یک کلمه‌ای می‌گویم، یک جایی یک وقتی بودیم، یک کسی با گوشه و کنایه می‌گوید: فلانی، فلان‌ نفر را می‌گوید: آیت الله، من را می‌گوید: حجت الاسلام.

بعد با گوشه و کنایه، البته من الان حملِ به صحت می‌کنم مثلاََ حرف آن شخص را، می‌گویم: مثلاََ تو از کجا می‌دانی شاید نیّتش، نیّتِ خالصی بوده، برای خدا گفته است.

خدای تعالی هم رفیق و دوست است، مهربان است، نمی‌آید زود نیّت‌های ما را آشکار کند، رسوا بشویم که آدم این همه زحمت، مثلاََ برای یک کاری کشید، مثلاََ فرض کنید، من دهه‌ی محرم را منبر رفتم، نگو که هدفم مثلاََ رضایت حضرت تهِ آن نبوده است، اگر نیّت من، پنج تا طبقه داشته، طبقه‌ی اولی، یک منبر خیلی قشنگی بوده، طبقه‌ی زیرش، آن کفِ کارش که می‌بینی، مثلاََ می‌بینی یک چیزی برای خودخواهی بوده است (به عنوان مثال).

لذا در دعای بعد از زیارت آل یاسین، می‌گوییم که:

أَسْأَلُكَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِي نُورَ الْيَقِينِ وَ فِكْرِي نُورَ النِّيَّاتِ

خدایا! فکر من را پُر از نورِ نیّت کن.
کارهایمان را با تفکر انجام می‌دهیم، مثلاََ فکر می‌کنیم که فلان جا برویم یا نه؟!!
مثلاََ فلان مجلس برویم یا نه؟!!
اینجا اول فکر می‌کنیم.

این فکرمان، الان ممکن است مثل یک ماشینی که دارد می‌رود، از هر طرف ممکن است دشمن به آن تیراندازی کند، نیّت‌های ناپاکی به ذهن القا بشود، مثلاََ بگوید: این مجلس بروی، شخصیتت حفظ می‌شود (مثلاََ)، من نمی‌دانم حالا، هزار جور چیز می‌شود نیّت کرد، آدمیزاد هم ماشاءالله مرکزِ فکر و مرکزِ چیزهایی است که می‌تواند پنهان بکند.

حالا ظاهرش مجلس امام حسین (علیه السّلام) است ولی باطنش، می‌بینی یک چیزی است که به مطرح شدن شخصیت خودِ آدم برمی‌گردد، مثلاََ من این مجلس بروم، شخصیتم میان افرادی که آنجا می‌آیند، حفظ می‌شود (مثلاََ)، حالا نمی‌دانم چه چیزهایی می‌شود نیّت کرد، هر کس به خودش مراجعه بکند، خودش می‌فهمد که آن تهِ دلش چه نیّت‌هایی کرده است؟!!!

فِكْرِي نُورَ النِّيَّاتِ

می‌خواهی اعمالت و نیّتت سالم باشد، اصلِ نیّت باید سالم باشد، آن نورِ نیّات، خدا فکرت را پُر از نورِ النیّات بکند، یعنی چی؟!!
یعنی این فکرهایی که می‌کنی که فلان کار را به چه خاطری، به چه انگیزه‌ای داری انجام می‌دهی؟!!
نیّت را در نظر می‌گیری، به وسیله‌ی تفکرت در نظر می‌گیری که به این خاطر برویم.

تهِ قلبت هم پنهان است، این باید یک نور و روحی در آن بیاد، نورِ النیّات بیاد، یعنی؛ نیّتت، نورانیت داشته باشد؛ یعنی هدایت شده باشد، یعنی امام زمان (صلوات الله علیه) بپسندد، این نور، هدایت است.

معنای نور در قرآن، امام علیه السّلام،

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض ِ

می‌فرماید: یعنی؛ الله هادی.
یعنی؛ نور به معنای هدایت است، چون نورِ ظاهر شما را هدایت می‌کند، که مثلاََ به در و دیوار نخوری، در چاه نیفتی.

شما مثلاً به در‌و‌دیوار نخورید، به چاه نیفتید، بواسطهٔ نور آن وقت روشن می‌شود بد و خوبِ نیت‌ها روشن می‌شود.

نورش چی است؟ نورش آن هدایت‌هایی است که، برای ما قرآن و عترت به ما عنایت می‌کند نور به ما می‌دهند.

لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ (حدید /١٩)

ایمانی که انسان به پروردگار می‌آورد، خدای تعالی بواسطهٔ ایمانِ صادقانه نورانیّت به او می‌دهد. می‌گوید :خدایا! نیتم فقط تویی، رضای تو است، هیچی دیگر در نظرم نیست، هیچی نمی‌خواهم پاسخ بگیرم.

به پدر و مادرم احسان می‌کنم، محبّت می‌کنم، حالا می‌خواهند با من بدرفتاری کنند یا خوش‌رفتاری کنند، برای من دیگر فرقی نمی‌کند. چرا؟ چون اینجا نورِ نیتش این است که، خدایا! تو از من خواستی که به پدر و مادرم احسان کنم، برایشان بال تواضع را پهن کنم، زیرِ بال‌وپَرِ ذلّت خودم، یعنی خودم را برایشان کوچک کنم، بواسطهٔ کوچک کردنِ خودم در برابر آنها یک پوششی به آنها بدهم، از مهربانی، از رحمت.

«وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»(اسراء/۲۴)

بالِ کوچک شدن را، مثل مرغی که بال‌هایش در بعضی عکس‌ها هست، مرغی بال‌هایش را باز کرده هفت – هشت تا جوجه زیر این بال‌هایش پناه گرفتند پدر و مادرت را زیر بال تواضعِ خودت پناه بده.

یعنی با تواضع و کوچکی کردن در برابر آنها، به آنها رحمت و مهربانی، نیکی رساندن، حوائجشان را برآورده کردن، همهٔ خوبی‌ها، ممکن است پدر یا مادر اصلاً تو را فحش بدهند، در برابر تو مثلاً رفتار مناسبی اصلاً نداشته باشند، حتی در مقابل محبت‌های تو بدی بهت کنند، تو کاری به این جهاتش نداشته باش، تو می‌خواهی بندگی خدا کنی و آنچه که خدا خواسته همان را انجام دهی، چکار داری که آنها چه عکس‌العملی نشان می‌دهند.

ما غالباً می‌گوییم من مثلاً به آنها نیکی می‌کنم ولی او بدی می‌کند خُب خدا نگفته که اگر بدی کرد تو ادامه نده، جاهای دیگر ممکن است اینطوری حکم داشته باشد؛ ولی در برابر پدر و مادر نه.

به هر حال غرض اینکه نیت‌هایی که می‌کنیم اگر نورانیت داشته باشد، یعنی نیتت را به امام زمانت نشان بده، بگو: آقا! (من یعنی به آقا امام زمان ارواحنافداه عرض کن، توسل کن در خلوت با آقا امام زمان ارواحنافداه حرف بزن،) بگو: آقا جان! من می‌خواهم مثلاً فلان کار را انجام دهم، چون می‌دانی، آقا از ته دلت خبر دارد، به زبان ببین می‌توانی بیاری؟ آقا من بخاطر فلان جهت این کار را می‌خواهم انجام دهم. اگر ببین خودت رویت نمی‌شوند به امام علیه الصلاة و السلام بگویی، رویت نمی‌شود بگویی آقا من این کار را می‌خواهم مثلاً به این خاطر انجام دهم اصلاً به زبان خودت جاری نمی‌شوند، خجالت می‌کشی پس این کار نورانیّت ندارد، خودت سَر خودت کلاه می‌گذاری و پنهانش می‌کنی، ظاهر برای خودت یک نیت خوبی توجیح می‌کنی و می‌روی انجام می‌دهی و از این چهار پنج طبقه‌ای که به نیت اصلی می‌خواهیم برسیم پرده‌ها را برداریم ببینیم زیر آن یکی، این نیت ظاهریش است نیت دومیش چیه؟ نیت سومیش چیه،؟ می‌بینیم ته آن، آخرِ آخرش را به دست بیاوریم ممکن است آن آخری‌اش خیلی پوسیده باشد ولی رویش نیت‌های به ظاهر خوبی باشد.

اینها همه به سلامتی روح برمی‌گردد. قلب سلیم، قلب سالم، از آفت‌ها، امراض سالم است.

اما اینطور نیست که, حالا بگوییم آقا امام زمان(ارواحنافداه) ظهور بفرمایند، یا ما یک تشرفی محضرِ مبارکشان پیدا بکنیم, حالا می‌خواهیم سلام بدهیم, خب آنجا آدم یک سلامی می‌دهد!!
آنچه مهم است, اینکه الان از قلبتان “سلام” به امام(علیه السلام) برسد.
لذا آنجاست که انسان قلبش قلبِ سلیمی باشد، ‌”شیعه” می‌شود.

وَ اِن مِن شیعَهِ لَاِبرَاهیمَ اِذَا جَاءَ رَبهِ بِقَلبِِ سَّلیم

وقتی که قلب سلیم آورد، آن وقت ما به‌عنوان شیعه قبولش می‌کنیم.
مقام شیعه, مقام پیشِ پا افتاده ایی نیست که به هرکس شیعه بگوییم.
امام علیه السّلام می‌فرمایند: شیعه مثلِ سلمان و ابوذر هستند.
شما اسم خودتان را مُحب بگذارید شیعه نگذارید!!
دراین آیه شریفه خداوند می‌فرماید:

یَهدی بِهِ اللهُ مَنِ اِتَّبَعَ رِضوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ

خدای تعالی بوسیله قرآن و نورِ قرآن (که هدایتِ امام«علیه السّلام »است) هدایت می‌کند, کسی را که رضوانِ خدا را دنباله روی می‌کند.

راه‌های سلامتی:

یَا اَهلَ الکِتَابِ قَد جَاءَکُم رَسُولُنَاِ (اسراء/ ١۵)
ای اهلِ کتاب پیامبرِ ما به سوی شما آمد.

« یُبَیِّنُ لَکُم کَثیراً مِّمَّا کُنتُم تُخفُونَ مِنَ الکِتَاب
:تا آشکار بکند بسیاری از چیزهایی که شما در کتاب تورات و انجیل پنهان می‌کنید.»

یعنی: بخاطر منافع شخصی‌تان و ریاست‌تان پنهان می‌کنید و آشکار نمی‌کنید تا اینکه ریاستِ شما بهم نخورد.
ولی پیامبرِ ما آن حقایقِ تورات و انجیل را که هدایتِ به سوی ولایتِ رسول الله(صلی الله علیه واله) و امیرالمؤمنین(علیه السّلام)است را آشکار می‌کند.

وَ یَعفُوا عَن کَثیرٍ
و (پیامبر) از یک سری چیزها هم چشم پوشی می‌کنند.

قَد جَاءَکُم مِّنَ اللهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُبینٌ
از جانبِ خدا نور و کتابِ مبین برای شما آمد.
(آیه ١۵ سوره اسراء تا اینجا بود)

قَد جَاءَکُم مِنَ اللهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُبینٌ
کتابی که حقایق را آشکار می‌کند.
و نوری که همراه اوست؛ این نور، نورِ ولایتِ امیرالمؤمنین است.

یعنی: نور ولایتِ امیرالمؤمنین(علیه الصّلاه والسّلام) همراه قرآن نباشد قرآن، مثلِ کتابی که شما در تاریکی دست بگیرید نمی توانید بخوانید.
قرآن همراه شماست اما نمی‌توانید بخوانید باید چراغ روشن کنید تا بتوانید آیاتش را بخوانید.
آیاتِ قرآن را با نور ولایتِ امیرالمؤمنین« علیه السّلام »( آن هم با نوری که با قلبتان پذیرفته باشید.)
که تحتِ تربیت و فرمانِ ولیِّ خدا، امیرالمؤمنین و ائمه اطهار(صلوات الله و سلامه علیه) عمل بکنید.
تو را تربیت کنند.
تو را شکل بدهند.
روحِ تو را و صفاتِ تو را شکل بدهند.
دیگر کاملا می‌روید در تسلیم؛ یعنی در دست امیرالمؤمنین(صلواته و سلامه علیه) و در دست امام زمان(ارواحنافداه) مثل موم باشید.

(آیه ١۶با این شروع می‌شود)

یَِهدِی بِهِ اللهُ
که خداوند به وسیله آن نوری که با قرآن است هدایت می‌کند.

خداوند چه کسی را هدایت می‌کند؟؟
مَنِ اتَّبَعَ رِضوَانَهُ
کسی که نیتش نورانی باشد.

خدا چه کسی را هدایت می‌کند؟

مَنِ التَّبَعَ رِضْوَانَهُ
کسی‌که نیتش نورانی باشد.
نیتش رضوان خدا باشد،
فقط رضای خدا در نظرش است،
هیچ چیز دیگری در نظرش نیست.

اینجا نیّت‌های ما مثل برنجی که در آن کلی سنگ ریزه و آشغال است.
شما نمی‌توانید همین‌طور بریزید در قابلمه و دم کنید و جلوی میهمان بگذارید، میهمان تا قاشق اول رو برمی‌دارد سنگ ریزه دندانهایش را می‌شکند، اصلا قابل خوردن نیست.

نیّت های ما این‌طور هستند.
ما اول باید بنشینیم نیت‌های‌مان را پاک کنیم، دانه‌دانه نگاه کنیم در آنها آشغال نباشد.

رضوان خدا یعنی:
از آنچه که تو برای کاری در نظر گرفتی، خداوند خشنود بشود.

برای این کار اگر نیتت خشنودی خدا باشد؛
دنبال خشنودی خدا باشی؛
خدا چه کار می‌کند؟!
خداوند بوسیلهٔ نور ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام تو را تازه راهنمایی می‌کند به: سُبُلَ السَّلَامِ یعنی؛ به “را‌ه‌های سلامتی” …

مثل یک مریضی که صادقانه به بیمارستان می‌آید و به قسمت پذیرش می‌‌رود و خودش را در اختیار کادر بیمارستان می‌گذارد. یعنی شرایط بیمارستان را احترام می‌گذارد،
خودش را در اختیار آنها می‌گذارد،
امضاء و تعهد می‌دهد که مثلاً، هر چه دکتر انجام داد اعتراضی نداشته باشد.
آن‌وقت او را پذیرش و بستری می‌کنند و روش‌هایی که او را سالم می‌کند را روی او اعمال می‌کنند.
(این معنای این آیه است.)

یعنی تویی که می‌آیی در محضر خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) در محضر سیدالشهداء (علیه‌الصّلاة‌و‌السّلام)
الآن همگی ما محضر امام حسین (علیه السلام) هستیم،
درمحضر امام زمان ارواحنافداه هستیم.
می‌خواهیم بگوییم: آقا:
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابْنَ رَسوُلَ الله
یعنی: من می‌خواهم سالم باشم.
اگر سالم باشید که می‌‌فرمایند: “مرحبا”
بفرما.
اما اگر سالم نباشید ….

مرحوم شیخ بهایی رضوان الله علیه یک وردها و دعاهایی داشتند، یکی از آنها را که گذاشته بود در دیوار ورودی حرم حضرت رضا (علیه‌الصّلوةوالسّلام)که خاصیتش این بود: هر کسی از این در عبور می‌کرد، اگر مثلاً جُنُب بود دماغش خون می‌آمد.
(این مطلب را یکی از علما مدتها پیش حدود سی سال پیش برای من تعریف می کرد مدرکش را نمی‌دانم کجا بود، اما خودش اهل علوم غریبه بود، کسی بود که خیلی هم در این امور وارد بود
که بعد ایشان را از ایران به نجف بردند و آنجا دفنش کردند.
ایشان مرحوم آقای ” لنگرودی ” بودند که ما نزد ایشان درس مکاسب می‌خواندیم خدا رحمتش کند).
مرحوم شیخ بهایی امام رضا (علیه‌الصلوةوالسّلام) را در خواب می‌بیندکه او را دعوا کردند، و فرمودند آن دعا را بردارد، فرمودند به زوّار ما چکار داری؟! خلاصه‌ از این کار منع‌شان کرده بودند.

ما هم که می‌خواهیم به محضر امام (علیه السلام) شرف‌یاب شویم؛
یعنی: الان ما در محضر امام هستیم،
ولی می‌خواهیم از لحاظ روحی امام به ما بگویند ما تو را پذیرفتیم، بیا طرف ما.
لذا امام علیه‌السلام می‌بینند ما مریض هستیم، امراض روحی داریم، به طرف‌ ما نمی‌آیند.

می‌بینند ما مریض هستیم، امراض داریم، نمی‌آیند. ممکن است در تشرّفات حتی آدم را بغل هم بکنند، منظورم آن نیست.
از لحاظ روحی امام (علیه‌السّلام)،

إِنِّی أَتَقَرَّبُ
آقا، من خودم را به شما نزدیک می‌کنم،
حضرت می‌فرماید:
تو که فلان نیّتت این است، فاسد است.
در دلت انواع امراض وجود دارد.

چگونه من تو را از مقربین خودم قرار دهم؟
باید روی خودت کار کنی.

«سُبُل‌ِ السّلَام»
راه‌های سلامتی

یعنی بیا تحت معالجات ما، ما راههای سلامتی را روی تو اعمال کنیم.
یک طلبه‌ای بود در سالهای گذشته، پیش یک عالمی می‌رفت که اورا به امام زمان نزدیک کند.
حالا در آن عالِم چه عیب و ایرادی بود؟!

بعد در عالم رؤیا حضرت به او اشاره می‌فرمایند که: بیا پیش خودم
یعنی به صورت یک عالم دیگر، یعنی آن عالِم دیگر به او می‌گوید: بیا پیش خودم من دهها چیز دیگر یادت می‌دهم که به امام زمان برسی.

“سُبُل سلام” است.
معلوم است که آن عالم دکتر نبوده و این یکی دکتر بوده.
یعنی در پیاده‌رو رفتی یکی قرص به تو می‌دهد و قیافه دکتر دارد و آن بیمارستانِ رسمی می‌گوید‌: نه آنجا نرو. پیش او نرو. بیا دکترهای خودمان تو را تحت معالجه قرار دهند.

لذا انسان باید مراقبت داشته باشد که دکترهایی که امام زمان ارواحنافداه تأیید می‌کنند، پزشکها و طبیبهای روح، انسان را تحت معالجه قرار بدهند و راههای سُبل السلام، راههای سالم شدن را کم‌کم انسان بگیرد.

همین سیر‌ و‌ سلوک و مراحلش مراحل سُبُل السلام است.
یعنی تدریجاً دسته دسته امراض از روح انسان رخت می‌بندد و می‌رود.

یک دوره‌ی معالجاتی است. مراحل تزکیه نفس که علما و اهل علم فرمودند آنهایی که از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) باشد نه آنهایی که از صوفیه و عرفا و آنهایی که در آبهایشان فاضلاب است نه.
آنهایی که آب خالص از اهل بیت عصمت وطهارت (علیهم‌السّلام) است، طریقه خالص اهل بیت است که آن هم برای کسانی است که

«يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ » (۱۶/مائده)

هرکسی را نمی‌پذیرند،
کسانی را می‌پذیرند که هدفشان خوشنودی امام زمان (علیه‌‌الصلاة‌والسلام) باشد.

لذا در روایت «مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاء»
که روایت طولانی هم است، دسته‌بندی فقها را که حضرت می‌فرمایند.
امام عسکری (علیه‌السّلام) از قول امام صادق (علیه‌السّلام) فقها را دسته‌بندی می‌فرماید.
فقها چهار دسته هستند که سه دسته‌شان فاسد است و کارشان یا خودشان فاسد است.
فقط یک دسته‌شان سالم هستند که حضرت می‌فرمایند:
که شیعیان ضعیف از این سه دسته ضرر می‌بینند.

بعد حضرت می‌فرمایند که:
اگر کسی نیتش واقعاً امام زمانش باشد، حضرت راه به او نشان می‌دهند.
آن وقت دوران معالجاتی دارد.
یک مرحله دوره‌ی معالجاتی است که یک سری مثلاً پنج تا ده تا مرض از ۷۵ مرض معالجه می‌شود.

یک دوره دیگر مثلاً ده، پانزده مرض دیگر معالجه می‌شوند.
یک دوره‌ی دیگر سی الی چهل تا مرض معالجه می‌شود.
لذا اینها را نباید انسان فکر کند، تند تند باید این مراحل را طی کند.
بگوید: آقا، طول کشید. بعضی اولیاءخدا شاید بیش از ده سال روی یک مرحله‌ای کار می‌کردند.

« وَيُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ » (۱۶/مائده)

یعنی وقتی‌که انسان برده شد در راه‌های سلامتی، و او هم با نیت پاک دارد کار می‌کند، خدای تعالی آنها را از تاریکی‌ها به سوی نور خارج می‌کند ( هدایت می‌کند).

یعنی«از تاریکیِ این صفات بد، می‌برد به نور صفات حمیده‌ای که مورد پسند حضرت ولی عصر(صلوات الله علیه) باشد.»

« بِإِذْنِهِ»

خدا باید اِذنش را هم بدهد.
یعنی آن دکتر بیاید کنترل کند، چک کند و بگوید: این شخص را در فلان بخش ببرید، تا معالجات دوره بعدی رویِ او انجام شود، تا او امضاء نکند، ‌”باذنه” یعنی: او باید اِذن را بدهد، همین‌طور آدم قاچاقی از آی سیو برود داخلِ بخش، که بگویند: بله او از آی سیو خارج شد، از حالت اضطراری خارج شد، این فایده ندارد، آن اضطرار در او است، باید آن پزشکش اِذن دهد.

لذا بعضی‌ها فکر می‌کنند، با یک کارهایی جلب توجّه استاد تزکیه نفس را بکنند، یک ذکرهای جدیدی به آنها بگوید، نه؛ باید واقعاً معالجه انجام شده باشد، تا انسان به دوره بعدی برود.

« وَ يَهْدِيهِمْ إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
(مائده/۱۶)
و آنها را به صراط مستقیم هدایت می‌کند.

این هم یک بخشی از صحبت درباره کلمه سلام که، چند روز است می‌خواهیم درباره سلام، که آیات و روایات زیاد است، ما از امیرالمؤمنین علیه الصلوة والسلام، چیزهایی که انسان را سالم نگه می‌دارد یادداشت کردم، ان شاالله توفیق باشد، جلسه بعدی خدمتتان عرض کنم.

روز هفتم ماه محرم است، به نام حضرت علی اصغر سیدالشهداء(علیه الصلوةوالسلام) است، امروز ما مجلسی بودیم، آن سخنران محترم خیلی غمناک آن وقایع حضرت علی اصغر(علیه الصلوة والسلام) را ذکر می‌کرد.
یکی از آن‌ها را من عرض می‌کنم ان شاءالله مورد پذیرش، مولایمان حضرت سیدالشهداء و آقا امام زمان ارواحنافداه قرار بگیرد.
فبینما هو یخاطبهم
همین‌طور که حضرت سیدالشهداء داشت با این قوم حرف می‌زد، شما اگر بعضی‌ها گفتند این خودش یک نقشه ایی کشیده که به بهانه بچه، خودش یک آبی بهش برسد و با ما بجنگد و بیشتر از ما کشته بگیرد، ممکن است یک همچین چیزی به ذهن مریض و مرده آن ها برسد، اما حضرت سید الشهداء به آن‌ها اینجور فرمود که این بچه را بیایید خودتون بگیرید ببرید، حالا که فکر می کنید من آب برای خودم می‌خواهم، اما برای بچه، خودتون ببرید سیرابش بکنید، به منم نمی‌خواهد آب بدهید، فبینما هو فیخاطبهم
آقا همین‌طور که باهاشون داشت حرف می‌زد، یکدفعه دید دستش گرم شد، نگو تیر سه شعبه آمده بر گلوی حضرت علی اصغر نشسته و این ها می‌دانستند چه کار خطرناکی دارند می‌کنند، حتی ایشان نقل می‌کرد آن سرانشان، فرمانده هانشان دیدند که حرمله دارد کمان را می‌کشد روی‌شان رو برگرداندند،
که این‌صحنه را نبینند، خودشان می دانستند چه جنایتی دارند می‌کنند.
صلی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله
وجود مبارک حضرت علی اصغر علیه السلام گره‌گشاست و ان شاءالله گره‌های کار ما در این بیمارستان اهل بیت به دست مبارک آن‌حضرت باز شود و شفا به ما عنایت فرمایند.

پایان

۷محرم الحرام۱۴۴۰
۱۳۹۷/۶/۲۶

حجّت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *