در سلسله مباحثی که پیرامون آیاتی که در شأن حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف نازل شده، آیات سورهٔ مبارکه «المدثر» را مورد بررسی قرار میدهیم.
فضیلت این سوره:
مرحوم بحرانی در تفسیر البرهان، از جناب صدوق رحمةاللهعلیه به سندش از محمدبنمسلم از امام باقر علیهالسّلام نقل کرده که فرمود:
“مَن قَرَأ فِي الفَريضه سورة المدثر كان حقاً عَلَى الله عزّوجلّ أَن يجعله مَعَ محمّد صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم في درجته و لايدركه شقاء ابداً انشاءالله تعالی؛
: کسی که سوره مدثر را در نماز واجبش بخواند، حق است که خدای عزّوجلّ او را با حضرت محمد صلّىاللهعليهوآلهوسلّم و در درجهٔ آن حضرت قرار دهد و در دنیا هیچگاه اگر خدا بخواهد، شقاوت و محرومیت به او نخواهد رسید”.
در روایت دیگری که در فضیلت این سوره ذکر شده، این امتیازات نیز بیان شده است:
اول: کسی که این سوره را بخواند، ده برابر همه کسانی که حضرت محمد صلّىاللهعليهوآلهوسلّم را تصدیق کردهاند و ده برابر همه کسانی که آن حضرت را تکذیب کردهاند؛ اجر و پاداش از خداوند دریافت خواهد کرد.
دوم: کسی که بر خواندن این سوره مداومت داشته باشد و در پایانِ قرائت روزانه آن، از خدا بخواهد که قرآن را حفظ شود؛ نمیمیرد تا آنکه خداوند سینهاش را گشاده کرده و خواهد توانست قرآن را حفظ کند.
سوم: و اگر بیش از این نیز حاجتهای دیگری از خدا بخواهد، خداوند آن را برآورده میکند.
(تفسیر البرهان، سورة المدثر، فضلها)
تذكر:
ما آنچه در تأویل معنی آیات این سوره مبارکه بیان میکنیم، طبق روایاتی است که مرحوم بحرانی، صاحب تفسیر البرهان، ذیل آیات این سوره نقل فرموده است. همچنین در بعضی موارد، روایاتی دیگر که در تفسیر برهان نبوده را مدّنظر قرار میدهیم.
بنابراین توضیحاتی که درباره آیات این سوره مبارکه بیان میشود؛ برگردان روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام میباشد.
اینک آیات این سوره و توضیحاتی درباره آنها:
آیه ٢_١
«يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِرُ؛ (۱)
: ای جامه به خود پیچیده».
«قُمْ فَأَنذِرْ؛ (۲)
: برخیز و هشدار بده».
طبق روایاتی از امام صادق علیهالسّلام «مدثر» یکی از نامهای دهگانه پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم در قرآن کریم است.
از امام باقر علیهالسّلام روایت است که دربارهٔ آیه دوم فرمودند:
«منظور این است که: ای محمد! در زمان رجعت بپاخیز و هشدار بده».
توضیح:
«رجعت» یعنی بازگشت و در اینجا یعنی بازگشتِ بعضی از مردگان به دنیا پیش از قیامت است و آن مردگان شامل دو دستهاند:
«مؤمنین خالص و کافران خالص».
مؤمنین خالص، برای آنکه به برخی پاداشهای خود که در دنیا دریافت نکردهاند برسند و کافران خالص هم برای آنکه به برخی مجازاتهایی که در دنیا نچشیدهاند برسند و به دست مؤمنین عذاب شوند.
آیه ٣:
«وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ؛ (۳)
: و پروردگارت را بزرگ و از هر چیز برتر بدار».
توضیح:
باید بگوییم مهمترین رسالت پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم تحقق حقیقت یکتاپرستی و توحید است. زیرا تمامی مشکلات و مفاسد در جامعه بشری از دخالت ما انسانها در نظام آفرینش و خودخواهی و خودرأیی و حکم و نظر خود را از حکم خدا بالاتر قرار دادن ناشی میشود والّا در هر جای عالم که بنگریم، از یک دانه باران تا کهکشانهای عظیم و تمامی مخلوقات موجود در آنها، هیچ فساد و بینظمی در آنها مشاهده نمیشود. چرا که توحید و تکبیر در آنها جاری است، یعنی حکم خدا در آنها برقرار است. اما در عالم ما انسانها، هر جا که حکم خدا را پایینتر از حکم خود قرار دادیم یا حکم خدا را کنار زدیم، فساد و بینظمی به وجود میآید.
این قاعده کلّی در نظام آفرینش است که تمامی نظام عالم براساس نظمی علمی و دقیق استوار است و ما نمیتوانیم آن نظم را بر هم بزنیم و اگر نظم علمی چیزی را بر هم زدیم؛ آن را فاسد کردهایم و این معنا و حقیقت «اللهُ أَكْبَر» است. زیرا تمامی نظام آفرینش به اراده الهی ایجاد شده و جز حکم خدا و نظم علمی که او اراده فرموده در آنها حاکم نیست.
حقیقتِ اللهاکبر، «خدا از هر چیز بزرگتر و برتر است»، بر تمام ذرات عالم از اتمها گرفته تا کهکشانها حاکمیت مطلق دارد.
پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم مبعوث شدند تا بهعنوان آخرین پیامآور الهی به مردم جهان هشدار دهند که اگر سعادت و خوشبختی ابدی را میخواهند، باید نظم علمی آفرینش را بر هم نزنند و باید فقط خدا را از هر چیز برتر و بالاتر بدانند و این برتری نه یک برتری اجباری و شعاری است بلکه یک برتری حقیقی و علمی است که با تحقق آن، طبیعت و خلقت و زندگی بشر سالم میشود و عوض کردن آن با چیزهای دیگر، نظم عالم را بر هم میریزد و منظور از عوض کردن آن این است که هر جا به جای الله، من یا تو یا او یا هر کس دیگری جز خدا و نمایندگان معصومش را قرار دهیم؛ آنجا و آن چیز که غیر خدا حاکم شده، فاسد میشود.
پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم مأموریت داشتند که عالم را از فساد پاک کنند و «اللهُ اَکبَر» را در جایجای زندگی بشر تحقق بخشند و برای اینکار، ابتدا خود دست بهکار شده و قرآن را قانون اساسی زندگی بشر از طرف خدا معرفی فرمودند و همه میدانیم که قانون بدون مجری یعنی هیچ و لذا برای تحقق حاکمیتِ قرآن، مجریان معصومی که ۱۲ نفر بودند را به مردم جهان معرفی فرمودند که اولین آنها علیبنابیطالب علیهالسّلام و آخرین آنها حضرت مهدی عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف هستند.
«وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ» یعنی به کمک علی علیهالسّلام برتری خدا و توحید را تحقق ببخش و به مردم بگو: علی معلم توحیدی شما و مجری قرآن بر فرد و جامعهٔ شماست.
به مردم بگو: علی تنها کسی است که پس از من میتواند توحید حقیقی و برتری خدا بر جهالت انسانها را بر فرد و جامعه حاکم نماید.
به مردم بگو: علی معصوم از هر خطا و لغزش و پاکیزه از هر جهل و نادانی است و عصمتش را خدا تضمین فرموده و او جز تحقق «الله أَكْبَر» هدف دیگری ندارد.
لذا خداوند متعال میفرماید:
«وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ (مؤمنون/۷۳)
«وَ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصَّرَاطِ لَنَاكِبُونَ؛ (مؤمنون/۷۴)
: ای پیامبر! تو قطعاً مردم را به صراط مستقیم دعوت میکنی». (۷۳)
: اما آنها که به آخرت ایمان نمیآورند از این صراط رویگردان و منحرفاند». (۷۴)
این آیه حتی به روایاتی که اهل تسنن نقل کردهاند، به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام تفسیر شده. چرا که پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم از اول تا آخرِ رسالت خود، همواره مردم را به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام و فضائل بیشمار او توجه میداد و آنها را به علی علیهالسّلام بهعنوان صراط مستقیم الهی فرامیخواند.
از جمله در کتاب «شواهد التنزیل»، «حسکانی»، عالم بزرگ اهل تسنن و بعضی دیگر از کتب علماء سنّی، از امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام روایات متعددی نقل شده که در تفسیر همین آیه «وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصَّرَاطِ لَنَاكِبُونَ» میفرمایند: «عَن وِلَايَتِنَا» یعنی آنها که به آخرت ایمان نمیآورند، از ولایت ما منحرف و روی گردانند.
(موسوعة الامامة في نصوص اهل السنة ج۱ / ۴۴۳ عن شواهد التنزيل ۵۲۴/۱)
آری، اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام معلمین توحیداند که با تعالیم خود که همان حقایق قرآن کریم است و خداوند حقایق کتاب خود را تنها در اختیار آنها قرار داده، همه زندگی و جان و مال خود را برای تحقق «اللهُ أَكْبَر» و «لَاإِلَهَإِلَّاالله» فدا کردند و وجود مقدس آخرین ذخیره الهی، حضرت مهدی ارواحنافداه الآن با حکومت علمی و عملی و عادلانه خود بر سراسر جهان چنان خدا را بندگی میکند که فقط او بندگی شود و بس. چنانکه در دعای افتتاح ماه مبارک رمضان در این باره میخوانیم:
“یَعبُدُکَ لَا یَشرِکَ بِکَ شَیئاً؛
: خدایا! حضرت مهدی علیهالسّلام فقط تو را بندگی و فرمان تو را بالای همه فرمانها قرار میدهد و هیچ چیز (کوچک یا بزرگ) را شریک تو و کنار حکم تو قرار نمیدهد”.
یعنی بهخاطر قدرتی که تو به او دادهای، مجبور نیست جز تو ملاحظه کسی یا چیزی را در کنار تو داشته باشد و فقط آنچه را تو میپسندی اجرا میکند و از کسی و چیزی واهمهای ندارد.
آیهٔ ۴ و ۵:
«و ثیابَکَ فَطَهِّر؛ (۴)
«والرُّجزَ فَاهجُر؛ (۵)
: و جامهات را پاکیزه و از پلیدی دوری کن». (مدثر/۴و۵)
طبق روایات وارده، منظور از پاکیزه کردن لباس، کوتاه کردن لباسی است که بلند است و بر زمین کشیده و آلوده میشود و منظور از دوری کردن از پلیدی در «آیه پنجم» هم آلودگی ظاهری و هم باطنی است و آلودگی باطنی، معصیت و نافرمانی خداوند متعال است. خصوصاً نافرمانی و نپذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین و ائمه علیهمالسّلام که عین استکبار و رویگردانی از تربیتهای الهی است.
آیه ۶:
«وَلا تَمنُن تَستَكثِر؛ (۶)
: با زیاد شمردن کارهای خیرت بر خدا منت نگذار».
امام صادق علیهالسّلام در تفسیر این آیه در روایتی میفرماید:
«و آن عملِ خیری را که برای خدا انجام دادهای، زیاد مشمار».
معلوم میشود همین که انسان در ذهن خودش بگوید: عجب کار بزرگی انجام دادم و عمل یا اعمال خیرش را زیاد بشمارد؛ این حالت روحی، منت گذاشتن بر خداوند متعال است و موجب ناخشنودی پروردگار میشود.
آیه ۷:
«و لِرَبِّکَ فَاصبِر؛ (۷)
: و برای خدا و فقط بهخاطر خشنودی او صبر پیشه کن».
آری، برای تحقق توحید و کنار رفتن خدایان پرورشیافته ذهن انسانها، باید صبر پیشه کنی.
انسانهایی که برای کنار گذاشتن حکم خدا توجیهات گوناگونی میتراشند و بهجای حکم خدا، از حکم نفس و از خواستههای دل خود پیروی میکنند و در اثر این روحیهٔ جاهلانه، در بُعد اجتماعی، امام زمانشان را از جایگاهش کنار میزنند یا او را میکشند.
پس تو باید برای پروردگارت تحمل اینهمه مصیبت، خصوصاً فشار شهادت دخترت فاطمه و شکسته شدن پهلوی او و کشته شدن محسنش و مصیبتهای گوناگون، خصوصاً مصیبت کربلا صبر کنی. چرا که خداوند میخواهد خلق خود را برای زندگی همیشگی در بهشت بیازماید و بهواسطهی اطاعت یا عدم اطاعت از علیبنابیطالب علیهالسّلام و فرزندان معصومش، خوب و بد آنها را از هم جدا کند.
آری، ای پیامبر گرامی ما! ولایت علیبنابیطالب علیهالسّلام و اطاعت صددرصد از او بر آنها که میخواهند غیر خدا -یعنی نفس خود_ را با خدا در کارها شریک کنند و به خواستههای دل خود برسند؛ این اطاعت بر آنها سنگین است و لذا تو و خاندان مطهرت را آزار میدهند و میکشند.
پس باید بهخاطر خدای خودت و برای تحقق توحید، همه این مصیبتها (خصوصاً شهادت دخترت فاطمه علیهاالسّلام) را تحمل و بر آنها صبر کنی.
به همین خاطر خداوند متعال میفرماید:
«كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ؛ (شوری/۱۳)
: آنچه تو مردم را بهسوی آن دعوت میکنی، (که همان توحید حقیقی با اطاعت از علیبنابیطالب علیهالسّلام است) بر مشرکین، گران و سخت است».
چرا که آنها میخواهند حکم خود را با حکم خدا در کنار هم قرار دهند و بگویند:
«ای محمد! حال که تو پیامبر خدا و حاکم بر ما شدی، این را پذیرفتیم و از تو اطاعت کردیم. اما دیگر پس از تو نمیتوانیم حاکمیت علیبنابیطالب و حسن و حسین و فرزندانش علیهمالسّلام را بپذیریم. ما هم باید سهمی از ریاست بر مردم داشته باشیم».
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی