بدون ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام نماز جسدی بدون روح است.
ثانیاً حقیقت نماز و تعالیمِ آن، که ترسیم عبودیت واقعی است؛ تنها با تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام تحقّق مییابد. مانند آنکه تعالیم مطرح شده در کتاب درسی دانشآموزان تنها با گفتار و تمرینهای معلم کلاس، تحقق مییابد و اگر دانشآموزی بگوید من با معلم کاری ندارم و فقط به کتاب درسی کار دارم؛ او با این عمل زشتش، حتی کتاب درسی را هم قبول ندارد و کاری با معلم ندارد.
او فقط برای آزاد شدن از محیط کلاس و یا بیرون کردن معلم از کلاس و تسلط بر دانشآموزان و خالی کردن جیب آنها و خوشگذرانی کردن با آن پولها، این حرف را میزند و لذا چنین دانشنیاموزی را مدیر مدرسه اخراج میکند و این همان فرمایش پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در فضیلت امیرالمؤمنین علیهالسّلام و اهل بیت مطهرش است که ما یک نمونه از این دست روایات را از طریق کتب عامه (اهل سنّت) نقل میکنیم تا حجت تمامتر باشد و این روایت را چندین کتابِ ایشان نقل کردهاند:
موسوعةالامامة في نصوص اهلالسنة، الطبرانی، اخبرنا [و ذکر الاسناد، حدثنا ابوامامة الباهلی، قال: قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله]
«ان الله خلق الانبیاء من اشجار شتى وخلقنی و علیاً من شجرةٍ واحدة، فانّا أصلها و علی فرعها و فاطمة لقاحها والحسن والحسین ثمرها، فمن تعلق بغصن من أغصانها نجا ومن زاغ عنها هوى ولو ان عبداً عبدالله بین الصفا والمروة الف عام، ثم الف عام، [ثم الف عام – نسخة تاریخ مدينة دمشق] ثم لم یدرك محبتنا، اکبّه [في کفاية الطالب «صحبتنا» و في تاریخ مدينة دمشق: «محبتنا الا اکبّه»] الله على منخریه في النار.
ثم تلا: «قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرٌ إِلَّا الْمَوْذَةَ فِي الْقُرْنِي؛ (الشوری،۲۳(۲)
: خداوند انبیاء را از درختهای گوناگون آفرید و من و علی را از یک درخت آفرید. پس من اصل آن درخت هستم و علی فرع آن و فاطمه لقاح آن و حسن و حسین میوهٔ آن».
پس هر کس به شاخهای از این درخت بیاویزد نجات یابد و هر کس از آن بلغزد و روی بگرداند، سقوط میکند و اگر کسی خدا را بین صفا و مروه هزار سال عبادت کند و سپس هزار سال دیگر [و سپس هزار سال دیگر- طبق نقل ابنعساکر] و آنگاه محبت ما اهل بیت را نداشته باشد؛ خداوند او را بر دو سوراخ بینیاش به آتش میافکند.
و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «بگو من از شما اجر و مزدی نمیخواهم مگر دوست داشتن عمیق قلبی نسبت به خاندانم».
بنابراین نماز بدون ولایت اهل بیت علیهمالسّلام که جز طعمه آتش جهنم شدن ثمری برای صاحب آن ندارد؛ شبیهترین چیز در دنیا به جسدی است که روح ندارد و جسد بدون روح یعنی مرداری متعفّن که باید آن را دفن کرد و لذا رسول خدا صلّىاللهعلیهوآله در حدیث متواتر بین شیعه و سنّی فرمودند:
“من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليةً؛
: کسیکه امام زمانش را نشناسد و بمیرد، مردهای است متعفّن به تعفّن زمان جاهلیت”.
آری، اشخاص بدون ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام اگر بهترین نحو و طولانیترین نماز را هم بخوانند؛ نهایتاً مانند جسدی زیبا و کامل اما بدون روح و مرده هستند که فقط باید به فکر دفن کردن این نماز و صاحب آن بود و همانطور که جسد بدون روح – طبق روایات، وحشتناکترین چیزها در نظر انسان میآید – چنین نمازی هم وحشتناکترین شکل را دارد و از آن باید فرار کرد.
اقامه نماز، برپاداشتن ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است
ثالثاً: یک حقیقت مهم در اینجا وجود دارد و آن اینکه خداوند متعال در قرآن کریم همهجا از اقامه نماز سخن میگوید و جملهٔ «وَأَقِیمُوا الصَّلاة» در قرآن مکرر استفاده شده است و جایی نداریم که خداوند متعال کلمه «قرائت» را دربارهٔ نماز بهکار برده و مثلاً بفرماید: «اقروؤا الصّلوة» نماز بخوانید.
درحالیکه دربارهٔ خواندن قرآن جملهٔ اقروؤا بهکار برده شده و خداوند متعال مکرر میفرماید:
«فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛ (مزمل/۲۰)
: پس هر چه میسّر شد (و سختتان نبود) قرآن بخوانید».
حال راز «أقِيمُوا الصَّلَاة» چیست که خوانده شدن در آن هدف نیست بلکه برپا داشتن آن هدف است؟
پاسخ این سؤال را امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در روایتی نورانی که به حدیث «معرفت امام به نورانیت» معروف شده، چنین میفرمایند:
“…و قوله ويُقيمُوا الصَّلاة» فمن أقام ولايتي فقد أقامالصّلاة؛
: اینکه خداوند میفرماید و برپا بدارند نماز را، پس کسی که ولایت مرا برپا بدارد، قطعاً نماز را برپا داشته است».
در قسمتی دیگر، سلمان از آن حضرت میپرسد:
«یا اخا رسول الله و من أقام الصّلاة أقام ولایت؟» قال «نعم، یا سلمان، تصدیق ذلک، قوله تعالی فی الکتاب العزیز:
«وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ» (البقرة/۴۵)
“فصبر رسول الله صلّیاللهعلیهوآله والصّلاة اقامة ولایتی فمنها قالاللهتعالی«وانَّهالَکَبیرةٌ» ولم یقل و انهما الکبیرة لان الولایة کبیرحملها علی الخاشعین والخاشعون هم الشّیعه المستبصرون بفضلی لان اهل الاقاویل من المرجئة والقدریة والخوارج و غیرهم من الناصبیة یقرون لمحمد صلّیاللهعلیهوآله لیس بینهم خلاف و هم مختلفون فی ولایتی، منکرون لذلک، جاحدون بها الا القلیل و هم الذین وصفهم الله فی کتابه العزیز، فقال: و أنّها لکبیرة الّا علی الخاشعین…؛
: ای برادر رسول خدا، آیا واقعاً کسیکه نماز را برپا دارد ولایت شما را برپا داشته است؟
فرمود: بلی ای سلمان و تصدیق این مطلب در این سخن خداوند متعال است که در کتاب عزیز خود میفرماید:
«و از صبر و نماز کمک بگیرید و بدانید که این نماز سخت و سنگین است مگر بر خاشعین» پس صبر، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است و نماز برپا داشتن ولایت من و از همین جهت بوده خدای تعالی در «وَإِنَّهَا» ضمیر «ها» را بهکار برده که به «صلاة» برمیگردد و ضمیر «هما» را بهکار نبرد که به هر دوی «صبر و صلاة» برگردد.
پس امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمود: علت اینکه چنین فرموده آن است که ولایت، امر بزرگ و سنگینی است که آن را فقط بر دوش خاشعین (فروتنان) گذاشته و خاشعین فقط شیعیان ما هستند که به فضیلت من بینا هستند. (مرا و فضائلم را نادیده نمیگیرند و به آن اقرار دارند و تسلیم هستند)
آیا نمیبینی آنان که معتقد به عقاید گوناگونی از قبیل مرجئه و قدریه و خوارج و جز اینها از گروههای ناصبی (کسانی که پرچم دشمنی و مخالفت با ما را برافراشتهاند) همه اینها نسبت به حضرت محمد صلّىاللهعلیهوآله اقرار دارند و اختلافی بینشان نیست اما درباره ولایت من مخالفت دارند و منکر آن هستند و آن را نمیپذیرند و در این میان تنها عده اندکی که همان خاشعین هستند، ولایت مرا قبول دارند آنها که دربارهٔ ایشان فرموده است:
«وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ» (البقرة/۴۵)
فقط آنان که در برابر حق خاشع هستند ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را میپذیرند
در این کلام نورانی، امیرالمؤمنین علیهالسّلام علت سخت بودن پذیرش ولايت را سختی اطاعت و فرمانبرداری و سختی پذیرش و اقرار صادقانه به فضیلت خود میدانند و تنها شیعیان هستند که در برابر ولایت آن حضرت خاشع و فروتن هستند.
سرّ مطلب در اینجا آن است که خداوند متعال فرموده: «نماز بر همه سخت است جز بر خاشعین» یعنی مشکل بر سر خشوع و خضوع و فروتنی در برابر حق است. کسانیکه در برابر حق فروتن و خاشع هستند؛ حق را میپذیرند و تسلیم آن شده و به آن عمل میکنند اما کسانی که تکبر دارند و خودبزرگبین هستند نمیتوانند حق را بپذیرند.
یک سؤال:
ممکن است کسی بپرسد مگر پذیرفتن رسالت رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله حق نبود که این گروههای انحرافی به فرمایش اميرالمؤمنین علیهالسّلام آن را پذیرفته و در آن اختلافی ندارند، اگر «و آله» را هم نمیپذیرفتند. علت چیست؟ میخواستند حقپذیر نباشند رسالت حضرت رسول صلیاللهعلیه را هم نمیپذیرفتند.
علت چیست؟
پاسخ میدهیم. علت در دست برداشتن از خواسته های نفسانی و دست نکشیدن از آن است.
توضیح آنکه مسلمانانی که بهظاهر اسلام آوردند؛ برای این مسلمان شدند که به آنها کافر گفته نشود و احکام کفار بر آنها بار نشود و از امتیازات مردم مسلمان بهرهمند شوند و با اسلام آوردن به خواستههای دل خود برسند اما وقتی صحبت ولایت امیرالمؤمنین عليهالسّلام و اطاعت بیقید و شرط از آن حضرت بهعنوان شرط ایمان مطرح شد و دیدند که با وجود پذیرفتن ولایتِ آن حضرت و امامان معصوم از نسل ایشان، به خواستههای نفسانیشان از قبیل ریاست بر مردم و در اختیار گرفتن جان و مال و ناموس مردم نمیرسند و تا آخر عمر، خود و نسلهایشان همیشه باید اطاعتکننده باشند و جایی برای جولان دادن و هر شهوتی را به کام کشیدن باقی نمیماند. لذا استکبار کرده و زیر بار نرفتند و در برابر ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام خاشع و تسلیم نشدند.
بنابراین علت اصلی نپذیرفتن ولایت آن حضرت، صفت رذیله تکبر و خودبزرگبینی یا استکبار آنها بود که ضدّ آن خاشع شدن و فروتنی و تسلیم بودن قلب در برابر حق است.
شیعه یعنی خاشع در برابر حق
آنان که در برابر حق، تسلیم و خاشع شدند و فضیلت امیرالمؤمنین عليهالسّلام را اقرار کردند؛ نامشان شیعه و پیرو حق و پیرو مظهر حق، امیرالمؤمنین علیهالسّلام شد و آنها که خاشع نشدند و در برابر فرمان خدا در پیروی از علی علیهالسّلام تکبر از خود نشان دادند و اطاعت از او برایشان سخت شد و نفسشان نمیخواست از خواستههایش دست بردارد؛ اطاعتناپذیر و مستکبر شدند چنانکه خدای تعالی میفرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» (غافر/۵۶)
: آنها که دربارهٔ نشانههای خدا یعنی ائمه اطهار علیهمالسّلام به بحث و جدل و انکار حق برمیخیزند؛ جز این نیست که مرض کبر و خودبزرگبینی در سینه دارند که البته به آن خودبزرگبینیِ خیالی خود نخواهند رسید. پس به خدا پناه ببر که او شنوای دانایی است».
بنابراین شیعیان، گروه خاصی جدای از مسلمین نیستند بلکه آنها مسلمانانی هستند که فقط حق را پذیرفته و به آن عمل میکنند و به همین خاطر «شیعه» لقب گرفتهاند. از این رو خداوند متعال فرمود:
«أَقِيمُوا الصَّلَاة: نماز را برپا دارید».
یعنی جملات نماز را در میدان عمل پیاده کنید و از خواسته های نفسانی خود دست بردارید و در برابر حق خاشع و فروتن باشید.
آنان که شیعه حقیقی هستند؛ الگوی نماز را در اعمالشان پیاده و خواستههای نفسانی را کنار میگذارند و آنان که چنین نیستند؛ فقط نماز را قرائت میکنند اما از برپا داشتن آن در عمل که با اطاعت از حجت خدا و دست شستن از خواستههای نفس تحقق مییابد سر باز می زنند و خداوند آنها را در برابر حق خاشع نمیبیند و لذا نماز بر آنها دشوار و بزرگ میآید و خدای تعالی در این باره میفرماید:
«وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ» (البقره/۴۵)
خداوند تنها به کسانی برای رسیدن به مقام انسانیت و انس گرفتن با خود و قرار گرفتن در صف بندگان حقیقیاش کمک میرساند و آنها را در رسیدن به این اهداف عالیه یاری میکند که از رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله بهعنوان مظهر صبر و پایداری در راه خدا و از امیرالمؤمنین علیهالسّلام بهعنوان برپا کننده و معلم حقیقی نماز کمک بگیرند و معلوم است که زیر بار اطاعت از تعالیم امیرالمؤمنین علیهالسّلام رفتن که برپایی نماز واقعی را در پی دارد و برای رسیدن به آن باید از خواستههای جاهلانه نفسانی دست کشید؛ کاری سخت و دشوار برای پیروان هواهای نفسانی است.
بنابراین این گروههای متکبر که زیر بار ولایت امیرالمؤمنين عليهالسّلام نمیرفتند؛ اسلام آوردنشان برای طمع و رسیدن به هواهای نفسانیشان بود. چرا که اگر اسلام و پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله را نمیپذیرفتند؛ باید مانند کفار جزیه میدادند یا کشته میشدند و لذا تنها راه را اسلام ظاهری آوردن و بعد در میدان عمل از اطاعت از مجری قوانين اسلام علیبنابیطالب عليهالسّلام و امامان معصوم علیهمالسّلام شانه خالی کردن و حتی به مبارزه با آن حضرت برخاستن (از طرف عدهای از آنها) را برای خود برگزیدند.
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی