فراز اول دعا اللهم انی افتتاح… تا… فی موضع الکبریاء و العظمة مراجعه به دانشگاه توحیدی امام زمان ارواحنافداه
اَعُوذُ بِاللّهِِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
شب میلاد مسعود حضرت امام حسنمجتبی علیهالصّلاهوالسّلام است.
این ولادت با سعادت را به محضر مقدس حضرت بقیةالله ارواحنافداه تبریک و تهنیت عرض میکنم.
«وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ» (انعام/٩١)
این آیهٔ ٩١ از سوره مبارکه انعام است.
آیهٔ جالبی درباره وجود مقدس آقا امام زمان ارواحنافداه است. شاید در شمار آیاتی که درباره آن حضرت در کتابها هست، ذکر نشده باشد یعنی ما که اهلِ جمعآوری آیاتش بودیم، این آیه را ندیدم.
نزدیک ٢۵٠ آیه تحقیق کردیم درباره وجود مقدس آقا امام زمان ارواحنافداه در قرآن که خیلی مفصل است.
این آیه محتوایش خیلی جالب بود که درباره آقا امام زمان ارواحنافداه است.
چون بخوانید، خودتان متوجه میشوید که خدای تعالی میفرماید:
«وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛
: قدر خدا را ندانستند حقّ قدردانی از خدا را نکردند».
قدردانی نکردند، قدر خدا را ندانستند.
یعنی چهکار باید میکردند که قدر خدا را بدانند؟
«إِذْ قَالُوا؛
: برای اینکه یک چنین مطلبی را گفتند».
یعنی بهخاطر این مطلبی که خداوند الآن میخواهد بفرماید، چون این مطلب را میگویند، قدر خدا را ندانستند.
مگر چه چیزی گفتند که قدر خدا دانسته نشد؟
«إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ؛
: گفتند که خدای عالم هیچ کس را برای هدایت آدمها نفرستاده».
مگر میشود؟!
خدا اینهمه انسان بیافریند حالا چند میلیارد نه، یک انسان هم بیافریند، بعد روی کره زمین سرگردان رهایش کند.
یک موجود اینچنین باهوش، پرانرژی.
هوشمندترین حیوانات را دانشمندان حساب کردند مثلاً جسارت نباشد، سگ که خیلی هوشش خوب است؛ تازه هوشش به اندازهٔ یک بچه دوساله است.
انسان میلیاردها برابرِ حیوانات میفهمد. مقدار اطلاعاتی که در وجود حیوانات هست، خیلی ضعیف است.
مثل کامپیوتری که یک مگابایت اطلاعات در آن باشد و یک کامپیوتری که میلیاردها گیگ اطلاعات در آن باشد. ببینید چهقدر فرق میکند! مثل قطره و دریا.
یک چنین موجودی را خدا بیافریند که اسمش انسان است که اینقدر هوش و اطلاعات در آن جمع میشود. آن وقت اطلاعات هم که جمع میشود، آنها را شبکه میکند و بهم متصل میکند و نتیجهگیری میکند.
خدای تعالی میفرماید: برای اینکه مردم میخواهند از دست خدا فرار کنند و حرف خدا را گوش ندهند؛ دنبال بهانه میگردند.
دیدید آدمهای تنبل را که یک کاری به آنها میگوییم، هر دفعه بهانهای میآوردند؟
یک بچه تنبل که نمیخواهد نان بگیرد، هر دفعه یک بهانهای میآورد. یکبار میگوید: نان لازم نیست. یکبار میگوید: هوا گرم است.
بهانه میآورند آدمها برای اینکه حرف خدا را گوش ندهند و حرف خودشان را دنبال کنند!
لذا گفتند:
«اصلاً این حرفها چیست؟ مگر خدا کسی را میفرستد؟
ما خودمان همه چیز بلدیم. اصلاً نیاز نیست خدا کسی را بفرستد!».
این اشخاص اینها را میگویند برای اینکه حرف گوش ندهند.
بعد خداوند میفرماید: “قدر خدا را ندانستند”.
یعنی خدا را به تعبیر ما، یک کسی که حکیم نیست و نمیداند چهکار کند؛ حساب کردند که آدم را آفریده و هیچ کس را نفرستاده که او را راهنمایی کند.
«وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ ۗ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ؛ (انعام/٩١)
: بگو پس چه کسی نازل کرد کتابی را که موسی آورد؟».
خدا فرستاد دیگر!
«نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ ۖ؛
: نورانیت دارد، هدایت میکند، بد و خوب را از هم تشخیص میدهند بهواسطه کلام خدا».
«تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ؛
: شما آن کتابی که حضرت موسی از جانب خدا آورده را کاغذهایی قرار میدهید که»،
«تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا ۖ؛
: میگویید که اینها را حضرت موسی از جانب خدا آورده و بسیاری از حقایقش را پنهان میکنید».
«وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ؛
: و فرا گرفتید و تعلیم داده شدید آنچه را که نمیدانستید شما و نه پدرانتان».
یعنی این چیزهایی که به شما و پدرانتان تعلیم داده شده از جانب خدا بوده و خدا هدايت کرده.
«قُلِ اللَّهُ ۖ؛
: به اینها بگو: الله».
«ثُمَّ ذَرْهُمْ؛
: ولشان کن».
«فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ؛
: بگذار در آنچه که فرو رفتهاند از محبتهای دنیا، بگذار در برنامه خودشان، بازی خودشان را بکنند. اینها نمیخواهند هدايت شوند».
این آیه، طلیعه صحبت من است در مباحثی که انشاءالله در این شبها میخواهم در شرح دعای شریف افتتاح دنبال کنم.
دو جلسه را روی کانال ضبط کردم و گذاشتم. بعد دیدم که حیف است و گذاشتم مباحث را در این شبها دنبال کنم.
چون همه مثل اینکه گوش نمیدهند، چیزهایی را که روی کانال میگذاریم. بعضیها وقت میکنند، بعضیها وقت نمیکنند، گفتیم در این شبها باشد.
البته این را هم مجوز نمیکنم برای دوستانی که میخواهند مطالب را دنبال کنند که گوش ندهند و بگوییم: اگر رسیدید گوش بدهید، اگر نرسیدید اشکال ندارد. نه!
آنهایی که میخواهند در این مسیر موفقیت داشته باشند، باید مطالبی را که ما از معارف اهل بیت علیهمالسّلام برایشان روی کانال میگذاریم، گوش دهند.
حالا که خدا کار را آسان کرده، فضای مجازی هست، هم تصویری هست، هم صوتی هست و هر وقت دلتان میخواهد مینشینید گوش میدهید؛ دیگر این باعث شده است که بعضیها اصلاً گوش ندهند.
لذا ما یک امتحانی گذاشتیم، گفتیم: دوازده جلسه که دربارهٔ معرفت امام علیهالسّلام صحبت کرده بودیم را گوش دهند. خب حرفای من که نیست.
ما میخواهیم به آن کسی که چراغ راهمان است، آقا امام زمان ارواحنافداه معرفت پیدا کنیم. زندگی را با نورانیت بگذرانیم، در تاریکی نرویم.
کسانی که امام زمان ارواحنافداه را نشناسند و زندگی کنند؛ زندگی نمیکنند.
این موضوع را مطرح کردم که انشاءالله اهمیت داده شود.
دعای افتتاح یک دعایی است که مرحوم «علامه مجلسی» میفرمایند:
“با سند معتبر روایت شده که امام عصر ارواحنافداه خطاب به شیعیان این دعا را مرقوم فرمودند”.
دعای افتتاح از دعاهایی است که از وجود مقدس آقا امام زمان ارواحنافداه صادر شده که فرمودهاند:
“شیعیان این دعا را در تمام شبهای ماه مبارک رمضان بخوانند. زیرا فرشتگان به این دعا گوش میدهند و برای خواننده این دعا طلب بخشش از خدا میکنند”.
معلوم است که یک کلاسِ درس رسمی و یک دانشگاهی است که خدای تعالی گذاشته که ما انشاءالله از شاگردان و دانشجویانِ خوب این کلاسِ آقا امام زمان ارواحنافداه باشیم.
من تمام فقرات این دعا را به دوازده بخش تقسیم کردم.
این دوازده بخش براساس جملات همین دعای شریف هست که ما را دعوت میکند به اینکه:
بیایم در دانشگاه توحیدی و انسانسازیِ حضرت ولیّعصر ارواحنافداه پذیرش شویم و تحت تربیت قرار بگیریم.
آقایان یا خانمها! هر کسی که صدای من را میشنود.
شیطان گولتان نزند که بگویید: آقا امام زمان تشریف بیاورند بعد من تحت تربیتِ حضرت قرار بگیرم.
موکول نکنید به ظهور حضرت بقیةالله!
این عقاب دارد برای انسان اگر چنین فکری کند یا چنین حرفی بزند.
این تقریباً میچربد و میافتد کنار آن آیهای که خواندم یعنی شما قدر خدا را ندانستی که میگویی:
من انشاءالله آقا امام زمان ارواحنافداه تشریف بیاورند، فلان میکنم و فلان میکنم.
خدای تعالی میفرماید:
«مگر الآن تو امام زمان نداری؟
مگر الآن نباید تحت تربیت حجت من قرار بگیری؟
مگر من تو را رها کردم؟
این حرف مال کسانی است که امام زمان را نمیشناسند.
آنها هر وقت ایشان ظهور کردند، تازه از خواب بیدار میشوند، میخواهند ببیند چی هستند و کی هستند و ما آنها را تحت تربیت قرا دهیم.
اما شما که عقلتان رسیده و ما کمکتان کردیم و رشد فکری به شما دادیم که نمیتوانید ببینید که خدا این عالَم و این انسانها را بیافریند بدون امام زمان».
این محال است!
ما در همان مباحثی که گفتم دوازده جلسه بود و امتحان هم گذاشتیم؛ آنجا عرض کردم:
«وجود مبارک آقا امام زمان ارواحنافداه جایگاهشان در آیات شریفه قرآن و روایات واضح است».
مخصوصاً آیات قرآن و مخصوصاً آیهٔ دوازده سورهٔ مبارکه یس که میفرماید:
«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ؛
: ما همه چیز را در امام مبین جمع کردیم».
این آیه صریحاً دارد میگوید:
همینجور که شما دستت را روی دستت میکشی، حس میکنی و میگویی: الآن من دستم را روی دستم کشیدم؛ چهقدر اینکار طول میکشد؟
یا به اندازهای که شما در مغزتان یک فکری خطور میکند مثلاً الآن من دارم روی منبر صحبت میکنم. یک فکری در مغزتان خطور میکند که فلانی فلانطور است حالا خوب یا بد کاری ندارم.
این منعکس میشود در
«كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ»
در امام مبین منعکس میشود. یعنی همانجور که در مغزِ خودت منعکس میشود، در مغز مرکزیِ عالم خلقت هم منعکس میشود.
چهطور در مغزِ تو منعکس شود، در مغز مرکزی منعکس نشود!
حالا شما سختتان است بگویید خدا میداند. بعد خدا علمش را به امام میدهد. خدا هم بر همه چیز تواناست.
نمیشود که خداوند انسانها را بیافریند و برای اینها یک مغز هدایتکننده قرار ندهد.
مگر ما میتوانیم بفهمیم که چهکار کنیم، چهکار نکنیم؟
چه چیزی خوب هست، چه چیزی بد است؟
اینهمه آدمها برای خودشان استقلالطلبی کردند.
دو نفر که روی کره زمین باشند، اولینشان حجت خداست. چون آن یکی که حجت نباشد، نمیداند چهکار کند. در اینصورت بعد میتواند بگوید: خدایا! تو که نگفتی من چهکار کنم.
«حجت» یعنی زبانش بسته میشود که نتواند حرفی بزند.
لذا خدای تعالی اول حجت را میآورد روی کره زمین. حضرت آدم بعد انسانهای دیگر حالا زنش باشد یا بچههایش باشند یا بقیه آدمهایی که میآیند.
خدای تعالی انبیاء را فرستاد که هدایت و راهنمایی کنند. پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم امیرالمؤمنین علیهالسّلام را قرار داد، اینها گفتند:
«نه نیازی به علی نیست. خودمان تصمیم میگیریم. خدا گفته علی، ما میگوییم: نه! خودمان تصمیم گیرندهایم. خودمان تعیین تکلیف میکنیم».
آمدند به جای امیرالمؤمنین علیهالسّلام خودشان را مطرح کردند.
یعنی معنای این حرف این است که خدا کسی را نفرستاده، ما خودمان تشخیص میدهیم.
قدردانی از پروردگار به این است که انسان، اول معرفت به حجت خدا پیدا کند بعد بهواسطه حجت خدا زندگی کند.
حالا ببینید اینها بحثهای مفصلش است.
چرا این دعا اهمیت دارد؟
برای اینکه ما را میآورد سر سفره اصلی که خدا برای پذیرایی از انسانها تدارک دیده. انسان را از عصر غیبت بیرون میآورد.
یعنی شمایی که معارف این دعا را در قلبتان جای بدهید..
اینکه میگویم: «جای بدهید» یعنی پس نزنید و فقط پای منبر شنوندهاش نباشید.
بلکه در عملتان باید دیده شود. در دستتان، در پایتان، در چشمتان، در زبانتان، در افکاری که به مغزتان خطور میکند باید معارف این دعا رسوخ کند.
همانطور که غذا میل میکنید، اول میل میکنید بعد کمکم هضم میشود. هضم که میشود، تازه نیروهایش در دست، پا، چشم و گوش پخش میشود و نیرو میدهد به مغز شما.
چشم شما الآن با نیرویی که از غذایی که خوردید دارد میبیند. اگر غذا نخورید، چشمهایتان سیاهی میرود. تشنه باشید، آب نخورید، چشمهایتان سیاهی میرود و بیهوش میشوید. پس بهواسطه آن غذایی که خوردید، دارید میبینید.
همینطور هم معارفی که در قرآن و روایات هست، دید به انسان میدهد.
ببینید مثال زدم که معلوم باشد.
غذا دید جسمی به شما میدهد؛ این معارف دیدِ حقیقی به شما میدهد، دید انسانیت به شما میدهد، دید تشخیص بد و خوب را به شما میدهد.
معارف، آن دیدی را میدهد که خدا میخواهد آن دید را داشته باشید.
من این دعا را دوازده تا بخش کردم، بخش اولش نوشتم:
«مراجعه به دانشگاه انسانسازی توحید».
برای کارِ خودم اسم و عنوان گذاشتم. از کجا؟
از
“اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ”
تا دو سه سطر بعد، تا
“فِى مَوْضِعِ الْكِبْرِياءِ وَالْعَظَمَةِ”
خدایا! من ثنا و ستایش تو را با حمدت شروع میکنم. (حالا این توضیح دارد)
“وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّكَ؛
: خدایا! تو هستی که کار را محکم میکنی با منت خودت که من درست حرکت کنم”.
“وَأَيْقَنْتُ؛
: و یقین کردم”.
“أَنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ؛
: تو مهربانترین مهربانها هستی در جایگاه عفو و رحمت و بخشش و مهربانی”.
از همه مهربانتری. از پیغمبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم مهربانتری. تو مهربانی به پیغمبر میدهی، تو مهربانی به امام زمان ارواحنافداه میدهی. تو قلب ایشان را به من نرم میکنی که از من راضی شوند پس تو از آنها «اَرْحَم» هستی.
چون رحمت را خدا به قلب چهارده معصوم میگذارد لذا آنها «رَاحِمِین» هستند، خدا «أَرْحَمُالرَّاحِمِین» است.
“وَأَشَدُّ الْمُعَاقِبِينَ فِى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ؛
: تو در جایگاهی که میخواهی تربیت کنی جدی و سخت هستی”.
نمیگذاری مثلاً مهربانیات باعث شود آدمها لوس شوند و حرف گوش ندهند.
از آن طرف هم گوششان را خوب میگیری که حرفگوشکن باشند.
“وَأَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِينَ فِى مَوْضِعِ الْكِبْرِياءِ وَالْعَظَمَةِ؛
: و بزرگترین سختگیرها هستی در موضع کبریا و عظمت”.
هیچ کس نمیتواند قد علم کند و خودش را کسی حساب کند.
خب حالا ببینید این جملات میخواهد بگوید:
«ما آمدیم درِ یک دانشگاهی که خدا تأسیس کرده برای تربیت انسانها، برای تربیت آدمها که آدمها تعلیم داده شوند و من الآن آمدم درِ این دانشگاه را زدم که از دانشجوهایش باشم».
آن آیه را که یادتان هست. آیهای که اولِ منبر خواندم:
«قدر خدا را ندانستند کسانی که کاری با حجت خدا ندارند، کاری به پیغمبر ندارند، کاری با امام ندارند».
حالا نمیخواهم بگویم آنهایی که منکر هستند با آنهاست.
نه، همین که تو زندگیان بدون نور امام زمان ارواحنافداه باشد، زندگیات بدون تربیتهای امام زمانت باشد، رضایت حضرت ولیّعصر ارواحنافداه را در کارهایت نداشته باشی، در طرز رانندگیات رضایت امام زمان نباشد.
در همسرداریات رضایت امام زمان ارواحنافداه را نداری. یعنی پروندهی هر روزت را حضرت ورق بزنند؛ مثلاً همسرداریات را بخواهند نمره بدهند، نمیدانم چه نمرهای میدهند!
با مردم صحبت کردن، انضباط، نظافت و یکییکیِ کارها. اینها همه پرونده آدم است. مثل کارنامه، یکی نمرهاش ۱۰ است، یکی ۲۰ است. خودمان به خودمان میتوانیم نمره بدهیم دیگر.
خدایا! من ثناء تو را با حمد تو شروع میکنم.
حمد یعنی چه؟
یعنی قدردانی
حمد خدا یعنی قدر خدا را بدانیم.
«قدر خدا را دانستن» معرفت به آقا امام زمان ارواحنافداه است.
یک روز حضرت سیدالشهداء علیهالسّلام این آیهٔ شریفه را تفسیر میکردند:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»
که خدا میفرماید: «من جن و انس را خلق نکردم مگر اینکه من را بندگی کنند».
بعد حضرت فرمودند که بندگی خدا این است:
“إمامَهُمُ الّذي يَجِبُ عَلَيهِمْ طاعَتُهُ؛
: امامی که خدا اطاعت او را بر من واجب کرده این معرفت خداست”.
“أَیْ لِیَعْرِفُون”
میفرمایند: من جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه من را بندگی کنند؛ یعنی مگر برای اینکه من را بشناسند.
وقتی من را بشناسند، من را بندگی میکنند. چون بندگی بدون شناخت، بندگی نیست یک ربات است. بندگی وقتی بندگی است که روی معرفت باشد.
بعد سؤال کردند که معرفت خدا چیست؟
امام فرمودند: معرفت امام زمانشان. معرفت امامی که طاعت او بر مردم واجب است.
خدایا! من ثناء تو را با حمد تو شروع میکنم. یعنی یک وقتی آدم میرود به محضر پادشاهی شروع میکند، میگوید: ای پادشاه ابرقدرت! ای پادشاه عالیمقام!
(با پادشاه بد کاری ندارم فرض کنید حضرت سلیمان علیهالسّلام)
این شخص اگر رفتارش خلاف نظر آن پادشاه باشد، میگوید: بیندازیدش بیرون! این شخص از آنطرف به گوش ما سیلی میزند، مأمور ما را کتک میزند. از اینطرف میآید اینجا تعریف و تمجید ما را میکند. این با هم جور درنمیآید.
“اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ”
یعنی من خدایا تو را ستایش میکنم با چه؟
با حمد تو.
یعنی با قدردانی از نعمتهای تو.
اولین و بزرگترین نعمت بعد از شناخت خداوند این است که انسان حجت خدا را بشناسد.
یعنی ما که خدا را به چشم ظاهر نمیبینیم چهطوری میخواهیم راه خدا را برویم؟ چهطوری میخواهیم تشخیص بدهیم خدا چه میخواهد به ما بگوید؟
خودمان هم که مغزمان کار نمیکند یعنی علم نداریم. وصل به علم عالَم خلقت نیستیم.
خودمان هم نمیدانیم چهکار باید بکنیم. باید خداوند یک راهنما برای ما قرار دهد و آن این است که:
«وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ» (انعام/٩١)
نگویی: من امام زمان ندارم!
الآن ما از امیرالمؤمنین علیهالسّلام یاد میکنیم. جناب حجتالاسلام آقای حامد کاشانی که در سحرهای ماه مبارک رمضان در شبکه ۳ صحبتهای قشنگی دربارهٔ امیرالمؤمنین علیهالصّلوةوالسّلام میکنند.
آن مسیحیها که از امیرالمؤمنین علیهالسّلام قدردانی میکنند. گاهی میگویند: کاش خدا یک علی به ما میداد.
خب مگر الآن نفْس علیبنابیطالب، عین امیرالمؤمنین علیهالسّلام را به تو نداده؟
مگر تو امام زمانت را نمیشناسی؟
اگر نمیشناسی، چرا نمیشناسی؟
مگر میشود خدا تو را خلق کند و امام زمان را به تو نداده باشد؟
امام زمان ارواحنافداه یعنی مغز هدایتگرِ تو.
میشود خدا یک بدنی را بیافریند ولی مغز برایش قرار ندهد؟
بیهوده است آن!
اگر یک بچهای به دنیا بیاید و مغز نداشته باشد، میتواند زندگی کند؟
نه!
این بشرِ امروز الآن همانطور است.
یعنی بشر امروز، این هشت میلیارد را یک آدم کنیم (حالا خوبهایش را بریزید کنار) میشود آدمی که مغز ندارد.
اعمالشان را نگاه کنید! جنگهایشان را نگاه کنید! تو سر هم زدن و خیانتهایشان را نگاه کنید! فسادهایشان را نگاه کنید!
تازه خدا کنترلشان میکند که جنگهای اتمی نکنند که کلّ زندگی را از روی کرهٔ زمین بردارند.
یک موجودی که مغز ندارد یا مغزش اختلال دارد، دیوانگی دارد، کار نمیکند. الآن خودشان رسماً میگویند: دیوانگی!
بشر حالت دیوانگـی دارد. این یعنی بیهودگی در خلقت یعنی خدا کار بیهوده کرده.
خدا برای هر انسانی به اندازه تمام انسانها ارزش قائل شده یعنی برای توِ یک نفر، حتی اگر تو فرعون باشی، دیگر بدتر از او ما نداریم. ترامپ باشی، صدام باشی.
خدای تعالی حضرت موسی را فرستاده و میگوید: برو با نرمی با فرعون صحبت کن! با خشونت و دعوا نباشد. با نرمی با او صحبت کن بلکه این برگردد، متذکر شود و بیاید راه خدا را برود، راه درستی و انسانیت را برود.
فرض کن هیچ کس روی کرهٔ زمین نیست، تو هستی و خدا.
خدا میفرماید:
*«من امام زمان ارواحنافداه را برایت قرار دادم. مثل خورشید به تو نور میدهد، گرما و زندگی میدهد. او را بگیر و رهایش نکن».*
“أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِکَ”
خدایا! من معرفت دارم. آدم بیمعرفتی نیستم. نمیخواهم سرِخود باشم، میخوام دنبال آن راهی که تو باز کردی، حرکت کنم.
“وَ أَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّکَ”
تو هستی که برای درست حرکت کردن، منّت میگذاری و راه برای من باز میکنی.
مثل دولتی که اتوبان تأسیس کرده، به رانندهها میگوید: ما برای شما اتوبان باز کردیم که راحت به مقصد برسید.
“أَنْتُمُ السَّبِیلُ الأَعْظَم؛ (زیارت جامعه)
: ای خاندان عصمت و طهارت، شما شاهراه بهسوی خدا هستید، شما صراط مستقیم هستید”.
“وَ أَیْقَنْتُ أَنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ؛
: و من یقین دارم که تو مهربانترین مهربانان در موضع عفو و رحمت هستی”.
“وَأَشَدُّ الْمُعَاقِبِينَ فِى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ؛
: و در موضع نکال و نقمت و آدم کردن، تو سفت و سخت هستی”.
این یعنی تو میخواهی من را تربیت کنی. خدایا! من هم آمدم، دستم را بگیری و من را تربیت کنی.
*ببینید شناخت و معرفت آقا امام زمان، شناخت و معرفت کسی که میخواهد به تو زندگی و حیات ببخشد؛ آسانترین چیزی است که خدا در ذهن آدم قرار داده. چون نمیشود خدا بیافریند و رها کند.*
حضرت موسی و هارون با فرعون صحبت میکردند. حالا فرعون میدانست منتها نمیخواست از تکبرش پایین بیاید. گفت: خب حالا خدایی که تو میگویی، کی هست؟
حضرت موسی و هارون که هر دو پیامبر بودند، فرمودند:
«قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ؛ (طه/۵٠)
: خدا آن کسی است که هر چیزی را که خلق کرده، آن را کامل و درست خلق کرده».
یعنـی نقص در خلقتش نگذاشته.
یک جنینی را خدا میآفریند، نقص در او نیست، نقصهایی هم اگر باشد بهخاطر مشکلاتی است که ما به وجود میآوریم.
در تغذیه، در مثلاً زمان معاشرت زوجین و خیلی چیزهای دیگر، رعایت نمیکنند مثلاً بچهشان معلول و مشکلدار میشود ولی در خلقت پروردگار نقصی نیست.
«ثُمَّ هَدَىٰ؛
: بعد این آدمی را که خلق کرده، هدایتش میکند».
و همچنین سایر موجودات.
یک برگ درخت را خدا خلق کرده، یا مورچه یا زنبور عسلی را خلق کرده، مسیر اینکه درست حرکت کند و به جایگاه واقعی خودش برسد حالا حیوانات را خودش هدایت کرده، انسانها را بهوسیله امام و حجت خدا راهنمایی میکند و دستشان را میگیرد.
ما هم افتتاحش میکنیم.
خدایا! این دانشگاه را برای ما درست کردی. این دانشگاه به وسعت آسمان و زمین است. این کره زمینِ ما ساختمان آن دانشگاه است.
حضرت رضا علیهالسّلام میفرمایند:
“مَـدَارِسُ آيَـاتٍ خَلَـت مِـن تِـلاَوَةٍ؛
: مدرسه آیات یعنی همین دانشگاهی که محل تدریس آیات خداست، دانشآموز ندارد”.
همه رفتند دنبال بازی.
“وَ مَنْـزِلُ وَحْيٍ مُقفِر العَرَصـاتِ لآلِ رسـولِ الله”
خب این شروع کار باشد برای دعای افتتاح و انشاءالله امیدواریم که حضرت رضا علیهالسّلام کمک و عنایت بفرمایند که معارف این دعا در قلبهایمان وارد شود و انشاءالله در زندگیهایمان هم برود و حتی در کارهای عادی روزمره زندگیمان هم قوت و انرژی خودش را خالی کند و بتوانیم امام زمانی زندگی کنیم.
امام زمانی همسرداری کنیم، امام زمانی بچهداری کنیم، امام زمانی کشورداری کنیم، هر کس در هر جایی هست.
شب میلاد آقایمان امام مجتبی سلاماللهعلیه است. شب تولد آن امامی است که اگر به ایشان معرفت داشته باشیم که همین معارفی که درباره امام زمان ارواحنافداه گفتیم، همانهاست فرقی نمیکند.
«يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ» (حدید/٢٨)
که این خودش یک بحثی دارد. این آیهٔ درباره امام حسن مجتبی و امام حسین علیهماالسّلام است.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ» (حدید/٢٨)
اگر درست ایمان بیاورید و در کارهایتان تقوا پیشه کنید و بگویید که طوری حرکت کنم که خدا رضایت داشته باشد..
خدا هم زندگیِ باتقوا را خیلی ساده کرده. عین پدر یا مادرهایی که به بچهشان که پشت فرمان مینشیند و میخواهد مسافرت برود، میگوید: مراقب خودت باش.
«تقوا» یعنی همین کلمه:
«عزیزم مواظب خودت باش».
مراقب باش که از جاده بیرون نزنی، مراقب باش که تصادف نکنی، مراقب باش اعمالت در رانندگی خلاف قوانین رانندگی نباشد.
تقوا یعنی همین. یعنی کارهایت خلاف دستوراتی که خدای تعالی داده نباشد.
«يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ؛
: خدای تعالی دو کفل از رحمت برایتان قرار میدهد».
یکی از آنها امام حسن و دیگری امام حسین علیهماالسّلام است.
یعنی دو تا سنگینی و دو محور که براساس این دو محور میتوانی حرکت کنی که حالا بخواهم وارد بحث معرفتش بشوم، طولانی میشود.
وَ صَلَی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین
١۴ رمضانالمبارک ١۴۴٢
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی