درس هایی از مکیال المکارم جلسه ۳۴

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📚بحث درس‌هایی از مکیال‌المکارم در معرفت وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه جلسهٔ ٣۴ را ان‌شاءالله تقدیم عزیزان و منتظران گرامی آن حضرت می‌کنیم.
جلد اول مکیال‌المکارم، باب چهارم.

✨”فِی الْجَهَاتِ للْمُوجِبَةِ دُعَاءِ لَه”

یعنـی در جهاتی که موجب می‌شود ما برای وجود مبارک آن حضرت دعا کنیم و خواستار ظهور مقدس‌شان و توجه و عنایت خاصه‌شان به خودمان بشویم.

✨”إِغَاثَةُ المَلهُوفِینَ مِنَّا؛
: یعنی وجود مبارک آن حضرت، فریادرس کسانی است که از آن حضرت کمک می‌خواهند”.

«مَلْهُوف» یعنی کسی که در ناراحتی و غم و غصه و اندوه قرار گرفته و از کسی کمک می‌خواهد.

✨”فَفِی تُوقِیعِهِ إِلَی شِیخِ المُفِید؛
: در توقیع حضرت به شیخ مفید می‌فرمایند که

✨”إِنّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُراعاتِکُمْ؛
ما در رعایت حال شما اهمال نمی‌کنیم”.

یعنی بی‌تفاوت نسبت به حال و روز شما نیستیم.

✨”وَلا نَاسِینَ لِذَکْرِکُمْ؛
یاد شما را هم فراموش نمی‌کنیم”.

✨”وَلَوْلا ذلِکَ؛
و اگر غیر از این بود”،

✨”لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأواءُ؛
: قطعاً بر شما بلاها فرو می‌ریخت”.

“وَاصْطَلَمَتکُمُ الاَْعْداءُ؛
: و دشمنان شما را از بین می‌بردند”.

💎خب دربارهٔ‌ چنین کلام و عنایتی از حضرت، طول تاریخِ شیعه گواه بر این لطف و عنایت حضرت هست. به‌خصوص در عصر ما که آقا امام زمان ارواحنافداه نظر لطف‌شان را به‌طور مخصوص متوجه جامعهٔ‌ شیعه فرموده‌اند و همیشه بوده.
به‌خصوص در این صدسال اخیر که هر جا که شیعیان، توجه بیشتری به حضرت داشتند، حضرت هم عنایت بیشتری داشتند.
ولی چون این‌جا، یعنی کشور ایران، شیعه‌خانهٔ آقا امام زمان ارواحنافداه است، در عصر حاضر که تقريباً ما صدسال اخیر را باید بگیریم؛ از سال ١٣٠٠ هجری شمسی به این طرف تحولات جهانی بسیار شد و در این صدسال اخیر عالم متحول شده است و خداوند برای تشریف‌فرمایی آقا امام زمان ارواحنافداه زمینه‌سازی کرده است.

📘خداوند زمینه‌سازی کرده برای تشریف‌فرمایی آن حضرت. با تأسیس حوزهٔ علمیه قم و آن روایاتی که در این مطلب وجود دارد و مرحوم شیخ عبدالکریم حائری رضوان‌الله‌تعالی‌علیه به‌همین جهت به قم هجرت فرمودند.
به حسب آن روایتی که می‌فرماید:
«قبل از ظهور آقا امام زمان قم حجت می‌شود بر دنیا».
الآن هم می‌بینیم که با فضای اینترنتی و مجازی به هرحال گر چه همه چیز در این فضا هست ولی بحث اتمام حجت، هدف اصلی است.

🖋در کربلا هم اگر چه لشکریان دشمن هیاهو می‌کردند ولی حضرت سیدالشهداء عليه‌السّلام هم حرف خودشان را زدند و حجت خودشان را به مردم رساندند.
در چنین عصر تاریکی که امام عليه‌السّلام در غیبت به سر می‌برند، ولی نوکرانشان رساندن و ابلاغ حجتِ آن حضرت را کم و بیش انجام می‌دهند و با همین فضاهای مجازی بالأخره سخن خدا و رسولش و امام زمان به دنیا رسانده می‌شود.
یعنی در این هیاهوی ماهواره‌ها و فضای مجازی که هزاران سایت و کانال هست، یک سخن هم بالأخره سخن دوستان امام زمان ارواحنافداه و نوکران آن حضرت است که این وظیفه‌ی تبلیغیِ اهل علم و ملبّسین به لباس روحانیت که باید برای آن حضرت سربازی کنند، وظیفه‌شان را خیلی سنگین‌تر از همیشه می‌کند.

🔷هر کسی می‌تواند یک کانالی در فضای مجازی ایجاد کند. هر چند افراد باید در مورد این موضوع تخصص داشته باشند.
کسانی که می‌خواهند برای حضرت تبلیغ کنند، زیر نظر یک کسی که به این مسئله وارد باشد قرار بگیرند که هر مطلبی را به نام آقا امام زمان ارواحنافداه منتشر نکنند و مطالب پخته و سنجیده باشد و جذاب به‌سوی محبت آقا امام زمان ارواحنافداه باشد.
توجهاتِ وجود مقدس آقا امام زمان ارواحنافداه در این عصر، روی همین مطلب است که حضرت دیدند که این دنیا غرق در آتش‌های مفاسد روزگار و حتی آتش‌های ظاهری شده.
یعنی در اثر فسادهایی که هواهای نفسانی بشر ایجاد کرده، آتش‌های ظاهری که جنگ‌ها و بمب‌های اتمی و جنگ‌های کوچک و بزرگی که به‌خاطر هواهای نفسانی قدرتمندان برپاشده؛ انگار وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه که آتش‌نشان الهی هستند و خدا برای خاموش کردن این آتش‌ها ایشان را فرستاده؛ دارند فعالیت خودشان را به این وسیله برای نجات بشر انجام می‌هند.

🌐حالا به‌خصوص از کسانی که امام‌شناس و شیعه هستند، توجهات خاصه‌ی حضرت هم هست که در توقیع به شیخ مفید حضرت می‌فرمایند:
«ما اهمال‌کننده نیستیم برای مراعات شما. بی‌تفاوت نیستیم نسبت به حالات شما».
چه جمع شیعیان باشد، چه فرد شیعیان باشد.
یعنی ما به‌عنوان یک شیعه، به‌عنوان کسی که حداقل معرفت به آن حضرت داشته باشیم، حضرت هم به ما اهمیت می‌دهند و هر چه ما از آقا امام زمان ارواحنافداه تربیت‌پذیر‌تر باشیم، حضرت هم تربیت‌هایشان را بر ما بیشتر خواهند کرد.

🔷در توجهشان به جامعهٔ شیعه فقط در همین عصر حاضرمان که نگاه کنید، از آن موقعی که ایران در جنگ جهانی در معرض از هم‌پاشیدگی قرار گرفت، ایران هم که می‌گوییم به‌خاطر این‌ است‌ که‌ خداوند در این کرهٔ زمین، یک خانهٔ امن برای امام زمان عليه‌السّلام، برای دوستان و شیعیان امام زمان ارواحنافداه نسبت به جاهای دیگر ایجاد کرده و آن ایران است که به شیعیان و دوستداران تلاش می‌کنند و همه در این راستا است که حضرت پشتیبانی می‌کنند.
حضرت این خانهٔ امن را ایجاد کردند و حفظش می‌کنند و بر ماست که این امنیتی که از نظر ظاهر، از نظر معنوی حضرت برای ما ایجاد کردند را پاسداری کنیم و ارزش قائل شویم.
حتی در امنیت‌هایی که مأمورین امنیتی، اطلاعاتی، چه از نیرو‌های مختلف مسلّح، ارتش، سپاه، وزارت اطلاعات، تلاش می‌کنند که این امنیتی که برای جامعهٔ شیعه، برای کشور ما، خدای تعالی عنایت کرده به هرحال تلاش‌های ما هم لازم است که در این راستا این تلاش‌ها دارد صورت می‌گیرد و باید قدردان این زحمات برای این عزیزان باشیم.

💎از آن موقعی که آقا امام زمان ارواحنافداه (در بحبوحه‌ی جنگ جهانی، به مرحوم میرزای نائینی) فرمودند:

*”ایران شیعه‌خانهٔ ماست. کج می‌شود ولی ما با انگشت خودمان نگهش می‌داریم”.*

و طبعاً انگشت امام زمان صلوات‌الله‌علیه در ظاهر و در باطن هر دو معنا دارد. در باطن، اراده مبارک حضرت است و در ظاهرِ نیمه پنهانش ملائکه هستند که آن‌ها دست‌اندرکار هستند.
به امر آقا امام زمان ارواحنافداه ملائکه حافظِ این کیان تشيع هستند، حافظِ امنیت ما هستند و کمک می‌کنند به کسانی‌که در این راستا برای جامعهٔ شیعه تلاش کنند.
در ظاهرش هم وجود علمای صالح در میان جامعهٔ شیعه باعث حفظ اعتقادات مردم می‌شود چون اصل در اعتقادات است. اگر اعتقادات از دست برود، دیگر شیعه هم از دست می‌رود.
لذا اصل امنیت، در اعتقادات صحیح به ولایت آقا امیرالمؤمنین علیه‌الصّلوةوالسّلام است.

و در ظاهر فیزیکی جامعه هم شیعیان بااخلاصی که در نهاد‌های امنیتی و نظامی کشور، به نیت سربازی برای امام زمان علیه‌الصّلوة‌والسّلام تلاش می‌کنند، اینها هم با اخلاصشان در عمل، انگشت مبارک حضرت هستند.

لذا فرمودند: “ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی‌کنیم‌ و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم”.

✨”ولَولَا ذَلِک؛
: و اگر جز این بود بلاها بر شما می‌بارید و دشمنان شما را از بین می‌بردند”

📘مرحوم صاحب مکیال یک ماجرایی را نقل می‌کنند از مرحوم میرزا حسین نوری صاحب «مستدرک الوسائل‌».
می‌فرماید: عالم جلیل «مولا علی رشتی» عالم باتقوا و زاهد و جامع انواع علم و از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی اعلی‌الله‌مقامه بودند.
از ایران در حدود استان فارس مردم خواستار عالم کاملی شدند که حکمش نفوذ داشته باشد و آن‌جا بفرستند.
مرحوم میرزای شیرازی، «مولا علی رشتی» را به فارس فرستادند.

🖋مرحوم میرزای نوری از قول این عالم بزرگوار نقل می‌کند که:
من یک‌بار از زیارت حضرت سیدالشهداء عليه‌السّلام برمی‌گشتم و عازم نجف اشرف بودم منتها از راه فرات برمی‌گشتیم.
در این کشتی‌های کوچک ما سوار بودیم که بین کربلا و طُوَیرج در رفت و آمد بودند. دیدم که بعضی از اهالی اهل حلّه سوار این کشتی کوچک بودند و در قسمت طویرج، راه حلّه و نجف از هم جدا می‌شد.
یعنی کسانی که می‌خواستند بروند حلّه، از آن‌جا مسیرشان جدا می‌شد. آن‌ها هم که می‌خواستند بروند نجف، می‌رفتند طرف نجف.

🔷کسانی که در کشتی بودند مشغول لهو و لعب و چیزهای بیهوده بودند که این‌ها اهل سنت بودند.
دیدم یکی از این‌ها با این‌ها قاطی‌ نمی‌شود و سنگینی و وقار با او هست. نه شوخی می‌کند، نه می‌خندد و آن‌ها هم به مذهب او ایراد می‌گرفتند چون آن‌ها سنی بودند، این شیعه بود و به قول خودمان به او تیکه می‌پراندند.
ولی در عین حال در غذا و سفره و معاشرت، با هم بودند و دعوائی نداشتند و فقط همین‌طور فقط گاهی حرفی به او می‌پراندند.
من از این رفتار تعجب کردم تا این‌که به محلی رسیدیم که آب آن‌جا کم بود باید مسافرها از کشتی پیاده می‌شدند و قسمتی که دوباره آب‌ عمیق می‌شود بیایند سوار شوند.

🌀ما که پیاده شدیم و کنار رودخانه فرات راه می‌رفتیم، من با این شخصی که با آن‌ها قاطی نبود و شیعه بود با هم همراه شدیم. من از او سؤال کردم:
چرا از دوستانت فاصله می‌گیری؟
چرا این‌ها به تو تیکه می‌پراندند و حرف‌های نادرست می‌زنند؟
گفت: این‌ها فامیل‌های من هستند ولی اهل سنت هستند و پدرم هم با آن‌ها است ولی مادر من شیعه و اهل ایمان است. من هم مثل این‌ها بودم ولکن خدای تعالی بر من منت گذاشت، به برکت آقا امام زمان ارواحنافداه من شیعه شدم.

🖋من سؤال کردم:
چگونه شیعه شدی؟
گفت: اسم من یاقوت است. من کنار پل حلّه روغن می‌فروختم و می‌فروشم.
در بعضی از سال‌های گذشته برای خرید روغن از روستاهای اطراف ما راه افتادیم برویم روغن خریداری کنیم از صحرانشین‌های خارج حلّه.
یک مقدار که دور شدم و خرید‌هایم را کردم و آن‌ها را روی الاغم بار کردم و با جماعتی از اهل حلّه برمی‌گشتیم، در بعضی از منازل فرود آمدیم و خوابیدیم.
من بیدار که شدم دیدم همهٔ همراهان من رفتند و من تنها ماندم و آن مسیری که آمده بودیم یک بیابان خیلی خالی بود و درندگان در آن‌جا فراوان بودند و در اطرافش هم روستای آبادی نبود مگر چند فرسخ آن‌ طرف‌تر روستایی پیدا شود.

🔷من بلند شدم و بارم را روی الاغ گذاشتم و راه افتادم اما راه را گم کردم و متحیر و سرگردان ماندم. از ترس درندگان و تشنگی در آن‌جا که هوا گرم است استغاثه کردم به خلفا یعنی به ابی‌‌بکر و عمر و عثمان و از آن‌ها خواستم شفیع من نزد خدای تعالی شوند و خیلی تضرع و گریه کردم چون خودم را در معرض مرگ می‌دیدم. دیدم هیچ چیز آشکار نشد، هیچ جوابی نیامد.
با خودم گفتم: من از مادرم شنیده بودم می‌گفت که ما امامی زنده داریم که کنیه‌اش «اباصالح» است.
او گمشدگان را ارشاد می‌کند و نجات می‌دهد و کسانی که دردمند باشند به فریادشان می‌رسد و ضعفا را کمک می‌کند.
من با خدا عهد بستم که اگر به او استغاثه کردم و من را نجات داد، در دین مادرم وارد شوم. لذا بر این عهد و پیمان درونی شروع کردم به آن حضرت متوسل شدن و استغاثه کردن.

💎همین که شروع کردم به استغاثه، دیدم شخصی در کنار من دارد راه می‌رود و با من هست و عمامه سبزی هم روی سر مبارکش است.
این را که می‌گفت اشاره کرد به سبزی‌ها و گیاهانی که کنار رودخانه‌ فرات بودند گفت: مثل سبزیِ این‌ها بود.
بعد آن آقا من را راهنمایی کرد به راهی که نجات پیدا کنم و فرمود: در دین مادرت داخل شو
و کلماتی به من فرمود که راوی «مرحوم حاجی نوری» می‌گوید: من آن‌ها را فراموش کردم و آن آقا فرمود:
به‌زودی به روستایی می‌رسی که اهلش همه شیعه هستند.

💎به آن بزرگوار گفتم: یا سیدی، ای سرورم، آیا شما با من به این آبادی نمی‌آیید؟
کلامی فرمودند که معنایش این بود:
نه. چون در اطراف شهرها (و در مجموعِ کرهٔ زمین) هزاران نفر از من کمک می‌خواهند و من باید به فریاد آن‌ها برسم و آنها را کمک دهم و ناگهان از من غایب شدند.
من چند قدمی که راه رفتم، رسیدم به آن آبادی که در مسافت دوری بود. آن‌طوری که ما حساب می‌کردیم خیلی فاصله داشت با آن چه که ما فکر می‌کردیم و آمده بودیم.
آن جماعتی که جلوتر از من راه افتاده بودند، یک روز بعد از من تازه به آن‌جا رسیدند.

🔷وقتی که داخل حلّه شدم، رفتم به خدمت سیّد فقها «سید مهدی قزوینی» و داستانم را گفتم و او معالم دین من را به من تعلیم فرمود و از او عملی را درخواست کردم که به من یاد بدهد که به دیدار آن حضرت بار دیگر شرفیاب شوم.
سید مهدی قزوینی فرمود:
حضرت اباعبدالله عليه‌السّلام را به این نیت، چهل شب جمعه زیارت کن.
می‌گوید: من از حلّه در شب‌های جمعه به زیارت سیدالشهداء عليه‌السّلام می‌رفتم. ۳۹ شب جمعه را رفتم.
روز پنجشنبه‌ای بود، از حلّه رفتم برای کربلا. وقتی که به دروازهٔ کربلا رسیدم دیدم که جماعتی از اعوان الظلمه، (آن‌هایی که کمک‌کاران حکومت ظالم بودند،) از کسانی که می‌خواهند وارد کربلا شوند، گذرنامه و تذکره می‌خواهند و من هم نه تذکره داشتم و نه پولش را داشتم.
آن‌جا متحیر ماندم و مردم هم جمع شده بودند دم دروازهٔ کربلا. من خواستم چند بار مخفیانه از آن‌جا عبور کنم که نشد.
ناگهان دیدم که مولایم آقا صاحب‌الزّمان آن طرف دروازه هستند و لباس‌شان لباس طلبه‌های ایران است.
یعنی مثل ما طلبه‌ها عمامه‌ سفید و لباس روحانیت داشتند.

✨”عَلَيْهِ عَمامَةٌ بیضا؛
: عمامهٔ سفیدی روی سر مبارکشان بود”.

📘وقتی که ایشان را دیدم، از دور به ایشان استغاثه کردم و ایشان تشریف آوردند این طرفِ ایست بازرسی و دست من را گرفتند و بردند داخل و هیچ‌کس هم ما را ندید.
وقتی داخل شهر کربلا شدیم، آقا را گم کردم و همین‌طور متحیر ماندم بر فراق آن حضرت.

🍁در این‌جا قضیه‌ این شخص که نامش «یاقوت» و شغلش روغن فروشی بوده، تمام می‌شود.
خب این داستان را شاید جاهای دیگر خوانده باشید یا شنیده باشید یا مطالعه کرده باشید.
ما هم ذکر کردیم که نام مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه نورانیت قلبمان باشد و همین‌طور که معینِ ضعفاء(کمک‌کار ضعیفان) هستند، ما ضعفاء را کمک فرمایند.

💎 آری، ما هم مثل یاقوت روغن فروش راهمان را گُم کرده‌ایم و از (ضُعَفاء)ضعیفان و عاجزان هستیم و لذا وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه این دعا را تعلیم دادند به مرحوم آیةالله مرعشی نجفی که در رکوع بگویید:

✨ *” أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّم عَلَی عَجْزِنَا وَ أَغِثْنَا بِحَقِّهِم؛*
: خدایا بر محمد و آل محمد رحمت فرست و به عجز و ناتوانی ما رحم کن و به حق محمد وآل محمد به فریادمان برس”.

این را با توجه به این‌که آقا امام زمان ارواحنافداه فرمودند، وقت‌هایی که می‌توانید در رکوع بگویید.
به‌خصوص با این توجه که خدایا ما در جستجوی آقا امام زمان ارواحنافداه در معرفت آن حضرت و در سیر و سلوک به‌سوی آن حضرت ضعیف هستیم و ضعیف عمل می‌کنیم. تمرکزمان، حضور قلبمان، توجه‌مان به آن حضرت کم است که اگر توجهمان به آن حضرت، خوب و وافر(پُر و پیمان) باشد، دستمان را میگیرند و قدرت روحی بما می‌دهند که یکی از مؤثرترین اسباب تقویت روحی و بلکه تنهاترین راه آن، ذکر عمیق قلبی است که خدای تعالی می‌فرماید:

✨ *«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ؛* (بقره/١۵٢)
: پس شما مرا یاد کنید، تا من هم شما را یاد کنم».
گفتن ذکر و با حضور و دلدادگی قلب، روح را تقویت میکند.

💫 *یاد خدا از طریق امام عصر ارواحنا فداه سریعتر جواب میدهد*

این یک عهدی است که خدا با ما بسته که مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم بخصوص اگر یاد خدا از طریق امام عصر ارواحنا فداه باشد که سریعتر جواب میدهد چون در هنگام ارتباط بایک شخص اگر به چهره‌اش نگاه کنی، زودتر به مقصد میرسی و جواب میگیری و یاد امام زمان علیه السلام این گونه است که هم یاد خدا و ارتباط با خداست، هم نگاه کردن به چهرهٔ خدا است. (چهره بودن امام علیه السلام برای خدا، تنها یک تشبیه برای بیان نزدیکی ائمه اطهار علیهم‌السّلام با خداست) ، زیرا امام علیه السلام «وَجْه‌ُالله» (چهرهٔ خدا) هستند؛ یعنی مانند چهرهٔ شما که نزدیکترین چیز به شما است، برای بیان اوج و عمق نزدیکی ائمه اطهار علیهم‌السّلام به خدا، در قرآن و زیارتهای ائمه علیهم السلام، آنها به عنوان «چهرهٔ خدا» مَثَل زده و تشبیه شده‌اند چون خدا که جسم نیست تا بگوییم دست خدا و چشم خدا، اما ائمه اطهار علیهم‌السّلام را مانند چشم و گوش انسان که کمال نزدیکی را به او دارد، مثال زده است تا بدانیم هنگام صحبت با امام زمان و هریک از چهارده معصوم علیهم‌السّلام، نزدیکترین حالت را به خدا داریم.
لذا، ما هم باید مثل یاقوت روغن فروش به حضرت بگوییم آقاجان، ما را از این بیابان سرگردانی هواهای نفسانی خودمان نجات بده که هرچه بیشتر به دنبالش میدویم به جایی جز سرگردانی بیشتر در درک حقیقت، نمی‌رسیم.
لذا یاقوت روغن فروش تا نگاهش را از بیابانهای جهل و سرگردانی و بی معرفتی، بسوی چهره و پیمان خدا ( امام زمان علیه السلام) برگرداند، خدایتعالی فورا جوابش را بوسیلهٔ امام زمان ارواحنافداه به او داد و آن حضرت را مأمور نجات او فرمود.

💫 *مانند خورشید یکسان به همه جا نور میدهد*

این را هم باید بدانیم که حرف زدن امام زمان علیه السلام با ما حتی اگر صدمیلیاد و هزار میلیارد و بیشتر هم جمعیت کره زمین و کرات دیگر باشد، کمترین فرقی برای آن حضرت ندارد و مثالش همین تلویزیونی است که جلوی چشم ما است و هر روز می‌بینیم یک نفر در استودیوی تلویزیون نشسته و با میلیونها و میلیاردها نفر بطور یکسان در تمام دنیا صحبت میکند و آن‌وقت ما این توانایی را برای امام زمانمان درک نمی‌کنیم و با بیحالی و ناباوری صدایش می‌زنیم تا وقتی مثل یاقوت روغن فروش، مضطر و بی‌چاره شویم و با باور عمیقی حضرتش را صدا بزنیم که با باور عمیق، ارتباط وصل خواهد شد و امام زمان علیه السلام حاجتمان را اگر صلاح بدانند، عنایت خواهند فرمود.

💫 تازه، این فقط یک قدرت ضعیف در سطح ما انسانهاست، نه در سطح کسی که پیشوا و پناهگاه تمام جن و انس و ملائکه و حتی حیوانات و سائر خلایق است.

✨ *”أَلسَّلَامُ عَلَیکَ يَا مِیثَاق‌َالله”*

📘امام زمان ارواحنافداه میثاق و پیمانی است که خدا از ما گرفته است و خدای تعالی به برکت دعای ایشان سفره خلقت را پهن کرده و همهٔ چهارده معصوم عليهم‌السّلام این‌طور هستند و الآن که به برکت وجود نازنین ایشان ما هم هستیم.

💦 در بحث‌های ماه گذشته در ایام فاطمیه (علیهاالسلام) به‌ خصوص در بحث *آیهٔ شریفه تطهیر* ، خیلی دوست داشتم این بحث را دوستان به‌طور عمیق توجه کنند که این آیه، در واقع گویا تمام آنچه در معرفت امام علیه السلام می‌خواهیم؛ در آن هست.
آن‌ جا، مثالِ مغز در بدن را برای جایگاه امام علیه السلام در عالم خلقت زدیم که خدای تعالی این بدن را که آفریده، اگر مغز در این بدن نباشد خلقت بقیه اعضاء بدن بی‌معناست.
این یک چیز خیلی واضحی است. اگر قرار باشد که یک جنین همه چیز داشته باشد فقط مغز نداشته باشد، دکترها تجویز می‌کنند که سقط شود.

❔چرا؟
چون این اعضاء بدون مغز کارایی صحیحی نخواهند داشت.
عالم خلقت هم مغزش این چهارده معصوم علیه‌الصّلوة‌والسّلام هستند چون خزانه‌داران علم خدا هستند و با هدایتهایشان که به علم بی‌نهایت آسمانی وصل است، مانند مغز نگه‌دارنده و هدایتگر مخلوقاتند.

*«این‌ها عصمت مطلق دارند».*

🖋این مطلب آنقدر قطعی است که اگر بخواهیم این را یک‌هزارم، اشکال بکنیم، اشکالش به خود آیه وارد نمی‌شود، بلکه به کلّ قرآن وارد می‌شود که اگر بخواهیم قرآن را خدای نخواسته اشکال بگیریم، خدای تعالی محکم پشت قرآنش ایستاده که اگر قرآن را نمی‌خواهید بپذیرید، یا یک سوره مثل آن بیاورید، یا ده سوره یا مثل او بیاورید والاّ آماده هیزم جهنم شدن باشید.

قرآن معجزه الهی است، کلام پروردگار است و خدای تعالی به‌وسیله قرآن، حقانیت دین خودش را اثبات و نگهداری کرده است.

💠و عصمتی که در آیهٔ شریفه تطهير مطرح شده، بالاترین عصمت و باصطلاح: «عصمت مطلق» است که تمام عصمت‌ها به آن برمی‌گردد.
زیرا از عصمت مطلق، عصمت بالاتری وجود ندارد؛ درنتیجه عصمت انبیاء علیهم‌السّلام، پایین‌تر از عصمت اهل بیت علیهم السلام است.
عصمت مطلق، یعنی عصمت و پاکی که حد و مرز ندارد در حالیکه عصمت انبیاء، غیر از پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله و علیهم السلام) حد و مرز دارد؛ مثلا حضرت نوح (علی نبینا و آله وعليه السلام) را وقتی پسرش داشت غرق میشد و گفت خدایا پسرم از اهل من است و تو وعده‌ات حق است که فرموده‌ای اهلم را نجات میدهی؛ اماخداوند متعال در پاسخش فرمود:

*انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح اني اعظک ان تکون من الجاهلین*
:او از اهل تو نیست او عملی ناصالح است و من تو را موعظه میکنم که مبادا از جاهلان باشی»

اینجا معلوم میشود عصمت حضرت نوح عليه السلام، عصمت از جهل در سطح ائمه علیهم السلام نبوده و نیاز بوده که بواسطه دانستن و علم به حقیقت، از دعای جاهلانه معصوم(نگه داشته) بشوند؛ بنابراین عصمتشان بعد از عصمت اهل بیت رسالت علیهم‌السّلام است و سایر انبیاء علیهم‌السّلام همینطور هستند و کمترین حَدّ‌ِ عصمتشان، عصمت از تمامی گناهان، بلا استثناء است.

💦چرا این گونه است؟

شاید سؤال شود چرا این‌گونه است که خداوند بزرگ فقط و فقط درباره اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم الصلاة و السلام) اراده فرموده است که از عصمت و پاکی مطلق و بی قید و شرط برخوردار باشند و درباره بقیه برگزیدگان از بندگانش یعنی انبیاء علیهم‌السّلام – غیر از رسول خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) – نیز این از عصمت را قائل نشده است؟!

پاسخ این است که :
چون خداوند چنین اراده فرموده که فقط اهل البیت علیهم السلام، چنین باشند تا سایرین، از انبیاء و اولیاء گرفته تا مردم عادی، باید به آنان وصل شوند و لذا چهارده معصوم علیهم السلام، جایگاهشان، جایگاه مرکزی در علم و پاکی و می‌شوند مانند جایگاه مغز در بدن که مرکز علم و نگه‌دارندگی است و همه‌ی اعضاء مهم و تک تک میلیاردها سلول بدن، به هدایت مغز وابسته‌اند و این است که آنان « و معدن الرسالة» لقب گرفته‌اند؛ یعنی مرکز ارسال پیامبران.
طبق روایات معتبری که در تفسیر و تأویل برخی آیات نقل شده، (مانند آیه شریفه: و اذ اخذنا من النبیین میثاقهم و منک و من نوح… /الاحزاب: ٧)،( و آیه شریفه: وَ إذْ أخَذَاللهُ ميثاقَ النَبِیین لما آتَیْتُکُمْ مِنْ کتابٍ وَ حِکْمَةٍ… /آل‌عمران: ٨١)
از ارواح مطهر انبیاء علیهم‌السّلام پیمان یاری اميرالمؤمنين (سلام الله علیه و آله) گرفته شده است. و لذا جایگاه خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السّلام در هدایت عالم خلقت، جایگاه مغز در بدن است که تمام هدایتها به‌ آن باز می‌گردد.

💎یعنی تمام ملائکه، تمام انبیاء، تمام اولياء به‌واسطه علم و عصمت(نگه‌دارندگی) و هدایت خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السّلام نگه‌داشته می‌شوند.
لذا ما حداقل بیایم برای خودمان کاری کنیم و از این نعمت بزرگ ولایت استفاده کنیم و به یک نقطه‌ای برسیم که با معرفت و شناختی تأثیرگزار نسبت به وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه، مصداق این آیه شریفه شویم که می‌فرماید:

✨«وَٱعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله» (آل‌عمران/١٠٣)

به نقطه‌ی اعتصام برسیم؛ یعنی به‌واسطه وجود مبارک امام عصر ارواحنافداه، از لغزش‌ و خطا در حد ظرفیت خودمان حفظ شویم.
از وجود مبارک آقا کمک بخواهیم که آقا جان «أَغِثْنَا» به فریاد ما برس در این بیابان حیرت و سرگردانی فکری که با دنباله‌روی از خواسته‌های خودمان، راه تو را گم کرده یا می‌کنیم.

🌾 *اعضاء بدن باید ضرورت وابستگی به مغز را درک و لمس کنند*

لذا باید در شرایطی قرار بگیریم که عجز خودمان را ببینیم تا به سوی آن حضرت دست نیاز دراز کنیم و گمان نکنیم بدون ایشان میتوانیم حفظ شویم و این مثل آن است که اعضاء بدن خیال برشان دارد که بدون هدایت مغز میتوانند درست عمل کنند.
درست است مغز را نمی‌بینند اما ضرورت وجود او را باید درک کنند و این خاصیت نظام علمی عالم خلقت است که خداوند عالم آن را برای کمال انسانیت و سعادت دنیا و اخرت ما تنظیم فرموده است.

لذا حضرت ولی عصر ارواحنافداه سفارش فرمودند که در رکوع این دعا را بخوان:

✨” *أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّم عَلَی عَجْزِنَا وَأَغِثْنَا بِحَقِّهِم”*

خدایا! بحق محمد وآل محمد به فریاد ما برس.
تمام وجود ما دارد فریاد می‌زند، تمام سلول‌های ما کمک می‌خواهد که:
«آقا جان! اگر تو دست ما را نگیری، ما هیچ‌جا نمی‌توانیم خودمان را حفظ کنیم».

📘این‌که حضرت خودشان را از چشم ظاهرِ ما مخفی می‌کنند، به‌خاطر این است که این عصمتی که ما درخواست می‌کنیم، این ایمانی که ما به حضرت داریم، ارزش والای خودش را داشته باشد و حالت ظاهری پیدا نکند که حالت اجبار باشد که چون آقا را داریم می‌بینیم می‌ترسیم و کار بدی نمی‌کنیم.
نه! باید با چشم حقیقت بین و چشم عقلمان که بی نهایت بیناتر از چشم ظاهر است، باید حقیقت امام و مرکزیت علم و عصمت او را ببینیم و هزار برابر دیدن ظاهری از او ادب کنیم و حساب ببریم.
باید با چشمی که حقیقت را زیر پا نمیگذارد، حضرت را ببینیم که به عنوان مربی و راهنمای الهی دارند من را نگاه می‌کنند و من ادب می‌کنم، به احترام حضرت کارهایم را مورد پسندشان انجام می‌دهم.
خیلی وسیلهٔ میانبر و راحتی برای ما قرار دادند و طوری است که اگر به این مسئله، محکم بچسبیم که طبق آیه شریفه:

✨«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ، (توبه/١٠۵)

هرلحظه تحت نظارت این باصطلاح دوربین مداربسته‌ی الهی هستیم، حتماً موفق خواهیم شد که اعمالمان با عمل امام زمان ارواحنافداه مطابقت پیدا کند.
البته این مطلب یک توضیحی هم در رابطه با مراحل و مراتب تزکیه نفس دارد که جلسه دیگری را می‌طلبد.
ان‌شاءالله همگی به این جهت موفق شویم.

🖋اگر در ماه مبارک رجب که ماه معرفت امام عليه‌السّلام است، بتوانیم یک قدری در معرفت نورانی امام عليه‌السّلام پیشرفتی داشته باشیم و نفس را بطور عمیق‌تری تسلیم امام علیه السلام کنیم، می‌توانیم با یک ارادهٔ محکم دست از خواسته‌های خودمان بردارد.
من نمی‌گویم که می‌شود یا نمی‌شود. حتماً می‌شود. نشدنش به ضعف تصمیم گیری خودمان برمی‌گردد.
یعنی به‌طور دائم سنگ‌های هوای نفس در جاده‌ی پیش رو هست؛ انسان می‌خواهد برود ولی آن خواسته دل نمی‌گذارد، آن خواسته لذت‌بخش نمی‌گذارد و آدم گیر می‌کند و نمی‌تواند حرکت کند.
انسان باید اول این سنگ‌ها را از سر راه بردارد. در مراحل تزکیه نفس رشد کند، چرت نزند، خوابش نبرد.
توبه خودش را توبهٔ قوییی قرار بدهد و با تمام وجود به‌سوی خدا برگردد و بر این بازگشت، در برابر نفس استقامت بورزد.

💧💧ان‌شاءالله این مسیر را با جدیت طی کنیم.
ببینید، «حُر بن‌ یزید‌ ریاحی» در یک‌ لحظه تصمیمش را گرفت و یکی دو ساعته خودش را بالا کشید.
🖋در اوایل جلد دوم مکیال این دعا هست. یک دعای طولانی است که این جمله در آنجاست که:

✨أللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ مُشْتَبِهَاتٌ تَقْطَعُنِی دُونَک وَ مُبْطِئاتٌ تَقْعُدُ بی عَنْ إِجَابَتِک”
“وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّی عَبْدُکَ، ولایُرْحَلُ إلَیْکَ إلا بِزادٍ، وَ أنَّکَ لاتَحْجُبُ عَنْ خَلْقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الاَعمالُ دُونَکَ، وَ قَدْ عَلِمْتُ أنَّ زَادِ الرَّاحِلِ‏ إِلَيْكَ‏ عَزْمُ‏ إِرَادَةٍ يَخْتَارُكَ‏ بِهَا، وَ یَصیرُ بِها إلی ما یُؤَدِّی إلَیْکَ

خدایا! من می‌دانم که بین من و تو یک پرده‌هایی افتاده والاّ از تو نزدیک‌تر به من کسی نیست. تو به من نزدیک‌ترینی.
بین من و تو یک مشتبهاتی است، یک غبارهایی من بلند کردم.
«مُبْطِئاتٌ» یعنی حرکت مرا بسوی تو کُند و بطیئ میکند.
کُندکننده‌هایی از حرکت برای من وجود دارد. سنگ‌هایی که در جاده ریخته، شما دیگر نمی‌توانید گاز بدهید و بروید.
شما را متوقف می‌کند و حرکت شما را کُند می‌کند تا این سنگ‌ها را کنار بزنید.

✨«تَقْعُدُ بی عَنْ إِجَابَتِک»

تو من را صدا می‌زنی، اما من به‌خاطر آن مبطئات و کُند‌کننده‌ها که همان خواسته‌‌های دل خودم است، زود به تو لبیک نمی‌گویم، زود اجابتت نمی‌کنم، زود دست از خواسته‌‌های دلم برنمی‌دارم.

✨و قَدْ عَلِمْتُ أَنَّی عَبْدُکَ، ولایُرْحَلُ إلَیْکَ إلا بِزادٍ،

و می‌دانم که توشه‌ی کسی که می‌خواهد به‌سوی تو راحل شود یعنی حرکت کند به‌سوی تو، (رحلت بسوی تو، یعنی هجرت کند از هواهای نفسانی اش به‌سوی تو).

✨ و قَدْ عَلِمْتُ أنَّ زَادِ الرَّاحِلِ‏ إِلَيْكَ‏ عَزْمُ‏ إِرَادَةٍ يَخْتَارُكَ‏ بِهَا، وَ یَصیرُ بِها إلی ما یُؤَدِّی إلَیْکَ

💠ببینید فقط یک اراده محکم می‌خواهد.
بین خواسته‌‌های دلش و تو، تو را انتخاب کند سریع، محکم.
معرفتش را هم که خدا داده، فقط بگو:
خدایا! تو را انتخاب می‌کنم.
این‌که بگویم فقط تو را انتخاب می‌کنم؛ باید صادقانه بگوید و محکم هم پشتش بایستد.
در این فقط باید سریع عمل کند و جدیت کند و خواسته‌‌های نفسانی‌اش هر چه‌قدر هم لذت‌بخش باشد، حاضر باشد دست از آن خواسته‌ها بردارد ان‌شاءالله.
حرکتی که حر‌ بن‌ یزید ‌ریاحی کرد، این‌چنین بود.

✨”عَزْمُ‏ إِرَادَةٍ يَخْتَارُكَ‏ بِهَا؛
: با یک اراده محکم خودش را کَند”.

🌐ما این‌ها را داریم. ببیند خودتان دستِ کم نگیرید. کسانی که صدای من را می‌شنوند یا صوت یا تصویرم را می‌بینند، همه به این نکته توجه داشته باشید که شماها یعنی یک انسان معمولی حتی یک انسانی که کافر است، خدای تعالی از کارخانه خلقت، سالم و مُهر استانداردشده تحویل داده بیرون.
همه می‌توانند به درجه سلمان و ابی‌ذر برسند. شمر می‌تواند سلمان شود چنانکه حُر از اینکه مثل عمرسعد شود، بایک ارادهٔ محکم، شد حُرّی که حتی در کربلا مرقد جداگانه دارد.
این نشان می‌دهد که ضعیف‌ترین انسان‌ها می‌توانند بهترین‌ها شوند با همین اراده محکم.
فقط انسان باید اراده محکمی که خدا به او داده را فعالش کند.

🌐 من گاهی مثال‌ی برای بعضی‌ها می‌زنم؛ می‌گویم: مثل یک سیم کارتی که شما خریداری کردی و در جیبت هم هست ولی داخل گوشی نگذاشتی، فعالش کنی.
داری ولی فعالش نکردی.

شما هم اراده را داری، توی جیبت، توی قلبت هست؛ اما چون نمیخواهی فعالش کنی، می‌گویی: من اراده‌ام ضعیف است.
چرا می‌گویی اراده‌ام ضعیف است؟
خدا که به تو اراده داده. تو فعالش نکردی.
این باعث می‌شود که معرفت ماه رجب برای ما یک معرفت نورانی شود و با امام زمان ارواحنافداه معامله کنیم و حضرت را در کارهایمان انتخاب کنیم. به‌خصوص ماهایی که می‌خواهیم در این مسیر باشیم.

💦 *مثل بچه‌های کوچک هستیم*

باید به امام زمانت بگویی:
✨”وَ مُقَدِّمُکُم اَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی؛
: آقا من شما را جلوی خواسته‌هایم می‌اندازم”.

🔷یعنی حاجت دارم ولی شما اول باید بخواهید. خواسته‌های من را اول شما بخواهید بعد من بخواهم.
من دعایم را می‌کنم، اما با این توجه که اگر شما بخواهید.
لازم هم نیست آدم به زبان بگوید اگر شما بخواهید، باید معرفتش را داشته باشد.

✨”… فِی کُلَّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی”

🖋در همه‌ حالات و امورم ببینم شما چه اراده دارید. شما از من چه می‌خواهید.
گذشت است دیگر.

حالا فکر کنید یک چیز حلال باشد و خیلی هم برای تو شیرین و لذت‌بخش باشد. ببین امامت می‌خواهد یا نمی‌خواهد. امام هم اگر نخواهد، آیا من محروم می‌شوم؟
نه، تازه تو بهره‌مند می‌شوی.

آن‌چه که باعث می‌شود انسان اراده‌ محکمی نکند آن است که مثل بچه‌های کوچک تصور می‌کند که الآن بابایش بگوید: نه، این از دستش می‌رود. دیگر آن اسباب‌بازی را از دست می‌دهد یا آن خوراکی را از دست می‌دهد.

🌀لذا روی موضع خودش پافشاری می‌کند. ولی اگر این معرفت را داشته باشد که بابای من الآن می‌گوید: نه.
این بستنی را جای مناسبی برای من می‌خرد. این‌که الآن می‌گوید: نه.
الآن مصلحت من نیست.
اگر انسان این معرفت را پیدا کند و به آن پایبند شود و اذعان کند، می‌بیند چیزی که او را از اجابت امام عليه‌السّلام کُند می‌کند، تصورات غلط خودش است.
یعنی خودش فکر می‌کند که من محروم می‌شوم و امام این را برای من نمی‌خواهد.
مثلاً می‌گوید: حالا تا کی حضرت برای من بخواهند و تصورات این‌طوری را پیدا می‌کند که همت نمی‌کند که لبیکِ درستی به حضرت بگوید.

💦مولا جان! یا صاحب الزمان، ای نور پروردگار در زندگی تاریک ما، ای خورشید درخشان خدا در دل‌های تاریک ما که دل‌هایمان را با نور هدایت و معرفتت روشن مي‌کنی.
دست به دامان مبارک شما هستیم. ما را کمک بفرمایید که از هواهای نفسانی خودمان، بسوی خواسته‌های شما مهاجرت کنیم؛ انشاءالله.

🍀و صلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین.

🍁 *پایان جلسهٔ ٣۴*

٢٩ جمادی‌الثانی ١۴۴٢

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *