شرحی بر دعای افتتاح جلسه ۳

هدف از مهمانی ماه مبارک رمضان

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیم

صحبتی مطرح شد در جلسهٔ اولِ دعای شریف افتتاح که در ماه مبارک رمضان خدای تعالی ما را به مهمانی خودش دعوت فرموده و من آن را به‌صورت عمیق‌تری مطرح کردم که:

به‌طور کلی خدای تبارک و تعالی، عالم خلقت را مثل یک سالن پذیرایی و مهمانی قرار داده و ما انسان‌ها را (حالا سایر مخلوقات هم حکم خودشان را دارند) به‌عنوان مهمانِ خودش قرار داده در این زندگی.
چون از این جمله استفاده می‌شود:

“یَا مَن لَه‌ُ الدّنیَا وَ الْآخِرَة إرْحَم مَن لَیسَ لَهُ الدُّنیَا و الآخِرَة؛
: ای خدایی که دنیا و آخرت مال توست. من چیزی از خودم ندارم، من مهمان تو هستم. رحم کن به کسی که نه دنیا مال اوست، نه آخرت”.

یعنی همه‌اش مال توست و من ریزه‌خوار سفرهٔ احسان و محبت تو هستم.
لذا به‌طور کلی خدای تعالی روح انسان را خلق کرده و او را طبق روایاتِ عالم ارواح؛

“خَلَقَ اللهُ الاَروَاحُ قَبلَ الأَبدَان وَ أَلفَی عَام”

دوهزار سال قبل از آن بدن‌هایی که در زمان خلقتِ جسم حضرت آدم، بدن‌های ذره‌ایِ ما را خداوند به حضرت آدم نشان داد و ایشان اولادش را تا روز قیامت دید.
یعنی خدای تعالی میلیاردها شکل و شمایل را به او نشان داد که این‌ها اولاد و فرزندان تو هستند و حتی تفاوت‌هایی را در آن‌ها از لحاظ رنگ و قد و شکل و قیافه دید.
قبل از آن دوهزار سال ارواح را خداوند آفرید و این ارواح باید پذیرایی شوند دیگر. یک موجودی را خدا خلق می‌کند؛

«رَبُّنَا الَّذِی أعْطَی کُلَّ شَئٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدَی؛ (طه/۵۰)
: پروردگارِ ما آن کسی است که هر چیزی را که خلق کرده، او را در مسیر کمال قرار می‌دهد و هدایتش می‌کند به‌سوی کمال».

لذا برای ما بدن‌های ذره‌ای آفرید که در عالم ذر و میثاق امتحان شویم. پیمان از ما گرفت، در عالم ارواح به ما تعالیم داد.
قبل از عالم ذر در عالم ارواح، ائمه اطهار علیهم‌السّلام که اول مخلوقاتِ خدا بودند، معلمین انسان و جنّ و ملائکه بودند و تعلیمات لازم، تعلیمات توحیدی و همین حقایق قرآن، به ما تعلیم داده شد که ما بلد باشیم که چه‌طوری زندگی جاودانه‌ای بسازیم که جایمان در بهشت باشد و به‌طور ابدی زندگی خوش و خرم و حیات طیّبه داشته باشیم.

از آن‌جا پذیراییِ ما با آن تعلیماتِ اولیه که در آن دوهزار سال بوده شروع شده.
بعد یک امتحانِ مقدمه‌ای، گرفته شده که عالم ذر است. طبق امتحانات عالم ذر، مثل قطارهایی که در ایستگاه، مسیرشان تعیین می‌شود و هر کدام در ریل خودشان می‌روند؛ انسان‌ها مسیرهای خودشان را انتخاب کردند.

«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاکِراً و إِمَّا کَفُوراً؛ (الانسان/۳)
: ما راه را به انسان نشان دادیم یا شاکر است و یا کفور».

آیه‌‌ای در سوره مبارکهٔ دهر است:

«هَلْ أَتى‌ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً؛ (۱)
: روزگاری بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود».

یعنی معلوم است که یک انسان را خدای تعالی در عوالم مختلفی قرار داده.
به هر حال در عالم ذر یک امتحانی از آن درس‌ها گرفته می‌شود مثل امتحاناتی که بین سال، معلم از دانش‌آموز می‌گیرد و تقریباً مشخص می‌شود که این چه مسیری دارد؟ چه نمره‌ای دارد؟
طبق آن مسیری که انتخاب کرده و در امتحان، خودش را نشان داده که آیا اعتنا می‌کند به خدا، به ائمه اطهار، به ولایت امیرالمؤمنین علیهم‌السّلام یا نه؟

در آن آیهٔ‌ شریفه می‌فرماید:

«فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ» (اعراف /۱۰۱)

در روایتش می‌فرماید: منظور
عالم قبل است که این‌هایی که در عالم قبل، ائمه اطهار علیهم‌السّلام را تکذیب کردند، مسیرشان را در این دنیا همان مسیر قرار می‌دهند.
حالا البته راه توبه باز است منتها در این دنیا نشان می‌دهند که باز همان راه و مسیری را می‌روند که در عالم قبل انتخاب کردند. این‌ها از آن‌جا راه و مسیرشان را انتخاب کردند.

کسانی هم که ایمان دارند از همان‌جا انتخاب کردند.
منتها ما مثالی می‌زنیم، می‌گوییم: عالم دنیا مثل قطارهایی هستند که هر کدام در ریل خودشان حرکت می‌کنند.
یک جاهایی آن‌هایی که ریل بهشت را انتخاب کردند، می‌توانند تغییر مسیر دهند، بروند سمت جهنم.
هر مقطعی، هر جایی که انسان بخواهد تغییر مسیر بدهد، هست.
حر تا موقعی که در لشکر یزید بود، مسیرش آن مسیر بود ولی آن لحظه‌ای که خواست مسیرش را عوض کند، با یک اراده، خودش را در ریلِ مسیر بهشت و سیدالشهداء صلوات‌الله‌علیه قرار داد.

این‌ها همه پذیرایی‌هایی است که خدای تعالی کرده و ببینید چه وسعتی دارد این پذیرایی.
اصل پذیرایی‌اش در بهشت نزد خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السّلام است چون آن‌ها از خدا دریافت می‌کنند و به خلایق می‌رسانند.
مثل غذاهایی که پادشاه تدارک دیده، خدمتکارهایش می‌آیند به مهمان‌ها می‌دهند.
حالا این مثال از یک بُعد خاصی است. یک وقت ما مقام ائمه اطهار علیهم‌السّلام را نمی‌خواهیم به خدمتکار مثال بزنیم.
البته از جهت «عبادالله‌الصالحین» بندگان صالح خدا هستند و هیچ کس مثل آن‌ها ارزش و جایگاهی که نزد پروردگار عالم دارند، ندارد.

آن‌ها وسيله‌ی ارتباطی هستند. غذاها را خدا به آن‌ها می‌دهد که آن‌ها به خلایق می‌دهند.
به هر حال هر مثالی بُعد خاصی را در نظر می‌گیرد، نه همهٔ ابعاد.
این پذیرایی‌هایی است که به‌طور کلی هست منتها در ماه مبارک رمضان، در بین این دوازده ماه یک پذیراییِ خاص، یک همایشی است که خدای تعالی ترتیب داده.
دیدید که در این همایش‌ها یک تشریفات خاصی، یک اهمیت خاصی داده می‌شود. برنامه یک برنامهٔ بسیار مهمی است که ما بخواهیم واردش شویم، خیلی طول می‌کشد این صحبت که اصل برنامه در ماه رمضان، پذیرایی قدر و پذیرایی تقدیرات است.

پذیرایی از تمام عمر انسان است که آن تقدیرات را «روح‌القدس» یعنی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها از جانب خدا می‌آورند و به آقا امام زمان ارواحنافداه ابلاغ می‌فرمایند و امام عصر ارواحنافداه دستور اجرایش را به ملائکه می‌دهند و تمام مقدرات برای مخلوقاتِ پروردگار در آن تقدیرات هست در شب قدر. اصل ماه رمضان برای این جهت ترتیب داده شده.

مثلاً فرض کنید در بعضی از همايش‌ها رئيس جمهور، تمام استانداران و فرمانداران و مدیران ارشد را جمع می‌کند و کلیاتِ برنامه یک‌سال کشور را تنظیم و برنامه‌ریزی می‌کنند.
خب آن مجلس، مجلس خیلی مهمی است. درست است که در آن همایش آب می‌دهند، چای می‌دهند، نوشابه می‌دهند، غذا می‌دهند و محل پذیرایی دارند ولی همهٔ این‌ها برای این است که یک کار مهمی انجام شود و این‌که این‌ها دور هم بنشینند و مسائل کشور را برنامه‌ریزی کنند.

در ماه رمضان هم همین است. یک همايشي ترتیب داده شده، یک پذيرايی خدای تعالی ترتیب داده از این‌که مثلاً الآن نخورید، الآن بخورید و بعد توجه ما جلب شود به این‌که خدای تعالی چه‌کار مهمی می‌خواهد در این پذیرایی انجام دهد که با همهٔ تشریفات و با همهٔ توجهاتی که شده، می‌بینیم در شب قدر می‌خواهد کار مهمی که برای تمامی عمر و سرنوشت من، تاثیرگذار است؛ انجام شود.

آن‌ وقت می‌شود ماه رمضان، ماهی که الگو شود برای یازده ماهِ آینده که ما آن یازده ماه دیگر را مثل ماه رمضان درآوریم.
چه‌طور؟ یعنی در ماه‌های دیگر روز بگیریم؟
نه!
قرآن بخوانیم ماه‌های دیگر؟
نه! هم بخوانیم، هم نخوانیم. هم روزه بگیریم، هم نگیریم.

منظور این است که در ماه رمضان، اطاعت را یاد بگیریم که خداوند می‌فرماید:
حالا بخور، حالا نخور. حالا این‌کار را انجام بده، حالا انجام نده.
با من انس بگیر، بگذار من با تو حرف بزنم. قرآن بخوان که من دارم با تو حرف می‌زنم.
بنشین مناجات کن و دعا بخوان. سحر از ما استفاده کن.
خب این را انسان در دورهٔ سال ادامه دهد يعنی با قرآن انس بگیرد که در ماه‌های دیگر هم کلام خدا همیشه در گوشش باشد.
در ماه‌های دیگر هم در هر کاری که می‌خواهد انجام دهد حتی می‌خواهد بخورد یا نخورد، ببیند خدا چه می‌گوید.

نه این‌که بگوید: من خودم دلم می‌خواهد بخورم.
می‌گوییم: خب بخور! چه کسی در ماه‌های دیگر به تو دستور می‌دهد که بخوری؟
می‌گوید: کسی به من دستور نمی‌دهد. خودم می‌خواهم بخورم.
می‌گوییم: خودت به خودت دستور می‌دهی. حداقلش این است دیگر .
مغزت به تو دستور می‌دهد، به دهانت و دستت دستور می‌دهد که غذا را بردار بیاور که من می‌خواهم بخورم. لقمه را بیاور بالا من می‌خواهم بخورم.

در ماه رمضان، تو یاد می‌گیری از چه کسی اطاعت کنی.

در ماه رمضان خدا می‌فرماید: حق نداری لقمه را برداری، هنوز افطار نشده، بگذار لقمه را پایین.
تو می‌گویی: چشم.

این «چَشم‌گفتن» و اطاعت از علمِ مطلق کردن را یاد بگیر که در تمام ایام سال با خدا این‌طوری باشی. مطیع امرش باشی، مطیع امام زمانت باشی.
درس‌های مختلفی که در ماه مبارک رمضان هست، مفصل است.
مثلاً ارتباط و مناجات با خدا
با خدا صمیمی و خودمانی صحبت کن و هم‌چنین در شب قدر که مهم‌ترین کار انجام می‌شود، قدر امام زمانت را بدان.

این بحث مهمی است که در دعای افتتاح که ان‌شاءالله دنبال می‌کنیم؛ قدر امام زمانِ خودت را بدان که خدای تعالی او را برای اصلاح روح تو و تمام ارواح و تمام انسان‌ها برپا نگه داشته، قائم نگه داشته. (قائم یعنی برپا)
برپا نگه داشته که دستورات خدای تعالی را در روح تو و تمام ارواح پیاده کند.

ببینید در کشور می‌گویند‌: مجلس قوانین را تصویب می‌کند و دولت موظف است قوانین را پیاده کند.
قوانین الهی را خدا فرستاده، توسط انبیاء و آخرین پیامبر در قرآن کریم و تفسیرش که نزد ائمه‌اطهار علیهم‌السّلام است؛ برای اجرا دادند دست آقا امام زمان ارواحنافداه که ایشان پیاده کنند.
خدا خلق نکرده که همین‌طوری قوانین را ببوسیم و کنار طاقچه‌ی دیوار بگذاریم.
الآن برای یک عده‌ای از انسان‌ها که شاید اکثریت باشند، قوانینِ خدا شده یک کتابی که ببوسند و روی طاقچه‌ خانه بگذارند و بعد قوانین خودشان را اجرا کنند، بگویند: هر چه دلم می‌خواهد، می‌خواهم انجام بدهم.
این‌که هدف از خلقت نیست! خدا که این را از ما نخواسته!
خدا ما را نیافریده که جهل را پیاده کنیم. خدا ما را آفریده که علم را پیاده کنیم منتها علم اول باید دریافت شود و بعد پیاده شود.
اول نقشه را از مهندس بگیرند و بعد روی زمین، آن ساختمان را بسازند.
این یک چیزِ عقلی و مشخصی است منتها ما بچگی می‌کنیم و می‌گوییم: نه، ما نقشه نمی‌خواهیم. خودمان همین‌طور می‌سازیم.
معلوم است که خراب می‌شود. معلوم است زندگی ابدی با این طرز تفکر، شکل نمی‌گیرد و دشمنِ ما که شیطان است، کوشش کرده که ما را در این مسیر بیندازد که سرمشق را رها کنیم.
سرمشق‌مان که خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السّلام هستند، شیطان کوشش کرده که دست‌مان را از دست آن‌ها دربیاوریم.

لذا ابلیس گفت:

«لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» (اعراف/١۶)

خدایا! حالا که این‌طوری شد و تو می‌خواهی من را درستم کنی و من نمی‌خواهم درست شوم و می‌خوام هر چه خودم می‌خواهم پیاده کنم؛ تلاش می‌کنم که بندگانت را از صراط مستقیم منحرف کنم. یعنی دست‌شان را از دست حجت تو درآورم و دست‌شان را از دست امام زمان ارواحنافداه درآورم.

لذا تمام تلاش‌هایی که از زمان پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم تا امروز شده، تلاش برای این بوده که:
مردم علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السّلام را فراموش کنند،
مردم امام حسن مجتبی علیه‌السّلام را فراموش کنند،
تا زمان آقا امام زمان ارواحنافداه که مردم امام زمان ارواحنافداه را فراموش کنند و تا امروز این تلاش صورت گرفته و روی آن کار شده و دارد کار هم می‌شود یعنی تلاش بر این است که امام زمان صلوات‌الله‌علیه از جامعه و از ذهن فرد فراموش شود.

تلاش بر این است که امام زمان صلوات‌الله‌علیه از جامعه‌ و از ذهن فرد فراموش شود.
چون شیطان، قسم خورده که من نمی‌گذارم این‌ها دستشان در دست امام زمان بماند منتها او که این حرف را می‌زند، معنایش این نیست که واقعاً او بالاجبار می‌تواند موفق شود.
شیطان حالت تبلیغاتی دارد. یک رادیویی در اختیارش قرار دادند که تبلیغاتِ خودش را بکند.
آن هم برای این‌ است‌ که‌ ما راه راست را با معرفت دنبال کنیم. این‌طور نباشد که همین‌طوری دنبال امام زمان ارواحنافداه راه بیفتیم.

باید معرفت داشته باشیم و دنبال ایشان راه بیفتیم والاّ پس‌فردا ما را به بهشت هم که ببرند، می‌خواهیم با امام زمان ارواحنافداه درگیر شویم و بگوییم: ما می‌خواهیم در این‌جا هر طور که خودمان می‌خواهیم زندگی کنیم.
خدای تعالی هم به قول عوامانه خودمان زرنگ است. زرنگی به همان مکر برمی‌گردد.

«وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» (آل‌عمران/۵۴)

ما مکر می‌کنیم، خدای تعالی هم مکر می‌کند. ما نقشه می‌کشیم، خدا هم نقشه می‌کشد و نقشه خدا که بهترین نقشه‌ها است، زرنگی و سیاست الهی که بهترین است؛ این است که می‌گوید:
“من اصلاً نمی‌گذارم تو با این حال به بهشت راه پیدا کنی.
تو یا باید در دنیا درست شوی و اگر در دنیا گوش نکردی، در عالم برزخ امتیازی برایت قائل شوم و آن‌جا درستت کنم و یا در پنجاه‌هزار سالِ قیامت درست شوی البته اگر اهل بهشت باشی و ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را با جان و دل قبول کرده باشی و محبت ایشان در دلت باشد و این محبت را از دست ندهی.
در این صورت من شفاعت می‌کنم که تو در بهشت قرار بگیری به شفاعت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام.
آن وقت آن‌جا در پنجاه‌هزار سالِ قیامت درستت می‌کنم”.

بنابراین تلاش شیطان این است که دست ما را از دست امام زمان علیه‌السّلام بیرون بکشد یعنی دست شما را از «علم» بیرون بکشد و بگذارد در دست «جهل» یعنی به جهل عمل کنی، نه به علم.
خب این تلاش را او می‌کند ولی شما می‌توانید اطاعت نکنید. شما می‌توانید بنده خدا باشید.

بنده خدا یعنی بنده علم مطلق.
باید مغزت محل ذخیره علم باشد از طرف خدا که این علم از طریق ائمه اطهار علیهم‌السّلام به ما ریزش می‌کند.
در عالم خلقت، امام زمان ارواحنافداه «علمِ ریخته‌شده» پروردگار هستند و مهم‌ترین پذیرایی ماه رمضان این است که انسان به امام عصر ارواحنافداه معرفت پیدا کند که ان‌شاءالله این را در بقیه دعای افتتاح دنبال می‌کنیم.

“أَللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الْفَرَج وَالْعَافِیةَ وَالنَّصْر وَ مُدَّ فِی عُمْرِهِ الشَّرِیف وَ زَیِّنِ الأرْضَ بِطُولِ بَقَائِه أَللَّهُمَّ الکْفِهِ بَغِیََ الْحَاسِدِین؛
خدایا! امام زمان ارواحنافداه را از تجاوزکاری و ستم حاسدین و کسانی که به او حسادت می‌کنند کفایت بفرما “.

چه کسانی به امام زمان ارواحنافداه حسادت می‌کنند؟
آیا امام زمان ارواحنافداه در افقی هستند که کسی بخواهد به ایشان حسادت کند؟

یک بُعدش این است که افراد جاهل به یاران امام زمان ارواحنافداه حسادت کنند و نگذارند این‌ها در جامعه مطرح باشند.
همه به مقام و قداست ائمه علیهم‌السّلام اعتراف داشتند منتها در روایات دارد که ائمه اطهار علیهم‌السّلام می‌فرمایند:
“یاران ما را می‌زنند”.
یاران امام زمان ارواحنافداه را می‌زنند، یاران ائمه علیهم‌السّلام را می‌زدند.

وقتی شاخ و برگ‌های یک درخت را بزنی، لخت شود و تنه‌اش بماند؛ این درخت از حالت درخت بودنِ خودش می‌افتد و شکلش را از دست می‌دهد.
وقتی امام زمان ارواحنافداه تنها و غریب شد و یارانش را زدند، حضرت بی‌یار و یاور مثل امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که دیگر آرزوی از دنیا رفتن را کردند، فرمودند: خدایا! دیگر فایده‌ای ندارد. این مردم من را یاری نمی‌کنند. من هر چه آن‌ها را می‌خواهم، نمی‌آیند در راه خدا حرکت کنند.
منتها درباره آقا امام زمان ارواحنافداه بحثِ از دنیا رفتن نیست و مسئله صبر است.

“أَنَا صَابِرٌ عَلَی هَذَا الأَمْر وَلَکِن أٌنْدُبُونِی أٌنْدُبُونِی أٌنْدٌبٌونِی”

در یکی از تشرفات یا در عالم خواب بوده یا در بیداری، آقا امام زمان ارواحنافداه را آن کسی که تشرف پیدا کرده، می‌گوید: حضرت را دیدم که روی سینه مبارک‌شان یک نوشته‌ای قرار داده بودند که:

“أَنَا صَابِرٌ عَلَی هَذَا الأَمْر؛
: من بر این امر صبر می‌کنم”.

یعنی بر این غربتم، بر این بی‌وفایی صبر می‌کنم.
در هر نسلی، نسل قبل اعتنا نکرد، تو اعتنا کن! این‌طور نباشد که هر نسلی که می‌آید، راه نسل قبل را ادامه دهد.

مثل آن‌چه که در قرآن مزمّت شده که می‌گفتند:
«ما راه پدرانمان را می‌رویم».
ما نباید راه پدرانِ نسل قبل را برویم، پدرانی که از امام زمان ارواحنافداه غفلت داشتند، پدرانی که ادامه‌دهنده‌ی غیبت امام زمان ارواحنافداه شدند.
حالا ممکن است که پدر من، پدر شما، پدر چند نفرِ دیگر این‌جوری نبوده باشند، مجموعِ جامعه امام عصر را فراموش کردند و باعث ادامه‌یافتن غیبتِ حضرت شدند.

“وَلَکِن أٌنْدُبُونِی؛
: من صبر می‌کنم ولی شما بنشینید برای من گریه کنید”.

یعنی با صدای بلند ناله کنید، گریه کنید.

چرا؟
برای این‌که شیطان امام زمانتان را از شما گرفته، امام زمانتان را غریب گذاشته و شما بی‌تفاوت نشسته‌اید.
حداقل سعی کن خودت را نجات بدهی. امام زمان ارواحنافداه بگویند:
منظورم تو نیستی. منظورم آن‌هایی هستند که چیزهای دیگر برایشان مهم است.
در حقیقت این‌طور نیست که امام زمان ارواحنافداه برای خودشان این حرف را بزنند بلکه دلشان برای ما می‌سوزد.

بلاتشبیه مثل این است که پدری می‌بیند که بچه‌هایش به او اعتنایی نمی‌کنند، به راهنمایی‌هایش توجهی ندارند و به شخصیت پدرشان توجهی ندارند و همین‌طور می‌روند بازی‌ها خودشان را می‌کنند.
این‌جا این پدر اگر گریه کند؛ به حال آن‌ها دارد گریه می‌کند، دلسوزی برای آن‌ها می‌کند که چرا آن‌ها این‌طوری هستند؟
من که زندگی خودم را دارم می‌کنم، آن‌ها دارند ضرر می‌کنند.
این بچه باید به حالِ خودش گریه کند که چقدر من محروم بودم!

لذا بچه‌ها بعضی از پدرها را که از دست می‌دهند، با از دست دادن پدر تازه بیدار می‌شوند که ای وای! ما یک عمری را با بی‌توجهی به او گذراندیم و او را از دست دادیم.
نکند ما هم آن‌طوری باشیم که خدای تعالی امام زمان ارواحنافداه را در کنار ما به‌عنوانِ پدر مهربان ما قرار داده، بین ما دارد زندگی می‌کند ولی یک وقتی دیگر دیر می‌شود، عمرمان می‌گذرد، از دستش می‌دهیم یعنی حضرت که زنده هستند و تشریف دارند.
ما عمرمان تمام می‌شود و آن امام زمانی که باید قدر ما را مشخص می‌کرد، ما باید قدرش را می‌دانستیم و او هم قدر ما را می‌دانست.

أَللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الْفَرَج

٧ رمضان المبارک ١۴۴٢

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *