أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم
بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم
📚ده جلسه دربارهٔ سورهٔ مبارکهٔ «توحید» یا سورهٔ «اِخلاص» یا سوره «قُلهُوَالله» (که البتّه این سورهٔ مبارکه اسامی دیگری هم دارد) صحبت کردیم، امّا هنوز مطالب دربارهٔ این سورهٔ مبارکه تمام نشده است.
بعضیها سؤال کردند که چرا از سورهٔ توحید شروع کردیم؟!
🖌به خاطر اینکه «توحید» اولین مطلبی است که انسان باید دنبالش باشد و اولین دعوتِ پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دعوتِ به توحید است که فرمود:
✨«قُولوُا لاالهالاالله تُفلِحُوا»
در ابتدای راه انسان شدن که انسان میخواهد در مسیرِ فلاح و رستگاری قدم بگذارد و در آن جادّه سفر کند، باید در مسیرِ «لااله الا الله» و نفی خدایان ساخته ذهن بشر گام بردارد.
لذا سورهٔ مبارکهٔ توحید را بحمدلله شروع کردیم و انشاءالله مباحثمان را ادامه میدهیم.
🖌دربارهٔ این سورهٔ مبارکه ما چند تا مطلب دیگر را باید مورد بررسی قرار دهیم:
✍️یکی از آنها این است:
گفتن کلمهٔ توحید، یعنی اعتراف به «لااله الا الله» که نتیجه «قل هو الله احد» است، اگر انسان این کلمهی توحید را با اخلاص بگوید، بهشت داخل بهشت میشود.
در احادیثِ مکرّر و متعدّد از طریق شیعه و سنّی، از پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت است که میفرماید:
✨” لٰااِلهَاِلّاالله کلمة عظیمة کریمة علی الله عزّوجلّ، من قالها مُخْلِصاً استوَجَبَ الْجَنَّة”(بحارالانوار ج۳، ص۵، ح۱۳)
” لاالهالاالله کلمهای است عظیم و گرامی نزد خدای عزوجل، کسی که آن را با اخلاص بگوید، بهشت را برای خود واجب کرده است.”
📚 خب، حالا «لااله الا الله» را با اخلاص بگوییم، اخلاصش چی هست؟
حضرت صادق صلوات الله علیه در روایتی فرمودند:
یک اعرابی آمد خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، عرض کرد: یا رسول الله، آیا برای بهشت قیمتی وجود دارد؟
فرمودند: بله.
او گفت:قیمتش چیست؟
فرمود: «یقولها العبد مخلصا بها»
اینکه «لااله الا الله» را بنده با اخلاص بگوید.
باز پرسید: اخلاصش چیست؟
فرمود: «العمل بما بعثت به فی حقه و حبّ اهل بیتی»
یعنی: عمل کند به آنچه به آن در حق او مبعوث شدهام (آنچه دستور دادهایم را انجام دهد و آنچه نهی کردهایم را ترک کند) و اینکه اهل بیتم را دوست داشته باشد.
سؤال کردند:پدر و مادرم فدایتان، آیا محبت اهل بیتتان از جمله حقوق «لااله الا الله» است؟
فرمود: «انّ حبهم لاعظم حقها»
محبت اهل بیتم یقینا عظیمترین حق «لااله الا الله» است. (بحارالانوار ج۳، ص۱۳، ح۳۰).
این مطلب یک بابِ وسیعی برای آنچه که ما طلب میکنیم و دنبالش هستیم از سعادت و رستگاری به روی ما باز میکند بابی که در حدیث شریف «سلسلة الذهب» حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بیان فرمودهاند.
⚜️ حدیث «سلسله الذهب» را شیعه و سنی نقل کردهاند و متواتر است.
طوری هم نقل کردهاند که انسان وقتی این حدیث شریف را مطالعه میکند، حالش منقلب می شود.
نامش را هم گذاشتهاند؛
🌟«سلسله الذهب » 🌟
یعنی: اسناد طلایی دارد وحتی اُمَراء و بعضی پادشاهان در همان زمانها این را با آب طلا نوشتهاند و به خاطر همین، وقتی از دنیا رفتند، خدای تعالی آنها را بخشید به خاطر اینکه، این را با آب طلا نوشته بودند.
و در موقعی که حضرت رضا (علیه السلام) از نیشابور بیرون آمدند بطرف مرو بروند، خلق بسیاری آنجا جمع شده بودند.
چندین هزار نفر آدم که فقط در نقلها است، چهار هزار نفر یا ده هزار، مختلف نقل شده، اشخاصی که حدیث نویس بودند، یعنی: کاغذ و قلم داشتند برای ثبت احادیث، غیر از مردم، و اینها اینطور نبود که شیعه باشند همه!
🌱مذهب عمومی همه مذهب سنّیها بود.
در عین حال چنان احترام به حضرت رضا (علیه السلام) میگذاشتند که در برابر آن شتری که حضرت روی آن سوار بودند زانو زدند، به خاک افتادند، ضجه و ناله کردند، فریادشان در اشتیاق دیدن روی مبارک حضرت بلند شد؛ بطوری مسئولین آن اجتماع عظیم چند ده هزار نفره صدا زدند: اینقدر شیون و فریاد نکنید و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت نکنید…
📚در عین حال چنان به حضرت رضا (علیهالصّلوةوالسّلام) احترام میگذاشتند که در برابر آن شتری که حضرت روی آن سوار بودند، یک اتاقکی نصب شده بود و حضرت در آن، پشت پرده بودند، اینها از حضرت التماس میکردند، (الآن داشتم احادیثش را نگاه میکردم) بعضیهایشان گریه میکردند، یک عدّهای تضرّع میکردند، ضجه میزدند، به حالت التماس زار میزدند، بعضیهایشان روی خاک افتاده بودند و خلاصه یک حال عجیبی بوده، فریادها به التماس و توجّه به حضرت بلند بوده.
💚هنوز حضرت خودشان را نشان نداده بودند. اینها حضرت را به اجداد طاهرینشان، بهعنوان عترت پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) قسم دادند که آقا برای ما حدیثی بفرمایید و آنجا هم حضرت وقتی که پرده را کنار زدند، دیگر یک عدّهی زیادی غش کردند.
آن جمال دل آرا، موهای سرشان روی شانهها افتاده و وقتی آن چهره مبارکشان را نشان دادند، دیگر مردم ضعف کردند و آنجا بود که حدیث را بیان فرمودند که:
🖌پدرم موسیبنجعفر (علیهالسّلام) از پدرشان حضرت جعفربنمحمّد (علیهالسّلام) و ایشان از پدرشان حضرت امام باقر (علیهالصّلوةوالسّلام) و ایشان از حضرت زینالعابدین (علیهالسّلام) و ایشان از جدّم حضرت سیّدالشّهداء (علیهالسّلام) و از امیرالمؤمنین (علیهالصّلوةوالسّلام) از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ایشان از بزرگ همهٔ ملائکه، جبرئیل (سلاماللهعلیه) و جبرئیل از پروردگار متعال که شنیدم خدای عزّوجلّ فرمود:
✨” لَاإِلَهَإِلَّااللَّه حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی ”
بعضیهایش هم دارد که
✨” وِلاَیَةُ عَلِیّبْنَأَبِیطَالِب (علیهالسّلام) حِصْنِی.. ”
این مخصوصاً در احقاقالحق، در احادیثی که اهل سنّت نقل کردند، این حدیث هست که:
✨” وِلاَیَةُ عَلِیِّبْنَأَبِیطَالِب حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی ”
یعنی ولایت (تحت سرپرستی و فرمان قرار گرفتن) علی بن ابی طالب دژ نفوذناپذیر من است، هرکس در آن داخل شود از عذابم در امان است.
البته قید«مخلصاً » هم در بعضی روایات دارد که:
✨«مَنْ قالَ لا اِلهَ اِلا اللهُ مُخْلِصاً دَخَلَ حِصنی»✨
حالا آن روایتی که معروف است همان است که نقل کردم.
بعد پرده را انداختند و یک کمی که حرکت کردند، دوباره روی مبارک را نشان دادند و فرمودند که:
✨«بِشُروطِها و أنَا مِن شُروطِها»✨
این یک دَرِ وسیعی از معارف به روی ما باز میکند. ما که میخواهیم سوره توحید را بخوانیم و این سوره ما را موحّد کند، از موحّدین باشیم، باید امام موحّدین، مولی الموحّدین، امیر المؤمنین علیابن ابیطالب(علیه الصلاة و السَّلام)را به عنوان آن دریچهٔ توحید بپذیریم.
توحید وقتی درش به روی ما باز میشود که از امیرالمؤمنین(علیه السلام)و ائمه اطهار(علیهم السلام) که شروط توحید هستند حقایق توحید را دریافت کنیم.
در زیارت جامعه میگوییم که:
✨«وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبلَ عَنکُم »✨
کسی که میخواهد قائل به توحید باشد، باید توحید را از شما پذیرش کند؛ یعنی توحید از جای دیگری حقیقتش بیان نمیشود.
آن وقت در اینجا توحید و معرفت امام(علیه الصلاة و السلام)یکی میشوند. یعنی: کسی میتواند موحّد باشد که امام شناس باشد و کسی که امام شناس میشود موحّد است. یعنی خدای دیگری را نمیپرستد.
بنابراین کسی که امام شناس نیست خدای حقیقی را نمیپرستد خدایی را که ذهن خودش و ذهن اشخاص دیگر درست کردند میپرستد. چون
✨«وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبلَ عَنکُم »✨
و در اینجا هم که فرموده که :
✨«بِشُروطِها، و أنَا مِن شُروطِها»✨
شرط توحید، یعنی زمانی توحید در انسان شکل میگیرد، یعنی فقط یک خدا را میپرستد که امام شناس باشد و مسیر معرفت امام و طاعت امام(علیه الصلاة و السلام)را طی کند.
لذا خدای تعالی شرط رسالت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام) قرار دادند که به مردم ابلاغ بفرماید که ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام)را باید ابلاغ بفرماید اگر ابلاغ نکند، اگر ملاحظهٔ دشمنان امیر المؤمنین(علیه السلام) را بکند و ابلاغ نکند اصلاً کاری برای توحید انجام نشده است.
اگر ملاحظه دشمنان امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) را بکند و ابلاغ رهبری و ولایت آن حضرت را نکند، اصلاً برای توحید کاری انجام نشده؛ اینها علّتش این است که بدون ولایت امام، بدون تعالیم امام، بدون آنچه که امام تعلیم میدهند، ما خدا را گم میکنیم و آن خدای واقعی را نمیتوانیم پیدا کنیم و خدایانی درست میکنیم که ساخته ذهن خودمان است و شیطان در آن دخالت میکند.
بنابراین کسی که سوره «قُلْهُوَاللَّهُأَحَد» را میخواند، همین که خدای تعالی میفرماید: «قُلْ»، حالا خطابِ اصلیاش به پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که: «قُلْ»؛
ای پیغمبر بگو:
“خدا تک است، خدا أَحَد است” و این توحید به شرط ولایت علیبنابیطالب (علیهالسّلام) محقّق میشود و لذا پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) همیشه ولایت امیرالمؤمنین (علیهالصّلوةوالسّلام) را تبلیغ میکردند.
✨«وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ (مؤمنون/٧٣)
: ای پیامبر تو مردم را به صراط مستقیم دعوت میکنی».
یعنی بهسوی علیبنابیطالب (علیهالسّلام) دعوت میکنی. چون مردم، بدون پذیرشِ سرپرستی و آقایی و تعالیم امیرالمؤمنین (علیهالسّلام)، نفسشان رها است. نفسشان هر چه میخواهد انجام میدهد و نمیخواهد خدایی بالای سرش باشد. بخاطر همین بود که پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را قبول میکردند ولی علیبنابیطالب (علیهالسّلام) را قبول نمیکردند. لذا میفرماید:
✨«وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ؛ (بقره/۴۵)
: از صبر و نماز کمک بگیرید که این نماز سخت است مگر بر خاشعین».
اینجا امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در حدیث “معرفت امام به نورانیّت” میفرمایند:
منظور از نماز، من هستم؛ منظور از صبر پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) هستند.
خدای تعالی میفرماید:
یعنی از پیغمبر اکرم و علیبنابیطالب (علیهما الصّلوة والسّلام) کمک بگیرید، برای اینکه رشد و پیشرفت بکنید و به خدا نزدیک شوید، از موحّدین شوید، از رستگاران شوید. امّا این را بدانید که
✨«وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ الا علی الخاشعین»
یعنی : «واین نماز سنگین میآید مگر بر خاشعین» (ضمیر «انها» مفرد است و فقط به نماز برمیگردد) و نفرموده: «وَإِنَّهُمَا» که ضمیر تثنیه است تا به صبر و نماز، هردو برگردد.
این را امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) میفرمایند که نفرموده: «وَإِنَّهُمَا لَكَبِيرَةٌ» بلکه فرموده: «وانها لکبیرة».
چون خدای تعالی در اول آیه فرموده:
از صبر و نماز کمک بگیرید. بعد باید بفرماید که این دو کار (صبر و نماز) سخت است، اما فرموده فقط این کار (یعنی نماز) سخت است مگر بر خاشعین.،چرا؟!
چون امیرالمؤمنین علیه الصّلوة والسلام میفرمایند :
این ولایت من است که بر افراد دشوار می آید، مگر آنکه از خاشعین باشند، یعنی قلبشان در برابر حق تسلیم و نرم باشد و تکبر نکند و آنها شیعیان من هستند.
چرا ولایت من سخت است؟!
چون اطاعت از امام کار را سخت میکند. امام میآید نفس را تربیت میکند و آن را از تکبر و حرص و حسد و بقیه هفتاد و پنج صفت رذیله بیرون می آورد و لذا سختشان می آید که دست از این صفات بردارند و بجای هوای نفس از امیرالمؤمنین علیه السلام اطاعت کنند.
امام دیگر نمیآید مثل پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دست به سر همه بکشد که همه جذبِ این مدرسه توحید شوند.
پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بهواسطه اینکه “رَحْمَةًلِلْعَالَمِین” هستند، همه را جذب میکنند. امّا وقتی که به مدرسه آمدند، مردم را میفرستند زیر دست علیبنابیطالب (علیهالسّلام) تا آدم شوند.
مردم هم که اوّل، آن شیرینی محبّت پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) را میبینند و میآیند ولی میخواهند زیر سایه پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) که دعوایشان نمیکند، باشند؛ چون “رَحْمَةًلِلْعَالَمِین” هستند.
بخاطر همین است که سختشان است، زیر بار ولایت بروند. چرا؟
چون اگر زیر بار ولایت بروند، باید هواهای نفسانیشان را کنار بگذارند و این برایشان سخت است و این در ماها هم وجود دارد که انشاءالله در جلسهٔ بعد این را بیشتر دنبال خواهیم کرد.
✨وٱلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
۱۰ جمادی الثانی ١۴۴٠
۱۳۹۷/۱۱/۲۷
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی