اَعُوذبِاللهمنالشَّیطانالرجیم
بِسماللهالرَّحمنالرَّحیم
📚دربارهٔ ماجرای مکیال المکارم که سیوچند سال پیش برای ما در شروع مطالعهٔ این کتاب اتفاق افتاد صحبت میکردیم. تا آنجا صحبت شد که آن عالم بزرگوار که او را نمیشناختیم فرمودند که:
☘️دستور به مطالعه کتاب مکیال:
🖌”کتاب مکیال را بخوان”
به ایشان گفتم که کجا شما را دوباره ملاقات کنم؟
فرمودند: هر وقت کتاب را تمام کردی انشاءالله همدیگر را خواهیم دید و ما هیچ آشنایی با ایشان نداشتیم و اصلاً نمیدانستیم که ایشان کجا سکونت دارند و چه کسی هستند؟! نه نام ایشان را پرسیدیم!… چند قدمی هم که دور شدند و رفتند به سمت حرم و ما چون با خانواده همراه بودیم دیگر نمیشد دنبالشان برویم و صحیح هم نبود.
لذا شروعِ کار ما از آنجا شد که کتاب «مکیالالمکارم» را همان موقع خریداری کردم که الآن هم همان کتاب در دست ماست و همیشه نگهداریش میکنم.
طبعاً مدت طولانی، آنطوری که فرمودند مطالعه کن که از هر جای کتاب از تو پرسیدم بلد باشی! طبعاً باید دقت میکردم در مطالعه کتاب و کتاب لغت را میدیدم و یادداشت میکردم و حدود هزار صفحه کتاب، مطالعهاش طول میکشید!
☘️اثرات روحی مطالعه کتاب:
🖌من همینطور که مشغول مطالعهٔ کتاب بودم، احساس میکردم که درهای رحمت از طرف آقا امام زمان (صلواتاللهعلیه) به روی من باز شده و اصلاً موقع مطالعهٔ کتاب، نه این که حضرت به نویسنده کتاب فرموده بودند:
“این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس” گویا انسان در محضر آقا امام زمان (علیهالسلام) قرار گرفتهاست.
☘️حدود یک سال و نیم مطالعه این کتاب طول کشید (که حالا میگویم بعد از یک سالنیم چه شد!) در اواسط مطالعه کتاب یک مقداری بدلیل طولانی شدن، شاید اهمیت کار برایم کم شده بود وکم توجه شده بودم.
یک دفعه در یک مسجدی رفتم نماز بخوانم؛ پیش خودم گفتم یک تفألی به قرآن بزنم شاید خدا بخواهد یک نصیحتی من را بکند و تا قرآن را باز کردم این آیه آمد:
✨«وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»
✨«بَقِيَّة اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ اِنْکُنْتُم مُؤمِنین…» (هود/۸۵و۸۶ )
یعنی دقیقاً این آیه من را بازداشت از اینکه سستی کنم در مطالعه کتاب مکیال.
✨«یَا قَوماَفُوالمِکْیَال» یعنی:
«کامل کنید مکیال را»
واسم کتاب هم که «مکیال» بود؛ یعنی کامل کنید، جدی بگیر و محکم بگیر. حالا معنای آیه دربارهٔ قوم حضرت هود است که خدای تعالی و حضرت هود (علی نبیناوآلهوعلیهالسلام) سفارش میکنند که در معاملات، پیمانهها (مکیالها) را پر کنید، کم فروشی نکنید.
🌱آنچه که خدا برای شما باقی میگذارد، «بَقیتُ الله» است. یعنی آن برکتی که خدا برای شما باقی میگذارد برای شما از هر چیزی بهتراست.
📚 آنچه که خدا بر شما باقی میگذارد، «بقیهالله» آن برکتی که خدا برای شما باقی میگذارد برای شما از هر چیزی بهتراست.
خب آن در ظاهر، در معاملات کوچک است ولی در اصل برای همین مطلبی است که این کتاب نوشته شده. یعنی در این بازار دنیا که خداوند شما را آورده با خدا معامله و داد و ستد کنید،
☘️ در معاملهی با خداوند کمفروشی و کوتاهی نکنید:
🖌 این شامل خیلی از تکالیف واجب و مستحب و در کُلّش برگشت میکند به ولایت امیرالمؤمنین و ائمهٔ اطهار (علیهمالسّلام) که سستی نکنید در این به اصطلاح، کاری که باید انجام بدهید.
در وفاداری به امام زمان ارواحنافداه، در انجام وظایفتان در قبال آن حضرت و پیمانهها را دربارهٔ حقوق آن حضرت کامل ادا کنید، کوتاهی نکنید در حقشان و در این داد و ستد بگذارید یک داد و ستد کاملی باشد.
خدای تعالی وقتی فرمودند: جان و مالتان را بیاورید، بدهید و من بهشت را به شما بدهم،
ما نباید بگوییم مالمان را میدهیم امّا جانمان را حالا با تردید. مثل آن شخص، عبیدالله بن حُر حَنفی یا جُعفی که امام حسین (علیهالسّلام) رفتند و به او فرمودند:
که تو مرد گناهکاری هستی بیا به یاری ما.
او گفت: من اسب خیلی خوبی دارم. مثل اینکه بگوید من ماشین ۲میلیاردی دارم، این را میدهم. خب این خیلی برای اهل دنیا چشم پر کن است.
ولی حضرت فرمودند:
“که ما به تو و اسب تو نیازی نداریم”.
وقتی که خدای تعالی به انسان میفرماید:
قیمت تو این است که جانت را و مالت را باید بدهی نباید کم فروشی کند.
بنابراین
✨أوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ✨
این معنای وسیعی دارد.
و ✨ «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»✨
که همه آشنا هستیم. اصل این آیه دربارهٔ آقا امام زمان ارواحنافداه و ائمهٔ اطهار (علیهمالسّلام)است که همهٔ آنها بقیةالله هستند و الآن بقیةالله که زنده است در روی کره زمین، آقا امام زمان ارواحنافداه است.
آن وقت این آیه شریفه من را خیلی تکان داد و دقیقاً دست گذاشته بود روی اینکه “من باید این وظیفهام را درست انجام بدهم”. لذا جدیتر گرفتم و بعد از چند ماهی بود که مطالعه کتاب تمام شد، در طول این یک سال و نیم من منتظر بودم که این کتاب تمام شود، ببینم آن آقایی که این وعده را دادند که همدیگر را بعد از مطالعه کتاب میبینیم، خب کسی هم خبردار نبود که من کی کتاب را تمام میکنم؟
آن موقع ها نه دوربین مدار بسته ای بود، نه کسی خبر داشت، نه میدانستم اصلاً ایشان چه کسی هستند؟ کجا هستند؟ کجا ایشان را خواهیم دید؟
لذا خیلی برای من تحریک کننده بود، برای انجام این کار. اواخر مطالعه کتاب گفتم برکات زیادی که بود، پای ما به جمکران مرتب باز شده بود هر هفته میرفتیم و دوشنبه ها میرفتیم آنجا که یک آبگوشتی مرحوم حاج غلامعلی قصاب که معروف بود و الآن هم ادامه دارد. خودشان مرحوم شدند از اولیاء خدا بودند. در همین گذرِ خان مغازه ایشان هنوز هست. دوشنبهها به اصلاح پای ما به جمکران باز شده بود.
آن موقع هم خب مثل الآن نبود. مینیبوسها سوار میکردند و سر پل میآمد و صلوات میفرستند و خلاصه با یک حالتی.
☘️تحقق وعده ملاقات:
🖌روز شنبهای بود که این کتاب را تمام کرده بودم و دوشنبه که رفتم جمکران تا پیاده شدم آن آقا را دیدم بعد از یک سال و نیم. خیلی من تکان خوردم و ایشان هم یک وقار و سنگینی خاصی داشتند و سلام کردم ولی خیلی با هیبت بودند و جرأت زیاد حرف زدنی پیدا نمیکردم.
همین سلام و حال و احوال خیلی مختصری بعد هم یک دستور دیگری به من فرمودند.
دستورشان هم خواندن
“دعای عهد” بود.
📚 زیاد جرأت صحبت کردن پیدا نمیکردم، همین سلام و حال و احوال خیلی مختصری، بعد هم یک دستور دیگری بهم فرمودند، دستورشان هم خواندن دعای عهد بود.
بعد دیگر خداحافظی کردند و تشریف بردند در مسجد و من خیلی تکان خوردم.
دیگر حالا بعد از آن متوجّه شدم که ایشان دوشنبه ها، احتمالاً مسجد میآیند و بعد از آن ما دوشنبهها که میرفتیم، ایشان را زیارت میکردیم و کمکم برنامههای دیگری پیش آمد و در خدمت ایشان اعتکاف رفتیم و ایشان از اولیاء خدا، نوّه صاحب مکیال المکارم بودند.
« جناب آیت الله حاج آقا رضا موحد ابطحی»
که داماد آیت الله العظمی گلپایگانی هستند و خدا طول عمر به ایشان دهد، البتّه الآن سنین بالا هستند، بالای فکر میکنم هفتاد سال و…. باشند.
✅ چون ما هیچ وقت در فکر پرسیدن سن ایشان نبودیم. این چیزها را هیچ وقت سؤال نکردیم. همیشه خدمت ایشان هم که رسیدیم یا میرسیم نام ائمه (علیهمالسّلام) و ذکر کراماتی از اهل بیت (علیهمالسّلام) و چشمان اشکآلود ایشان است در ملاقاتهایی که تا حالا داشتیم.
☘️نتایج معنوی مطالعه کتاب مکیال :
🖌این ماجرای آشنایی ما با نوه صاحب مکیالالمکارم و این کتاب و برکاتی که این کتاب در طول این سی و چند سال برای ما داشته؛ یعنی باید بگوییم بهسوی ظهور و لذا بر اساس همین نتایج این کتاب، کتاب راهی به سوی نور را نوشتم و حالا دیگر برکاتی را که داشت و دارد.
این را گفتم که انشاءالله در صحبتهایی که از این کتاب میشود، اهمیّت بیشتری داده شود و در محضر آقا حضرت ولیعصر ارواحنافداه قرار بگیریم و باشیم.
☘️باب اول« وجوب معرفت امام »:
🖌در باب اوّل این کتاب،
«وجوب معرفت امام زمان علیه الصّلوة و السّلام» که بدون معرفت آن حضرت، ایمان تحقّق پیدا نمیکند.
یعنی «ایمان بدون معرفت آقا امام زمان ارواحنافداه معنا ندارد».
انسان اگر امامش را نشناسد ایمان نیاورده است. به خاطر اینکه خدای تعالی ایمان و باور داشت و باور کردن و پذیرفتن ولایت ولیّ خودش، امام زمان ارواحنافداه را واجب کرده است.
شناختن خودش موقوف است، زیرا خدا را میشناسیم.
لذا خدا را بشناسیم باید پیامبرش را بشناسیم، پیامبر را بشناسیم باید حجّتش را بشناسیم، بدون آن ایمان تحقّق پیدا نمیکند.
یعنی کسی نمیتواند بگوید: من به خدا ایمان دارم ولی امام زمان ارواحنافداه را قبول ندارم،
این به خدا هم ایمان ندارد. مگر اینکه آدم جاهلی باشد که اگر جاهل باشد این حرف را نمیزند. میگوید: من باید تحقیق کنم.
لذا آنهایی که روی عمد به انکار امام میپردازند، آنها در واقع خدا را هم درست قبول ندارند.
یعنی اگر حرف خدا را میزنند برای اینکه پوششی برای خواستههای خودشان باشد.
📚چون از آغاز همیشه کسانی
که با انبیاء الهی درگیر بودند، اینطور نبوده که بگویند:
ما مثلاً عقیدهمان این است که ما خدا را قبول نداریم یا خدا را قبول داریم، عقیدهمان این است که خدا را قبول داریم ولی تو را قبول نداریم.
تو چه کسی هستی که باید تو را قبول داشته باشیم؟
این افراد اینطور نیست که واقعاً عقیدهشان باشد. نه، عقیدهشان نیست.
آنها برای این که خدا دعوتشان میکند، اگر دعوت خدا را که از طریق پیامبران هست بپذیرند باید پیامبران را اطاعت کنند. اطاعت هم بخواهند بکنند نمی توانند به خواستههایی که دوست دارند برسند، به شهواتی که دوست دارند دست پیدا کنند.
شهوات مردم هم مختلف است، لذا بعضی ها اصلاً میگویند:
اصلاً خدایی در کار نیست. میدانند خدا هست ولی برای اینکه بگویند خدا هست باید پایبند باشند یا پیامبر را بخواهند قبول کنند باید پایبند به دستورات او باشند یا خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را بگویند پایبند هستیم، بعد پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) می گوید: باید از جانشین من اطاعت کنید. میبینند نه.
خلاصه در میدان عمل چون میبینند به صرف نیست و نمیتوانند به شهواتشان برسند، بنا را بر این می گذارند که یک پوششی بدهند و بگویند: ما اصلاً عقیده نداریم. دروغ میگویند عقیده یعنی میدانند درست است. در آیات شریفه هم خدای تعالی میفرماید:
” میدانند حق است ولی انکار می کنند “.
🍃لذا در این جملهی اوّلشان میفرمایند:
” ایمان بدون معرفت امام زمان ارواحنافداه تحقق پیدا نمی کند”.
☘️ دلایل عدم ایمان بدون معرفت امام:
🖌و این دو دسته دلیل دارد.
✨یک دسته دلیل عقلی دارد.
✨یک دسته دلیل نقلی دارد.
دلیل عقلیاش را میگوییم؛ دلیل نقلیاش بماند برای جلسه بعد. دلیل عقلیاش خیلی واضح است. چون در بحث توحید در سوره «قُلْ هُوَ اللَّه» گفتیم خدا دیده نمی شود.
ما در مقابل خدا چکار کنیم که آن چیزی که خدا می خواهد را انجام دهیم؟
آیا خدا به خود ما وحی می کند؟ چکار می کند؟
خدای تعالی برنامهاش این نیست که به خود ما وحی کند. آن وقت هر کسی برای خودش یک راهی را پیش میرود.
خدای تعالی برای این که بندگی ما را امتحان کند، برای این که برای ما واقعاً معلوم باشد که میخواهیم بنده خدا باشیم، میخواهیم اطاعت خدا را بکنیم، میخواهیم فرمانبرداریاش را کنیم. آن هم به خاطر این که خدا علم مطلق است و ما جهل مطلق هستیم. باید جاهل از عالم پیروی کند.
یک شاخه اصلیاش این است که خدای تعالی میگوید: من میخواهم شما را در بندگی امتحان کنم. ببینم چقدر حرف مرا گوش می دهید. اولین کار این است می گوید: من نمایندهای برای خودم تعیین می کنم، ببینم حرف او را گوش می دهید یا نه ؟
یا تکبر می کنید و میگویید او هم بشری مثل ماست.
چرا ما حرف او را گوش کنیم؟
همان بهانهای که همیشه برای پیامبران و ائمه (علیهمالسّلام) گرفتند.
لذا اینجا تکبّر جن و انس معلوم می شود.
جنّش که شیطان بود، خدای متعال فرمود: به آدم سجده کن نکرد. با این که خدا را قبول داشت. انسش هم که خودمان الی ماشاءالله میبینیم که تکبّر میکنند. حالا این دایرهاش مثلاً اِنسی که از پذیرش ولایت امام (علیهالسّلام) تکبّر میکند تا میرسد به ماها که تکبّرهای ما که یک بحث مستقلی دارد.
☘️دلیل عقلی حضور امام در عالم :
🖌دلیل عقلی برای این که باید امام (علیهالسّلام) باشد و بدون امام نمیشود زندگی کرد؛ یعنی نظام هستی بر پایه وجود امام (علیهالسّلام) پایهگذاری شده.
یک دلیل اصلیاش بندگی است. خدا می خواهد مخلوقاتش را ببیند چقدر بنده هستند. آیا از انسانی که مثل آنها است
✨«أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ» (کهف/۱۱۰)
است،
خدا میفرماید: میخواهم از این اطاعت کنی. میگوییم: نه! این هم که مثل من است، چرا باید از او اطاعت کنم؟
اینجا تکبّر آدم معلوم میشود. یعنی با تکبّر، انسان کافر میشود.
این یک پایهاش هست.
انشاءالله جلسهٔ بعد بقیه دلیل عقلی و نقلی را عرض خواهیم کرد.
✨وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین
۹ ربیع الثانی ۱۴۴۰
۱۳۹۷/۹/۲۶
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهالله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی