توضیحاتی پیرامون دعای معرفت امام علیه السلام جلسه ۳

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

جلسهٔ سوم از شرح دعای معرفت امام علیه‌السّلام در ماه مبارک رجب که از ناحيه مقدسه آقا امام زمان ارواحنافداه در دست نائب خاص‌شان در عصر غیبت صغری به شیعیان صادر شده.
به این جمله رسیدیم:

“فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِكَ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ؛
‌: خدایا! تو ولات امر یعنی ائمه اطهار را معادن کلمات خودت قرار دادی”.

یعنی آن‌ها کلمات تو هستند. در قرآن کریم خدای تعالی حضرت عیسی را «کلمة‌الله» خوانده.

«وَكَلِمَتُهُۥٓ أَلۡقَىٰهَآ إِلَىٰ مَرۡيَمَ وَرُوحٞ مِّنۡهُۖ؛ (نساء/١٧١)
: کلمه‌ای که به مریم القاء کرد و روحی از جانب خدا بود که روح‌الله لقب گرفت».

کلمات خدا یعنی آن چیزی که خدا می‌خواهد به خلق ارائه دهد. کلمه، چیزی است که ما به زبان می‌آوریم. با کلمه، من می‌خواهم به مخاطبِ خودم، چیزی را بفهمانم مثلاً می‌گویم: «فلانی» یا می‌گویم: «بیا»، «برو».
در اصطلاحِ عرفی کلمه آن چیزی است که از زبان انسان خارج می‌شود که به‌وسیله آن به مخاطب، منظورمان را القاء کنیم و برسانیم.
مثلاً آیات قرآن، کلمات خدا هستند ولی یک کلمه‌ای که همه‌ی منظورِ خدا را بخواهد برساند؛ می‌شود «کلمة‌الله».
مثلاً کسی که یک سخنرانی‌ای می‌کند، می‌گویند: این یک ساعت، سخن اوست. مجموعِ آن‌چه که خدا می‌خواهد به خلقش بگوید، می‌شود «کلمة‌الله».

آن‌‌وقت در دو شکل، این «کلمةالله» آشکار می‌شود.
یکی به‌صورت مجموعِ کلمات خدا که می‌شود قرآن و سایر کتاب‌های آسمانی مثل تورات و انجیل. البته دست‌نخورده‌ها و تحریف‌نشده‌هایش که مجموعش در قرآن هست. چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.

مجموعِ تمام کلماتی که خدا به پیامبران فرموده، در کتابِ پیغمبر خاتم که قرآن است جمع شده و آن کلماتِ قبلی که تورات و انجیل است، با تحریفِ افراد سودجو مخلوط شده است ولی قرآن را چون آخرین کلمه‌اش است؛ نگذاشته که تحریف شود و با کلماتِ افراد سودجو مخلوط شود چون حجتِ بین خدا و خلق است و دین دیگری نخواهد آمد.

به‌خاطر همین خداوند بر خودش واجب می‌داند که کلمه‌ی خودش را از تحریف حفظ کند. به‌خاطر این‌که خدا هادی و راهنما است و نمی‌گذارد که مردم به گمراهی بیفتند. حجت را بر آن‌ها تمام می‌کند.
بنابراین قرآن به این استدلال عقلی، قابل تحریف نیست و خدا آن را حفظ می‌کند.

کلمه‌ی به‌صورت کلمات داریم که می‌شود قرآن و یک کلمه است که در مجموعِ کلمات خدا در وجود یک شخص به‌عنوان حجت خدا جمع می‌شود.
خدا باید یک حجتی از جانب خودش در میان مردم بگذارد که به‌وسیله او مردم را به راه راست هدایت کند.
اگر حجت بین مردم نباشد، حتی اگر کتاب خدا هم باشد، مردم ممکن است از کتاب خدا سوءاستفاده کنند و افرادی در مورد یک آیه‌ قرآن بگویند: ما معتقدیم معنایش این است.
آن یکی بگوید: ما معتقدیم معنایش آن است.
به این وسیله اختلاف بین مردم پیدا شود.

بنابراین باید کسی باشد که منظور خدا از کلمه‌ای که در آیات قرآن بیان فرموده را مشخص کند و جلوی اختلاف را بگیرد والّا اگر آن شخص نباشد، هر کسی قرآن را به نظر خودش تفسیر می‌کند و هیچ کس هم نمی‌تواند بگوید: نظر من، مقدم بر نظر توست.
اختلاف به‌وجود می‌آید.

پس باید یک کسی که از همه بالاتر است و علمش از همه بیشتر است و معصوم از خطا است و خدا او را به‌عنوان نماینده خودش معرفی کرده، حاضر و ناظر در میان مردم باشد که تمام کلمات خدا را معنی کند.
آن شخص می‌شود «کلمة‌الله» لذا خدا به حضرت موسی در قرآن فرموده: «کلمة‌الله».

تمام پيامبران «کلمة‌الله» هستند و ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام و اوصیاء‌شان هم «کلمة‌الله» هستند. چون همانی هستند که خدا می‌خواهد بگوید. یعنی خدا هر حرفی می‌خواهد بزند، در کلمه خودش بیان کرده و به‌خاطر این‌که سوءاستفاده نکنند و کسی تفسیر به رأی نکند؛ باید یک شخصی که او سخنگوی خدا باشد، به‌عنوان تفسیرکننده کلمات‌الله حضور داشته باشد.
لذا او را می‌گوییم: «کلمة‌الله». چون او مجموعِ کلمات خدا را معنی می‌کند.

بنابراین تمام انبیاء و اوصیای معصوم‌شان «کلمة‌الله» هستند و چون بین‌شان درجات وجود دارد؛ آن‌هایی که درجه بالاتری دارند، کلمه بالاتر هستند مثل آیت‌الله و آیت‌الله‌العظمی. نه از نظر حوزوی که به بعضی آیت‌الله می‌گوییم و به بعضی آیت‌الله‌العظمی می‌گوییم. از نظر واقعی.
انبیاء بعضی‌هایشان آیت‌الله هستند، بعضی‌هایشان که چهارده معصوم باشند، آیت‌الله‌العظمی هستند. يعنی بالاترین نشانه خدا هستند.
کلمة‌الله هم همین‌طور است. «كَلِمَةُ اللَّهِ» داریم و «كَلِمَةُ اللَّهِ الْعُلْیَا» داریم و «كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا» در آیه شریفه است.

البته این «كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا» معنای کلی دارد. یعنی کلمه خدا بالاترین کلمه است.
حالا کتاب‌های آسمانی هم مثل انجیل و تورات «کلمة‌الله» هستند ولی قرآن کلمه‌ بالاتر و جامع‌تری است. تمام آن‌چه که خدا می‌خواسته بگوید، در قرآن جمع است.
لذا ائمه اطهار علیهم‌السّلام بالاترین کلمات خدا هستند. کلمات جامع‌تر و کامل‌تر هستند. نه این‌که حضرت عیسی ناقص باشد ولی درجه‌اش چون نسبت به پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم پایین‌تر است، این‌طوری است.
ائمه اطهار علیهم‌السّلام معدن «کلمات‌الله» هستند. این «ولاة امری» که در این دعاست که ائمه هدی علیهم‌السّلام هستند، معدن «کلمات‌الله» هستند.

خدایا! تو آن‌ها را مرکز کلمات خودت قرار دادی. تمام کلمات خدا از این معدن خارج می‌شود.
همان‌طور که تمام فیروزه‌ها از معدنِ فیروزه خارج می‌شود و تمام طلاها از معدنِ طلا بیرون می‌آید؛ تمام سخن‌های خدا هم از معدنش بیرون می‌آید که ائمه اطهار علیهم‌السّلام هستند که معدن «کلمات‌الله» هستند.

هر چه که خدا می‌خواهد بگوید حتی در عالم خلقت می‌خواهد چیزی را خلق کند؛ کلمه‌ی ایجادِ او را بر زبان امام علیه‌السّلام و بعد از امام به‌وسیله‌ ملائکه جاری می‌کند.
مثلاً خدا به یک مَلکی مأموریت می‌دهد که به «اذن‌الله» یک آسمانی را خلق کند یا حضرت عیسی یک مجسمهٔ گِلی از پرنده می‌سازد و به «اذن‌الله» در آن می‌دمد، می‌گوید: باش و موجود می‌شود. پرنده‌ واقعی می‌شود.
در خلقت هم معدن «کلمة‌الله» هستند. یعنی خدا به هر چیزی که می‌گوید: باش، این گفتن را به‌وسیله کلمات‌الله یعنی امام و پیامبر و ملائکه انجام می‌دهد.
به انسانی می‌گوید: باش.
موجود می‌شود.

یک کسی که کور است، می‌برید امام رضا علیه‌السّلام شفا می‌دهد. خدا به امام امر می‌کند که به اذن من بگو: چشم داشته باش.
آن ‌وقت خدا به دعای امام و به کلام امام به او چشم می‌دهد.
این می‌شود «کلمة‌الله» از بُعد خلقت.

یک «کلمة‌الله» هم در هدایت داریم که همین آیات قرآن و کلمات معصومین علیهم‌السّلام است.

در آن معجزه دارد که آن شخص که کور بود و حضرت رضا علیه‌السّلام شفا داده بود و چشم به او داده بود. حضرت می‌فرمایند: چشم که به تو دادیم، دیگر چه می‌خواهی؟
حالا قضیه‌اش را در یکی از شماره‌های مجله چاپ کرده بودیم.

پس ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام معدن کلمات خدا هستند. تمام «کلمات‌الله» از آن‌جا بیرون می‌آید.
اگر حضرت عیسی با دست خودش یک مجسمه گلی ساخته و به اذن‌الله می‌گوید: پرنده‌‌ی واقعی باش؛ این قدرت را از معدن کلمات‌الله یعنی چهارده معصوم علیهم‌السّلام گرفته.
از ارواح مطهر چهارده معصوم علیهم‌السّلام تعلیم دیده که چه بگوید که پرنده‌‌ی گلی، تبدیل به پرنده واقعی شود و هم‌چنین سایر ملائکه.

“وَ أَرْكَانا لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ”

این قسمت دعا هم عطف به «جَعَلْتَهُم» است. یعنی قرار دادی ائمه اطهار علیهم‌السّلام را ارکانی برای توحید.
آن‌ها را ستون‌های توحید قرار دادی.
آن‌ها را ستون‌های آیات خودت قرار دادی
و آن‌ها را ستون‌های مقامات خودت قرار دادی.

این‌جا سه تا کلمه است.
اول این‌که:
آن‌ها را ستون‌های توحید قرار دادی.
«توحید» یعنی یکتاپرستی. یعنی ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام ستون‌های یکتا‌پرستی هستند.
همان‌طور که زیرِ سقف ستون نباشد، سقف می‌آید پایین.
بمبی را که در حرم امام رضا علیه‌السّلام منفجر کردند‌، پای ستونِ زیر گنبد کار گذاشته بودند. آن ساکی که بمب‌گذار آورده بود، پای یکی از ستون‌هایی که زیر گنبد است، گذاشته بود که این ستون خراب شود، گنبد و حرم کلا‌ً پایین بیاید که خیلی بمبش هم قوی بود.

ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام ستون توحید هستند. یعنی آن‌ها نگه‌دارنده‌ی یکتا‌پرستی در عالَم هستند. به این معنا که با تعالیم ‌آن‌ها، با معارف آن‌ها، با کلمات نورانی آن‌ها، مردم از شرک حفظ می‌شوند.
این ساده‌ترین معنا برای «ارکان توحید» است.
یعنی اگر ائمه عليهم‌السّلام نباشند، هر کسی یک حرفی دربارهٔ خدا می‌زند و مردم خدا را به ذهن خودشان درست می‌کنند.
لذا آن‌وقت صدها و هزاران خدا برای خودشان درست می‌کنند، توحید را بهم می‌زنند و خدای یکتا را تبدیل به هزاران خدا می‌کنند.
مثل همین بحث‌های بت‌پرستی که هر کس بتِ خودش را می‌پرستد و دچار شرک می‌شوند، دچار این‌که در امور عالم با خدا کسِ دیگری را دخالت می‌دهند و دیگر از یک خدا اطاعت نمی‌کنند.

لذا مکاتب مختلفی که در میان بشر به‌وجود آمده به‌خاطر این است که ستون‌های توحید را قبول نکردند.
ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام ستونِ توحید هستند. باید این ستون را بپذیرند که تکیه کنند و سقف یکتاپرستی‌ را روی ستون توحیدیِ ائمه اطهار علیهم‌السّلام باید بگذارند.
یعنی اختلافات فکری خودشان را تحت تعالیم نورانی ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام قرار دهند که رفعِ اختلاف شود و هر کسی برای خودش یک ادعایی را مطرح نکند.

خب این معنای ساده‌ای است که اگر مردم به تعالیم همه انبیاء و ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام گوش دهند و عمل کنند؛ چند خدایی و بهم‌ریختگی به‌وجود نمی‌آید و هر کس به راه خودش نمی‌رود و هر کس برای خودش دینی درست نمی‌‌کند.

حالا غیر مسلمان‌ها که بحث خودش را دارد. در مسلمان‌ها هم آن‌هایی که ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام را به‌عنوان وُلاة أمرِ حقیقی و معرفی‌شده نپذیرفتند؛ توحیدشان بهم‌ریخته شده.
یعنی خدایی که در کلمات اهل‌ سنت هست، یک خدای عجیب غریبی است که حالت جسم به آن می‌دهند. روی صندلی نشسته و یک خدای مجسّمی است که خلاف معارف توحیدی قرآن است.
لذا آن‌ها توحید و یکتا‌پرستی‌شان فرو ریخته است و ستون ندارد. زلزله‌ی بی‌اعتنایی به امیرالمؤمنين و ائمه اطهار علیهم‌السّلام یکتاپرستی آن‌ها را منهدم کرده‌.

زلزله‌ بی‌اعتنایی به امیرالمؤمنین و ائمه‌‌ اطهار علیهم‌السّلام یکتاپرستی آن‌ها را منهدم کرده.
در کنار خدا حرف خودشان را مطرح کردند. خدا فرمود: امیرالمؤمنین باید جانشین پیامبر باشد.
آن‌ها گفتند: نه، آن چیزی که ما می‌گوییم باید باشد.
یعنی جای خدا خدایی کردند و لذا توحیدشان فرو ریخت.

“خدایا! تو ائمه‌ اطهار را ستون‌های توحید قرار دادی و ستون‌های آیات خودت قرار دادی و ستون‌های مقامات خودت قرار دادی”.

“الَّتِي لا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ”

آن‌وقت این‌جا این دو موردِ دیگر یعنی آیات و مقامات، ستون توحید را می‌برد در کلّ نظام خلقت. یعنی در کلّ نظام خلقت، آن‌ها هم معدن کلمات هستند، هم ستون‌های توحید هستند.
به چه معنا؟
به این معنا که آن‌ها نظامِ هستی را مدیریت می‌کنند.

یک مثال می‌زنیم.
دولت در یک کشور، نظام واحد به‌وجود می‌آورد. یعنی قانون واحد در همه‌ شهرها تنظیم می‌کند که مثلاً چراغ قرمزها چه‌طوری باشد، خیابان‌ها چه‌طوری باشد، یک‌طرفه بودن دوطرفه بودن و تمام نظمی که در یک کشور، دولت قانونش را ابلاغ می‌کند به وزارت‌خانه‌های مختلف که وقتی به آن کشور می‌روید، همه‌جا چراغ قرمزهایش یک معنا می‌دهد، تابلوهای راهنمایی و رانندگی‌اش یک معنا می‌دهد. اختلاف نیست اگر اختلاف هم دیده شود فوراً برطرف می‌کنند. در وزارت‌خانه‌هایش، در برقش، در آبش و در سایر جاها.
یعنی آن دولت یک نظام واحد را هم از لحاظ سخن‌گفتن و اطلاعیه دادن، اجرا می‌کند. حرفشان یک حرف است که نشان دهند یک حکومت در این کشور است.
هم از لحاظ عملی این را پیاده می‌کنند در نظم اجتماعی مردم.
مثلاً قیمتِ برق، همه‌جا طبق یک تعرفه است، قیمتِ تلفن، همه‌جا طبق یک تعرفه است. قانونِ برق‌دادنشان و رساندن برق و رساندن آب و رساندن گاز و همه‌ کارهایی که در آن کشور می‌شود؛ دولتِ آن کشور نمی‌گذارد که دو تا دولت به‌وجود بیاید. اگر دو تا دولت به‌وجود بیاید، یکی از آن دولت‌ها باید حذف شود.

همین حالت در نظامِ هستی وجود دارد یعنی خداوند یک حکومت را که حکومت خدا باشد در نظام هستی پیاده کرده.
مثلاً در اتم‌ها، در گردش کهکشان‌ها، در باریدن باران، دریاها، جاذبه، گردش زمین به دور خورشید و.. روی یک نظام استوار است.
هیچ‌جا شما اختلاف نمی‌بینید. هیچ‌جا سستی و کاستی نمی‌بینید که در آیاتِ اولیه سوره ملک خداوند می‌فرماید:
«خوب نگاه کن! چند بار نگاه کن! ببین هیچ‌جا سستی و کاستی در نظامِ خلقت می‌توانی پیدا کنی؟
چشمانت خسته و شکست‌خورده به‌سوی تو برمی‌گردد و می‌بینی هیچ‌جا ایرادی وجود ندارد».

هر سلولی، هر اتمی، هر خورشیدی، هر ماهی، هر برگ درختی. همه بر نظامِ واحد، استوار هستند. همه دارند می‌گویند: یک قدرت دارد این‌ها را اداره می‌کند و اگر یک جایی هم یک اختلالی ببینیم، می‌فهمیم که مربوط به دخالتِ غیر خدا و دخالت ما انسان‌ها در امور عالم است.
مثلاً آب‌ها را آلوده می‌کنیم، هوا را آلوده می‌کنیم، سلول‌ها را بیمار می‌کنیم، با دخالت‌هایی که در خلقت می‌کنیم.
آن‌ هم خدا به مقداری اجازه می‌دهد که معلوم شود که ما خرابکار هستیم. معلوم شود که ما فاسدکننده هستیم تا مردم، فاسد را از صالح بشناسند.
خودِ انسان‌ها هم بفهمند که وقتی که غیر خدا را دخالت می‌دهند در کار؛ یعنی جهل را دخالت می‌دهند در علم. جهل هم فاسد می‌کند.

ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام مسئولِ کلّی این نظامِ واحد هستند. یعنی خداوند متعال آن‌ها را رأس نظامِ هستی قرار داده.
اول، به آن‌ها ابلاغ می‌کند قانون‌هایی که در عالم باید اجرا شود، بعد توسط آن‌ها به ملائکه ابلاغ می‌شود و ملائکه هم به ملائکه‌ی رده پایین‌تر می‌رسانند.
حضرت جبرئیل قدرتِ خدا را پیاده می‌کند. فرض کنید مثل وزیر کشاورزی، وزیر نیرو انگار حضرتِ جبرئیل این حالت را دارد.

آن‌وقت چند میلیون کارمند، زیر دست آن وزیر هستند. تا آن کارمند جزئی که مثلاً می‌آید کنتور آب شما را قرائت می‌کند و ثبت‌ می‌کند و پول آب شما تعیین می‌شود.
از آن ملَکی که مثلاً وزیر است مثل حضرت جبرئیل تا می‌رسد به ملَکی که مثلاً قطره باران را به زمین می‌آورد و در جای خودش باید این قطره گذاشته شود.
خب از تصورِ ما خارج است که خدا برای هر قطره باران، یک ملَک خلق کرده؟!
خب چه‌طور برای هر کنتورِ آبی که قرائت شود، دولت یک مأمور گذاشته بیاید درِ خانه، ‌در بزند، شما در را باز کنید، کنتور را قرائت و ثبت کند! چه‌طور در نظامِ خودمان این را قبول می‌‌کنیم؟

آن‌وقت این بارانی که با این نظم می‌بارد حالا در سیلاب چون ممکن است بحثِ عذاب باشد، ممکن است قانونش فرق کند ولی در باران‌های معمولی می‌بینیم قشنگ، تمام خیابان به‌طور یک‌دست خیس می‌شود و قطرات باران، منظم در جای خودشان فرود می‌آیند.
هر دانه برف می‌بینید شکل مخصوص خودش را دارد، مثل اثر انگشتی که در انگشت هر انسانی است.

خب این قدرتِ نامحدود است. خداوند به‌طور نامحدود، ملَک خلق می‌کند و این‌ها مسئول کارها هستند که این دانه برف را چه‌طور شکل دهند؟ چه‌طور نقاشی کنند؟
ما مثلاً یک کسی نقاشی می‌کند، می‌گوییم: یک کسی این تابلو را نقاشی کرده ولی یک دانه برف که یک تابلوی گران‌قیمت از نقاشی طبیعی است؛ آن‌هایی که خدا را نمی‌شناسند، می‌گویند: این خودش این‌طوری شده!
مگر می‌شود خودش این‌طوری باشد؟
ما اگر عکس این دانه برف را روی تابلو بکشیم، می‌گویند: یک نقاشِ ماهری این دانه برف را نقاشی کرده.
آن‌هایی که آشنا هستند با تصاویرِ دانه‌های برف که تلویزیون هم نشان می‌دهند؛ می‌بینید تصاویرِ عجیب و غریبی است.

خب این به‌خاطر این است که قدرت خدا نامحدود است. برای قدرتِ نامحدود، این‌ها هیچ چیز نیست ولی ما که محدود هستیم، برایمان خیلی است.
آیات و نشانه‌های خدا، ائمه‌ اطهار عليهم‌السّلام مسئولِ کلّی‌اش هستند یعنی در نظامِ کلّی خلقت، تمام آن‌چه که به توحید مربوط است؛ برگشتش به آن‌هاست.
همان‌طوری که گفتیم، تمام نظمی که در کشور هست، به وزرای دولت برمی‌گردد و وزرا به رئیس‌جمهور برمی‌گردد. رئیس‌جمهور مَثل حجت خداست. او از خدا دستور می‌گیرد.
قانون خدا به او ابلاغ می‌شود و او قانونِ ابلاغی را به وزرا که ملائکه‌ی بزرگ هستند، ابلاغ می‌کند و آن‌ها هم به مدیرهای بعدی و بعدی و بعدی تا به ملَکی که یک قطره باران را بخواهد بیاورد، یا یک برگ درخت را شکل بدهد و همین‌طور سایر چیزها. ملائکه، مسئولِ همه این کارها هستند.

«خدایا! تو ائمه اطهار علیهم‌السّلام را مسئول کلّیِ توحید قرار دادی که این‌ها یکتاپرستی را در بخشِ سخن‌گفتن و راهنمایی کردن، گسترش می‌دهند».
کلمات معمولی‌ای که ائمه دارند یکی در آن بخش، تعالیم توحیدی را می‌دهند و یکی هم در بخش عملی است. یعنی این‌که مثلاً باران درست ببارد، ابرها درست جابجا شوند.
تمام ملائکه، تحت فرمان هستند که حتی یک دانه باران اشتباهی نبارد که متأسفانه بعضی از گناهانِ ما باعث می‌شود که باران، عوض این‌که این‌جا ببارد، برود یک جای دیگر ببارد به مجازات این‌که ما بعضی از گناهان را مرتکب شدیم و لیاقت باران باریدن بر سر ما از ما گرفته شود. آن‌وقت باید مردم توبه کنند و نماز باران بخوانند تا خداوند ببخشد و باران را نازل کند.

«خدایا! تو ائمه‌ اطهار علیهم‌السّلام را ستون‌های توحید در دو بخش:
یکتاپرستی به‌صورت هدایت‌های تشریعی
و یکتاپرستی تکوینی قرار دادی».

که توسط ملائکه در عالَم پیاده می‌شود که هر جای عالم را نگاه می‌کنید، می‌بینید یکتاپرستی است. می‌بینید همه‌ می‌گویند: خدای واحد.
می‌گویند: «لَاإِلَهَ‌إِلَّا‌اللَّه».

ادامه این را ان‌شاءالله در جلسهٔ بعد تقدیم خواهیم کرد.

وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین

١١ رجب‌المرجب ١۴۴٢

میانگین امتیاز مخاطبین - ۹۳%

۹۳%

به این مطلب با انتخاب تعداد ستاره های روبه رو امتیاز دهید .

User Rating: ۵ ( ۱ votes)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *