بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم
📚مطلب را ادامه میدهیم :
رسول اکرم (صلیاللهعلیه وآلهوسلم) جریان تعالیمی که در ابتدای خلقت به ملائکه دادند را بیان می فرمودند و در ادامه میفرمایند:
🍃فقَالَتِ المَلَائِكَة: «اَلْحَمْدُلِلِّه»
” آنوقت ملائکه هم در آنجا این درس توحیدی را یاد گرفتند و گفتند:
«اَلحَمْدُلِلّٙه»”
🍃فبِنَا اهْتَدَوْا إِلَى مَعْرِفَةِ اللهِ تَعَالى وَتَسْبِيحَهُ وَتهلِيلَهُ وَتَحْمِيدَه،
“پس بخاطر ما، بواسطهٔ ما، ملائکه هدایت شدند به معرفت خدا…”
یعنی: دانش آموزانی بودند که اگر ما معلمینشان، سرِ کلاسشان نمیرفتیم و آموزش توحیدی به آنها نمیدادیم، آنها نمیدانستند توحید یعنی چه؟
🖌لذا در روایت دیگری (در جای دیگر) دارد که؛
“وقتی حضرت جبرئیل(سلاماللهعلیه) خدمت پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بودند و آقا امیرالمؤمنین هم تشریف آوردند، حضرت جبرئیل خیلی خودش را کوچک کرد در برابر امیرالمؤمنین (علیهالسّلام).
حالا پیامبر میدانند، امیرالمؤمنین هم میدانند و خودِ جبرئیل هم میداند، منتها برای اینکه ما یاد بگیریم و معرفت پیدا کنیم؛ حضرت رسول (صلواتاللهعلیهوآله) به جبرئیل فرمودند که: چه شد؟! ایشان را (امیرالمؤمنین) را که دیدی خیلی احترام کردی! مگر ایشان را میشناسی!؟
جبرئیل گفت: چطور نشناسم!
وقتی که خدا من را آفرید خداوند فرمود: ای جبرئیل تو که هستی؟
من ندانستم که چه جواب دهم و این آقا (امیرالمؤمنین) تشریف آوردند و ایشان به من تعلیم دادند و فرمودند: ای جبرئیل! اینطور نگو که: «تو خدا هستی و من جبرئیل هستم»، «تو تویی و من هم من هستم» بلکه بگو:
☘️«أَنْتَ اِلهُ الجَلِیل وَ أَنَا عَبْدُکَ جَبْرَائِیل»
” تو خدای با عظمت هستی و من بندهٔ کوچکِ تو جبرائیل هستم”.
به خاطر اینکه ایشان به من تعلیم دادند.
🖌حالا اینها را به این اندازهها برای ما بیان کردند؛ برای ما تقریباً مثل اسم روی یک کتاب است. خودِ کتاب را برای ما باز نکردند. یک اسمی از یک کتاب را شما میروید در کتاب فروشی میگویید: اسم این کتاب مکیال المکارم است، حالا در آن هزار صفحه هم مطلب هست؛ دربارهٔ توحید و مقام و عظمت ائمه اطهار (علیهمالسّلام).
☘️ این روایاتی که ما فقط میشنویم، در حدِّ دیدن همین اسمِ کتاب است، نه اینکه حالا صفاتش را برای ما باز کرده و گفته و ما همه چیز را بفهمیم. همین مقدار هم تازه برای ما سنگین است.
💚بعد حضرت فرمود:
🍃ثمَّ إِنَّ اللهَ تَعَالى خَلَقَ آدَمَ (علیهالسلام) وَاَوْدَعَنَا صُلْبَهُ؛
“خدای تعالی آدم را خلق و ما را در پشت او به ودیعت گذاشت.”
حالا میخواسته ما بهدنیا بیائیم، بدنِ ذرّهای ما را که روح ما به آن تعلّق گرفته. توضیح: ارواح انسانها دوهزارسال قبل از خلقت بدن حضرت آدم (علیهالسلام) آفریده شدند و در همان موقع، برای هریک از انسانها که فقط روح بودند، خداوند متعال یک بدنهای ذرّهایِ خیلی ریزی که شاید همان «ژِن» باشد، شاید هم چیز دیگری باشد؛ خدای تعالی خلاصهٔ آن وجود شما را بهصورت یک «ذرّه» میآفریند که الآن هم در بدن ما هست، حتّی در قبر هم که بدنمان پوسیده شود آن ذرّه ازبین نمیرود. این در روایات هست و بر اساس آن دوباره اجزایی که متفرّق شده، خاک شده، باد برده، در اطراف زمین پخش شده، یا حیوانات خوردهاند را خدای تعالی در موقعِ برگرداندن و محشور شدن، اینها را برمیگرداند.
📚خدای تعالی ما را که خلق کرد و ما را در پشت حضرت آدم قرار داد، (یعنی آن بدنِ ذرّهای را)
✨” وَ اَمَرَ الْمَلَائِكَة بِالسُّجُودِ لَهُ؛
: آن وقت خداوند به ملائکه امر فرمود که به آدم سجده کنند، این سجدهی به آدم بهخاطر وجود ما در صلب و پشت آدم بود”.
✨” تَعْظِیماً لَنَا وَ إِکْرَاماً؛
: سجده به آدم بهخاطر عظمت ما و گرامی داشتن ما نزد مخلوقات عالم بود”.
✨” وَ کَانَ لِسُجُودِهِم لله عَزَّوَجَلّ عُبُودِیَة وَ لِآدَم إِکْرَاماً وَ طَاعَة؛
: سجده آنها برای خدا بود، بهعنوان این که باید برای خدا بندگی کنند ولی برای آدم، بهعنوان احترام و گرامی داشتن او بود و اینکه خدایا ما هر چه تو دستور دهی، اطاعت میکنیم.
✨” لِکَوْنِنَا فِی صُلْبِه؛
: چون ما در پشت آدم بودیم”.
✨” فَکَیْفَ لَانَکُونُ أَفْضَلِ مِنَ الْمَلَائکَة؛
: چگونه ما از ملائکه بالاتر و بافضیلتتر نباشیم”،
✨” وَ قَدْ سَجَدُوا لِآدَم کُلُّهُمْ أَجْمَعُون؛
: در حالیکه همهٔ ملائکه، (حتّی جبرئیل) همه به سجده افتادند برای آدم”.
💫«فَسَجَدَ الْمَلَائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ» (حجر/٣٠)
صریح آیه قرآن است. جبرئیل هم که جزء ملائکه میشود. جبرئیل، عزرائیل، اسرافیل، میکائیل اینها که رُؤَسای ملائکه هستند، همه به سجده افتادند؛ چون خدا دستور داده بود و چون آنها هم خادمان ما هستند.
✨” وَأِنَّهُ لَمَّا عَرَجَ بِی إِلَی السَّمَاء؛
بعد پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرمایند: وقتی که من به آسمان عروج داده شدم، (خب حضرت جبرئيل علیه السلام در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و به خاطر آنکه بالاترین ملائکه است، میرود در خدمت بالاترینِ انبیاء که پیغمبراکرم است)
حضرت رسول در ادامه میفرمایند:
✨” أَذَّنَ جِبْرَئِیل مَثْنَی مَثْنَی وَ أَقَامَ مَثْنَی مَثْنَی؛
: جبرئیل دوتا دوتا جملاتِ اذان و اقامه را گفت”.
🖌 تذکر: یادتان باشد تا میتوانید، اذان و اقامه را حداقل برای نمازهایتان، اگر کارِ واجبی نیست یا وقت تنگ نیست بگویید. اگر اذان و اقامه، هر دو را بگویید، دو صف از ملائکه از شرق تا غرب، پشت شما صف میکشند برای با شما نماز خواندن و اگر فقط اقامه میگویید، یک صف میایستند.
✨” سپس حضرت فرمودند:
: بعد جبرئیل که اذان و اقامه گفت، عرض کرد که:
✨” تَقَدَّم یَا مُحَمَّد؛
: ای رسول خدا، شما جلو بایستید”.
✨” فَقُلْتُ يَا جِبْرَئِیل أَتَقَدَّمُ عَلَیْک؛
: ای جبرئیل، من جلوتر از تو بایستم؟”
✨” قَالَ نَعَم؛
: عرض کرد بله”.
✨” إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِسْمُهُ؛
: چون خدای تبارک و تعالی”،
✨” فَضَّلَ أَنْبِیَائَهُ عَلَی مَلَائِکَتِهِ أَجْمَعِين؛
: مقام انبياء، بالاتر از تمام ملائکه است. ما خدمتگزار شما هستیم”.
✨” وَ فَضَّلَکَ خَاصَّه؛
: و شما را هم بر تمام انبیاء فضیلت داده است.”
✨” فَتَقَدَّمْتُ وَ صَلَّیْتُ بِهِم وَلَا فَخْرَ؛
: پس من جلو ایستادم و همهٔ پیامبران پشت سرم نماز خواندند و هیچ افتخاری نیست.”
✨” فَلَمّا انْتَهیْنَا إِلَی حُجُبِ النُّور؛
: وقتی که به حجابهای نور رسیدیم”،
✨” قَالَ لِی جبرئیل…
: جبرئیل گفت که شما جلو بروید، شما تشریف ببرید و خودش ایستاد و دیگر همراه من نیامد”.
✨” فَقُلْتُ يَا جِبْرَئِیل فِی مِثْل هَذَا الْمَوْضِع تُفَارِقُنِی؛
: آیا در چنین محلّی، میخواهی از من جدا شوی؟ ”
✨«فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّ هَذَا إِنْتِهَاءُ حَدِّي الَّذِی وَضَعَهُ الله لِي فِي هَذَا المَكَان؛
: من تا اینجا بیشتر نمیتوانم جلو بیام، حدّ من همین مقدار است که خدا در این مکان برای من قرار داده است.»
من از این خط دیگر جلوتر نمیآیم.
✨«فَإِنْ تَجَاوَزْتُهُ اِحْتَرَقَتْ أَجْنِحَتِي»
🖌در بعضی روایات دارد که: اگر یک بند انگشت بخواهم جلوتر بیام، میسوزم.
اینجا هم عرض میکند که: اگر من بخواهم از این محل عبور کنم، جلوتر بیام بالهایم آتش میگیرد.
✨«لِتَعَدِّي حُدودِ رَبِّي جَلَّ جَلَالُه
: برای اینکه از آن مرزی که خداوند تعیین کرده، من نباید جلوتر بیام.»
☘️توضیح: این موضوع درس بزرگی برای ما است که رعایت دقیق حدود الهی را بسیار مهم بدانیم.
مثلا این احکامی که در رساله های توضیح المسائل هست، اینکه وقتی اذان بشود، شما میتوانید افطار بکنید، وقتی اذان بگویند میتوانید نماز بخوانید، اگر قبل از اذان، ولو یک دقیقه قبل از اذان نماز را بخوانید یا افطار کنید، روزهتان باطل میشود، نمازتان را خدا قبول نمیکند. برای چیست؟!
این یک دقیقه با آن یک دقیقه بعد از اذان مگر چقدر فرق دارد؟!
این برای آن است که:
☘️ حرمت خدای عزّوجلّ باید حفظ شود و بین خدا و خلقش یک حریمی باشد تا انسان با رعایت آن حریم، ادب و انسانیتش تحقق پیدا کند چرا که تمام شخصیت انسان به ادب او و رعایت حقوق خدایی است که او را آفریده؛ همچنین انسانیت او به رعایت حقوق انسانهای دیگر، بلکه حیوانات، بلکه گیاهان و میحط زیستی است که بین همهی جانداران زمین مشترک است؛ حتی آبی که در برکهای در بیابانی جمع شده، احکام و حقوقی دارند که باید رعايت شوند.
علاوه بر این، تعیین حدود در عالم هستی، یک امر حیاتی و مهم و ضروری است که هماکنون با یکی دو مثال به اهمیت رعایت احکام الهی پی خواهیم برد.
☘️اما این که در همهی اموری که با آن سر و کار داریم حدّ و مرزی باید باشد، به این خاطر است که اگر مرزی نباشد، دیگر هیچ چیز قابل رعایت نیست و هرکس که حد و مرزی دارد و مثلا همسایهی ما میخواهد ساختمان را بسازد، یک وجب جلوتر بیاید و به زمین ما تجاوز کند، نباید اعتراضی به او کنیم و اگر دو وجب دیگر هم جلو بیاید، اشکالی ندارد و کم کم زمین شما را هم متصرف بشود اشکالی ندارد؛ چون لازم نیست حد ومرزی رعایت شود.
♻️من به یک دانشآموز نوجوانی داشتم احکام الهی را میگفتم، برای او یک مثال زدم خودش هم متوجه نشد، یکدفعه ذهنش را بردم در فوتبال.
گفتم: در فوتبال چرا این توپ از خط دروازه یک ذره آنطرفتر برود، گُل است ولی از خط عبور نکند، سرِ خط باشد داور گُل حساب نمیکند؟! چه فرقی میکند؟!
چطور چهار انگشت جلوتر گُل میشود، چهار انگشت عقبتر گُل نمیشود؟!
چرا اینطوری است؟!
گفت: نه دیگر، قانونش است باید اینطور باشد، باید مشخص باشد و اگر حد و مرز نباشد، همه چیز در فوتبال یا هر ورزش دیگر بهم میریزد و برنده و بازنده مشخص نمیشوند.
آنوقت ما آنجا برایش جا انداختیم که وقتی که خداوند احکام و حدود تعیین میکند، مثلاً برای پدر و مادر اینطور باش، مثلاً زن و شوهر احکامشان این است، روزهداری این احکامش است، تمامِ این حقوقی که در اسلام هست؛ برای پدر و فرزند، مادر و فرزند و همهٔ چیزهایی که در رسالهٔ توضیح المسائل هست، همه برای آن است که انسانیت و ادب از حیوانیت و پلیدی جدا شوند.
🌱علماء، فقها زحمت میکشند، سالها مینشینند،
گاهی سرِ یک مسئلهٔ شرعی که فقط یک سطر است روزها، بلکه شاید چند هفته مینشینند تحقیق و اجتهاد میکنند که یک “واو” آن جابهجا نشود و درست بیان شود؛ درست مانند نقشهی یک برج عظیم صد طبقهای که مهندسین متخصص روزها و بلکه هفتهها وقت میگذارند که یک میلیمتر آن زیاد و کم نشود؛ چون یک میلیمتر روی نقشه، یعنی چندین متر در هنگام ساخت وساز واقعی آن ساختمان عظیم.
در احکام الهی هم همینطور طور است؛ یک واو در یک سطر مسئلهی شرعی، از نظر فقهایی که دقت نظر دارند، مانند آن یک میلیمتر، بلکه خیلی مهمتر در ساخت وساز خانهها و قصرهای بهشتیِ نه یک نفر، بلکه میلیاردها انسانی که اهل بهشت خواهند شد، تأثیر گزار است زیرا بر اساس فتوای آن فقیه اعمال خود را انجام می دهند مانند معماها و بنّاها و کارگرانی که بر اساس نقشه آن مهندس متخصص، تک تک آجرهای آن برج عظیم را در جای خودش میگذارند.
حال اگر بخواهند هزار برج دیگر را با همان نقشه در نقاط مختلف جهان بسازند، همهی آنها با همان یک میلیمتر اشتباه، دچار نقص خواهند شد و آنوقت آن یک میلیمتری که در نظر ما اصلا بچشم نمی آید، در هنگام ساخت آن هزار برج صد طبقهای، تبدیل به یک بحران عظیم و میلیاردها خسارت خواهد شد.
💫با این مثالهاانسان به حقیقت مطلب واقف میشود در حالی که بعضی از ما این نقشهی زندگی، یعنی همان احکام الهی و حدود شرعی
را از روی رساله توضیح المسائل و کتابهای معتبر معارف اهل بیت علیهم السلام مانند کتب علامه بزرگوار مجلسی، سرسری و روزنامهوار میخوانیم و جلو میرویم در حالیکه باید مانند بنا و کارگری که هر آجری را دقیقا مطابق نقشه در جای خود میگذارند، ماهم هر عملی که انجام میدهيم، بدانیم که قسمتی از ساختمان ابدی خود در عالم جاودانگی یعنی بهشت را میسازیم و باید بدانیم که هیچ عملی در این دنیا بی حساب و کتاب نیست و در زندگی ابدی ما تأثیر گزار است.
البته بحث اینکه بهشتی هستیم یا نه، بحث جداگانهای است که خلاصه آن محوریت ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام برای بهشتی بودن یا نبودن انسان است که احادیث فراوان شیعه و سنی بوضوح بر آن دلالت دارد؛ در نتيجه هرکس ولایت آن حضرت را با قلبش پذیرفته و تکبر ننماید، اهل بهشت و هرکس در برابر آن تکبر کند، اهل دوزخ است هرچند آنان که اهل بهشتند، باید از صفات رذیله و غیر انسانی قبل از ورود به بهشت پاکسازی شوند که ممکن است این پاکسازی در هر ایستگاهی از ایستگاههای پنجاهگانه عالم آخرت، هزار سال، و در مجموع تا پنجاههزار سال طول بکشد و این هشدار بزرگی برای کسانی است که خود را پیرو ولایت اهل بیت علیهم السلام میدانند اما با انواع صفات ناپسند غیرانسانی مثل تکبر و ظلم و بدخواهی و حسادت وو… آلوده هستند و گناهانی در پرونده خود دارند که ممکن است هزاران سال آنها را دچار عذاب و گرفتاری در عالم برزخ و قیامت کند و پس از این پاکسازی سنگین، مجوز ورود به بهشت را دریافت کنند و تازه به خسارت سنگین خود پی ببرند که چگونه با بی توجهی به دستورات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، پنجاه سال پاکسازی و تزکیه نفس در دنیا را با پنجاه هزار سال در قیامت عوض کردهاند.
💫باز می گردیم به حدیث شریف رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم):
جبرئیل عرض کرد که: اگر من یک بند انگشت جلوتر بیام، آتش میگیرم چون از حدود پروردگارم تجاوز کردهام.
✨سپس حضرت رسول فرمودند:
«فَزُّخَ بِي رَبِّی زَخَّةً فِی النُّور
: پروردگارم من را به شدّت در نور انداخت.»
(جائی که دیگر جبرئیل نمیتوانست جلوتر برود).
بعد فرمود:
تا اینکه رسیدم به آن مقدار که خدای عزّ وجل از ملکوتش میخواست من جلو بروم.
✨«فَنُوديِتُ
: پس به من ندا شد از جانب خدا.»
✨«یَا مُحَمَّد، فَقُلْتُ: لَبَّيْك رَبِّی وَ سَعَدَی
: عرض کردم: جانم پروردگارم، تو را اجابت میکنم.»
✨« تبارکت و تعالیت »
عرض کردم :جانم! پروردگارم، تو را اجابت میکنم،
بعد ندا شدم یا محمد!
✨« أَنْتَ عَبدِی وَ أَنَا رَبُّ »
تو بندهٔ من هستی و من پروردگار تو هستم، من تو را آفریدم، من تو را پرورش دادم، من به تو علم دادم، من تو را با عظمت کردم.
✨« فَإِیَّایَ فَٱعْبُد »
پس فقط من را عبادت کن و بر من توکل کن، یک وقت از چیزی نترس(حالا این را من دارم میگویم )
✨« فَإِنَّكَ نُورِی فِی عِبَادِی »
تو نور من در بندگانم هستی،
یعنی تو اگر حرف نزنی، تو اگر برايشان صحبت نکنی، اینها من را گم میکنند، اینها من را نمیشناسند، اینها برای توحید نابینا میشوند.
✨« وَ رَسُولِی اِلَی خَلقِی وَ حُجَتِی فِي بَرِیَّتِی»
یعنی به طور کلی در تمام عوامل هستی تو نور من هستی، تو پیامآور من به خلقم هستی، یعنی اینجا دیگر جبرئیل هم نیست. جبرئیل دیگر آنجا مانده، باصطلاح مثالی دَم در ایستاده تا از جانب پروردگار آن مقام با عظمت آن حضرت برای جبرئیل و برای ما مشخص شود.
✨« وَ حُجَتِی فِی بَرِیَّتِی لِمَن تَبَعَکَ خَلَقتُ جَنَّتِی »
من بهشتم را برای کسانی آفریدهام که حرف تو را گوش کنند.
✨« وَ لِمَن عَصَاکَ وَ خَالَفکَ خَلَقتُ ناری»
برای کسی که از تو سرپیچی کند و مخالفت با تو کند آتشم را خلق کردم،
یقینا اوّلین کسانی که وارد آتش میشوند کسانی هستند که از فرمان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در ولایت امیر المؤمنین علیه السلام سرپیچی کردند و از همان اول راهشان را با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جدا کردند، یقینا آنها اولین واردشدگان در دوزخ در کنار منکرین خدا هستند.
✨« وَ لِأَوصِیَائَکَ أَوجَبتُ کَرَامَتِی »
برای اوصیاء تو یعنی ائمه اطهار علیهم السلام کرامت خودم را واجب کردم که آنها اطاعت شوند.
✨« وَ لِشِیعَتُکَ أَوجَبتُ ثَوَابِی »
برای پیروان تو این پاداشها و بهشت خودم واجب کردم
✨« فَقُلتُ یَا رَبّ »
گفتم :خدایا!
اوصیاء من چه کسانی هستند؟
✨« فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّد إِنَّ أَوصِیَائَک المَکتُوبُونَ عَلَی سَاق العَرش، »
اوصیاء تو، جانشینان تو بر ساق عرش اسمهایشان نوشته شده؛
✨« فَنَظَرتُ وَ أَنَا بَینَ یَدَی رَبَّی؛
:من در پیشگاه پروردگار به ساق عرش نگاه کردم».
✨« فَرَأَیتُ اِثنَی عَشرَ نُورًا، »
دوازده نور دیدم
✨« فِی کُلِّ نُور سَطرٌ أَخضَر؛
:در هر نوری یک سطر سبز رنگ نوشته بود».
✨« مَکتُوبٌ عَلَیهِ إِسمٌ کُلٌّ وَصِیٍّ مِنْ أَوصِیَائِی؛
نام هر یک از اوصیاء هستند که اول آنها علی ابن ابیطالب و آخر آنها مهدیٌ أَمتّی،
اولشان آقا امیر المؤمنین علیه السلام و آخرشان حضرت مهدی علیه السلام، مهدی امت من، هدایت کننده امت من.
امت که حرف گوش نکردند هدایت که نشدند حضرت مهدی علیه السلام کار هدایتشان را انجام دهد.
✨« فَقُلتُ يَا رَبّ »
عرض کردم :خدایا!
✨« أَهَؤلَاءَ أَوصِیَائِی مِنْ بَعدِی »
آیا اینها اوصیاء، جانشینان من بعد از من هستند؟
✨« فَنُودیتُ »
ندا شد:یا محمد!
✨« هَؤُلَاءِ اُولِیَائِی وَأَحِبَّائِی وَأصفِیَّائِی »
اینها اولیاء من هستند، اینها محبوبهای من هستند، برگزیدگان من هستند و حجتهای من بعد از تو بر مخلوقات و بر بندگانم هستند و آنها اوصیاء و خلفاء تو هستند.
✨« وَخَیرُ خَلقِی بَعدَک »
بعد از تو بهترین خلق من هستند
✨« وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی »
به عزّت و جلالم قسم
✨« لَأُظهِرَنَّ بِهِم دِینِی »
دین خودم را حتماً به وسیله آنها من آشکار میکنم
✨« وَ لَأُعلِیَنَّ بِهِم کَلِمَتِی »
کلمهٔ خودم، آن «الله اکبر»، آن «لاالهالاالله» همهی اینها را به وسیلهٔ آنها برتری میدهم که همه تحت فرمان من قرار بگیرند.
📚این کلمات را به وسیله ایشان(ائمه هدی علیهم السلام) برتری میدهم که همه تحت فرمان من قرار بگیرند.
✨«ولأطهرن الأرض بآخرهم من أعدائي؛
:وزمین را بوسیلهٔ آخرینشان از دشمنانم پاکسازی میکنم.»
✨ «ولٱملكنه مشارق الأرض ومغاربها؛
:شرق و غرب عالم را در ملک او، در اطاعت او قرار میدهم.»
البته همیشه و همین حالا هم در اختیارش هست، ولی این آدمهای نافرمان در شرق و غرب هم با ظهور آن حضرت به فرمان در میآیند.
✨ «ولاُسَخِرَنَّ لَهُ الرِياحْ؛
:بادها را در تسخیر او قرار میدهم.»
✨«ولأذللنّ لَهُ الرِقابِ الصَعاب؛
:گردنکشانی که زیر بار اطاعت او نمیروند را بوسیله او تحت فرمان در میآورم.»
✨«وَلاُرْقِيّنَهُ فِي الُأسْباب؛
:اسباب عالم را در اختیار قرار میدهم که هر کاری در عالم بخواهد انجام بدهد، انجام دهد.»
✨«وَلاُنْصَرَنّهُ بِجُنْدي؛
:با لشکریانم او را یاری میکنم.
✨«وَلأُمِدّنَهُ بِمَلائِكَتي حَتى يَعلَنُ دَعوَتي؛
:و با ملائکهام او را یاری میکنم. تا اینکه دعوت من را آشکار کند.»
✨«وَيَجْمَعُ الخَلقَ عَلى تَوحيدي؛
:وتمام خلق را بر توحید من جمع کند و تمام خداهایی که مردم با ذهنشان درست کردند، اینها همه فرو بریزند.»
لاالهالاالله تحقق پیدا کند.
که با حاکمیت آقا امام زمان این مطلب تحقق پیدا میکند.
☘️لذا هم درنماز حضرت و هم در نماز مسجد مقدس جمکران صد مرتبه میگوییم: «ایّاکَ نَعْبُد وَ ایّاکَ نَسْتَعین»
واین به خاطر این است که به وسیله آقا امام زمان عبودیّت تحقق پیدا میکند.
عبودیّتی اجتماعی، عبودیّت فردی.
✨البته همین حالا هم هر فردی در زمان غیبت یا در هر زمان دیگری بخواهد از بندگان صالح، از “عباداللهالصالحین” باشد، بوسیله حجّت خدا در زمان خودش، میتواند از بندگان صالح خدا بشود و راه برایش بسته نیست.
در همان زمان حضرت آدم (علی نبینا وآله وعلیه السلام) قابیل که قاتل هابیل است، اگر قابیل میخواست تزکیّه نفس کند، حضرت آدم استاد و راهنمایش بود.
🍃یعنی اگر دو نفر هم روی کره زمین باشد، یکی از آن دو حجّت خدا است تا آن یک نفر عادی، نتواند بگوید من حجت و راهنمایی بسوی خدا نداشتم.
حالا چه یک نفر چه میلیاردها نفر، برای خدا فرق نمیکند چرا که حجت خدا مانند خورشید است که به زمین نور میدهد، چه یک نفر روی زمین باشد، از آن نور استفاده میکند، چه میلیاردها نفر؛ خورشید نور ظاهری میدهد و حجت خدا نور هدایت وتشخیص حق از باطل.
وبه وسیلهٔ او خلقم را بر توحید جمع میکنم.
💫«ثُمَّ لأُدیمَنّ مُلْکَهُ وَلَِأُداوَلَنَّ الْايامَ بَينَ أولِيائي إِلى يَومِ الْقِيامة»
سپس دولت حضرت مهدی(سلاماللّه علیه)را تا قیامت ادامه خواهم داد.
«والحمد لله رب العالمین والصلاة على نبينا محمد وآله الطيبين الطاهرين، وسلم تسليما»
این روایت در اینجا تمام شد، که بحث توحید در آن بود و خواستیم که روایت را کامل بگوییم.
📚خواستیم که تمام روایت و ترجمهاش را بگوییم که هم دربارهٔ سوره «قلهواللهاحد» باشد و هم درسهایی از مکیال، لذا هر دو را در یک جلسه بیان کردیم.
حالا نتیجه این روایت نورانی را عرض کنم.
🍀 در سوره مبارکه «قلهواللهاحد» خدای تعالی به ما فرموده: «قلهواللهاحد: بگو».
این گفتن ما، عرض کردیم که نباید دروغ باشد، باید صادقانه باشد.
یعنی در کارهایمان، اول در قلبمان بعد در زبانمان بعد در رفتارهایمان، همهاش باید «اللهُاحد» یا «لَاإِلَهَإِلَّااللَّه»، «اللهاکبر»، «سبحانالله»، «الحمدلله» نمایان باشد. یعنی آنهایی که چشم ملکوتی دارند، نگاه میکنند؛ همانطوری که الآن شما به بادها نگاه میکنید، به ابرها نگاه میکنید، جز «لَاإِلَهَإِلَّااللَّه» مشاهده نمیکنید.
💫به برگهای درختان نگاه میکنید، میگویید: «سبحان الله».
💫نعمتهایی که خدا میدهد میگویید: «الحمدالله».
💫عظمت آسمانها و زمین را میبینید، میگویید: «اللهاکبر».
ولی یک آدمی مثل خودمان را که در آینه خودمان را میبینیم، همدیگر را میبینیم، آیا میگوییم: «اللهاکبر» این چه آدم بزرگواری است؟
آیا می گوییم: «سبحانالله» این آدم چقدر منزه و پاک است؟
آیا میگوییم: «الحمدلله» خدا چقدر نعمت به دست او به وسیلهی او به ما عنایت کرده؟
به حضرت عیسی عرض کردند: با چه کسی نشست و برخاست کنیم؟
با همین آدمهای معمولی، با کدامشان نشست و برخاست کنیم، نه با علماء و اولیاء خدا.
فرمود: کسی که او را میبینی، به یاد خدا بیفتی. بعضیهایمان همدیگر را میبینیم، نمیدانم یاد شیطان میافتیم، یاد صفات رذیله میافتیم. رفتارهایی که با همدیگر داریم، یاد آن خطاها، اشتباهات میافتیم. بعضیها هم سنگینتر است خطاهایشان بر خوبیهایشان، بعضیها خوبیهایشان بر خطاهایشان.
یعنی یاد خدا میافتیم در کنارش هم بالأخره یک تلخی دارد. مثل بعضی چیزهایی که آدم میخورد، شیرین است ولی آخرش یک تلخی دارد. بعضیها واقعاً همهاش شیرین هستند بعضیها هم همهاش تلخاند. باید همهٔ وجود ما شیرین باشد، همهٔ وجود ما توحیدی باشد.
✅ لذا امام صادق (علیهالصّلوةوالسّلام) وقتی که لشکرهای عقل و جهل را میشمارند، ٧۵ لشکر عقل و ٧۵ لشکر جهل، حضرت میفرمایند: این ٧۵ لشکر فکر نکنید، یکی مثلاً گفت: من مؤمن هستم، در همه وجود دارد. نه، اینها در پیامبران یا مؤمنینِ امتحانشدهای که سربلند از امتحانات بیرون آمده باشند، هست. در همه نیست.
خیلیها از این صفات ۷۵ گانهی عقل، تعدادی را کم و بیش دارند.
مثلاً یکنفر هفتاد صفت خوب دارد، حتّی ٧۴ تا صفت خوب دارد. فقط یک صفت بد مثلا تکبر دارد. همان یک صفت کافیست تا همهٔ ٧۴ صفت دیگر را تحتالشعاع قرار دهد.
📚 یکی مثلا هفتاد، حتی هفتادوچهار صفت خوب دارد ولی یکی از آنها فقط بد هست همان یکی میآید در چشم دیگران و همهی هفتادوچهار صفت دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد.
لذا باید بقدر عمری که داریم صبور باشیم؛ یعنی همهی عمرمان را برای این بگذاریم که این صفات در ما تکمیل شود؛ به خاطر همین هم تزکیه نفس طول میکشد.
یک وقت میبینید از هر ۷۵ صفت، ٨٠ درصد را درست کردهای ٢٠ درصد مانده، ١٠ درصد مانده، یک دفعه یک اتفاقی در زندگیتان میافتد، یک برخوردهایی با مثلا دوستانتان، با فامیلتان، با هر کسی که باهاش معاشرت میکنید، خدای تعالی امتحانتان میکند.
💫خدای تعالی نمیگذارد ما از این تصفیه خانهی بزرگ که نامش زندگی موقت دنیا است، با آلودگیهایی که همراه داریم، عبور کنیم.
این تصفیه خانهی خدایی نمیگذارد کسی که آلودگی صفات رذیله دارد از آن عبور کند؛مانند توری که حتی دانه ارزن هم از آن نمیتواند عبور کند.
تو باید صاف صاف شوی، تصفیه شوی، قشنگ همهی وجودت بقدر ظرفیتی که داری، ولو بقدر ظرفیتی که یک گنجشک دارد و تسبیح گوی خدا است، تو هم به همان مقداری که روحت ظرفیت معرفت خدا و ائمه اطهار علیهم السلام را دارد، قلب و زبان و اعمالت گویای «سبحان الله» باشد؛ گویای «اللهاکبر» باشد؛ یعنی از هر یک از اعمالت، شعار خدا برتر است، (الله اکبر) مشاهده شود.
خُب اینها به این سادگیها نیست که ما بنشینیم در یک جلسه، در ده جلسه، در صدجلسه، در ده سال، در بیست سال مثلا بگوییم ما پای منبرها بودیم همه چیزمان درست شد، نخیر!
یک وقت میبینی یک مومنی حتی در حدّ اجتهاد و فقاهت، گرفتار یک یا چند تا از این صفات ۷۵ گانهی جهل بشکلی پنهان باشد.
به این سادگی نیست، یک دفعه برای اینکه خدا این مؤمن امام زمانی یا این مجتهد و فقیه تلاشگر در راه خدا را دوستش دارد میخواهد همان ده درصد باقیماندهی یک یا چند صفت رذیلهای که در وجودش، در نهان سینهاش، (وماتخفی الصدور) پنهان شده، این هم درست شود و کارش به عالم برزخ و قیامت نکشد که کار تزکیه در آنجا هزار برابر است که روایت حفص بن غیاث از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه چهارم از سوره مبارکه «معارج» بر آن دلالت و صراحت دارد.
لذا هم باید صبور، هم پرحوصله باشیم و برای تزکیه نفسمان بقدر یک عمر هزینه کنیم که این عمر ما همان مدتی است که خدایتعالی برای درمان بیماریهای ۷۵ گانه (یا همان لشکرهای جهل) در نظر گرفته است، مانند طبیبی که به بیمارش میگوید برای درمان این چند سرطان نهفته در بدن شما، پنج سال وقت باید در نظر بگیرید، حالا اگر زودتر خوب شدید که چه بهتر.
💫 ما هم در بیمارستان اهل بیت علیهم السلام (یعنی همین زندگی دنیا) بستری هستیم؛ البته فقط کسانی بستری هستند که پذیرفتهاند بدست مبارک طبیب الهی، یعنی امام زمان ارواحنافداه درمان شوند و روز و شب از آن حضرت درخواست میکنند آن حضرت معالجهشان کنند، نه آدمهای غافلی که هر روز گناه میکنند و آخر هفته می آیند چند استغفار و دعای کمیل میخوانند و باز دوباره روزهای هفته را با گناه غیبت و تهمت وو… سپری میکنند.
💫 آنها که خود را بستری این بیمارستان نکردهاند، برایشان خیلی مهم نیست چهکار کنند؛ اما دوست واقعی امام زمان علیه السلام، یعنی کسی که سوار قطار و هواپیمای اهل بیت علیهم السلام شده و دارد به طرف خدا حرکت میکند یک کسی که سوار قطار شده است نمیتواند بپرد پایین، کسی که در مسیر خدا خودش را قرار داده دیگر باید همیشه در انجام واجبات و ترک محرمات محکم و جدی باشد مطیع خدا باشد، بندهی خدا باشد، در صراط مستقیم باشد، استقامت در راه خدا داشته باشد. هی غُر نزند و بگوید من خسته شدم من نمیتوانم، این کنار گذاشتن خواسته دل سخت است، در صراط مستقیم بودن سخت است.
💫حضرت رضا (صلوات الله علیه) در یک روایتی میفرمایند: «پیشینیان از شما آدمهای صبورتری بودند».
ماها در یک سختیهایی که قرار میگیریم، یک دفعه من خودم در یک سختی قرار گرفته بودم همین جمله که در روایت از حضرت رضا (علیه السلام) هست انگار آمد جلوی چشمم انگار که امام رضا (علیه السلام) دارند به وسیلهی این روایت میفرمایند: چرا اینقدر کم طاقت هستی، آدم بیشتر از اینها باید طاقت داشته باشد، قبلاًها احکامی که برای امتهای قبل بوده مثلا همین که شما لباستان نجس میشود آب میکشید، تمام شد رفت، خدا قبول میکند و شما با آن لباس نماز میخوانید. اما همین مسئله در امتهای قبل طبق بعضی روایات که در تفسیر آیه شریفه: «ربنا لا تحملنا ما لاطاقة لنا به…» نقل شده، بشکل سختگیرانهای بوده و در امت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ببرکت وجود شریف آن حضرت و اهل بیت گرامش (علیهمالصلوة والسّلام) حکمش آسان شده است.
💫 بهرحال ماها در این بیمارستان، تقریبا تا آخر عمر بستری هستیم؛ حالا یک کسی هم تقریبا سالم شد میگویند همین جا باش و به بیماران دیگر مؤمنینی که میخواهند ساخته و تزکیه شوند، کمک کن که این کار یاری امام زمان ارواحنافداه است…
📚 حالا یک کسی هم که تا حدی سالم شده و از بستری بودن درآمده (دارای قلبی و روحی سالم از صفات رذیله شده) و خلاصه دپیلم بندگیاش را از دست امام زمانش دریافت (معنوی و ملکوتی) کرده، به او میگویند همین جا باش کمک بده باید به بقیهی مؤمنین و سالکین الی الله کمک کنی، تحملشان کنی، باید مثل یک پرستار مهربان و پرحوصله غُرزدنهایشان را گوش دهی، صفات بدشان را تحمل کنی ، حتی اگر با تو دعوا میکنند، به دل نگیری مانند کسی که همسرش (حالا چه زن چه شوهر) اذیتش میکند، اینها را مثل یک پرستار مهربان تحمل و حتی به دارو و درمانش رسیدگی کنی تا دکتر و طبیب الهی (آقا امام زمان ارواحنافداه) او را بموقع جراحی کند و غدّهی آزاردهندهاش (بخلش، حسادتش، تکبرش و…) را بردارد.
💫حتی کسانی که پرستار هستند اگر یک وقت رفتار بدی با بیمار کنند، یعنی تقریباً همه در محیط بیمارستان هستیم، همه یک مرضهایی در روحمان هست، آن هایی که یک کمی از حالت بی هوشی و بستری بودن در آمدند و راه میروند و در عین حال برای تکمیل درمان خود داروهایی هم میخورند، به آنها میگویند شما این چندتا تخت را پرستاری بکن که این بیمار بیهوش کنار تو (مثلا همسرت که اصلا هوش توجه به خدا ندارد و غرق در مادیات است) داروهایش (نماز و روزه و…) را بخورد، مراقب باش دستش تکان میخورد سرمش قطع نشود(نمازش ترک نشود) اینها آدم هایی هستند که دور ما هستند که بیهوش هستند، شما نباید با آنها درگیر شوید، بعضی وقتها یک تکانی میخورند، نالهای میکنند؛ میروی کنارش یک کشیده میزند به صورت شما(همسری با همسرش بد رفتاری میکند) خوب تو الان پرستار او باش، بد رفتاریهای او را تحمل کن؛ امام زمان (سلام الله علیه) با زبان الهام به تو میفرمایند: او که حواسش به من نیست، بیهوش است، اما دوستدار من، شیعه من است، تو پرستار او هستی چرا با او بد رفتاری میکنی او اگر ده تا ناله کند ما کاری نداریم، ولی تو اگر یک اوف بهش بگویی و سر او داد بزنی، ما گُوشَت را میگیریم.
💫لذا باید حواستان را جمع کنید، نسبت به اطرافیان، نسبت به کسانی که شما فکر میکنید آنها در این مسائل و پای این منبرها نیستند و به آقا امام زمان (علیه السلام) خیلی توسل و توجه ندارند، فکر نکنید که آنها پایینتر هستند و شما بالاتر هستید؟! از کجا معلوم شاید آنها در یک شب از شما فرسنگها زدند جلو و شدند مثل شهداء کربلا.
ثانیاً اگر هم شما توفیقات بیشتری داشته باشید و جلوتر قرار گرفتید باید پرستار مهربانی برای آنها باشید واحکامتان با آنها فرق دارد.
انشاءالله امیدواریم که در این مسیر توحیدی، که در سوره توحید ترسیم شده با قدرت جلو برویم؛ مسیری که راه تربیتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و از قلب آغاز و با زبان ادامه و با دست و سایر اعضای بدن کامل می شود؛ زیرا خدای تعالی میفرماید: تو باید با من یکی شوی، من میخواهم تو را به بهشت ببرم، این هم که تو را آوردم به این دنیا و برزخ و بعد قیامت فکر نکن من حالا میخواهم اذیتت کنم؛ نه، میخواهم صفات بَدَت مانند بیماریهایی که در بدن هست، از تو بریزد و صفات انسانیت کامل و با من همسو و هم صفت شوی، لذا بگو «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَد» بگو فقط یک خدا بر من حکومت میکند و آن خدای احد و صمد است و جز او کسی شایسته نیست بر من حکم براند، حتی نفس خودم و خواستههای نفسانیام که بخاطر جهلم خواستههای عاقلانهای نیستند و مانند کودکی خردسال که خواستههایش به ضرر خودش است، اما این را نمیفهمد، من هم همینطورم و باید بجای نفس خودم و نفس دیگران و خواستههای اطرافیان و مردم، خدا را کنار نزنم و خدا تکِ تک در من، بی رقیب و شریک حکمش جاری و ساری باشد.
💫خدای تعالی باور کنید در روایت دارد به اندازهای که شما پلک چشمتان گاهی اوقات میپرد، حتی به این اندازه نمیخواهد شما رنج ببینی که چرا پلک چشمم میپرد.
حتی روایت دارد به این اندازه که پولهایتان را میشمارید، میبینید یکی از آن کم است، قدری ناراحت و گرفته میشوید که این پنجاه تومان من چه شد، کجا افتاد و میگویی حالا یک بار دیگر بشمارم، مثلا یک دقیقه فکرت ناراحت است، یک بار دیگر میشمارید میبینی نه درست بوده، روایت است دارد به این اندازه که پولت را میشماری و میبینی کم است غصهدار میشوی و دوباره که میشماری میبینی درست بوده، به اندازه همین یکی دو دقیقه کفاره یک گناه یا خطایی است که داشتی و خدای تعالی میخواهد حسابت با او صاف شود و نمیخواهد مجازاتش را بگذارد برای بعد از مرگ، تا در عالم آخرت، فقط خوشی ببینی؛ هرچند ممکن است برای عدهای برخی مجازاتها بماند برای بعد از مرگ و الان نمیتوانیم برای همه پروندهها یک حکم بیان کنیم،
بهرحال عدهای اینطور هستند و خدایتعالی میخواهد حسابشان در دنیا تسویه شود.
خدایی که اینقدر مهربان است ما را در این
دنیا آورده بعدهم برزخ و قیامت در آن پنجاه موقف قیامت ما را میخواهد عبور دهد، آیا میخواهد به ما سختی بدهد؟ نه، میگوید چون در دنیا مرتب خدا برای خودت درست کردی و خواستههای دلت را جلو و مرا را عقب انداختی و گاه اصلا مرا را در خواستههایت شریک هم نکردی، من اگر تو را الان ببرم در بهشت، آنجا هم میخواهی آن بت و خدای نفسانی که از کبر و غرور و حسادت و سایر صفاتت درست کردی، در آنجا هم میخواهی آنها را در بهشت من حاکم و ائمه اطهار (علیهم السلام) را که نمایندگان من و سروران بهشت هستند، آنها را اذیت کنی.
نمیشود تو در بهشت داخل و مهمان ابدی و گرامی من باشی و بخاطر دل بیمارت چیزی از من بخواهی که من خوشم نمیآید ، همه اینها باید قبل از ورود به بهشت باید درست شود، همهی صفات تو باید باندازهی ظرفیتت با صفات امام زمانت یکی شود، منتها نه به آن سختی که یک وقت فکر کنید ما با امام زمان کی یکی میشویم، نه امام زمان هم مثل یک پدر مهربان که با بچه شیر خوارش یکی میشود به اندازه او یکی میشود، نه به اندازه بچه ۱۸ ساله، اینها را رتبههایش را خود حضرت رعایت میکنند و هرکس به اندازه ظرفیتش باید آب خالص شود که در بهشت آلودگی جا نخواهد داشت، اینها همه مفید خواهد بود برای توحید، ان شاالله باز هم عرض خواهیم کرد.
🍃وصَلَّیاللهُعَلَیسَیِّدِنَامُحَمَّدٍوَآلِهِالطَّاهِرین
۱ رجب ۱۴۴۰
۱۳۹۷/۱۲/۱۷
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی