درس هایی از مکیال المکارم جلسه ۳

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمُ

📚 صحبت دربارهٔ‌ باب اوّل از کتاب مکیال‌المکارم در وجوبِ معرفت امام زمان (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) است که دو جهت هست در معرفت آن حضرت:
جهت عقلی و جهت نقلی.

☘️دلیل عقلی وجوب معرفت امام :

🖌 دلیل عقلی، منظور این است که ما انسان‌ها بدونِ اینکه در دنیا پیامبر دیده باشیم، امام دیده باشیم،
(اینکه می‌گویم: در دنیا، خواهم گفت منظور چیست)
بدون اینکه پیامبر یا امام دیده باشیم، وقتی یک پیامبر یا امام به سراغ ما می‌آید، چگونه تشخیص می‌دهیم این پیامبر خداست؟!!
اینجا خدای تعالی ترازویی بنام «عقل» در روح ما، در قلب ما قرار داده که به وسیله‌ی آن تشخیص بدهیم که این آیا پیامبر خدا هست یا نیست؟!!
لذا مردم حق دارند به کسی که می‌گوید: من پيامبر خدا هستم یا امام و حجّت خدا هستم، از او دلیل مطالبه کنند و بگویند: شما به چه دلیل حجّت خدا هستید؟!!
حجّت خدا باید کاری را انجام دهد که غیر خدا نتواند انجام دهد والّا همهٔ افرادی که شیّاد و کلاهبردار هستند این ادّعا را می‌توانند بکنند.

در اینجا عقل برای ما نگهدارنده است که ما را از اینکه در دامِ کلاهبرداران و شیّادان بیفتیم حفظ می‌کند و می‌گوید: شما باید از کسی که ادّعای نمایندگی و حجّت خدا می‌کند دلیل و نشانه بخواهید که آن نشانه و دلیل، «معجزه» است باید پیامبر و امام معجزه داشته باشد؛ یعنی چیزی، کاری که عاجزکننده همه‌ی خلق باشد.

☘️ معنای معجزه:

🖌معجزه هم صیغه‌ی مبالغه هست؛ یعنی بسیار عاجزکننده. یعنی هیچ کس نتواند، جن و إنس جمع شوند نتوانند انجام بدهند. کاری که خدا فقط بتواند انجام بدهد که اثبات می‌شود از طرف خداست.
آنجا دلیل عقلی است که عقل به ما می‌گوید که به این دلیل اثبات می‌شود که این نماینده‌ی خدای تبارک و تعالی است.
در اصلِ وجودِ امام هم عقل خیلی به راحتی و روشنی حکم می‌کند که باید خداوند مخلوقاتش را، جن و إنس را هدايت و راهنمایی کند. نمی‌شود که خداوند این همه خلق بیافریند و مردمِ متفکّر و باشعور و بادرک مثلِ جن و إنس را بدونِ راهنما به حال خودشان رها کند و مثلِ مادی‌گرایانی که هستند و می‌گویند: زندگی همین دنیائی که می‌بینیم بیشتر نیست؛ نه به امامی معتقدند، نه به پیامبری.
اما عقل می‌گوید: نمی‌شود خداوند مردم را بدون حجّت، بدون راهنما رها کند.
اگر این کار را بکند، کارش حکیمانه نیست و ناقص است.
مثلِ این است که مثلاً خدا یک جنینی را بیافریند ولی برای آن، مغز و قلب قرار ندهد، این نمی‌شود.

📚 اینجا می‌گوییم این خلقتِ ناقص است، یک اتّفاقی افتاده. این نمی‌شود خدا یک بچّه ای را بیافریند و مثلاً مغز برایش قرار ندهد، قلب برایش قرار ندهد. لذا او نمی‌تواند زندگی کند، حالا به دنیا هم بیاید یا بیاورندش، یک بچّه‌ای که مغز دارد ولی مغزش ناقص است، این نمی‌ماند، نمی‌تواند زندگی کند یا مثلاً قلبش ناقص است. حالا دست نداشته باشد، بی‌دست می‌شود زندگی کند، پا نداشته باشد می‌شود ولی اعضاء رئیسه که مغز و قلب هستند نمی‌شود.

☘️استدلال عقلی وجوب امام:

🖌در عالم بشریت هم عقل به روشنی حُکم می‌کند که نمی‌شود خداوند مردم را بیافریند، بشر را بیافریند و مغز و قلب برایش قرار ندهد.
جامعه‌ی بشری، پیکره‌ای است بهم پیوسته و میلیاردهاسلول آن تک‌تک انسانها هستند و این پیکره مغز و قلبی هدایت‌گر باید داشته باشد تا همه‌ی آحاد بشر را یکسو و هم جهت و به سعادت هدایت کند و آن مغز و قلب، انسان کاملی است که خداوند اورا برمی‌گزیند و مانند مغز با علمی که خدا به او داده است، بشر را به آنچه سعادت است رهنمون می‌شود.
آن مغز و قلب، حجّت خدا و امام معصوم و امام زمان علیه السلام است.

☘️ حجت خدا مغز و قلب جامعه‌ی بشری است:

🖌بعضی از این تاریک‌فکرهای جامعه، ممکن است بگویند: نه، ما نیازی به امام نداریم.
حجّت اصلاً چیست؟ نیازی نداریم، خودمان راه را از چاه تشخیص می‌دهیم. مثلِ اینها، مثل دیوانه‌ای است که در تيمارستان بگوید، اصلا مغز یعنی چی، ما به مغز نیازی نداریم.
جامعه‌ای که انسانی معصوم و متصل به خداوند عالم بر آن حاکمیت نداشته باشد، مانند دیوانه‌ای است که مغزش مختل است و اعضاء بدنش با مغز ارتباط ندارند و لذا اعمالش اعمال ناپسندی است.
فرض کنید ممکن است یک دفعه در خیابان لخت مادرزاد شود، ممکن است یکی را گاز بگیرد. بعضی دیوانه‌ها مثلاً گاز می‌گیرند، بعضی‌ها یک کار دیگری انجام می‌دهند، هر کدام یک کاری و مگر بشر امروز غیر این است که یکدیگر را دائم گاز می‌گیرند و خون ریزی و فساد می کنند؟!.
آن زورگوی بین‌المللی دائما می‌گوید: من حمله می‌کنم، بمب اتم می‌زنم، این می‌کنم، آن می‌کنم، اگر به حرفم گوش ندهید، تحریم می‌کنم، تهدید هسته‌ای می‌کنم.
این علامت این است که ارتباط این بشر با مغز هدایتگری که خدا در میان بشر قرارداده مختل است.
یکی بیاید به بشر امروز نگاه کند، یک چنین تصوری برایش ایجاد می‌شود.
لذا یا باید بگوییم: خلقت خدای حکیمِ ِِعلیم بیهوده است، خدا یک موجود دیوانه‌ای آفریده که جز فساد کاری نمی‌شناسد.
ملائکه هم به خاطر همین به خدا عرض کردند که:
” آیا بشری را می‌آفرینی که خونریزی و فساد کند”؟
خب، خدا مبَرّا است «سبحان الله»، مبَرّا است، منزّه است از اینکه یک موجود مفسد و فاسدی بیافریند. خدا منزّه است.
پس یقین می‌کنیم که خداوند یک حجّتی، یک راهنمایی، یک مغزِ نگه‌دارنده‌ و هدایت‌کننده‌ای برای خلق آفریده. حالا یا ظاهر و آشکار است مثل امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (علیهم صلوات الله) یا به خاطر مصلحت‌هایی خداوند دستور پنهان‌زیستی به او می‌دهد تا بخاطر بی اعتنائی مردم در دست ظالمان گرفتار نیاید و کشته نشود و نیز حجّت بر مردم تمام شود تا نگویند ما امامی نداشتیم تا به راه راست هدایت شویم.

در دعای ندبه می‌گوییم ‌:

✨و لِئَلَّا یَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً،
وَ أَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى✨
خدایا تو پیامبران و جانشینانشان را همیشه حاضر و آماده هدایت مردم قرار دادی.
حجّت خدا، همیشه باید بین مردم حضور داشته باشد، همانطور که مغز باید در بدن وجود و حضور و ارتباط داشته باشد.
چرا؟
اگر نباشد چه می‌شود؟
مردم می‌گویند: خدایا، تو راهنمایی برای ما قرار ندادی، ما گمراه شدیم، تقصیری نداریم.
تو برای ما امام قرار ندادی، ما نمی‌دانستیم از کدام طرف برویم.
هر کسی یک حرفی می‌زد، هر کسی یک فکری ارائه می‌داد، ما نمی‌دانستیم کدام درست است کدام غلط است؟
آنوقت علیه خداوند حجّت پیدا می‌کنند.

📚 آن وقت علیه خداوند حجّت پیدا می‌کنند و می‌گویند: خدایا چرا پیامبری هشدار دهنده یا امامی هدایت کننده برای ما نفرستادی؟

✨أقَمْتَ لَنَا عَلَما هَادِيا✨

عَلَم هدایتگر که منظور امام است، امام هدایتگر برای ما قرار ندادی که از او دنباله‌روی کنیم.

✨فنَتَّبِعَ آيَاتِكَ✨

«از نشانه‌های تو پیروی کنیم».

قبل از اینکه خِذلان و ذلّت برای ما پیش بیاید و در درّه‌ها سقوط کنیم.
آری، انسان قطعا و علما و یقینا راهنمایی معصوم و متصل به خداوندی که عالم بشریت و همه‌ی آسمان و زمین را آفریده می‌خواهد.
یا باید خدا خودش مستقیما ما را مانند هدایتی که به حیوانات کرده، ما را هم هدایت و راهنمایی کند.
انسان واقعاً تعجب می‌کند مثلاً مورچه‌ها، پروانه‌ها، پرنده‌ها، زنبورهای عسل، یک عالم نظم و علم و قدرت و همه چیز در آن هست یا باید این‌طوری باشد و خدای تعالی قدرت تفکر و اختیار را از ما بگیرد و مانند حیوانات ما را به آنچه صلاحمند است بالاجبار هدایت کند و یا عَلَمی هدایتگر، و امامی معصوم از خطا برای ما قرار دهد.

☘️برای پذیرفتن وجود امام کمک عقل لازم است :

🖌 این دلیل عقلی در عالم دنیا، نیازی تعلیم پیامبر یا امام ندارد، زیرا هم اکنون می‌خواهد حقانیت دعوت پیامبر و امام را بپذیرد.
اوّل باید عقل باشد تا با ترازوی عقل تشخیص دهیم که آیا این پیامبر خدا هست یا نیست؟!
این ترازو را چه کسی در درون قلب ما از چندهزارسال پیش کار گذاشته؟
در عالم قبل از این عالم، خداوند در مدّت دوهزار سال تعالیم عالم ارواح، به همهٔ ارواح بنی آدم، خودش را شناسانده، توحید را شناسانده، نبوت را شناسانده، امامت را شناسانده. یعنی اینها را آنجا عمیقاً تفهیم کردند مانند هشت ماه تحصیل دانش آموز پیش از امتحان آخرسال تا در امتحان سربلند بیرون آید.
اگر آن تعالیم نبود، ما الآن با دو کلمه درباره خداشناسی و پیامبر و امام شناسی، نمی توانستیم حقانیت آن بزرگواران را تأیید کنیم و لذا تا حقانیت توحیدی و نبوت و امامت را می‌شنویم، فورا (اگر غرض و مرضی نداشته باشیم)، می‌گوییم: بله، درست است. باید یک امامی، هدایت‌کننده‌ای باشد، نمی‌شود عالم بدون خدا باشد.
در روایت دارد که اگر آن تعالیم عالم ارواح نبود، اینجا مردم اصلاً خدا را نمی شناختند.
از توحید و خداشناسی سر در نمی‌آوردند و لذا تعالیم داده شده‌ی آن عالم را، در اینجا فورا تأیید می کنیم.

لذا قرآن ذکر (یادآوری) است، پیامبر مذکّر (یادآوری کننده) است؛ یعنی یادآوری‌کنندهٔ درس‌هایی است که در آنجا به ما داده شده است.
این از جهت عقلی.

☘️دلایل نقلی وجوب امام:

🖌امّا از جهت نقلی، روایاتی است که دلالت بر این مطلب می‌کند.
یادآور می‌شوم؛ اینکه می‌گوییم جهت عقلی و نقلی، منظور ما این نیست که حالا مثلا روایاتی که از امام بیان می‌کنیم اینها عقلی نیست، بلکه نقل سخنان عقلی امام است.
منظور این است که آن دلیل عقلی – که نتیجه تعالیم عالم ارواح است – فقط باعث می‌شود که ما بپذیریم امام حجت خداست و وقتی پذیرفتیم امام حجت خداست، دیگر پای فرمایشاتش می‌نشینیم و آنچه که می‌فرماید را به علم و دانایی خودمان قرار می‌دهیم.
مثل این است که عقل ما به ما مثلاً هدایت می‌کند که الآن شماره تلفن را نمی‌دانی باید به مرکز اطلاعات تلفن زنگ بزنی. این دلیل عقلی بر وجود حجت خدا مثل این مثال است.
امّا اینکه آن شماره‌ای که آن مرکز تلفنی ١١٨ به ما می‌دهد، این را ما نمی توانیم تشخیص دهیم شماره‌اش غلط است یا درست.
ما که علمی نداریم بفهمیم غلط است یا درست.
لذا اینجا جای شک نیست
به او می‌گویند‌: اوّل مطمئن شو که به ١١٨ زنگ می‌زنی (به پیامبر و امام ایمان با دلیل عقل ایمان بیاور)، بعد که به ١١٨ ایمان آورده و زنگ زدی، دیگر آن شماره‌ای که می‌دهند حتماً درست است و نباید در آن شک کنی.
حجج الهی، پیامبران و اوصیائشان به اصطلاح همان مرکز اطلاعات الهی هستند.

📚 حجَجِ الهی، پیامبران و اوصیائشان، به اصطلاح همان مرکزِ اطلاعاتِ الهی هستند.
به ائمه (علیهم‌السلام) می‌گوئیم:

✨ “و مَعدن العلم ” یعنی:
“شما معدن علم هستید.”

یعنی مرکز اطلاعات عالم هستی قلب مطهّر امام (علیه‌السلام) است، حجّت خداست.
وقتی آنجا زنگ می‌زنیم، (از امام صادق(علیه‌السلام) چیزی می‌پرسیم)، او علم به ما تحویل می‌دهد و ما حق نداریم در علم حجت خدا سرسوزنی شک کنیم.

این فقط در مورد معصومین (علیه الصّلاة‌و‌السلام) به طور مطلق جاری است. در مورد غیر معصومین با شرائط جاری است. مثلاً مراجع تقلید و علماء و… مطلق نیست با شرائط است؛

“و أمَّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ، صائناً لنفسِهِ …..”
که شرایطش بحث خودش را دارد.

☘️امُا روایاتی که مرحوم صاحب مکیال المکارم نقل می‌کنند، روایات متعددی است که اینها بعنوان دلایل روشن علمی و عقلی، امام بیان می‌فرماید.
بنده چون دلم می‌خواهد روایات این کتاب را از دست ندهیم، روایاتش را برایتان می‌خوانم.
البته عربی‌اش را باید مراجعه کرد.
بنده همین ترجمه‌اش را می‌گویم.

روایت اول کتاب مکیال المکارم:
از امام صادق (علیه‌الصّلاة‌والسّلام) در این سخن خدای عزّوجل:

·✨«وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا؛ (اعراف/۱۸۰)
:برای خدای تعالی بهترین اسامی است؛ نیکوترین اسامی است؛
نیکوترین نشانه‌ها است؛
خدای تعالی را بوسیلهٔ آن نشانه‌ها بخوانید».

☘️اسماء حسنی الهی :

🖌اسماء، جمع اسم است. اسم یعنی نشانه. اسمِ شما نشانهٔ شماست. با این نشانه شما را می‌شناسند. خدای تعالی را هم با اسمش می‌شناسند. خدای تعالی اسمهای نیکو و نیکوتری دارد.
اسم‌های‌ نیکو پیامبران (بجز پیامبر خاتم، صلی الله علیه و آله و سلم)، اما چهارده معصوم (علیهم السلام) اسماء حُسنیٰ(اسمها و نشانه‌های) نیکوتر و برتر خدا هستند.
یعنی بالاترین نشانه‌های خدای تعالی هستند.
دربارهٔ این آیهٔ شریفه، فرمود که؛

✨”نَحْنُ وَاللَّهِ اَلْأَسْمَاءُ اَلْحُسْنَى اَلَّتِي لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْعِبَادِ عَمَلاً إِلاَّ بِمَعْرِفَتِنَا ”
“ما هستیم آن بهترین نشانه‌های خدا که خدا از بندگانش هیچ عملی را قبول نمی‌کند مگر با معرفت ما.”

چون اینجا وقتی ما می‌خواهیم خدا را بندگی بکنیم و بگوییم حرف خدا را گوش کردیم؛ خداوند متعال می‌فرماید:
حرف من را از کجا فهمیدی که حرف من است؟! ما باید استناد بدهیم که این حرف، حرفِ خداست.
آنوقت آن حجت خدا می‌فرماید که حرفِ خداوند متعال این است.
ما بندگی‌مان باید با معرفت امام (علیه‌السلام) باشد؛ اگر امام را نشناسیم هیچی! سرگردان و برای خودمان داریم کار می‌کنیم و خداوند متعال می‌فرماید: خودت را بندگی کردی!!!

✅ روایت دیگر از حضرت موسی بن جعفر (صلوات‌الله‌علیه) می‌فرماید:

“قالَ‌اِنَّ‌الحُجَّةَ لا‌تََقُومُ لله‌علی‌خَلْقِه اِلّا بِالامام‌ٍ حَتّی‌ یُعْرَف”
“حجّت برای خداوند متعال بر خلقش اقامه نمی‌شود، مگر با امام (علیه‌السلام) تا شناخته بشود”.

یعنی بدون امام (علیه‌السلام) خداوند متعال نمی‌تواند حجّت بر مردم بیاورد و
بگوید که چرا حرف مرا گوش نکردید!؟
مردم می‌گویند خدایا کجا حرف زدی که ما حرفت را گوش نکردیم؟!
همین جمله‌ی دعای ندبه که فرمود‌:
«ولِئَلّا یَقوُلُ اَحَدٌ لَولا اَرسَلتَ اِلَینا رَسولا مُنذرا وَاَقَمت لَنا عَلَما هادیا…»
مردم در قیامت نگویند که خدایا کسی را برای هدایت ما نفرستادی!!!

🍃انشاءالله روایت سوم را که روایت طولانی و‌ مفصّل و بسیار پرمغز هست را در جلسه بعدی عرض خواهیم کرد.

🍃وصَلَّی‌اللهُ‌عَلَی‌سیِّدِنَا‌مُحَمَّدٍ‌وَآلِهِ‌الطَّاهِرِین🍃

۱۲ ربیع‌الثانی۱۴۴۰
۱۳۹۷/۹/۲۹

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه‌الله تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *