َاَعُوذُبِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم
بِسمِاللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم
📚حدیث نهم از کتاب مکیال المکارم:
☘️روایت صحیحی است از عیسیَ بن سَرِی اَبِی الیَسَع؛
قالَ قُلتُ لِاَبی عَبدِالله(علیهالسلام):
✨”اَخبِرنِی بِدَعَائِمِ الاِسلَام اَلتِّی لاَ یَسَعُ اَحَدَاً التَّقصِیِر عَن مَعرِفَةِ شَیءٍ مِنهَا”
میگوید به امام صادق (صلواتاللهعلیه) عرض کردم که
به من بفرمایید پایههای اسلام را، که هیچکس مجاز نیست در شناخت آن پایههاکوتاهی کند.
✨”اَلذّی مَن قَصَّرَ عَن مَعرِفَةِ شَیءٍ مِنْها فَسَدَ عَلیهِ دیِنُه”
اگر در شناخت آن پایهها کوتاهی کند، دینش فاسد میشود. یعنی راه و مسیر بهشت را گم میکند.
✨”وَلَم یَقْبَلَ الله مِنهُ عَمَلُه”؛
:خدا هم هیچ عملی را از او قبول نمیکند.
✨”وَمَن عَرَفَهَا وَعَمِلَ بِهَا صَلُحَ لَهُ دیِنُهُ وَقَبِلَ مِنهُ عَمَلُهُ”؛
: واگر کسی آن پایهها را بشناسد و به آن عمل کند دینش صالح و شایسته میشود؛ روش زندگیاش صحیح میشود و اعمالش قبول میشود.
✨”وَلَم یَضَقْ( ولَم یَضُرّ) بِهِ مِمَّا هُوَ فِیهِ لِجَهِلَ شَیءٍ مِنَ الاُمُورِ جَهِلَهُ”
دیگر ضرری بر او ندارد که مثلاً یک چیزی را نداند و در تنگنا قرارش نمیدهند.
☘️ برای اینکه این مطلب و این سؤال، روشنتر شود مثالی میزنیم و قبلاً هم این مثال را مطرح کردیم ولی شاید اینجا بهتر میشود لمسش کرد.
🖌مثال زدیم دو تا جاده را؛ حالا بگیرید جاده ماشینی یا جاده قطاری. هر کدام حالا یک نوع استفادهای از مثالها میکنیم؛
دوتا ماشین در این دو جاده حرکت میکنند؛ یک جاده به طرف بهشت میرود اسمش صراط مستقیم است،
یک جاده هم به طرف جهنّم میرود و به طرف سرگردانی و بیخاصیتی و بینتیجهگی و به جایی ختم نمیشود و آخرش هلاکت و در بیابانهای جهالت دنیا و در عذاب عالم برزخ و قیامت، از بین رفتن است.
📚 ولی در زندگی دنیا این دوتا جاده تقریبا از نظر ظاهر، حالت مساوی دارند.
یعنی؛ این جاده چراغ دارد، آن هم چراغ دارد، این خط کشی دارد، آن هم خط کشی دارد، این قوانین رانندگی دارد، آن هم قوانین رانندگی دارد، این اتوبوس مجهز دارد، آن هم اتوبوس مجهز دارد، یاقطار مثلا،
این ریل مسیر خودش را دارد، آنهم مسیر خودش را دارد.
قطارهای آن هم متفاوت هستند.
هم این طرف قطار مجهز هست، هم آنطرف.
هم اینطرف قطار عادی هست، هم آنطرف.
در این جا این سوال این حالت را دارد، که من به عنوان یک مسافر کدام جاده را انتخاب کنم؟
که اگر در آن جاده حرکت کنم زودتر به مقصد میرسم، به بهشت میرسم،
و قرار گرفتن در آن جاده موجب سعادت میشود.
و اگر در جاده دیگر حرکت کنم موجب هلاکت من می شود و فایده ای به حال من ندارد.
🍃سوار شدن به ماشینی که در جاده ای که به بهشت ختم نمیشود، اگر من قطار یا ماشین آن جاده را سوار شوم، هرچند هم قطارش مجهز باشد فایدهای ندارد!
☘️در واقع این با این مثال جواب برای شخصی که دارد این سؤال را در این ترمینال میکند که من کدام ماشین را سوار شوم، جوابش روشن است.
خب به او میگویند: شهری که اسم آن بهشت و سعادت ابدی است، آن خط است، آن قطارهاست، آن اتوبوس هاست و نام آن :
☘️ ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است.☘️
رهبر آن امیرالمؤمنین و یازده امام معصوم(علیه السلام) دیگر هستند.
آن ها رهبران، راهنمایان و هدایت گرانِ این اتوبوس، یا این قطار هستند که در صراط مستقیم حرکت میکند و به بهشت میرسد.
🍃ولی آن جاهای دیگر، شهرهای دیگر، آنها مقصد و مورد نظر نیستند، اگر
می خواهی آنها را هم سوار شوی، می توانی سوار شوی.
ولی بدان!
آن ها انتهای مسیرشان به سرگردانی، به گمراهی، به در بیابان ها از بین رفتن و در درّه ها پرت شدن است.
آن ها راننده های درستی ندارند.
آن ها در هر راهی میخواهند حرکت کنند بجز راه خدا و صراط مستقیم، که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام تا حضرت مهدی ارواحنافداه است.
چون دلشان نمی خواهد که در صراط مستقیم باشند و از ائمه اطهار(علیهم السلام) اطاعت کنند، تا بتوانند با آزادی کامل، به هر شهوتی که دلشان می خواهد برسند.
به هر چیزی که دوست دارند شهوترانی بکنند. حالا شهوت جنسی و تسلط بر نوامیس مردم باشد یا شهوت ریاست و فرمانروایی بر مردم و شهوات دیگر.
📚 بله! آنها که نمیخواهند از شهوت جنسی یا شهوت ریاست محروم بشوند و میبينند نمی توانند با اطاعت از امیرالمؤمنین (علیه السلام) به این شهوات برسند، حرام ها را نمیتوانند حلال کنند .
خلاصه نفسشان در آنجا حسابی به زنجیر کشیده میشود، خب معلوم است که نمی آیند در صراط مستقیم علی بن ابی طالب و ائمه اطهار (علیهمالصّلوةوالسّلام) حرکت کنند.
☘️حضرت در جواب این سوال که پایههای اسلام چیست که از آن کمتر، دیگر نمیشود معتقد شد، میفرمایند:
🖌شهادة اَن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
اول، شهادت به اینکه فقط «خدایِ متعال» پروردگار و خدایِ عالم است، و هیچ کسی جز او شایستهی بندگی و عبودیت نیست.
که این را در درسهای «محضر قرآن»، در تفسیر«سوره توحید» یک مقداری توضیح دادیم.
✨ «والايمَانِ بأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ»
و ایمانِ به اینکه (حضرتِ محمّد صَلّی الله عَلیه و آله) رسول و فرستاده خداست.
💫«اول اینکه آن خدایِ عالم را بشناسیم»،
«اِقرار به آن داشته باشیم»، «شهادت بدهیم به اینکه فقط اوست که حقّ حاکمیت دارد» .
«اوست که باید اطاعت بشود»
«کس دیگری حق اطاعت شدن ندارد» ، مگر اینکه او دستور بدهد اطاعت از کسی بکنیم….
☘️حقیقت “لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ”:
🖌باید انسان به حقیقت اینکه خدائی جز خدا نیست، شهادت بدهد و این شهادت قلب است که روشنترین شهادتها است؛ لذا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ْ ✨«قولوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
«قائل باشید» ،
«معتقد باشید» ،
«اذعان داشته باشید»،
در اعماق قلبتان و ذهنتان برسید و شهادت بدهید:
✨ «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»
شهادت میدهد(خداوند متعال) به اینکه؛ فقط اوست که خداست، یعنی نمیشود و محال است کسِ دیگری را ما خدا بدانیم.
یعنی؛ جز این چیزِ دیگری نمی تواند باشد،
چون اگر دوتا شدند هر دو محدود و تمام میشوند و خدائی که یک جا پایان یافته یعنی مخلوق و محدود شده و کسی او را خلقت و زندگی را برایش آغاز کرده و چنین کسی خدا نیست، بلکه آفریده شده خدای حقیقی است.
✨(خداوند متعال) آن ذاتِ مقدّسی است که نامحدود است نه مخلوق و محدود. ✨….
📚«الله اکبر»
🖌”خدا ” بزرگتر از آن است که محدودیّتی داشته باشد و نمیشود اصلاً محدودیّت داشته باشد، چون محدود شود، یعنی یک جایی تمام شده است، و تمام شده یعنی خلق شده، آفریده شده، پایان پذیرفته، و نمیشود خدا یک جایی پایان بپذیرد، ذات مقدّس پروردگار پایان یافته و تمام شده، در یک مرزی فرض کن هزاران میلیارد سال قبل مثلاً بگوییم که دیگر آنجا تمام شده از آنجا خداییش شروع شده، این اصلاً معنا ندارد.
☘️عالَم به یک ذات مقدّسی وابسته است که قدرت بیانتهاست، علم بیانتهاست، این را انسان باید شهادت بدهد، اعتراف کند، به این حقیقت قلبش باید اقرار کند و بگوید حقیقت همین است و قلب من دارد این را میبیند. هر چه در این عالم میبینم من را دارد به این سو هدایت میکند و شهادت هم بدهم که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادهٔ اوست، پیامآور اوست، من با آن ذات مقدّس نمیتوانم خودم مستقیم پیام دریافت کنم، باید پیامآور بفرستد که مطمئن شوم که خودش با من حرف زده، و الّا شیطان دخالت میکند و خودش را جای خدا معرفی میکند، آن وقت من به اشتباه و گمراهی میافتم.
☘️این اصل ایمان:
✨«وَ الإِقْرَارْ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ الله»
و اقرار کنم به آن چه که خدا فرستاده، مجموعه قوانینی که فرستاده من براساس آن زندگی کنم این از جانب خداست.
اقرار کنم آنچه که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده از جانب خدا آورده، از خودش در نیاورده،
✨ «وَ حَقٌّ فِی الأَمْوَال»
و یکی هم حقّ در اموال که از زکات است، یعنی در اموالم حقّ خدا را پرداخت کنم، چون اموال وابستگی قلب انسان را به دنیا بدنبال دارد. من باید بتوانم این وابستگی را از خودم جدا کنم.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبهی معروفشان میفرمایند:
✨ «وَ الزَکَاة تَزکِیَةً لِلنَفْس؛
:و پاک کردن اموال، باعث پاکی نفس (از محبت دنیا) میشود».
مثلاً انسان خمسش را بدهد، زکاتش را بدهد، آنچه که خدا از او خواسته ادا کند، از مالش به دستور خداوند بتواند گذشت کند.
سپس فرمود:
✨ «وَ الوَلایَة الَّتِی أَمَرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلَایَة آلِ مُحَمَّدٍ»
و آن ولایتی که خدای عزّوجلّ امر کرده، یعنی ولایت «آل محمد».
یعنی عهدهدار بودن هدایت خلق و راهنمایی کردن و اطاعت شدن،
به این میگویند: «ولایت»، مثل پدر که ولیّ فرزند است، یعنی روی محبت اطاعت شود، یعنی ولایت آل محمد (علیهم السلام) را بشناسیم به اینکه آنها شایسته سرپرستی ما هستند و از ایشان اطاعت کنیم.
خدای تعالی برای اینکه خودش به ظاهر دیده نمیشود کسی را آفریده، امامی را آفریده که صفات الهی را در او منعکس کرده، صفات خدا در او به طور کامل جمع است و گفته که این از لحاظ ظاهر بشری مثل شماست،
✨ «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ» (١١٠/کهف)
ولی از جهت باطن به حقایق وحی که بر پیامبر هم نازل کردهام، یعنی به علم من، متصل است؛ گویا من دارم با شما زندگی میکنم، من دارم با شما حرف میزنم، من دارم شما را نگاه میکنم، و او سرپرست با محبت من بر شماست.
📚 همهی این استدلالات برای این بود که بگوییم در این دنیا که انسان همیشه بر سر دو راهی انتخاب بین حق و باطل قرار میگیرد تا باطن خودش، یعنی آن انتخابی را که کرده، نشان دهد، آیا تسلیم حق میشود یا باطل را که در هواهای نفسانی جلوه میکند، انتخاب کرده است؟
☘️امام علیه السلام در بیان پایههای اسلام مطلب را به روشنی بیان میفرمایند:
🖌 تا انسان بداند، اگر راه سعادت را میخواهد، در این ترمینال دنیا و بر سر دوراهی، کدام شهر را بعنوان مقصد انتخاب می کند، شهر حق و بهشت، یا شهر باطل و جهنم.
سپس برود و ماشین آن شهر را سوار شود.
ماشین هم در اینجا، منظور اینجا زندگی انسان است که طبق کدام مسیر زندگی خواهد کرد، همانطور که وقتی اتوبوس یا قطاری را سوار میشوید، باید طبق قانون آن قطار و اتوبوس عمل و مسافر حرف گوش کنی باشید.
جوری عمل میکنید که به اصطلاح مدیریت آن اتوبوس یا قطار یا هواپیمای صراط مستقیم ایراد از کارتان نگیرد.
ساکت و آرام و مطیع باشد که این را میگوییم: «اطاعت» .
✨« قالَ: فقلت له: هل فی الولایة شيء دون شيءِ فضل یعرف لمن أخذ به؟ »
آیا چیز دیگری هست در ولایت، مطلب دیگری اضافه بر این هست؟
💫خوب اصل ولایت را ما پذیرفتیم، قبول داریم که خداوند ولایت ولی خدا را بر ما قرار داده، آیا چیز اضافه بر این هم هست که ما بشناسیم و طبق او عمل بکنیم؟
✨قال: نعم، قال الله عزّ وجلّ:
« یا ایّها الّذینَ ٱمَنوُا اَطیعُوا الله و اَطیعُو الرَّسُولَ وَ اُولي الأمرِ مِنکُم »
:یعنی میخواهی محکم باشد مطلب، یکی این که خدا فرموده:
✨«اَطیعُوا الله و اَطیعُو الرَّسُولَ وَ اُولي الأمرِ مِنکُم »
که این اگر کسی بگوید ولایت کجاست؟
میگوییم در این آیه شریفه است،
« اُولي الأمرِ» یعنی: ولی امر، یعنی در دست گیرنده تمام امور است، هر امری در عالم است در دست امام(علیه السلام) است، تا او امضاء نکند، یعنی تا خدا به قلب او نیندازد که از خدا بخواهد، هیچ کاری در عالم انجام نمیشود.
🍃مثل این که بلا تشبیه رئیس جمهور تا بخشنامهای را امضاء نکند، اجرایی نمیشود، در عالم هستی هم خدای تعالی ارادهی خودش در امور عالم را اول به قلب امام (علیه السلام) نازل میکند که تو از من بخواه تا خلق کنم، تو از من بخواه تا روزی دهم، چرا که تو ولی و وسرپرست بندگان هستی و باید همهی مردم مدیون تو باشند، تا اطاعت تو را بر خود، امری حیاتی بدانند، تا از تو که صراط مستقیم من و راه بسوی من هستی منحرف نشوند و در دام افکار باطل و فسادآور شیاطین جنی و انس و جهالت خود نیفتند که جهالت انسان دشمن شماره دوم اوست بعد از شیطان که دشمن اول اوست.
در زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام می خوانیم:
« ارادة الرب في مقادير اموره تهبط اليكم وتصدر من بيوتكم؛
:هر چه خدا اراده فرموده در امورات عالم، اول به قلب شما اهل بیت فرود می آید و سپس از خانههای شما (به ملائکه دستور انجامش) صادر میشود».
از این که یک مورچهای یک دانهای در دهانش بگیرد تا کهکشانهای عظیم که خلق میشوند و هستند میلیاردها سال است در عالم خلق شدند با همه مخلوقاتی که در آن ها وجود دارد، تمام اینها مثل یک مملکتی است که رئیس جمهورش امام( علیه السلام) است.
☘️خدای تعالی قدرتی به روحِ امام علیه السلام داده که میلیارد ملک تحت فرمانش هستند؛ ملائکه هم بزرگ و کوچک دارند مثل مدیرهای مختلف در یک کشور و کارمندها و کارگرهایی که تحت نظر آن دولت هستند، ملائکه هم همینطور از ملائکهای که یک دانه باران را تنظیم میکنند که درست ریزش بکند و میلیاردها دانه باران در یک بارندگی میآید تا ملائکه بزرگی که کارهای بزرگ را در عالم انجام میدهند.
✨این امر پروردگار در عالم است که خدای تعالی میفرماید که مردم و مؤمنین باید از صاحب امر اطاعت بکنند، البته روایت ادامه دارد ما بقیهاش را در جلسه بعد عرض خواهیم کرد و این مثال را هم در نظر داشته باشید که هنوز با آن کار داریم چون خیلی از مطالب و معارف در آن روشن میشود که انسان اشتباه نگیرد و به خطا و فریب دنیا دچار نشود.
🍃وصَلَّیاللهُعَلَیسَیِّدِنَامُحَمَّدٍوَآلِهِالطَّاهِرین
٢٨ربیعالثانی۱۴۴۰
١٣٩٧/١٠/١۵
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهالله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی