درس هایی از مکیال المکارم جلسه ۱۰

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📚صحبتی که دربارهٔ حدیث شریفِ:

✨” مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّه ”

که از رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده و احادیثش متواتر است؛ یعنی حتّی یک کتاب قطورِ ٧٠٠_۶٠٠ صفحه‌ای که از علما معروف و بزرگ نوشتند که به‌همین عنوان هم این حدیث و در آن کلیه اسناد این حدیث از کتب اهل سنت را آوردند. یعنی هیچ‌کدام نیستند که مطلب را انکار کنند و احادیثِ مشابه‌اش هم زیاد است.
ما تا حدیث دهم خوانده بودیم. یکی، دو تا حدیث هم می‌خوانم که این باب تمام شود.

🍃حضرت موسی‌بن‌جعفر (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) فرمودند:

✨” مَنْ شَکَّ فِی أَرْبَعَةٍ؛
: کسی که در چهار چیز شک کند”،

✨” فَقَدْ کَفَرَ بِجَمِیعِ مَا أَنْزَلَ الله تَبَارَک وَ تَعَالَی.
به همهٔ آن‌چه که خدای تبارک و تعالی نازل کرده، کافر شده”.

✨” أَحَدُهَا مَعْرِفَةُ الْإِمَام فِی کُلِّ زَمَانٍ وَ أَوَانٍ بِشَخْصِهِ وَ نَعَتِه”.

☘️یکی از آن چهار چیز که اگر کسی حتی در آن شک کند، نه اینکه قبول نداشته باشد، (شاید بیاید این‌طرف، شاید برود آن طرف) همین مقدار که شک کند، به همهٔ آن‌چه که خدا نازل کرده، کافر شده که یکی از آن چهار چیز، معرفت امام (علیه‌السّلام) در هر زمانی، به شخص و صفاتش است.
یعنی امام را بشناسی که فرزند چه کسی است؟
این را باید بدانی، همین‌طور کلّی بگویی: امام زمان هست، باید بشناسی. (حالا علتش را می‌گوییم) و صفات و خصوصیاتش را هم باید بشناسی.
این علت عقلی دارد؛ نه اینکه ما بگوییم چون داریم روایت می‌خوانیم و امام صادق (علیه‌السّلام) فرموده‌اند، تعبّداً بپذیریم نه؛ این‌طور مطالب از امام هم که باشد، از قرآن هم که باشد، حالت عقلی دارد و برگشت می‌کند به آن فطرت توحیدی که خدای تعالی در عالم قبل، تعلیم داده و عقلی است.

🍀حدیث دوازدهم را هم می‌گویم، بعد دلیل عقلی اینکه اگر در امام زمانت فقط شک کنی، تو به همه آنچه خدا نازل فرموده شک کرده‌ای.
از امام صادق (علیه‌السّلام)، از پدران بزرگوارشان، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل فرمودند:

✨” مَنْ أَنْکَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِی فِی زَمَانِ غِیْبَتِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّه؛
: کسی‌که حضرت مهدی (صلوات‌الله‌عليه) را در زمان غیبتش انکار کند، به مرگ جاهلیت مرده”.

باز از آن حضرت روایت است، از پدرانشان، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) که:

✨” مَنْ أَنْکَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِی فَقَدْ أَنْکَرَنِی؛
: کسی‌که حضرت مهدی (علیه‌السّلام) را انکار کند، من را انکار کرده”.

📚کسی که حضرت مهدی (علیه‌السّلام) را انکار کند، من را انکار کرده است.
یعنی اگر کسی پیدا شود و بگوید: (العیاذ بالله) من یازده امامی هستم و یکی از امام‌ها را قبول ندارم، انگار کلاً همهٔ پیامبران و آن یازده امام را هم منکر شده است و در روایتی از امام صادق (علیه‌السّلام) فرمودند:

✨” مَنْ بَاتَ لَیْلَةً “؛

کسی که یک شب فقط بیتوته کند؛ یعنی شب را به صبح برساند،

✨” لَا یَعْرِفْ فِیهَا إِمَامَ زَمَانِهِ ”

در آن شب نمی‌داند امام زمانش چه کسی است! اگر در این حال بمیرد،

” مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّه ”

البته این روایت نفرموده است: «اگر بمیرد» بلکه می‌فرماید:
کسی شب را به‌صبح برساند در حالیکه امام زمانش را نمی‌شناسد، این آدم مرده است. یک وقت می‌گوییم: اگر در این حال بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است، اما یک وقت می‌گوییم: این حالتش، نشانه‌ی مرگ روحی و انسانی اوست همان‌طور که ضربان نداشتن قلب و سردشدن بدن بیمار علامت مرگ اوست.

سیزده حدیث در باب وجوب معرفت امام زمان (علیه‌السّلام) است که مرحوم صاحب مکیال آوردند و بعد هم می‌فرمایند:

✨” وَ أَمَّا الْمُرَادَ مِنَ مَعْرِفَتِهِ.. ”

منظور از معرفتی که ما باید به‌ آن‌ دست بیابیم و امام را بشناسیم، در باب هشتم خواهیم گفت که دو چیز مورد نظر است:
یکی این‌که امام را به اسم و نَسَبش و این‌که فرزند چه کسی است، بشناسیم و دوّم اینکه صفاتش را بشناسیم که او را از غیر ممتاز می‌کند، اینها را در باب هشتم کتاب خواهیم گفت.

باب اوّل تمام شد.

💫معرفت امام زمان (علیه السلام) یک حکم و ضرورت عقلی است.

☘️یک تحلیل:

🖌بعضی‌ها فکر نکنند وقتی می‌گوییم: امام زمان (علیه‌السّلام) را باید بشناسیم، یک مطلب روایی است که اول باید قرآن و پیامبر را قبول داشته باشیم، بعد چون اینها را پذیرفته‌ایم، باید امام را هم بشناسیم؛ خیر، این یک موضوع عقلی و ضروری در حیات انسانی است.
این روایات اشاره به این دارد که حقیقت زندگی انسانی، زمانی شکل می گیرد که انسان امام زمان شناس باشد؛ یعنی ملاک زنده بودن روح انسان، شناخت امامی است که خداوند او را به مردم معرفی فرموده‌ است.

☘️مثل این است که طبیبی می‌آید بالای سَرِمریضی که نفس نمی کشد، طبیب معاینه‌اش می کند و بعد از معاینه می‌گوید که مریض فوت کرده است و گواهی فوت او را صادر می کند که شما بروید دنبال کارهای دفن و….
در این‌ جا پیغمبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) هم، به‌عنوان طبیب عالم انسانیت و طبیب روح انسان‌ها از طرف خدایی که عالم را آفریده است و این «طبیب‌الاطباء» که علم همه پزشکان عالم، قطره‌ای از اقیانوس علم اوست، گواهی فوت یک سری از انسان‌ها را صادر کرده است.

📚 فوت‌شدگان عالم انسانیت، کسانی هستند که امام زمانشان را نشناسند.

☘️در این روایت آخری هم فرمود:

«کسی که یک شب را به صبح برساند، ولی امام زمانش را نشناسد، این مرده است».

🖌نفرموده است:
«اگر بمیرد مرده است، نه، همین حالا مرده به‌حساب می‌آید؛ روح انسانیش مرده است».

چرا مرده حساب می‌شود؟!
چون در عالم خلقت، خدایی که زندگی جانداران و کوهها و دریاها و حیوانات و اینها را مقدمه‌ای برای زندگی انسان‌ها و در اختیار انسان و تحت تسلط او قرار داده‌ و در قرآن فرموده است:

✨«الم تروا ان الله سخرلکم مافی السموات و مافی الارض، (لقمان/۲۰)؛
: آیا ندیدید که خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است را در تسخير شما و قابل تصرف برای شما قرار داد؟!»

🌱آنچه در آسمانها و زمین است، مقدمه و زمینه ساز زندگی انسانی است همانطور که وقتی خانه‌ای را می‌سازند، برای این است که یک آدمی برود و داخلش زندگی کند.
اگر این آدم نبود این خانه را هم نمی‌ساختند؛ اگر انسان نبود، البته انسانی که صفاتش انسانی و صفات انبیاء (علیهم السلام) باشد، این کره زمین را خداوند نمی ساخت و خلق نمی کرد.

می‌خواهم بگویم که همهٔ اینها مقدّمه‌ای برای ما هستند.
کره زمین انگار یک خانه‌ای است که خداوند درست کرده، اگر انسان نباشد که داخل آن زندگی کند، پس بی‌فایده است.

حالا چطور می‌شود خدایی که برای یکی از ریزترین موجوادت مثلاً از یک مورچه بگیرید، کوچکتر از او از یک میکروب بگیرید، یک عالَمی از علم و پیچیدگی علمی دقیق، در آن نظام علمی تا کهکشانها اجرا شده است.
همه و همه منظّم و مرتّب و همه چیز بی عیب و نقص سر جای خودش و هیچ دانشمندی پیدا نشده است که
از هیچ جایی از عالَم بتواند عیب و نقصی بگیرد و در سورهٔ مبارکه‌ی «مُلک» صراحتا می‌فرماید که نه یکبار، بلکه دوباره و چندباره در خلقت خدا دقت کن، ببین آیا هیچ کم و کاستی‌ایی در آن می‌بینی؟!

هیچ‌کس، هیچ عیب و نقصی در خلقت خدا نمی تواند پیدا کند.
اگر هم عیب و ایرادی، مانند آلودگی هوا و
آلودگی دریاو… هست، همه می‌دانیم که از دخالت‌های جاهلانه انسان نماها است که حتّی روی حیوانات هم تأثیر منفی می‌گذارد.
☘️ حالا خدایی که در زندگی حیوانات نظم ایجاد کرده، نظامشان دقیق و علمی حساب شده است و نگذاشته حتی بدن حیوانات عیب و نقصی داشته باشد؛
در حالیکه کلِّ محیط زیست و تمامی حیوانات، مقدمه‌ای برای زندگی و آسایش انسان هستند، چطور می‌شود همه جای عالم نظم واحدی دارند، اما فقط زندگی ما انسانها هیچ ایرادی ندارد که پراز عیب و نقص باشد؟!

📚خدائی که نگذاشته اعضاء بدن حیوانات و انسان بدون هدایت و کنترل مرکزی، یعنی مغز باشد، چگونه برای میلیاردها انسان، امامی هدایتگر قرار نداده تا رفتار انسانها را به شایستگی و با علم آسمانی هدایت نماید و مانع هزاران نوع فساد که خونریزی انسانهای بیگناه یکی از آنها است، شود.
خداوند در بدن انسان، میلیاردها سلول را تحت فرمان و هدایت یک مغز قرار داده، همانطور که همه آنها را از لحاظ حیات جسمی به قلب وابسته کرده تا قلب به آن‌ها خون برساند و زنده بمانند.
در جهان هستی نیز همین قانون حکم‌فرما است که خداوند متعال از یک سو به جن و انس و ملک رزق و حیات می‌دهد و از سوی دیگر، آنها را با یک سیستم مدیریت مرکزی به راه راست هدایت می کند.
مثال کوچک شده‌ی این دو کار را خداوند در بدن انسان به ما نشان داده است:

🖌اول: کاری که مغز انجام می دهد؛
دوم: کاری که قلب انجام می دهد؛
و هردوی اینها در دو کلمه‌ از سوره‌ی مبارکه‌ی حمد بیان شده است:

✨« إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ؛
:فقط تو را بندگی می کنیم و فقط از تو یاری می خواهیم».

در این دو جمله، مغز مثالِ «إِیَّاکَ نَعْبُدُ‌» و قلب، مثالِ «إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» است.

اگر دقت کنید، در «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» خدایتعالی هدایت‌مان می‌کند و مَثَلِ مغز را دارد و در «إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» به ما حیات می دهد و حفظمان می کند که مَثَلِ قلب را دارد؛ یعنی اگر می‌خواهی هدایت شوی و رفتارهایت صحیح و صالح باشد باید به “إِیَّاکَ نَعْبُدُ” تمرکز کنی یعنی فقط خدا را بندگی کنی و از غیر او، یعنی از خواسته‌های دلت، از خواسته‌های دل مردم، از خواسته‌های دل سیاه شیطان، از این‌ها فرمان نبری؛ فقط از خدا فرمان ببری؛ برای همین “إِیَّاکَ” دارد که کلمه‌ی انحصار است. “إِیَّاکَ” یعنی من فقط و فقط تو را اطاعت و بندگی می‌کنم.
“إِیَّاکَ نَسْتَعین” هم فقط از تو کمک می‌گیرم از کس دیگری کمک نمی‌گیرم.

☘️شما از دانشمندان یا کتاب‌هایی که هست یا در اینترنت سرچ کنید درباره‌‌ی ساختمان سلول بدن انسان، عالمی از نظم و پیچیدگی وجود دارد. یک ذره بهم‌ریختگی ایجاد شود آن سلول مریض و مثلا سرطانی می‌شود و به سلول‌های مجاور خودش آسیب می‌رساند و یک‌دفعه یک توده‌ای سرطانی در بدن شکل می‌گیرد و میلیاردها سلول دیگر را فاسد می‌کند و گاه ممکن است مرگ انسان را در پی داشته باشد.

☘️حال چگونه ممکن است در یک بدن دنیایی از نظم و هدایت مرکزی (مغز) وجود داشته باشد، اما همه انسان‌ها که مانند سلول‌های یک پیکره بهم پیوسته‌اند، اشکالی ندارد بدون مغزی هدایتگر(انسانی کامل و معصوم) از جانب خدا باشند و هر انسانی، می‌تواند سلولی رها باشد و نه تنها خود، بلکه دیگر انسان ها را به فساد بکشاند؟!
این یک امر محال است و خداوند متعال از هر عیب و نقصی در خلقتش منزه است که به همین خاطر همه موجودات چنانکه در آیات شریفه قرآن آمده، «سبحان الله» می‌گویند و ما هم باید این جمله را اول در فکر و قلبمان و سپس در زبانمان و سپس با اعمالمان بگوییم.

📚چطور خدا در جسم انسان_ صحبت ما هنوز به روحش نرسیده است چون اصلِ زندگی انسانی در روحش است_در جسم انسان، در جسم حیوان (جسم انسان و حیوان مثل هم است) یک مرکزی گذاشته که مغزش باشد و آن مغز رفتار تمام این چند میلیارد سلول را با سیستم عصبی کنترل کند، اما برای میلیاردها انسان این کار را نکرده است تا به جان هم بیفتند و یکدیگر را با انواع و اقسام شیطنت‌ها آزار دهند و حتی نابود کنند؟!

چه‌ طور در بدن جسمی که بحثی از رفتارهای انسانی نیست و حیوانات هم بدنی مشابه انسان دارند، در آن‌جا مغز هدایتگر گذاشته است ولی در عالم انسانیّت رفتار انسان‌ها با یک مرکز مغزی(پیشوائی دانا به همه‌ی حقایق و معصوم از هر خطا) نباید کنترل شود؟!!

این نمی‌شود؛ یعنی با خلقت خدا جور در نمی‌آید، از لحاظ عقلی که می‌گوییم؛ یعنی یک انسان مانند سلول‌های بدن، اگر سلول مرتبط با مغز نباشد چه‌طور اختلال دارد!!!

🍀همین‌طور یک انسان اگر امام زمانش را نشناسد و با او متّصل و مرتبط نباشد و رفتارهایش تحت کنترل او نباشد؛ یک انسان بیمار و مانند یک سلول سرطانی، خطرناک و تهدید کننده می‌شود. حالا می‌خواهد بپذیرد می‌خواهد نپذیرد که عدم پذیرش او، تأثیری در بیماری اش نمی‌گذارد. او به مرض «تکبّر» که تنها یکی از ۷۵ مرض روحی است، بیمار است.
انسان متکبر که نمی خواهد تحت فرمان آن انسان کامل و معصوم از خطا که پروردگار عالم تعیین کرده، قرار گیرد، می‌گوید: نه من نیاز به کسی ندارم، چراکه می‌خواهد هر دستوری که نفس متکبرش به او می‌دهد را عمل کند، نه آنچه را که علم پروردگار از طریق امام هدایتگر می فرماید.

چنین موجود انسان نمائی، سلول سرطانی پیکره بشریت است که مرده محسوب می‌شود و خدای تعالی به او میگوید: تو در نظام خلقت، مانند سلول فاسدی در بدن هستی که دیگر سلولها(انسانها) را هم فاسد میکنی.
با تأسیس یک شبکه اجتماعی یا ماهواره‌ای صدها و هزاران انسان را با مغز هدایتگر بشر، آن امامی که معدن علم و پاکی و عصمت است، بیگانه و مردم را از راه او منحرف و فاسد میکنی.
تو بخاطر تکبری که داری، نخواستی بپذیری که با مغز عالمِ خلقت در ارتباط باشی!

حالا یک نفر بگوید: برای چه شما امام زمان (ارواحنافداه) را “مغز” می‌گویید ما را “سلول” می‌گویید؟!!
جواب می دهیم: به خاطر علم و عصمت او.
ما نسبت به اسرار نظام خلقت جاهل و نادان هستیم، نه این‌که ما بگوییم تمام دانشمندان می‌گویند که: ما از نظام خلقت چیزی نمی‌دانیم این‌ هم که یک مقدار می‌دانیم یک چیزهای پیش‌ِ‌پاافتاده‌ای در کلّ نظام خلقت است؛ یعنی نسبتش با آن، مانند یک قطره از علم در برابر اقیانوس بی انتهای علم هم شاید نباشد.

🍃از لحاظ عقلی این‌طوری است که جاهل باید به عالم مرتبط شود، این یک مطلب عقلی است.
انسانی که از اسرار خلقت چیز زیادی نمی‌داند باید یک مرکزی باشد که خزانهٔ علم الهی در آنجا باشد، که خداوند متعال می‌فرماید:
✨ «وکل شئٍ احصیناه فی امام مبین، (یس/۱۲)؛
:ما علم به همه اشیاء عالم را در پیشوائی هدایتگر که شخصیتش برای همه آشکار است جمع نموده‌ایم و هیچ چیز از او مخفی نیست».

و در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم:

✨«وَ خَزَنَةً لِعِلمِه»

☘️ائمه اطهار (علیهم السّلام)، چهارده معصوم خزانهٔ علم هستند؛ یعنی خدای تعالی علم را در آن‌ها ذخیره کرده(این‌ها حالت مغز رای برای موجودات، از جمله انسانها و اجنه دارند) و هر کس که با این مغز مرتبط باشد رفتارش تحت کنترلی قرار می‌گیرد.

🌱حالا این‌که مثلاً بعضی‌ها نمی‌خواهند زیر بار بروند بخاطر این‌که نمی‌خواهند سلول‌های هدایت‌شده‌ای باشند، می‌خواهند مثلاً به خواسته‌های جاهلانهٔ نفسانی و شهوانی خودشان برسند، انواع و اقسام مطالب پوچ و اباطیل را با فکر جاهلانه‌ی خود، ساخته و پرداخته، و برای خود مکتب و فرقه اختراع می‌کنند که به خواسته‌های دل خودشان برسند.
این‌ها اگر زیر بار ولایت امیر المؤمنین و ائمه اطهار (علیهم السّلام) بروند، نمی‌توانند مثلاً هر شهوتی که برایشان حرام است حلال کنند.

📚آنها که مستکبر هستند و نمی‌خواهند زیر بار اطاعت از مغز هدایتگر الهی در جامعه بشری(امام زمان علیه السلام) بروند، انگیزه‌ی اصلی و پنهانشان رسیدن به شهوات مختلف یا جنسی است، یا مالی و یا تسلط بر مردم که امروزه در شکل جهانی‌اش به میدان آمده است.
لذا به سوی بَزَک کردن چهره‌ی پلید خود می‌روند و بعنوان یک آئین، از فطرت مردمی که خدا را قبول دارند، سوء‌استفاده کرده و نام دین بر افکار اختراعی و فاسد خود می‌گذارند و قوانینی هم برای آن طرح می‌کنند تا جایی که حتی ازدواج با محارم، مثلاً با مادر، با عمه، با خاله، با خواهر، حتّی با دختر را تجویز می‌کنند که معلوم است هدف آنها فرار از اطاعت نماینده خدا و امام زمانشان بوده که راه موجه جلوه دادن آن را چنین طراحی کرده‌اند.

🖌 وقتی شهوت انسان رها باشد، دیگر مرزی را نمی‌شناسد و در هیچ چیز حریم ندارد. یک عدّه در عالم این‌طوری هستند.

☘️از لحاظ علمی و از لحاظ عقلی، جامعهٔ بشری، جن و انس (حداقل جامعهٔ بشری) یک مرکزی، یک مغز هدایت‌کننده باید داشته باشد.
لذا بر پایه‌ی این ضرورت عقلی در شناخت امام (علیه السلام) حضرت می‌فرماید: کسی که در معرفت امامی معصوم از جانب خدا شک کند، به همه آنچه خدا نازل فرموده کافر شده است و این مثل آن است که یک نفر شک کند مثلاً مگر بدن انسان مغز هم می‌خواهد؟!!

به این آدم که چنین شکی کند، چه می‌گویند؟!
طبیعی است که به او خواهند گفت: تو اصلاً هیچی نمی‌فهمی!؛ تو آدمی نیستی که بشود با تو حرف زد!
تو شک می‌کنی اصلاً بدن مغز می‌خواهد یا نه؟!
یعنی‌؛ می‌خواهی از مغز راحت باشی!
چرا؟ چون مغز نمی‌گذارد تو هر کاری بکنی، و تو هم می‌خواهی راحت باشی هر کار دلت خواست بکنی.
الان عضوهای بدن را این‌طوری در نظر بگیرید، مثلاً عضوی که شهوت در آن هست مغز می‌گوید: نه، اینجا نه! اینجا شهوت را نباید به کار ببری!
این عضو شهوت می‌گوید: نه بابا! این حرف‌ها چیه؟! ارتباطِ با تو چه معنا دارد؟! اصلاً تو کی هستی؟!
تو اصلاً نیستی! انکار می‌کنند.

☘️ معنای ضرورت وجود امام معصومِ حی و حاضر:

🖌 دقیقا مانند ضرورت وجود مغز در بدن است و لذا امام علیه السلام در حدیثی که ذکر شد فرمودند کسی که در لزوم حضور امامی معصوم از جانب خدا در هر زمانی، بطور مشخص با اسم و نسب و خصوصیاتی که او را از بقیه بشر ممتاز کند، در این شک کند، به تمامی آنچه خدا نازل فرموده شک کرده است.

لذا هشام بن حکم که هنوز تازه مو در صورتش درآمده بود آنقدر امام (علیه الصّلوة والسّلام) او را از لحاظ علمی پرورش داده بود، رفت با آن عالم بزرگِ سنّی‌ها (به صورت ناشناس) مباحثه و مناظره کرد و آن عالم سنی او را نمی‌شناخت.

بعد او گفت: تو هشام هستی!
می‌گفت: نه، من نیستم (تقیّه می‌کرد)، ولی از لحاظ علمی آن عالم سنی را محکوم کرد.
مثلا به او گفت: تو چشم داری؟
گفت: بله فرزندم، این چه سؤالی است که می‌کنی؟!
مگر می‌شود آدم چشم نداشته باشد؟
گفت: چشمت چکار می‌کند؟!‌
گفت: می‌بیند.
هشام گفت: گوش داری؟ یکی یکی اعضاء بدنش را پرسید
بعد هم آخرش گفت :‌ اگر چشمت خطا کند از کجا می‌فهمی چشمت خطا کرده؟
چون چشم گاهی خطا می‌کند، مثلا سراب را آب می‌بیند. کجای بدن می‌فهمد که این سراب است آب نیست؟ مغز می‌فهمد. چشم نمی‌فهمد.

وقتی آن عالم سنی به این حقیقت اعتراف کرد، در حالی که نمی‌دانست هشام می‌خواهد چگونه او را ضربه‌ی فنی کند، هشام به او گفت:‌ چگونه است که خدا در یک بدن من و شما این مغز و قلب را قرار داده که اشتباهات همه اعضاء بدن را تشخیص دهد و آنها را به چیزی که درست است هدایت کند، اما در جامعه بشری یک پیشوایی معصوم از خطا قرار نداده که انسان‌ها را هدایت کند؟
آن عالم سنی جوابی نداشت که بدهد و لذا گفت تو هشام نیستی؟! چون می‌دانست و شنیده بود که هشام از شاگردان امام صادق علیه السلام و در بحث و مناظره چیره‌دست است و کسی حریف او نمی‌شود.
اما آن‌ها چون دنبال شهواتشان بودند زیر بار نمی‌رفتند و تا حالا هم نرفته‌اند زیرا ریاست و تسلطشان بر جان و مال و ناموس مردم تمام می‌شود که انشاءالله بزودی آقایمان ظهور بفرمايند و به این انحراف عظیم فکری پایان دهند.
این دلیل عقلی ضرورت شناختن امام علیه السلام است و نشناختن امام آن قدر خطرناک است که روی مثال بدن خیلی واضح می‌شود که مثل این است که کسی بگوید مگر ما در بدن مغز هم می خواهیم؟!!
همه به او می‌خندند و می‌گویند: دیوانه است، عقل ندارد، این را ببرید دیوانه خانه.

🍃والسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُ اللهُ وَ بَرَکَاتُه🍃

پایان

٢ جمادی‌الاول ١۴۴٠
٩٧/١٠/١٩

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *