توضیحاتی پیرامون دعای معرفت امام علیه السلام جلسه ۲

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

قسمت دوم از توضیحاتی دربارهٔ دعای معرفت امام علیه‌السّلام در ماه مبارک رجب.
دعایی که به‌دست جناب ابی‌جعفر محمدبن‌عثمان‌بن‌سعید رضی‌الله‌عنه نایب خاص آقا امام زمان ارواحنافداه به شیعیان رسیده از طرف وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه.

جمله اول را جلسهٔ گذشته توضیح دادیم که می‌فرماید:
خدایا! من از تو درخواست می‌کنم به آن معانی کلمات و دعاهایی که وُلات امر یعنی ائمه اطهار علیهم‌السّلام از تو سؤال و درخواست می‌کنند.
خدایا آن‌طور که آقا امام زمان ارواحنافداه از تو درخواست می‌کنند و آن کلماتی که آن حضرت در مناجات با تو به‌کار می‌برند، من معانی آن کلمات و مطالب را به‌واسطه آن‌ها از تو درخواست می‌کنم.

جمله بعدی:

“الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ؛
: آن وُلات امری که امین بر سِرّ تو هستند”.

یعنی در واقع این دعا با این مطلب شروع می‌شود که خدایا من با تو طوری مناجات می‌کنم مثل یک بچه‌ای که در آغوش پدر و مادرش هست و خیلی چیزی از صحبت‌های آن‌ها متوجه نمی‌شود.
در بعضی از تشرفات هم داریم که شخص می‌گوید: دیدم آقا امام زمان ارواحنافداه دعایی می‌کنند که اصلاً در هیچ کتابی ندیده بودم و هیچ چیز هم از آن دعا در خاطرم نماند.

خدایا! امام زمان ارواحنافداه راه ارتباط ما با تو است.

من مثالی گاهی می‌زنم. قبلاً برای تلفن زدن می‌رفتند اداره مخابرات و از آن‌جا تماس می‌گرفتند با مقصدِ مورد نظر یا الآن هم این موبایل‌ها که در دست انسان‌ها هست.
ما در این‌جا وقتی که تلفن می‌زنیم، اداره مخابرات ارتباط را برقرار می‌کند. ما این‌جا نشسته‌ایم و مخاطب ما در یک شهر دیگری است.
این‌جا اداره مخابرات و آن دستگاه‌هایی که آن‌جا نصب هستند و مدیر و مسئولینی که آن‌جا هستند اجازه این‌کار را می‌دهند که ارتباط برقرار شود.
ائمه اطهار علیهم‌السّلام چنین مَثلی دارند بین خالق و مخلوق، بین ما که آفریده‌های خداوند هستیم و بین خداوند.

در دعای ندبه می‌گوییم:

“اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاَرْضِ وَالسَّماءِ”
: کجاست آن سببی که متصل بین خدا و مخلوقات است”.

یعنی اگر وجود مبارک چهارده معصوم علیهم‌السّلام نباشند، خدای تعالی با ما ارتباطی برقرار نمی‌کند و ما هم با خدا نمی‌توانیم ارتباطی برقرار کنیم.
بله، خداوند احاطه بر خودِ چهارده معصوم علیهم‌السّلام دارد، احاطه بر همه چیز دارد و می‌تواند با ما ارتباط برقرار کند ولی او این‌چنین اراده فرموده که تنها سبب اتصال و ارتباط بین ما و خودش را معصومین عليهم‌السّلام قرار دهد.

به جهت این‌که ما ادعای استقلال از چهارده معصوم عليهم‌السّلام نکنیم و نگوییم: ما خودمان با خدا ارتباط برقرار می‌کنیم.
اگر هم کسی بگوید: من خودم دعا کردم، با خدا مناجات کردم، خدا حاجتم را داد. نعوذبالله کاری به امام زمان و معصومین علیهم‌السّلام ندارم. خودم با خدا حرف زدم.
این شخص، آگاهی و معرفت به حقایق عالَم ندارد. این مثل این است که تلفن زده و مخابرات ارتباطش را با مقصدش برقرار کرده ولی این شخص می‌گوید: نه! من خودم مستقیم با دوستم صحبت کردم و من مستقیم صدای او را شنیدم. او هم صدای من را شنید و با من حرف زد. مخابرات کجا بوده؟ نه ما مستقیم با هم حرف زدیم.

اگر مثلاً فرض کنید یک بچه‌ خردسالی باشد که از تلفن و از مخابرات سر در نیارد؛ فقط ببیند که با آن پدر و مادرش صحبت کرده؛ خب در این‌صورت دیگر، به کودکی او گیر نمی‌دهند، می‌گویند: این هنوز عقلش نمی‌رسد که بداند این مخابرات است که ارتباط او را با پدر و مادرش برقرار کرده.

ما اگر بخواهیم خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السّلام را نادیده بگیریم؛ این‌جا در واقع
اگر مثل آن بچه‌ خردسال باشیم، خدا ممکن است خیلی کاری به ما نداشته باشد ولی اگر روی آگاهی و این‌که بخواهیم تکبر کنیم و بگوییم: نه! بین من و خدا کس دیگری نیست. خودم مستقیم هستم. من کاری به کسی ندارم.
این را خداوند تکبر حساب می‌کند و به شخص متکبر اعتنایی نمی‌کند بلکه او را عذاب می‌کند.
تمام روایات و آیات به این جهت، دلالت دارند که ما به‌صورت مثالی بیان کردیم.

در روایات دارد که حضرت موسی علی‌نبیّناوآله‌وعلیه‌السّلام از کنار شخصی که خیلی عبادت می‌کرد، عبور کرد. دید او به‌شدت مشغول عبادت است. گفت: خدایا! اگر من می‌دانستم این حاجتش چیست، حاجتش را برآورده می‌کردم.
خدای تعالی به حضرت موسی علی‌نبیّناوآله‌وعلیه‌السّلام فرمود: این اگر از عبادت مثل مَشک پوسیده هم شود یعنی آن‌قدر طولانی عبادت کند و از بین هم بخواهد برود، من به او اعتنا نمی‌کند و جوابش را نمی‌دهم.
حضرت موسی علی‌نبیّناوآله‌وعلیه‌السّلام برایش سؤال شد که چرا؟!
خدای تعالی فرمود: به‌خاطر این‌که از تو که نماینده‌ و حجت من هستی و واسطه‌ بین من و بندگانم هستی، شک در دلش است.

ببینید فقط شک در دلش بوده حتی به حدّ انکار هم نرسیده. خداوند می‌خواهد آن‌طوری که خودش می‌خواهد، بندگی شود نه آن‌طوری که ما تکلیف می‌کنیم.
آن‌طوری که ما تکلیف کنیم؛ در واقع خودمان را بندگی کرده‌ایم و ریشه در صفت تکبر دارد. این‌که تزکیه‌ نفس اهمیت دارد؛ به‌خاطر این است که این صفاتِ ناپسند که تکبر یکی از مهمترین‌هایش است، باعث می‌شود که انسان زیر بار حقیقت نرود و بگوید: من کاری به کسی ندارم. خودم هستم و خودم.

حالا یا آن بزرگش، اصلاً هیچ کس را قبول ندارد. نه خدا، نه پیغمبر، نه ائمه علیهم‌السّلام هیچ کس را قبول ندارد. می‌گوید: نه، اصلاً خدایی در کار نیست و هر چه خودم می‌گویم هست مثل فرعون و این‌ها..
خب عقلِ این شخص می‌گوید: نه، تو داری دروغ می‌گویی. پروردگارِ عالم تو را آفریده. فقط به‌خاطر این‌که می‌خواهی از کسی اطاعت نکنی، این شعار و این حرف را می‌زنی.

بعضی‌ها یک مرحله پایین‌تر هستند. خدا را قبول دارند ولی پیامبری از جانب خدا را نمی‌پذیرند و می‌گویند: نه، ما خودمان با خدا مستقیم ارتباط داریم و خدا نیازی به این‌که واسطه قرار دهد ندارد و اصلاً این پیامبر خدا نیست، این دروغ می‌گوید بنابراین زیر بار هیچ پیامبری نمی‌روند.

بعضی‌ها زیر بار پیامبر می‌روند ولی زیر بار دولتِ پیامبر، مجری قانون پیامبر، وصیّ پیامبر نمی‌روند. يعني می‌گویند: خدا هست و رسول خدا هست و ما خودمان هستیم. دیگر نیازی به علی‌بن‌ابیطالب و امام حسن و امام حسین علیهم‌السّلام نداریم و این‌ چیزهایی که شیعیان می‌گویند، ما قبول نداریم.

این‌ها هم به‌خاطر این‌که زیر بار تربیت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم‌السّلام نروند؛ لذا این‌جا قطع می‌کنند.
پیغمبر هم که از دنیا رفته، می‌ماند اسلام و قرآن و خواسته‌های نفسانیِ این‌ها که آیات قرآن را با خواسته‌های نفسانی‌شان مطابقت دهند و بگویند: این آیهٔ قرآن، تفسیرش این است که ما می‌گوییم.
چون بعضی آیات قرآن، حالت چند پهلو دارد و لذا به نفع خودشان تفسیر می‌کنند و زیر بار نمی‌روند.

مهم‌ترین مسئله بعد از توحید و رسالت، ولایت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلوةوالسّلام است یعنی پذیرش امام زمان ارواحنافداه و پذیرش حجت خدا در هر عصری که خدا در هیچ عصری، زمین را از حجتِ خودش خالی نمی‌گذارد.
بنابراین امام علیه‌السّلام سبب متصل بین خالق و مخلوق است انگار که او دارد ارتباط بین ما و خدا را برقرار می‌کند چون خدا این‌طور می‌خواهد.

وقتي شما دعای ماه رجب را می‌خوانید، این جملهٔ:

“اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ”

یعنی من به این حقیقت پایبندم و ایمان دارم که وقتی من الآن دارم به‌عنوان مثال با این تلفن با شخص مورد نظرم در جای دوری صحبت می‌کنم؛ این مخابرات است که ارتباط من را برقرار می‌کند و من هرگز این را انکار نمی‌کنم و من نیازمند به این ارتباط هستم و احترام می‌گذارم به این دستگاه و مدیری که دارد این ارتباط را بین من و مقصدم برقرار می‌کند.
این حالتی است که ما وقتی می‌خواهیم با خدا ارتباط برقرار کنیم باید پایبند به آن باشیم و ایمان بیاوریم.

کافی است که من بگویم: مخابرات چی هست، این حرف‌ها چی‌ هست! ما خودمان به‌طور مستقیم داریم با مقصد صحبت می‌کنیم.
خب این یا نشانه‌ی جهالت و ناآگاهی است یا تکبر.
کافی است مدیر مخابرات، ارتباط را قطع کند. بگوید: حالا ببینم تو می‌توانی با مقصدت صحبت کنی!

لذا خداوند متعال عمداً برای این که بندگانش را از صفات بد مخصوصاً از تکبر پاکسازی کند و متکبرین را سر جای خودشان بنشاند؛ امام و حجت خودش را واسطهٔ بین خودش و مخلوقاتش قرار داده.
هر کس به حجت خدا ایمان بیاورد و اطاعتش کند، خداوند به او نظر می‌کند.
لذا ما دربارهٔ «صلوات» داریم که هیچ دعایی بالا نمی‌رود و خدا قبول نمی‌کند تا این‌که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود.
یعنی تو باید بپذیری که باید احترام بگذاری به این حقیقتِ بزرگ که خاندان عصمت و طهارت واسطهٔ ارتباط تو با خدا هستند.

آن‌ها اگر نباشند، تو خدا را آن‌طور که ذهن خودت می‌سازد، درست می‌کنی و خدای ساخته‌ی ذهن خودت را بندگی می‌کنی، نه خدای واقعی را و ذهنت آن معنایی که از خدا اختراع کرده را بندگی می‌کند.
مثل بت‌پرستان که هزاران بت طبق ذهن خودشان درست می‌کنند و هر کسی به بتِ خودش پایند است.
این در واقع خودش را دارد بندگی می‌کند منتها رویش نمی‌شود بگوید که من خودخواه و متکبر هستم لذا پشت پوشش این‌که خدا این بت است؛ می‌خواهد حرفش را به کرسی بنشاند و به خواسته‌های نامشروعش برسد.

پس این جمله، جملهٔ بسیار اساسی و مهمی است که:
خدایا! من متواضع هستم، من خاشع و خاضع هستم در برابر این حقیقت که «وُلات امر» واسطهٔ بین من و تو هستند و من به معانیِ آن‌چه که آن‌ها تو را می‌خوانند، از همان مسیر، تو را می‌خوانم.

لذا وقتی انسان صلوات می‌فرستد، اعتراف دارد به حقیقت محمد و آل محمد. بقیه‌ی جملاتِ این دعا تعریف و تمجید از مقام امام علیه‌السّلام است. وُلات امری که:

“الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ؛
: امین بر سرّ تو هستند”.

یعنی کس دیگری امین نیست. آن‌ها امین هستند. سرّ تو را آن‌ها فقط می‌دانند.
اقیانوس را در نظر بگیریم، ظرفیتِ آبش چقدر است؟
فرض کنید از نظر ظاهر، بی‌نهایت است.
ولی مثلاً یک استخری، یک برکه‌ای کنار اقیانوس یا دور از اقیانوس چقدر ظرفیت دارد؟
فرض کنید به اندازه یک استخر، یک دریاچه کوچک یا یک حوض یا یک لیوان آب، متفاوت است.

خداوند می‌خواهد حیات در عالم ایجاد کند. حیات با یک استخر یا یک برکه، روی کرهٔ زمین ایجاد نمی‌شود باید اقیانوس باشد. آن هم سه، چهارم سطح کرهٔ زمین را باید آب فرا بگیرد که حیات ایجاد شود.
ظرفیتِ ایجاد حیات، به این وسعت است که خدا یک اقیانوس به این عظمت را خلق کند.
انسان‌ها هم مخلوقات خدا هستند. بین چهارده معصوم علیهم‌السّلام و بقیه مخلوقات چنین تفاوتی وجود دارد. یعنی در عالم خلقت، چهارده معصوم علیهم‌السّلام حالت اقیانوس را دارند.
اگر کلّ کهکشان را در نظر بگیریم، برای ایجاد حیات و زندگی شایسته‌ای که بیهوده نباشد باید خداوند یک اقیانوسی به وسعت آسمان‌ها و زمین‌ها و کهکشان‌ها از لحاظ معنوی خلق کند که ظرفیتِ علم الهی را داشته باشد.

یعنی آن علمی که خداوند در سینه چهارده معصوم علیهم‌السّلام می‌ریزد؛ حالت آبی است که در سطح اقیانوس ریخته می‌شود.
کس دیگری را خداوند به ظرفیت چهارده معصوم خلق نکرده و دلیلش هم آیه شریفه تطهیر است که اگر بخواهم بگویم، بحثش طول می‌کشد. از آیه تطهیر، اثبات می‌شود که خداوند می‌فرماید:

«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»
(احزاب/٣٣)

قطعاً و حتماً و منحصراً خدا فقط در مورد شما اهل‌ بیت علیهم‌السّلام اراده فرموده که شما عصمتِ مطلق داشته باشید. یعنی آن‌چنان روح شما وسعت دارد که فقط روح شما ظرفیتِ علم پروردگار را دارد و به‌واسطه علمی که در سینه شماست، تمام مخلوقات می‌توانند هدایت شوند و از انحراف و لغزش حفظ شوند.
حقیقتِ آیه تطهیر این است.

لذا اگر این اقیانوس نباشد، حیاتی شکل نمی‌گیرد. در حدیث کساء این مطلب را باز می‌کند که خداوند متعال می‌فرماید:

“ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً”

من هیچ آسمان و زمینی و کهکشانی، هیچ آبی، دریایی، زمینی، مخلوقاتی، هیچ چیزی را نیافریم، مگر به محبت این پنج تن که زیر کساء هستند.
آن‌ روحِ باعظمت را در قالبِ کوچک به‌صورت بشر در آوردم که مردم از آن‌ها وحشت نکنند و وقتی مردم عظمت آن‌ها را می‌بینند، قالب تهی نکنند و آن‌ها را مثل بشری ببینند و با آن‌ها انس بگیرند و آن‌ها بتوانند حقایق و راهنمایی‌ها را به مردم منتقل کنند.

«آن‌ها امین بر سرّ خداوند هستند».
سرّ خدا یعنی آن حقایقی که اگر خداوند یک قطره‌ای را در سینه ما بچکاند، ما می‌توانیم تخت پادشاهی یک پادشاه را از آن‌طرفِ کرهٔ زمین در یک چشم بر هم زدن بیاوریم نزد خودمان حاضر کنیم.
قدرتی که در علم ائمه اطهار علیهم‌السّلام است که علم قرآن است؛ این‌طور قدرتی است که به اراده پروردگار، همه‌کار با آن می‌توان کرد.
خب این را خداوند اگر بخواهد به ما بدهد، ما ظرفیت نداریم و عالَم را خراب می‌کنیم.
می‌گوییم: چرا باید کرهٔ زمین سرعتش این باشد؟ چرا باید خورشید این اندازه باشد؟
دخالت می‌کنیم و خلقت را تغییر می‌دهیم. همان‌طوری که بشر، الآن وقتی یک قدرتی پیدا می‌کند، می‌بینید چه‌قدر دخالت در خلقتِ خداوند می‌کند و فساد ایجاد می‌کند.

“الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ”

این‌ها دیگر همه جملاتی است که در وصف چهارده معصوم علیهم‌السّلام دارد بیان می‌شود که این‌ها چه مقامات و چه عظمتی دارند!
ما به چه کسی خودمان را وصل کردیم؟
به آن قدرت و به آن وُلات امری خودمان را وصل می‌کنیم که آن‌ها از ذات مقدس پروردگار، حاجت‌های ما را بگیرند و واسطه شوند بین ما و خداوند عالم.

“الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ؛
: که بشارت می‌دهند و گویای دستورات تو هستند”.

“الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِك”
: آن‌ها قدرت تو را می‌توانند برای ما وصف کنند”.

“أَلْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِك؛
: عظمت تو را آن‌ها می‌توانند آشکار کنند”.

“أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ؛
: از تو درخواست می‌کنم به آن‌چه که نطق کرده در این ولات امر از مشیت تو”.

یعنی خواست و ارادهٔ تو بر زبان آن‌ها جاری می‌شود.

خدایا! به آن کلماتی که امام زمان ارواحنافداه به کار می‌برند و از تو درخواست می‌کنم که مشیّتِ تو مطابق کلماتی باشد که ایشان به‌کار می‌برند.
یعنی وقتی که امام زمان ارواحنافداه چیزی را از خدا درخواست می‌کنند‌، مطابقِ خواست خداست و خدا موافقت می‌کند و آن‌چه را که امام از خدا خواسته، فورأ ایجاد می‌شود یا چیزی را که خواسته محو شود، فوراً محو می‌شود.

بخواهد عالَمی ایجاد شود یا عالَمی محو شود، همه به درخواست امام از پروردگار است.
خدا این‌چنین اراده فرموده که همه مخلوقات، همه ملائکه، تحت فرمان امام علیه‌السّلام باشند.
او از خدا درخواست می‌کند و خدا موافقت می‌کند. تا او از خدا درخواست نکند، هیچ کاری انجام نمی‌شود. این قدرتی است که خداوند در امام علیه‌السّلام قرار داده تا همه تحت فرمان او باشند.

“فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِك؛
: لذا تو آن‌ها را معدن کلمات خودت قرار دادی”.

وقتی تو به یک چیز می‌گویی باش، موجود می‌شود و به یک چیز می‌گویی محو شو، نابود می‌شود.
کلمات تو معدنش بر زبان «وُلات امر» است. یعنی کلماتی که آن‌ها به‌کار می‌برند؛ کارها را در عالم نظم می‌دهد. آن‌ها دستورات را به ملائکه ابلاغ می‌کنند که چه کارهایی انجام شود، چه کارهایی انجام نشود و لذا آن‌ها معدن «کلمات‌الله» هستند.
یعنی کلماتی که خدا می‌خواهد به خلقش برساند، بر زبان امام علیه‌السّلام جاری می‌شود.

ان‌شاءالله جلسهٔ بعد جملهٔ:

“وَ أَرْكَانا لِتَوْحِيدِك”

را توضیح خواهیم داد.

دهم رجب‌المرجب ١۴۴٢

میانگین امتیاز مخاطبین - ۹۳%

۹۳%

به این مطلب با انتخاب تعداد ستاره های روبه رو امتیاز دهید .

User Rating: ۵ ( ۱ votes)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *