توضیحاتی پیرامون دعای «یاعلی یا عظیم…»ماه رمضان
(متصل به مباحث مربوط به جلسهٔ دوم دعای افتتاح، شب قدر را قدرشناختن)
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَینَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ» (بقره/١٨۵)
ماه رمضان ماه نزول قرآن است. خدای تعالی میفرماید:
«این ماه ماهی است که قرآن نازل شده است».
دعای “يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ، يَا غَفُورُ يَا رَحِيمُ، أَنْتَ الرَّبُّ الْعَظِيمُ.
الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ وَ هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُور وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي فَرَضْتَ صِيَامَهُ عَلَيَّ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ”.
این دعا یک دعای بسیار پرمحتوا براساس این آیهٔ شریفه است.
*”يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ، يَا غَفُورُ يَا رَحِيمُ؛*
: ای خدای علی، ای خدای عظیم، ای غفور و ای رحیم”.
*”أَنْتَ الرَّبُّ الْعَظِيمُ؛*
: تو آن پروردگار عظیم هستی”.
*”الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ؛*
: مانند و مثل تو شیئی نیست”.
البته این تأویلی دارد که الآن نمیخواهیم واردش شویم.
*”وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ؛*
: و خدا خدایی است سمیع و بصیر”.
*”وَ هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ؛*
: و خدایا! این ماهی است که خدایا تو این ماه را بزرگش داشتی و او را تکریم و احترام و گرامی داشتی”.
*”وَ شَرَّفْتَهُ؛*
: او را شرافت بخشیدی”.
*”وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُور؛*
: و بر همه ماهها او را برتری و فضیلت دادی”.
*”وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي فَرَضْتَ صِيَامَهُ عَلَيَّ؛*
: و آن ماهی است که روزهاش را بر من واجب کردی”.
*”وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ؛*
: که ماه رمضان است”.
ماه فشرده شدن است، بهواسطه گرسنگی و تشنگی که در انسان ایجاد میشود.
*”الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ؛*
: ماهی که در آن قرآن را نازل کردی”.
*”هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ؛*
: برای اینکه قرآن هدایت باشد برای مردم و دلایل روشن از هدایت و فرقان (جداسازی حق و باطل از هم)”.
” *وجَعَلْتَ فِیهِ لَیلَةَ القَدر* ؛
: و در این ماه، شب قدر را قرار دادی”.
” *وجَعَلتَهَا خَیراً مِنْ أَلفِ شَهْر؛*
: و او را از هزار ماه برتر کردی”.
“*فَيَاذَا الْمَنِّ وَ لاَ يُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَيَّ بِفَكَاكِ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ فِيمَنْ تَمُنُّ عَلَيْهِ* ؛
: پس ای خدایی که تو منّت داری بر ما و بر تو کسی منّت ندارد، بر من منّت بگذار به آزاد کردن من از آتش، در زمره کسانی که آنها را از آتش آزاد میکنی”.
*”وأَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛*
: و من را داخل بهشت بفرما برحمتت ای مهربانترین مهربانان”.
این دعایی است که مرسوم است بعد از نمازها، در ماه مبارک رمضان خوانده میشود.
در این دعا سه قسمت مطرح شده.
یکی اینکه ماه رمضان، ماه باعظمتی است که خدای تعالی آن را به نزول قرآن که هدایت باشد برای مردم، مزیّن کرده.
نزول قرآن برای این است که مردم هدایت شوند بهسوی آنچه که صلاحشان است، آنچه که بهسوی رستگاری رهنمون میشوند.
ماه رمضان یک همایش و یک ضیافت عامّی است که خدای تعالی دعوت کرده که مردم در آن جمع شوند. یعنی هر کس که مطیع و فرمانبرِ پروردگار است، دعوت شده.
حالا بعضیها میتوانند روزه بگیرند و بعضیها نمیتوانند روزه بگیرند. آنهایی که نمیتوانند روزه بگیرند، معنایش این نیست که در این مهمانی حضور ندارند چون اصلِ پذیرایی، پذیرایی با طاعت خداوند است.
کسی که تکلیفش روزه گرفتن است، او حضور دارد، کسی هم که تکلیفش روزه نگرفتن است، او هم هست.
بالعکسش هم اگر کسی تکلیفش روزه نگرفتن است مثل کسی که مریض است یا مسافر است، اگر روزه بگیرد از مهمانی استفاده نمیکند یعنی خدا به او گفته که تو نباید روزه بگیری و او روزه میگیرد.
این در فقه همیشه مطرح است که عبادتی که نهی به آن بخورد، این عبادت دیگر عبادت نیست.
چون عبادت یعنی حرف گوش کردن و اطاعت کردن.
مثلاً وقتی خدا میفرماید: نماز نخوان! فرض کنید من بدون وضو نماز بخوانم. این نماز به من تقرب نمیدهد، من را به خدا نزدیک نمیکند بلکه از خدا هم دور میکند.
حکایتِ آن کسی که در قبر، ملائکه آمدند و او را مؤاخذه کردند، گفتند: صدتا شلّاق، مجازات تو است.
او چانه زد تا آنها تخفیف دادند و او شلاقها را به یکی رساند و آن یکی را که به او زدند، قبرش پر از آتش شد و علتش هم این بود که بدون وضو نماز خوانده. پس آن نماز برای او باعث آتش شده.
عبادت باید انسان را به خدا نزدیک کند. چیزی که به خدا نزدیکمان کند عبادت میشود.
والاّ خدا میفرماید روزه نگیر ولی من روزه میگیرم. این من را به خدا نزدیک نمیکند بلکه از خدا هم دور میکند.
پس کسانی در این ضیافت حضور دارند و خدا از آنها پذیرایی میکند که در طاعت خدا باشند و در حالت عصیان و نافرمانی نباشند.
بنابراین روزه گرفتن برای کسی که روزه تکلیفش است، موجب میشود که در این پذیرایی شرکت داشته باشد و کسی هم که وظیفهاش نیست که روزه بگيرد که یا پزشک میگوید یا مسافر است؛ این هم از برکات ماه رمضان بهرهمند است چون خودش کوتاهی نکرده که محروم شود.
بله! شاید کسانی که برای فرار از روزه خودشان را مسافر میکنند، بهره کمتری ببرند و نصیب کمتری داشته باشند چون بحث کراهتش است و کراهت دارد کسی که عذری ندارد و فشاری روی او نیست، روزه نگیرد.
یک وقت فشار روی آدم است مثلاً فرض کنید که تشنگی به او فشار میآورد، برای اینکه اذیت نشود، خودش را مسافر میکند. آن هم معلوم نیست کراهت داشته باشد.
بههرحال غرض اینکه ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده.
یعنی مثل یک همایش مهمی که فرض کنید دولت ترتیب میدهد، از یک عدهای خاص دعوت میکند مثلاً از علماء و دانشمندان.
در آن همایش یک صحبتهای خاصی مثلاً برای استانداران مطرح میکنند که برای یک سالِ آن کشور، مسائلی بررسی و تبیین میشود.
همایش ماه رمضان همایشی است که خدای تعالی مردم را دعوت میکند به این مهمانی منتها پذیراییاش این نیست که من صرفاً روزه بگیرم و تمام شود.
اصلِ پذیراییاش نزول قرآن است یعنی خداوند میخواهد مردم بهواسطهٔ اطاعت از امرش که دعوت خداوند را اجابت کردند؛ گوششان باز شود برای شنیدن سخن خدا.
یک جایی مثلاً سخنرانی است، میگویند: ساکت باشید که سخنران حرفش را به شما برساند.
خدای تعالی هم با این ماه میفرماید:
“سکوت قلبی را برقرار کنید که من میخواهم با شما صحبت کنم و شما را هدایت کنم به آنچه رستگاری شما در آن است”.
«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآن هُدًی لِلنَّاسِِ وَ بَینَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَان؛ (بقره/١٨۵)
: که قرآن در آن نازل شده، قرآنی که هدایت است برای مردم و تببین راه حق از باطل میکند».
«هدایت و فرقان»
«فرقان» یعنی جداسازی و فرق گذاشتن.
یعنی اگر انسان گوشِ دلش را برای شنیدن سخن خدا باز کند؛ خدای تعالی هم در قلبش فرقان قرار میدهد یعنی یک روشنایی معنوی و یک هدایتی در قلبش قرار میدهد که خوب و بد را بفهمد و از هم جدا کند.
اگر این گوش باز نشود و انسان گوشش را برای شنیدن سخن خدا باز نکند، فرقان هم در قلبش پدید نمیآید.
تصویر روشن نمیشود، میبینید گاهی تلویزیون یک جایی را نشان میدهد، تصویر مات است. فرض کنید چهرهٔ کسی را مات میکنند. شما تشخیص نمیدهید این شخص چه کسی هست.
اگر انسان قلبش را در برابر حق تسلیم نکند، یعنی نخواهد تسلیم شود که آنچه خدا میفرماید بپذیرد، فرقان نمیآید.
یعنی تصویر روشن نیست، تشخیص نمیدهد و خوب را از بد جدا نمیکند.
اساسش هم برمیگردد به اینکه خداوند میخواهد ماها بین خوب و بد را تمیز بدهیم که انسانهای خوب را از بد جدا کنیم که اساسش بر تشخیص امام از غیر امام است.
یعنی امام را از غیر امام جدا کنیم و معرفت به امام پیدا کنیم. انسان وقتی که امام را بشناسد، میفهمد که باید پشت سر او حرکت کند.
مثلاً در یک همایش میگویند: پیام فلان شخصیت میخواهد در این همایش خوانده شود.
هدف از برگزاری همایش ماه مبارک رمضان، خوانده شدن آن پیام است.
این میشود قرآن. کلام پروردگار میخواهد قرائت شود.
خدا در این پیام چه میخواهد به ما بگوید؟
میخواهد بگوید: شب قدر را قدر بدانید.
“الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَان وَ جَعَلْتَ فِیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ”
مغز این همایش و برنامهای که خدا ترتیب داده، تمامِ هدف این بوده که همه جمع شوند و با طاعت خدا پذیرایی شوند.
خدای تعالی با این طاعت، به آنها احترام میگذارد که آدمهای باشخصیت و مؤدبی هستند و قوانین این همایش را رعایت میکنند. تا پیام آن شخصیتِ بزرگ در آنجا قرائت شود.
پیام پروردگار، قرائت شود که قرآن یعنی «شیءِ قرائتشده».
قرآن از قرائت میآید یعنی چیزِ خواندهشده.
پیام که خوانده میشود، چه چیزی در آن هست؟
معرفت به شب قدر در آن هست.
اصل و مغز پیام، معرفت به شب قدر است.
“وَ جَعَلْتَ فِیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا خَیْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ”
شب قدر را بشناسید که اگر یک شبِ قدر برای شما قدر دانسته شود، بهتر از هزار ماهی است که قدر دانسته نشود.
در تفسیرش در روایات آمده که بهتر از هزار ماه، منظور چه ماههایی است؟
ماههایی که در آن «لیلة القدر» نیست، در آن معرفت به شب قدر نیست.
حالا در شب قدر چه چیزی هست که خدای عالم همه را جمع کرده که بیایید من پیام مهمی برایتان دارم که نمایندهام را فرستادم که در آن قرائت کند.
پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم نماینده خداست، این پیام را قرائت میکند.
اصل آن پیام، معرفت به شب قدر است.
در شب قدر چه اتفاقی میافتد؟
در شب قدر، مقام و جایگاه باعظمت امام علیهالسّلام تبیین میشود.
یعنی خدا نشان میدهد که همه کارها به دست صاحبِ شب قدر است.
باید با او ارتباط برقرار کنید، تحت طاعت او در بیایید، با او زندگی کنید، تحت تربیت او تربیت شوید و خلاصه همه کارهایتان وابسته به او باشد.
او محور است و شما دور این محور میتوانید بچرخید.
مثلاً پروانههای هلیکوپتر اگر بخواهند تأثیری داشته باشند و هلیکوپتر را به پرواز در بیاورند، باید حول محور آن محور اصلی که عمودی است و این پروانهها به او وصلند و دور محور او میچرخند، میتوانند پرواز ایجاد کنند.
انسان هم اگر حول محور امام و طاعت امام گردش کند و دور امام بگردد، رشد میکند.
به قول اینهایی که اهل محبت هستند مثل مرحوم آقای کافی در این کلیپ میگوید: علی جان! دورت بگردم.
طوری هم میگوید: دورت بگردم که عمق ارادتش به امیرالمؤمنین علیهالسّلام را نشان میدهد.
آقایمان حجتبنالحسن همینطور.
ما آقا جان! دورت بگردیم، فدات بشیم، خاک پای نوکرات باشیم.
برای اینکه تمام هستی و حیات ما به معرفت ایشان بستگی دارد. مرده و زنده بودن ما به ایشان بستگی دارد.
اگر ایشان را بشناسیم، زنده هستیم. اگر نشناسیم، مرده هستیم. قلب اگر ایشان را بشناسد، زنده است و اگر نشناسد، مرده است.
“مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة”
خدای تعالی کسی که امام زمانشناس نباشد را مرده میداند. حالا این مرده هر چه میخواهد مثلاً شکل و قیافه زیبایی داشته باشد، لباس قشنگی داشته باشد، زینتی داشته باشد، هیچ فایدهای به حالش ندارد.
کسی که امامشناس نباشد، خدای تعالی اصلاً در او حیات قرار نمیدهد.
اصل نزول قرآن در شب قدر و ماه مبارک رمضان برای معرفت امام علیهالسّلام است.
در حالی که ما در ماه رمضان فکر میکنیم روزه میگیریم و اصل و اساس روی روزه است و بدنمان سالم شود و اگر روزه بگیریم از خدا اطاعت کردیم.
اینها هم خوب است، اینها هم طاعت خداست ولی اساسش این است که انسان طوری به امام زمانش معرفت پیدا کند که حولِ محور او بچرخد. چرخش زندگیاش، چرخش چشمش، چرخش زبانش، چرخش اعمال بدنش، دست و پایش، مخصوصاً افکارش همهاش دور امام زمانش بگردد و کاری را بدون رضایت او انجام ندهد.
اساس شب قدر در این خلاصه شده.
لذا خدای تعالی میفرماید: تو چه میدانی شب قدر چیست؟
شب قدر شبی است که خدای تعالی تمام عالم هستی را در شب قدر خلاصه کرده. یعنی
«وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ؛
: همه چیز را ما در امام مبین جمع کردیم».
این خیلی آیه عجیبی است در قرآن. در آیه دوازده سوره مبارکه یس خدای تعالی دیگر به قول معروف، آب پاکی را روی دست همه ریخته.
میفرماید: همه عالم، همه اطلاعات عالم، همه هستی، همه چیز را ما در امام مبین جمع کردیم.
نه فقط خدا علمش را جمع کرده بلکه درک هر چیزی که حقیقتی داشته باشد در امام هست.
اگر به امام عقیده داشته باشی، برقت وصل است و روشن هستی.
به امام وصل نباشی، تاریک هستی و حقیقت را نمیتوانی درک کنی چون هر چه هست، خداوند از این راه به خلایق میرساند.
علتش هم این است که خدای تعالی امام علیهالسّلام را میزان بندگی خودش قرار داده.
هر کس با این میزان و با این ترازو سنجش شود؛
«وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ» (اسراء/٣۵)
این ارزشی در عالم پیدا میکند.
«لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»
حالا اتفاقاتی که در شب قدر میافتد، این است که وجودِ مقدس «روحالقدس» تنزل پیدا میکند و تقدیرات عالم را از جانب پروردگار به امام عليهالسّلام ابلاغ میکند که امام علیهالسّلام در روایت میفرمایند:
“منظور از روحالقدس فاطمه زهرا سلاماللهعلیها است”.
که در اینجا دوتا کار انجام میشود و آن، هم معرفت به آقا امام زمان ارواحنافداه است و هم معرفت به حضرت زهرا سلاماللهعلیها است.
انسان اگر میخواهد قلب امام زمان ارواحنافداه متوجه او شود و قلب امام زمان ارواحنافداه برای او نرم شود، باید دامن حضرت زهرا سلاماللهعلیها را بگیرد و آن حضرت را واسطه کند برای اینکه سفارش او را به امام عصر ارواحنافداه بفرمایند.
این هدفِ از ماه رمضان و هدف از این مهمانی و قرائت این پیام الهی و مغز این پیام که آشنایی و معرفت به شخصیت اول عالم هستی است که ما بدانیم که اگر حول و محور او زنده باشیم، زنده هستیم.
اگر حول و محور او زنده نباشیم، زنده نیستیم.
اگر زندگی را با او همراه کنیم، زنده هستیم. اگر با او همراه نکنیم، خدای تعالی بال مگسی برای کلّ دنیا ارزش قائل نیست چه برسد برای مثلِ منی که هیچ چیز حساب نمیشوم.
اما اگر انسان بیاید در این خطِ سیر، خدای تعالی همان بال مگس را به تمام عالم نمیدهد.
تو که به قدر بال مگسی برای حضرت سیدالشهداء علیهالسّلام گریه کنی؛ آتش جهنم را خاموش میکند، این است.
از آن طرف آن کسی که در این خط سیرِ معرفت امام نیست و امامشناس نیست، خدای تعالی میفرماید: تمام دنیا برای من بال مگسی ارزش ندارد.
از این طرف میفرماید: اگر در این خطِ سیر باشی و ما به اندازه بال مگسی از تو معرفت ببینیم؛ (مثل گریه بر سیدالشهداء و در فراق امام زمان ارواحنافداه یک اشکی ریختن و خود را به حضرت وصل کردن) به قدر تمام عالم، برای آن ارزش میگذاریم.
“وَ جَعَلْتَ فِیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا خَیْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ”
خب حالا چهکار کنیم خدایا؟
“فَیَا ذَا الْمَنِّ وَ لاَ یُمَنُّ عَلَیکَ؛
: ای خدایی که تو منت داری بر مردم و کسی بر تو منت ندارد”.
«لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ» (آلعمران/١۶۴)
منّتی که خدای تعالی گذاشته این است که پیامبر و چهارده نور مقدس علیهمالسّلام را بین ما قرار داده که آنها ما را تحت تربیت قرار دهند.
منتی که خدا بر یک نوزاد میگذارد این است که پدر و مادر بالای سرش باشند.
این منتِ خدا بر نوزاد است دیگر.
اگـر این پدر و مادر باشند، این بچه همه چیز دارد. پدر و مادر نباشند و ولش کنند، کنار یک خیابان بگذارند، حالا یا پدر و مادرِ بیمعرفت بگذارند یا هر علت دیگری داشته باشد، این بچه اگر کسی نیاید جای آن پدر و مادر را برایش پر کند، میشود طعمهٔ سگها و گربهها و موشها و اگر هیچ کدام هم نباشد، بعد از چند ساعتی از گرسنگی خواهد مرد.
منّتی که خدا بر ما گذاشته این است که امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهمالسّلام را بالای سر ما قرار داده که ما سرپرست داشته باشیم، ولیّ داشته باشیم.
آن ولیّ، احوالمان را، برنامههایمان را مورد رسیدگی قرار دهد، نیازهایمان را تأمین کند و به ما لطف و عنایت و دلسوزی کند.
از خدا برایمان بگیرد و به ما بخوراند آنچه که از خدا گرفته و آنچه که برای ما ضرر دارد، از ما دفع کند.
کسی که میخواهد از ماه رمضان بهترین استفاده را بکند، این است که این منت خدا را قبول کند یعنی
“فَيَاذَا الْمَنِّ وَ لاَ يُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَيَّ بِفَكَاكِ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ؛
: من را از آتش آزاد کن”.
کسـی از آتش رها میشود که بیاید تحت ولایت امیرالمؤمنین علیهالصّلوةوالسّلام.
یعنی تنها چیزی که انسان را از آتش آزاد میکند، پذیرش ولایت امیرالمؤمنین ارواحنافداه است، پذیرش ولایت آقا امام زمان ارواحنافداه است.
“مُنَّ عَلَيَّ بِفَكَاكِ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ”
من امام زمانم را شناختم. خدایا! کمکم داریم از این همایش میرویم بیرون.
خدای تعالی پیامش را رسانده، امام را به ما شناسانده، دستمان را در شب قدر به دست ایشان داده و ایشان هم برای ما آقایی کرده، پدری کرده و تربیت ما را به عهده گرفته.
منت گذاشته بر ما. هدف امام زمان علیهالسّلام از تشریففرماییِ در دنیا این است که بر ما منت گذاشته که ما را سرپرستی کند. اصلاً هدفش از زندگی این است.
یعنی اگر بخواهیم بهخاطر مقام و عظمت امام زمان علیهالسّلام بگوییم: ما لیاقت نداریم.
نه عزیزم، اصلاً امام زمان علیهالسّلام بهخاطر وجودِ تو روی کره زمین است.
“خَلَقْتَهُ لَنَا عَصْمَةً و مَلاَزا”
بهخاطر وجود تو روی کرهٔ زمین هستند والاّ اگر بخواهیم مقام و شخصیت خودشان را در نظر بگیریم، اصلاً نباید بین ما بیایند.
“خَلَقَــــــكُمْ اللّهُ اَنْواٰراً فَـــجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِيـــنَ” (زیارت جامعه کبیره)
اینکه تشریف آوردند و شدند ولیّ ما برای این است که من را جمع و جور کنند، من را تربیت کنند.
بیست سال روی من کار کنند که بشوم یک جوان بالغ، یک جوان رشید.
“لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ”
مثل شیخ مفید که حضرت ولیّعصر میفرمایند:
“ولیّ رشید؛
دوست مطیع و رشید ما یعنی رشدیافتهٔ ما”.
رشدی پیدا کرده که خودش را مثل یک دست، تحت فرمان مغز میبرد.
بهترین رشد برای یک دست این است که تحت فرمان مغز باشد والاّ دستی که تحت فرمان مغز نباشد، فکر کنید که چه اتفاقاتی میافتد! مغز به او دستور میدهد ولی او اطاعت نمیکند.
این چه فایدهای دارد؟
خدای تعالی هم میخواهد ما در این نظام خلقت، یک دستی باشیم برای او. یعنـی کاری که خدا میخواهد انجام دهد، بهوسیله ما انجام دهد.
همانطور که صاحب یک بدن، آن مغز اصلی که میگوییم من هستم؛ دست موقعی به دردش میخورد که این دست بتواند کارهایش را بهوسیله دست انجام دهد.
بهوسیله چشم نگاهش را انجام دهد، بهوسیله این گوش صداها را بشنود.
این اعضاء و جوارح بهخاطر این به درد یک شخص میخورند. اگر قرار باشد اینها در اختیار نباشند، چه به درد میخورد.
اگر ما بنده و مطیع خدای تعالی نشویم، چه فایدهای از خلقت ما هست!
یک مقداری شلوغکاری و خودمان را مثلاً کثیف کردن که بعد خدای تعالی میفرماید: این موجود به درد نظام خلقت نمیخورد. این شخص دورریختنی است و او را دور میریزد.
پس هدف این است که اینکار انجام شود. انسان به این همایش دعوت شود، کلام خدا بر او خوانده شود و برود در برنامه شب قدر و با صاحب شب قدر خودش را هماهنگ کند و در محور او زندگیِ خودش را به جریان بیندازد.
منتِ خدا را بپذیرد و
«يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم؛ (حجرات/ ١٧)
: بر تو منت میگذارند ای پیغمبر که مسلمان شدند. بگو اسلامتان را بر من منت نگذارید».
«وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُم» (حجرات/١۴)
شما هنوز به علیبنابیطالب ایمان نیاوردید!
اصلِ ایمانی که در قرآن است، برای ایمان آوردن به امـیرالمؤمنین علیهالسّلام است.
چون اگـر ما به همه چیزِ قرآن ایمان بیاوریم ولـی به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام ایمان نیاوریم، خدای تعالی میفرماید: هیچ چیز به درد نمیخورد.
«بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛ (مائده/۶٧)
: اگـر ایمان به ولایت علی را ابلاغ نکنی، هـیچ کار نکردی».
زنجیره برنامه الهی، بدون ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام قطع میشود و تا آقا امام زمان ارواحنافداه هم همینطور این زنجیره باید باشد.
یعنـی اگـر از پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم باشد تا امام عسکری علیهالسّلام و امام زمان ارواحنافداه نباشند، قطعشده است.
این عین همان است که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام در غدیر خم ابلاغ نشود.
یعنـی فرض کنید یک شیعهای پیدا شود که بگوید: من تا امام عسکری را قبول دارم ولی نعوذبالله بگوید: امام زمان را قبول ندارم.
این عین این است که بگوید: علیبنابیطالب را قبول ندارم، عین این است که بگوید: فاطمه زهرا را قبول ندارم.
لذا بهخصوص روایت هم هست که پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم میفرمایند:
“کســی که ایمان بیاورد به انبیاء و من و ائمه اما حضرت مهدی را انکار کند، مثل کسی است که به انبیاء گذشته ایمان بیاورد ولی به منِ خاتمالانبیاء ایمان نیاورد “.
منتی که خدا گذاشته را انسان بپذیرد و از خدای تعالی تشکر و قدردانی کند که:
«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا» (اعراف/۴٣)
خدا را شکر میکنیم که ما از ماه رمضان، آن مغز ماه رمضان که معرفت به امام علیهالسّلام هست را به دست آوردیم.
کسی پرسیده بود:
من چطوری بفهمم شب قدر را درک کردم؟
ببین در قلبت معرفت و محبت امام زمان ارواحنافداه افزون شده.
معرفت و محبت داشتی ولی اگر این در قلبت زیادتر شده و به امام وابستهتر شدی، معلوم است که شب قدر را به اندازه ظرفیت خودت، درک کردی.
خدای تعالی در قرآن، محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام را شرط مزد رسالت قرار داده.
تو که مزد را پرداخت کردی، این موهبت را داری و محبت امام علیهالسّلام همین معنا را دارد که من شب قدر را درک کردم چون آن ارزشگذاری را کردم.
خب این هم یک بحثی دربارهٔ دعای «يَاعَلِىُّ يَا عَظِيمُ» که در ماه رمضان خوانده شد و انشاءالله چند روزی هم که داریم خوانده میشود.
این در نظر مبارکتان باشد که این منت را که خدا گذاشته، این منت را قدردانی کنید.
مثل مرحوم «آیتالله میلانی» این مرجع تقلید، نام مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه را بالای سرش گذاشته بود و دستور داده بود این شعر را زیرش نوشته بودند:
بالای سرم نام تو را نقش نموندم
یعنی که سر من به فدای قدم تو
یعنی افکار و اندیشههای من با قدم تو، با حرکت تو، با همراهی با تو معنا پیدا میکند که وقتی مغزم مغز درستی است که به تو وصل باشد.
میبینید کامپیوترها وقتی به اینترنت وصل نباشند، انگار هیچ خبری نیست.
حالا اینها مثال است ولی وقتی به اینترنت وصل است، انگار به تمام اطلاعات دنیا وصل است.
در اثر اتصال به آن اطلاعاتِ بهظاهر بینهایتِ غیرقابل محاسبه، این میگوید: من به همهجا وصل هستم.
ولی وقتی وصل نباشد، به همان اندازه که در آن اطلاعات ریخته، آگاهی دارد.
مغزی که به امام زمان وصل نباشد، انگار به علم واقعی وصل نیست.
“أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ”
روایت دارد سلام به آقا امام زمان میخواهید بکنید، بگویید:
“أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِیَّةَ اللَّه فِي أَرْضِهِ”
انشاءالله با دعا برای فرج آن حضرت توجه آن بزرگوار را به خودمان جلب کنیم.
أَللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الْفَرَج
٢۵ رمضانالمبارک ١۴۴٢
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی