آیات ۳۲ تا ۳۷:
«كَلَّا وَالْقَمَرِ (۳۲) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (۳۳) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (۳۴) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ (۳۵) نَذِيرًا لِلْبَشَرٍ (۳۶) لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأْخَرَ (۳۷)»
: نه چنین است (که کافران میپندارند) قسم به ماه (۳۲) و قسم به شب آنگاه که سپری شود (۳۳) و قسم به صبح آنگاه که پرده سیاه شب را کنار زند (۳۴) که او یکی از دو امر سنگین و بزرگ عالم است (۳۵) او هشداردهندهای برای بشر است (۳۶) هشداردهندهای برای شما که از عاقبت کارها آگاهتان کند چه پیش بیایید، چه باز بمانید». (۳۷)
طبق روایات فراوانی که در کتب اهل سنّت، بسیار به چشم میخورد؛ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تأکید بسیاری بر ولایت امیرالمؤمنین علیبنابیطالب علیهالسّلام میفرمودند تا جایی که از کثرت دعوت مردم به ولایت آن حضرت، بیم آن داشتند که بدخواهان به ایشان آسیب برسانند که البته آنها درصدد قتل آن حضرت بودند خصوصاً پس از وفات رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآله که فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را به شهادت رساندند و با کشتن پاره تن رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله از کشتن علیبنابیطالب علیهالسّلام ابایی نداشتند.
چنانکه سالها بعد، دوستان ایشان در قالب فرقهای به نام خوارج، آن حضرت را در محراب مسجد کوفه به شهادت رسانده و پس از آن نیز سایر فرزندان آن حضرت را به شهادت رسانده و فاجعه عظمای کربلا را بهوجود آوردند.
در این آیات مبارکه، خداوند متعال با چندین قسم (قسم به ماه، قسم به شب آنگاه که سپری شود و قسم به صبح آنگاه که سیاهی شب را کنار زند) تأکید میفرماید که ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام یکی از دو امر بزرگ و محوری در زندگی بشر است.
اگر کسی بگوید: از کجا میگویید در آیه شریفه فوق، یعنی «وَإِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ»، آنها به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام برمیگردد؟
پاسخ میدهیم:
اولاً مفسرین حقیقی قرآن یعنی ائمه اطهار علیهمالسّلام این را فرمودهاند. (البرهان ذیل آیه شریفه، حدیث ششم)
ثانیاً «إحْدَى الْكُبَر» (یکی از دو بزرگترین چیز) به یکی از دو بزرگترین چیزی که در اسلام مطرح شده و از آنها چیزی بالاتر و مهمتر نیست بازمیگردد و ما به تصریح پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله در حدیث ثقلین، باتفاق شیعه و سنی، آن دو چیز که بالاترین و اساسیترین موضوع در اسلام هستند را شناختهایم و با صراحت کلام رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآله دیگر جای تردیدی باقی نمیماند که منظور از «إحْدَى الْكُبَر»، چیزی نیست جز تمسّک به عترت. یعنی تسلیم شدن به ولایت امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیهما و امامت ائمه هدی علیهمالسّلام و لذا برخی از روایات، این آیه شریفه «إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ» را به حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها تفسیر و تأویل فرمودهاند.
ثالثاً از آیات قبل و بعد این آیه مشخص میشود که «إحْدَى الْكُبَر» امری است محوری که میزان و ترازوی سنجش اعمال و حرکات مردم و جداسازی حق از باطل است و این خصوصیت تنها در وجود مبارک علیبنابیطالب علیهالسّلام و امامان معصوم از نسل آن حضرت و حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها مصداق دارد و در روایات فراوانی که شیعه و سنی نقل کردهاند، حضرت علی علیهالسّلام میزان سنجش حق و باطل است و «إحْدَى الْكُبَر» چیزی جز این نمیتواند باشد زیرا در آیهٔ بعد و آیهٔ پس از آن، «إحْدَى الْكُبَر» به هشداردهندگی برای بشر و محوریت توصیف شده و….
در روایات فراوانی که شیعه و سنی نقل کردهاند حضرت علی علیهالسّلام میزان سنجش حق و باطل است و «اِحْدَی الْکُبَر» چیزی جز این نمیتواند باشد. زیرا در آیه بعد و آیه پس از آن، «اِحْدَی الْکُبَر» به هشداردهندگی برای بشر و محوریت توصیف شده و میفرماید:
«لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ» (مدثر/۳۷)
یعنی «إِحْدَى الْكُبَرِ» برای بشر، هشداردهنده است و برای شما مسلمانان حالت محوریت دارد یعنی هر کس میخواهد به بهشت برسد؛ باید به آن بپیوندد (أَن يَتَقَدَّمَ) و هر کس میخواهد به راهی غیر از بهشت برود، میتواند آن را رها کرده و از آن باز بماند (أَوْ يَتَأَخَّرَ).
لذا در همین روایت، حضرت امام موسیبنجعفر علیهالسّلام در تفسیر «لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ» میفرمایند:
“من تقدم إلى ولايتنا أُخِّر عن سقر و من تأخر عنها تقدم الى سقر؛
: کسی که بهسوی ولایت ما پیش بیاید و خود را به ما ملتزم و متصل کند و از ما دور نیفتد؛ از سقر و آتش جهنم دور میشود و از آن نجات مییابد و کسی که از ما باز بماند و به ریسمان ولایت ما چنگ نزند؛ بهسوی جهنم و سقر پیش میرود”.
این مطلب عیناً همان مطلب مطرح شده در حدیث «سفینه» (کشتی نجات) است که شیعه و سنی از رسول اکرم صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نقل کردهاند که آن حضرت فرمودند:
“مثل اهل بیتی کسفینة نوح من رکبها نجی و من تأخّر عنها هلک؛
: مَثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است. هر کس بر آن سوار شد، نجات یافته و هر کس از آن باز بماند هلاک میشود”.
بنا بر آنچه گفته شد، ترجمه و معنای آیات فوق براساس تفسیر اهل بیت عصمت عليهمالسّلام چنین میشود:
«كَلَّا وَالْقَمَرِ» (۳۲)
: نه چنین است (که کافران و منافقان امت میپندارند که میتوانند ولایت علیبنابیطالب علیهالسّلام را نادیده بگیرند) و به ماه قسم (به علی عليهالسّلام که ماه در پی خورشید جمال رسول خدا صلّىاللهعليهوآله در حرکت است و از او نور میگیرد، قسم)
«وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ» (۳۳)
: و قسم به شب ظلمانی و تاریکی که برای اهل بیت عصمت عليهمالسّلام با سستی مردم و ظلم ظالمین پدید آمد. شبی که در حال سپری شدن است و با ظهور قائم آل محمد علیهمالسّلام به پایان خواهد رسید”.
«وَالصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ؛ (۲۲)
: و قسم به صبح طلوع خورشید درخشان هدایت و سعادت بشر، حضرت قائم آل محمد علیهمالسّلام هنگامی که پرده سیاه شب ظلم به قرآن و عترت را کنار میزند و به غیبتی که بر او تحمیل شده خاتمه میدهد”.
«إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ؛ (۳۵)
: قسم به همه اینها که ولایت علی و فاطمه و فرزندان معصوم از نسل آن دو، یکی از دو امر بزرگ و محوری در زندگی بشرند که رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله به این دو محور مهم بهعنوان ثِقْلَین تصریح فرمودند».
«نَذِيرًا لِلْبَشَرِ؛ (۳۶)
: ولایت علیبنابیطالب علیهالسّلام هشداری است برای بشر که اگر به آن چنگ نزنند، گرفتار عذاب دردناک خواهند شد».
«لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ؛ (۳۷)
: تا هر کس که میخواهد نجات یابد و به عذاب دوزخ و سقر دچار نشود؛ بهسوی این ولایت و کشتی نجات پیش بیاید و بر آن سوار شود و هر کس نمیخواهد نجات یابد و عذاب دردناک را میپسندد؛ از آن باز بماند و هلاک شود».
تفسیری دیگر از باطن آیه «نَذِيرًا لِلْبَشَرِ»:
در بعضی روایاتِ نقل شده در تفسیر شریف «البرهان»، این آیه به رجعت پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله تأویل شده که آن حضرت طبق آیه دوم ابتدای این سوره که فرمود:
«ولایت علیبنابیطالب سلاماللهعلیهوآله روح تمامی دستورات اسلام است و بدون آن اسلام، جسمی بیجان است».
«قُمْ فَأَنذِرْ؛
: بپاخیز و هشدار بده».
در این آیه هم مجدداً همین معنا ذکر شده که پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله هشداردهنده بشر است در بازگشتن به دنیا قبل از قیامت که رجعت نام دارد و این معنا در راستای آنچه از تأویل و تفسیر آیاتِ فوق گفتیم میباشد. زیرا پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله دائماً مردم را نسبت به سرپیچی از امر ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام هشدار میدادند و میفرمودند:
«سعادت و شقاوت شما مسلمانان براساس پذیرش یا عدم پذیرش ولایت علی علیهالسّلام است».
و مجامع روایی اهل سنت پر است از این روایات. (رجوع کنید به موسوعةالامامة فى نصوص اهلالسنّة جلد یکم تا جلد بیستم که هر جلد بهطور متوسط ۸۰۰ الی ۱۰۰۰ صفحه است و تماماً از کتب اهل سنت در فضیلت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام میباشد)
آری، خداوند متعال ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را وسیله جداسازی بهشتیان از جهنمیان قرار داده است و آنچه پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله بهعنوان «دین اسلام» بیان فرمودهاند، تنها با ولایت علی و فرزندان معصومش علیهالصّلوةوالسّلام برپا میشود مانند جسمی که تا روح در آن دمیده نشود، مرده است و تمامی دستورات اسلام، جسم است و ولایت علیبنابیطالب علیهالسّلام روح آن است. زیرا با ولایت آن حضرت معلوم میشود چه کسی میخواهد خدا را حقیقتاً بندگی و اطاعت کند و چه کسی در بندگی و اطاعت خدا دروغگو است و چهره پلیدش را پشت اسلام و مسلمانی پنهان کرده است.
بنابراین پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله چه در عصر بعثت مبارکشان و چه در عصر رجعت به مردم هشدار میدهند که اگر سعادت و بهشت را میخواهند باید ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را پذیرفته و با اطاعت از آن حضرت و فرزندان معصومش صفات شایسته انسانی را برای زندگی ابدی در بهشت دارا شوند.
(ادامهٔ تفسیر آیات این سوره مبارکه در قطعات بعد تقدیم خواهد شد)
آیات ۳۸-۴۷
«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» (۳۸) «إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ» (۳۹)
: هر نفسی و هر انسانی در گرو اعمالی است که بهدست میآورد (۳۸) مگر اصحاب طرف راست» (۳۹)
تفسیر این آیات، ادامهٔ مطالب آیات پیشین در اهمیت موضوع ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است.
ابتدا با توجه به آیات پیشین، خداوند متعال که تأکید زیادی بر این امر داشته، به بررسی و ریشهیابی این مطلب میپردازد که چرا و چه چیز باعث میشود بعضی انسانها از سعادت باز بمانند و جهنمی شوند و این نیست مگر بهخاطر زیر بار تربیت الهی نرفتن. تربیتی که بهدست مبارک امیرالمؤمنین و اولاد معصومش علیهمالسّلام عملیاتی و اجرا میشود توجه بفرمایید:
آیه ۳۸:
«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ»
ای مردم، بدانید که وظیفه پیامبر ما هشدار به شما بود، نه بهجای شما تصمیم گرفتن و بهجای شما عمل کردن. چرا که هر نفسی در گرو اعمال خویش است و آنچه پذیرفته و به آن عمل میکند، مانند زراعتی است که کاشته، درو میکند مگر اصحاب یمین. (آیهٔ بعد)
آیه ۳۹:
«إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ»
آری، فقط اصحاب یمین هستند که بهخاطر اعمالشان جهنمی نمیشوند و با شفاعت امیرالمؤمنین علیهالسّلام که به صریح فرمایش رسول خدا صلّى اللهعلیهوآله در روایات شیعه و سنی «عَلِیٌّ قَسِیمُ الْجَنَّة وَالنَّار» (علی علیهالسّلام تقسیمکننده اهل بهشت و اهل جهنم است) از جهنم نجات مییابند. اگر اعمالی خلاف تربیتهای الهی از گناهان داشته باشند؛ در عرصات قیامت مجازات شده و پس از پاکیزه شدن به بهشت میروند.
این حداقل کاری است که در قیامت برای دوستداران امیرالمؤمنین علیهالسّلام انجام میشود و طبق روایات شیعه و سنی، دارا بودن ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام و محبت آن حضرت، مانع جهنمی شدن محب آن حضرت میشود. اما اگر با گناهان آلوده باشد؛ از عذابهای محشر و قیامت در امان نیست و اگر خیلی آلوده باشد، در طبق اعلای جهنّم از حرارت آن میچشد تا پاک شود.
در روایات مربوط به این آیه، حضرت موسیبنجعفر علیهالسّلام میفرمایند:
«إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِين» قال: “هُم وَالله شيعَتُنا؛
: بخدا قسم که اصحاب یمین، شیعیان ما هستند”.
این یک معنا بود برای اصحاب یمین که از گرو اعمال بودن استثنا شدهاند. در نتیجه منظور جهنمی نشدن دوستداران اهل بیت علیهمالسّلام و شیعیان میباشد که آنها را بهخاطر اعمال بدشان راهی جهنم نمیکنند بلکه در عرصات قیامت پاکسازی و عذاب میشوند.
اطفال مؤمنین که از دنیا رفتند، از اصحاب یمین هستند
معنای دیگر برای اصحاب یمین فرمایش امام صادق علیهالسّلام است که در روایتی میفرمایند:
«اصحاب یمین، اطفال مؤمنین هستند». [زیرا آنها عملی نداشتند که بخواهند در گرو آن قرار بگیرند] و خداوند آنها را (طبق آیه ۲۱ سوره مبارکه طور: «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانِ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلِّ امْرِيْ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ») به پدران با ایمانشان ملحق میکند.
زیرا این اطفال مؤمنین گرچه در دنیا عملی نداشتند، اما در عالم میثاق به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام ایمان آورده بودند و لذا بهخاطر آن ایمان، اهل بهشتاند.
قال ابوعبدالله علیهالسّلام:
هُم اَطفالِ المُؤمِنين، قال الله تبارک و تعالی: «وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانِ الْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ». (طور/۲۱)
قال: یعنی إنَّهُم آمَنوا بِالمِيثَاق /البرهان ذیل آیات، ضمن حدیث ۹)
در بعضی از روایات، اصحاب یمین را اینگونه معنا فرمودند که «یمین» نام مبارک امیرالمؤمنین علیهالسّلام است و اصحاب یمین یعنی شیعیان علی علیهالسّلام که البته شامل شیعیانِ همه ائمه علیهمالسّلام میشود.
آیه ۴۰-۴۲:
«فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ» (۴۰) «عَنِ الْمُجْرِمِينَ» (۴۱) «مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَر؛ (۴۲)
: اصحاب یمین یعنی شیعیان امیرالمؤمنین علیهالسّلام در بهشتهایشان از مجرمین – که جرم بزرگ ظلم به حق محمد و آلمحمد علیهمالسّلام را مرتکب شدهاند – سؤال میکنند: چه چیز باعث شد شما مسیر جهنم را طی کنید و به آن وارد گردید؟!
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی