أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
«وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ» (۶)
صحبتمان راجع به سوره مبارکه صف است. دربارهٔ خواص این سوره، روایاتی در تفسیر برهان هست که کسیکه این سوره را بخواند و بر آن مداومت کند، چند خاصیت برایش ذکر شده است.
یکی اینکه وقتی شما بر خواندن این سوره مداومت کنید، حضرت عیسی علینبیّناوآلهوعلیهالسّلام که در آسمان چهارم تشریف دارند، برای شما «صلوات» میفرستند و میفرمایند:
«أللَّھُـمَ صَلِّ عَلَی فلان..
یعنی رحمت خاصی بهواسطه دعای حضرت عیسی علینبیّناوآلهوعلیهالسّلام بر شما نازل میشود.
شاید بهخاطر مطلبی که در آیه ۶ این سوره مبارکه آمده که درباره حضرت عیسی است که ایشان صحبتهایی داشتند و در آخرِ سوره هم کلام ایشان هست برای یاری یاران خدا.
همچنین حضرت عیسی برای کسیکه به خواندن این سوره مداومت داشته باشد، «استغفار» میکنند و در دنیا و آخرت هم از جمله کسانی که با حضرت عیسی همراه باشند، محسوب میشوند.
یک خاصیتِ دیگر اینکه در سفر برای انسان محافظت به همراه دارد. کسیکه بر خواندن این سوره مداومت کند تا وقتیکه به نزد خانوادهاش برگردد، از خطرات و حوادث، حالت محافظت برایش دارد.
مگر مرگ که اگر زمان مرگ و آن أجل حتمی برسد، دیگر این بحثها وجود ندارد و زمانی که وقت انسان تمام شد، باید برود ولی مواردی هست که زمان مرگ انسان نرسیده و در اثر بعضی کارها مثل قطع رحم، حوادثی پیش میآید.
چه بسا این سوره را مداومت کند، از آن مرگهایی که أجل غیرحتمی است جلوگیری میکند.
أجل غیرحتمی میتواند با اعمال بد انسان حتمی شود و میتواند گسترش پیدا کند.
وقتی أجلی باشد و انسان کارهای خیر انجام دهد مثلاً خوشاخلاق باشد، صله رحم کند، خدای تعالی هم عمرش را اضافه میکند و آن أجل حتمی را برای زمان بیشتری میگذارد.
قرائت این سوره برای کسانیکه میخواهند از یاران آقا امام زمان ارواحنافداه شوند، بسیار خوب است
و اگر دعای عهد را هم کنارش قرار دهند، تکمیل میشود. کلام پروردگار و جواب و پاسخی که ما به کلام الهی میدهیم.
خدای تعالی با ما صحبت کرده و برنامه یاری امام زمان ارواحنافداه را در این سوره بیان فرموده و ما هم با دعای عهدی که میخوانیم، لبیک میگوییم به آن دعوتی که پروردگار از ما کرده که به یاری حضرت بشتابید.
این دو را هر روز با هم ضمیمه کنیم، خیلی خوب است. هم آن خواصِ گفته شده را دارد و هم حضرت عیسی علیه السّلام برایتان استغفار میکنند، صلوات میفرستند و رحمتهای خاصی شامل حال انسان میشود.
درباره آیات اولیه هم روایاتی که در تفسیر برهان، مرحوم بَحرانی نقل فرمودند بهخصوص در مورد ولایت آقا امیرالمؤمنین علیهالسّلام.
خدای تعالی در آیه دوم و سوم این شلّاق را کشیده است که چرا به چیزی که میگویید عمل نمیکنید؟
وقتیکه گفتید: ما ایمان آوردیم باید در رکاب علیبنابیطالب علیهالسّلام بیایید و تحت ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام تلاش کنید و جان و مالتان را فدای راه خدا کنید.
چرا اول میگویید: خدایا! ما حاضر هستیم جان و مالمان را فدا کنیم بعد که خداوند میگوید: بیایید تحت ولای امیرالمؤمنین علیهالسّلام، فرار میکنید؟
این تنبیه را که خدا قرار داده که خدای تعالی خیلی بدش میآید از اینکه به آنچه که میگویید عمل نکنید؛ در رأسش ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است.
این را هم بدانيد در آیات قرآن وقتیکه از خوبیها تعریف میشود، به ولایت برمیگردد و آنچه که از بدیها ذکر میشود به ضدّ ولایت برمیگردد.
مثلاً وقتی یک آیهای دیدید که از چیزی تعریف کرده، اصلش به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام برمیگردد و دلیلش، هم روایات زیادی است که وجود دارد و هم حکم عقلی است و هم این جمله از زیارت جامعه است که:
«مَن ذُکِرَ الْخَیْر هُمْ أَوَّلُهُ وَ أَصْلُهُ وَ فَرعَهُ»
اگر جایی و یا در قرآن صحبت از خیری باشد، مثلاً جایی از حضرت عیسی تعریف میشود، این برگشتش به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است.
چون حضرت عیسی علینبیّناوآلهوعلیهالسّلام ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را پذیرفته، پیغمبر خدا شده است و آنچه حضرت عیسی از اعمال خیر انجام داد، به تعالیم امیرالمؤمنین علیهالسّلام برمیگردد.
آیه ۶ سوره مبارکه صف را توضیح میدهیم.
حضرت عیسیبن مریم علینبیّناوآلهوعلیهالسّلام فرمود:
“من رسول خدا هستم و تصدیق میکنم تورات را و بشارت میدهم به پیامبری که بعد از من میآید و اسمش احمد صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم است”.
روایاتی که در تفسیر برهان هست، میفرماید: تمام پیامبران همینطور بودند و به پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم بشارت میدادند تا اینکه حضرت عیسیبنمریم که پیامبر اولوالعزم بود، آمد و به پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم بشارت داد.
بعد از آن میفرماید:
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ؛ (٧)
: و چه کسی ظالمتر است از آن کسیکه افترا میبندد بر خدا و یک چیز دروغ را به خدای تعالی نسبت میدهد».
«وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ؛
: در حالی که دعوت میشود به اینکه تسلیم شود در برابر دعوت خدا و اسلام».
«وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ؛
: و خدای تعالی قوم ظالم را هدایت نمیکند».
پیامبران بشارت به پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم میدهند و همچنین بشارت به اوصیاء پیغمبر اکرم میدهند و خودِ پیامبران در درجه اول تعهد کردهاند و پیمان محکمی خدا از آنها گرفته که پیغمبر اکرم بهخصوص امیرالمؤمنین علیهالسّلام که شمشیر و دست و بازوی یاری پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم است را یاری کنند.
حتی روایاتی وجود دارد که در زمان رجعت که امیرالمؤمنین علیهالسّلام تشریف میآورند، پیامبران گذشته هم برمیگردند و در رکاب آقا امیرالمؤمنین علیهالسّلام باید جهاد کنند.
تا آنها به خدای تعالی پیمان ندادند که آقا را یاری میکنند، خدا اصلاً آنها را به پیامبری مبعوث نکرد.
شرط مبعوث شدن مثلاً حضرت یونس علیهالسّلام به پیامبری، پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام و یاری آن حضرت بوده است.
*«و چه کسی ظالمتر است از آن کسی که به اسلام دعوت میشود و او افترا بر خدای تعالی میبندد؟».*
*آنهایی که به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام دعوت شدند و پشت کردند و خدا قوم ظالم را هدایت نمیکند.*
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ؛ (٨)
: اینها میخواهند نور خدا که ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام است را با زبانشان خاموش کنند».
یعنی با حرفهای باطل و شبهافکنی در اعتقادات مثل داعشیها و تکفیریها و وهابیها و بهائیها میخواهند نور خدا یعنی ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را خاموش کنند.
«وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»
روایت دارد که اگر تمام مردم ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را ترک کنند، خدای تعالی ولایت حضرت امیر و ولایت آقا امام زمان علیهماالسّلام را برپا میکند.
چون بدون آنها اصلاً عالَم خلقت، معنایی ندارد و خلقت نابود میشود. اگر خدای تعالی چیزی را آفریده بهخاطر محبت اهل بیت علیهمالسّلام بوده است.
خدای تعالی نورش را تمام میکند اگر چه کافرانِ به ولایت، بدشان بیاید و نتوانند مطالب را بپذیرند.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (٩)
هدف از ارسال پیامبران این بوده که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام برپا شود.
هدف از آمدن تمام پیامبران حتی خودِ پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم این بوده که مردم تحت ولایت آقا امیرالمؤمنین علیهالسّلام تربیت شوند.
یک وقت تصور نشود که یعنی پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم پایینتر از آقا امیرالمؤمنین علیهالسّلام هستند؟
آقا امیرالمؤمنین بالاتر نیستند بلکه یکی هستند.
به صریح آیات قرآن حضرت علی علیهالسّلام نفس پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم هستند که سنّیها هم قبول دارند.
یعنـی در حقيقت پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم که افضل انبیاء هستند، تمام انبیاء و پیغمبر اکرم دعوت کردند که:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛ (انفال/٢۴)
: ای کسانیکه ایمان آوردهاید، دعوت خدا و رسولش را اجابت کنید که شما را فرامیخوانند به اینکه شما را زنده بدارند و شما را به حیات واقعی دعوت میکنند».
حیات واقعی بهوسیله دعوت خدا و رسولش پدید میآید یعنی این حیات را کسی ایجاد میکند که نفس پیغمبر است.
انگار خود پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم این حیات را ایجاد میکنند.
پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم یک بال این هواپیما هستند و امیرالمؤمنین علیهالسّلام بال دیگر آن. این دو نفر هستند که ارواح انسانها را به کمالات و انسانیت و مقاماتِ خوب پرواز میدهند.
بنابراین دوگانگی بین امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم صلواتاللهعلیهما نیست که ما بگوییم: پیغمبر اکرم دعوت کردند به امیرالمؤمنین، پس امیرالمؤمنین بالاتر یا پایینتر هستند ایشان نفس پیغمبر هستند.
حضرت رسول یک وظیفه به عهده داشتند و امیرالمؤمنین نیز یک وظیفه.
مثل دو تا دست برای یک بدن که هر دو دست برای یک کار هستند؛ همینطور پیامبر و وصیّ برای یک کار هستند برای اینکه مردم درست شوند.
منتها پیغمبر باید مردم را دعوت کند و معجزات را نشان دهد و مهربانی کند بعد بسپارد دست امیرالمؤمنین علیهالسّلام تا تربیت کنند.
س هدف این بوده پیامبران بیایند و مردم را آماده کنند. مثل بچههایی که فرار کردند، یکنفر آنها را جمع میکند و به حیاط مدرسه میآورد بعد آنها را سر کلاس میفرستد.
معلم بچهها را سر کلاس میگذارد، مدیر مدرسه بچهها را جمع میکند و سر کلاس میفرستد.
کلاس ولایت و تربیت است تا مردم از معصیت کردن و دور شدن از خدا برگردند.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ» (٩)
*بدانید که هدف از ارسال پیامبران چه بوده؟*
هدف این بوده که خدا پیامبرش را روشن کرده و اول نور هدایت و علم را در قلب مبارک پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم ذخیره کرده و با این چراغ روشن، عالَم را هدایت فرموده است.
«وَدِينِ الْحَقِّ»
دین حق یعنی روش زندگی که حق است و آن روش زندگی تربیتی اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام است و در واقع دین حق ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است.
یعنی خداوند پیامبرش را با آیات روشنگر به هدایت و دین حق فرستاده.
یعنی دین را همراه تربیتهای امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرستاده است.
*میخواهد چکار کند؟*
«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»
تا تمام روشهای دیگر را جمع کند و فقط یک روش و یک صراط مستقیم و یک آییننامه برای زندگی کردن وجود داشته باشد.
*دین همان آییننامه است.*
*آییننامهی دستورالعمل زندگی چه باید باشد؟*
*آن دستورالعمل همان تربیتهای امیرالمؤمنین علیهالسّلام است.*
«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»
و هر چه که اسمش دین است را جمع کند ولو اینکه دین حضرت عیسی و یا دین حضرت موسی باشد.
چون اینها که دین واقعیِ حضرت موسی و حضرت عیسی نیستند. دین واقعی ایشان اسلام است. اسلام است که دستنخورده مانده.
دین آنها دستخورده است و افراد سودجو و روحانیون یهودی یا مسیحی به نفع خودشان، آیات تورات و انجیل را از اصل خودش تغییر دادند.
لذا این کتابها، انجیل و تورات اصلی که حضرت عیسی و موسی آوردهاند نیست.
خدای تعالی هم نگذاشت جلوی تحریف آنها گرفته شود.
*چرا؟*
برای اینکه مردم از آنجا برگردند و دوگانگی پیش نیاید و وقتی خدا آخرین پیامبرش را میفرستد، یک عده نگویند: ما با همان دین قبلی میمانیم.
باید اتحاد وجود داشته باشد.
لذا هر مسیحی و یا یهودی که واقعاً روی دینش مطالعه کند متوجه میشود که دینش دستخورده است و قابل اعتماد نیست در اینصورت به اسلام برمیگردد تا تمام روشهایی که فکر بشر اختراع کرده جمع شود.
فکر بشر روشهای علمی صحیحی بوجود نیاورده. فکر بشر به منافع شخصی و گروهی خودش فکر کرده.
فلاسفه، عرفا، متصوفه و اینهمه فرقهای که در بشریت پدید آمده فقط به منافع شخصی افرادی که آن آییننامهها را اختراع کردند برمیگردد.
بعضی از اینها به اسم اسلام و مسیحیت و یهودیت است که فرقههای مختلف بوجود آمده و بعضی از اینها مربوط به دین نیست و همینطور فرقههای اختراعیِ مکاتب مختلف مثل کمونیست است.
«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» (٩)
همه باید جمع شوند. یک دین، دین حنیف، دینی که دستنخورده است، آیینی که پاک است و انسان را به مقام انسانیت و کمال میرساند؛ باید باشد.
«وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛
: ولو اینکه مشرکین کراهت داشته باشند».
مشرکین چه کسانی هستند؟
همانهایی که دینها را اختراع کردند. یعنی برای اینکه عقاید اختراعی خودشان را به خورد مردم بدهند، به اسم اسلام و یهود و مسیحیت فرقه درست کردند و گفتند: این دین خدا است.
مثلاً متصوفه میگویند: اسلام آن چیزی است که ما میگوییم اما اسلامشان مخلوط است با افکاری که خودشان تولید کردند تا به اهداف شخصی و شهوات خودشان برسند.
اینقدر به اسم اسلام فرقه وجود دارد مثل همین داعشیها که در زمان ما به اسم اسلام آمدند و آیین اسلام را به نام خودشان مطرح کردند تا به شهواتشان برسند و بگویند: شیعه مرتد است پس جان و مال و ناموسشان بر ما حلال است.
اینها نمیتوانستند بهوسیله دیگری این را توجیه کنند، اینکار را انجام دادند.
اینها شرک کردند یعنی در کنار ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهمالسّلام حرفهای خودشان را مطرح کردند.
شرک برمیگردد به اینکه ما در کنار امامی که خدای تعالی تعیین کرده کس دیگری بگذاریم.
یا امام را حذف میکنیم که میشود کفر و یا در کنار ائمه اطهار علیهمالسّلام کس دیگری را میگذاریم و میگوییم: او یک خلیفه است و این هم یک خلیفه که این شرک است.
ما شیعیان چون به اصلِ اسلام پایبند هستیم، اگر کسی آمد شهادتین را گفت جان و مال و ناموسش محفوظ است.
ولی در حقیقت کسی که در کنار آن خلیفهای که پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم به امر خدا تعیین کرده، کس دیگری را هم میگذارد، مشرک است و این چیزی غیر از شرک نیست.
یعنی علی یک سهم داشته باشد و ما هم یک سهم داشته باشیم.
خداوند در قرآن به اینصورت مطرح کرده که وقتی اسم خدا تنها برده میشود، اینها متنفر میشوند و میگویند: چرا خدا را تنها یاد میکنید؟ ما اینهمه بت داریم، اینها را کنار بگذاریم؟
زمانی که هنوز پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم را نمیپذیرفتند و با بتهایشان سرگرم بودند؛ در سایه این بتها هر کار دلشان میخواست میکردند. به اسم اینکه خدا را میپرستیم و این بت نماد خداست.
بعد از اسلام دیدند نمیتوانند بت را مطرح کنند، مرتد حساب شده و کشته میشوند. طور دیگری مطرح کردند یعنی همان اهداف زمان جاهلیت را پیاده کردند و گفتند:
چرا فقط علی باشد؟ چرا ما نباشیم؟
ما یک مسلمان هستیم و علی هم یک مسلمان است. هم او باشد و هم ما.
مردم هم همتی نداشتند که از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام دفاع کنند و حضرت را یاری کنند.
بنابراين آنها هم سوار مردم شدند و مردم هم به آنها سواری دادند.
وقتی شما سوار حیوانی میشوید، اگر حیوان سواری بدهد، شما سوارش میشوید ولی وقتی که آن حیوان تو را پرت کند، دیگر نمیتوانی سوارش شوی.
وقتی این دزدهای بشریت بر گُرده مردم سوار میشوند و مردم هم چیزی نمیگویند، وقتی به روی امیرالمؤمنین علیهالسّلام شمشیر میکشند و حضرت را بهزور به مسجد میبرند، اگر مردم از ایشان دفاع میکردند آنها نمیتوانستند هر کار دوست دارند انجام دهند.
«وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛
: اگر چه مشرکین کراهت دارند».
آیه هشتم
«وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» است.
چون اصلاً میخواهند علی نباشد.
خدای تعالی میفرماید: حضرت علی علیهالسّلام باید باشد حتی اگر آنهایی که کافر به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام هستند، کراهت داشته باشند؛ خداوند نور ولایت را تمام میکند.
آیه بعد میفرماید:
«وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (٩)
این دسته یک کمی کوتاه آمدند و از کفر آمدند به شرک، گفتند: علی باشد، ما هم باشیم.
خدای تعالی میفرماید: نه، ما هیچکدام از اینها را قبول نداریم. بشر باید آنچه که روی جهالت خودش اختراع میکند، کنار بگذارد.
آیات سورهٔ مبارکه صف، خیلی قشنگ زنجیروار بهم متصل هستند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ» (١٠)
در این آیه خدای تعالی میفرماید: میخواهید از عذاب الیم نجاتتان دهم؟
میخواهید شما را از این بدبختی که کفار و مشرکین با حذف و آلوده کردن ولایت انجام میدهند، نجاتتان بدهم؟
تا شما نجات پیدا کنید و به دره سقوط نکنید.
میخواهید راهنماییتان کنم به يک تجارتی که شما را از عذاب الیم نجات دهد؟
یعنی کسیکه ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را نمیپذیرد، خداوند او را در آتش جهنم میاندازد؛ این را شیعه و سنّی نقل کردهاند.
مربیِ بشریت از جانب خداوند امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم مردم را جذب میکردند و تحویل امیرالمؤمنین علیهالسّلام میدادند تا حضرت درستشان کنند.
کاری که میکنیم این است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ؛ (١٠)
: میخواهید شما را دلالت و راهنمایی کنم به تجارتی که با خدا معامله کنید؟».
اگر با خدا معامله و تجارت کنید..
اینجا خدای تعالی از مثال بازارِ دنیا استفاده کرده یعنی دنیا بازاری است که شما تاجر هستید و آمدید تجارت کنید. تجارتی که زندگی راحتی برای خودتان درست کنید.
مثال تاجر به اینصورت است که تاجر به کشوری میرود، تجارتی انجام میدهد و جنس میخرد تا از سود آن راحت زندگی کند. این برای زندگی موقتِ دنیا است.
برای داشتن زندگی همیشگی و ابدی بهشت که انسان همیشه راحت باشد، خدای تعالی میفرماید:
«اگر تاجر هستی، بیا با من تجارت کن.
با کسانی که میخواهند سر تو کلاه بگذارند تجارت نکن.
با نفست تجارت نکن چون وقتت را در اختیار خواسته دلت میگذاری و وقتت را به او میفروشی.
همینطور با شیطان و خواستههای مردم هم تجارت نکن.
فقط با خودم تجارت و معامله کن».
چکار کنیم؟
امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرمایند:
“أنا التجارة المربحة المنجیة من العذاب الالیم؛
: من همان تجارت پرسودی هستم که باعث نجات از عذاب الیم است”.
یعنی بیا با امیرالمؤمنین علیهالسّلام قرارداد ببند، بیا با آقا امام زمان ارواحنافداه قرارداد ببند چون وقتیکه شما میگویید: خدایا! من میخواهم با تو تجارت کنم، خداوند میفرماید: بیا پای معامله.
مثلاً در معامله دنیایی وقتی شما بنگاه میروید و مبایعهنامه امضاء میکنید، دو تا امضاء احتیاج هست امضایی که شما میکنید و امضایی که خریدار یا فروشنده میکند.
امضاء خدای تعالی را نماینده خدا یعنی آقا امیرالمؤمنین و یا آقا امام زمان علیهماالسّلام میکنند.
لذا امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرمایند:
“من آن تجارت سود دهنده هستم.
کسیکه ولایت مرا داشته باشد و خودش را تحت تربیت من قرار دهد، از آن عذاب الیم نجات پیدا میکند”.
«تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ؛ (١١)
: آن تجارت این است که واقعاً به خدا و رسولش ایمان بیاوری».
یعنی اگر به خدای تعالی و رسولش ایمان بیاوری، بهدست آقا امیرالمؤمنین علیهالسّلام سپرده شدهای.
اگر دروغ بگویی که ایمان آوردم، از دست امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرار میکنی.
فقط میآیی که اسم پیغمبر را ببری و جان و مالت محفوظ باشو و هر کار که دلت میخواهد بکنی که این داعشیها هم همینطور هستند.
فقط میخواهند زیر لوای نام اسلام، جان و مالشان محفوظ باشد و هر کار که دلشان میخواهد بکنند و به اسمهای مختلف این آزادی را برای خودشان ثبت کردهاند.
اما کسیکه واقعاً به خدا و رسولش ایمان میآورد، بلافاصله سپرده شده دست امیرالمؤمنین علیهالسّلام.
بعد چکار میکند؟
«وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ» (١١)
و در اختیار امام و حجت خدا هستی.
حجت خدا میگوید:
تو که ثبتنام کردی و پذیرش شدی، برو تحت تربیت مربی.
مثلاً شما در باشگاهی ثبتنام میکنید، بعد ثبتنام کننده شما را به مربی معرفی میکند و میگوید: او مربی توست.
در آنجا نمیشود بگویی: من فقط در باشگاه ثبتنام کردم و دیگر حوصله مربی را ندارم.
این فساد در آن باشگاه است. در اینصورت مدیر باشگاه تو را اخراج میکند.
لذا کسانیکه ولایت را قبول نمیکنند، از جانب پروردگار بیرون انداخته شدهاند.
«وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (صف/١١)
باید در راه خدا جهاد کنی و تحت تربیت و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام باشی و هر چه آقا میفرمایند، اطاعتِ محض کنی.
این اطاعت محض از اینجاست:
«بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ؛
: مال و جانت در اختیار امامت قرار بگیرد».
«ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛
: اگر شناخت و معرفت داشته باشی، این برایت بهترین چیز است و به تو حیات میدهد».
«يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» (١٢)
*آثار این تجارت چیست؟*
آثار این تجارت این است که خدای تعالی گناهان تو را میبخشد.
بالأخره انسان در طول زندگیاش مکرر در ارتباط با زن و بچهاش و افراد فامیل و مردم، کلّی اشتباه دارد. ما که معصوم نيستيم.
خدای نکرده یک وقت بهحساب اینکه دارم از دین دفاع میکنم، غیبت یک مؤمنی را میکنم. این موارد هست.
خدای تعالی بخواهد سختگیری کند و به عدالت با ما رفتار کند، پای همه گیر است.
خدای تعالی میفرماید:
«تو اصل کار را قبول داشته باش! اصل این است که تسلیم ولایت باشی و خودت را تحت تربیت، بِدان و قلبت تسلیم باشد.
تو که نمیخواستی عمداً گناه کنی. اشتباه کردی و بر تو مشتبه شد. ندانستی چکار کنی و بهخاطر هوای نفس خطا کردی. این اشتباهت را ما پاک میکنیم».
«يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» (١٢)
نه اشتباهاتی که عمداً انجام میدهی و به جنگ با خدای تعالی میروی. بلکه اینجا اگر مؤمن باشد باید تنبیه شود بعد از پاک شدن برگردد.
یک سری هم اشتباهاتی است که ناخواسته است. وقتی میفهمد که گناه کرده، سرافکنده میشود و از خدای تعالی عذرخواهی و استغفار میکند.
این گناهان را خدای تعالی راحتتر میبخشد. چه بسا خدای تعالی شلاقش را هم برمیدارد.
«يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»
بهشتهایی را هم به انسان میدهد.
«وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ؛
: و قصرها و مساکن پاکیزه در «جَنَّاتِ عَدْنٍ» در بهشتهای عدن».
اینها بهشتهای مختلفی است که انشاءالله وارد میشوید.
«ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛
: این است آن رستگاری بزرگ».
معلوم است که کار بسیار بزرگی است که انسان بتواند بهشت را از خدای تعالی خریداری کند.
اینطور نیست که ما شل بگیریم و بگوییم چیزی نیست. نه، کار بزرگی است.
بهشتی شدن خیلی کار است. بهشتیشدن یعنی اینکه انسان ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را پذیرفته که بهشتی میشود والاّ بدون ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام بهشتی نمیشود.
شاید بگویید: کسانیکه از ادیان دیگر هستند، چگونه ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را پذیرفتند؟
وقتی یک مسیحی یا یک یهودی واقعاً حضرت عیسی و یا حضرت موسی را میپذیرد، چون حضرت عیسی و موسی نماینده امیرالمؤمنین علیهالسّلام بودهاند یعنی در واقع امیرالمؤمنین علیهالسّلام را پذیرفته.
چون کسیکه واقعاً حق را میپذیرد، ابایی ندارد و دیگر فرار نمیکند.
خدای تعالی پیامبران گذشته را بهعنوان نماینده اهل بیت علیهمالسّلام قرار داده است.
آنها با ولایت اهل بیت علیهمالسّلام مبعوث شدند که این خودش بحث مفصل دارد.
بهخاطر همین پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم افضل انبیاء هستند که آنها چون نماینده هستند، ایشان افضل میشوند.
این فوز عظیم و رستگاری بزرگ است که انسان موفق شود لبخند رضایت آقا امام زمان ارواحنافداه را کسب کند و حضرت از او راضی شوند و او را برای بهشت بفرستند. بهشتی که با ولایت پدید آمده است.
و از آثار این تجارتی که با خدای تعالی میکنید، آثار دنیایی است یعنی علاوه بر اینکه بهشتی میشوید،
«وَأُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا؛ (١٣)
: در دنیا اثری است که شما دوستش دارید».
یعنی چون هنوز از دنیا نرفتهاید و اگر در دنیا به شما بدهیم، زودتر خوشحال میشوید و آن
«نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ؛
و آن یاری است از جانب خدا و پیروزی که نزدیک است».
*یعنی یکی فتح مکه است.*
اگر شمارههای قبلی مجلات ما را مطالعه فرموده باشید، بحث مفصلی درباره فتح مکه داشتیم که فتح مکّه بشارتی بود که خدای تعالی داد.
*یکی هم پیروزی آقا امام زمان ارواحنافداه و ظهور مقدس حضرت است.*
از فتح مکه تا پیروزی حضرت، ما بحث مفصلی در مجلهٔ منتظران مطرح کردیم.
آغازش از آنجا بود که در اولِ سوره مبارکه فتح آمده:
«إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِینَا؛
: ما راه پیروزی را به روی تو باز کردیم».
بهعنوان مثال صد کیلومتر اتوبان افتتاح میکنند. در ابتدا که روبان باز میشود و وزیر افتتاح میکند، تا آنجا که به آخر صد کیلومتر میرسیم، تمام این مسیر را طی میکنیم.
*فتح مکه، اولِ افتتاح جاده پیروزی بود. جاده پیروزی اسلام با فتح مکه افتتاح شد و پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم افتتاح کردند.*
اولین ایستگاهش غدیر خم بود. آنجا خدای تعالی برنامه را که ولایت امیرالمؤمنین و امامت ائمه اطهار علیهمالسّلام بود را مطرح کرد که مردم انگار مقداری خاک و سنگ در جاده ریختند که پیشرفت نکند ولی خدا میفرماید من اینها را کنار میزنم.
«وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (٨)
و جلو میرود تا به ظهور حضرت میرسد.
دقت کنید کسی که با خدا این تجارت را انجام میدهد؛ حضرت علی علیهالسّلام میفرمایند: “من آن تجارت سودآور هستم”.
یک بعد فردی دارد و یک بعد اجتماعی.
بعد اجتماعی آن، همان فتح مکه و ظهور حضرت بقیةالله ارواحنافداه است.
یعنی کلاً جامعه را میبریم سمت اینکه مردم تحت ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام قرار بگیرند و تربیت شوند.
بعد از ظهور تازه زندگی بشر شروع میشود یعنی تازه بشر مثل طفلی است که متولد میشود. قبل از ظهور مثل دوران قبل از تولدِ بچه است.
چقدر تولد بچه با بعدش فرق دارد؟
٩ ماه دورانی است که بچه قبل از تولد است. بعد از تولد مثلاً شصت سال زندگی میکند. اصل زندگی مال آن شصت سال است منتها مقدمهاش آن ٩ ماه است.
از بُعد اجتماعی پیامبران و پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهمالسّلام که تشریف آوردند که بشریت این ٩ ماهِ قبل از تولد را بگذراند، به حدّ بلوغی برسد که بتواند متولد شود و وارد مرحلهٔ ظهور شود و امامی بالای سر مردم باشد و همه تحت ولایت او یک رهبر داشته باشند.
این آمادگی را بشر تا امروز پیدا نکرده و با ظهور حضرت، دیگر لحظه تولد است.
این بُعد اجتماعی شد. در بعد اجتماعی جامعه بشری این حالت را دارد که با ظهور، تازه زندگی شروع میشود با عمرهای چهل، پنجاه هزار ساله.
روایت دارد امیرالمؤمنین علیهالسّلام، ۴۴هزار سال عمر میکنند در این دنیا.
همه مردم هم تحت فرمان هستند.
ببینید در اینصورت چه بساطی درست میشود؟!
میلیاردها انسانی که هنوز دنیا نیامدهاند، آنها میآیند و اصل زندگی مال آن وقت است. الآن ما در آن عالمِ تاریک بسر میبریم.
«وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ؛ (صف/١٣)
: به مؤمنین بشارت بده».
این بشارت را وقتی به مردم میدهید، واقعاً دلشان شاد میشود و میگویند: «بهبه! اصل زندگی با ظهور آغاز میشود».
طوری برای ما مطرح کردند که آقا امام زمان ارواحنافداه که ظهور میکنند، چند سال بعد هم تمام میشود و بساط جمع میشود و قیامت میشود و همه چیز تمام میشود.
اینجا سؤال پیش میآید اینهمه خدا پیغمبر فرستاد و اینهمه بشر در فشار و اذیت بود، خدای تعالی اینها را فقط برای چند سال تدارک دیده بود؟
این معقول نیست معقولش همان چیزی هست که اهل بیت علیهمالسّلام فرمودند و آن رجعت است که اهل سنّت قبول نکردند و زیر بار رجعت نرفتند.
چون این مسأله از اعتقادات امامان علیهمالسّلام از آیات قرآن است ولی ما معتقد به رجعت هستیم.
در رجعت ائمه اطهار علیهمالسّلام بعد از ظهور برمیگردند. تازه زندگی آغاز میشود. آقا امام زمان ارواحنافداه زندگی را طی هفت سال یا ده سال مستقر میکنند و تشریف میبرند.
اینکه آقا امام زمان ارواحنافداه دوباره برگردند و رجعت کنند، بحث دیگری است که باید اجتهاد شود.
ولی بعد از آن امام حسین علیهالسّلام اولین شخصی است که حکومت را دست میگیرند و ادامه میدهند.
همینطور امیرالمؤمنین، ائمه هدی علیهمالسّلام چند دههزار سال حکومت میکنند.
این آیه قرآن
«كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ» (عبس/٢٣)
تفسیرش این است که نگذاشتند امیرالمؤمنین علیهالسّلام کارشان را انجام دهند.
بعد از ٢۵ سال خانهنشینی و همه چیزِ اسلام را تخریب کردن، امیرالمؤمنین علیهالسّلام را به زور آوردند و خلیفه کردند آن هم خلافت تحمیلی که میگفتند: حضرت همان کارهایی که آنها میخواهند، انجام دهند.
بعد هم که جنگ شد و این مدت ۴ سال به جنگ گذشت و حضرت هم از دستشان خسته شدند و نفرینشان کردند و اینها به نفرین حضرت دچار شدند که با شمشیر ابنملجم فرق مبارک امیرالمؤمنین علیهالسّلام شکافته شد.
والاّ اگر حضرت نفرین نکرده بودند و مردم درست عمل میکردند، نه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسّلام شهید میشدند و نه کربلا بوجود میآمد. این بساط را خود مردم پدید آوردند.
پس بشارت بده به مردم که ناراحت نباشند بعد از ظهور تازه زندگیشان شروع میشود.
این از بعد اجتماعی که ما خیلی غصه نخوریم حالا از بعد فردی:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ» (١۴)
ای کسانی که ایمان آوردهاید درس بگیرید. ببینید چقدر تأخیر ایجاد کردند و برنامهها را بهم زدند؟ جامعه بشری را به چه روزی انداختند؟ چقدر انسانها کشته شدند؟ چقدر مفاسد ایجاد شد؟
الآن انسانهایی وجود دارند که از زندگی ناامید هستند، میگویند: مگر ما در این دنیا آدم حساب میشویم؟ مگر کسی هم به ما توجه دارد؟
ببینید چقدر زندگی بشر را سیاه کردند!
از این مطالب درسی که میگیریم این است که:
با اجتماعی که امام زمان ارواحنافداه را فراموش کرده، زندگی کن ولی از لحاظ زندگی انسانی فاصله بگیر.
بیا تحت تربیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام.
بیا متولد شو به همان زمان ظهوری که جامعه بشری به آن بشارت داده شده.
تو بیا بهصورت شخصی، آقا امام زمان ارواحنافداه امامت باشد. بهصورت شخصی زندگی زمان ظهور را بدست بیاور.
فقط یک چیز را انتظار و توقع نداشته باش بدست تو بیفتد و آن دیدن جسمی و حضوری آقا امام زمان ارواحنافداه است. این مصلحت الهی نیست.
روی این مسئله فقط اصرار نداشته باش. ملاقات جسمی و حضوری حضرت را خدای تعالی دست تو نمیدهد.
اگر خواست، تفضّلی میکند و اگر نخواست، باید مطیع باشی.
چون اولین چیزی که خدای تعالی در تربیت میخواهد، اطاعت و حرفشنوی است.
تو اگر واقعاً میخواهی تربیت شوی و شوق آقا امام زمان ارواحنافداه را داری، باید مطیعش باشی.
حضرت را میخواهی ببینی چکار کنی؟
میخواهی بگویی: بهبه! چه جمالی!
حضرت از بقیه یک مقدار زیباتر هستند. خب خیلیها هستند که زیبا اند. اگر زیبایی چهره میخواهی، زیبا چهره زیاد است.
اگر میخواهی چهره آقا را ببینی که اتصال پیدا کنی به عالَم بالا، اتصال پیدا کنی به تربیتهای حضرت و حضرت تربیت تو را به عهده بگیرند؛ این انجام میشود منتها بدون دیدن حضرت این مسئله انجام میشود.
برای اینکه بعداً یک ادعاهایی پیش میآید و هر کس میگوید: من آقا را دیدم و شلوغبازی در میآید و آنهایی که میخواهند سوءاستفاده کنند، از این وسط سوءاستفاده میکنند و میگویند: ما از آقا امام زمان پیغام داریم و ممکن است دیگران را سالها معطلِ خودشان کنند و ظهور اجتماعیِ حضرت هم به صلاح نباشد، در اینصورت مردم مسیر را گم میکنند.
بهخاطر خیلی حکمتها و مصلحتها این یک مورد را قلم بگیر که این مورد جز خدای تعالی در اختیار کس دیگری نیست ولی بقیهاش هست.
حضرت امیر علیهالسّلام میفرمایند:
“اگر در زمان غیبت، امام خودش را از چشم مردم ناشناس و مخفی قرار میدهد، میخواهد کسی جسمش را نشناسد”.
آن هم نه اینکه امام نامرئی باشد. فقط ناشناس باشد که مردم آسیبی به ایشان نرسانند چون دشمن زیاد دارند.
اگر خداوند اذن ظهور ندهد و حضرت شناخته شوند، اولين کسی را که داعشیها میکشند آقا امام زمان ارواحنافداه است.
اذن ظهور که داده شود، حضرت پیروز میشوند والاّ اگر داده نشود، حضرت را مثل بقیه ائمه میکشند.
بهخاطر همین حضرت ناشناس زندگی میکنند و حضرت *”مُرْتَقِبُ الْخَائِف”* هستند یعنی دائماً مراقب هستند که شناخته نشوند.
در حرم حضرت موسیبنجعفر علیهالسّلام قضیهای دارد که آقا امام زمان ارواحنافداه مریض را شفا میدهند و آن شخص فوری عبای حضرت را میگیرد و از خوشحالی میگوید: آقا امام زمان مرا شفا دادند.
یعنی میخواست بگوید آقا امام زمان ایشان هستند. بعد حضرت به مردم فرمودند: امام علیهالسّلام او را شفا داده.
حضرت که اینطور گفتند منظورشان از امام خودشان بودند و مردم فکر کردند که آقا موسیبنجعفر علیهالسّلام او را شفا دادهاند و شلوغ که شد حضرت رفتند.
یعنی حضرت اینطوری زندگی میکنند و کاری میکنند که شناخته نشوند.
خدای تعالی میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ» (١۴)
اگر میخواهید زندگی پیدا کنید، باید بیایید پیمان یاری امام زمان ارواحنافداه را امضاء کنید.
«کُونُوا أَنْصَارَ اللهِ؛
: بیایید جزء یاران خدا باشید».
شما که به شهدای کربلا سلام میدهید، میگویید:
“أَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ يَا أَنْصَارَ دِينِ الله
أَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ يَا أَنْصَارَ رَسُولِ اللَّه”
اینجا دیگر مرد میدان باید بیاید وسط.
با شعار و شوخی و جدی نگرفتن و اینکه جان و مالت را در اختیار امام زمانت قرار ندهی، کاری از پیش نمیبری. کار جدی است.
«كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ؛
: همانطور که عیسیبن مریم به حواریین فرمود»،
حواریین یعنی یاران خاص و محافظین ویژه. مثل کماندوهایی که بهصورت ویژه تربیت شدهاند و هیچ چیز به آنها کارگر نیست و در همه شرایط هیچ چیز برایشان مشکل ایجاد نمیکند و در همه خطرات آماده هستند.
«مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ؛
: چه کسی میآید یاور من در راه خدا باشد؟».
«قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ؛
: حواریین گفتند که ما یاران خدا هستیم».
«فَآمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ؛
: طایفهای از بنیاسرائیل ایمان آوردند».
حضرت عیسی با بنیاسرائیل کار میکرد که باقیماندههای قوم حضرت موسی در اختیار حضرت عیسی بودند.
«وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ؛
: طایفهای هم ایمان نیاوردند».
«فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَىٰ عَدُوِّهِمْ؛
: ما آن طایفهای که ایمان آورده بودند را بر آنها که کفر ورزیده بودند یاری دادیم».
«فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ؛
: اینها پیروز شدند».
سورهٔ مبارکه صف تمام شد.
دقت کنید اینجا عرض کردیم شما باید وقتی سورهٔ مبارکه صف را میخوانید و انشاءالله بر خواندن آن مداومت میکنید؛ هر روز هم مقيد باشید که دعای عهدِ کوچکتر که بعد از دعای ندبه در مفاتیح هست را بخوانید.
یعنی بگویید:
” خدایا! من این تجارت را انجام میدهم. هر روز هم این تجارت را تازه میکنم”.
آن معامله را شما در دعای عهد میبینید.
“أللَّھُـمَ بَلِّغْ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَان صَلَواتُ اللَّه عَلَیْه”
اول تحیت و سلام خدمت آقا امام زمان ارواحنافداه عرض میکنید.
“عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات”
از طرف خودم تنها نه. از طرف همه مؤمنین که دلشان میخواهد، عرض سلام دارم. از طرف مرده و زندهشان.
کسانی که مردهاند هم نفع میبرند از اینکه شما نائبشان شدید که به آقا امام زمان ارواحنافداه سلام و تحیت بدهید.
“فِی مَشَارِقِ الْأَرْض وَ مَغَارِبِهَا برِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا؛
: از طرف هر مؤمنی که در خشکی و دریا و کوه و دشت و هر مؤمنی که در دریا زندگی میکند”.
شاید یک عده در زیردریایی یا کشتی و یا ناو باشند.
“حَیِّهِم وَ مَیِّتِهِم؛
: از مرده و زندهشان”.
“وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ وُلْدِی؛
: از طرف پدر و مادرم و فرزندانم”.
*این هم تأثیر میگذارد که خدای تعالی فرزندان شایستهای در آینده به شما بدهد.*
“وَ عَنِّی؛
: و از طرف خودم”.
“مِنَ الصَّلَوَةِ وَ تَحِّییَّات؛
: از صلوات و تحیتها و خوشآمدها”.
“زِنَةَ عَرْشِ اللَّه؛
: نه اندازهٔ خودم، اندازهٔ عرش خدا”.
“وَ مِدَادَ کَلِمَاتِه؛
: و به اندازه کلمات خدا”.
*که کلمات خدا پایانناپذیر است* .
“وَ مَا أَحْصَاهُ کِتابُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ؛
: و آنچه که کتاب خدا شمارش کرده و علم خدا به آن احاطه دارد”.
*این برای چهارده معصوم علیهمالسّلام است.*
بعد از اینکه سلام و تحیت دادی، میروی پای معاملهای که کردی و امروز باید این معامله را جدید کنی.
“أللَّھُـمَ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَٰذَا الْیَوْم؛
: خدایا! من امروز تجدید میکنم آن معامله را”.
دیشب خوابیدم و صبح بلند شدم، پشیمان نیستم و امروز هم پای معامله ایستادهام و امروز که روز جدیدی است، من پای حرفم هستم.
هر روز باید اینکار بشود یعنی آدم همه روزه باید این معامله را انجام بدهد.
“وَ فِی کُلِّ يَوْمٍ؛
: همه روزها هم هستم”.
“عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً”
عهدی که بستم، گرهای که زدم (خودم را با امام زمان ارواحنافداه گره زدم) بیعتی که کردم، گفتم: خدایا! جان و مالم را خریداری میکنی؟ بیا.
در آیهٔ ١١١ سوره مبارکهٔ توبه خدای تعالی فرموده:
«خدا خریداری میکند از مؤمنین جان و مالشان را».
و من خدایا! جان و مالم را آوردم و در اختیار تو قرار میدهم. بازی هم نیست.
مثل بچهها که بازی میکنند و میگویند من فروختم و چک میکشند و همهاش هم که الکی است.
بچهها معامله میکنند ولی معاملهشان را کسی در بازار قبول ندارد. چکی که بچه در بازی کودکانه میکشد را که یک بازاری قبول ندارد.
آقا امام زمان ارواحنافداه هم خیلی از این چکهایی که ما میکشیم را قبول نمیکنند.
خودشان میدانند بازی ماست و پای معامله نمیآیند. حضرت از این معامله استقبال نمیکنند و ما را قبول ندارند.
ما میخواهیم با حضرت بازی کنیم و یکروز باشیم و يکروز نباشیم.
معامله باید مردانهی مردانه باشد. جان و مال را که دادی، پایش بایستی. آبرویت را دادی، پایش بایستی. همسر و فرزندانت را دادی، پایش بایستی.
شرایطی ایجاد میشود که تو آبرویت میرود، خب برود. بعضیها حاضر نیستند آبرویشان برود. میخواهند همانطور شخصیتشان محفوظ باشد و یاور امام زمان ارواحنافداه هم باشند.
یک جایی اقتضا میکند که آبروی انسان برود، خب برود. مگر تو از اول نفروختی؟
هیچ شرطی برای یاری حضرت نباید بگذاری. برای یاری حضرت، انسان باید بهطور مطلق در اختیار ایشان باشد.
چون هر شرطی شما بگذاری، شیطان سر همان کار شما را گیر میاندازد. مثلاً تو از کشته شدن نمیترسی ولی از آبرو میترسی.
شیطان هم میرود سر همان آبرو و تو را از یاری حضرت باز میدارد و تو را به مرز آبروریزی میبرد تا تو عقبنشینی کنی. در اینصورت تو کم میآوری.
“عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ”
این بیعتی است که من با امام زمان ارواحنافداه کردم. انسان واجب است که بیعت کند.
همین دعای عهد را که میخوانید و دست راستتان را به دست چپتان میدهید بهعنوان اینکه با آقا امام زمان ارواحنافداه بهصورت نمادین دست میدهید.
دست راست از طرف حضرت و دست چپ هم از طرف خودم. میگویید: آقا جان! دست دادم.
حتی گاهی اوقات یک حسی به انسان دست میدهد انگار که حضرت یک نیرویی به دست راست اعمال میکنند.
البته میتواند تخیل باشد. ما نمیخواهیم بگوییم واقعیت دارد ولی واقعیتِ کلّی دارد.
واقعيت کلّیاش هم این است که هر چه نیرو در بدن ماست، مال پروردگار و مال امام زمان ارواحنافداه است و حالا که من میخواهم حضرت را یاری کنم، انگار که حضرت میگویند:
خوب دست دادی به من. بارک الله.
حتی آقا امام زمان ارواحنافداه به بعضیها این جملهای که بازاریها در معاملههایشان میگویند: «خدا بده برکت» و در عربی میگویند:
«بَارِکَ الله فِی سَفْقَةِ یَمِینِک؛
: یعنی خدا برکت بدهد به این معاملهای که کردی و به این دستی که دادی».
آقا امام زمان ارواحنافداه به بعضیها وقتی معاملهشان جدی میشود، اینطور عنایت میکنند که:
“”بَارِکَ الله فِی سَفْقَةِ یَمِینِک”
خدا برکت بدهد به این معاملهای که کردی. واقعاً با ما معامله کردی، واقعاً خودت را در اختیار ما گذاشتی. همهجوره فدایی ما شدی.
ما خیلی شرط میگذاریم برای یاری امام زمان ارواحنافداه. خیلی جاهایی که برایمان مهم است، پایمان شل میشود.
من نمیگویم: بعضیها چه شرطهایی میگذارند چون ممکن است بعضیها سخنان مرا که گوش میدهند، فرار کنند.
کلّی میگویم که به کسی برنخورد. چون میدانم بعضی از کسانیکه صحبتهای مرا میشنوند، برای خودشان شرطهایی دارند و یک حکمی را که خدا داده، نمیتوانند قبول کنند.
هزار جور شرط میگذارند و میگویند: آقا امام زمان خودشان باید بیایند و این را تأیید کنند تا من بپذیرم.
حضرت که دین جدشان را تأیید کردند و هزار سال است که پای آن ایستادهاند. فقط باید برای شخص تو بیایند و بگویند: اینکار را تو باید بکنی؟
هیچوقت هم آقا امام زمان ارواحنافداه نمیآیند چنین کاری بکنند که بعداً تو بگویی: آقا! شما خواستید، من که نخواستم.
آدم سر کاری که گیر میکند، میخواهد سر امام زمان منت بگذارد و بگوید که آقا امام زمان خواست، من نخواستم. خلاصه میخواهد پای حضرت را گیر بیندازد.
حضرت میفرمایند: من که نباید بیایم سراغ تو. تو باید به دنبال من بیایی.
آیه را خدای تعالی نازل کرده. دیگر نباید که برای شخصِ تو وحی کند. آیه را خدا نازل کرده مرد هستی، پایش بایست.
اگر مردش نیستی برو دنبال کارت. برو فعلاً بازیات را بکن. همان بازی معامله بچهگانه که میکنند. برو میلیارد، میلیارد چک بکش همانطور که بچهها با هم بازی میکنند.
“بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی؛
: این بیعت در گردن من است”.
“أللَّھُـمَ کَمَا شَرَّفْتَنِی بِهَٰذَا التَّشْرِیف”
خدایا، حالا که این شرافت و تشریف را به من دادی که من دارم با آقا امام زمانم صحبت میکنم”.
من ایمان دارم آقا امام زمان ارواحنافداه جلوی من هستند، حالا جسمشان را نبینم، مهم نیست. روح پاک آقا همهجا هست.
تو که به جسم مقيد هستی، حضرت نمیخواهند جسمشان را نشان تو بدهند. به اراده تو نیست.
“وَ فَضَّلْتَنِی بِهَذِهِ الْوَسِیله؛
: این فضیلت را به من دادی”.
“وَ خَصَصْتَنِی بِهَذِهِ النِّعْمَة؛
: این نعمت اختصاصی را به من دادی که من با امام زمانم دست بدهم و با ایشان معامله کنم”.
“فَصَلِّ عَلَی مَوْلَایَ وَ سَیِّدِی صَاحِبَ الزَّمَان وَٱجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْیَاعِهِ؛
: مرا از شیعیانشان قرار بده. آنان که واقعاً اطاعت محض دارند”.
“وَ الذَّابِّینَ عَنْه؛
: یعنی از کسانی که فدایی حضرت هستند و از وجود مبارک حضرت دفاع میکنند؛ قرار بده”.
حتی در این زمان غیبت، طوری زندگی میکنند که نام مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه مخدوش نشود. آنها مخدوش شوند ولی نام مبارک حضرت مخدوش نشود.
لذا دشمن تیر به آنها میزند و آنها را زمین میزند ولی نام حضرت زمین نمیخورند.
یعنی طوری زندگی میکنند که آنها فدا میشوند و کشته آبرویی و شخصیتی میشوند ولی نام مبارک حضرت محفوظ میماند.
چون دشمن نمیتواند بگوید: من امام زمان را قبول ندارم.
این مسئله همهجا هست. وقتی شخصیتی هست که نمیتوانند روی او کار کنند، شاخ و بالهایش را میزند.
ائمه اطهار علیهمالسّلام در روایات فرمودند:
ما ائمه چون از اهل بیت هستیم و سنّیها هم این مسئله را قبول دارند، نمیتوانند به امام صادق علیهالسّلام جسارت کنند، میآیند زراره و یا محمدبنمسلم را میزنند.
“وَ ٱجْعَلْنِی مِنَ الْمُسْتَشْهَدّینَ بَیْنَ یَدَیْهِ؛
: خدایا! مرا از شهادتیافتگان و از کسانیکه به استقبال شهادت در رکاب حضرت میروند قراربده”.
“فِی الصَّفِّ الَّذِی نَعَتَّ أَهْلَهُ فِی کِتَابِکَ؛
در صفّی که آنها را در کتاب خودت، در سوره صف تمجید و مدح کردی”.
“فَقُلْتَ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ عَلَی طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلام أَللَّھُـمَ إِنَّ هذِهِ بَیْعَةُ لَهُ فِی عُنُقِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة”
: خدایا این بیعتی است که تا روز قیامت، من به آن پایبند هستم”.
اینطور که باشید، از «انصارالله» و «حزبالله» و «جندالله» هستید.
در تاریخ بهاینصورت بوده. در فیلم مختار میبینید خوارج میگویند: ما جندالله هستیم.
الآن حزبالله لبنان راست میگویند.
این تمام صحبت بهطور اجمال و تقریباً فشرده در مورد سوره مبارکه صف بود که انشاءالله بتوانیم به آن عمل کنیم و از همین لحظه به بعد دست بیعت به آقایمان امام زمان ارواحنافداه بدهیم.
بگوییم:
«آقاجان! من در اختیار شما هستم. هر چیزی را یقین کنم که شما میخواهید، مال شماست. اصلاً وجود من مال شماست. فقط یقین کنم که اینکار را شما از من میخواهید.
شما خودتان از من خواستهاید که بهسمت چیزی که یقین ندارم، حرکت نکنم و کارهایم را همینطوری انجام ندهم مثلاً همینطوری پول بدهم و فداکاری کنم.
چیزی را که یقین دارم فداکاری در راه شماست، جانی و مالی و آبرویی، هر چه هست در اختیار شما باشد».
«رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ» (احزاب/٢٣)
اینجا باید صداقت، حرف اول و آخر را بزند. یعنی اگر صداقت داشته باشی، حضرت هم ته دلت را نگاه میکنند، میفرمایند:
«راست میگوید. حاضر است هر نوع فداکاری بکند».
در اینصورت حضرت او را پذیرش میکنند.
انشاءالله که اینطور باشیم و در این راه فعالیت کنیم.
“أللَّھُـمَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عجِّلْ فَرَجَهُمْ”
أَللَّھُـمَ عَـجِّـلْ لِوَلیِّکَ الْفَرَج
پروردگارا فرج آقایمان امام زمان ارواحنافداه را برسان.
ما را از یاران خوب آن حضرت قرار بده.
چشمانمان به جمال نازنینش روشن بفرما.
خدایا! ما را در راه یاری حضرت، یاور حقیقی حضرت بودن و شدن، یاری بفرما.
خدایا! بر ما منت بگذار و دعاهای آقا امام زمان ارواحنافداه را نصیب یکایک ما در نماز شب آن حضرت بفرما.
پروردگارا دعای حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها که سر سفره آن حضرت هستیم را نصیب یکایک ما بفرما.
دعای اصحاب سیّدالشّهداء علیهمالسّلام را نصیب ما بفرما.
خدایا! ما را مشمول ادعیه آقایمان حضرت اباالفضل العباس، حضرت علی اکبر، حضرت زینب کبری علیهمالسّلام قرار بده.
ما را مشمول دعا و صلوات حضرت عیسیبن مریم که از خواص این سوره شمرده میشود، قرار بده.
عاقبت امرمان ختم بخیر بفرما.
نظام باعظمت جمهوری اسلامی، رهبر بزرگوارمان در پناه آقا حجّة بن الحسن ارواحنافداه حفظ بفرما.
رزمندگان تشيع و اسلام را در جبهههای سوریه و عراق بر داعشیها و تکفیریها و کلیه کفار پیروز بگردان.
زمینه ظهور آقا امام زمان ارواحنافداه را با این یاری و نصرت فراهم بفرما.
خدایا! دل مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه را الساعه شاد بفرما.
لعنت و نفرین و عذابِ لحظه به لحظه خودت را بر دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام زیادتر بفرما.
رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات
٢٠ ربیعالاول ١۴٣٧
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی