اینک این آیه طولانی را براساس این روایت و دیگر روایات مربوط به آن، بهطور قطعهقطعه معنا میکنیم:
قطعه اول از آیه ۳۱:
«وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةٌ؛
: و ما یاران آن نور (خدا، قائم آل محمد علیهمالسّلام) را دارندگان و مالکان (قدرتهای آیات قرآن) قرار دادیم».
قطعه دوم از آیه ۳۱:
«وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا؛
: و ما قرار ندادیم جماعت این ملائکه، [یعنی یاران قائم علیهالسّلام] را مگر فتنهای برای آنها که کافر شدند».
معنای ظاهریِ این آیه آن است که ما جماعت ملائکهای که ادارهکنندگان دوزخ هستند را فتنهای برای کافران قرار دادیم تا آنها را عذاب کنند.
اما معنای باطنی آن این است که:
«ما جماعت یاران حضرت مهدی علیهالسّلام را سبب فتنه و درگیر شدن افراد کافر و منافقان امت قرار دادیم و ما بهوسیله یاران قائم علیهالسّلام کافران و منافقان را به شکلی در فتنهها درگیر میکنیم که باطن پلیدشان آشکار و ادعاهای آنها باطل و انحرافشان واضح و آشکار گردد.
آری، یاران باوفای حضرت ولیعصر ارواحنافداه بهگونهای عمل میکنند که اهداف مقدس حضرت ولیعصر عجّلاللهتعالیفرجهالشریف در آشکار کردن چهره منافقان و کافران پدیدار شود و حق و باطل از هم تفکیک و حجت بر مردم تمام شود. زیرا آنها با معرفتی عمیق به مقام حجةبنالحسن ارواحنافداه تمام محبتشان را به آن حضرت تقدیم کرده و هیچ دلبستگی به غیر او ندارند و لذا زندگی آنها نمایش صراط مستقیم است و موجب آشکار شدن هواهای نفسانی کسانی میشود که در شرایط مشابه آنها زندگی میکنند و پیروی آنها از خواستههای دلشان و پیروی یاران آن حضرت از هدایتهای الهی، موجب فتنه و آزمایش مردم میشود و مدعیان بیعمل از حقیقتجویان جدا و تصفیه میشوند.
قطعه سوم از آیه ۳۱:
«لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ؛
: (ما جماعت یاران قائم علیهالسّلام را فتنهای برای آشکار شدن باطن پلید کفار قرار دادیم) تا آنان که دارای کتاب هستند به یقین برسند و به حقانیت خدا و رسولش و وصیاش علیبنابیطالب علیهالسّلام پی ببرند».
معنای این سخن آن است که در اثر تلاشها و مجاهدتهای اصحاب امام زمان علیهالسّلام حقانیت اسلام و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام آشکار و برای اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان) ثابت و مسلّم میشود که حق با اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام بوده است چنانکه این اتفاق، مکرر در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام پس از رحلت رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم به وقوع پیوست و مسیحیان و یهودیان از شک و تردید درآمده و به یقین رسیدند.
حتی در این زمان هم با تلاشهای صادقانه و مخلصانه یاران آن حضرت -که طبق قسمت انتهایی همین آیه کسی از آنها مطلع نیست- اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان) به حقانیت تشیّع پی میبرند و مؤمنان نیز ایمانشان مستحکمتر میشود و به شک و تردید نمیافتند.
معنای باطنی دیگری هم در اینجا در روایات به چشم میخورد و آن معنا این است که:
منظور از «أُوتُوا الْكِتَابَ» (آنهایی که کتاب به آنها داده شده) شیعیان اهل بیت علیهمالسّلام هستند چون آنها در حقیقت اهل کتاب خدا (قرآن کریم) و عملکننده به آن هستند. زیرا مهمترین دستور قرآن کریم به مسلمانان پس از توحید و پذیرش رسالت رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم، پذیرش ولایت علیبنابیطالب علیهالسّلام است که فقط شیعیان به آن عمل کردهاند. لذا کتاب خدا به آنها داده شده و «أُوتُوا الْكِتَابَ: دارندگان کتاب خدا» آنها میباشند.
حال با توجه به این تفسیر و تأویل از امام صادق علیهالسّلام معنای این آیه نورانی را مرور میکنیم:
«و ما اصحاب آتش (یاران حضرت قائم علیهالسّلام) را قرار ندادیم مگر برای به فتنه افتادن کافران (و منافقان و آشکار شدن خباثت درونی آنها) تا (شیعیان اهل بیت علیهمالسّلام که) دارندگان (و حافظان حقیقی) کتاب (خدا هستند، در حقانیت مکتب حق خود) به یقین بیشتر و کاملتری برسند و آنان که ایمان آورده بودند، بر ایمانشان افزون شود و (شیعیان که) دارندگان (و پاسداران حقیقی) کتاب (خدا هستند) و مؤمنین (سایر ایمانآورندگان که به درجه والای شیعیان نرسیدهاند) در چیزی از امر حضرت قائم علیهالسّلام دچار شک و تردید نشوند».
توضیح: در این آیه سه دسته مطرح شدهاند:
اول: مؤمنین
دوم: شیعیان
سوم: یاران قائم علیهالسّلام
برای فهمیدن تفاوت این سه دسته، با زدن مثالی محسوس و ملموس، معنای حقیقی آیه شریفه را سریعتر متوجه میشویم و آن مثال این است:
برای فهمیدن تفاوت این سه دسته، با زدن مثالی محسوس و ملموس، معنای حقیقی آیه شریفه را سریعتر متوجه میشویم و آن مثال این است:
دستهٔ اول، یعنی مؤمنین، مردمِ یک کشورند که کشورشان را دوست دارند و به آن عشق میورزند.
دسته دوم، یعنی شیعیان، سربازان ارتش آن کشورند.
دسته سوم، یعنی یاران قائم علیهالسّلام فرماندهان و سرداران ارشد ارتش آن کشورند.
اما دسته اول، یعنی مؤمنین (ایمانآورندگان به قرآن و پیامبر اکرم صلىاللهعليهوآلهوسلّم و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام) مانند مردم یک کشورند که کشورشان را دوست میدارند اما چون بعضی از آنها مرتکب گناه میشوند، از نظر ائمه اطهار علیهمالسّلام شیعه واقعی محسوب نمیشوند.
در روایات اهل بیت علیهمالسّلام امامان معصوم علیهمالسّلام آن دسته از معتقدین به ولایت اهل بیت علیهمالسّلام را که نام خود را شیعه میگذاشتند، از دروغگویی نهی میکردند و میفرمودند: «وقتی شما اعمالتان با اعمال ما تطبیق نمیکند و مرتکب گناه میشوید؛ دروغ است که بگویید ما شیعه هستیم. شما دوستدار ما هستید، نه شیعهٔ ما. شیعهٔ ما امثال أبیذر و سلمان هستند که تحت فرمان ما هستند.
و اما شیعه حقیقی که اهل گناه نیستند، مانند سربازان ارتش کشور هستند که خود را موظف به رعایت قوانین و پاسداری از ولایت و کشور میدانند.
و دسته سوم، اصحاب امام زمان علیهالسّلام هستند که مانند فرماندهان لشکر و مقامات ارشد ارتش آن کشور هستند که با سربازان ارتش فاصله بسیار دارند.
بنابراین هر مؤمنی شاید شیعه باشد و شاید نباشد، اما هر شیعهای حتماً مؤمن هم هست و هر شیعهای شاید از اصحاب قائم علیهالسّلام باشد و شاید نباشد، اما هر اصحاب امام زمان علیهالسّلام یقیناً هم شیعه است و هم مؤمن و مثل آن است که بگوییم هر یک از فرماندهان لشکرهای ارتش، هم سرباز و هم از مردم آن کشور محسوب میشوند اما هر یک از مردم آن کشور را نمیتوان سرباز ارتش یا از فرماندهان آن دانست.
قطعه چهارم از آیه ۳۱:
«وَلِيَقُولُ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ؛
: [ما اصحاب آتش (اصحاب حضرت ولیعصر ارواحنافداه) را قرار دادیم تا ..] و برای آنکه کسانی که در قلبشان مرض است و کافران بگویند [باطن پلیدشان با این گفتار آشکار شود که] خدا از این مثال (که اصحاب قائم علیهالسّلام را اینگونه توصیف کرده] چه مطلبی اراده کرده است و اینچنین خداوند [با زدن مثالها و بیان حقایق در آن] هر کس را که بخواهد گمراه و هر کس را که بخواهد هدایت میفرماید».
آنچه موجب میشود مردم امتحان بشوند و خوب از بد و مؤمن از منافق جدا شوند و باطن پلید کافران و منافقان بیرون بریزد و زشتی و پلیدی درونشان آشکار و حجت بر دیگران تمام شود؛ آن است که خداوند متعال اصحاب قائم علیهالسّلام را سبب این امتحان و تصفیهسازی قرار داده است.
زیرا آنان در هر عصری که باشند، چه در عصر ائمه هدی علیهمالسّلام بهعنوان یاران خاص ائمه علیهمالسّلام و چه در عصر غیبت و ظهور، پیشگامان عرصه جهاد با هواهای نفسانی و شیطانی هستند مانند اصحاب سیّدالشّهداء علیهالسّلام که با جانفشانی و فداکاری خود، دروغگو را از راستگو و خوب را از بد و کافر و منافق را از مؤمن جدا ساختند.
اگر یاران امام زمان علیهالسّلام نبودند…
در عصر غیبت هم چنین است زیرا اصحاب قائم علیهالسّلام در عرصه فداکاری و جانفشانی برای امام عصر عجّلاللهتعالىفرجهالشّريف پیشگاماند و همه چیز خود را فدای آن حضرت میکنند و این عملکرد آنها سبب تقویت ایمان و یقین مؤمنان و شیعیان و دلگرمی آنها به راه خدا و استواری عقیدهشان در مسیر حق میشود و در روایت مرحوم مجلسی رحمةالله در بحارالأنوار آمده است:
بالاسناد عن ابیمحمد علیهالسّلام قال: قال علیبنمحمّد علیهالسّلام:
“لولا من يبقى بعد غيبة قائمنا علیه السّلام من العلماء الداعين اليه والدالين عليه والذابين عن دينه بحجج الله والمنقذين لضعفاء عبادالله من شباك ابلیس و مردته و من فخاخ النواصب، لمابقى احد الا ارتد عن دين الله، ولكنهم الذين يمسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة کما یمسّک صاحب السفينة سكانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل (البحار ج ۶/۲ح ۱۲).
حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند: حضرت علیبنمحمد (امام هادی) علیهالسّلام فرمودند:
«اگر پس از غیبت قائم ما علمایی که مردم را بهسوی آن حضرت دعوت و راهنمایی میکردند نبودند و اگر آن علماء از دین خدا با حجتهای الهی دفاع نمیکردند و بندگان ضعیف خدا را از شبکهها و دامهای ابلیس و نیروهای سرکش و شیطانی او و تورهای صیادی دشمنان ما اهل بیت نجات نمیدادند؛ دیگر هیچکس نمیماند مگر آنکه از دین خدا باز میگشت و بیدین میشد و لکن این علماء (پاسدار حریم تشیّع و ولایت) هستند که زمام قلوب شیعیان ضعیف را در دست گرفته و آنها را (از امواج ویرانگر عقیدتی و فکری که دشمنان ما بهوجود میآورند) هدایت و به ساحل نجات میرسانند همانگونه که صاحب کشتی مسافرانش را از میان امواج سهمگین دریا به ساحل نجات میرساند. چنین عالمانی نزد خدای عزّوجلّ با ارزشترین بندگان هستند».
بنابراین وجود چنین علماء برجستهای که بازوانی در یاری امام زمان خویش هستند؛ خود را فدای آن حضرت کردهاند و از همه چیز خود و حتی از آبروی خود میگذرند تا راه خدا برای روندگان آن باز بماند و ایمان مؤمنین تقویت شده و شیعیان به وجود و حضور امام زمان علیهالسّلام _هر چند ناشناس_ دلگرم شوند و نیز کافران و منافقان رسوا شوند و نتوانند خود را حق جلوه دهند.
لذا آنها میگویند:
«این مثالی که خدا در قرآن زده و اصحاب قائم علیهالسّلام را سبب تقویت ایمان مردم دانسته و آنها را چون ملائکه موظف جهنم، پاسداران حریم حق قرار داده، چه منظوری از این مثال داشته و دارد؟».
و اینچنین خداوند کسانی را که میخواهند در مسیر حق گام بردارند، توسط این علمای تربیتشدهای که از یاران قائم علیهالسّلام هستند؛ به راه راست هدایت میکند و بهوسیله همینها بر دشمنان و کسانی که هدایت را نمیپذیرند، حجت را تمام میکند و اینها همان لشکریان خدا هستند که جز خدا کسی آنها را نمیشناسد و آنها هستند که نمیگذارند مؤمنین و شیعیان در امر ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام دچار شک و تردید شوند که نمونه بارز آن در عصر ما، مرحوم علامه امینی رضواناللهتعالیعلیه بود که با تألیف کتاب «الغدیر» نه تنها مؤمنین و شیعیان بلکه راه را بر انکار ولایت بر منکرین آن بست.
قطعه پنجم از آیه ۳۱:
«وَمَا يَعْلَمُ جُنُودُ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ؛
: و کسی از لشکریان پروردگارت خبری ندارد جز او و اینها جز یادآوری حقیقت برای بشر نیست».
منظور از این جمله آن است که اصحاب حضرت قائم علیهالسّلام را که لشکریان خدا هستند، کسی جز خدا نمیشناسد و آنها پاسداران قلعۀ توحید «لَا إِلَهَ إِلَّا الله» و نگهبانان درب آن، که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است میباشند.
و مردم باید این را بدانند که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را خداوند به مردم هدیه نداده مگر برای آنکه بشر بهوسیله ولایت آن حضرت به صراط مستقیم هدایت شود چرا که تنها راه رسیدن به بهشت و سعادت دنیا و آخرت صراط مستقیم ولایت امیرالمؤمنین علیبنابیطالب علیهالسّلام است و این مطلب حتی در روایات کتب اهل تسنّن نیز آمده است که: «صراط مستقیم یعنی ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام».
(رجوع شود به موسوعةالامامة فى نصوص اهلالسّنة ج۱/ ۹۸ـ۹۷ و ج۱/ ۴۴۳ و روایات بسیار در فضیلت امیرالمؤمنین و ولایت آن حضرت در کتب اهل سنّت)
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی