أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
📚سوره مبارکه «قُلْ هُوَ اللَّه» را داشتیم توضیح میدادیم. اینکه در آیه اوّل، خدای تعالی میفرماید:
✨«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»
یعنی همیشه بگو که خدا تک است. «توحید» که اسم این سوره مبارکه هم هست، آنقدر فوائد دارد، آنقدر خوب است، آنقدر انسان را به کمال میرساند که سفارش اکید بر این سوره مبارکه شده، بهخاطر مقام توحید.
☘️ اهمیت مقام توحید:
🖌مقام توحید از همان اوّلی که حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دعوتشان را آغاز فرمودند، دعوت به توحید بود که فرمودند:
✨” قُولُوا لَاإِلَهَإلَّااللَّه تُفْلِحُوا ”
اینکه در اینجا خدای تعالی میفرماید:
✨«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد»
آنجا رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرمایند:
✨” قُولُوا لَاإِلَهَإلَّااللَّه ”
یعنی در هر دو اینها، هم خدای تعالی، هم از زبان پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، دارد میفرماید که قائل به توحید شوید.
در سوره توحید وقتی خدای تعالی میفرماید:
بگو توحید را، بگو ” لَاإِلَهَإلَّااللَّه ” را، بگو «هُوَ اللهُ أَحَد».
☘️ معنای« هو» در قل هو الله احد:
🖌«هُو» اینجا به معنای” او” است و این در مورد خدای تعالی استفاده میشود که در ذکر شریفی که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) همیشه مداومت داشتند، حتّی شب صفّین که شب سختی بوده، فرمودند این ذکر باید گفته شود:
✨” يَا هُو، يَا مَنْ لَا هُو إِلَّا هُو ”
که البتّه این یک توضیحی دارد که حالا ببینم امشب در این جلسه میشود گفت یا جلسهٔ بعد میشود.
اوّل آن فرمايش پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، قول به توحید را عرض کنیم.
اینکه خداوند میفرماید:
بگو خدا یکی است؛
✨«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ».
بگو آن خدایی که خدای عالَم است، فقط یکی است، تک است، دو تا نمیشود باشد.
خب، مگر ما جز این را میگوییم؟
در باطنش، درون دلش، این معنا خوابیده که وقتی شما به دستور کس دیگری کار میکنید، کاری را انجام میدهید، این خدا را از تک بودن در ذهن شما، در عمل شما میاندازد، دیگر توحید نیست.
لذا امام صادق (صلواتاللهعليه) که میفرمایند:
” شرک از مورچه سیاه بر سنگ سیاه که در شب سیاه و تاریک راه برود، ناپیدا تر است”،
برای این است که در اینجا ما با این سوره توحید، دائم باید به خودمان تلقین کنیم که خدای دیگری را شریک نکنیم.
شراکتِ غیر خدا با خدا، یک وقت در اعتقادت است، يک وقت در همین عمل ما است که باید مراقبت کنیم.
☘️انواع شرک به خدای تعالی:
📚 شراکتِ غیر خدا با خدا، یک وقت در اعتقادات است، یک وقت در عمل ماست، که باید مراقبت کنیم.
☘️شرک در اعتقاد بخداوند متعال:
🖌در اعتقادات؛ انسانهایی که تسلیم میشوند از تکبّر دست برمیدارند و تسلیم حقیقت میشوند.
قبول میکنند که فقط خدا، خدای عالَم است؛ کس دیگری خدا نیست. لذا این تسلیم شدن، (آن دسته آدمهای متکبّر و سرکش را به بهانهٔ اینکه خدای دیگری هم هست و میخواهند آن کارهایی را که دلشان میخواهد انجام بدهند؛ آنها را خارج میکند).
مثلاً در فیلم حضرت یوسف(علینبیناوآلهوعلیهالسلام) دیدید که کاهنهای معبد؛ مثلاً بُت را برای خودشان تمثال خدا قرار داده بودند و میگفتند: “این آمون بزرگ است” مثلاّ اوست که دارد بالاخره …آنوقت پشت ماجرا خودشان بودند.
یعنی جالبش این است که اینها برای اینکه به شهوات خودشان برسند؛ به مال دنیا، به شهوات دنیا برسند، دیدند راهش این است که یک خدایی درست بکنند که آن خدا قوانینش ساختهٔ فکر خودشان باشد.
لذا طبعاً وقتی مردم گول خوردند و آن خدا را پذیرفتند، تسلیم قانونش میشوند، تسلیم قانونش هم میشدند؛ دیگر اینها جان و مال و ناموسشان در اختیار اینها قرار میگیرد و اینها هم هرکاری بخواهند با این میکنند.
☘️ هوای نفس اساس بت پرستی:
🖌 لذا اینها و بت پرستهای دیگر، آیینهای دیگر، بر این اساس بنا شده است؛ یعنی خودِ آنها هم میدانند در عالم ارواح به همه جنّ و انس این تفهیم شده و تعلیم داده شده که خدای عالَم شناسانده شده و اینجا دارد امتحان گرفته میشود. لذا اینها در امتحانشان رفوزه شدند، نتوانستند، یعنی نخواستند که دست از امیال نفسانیشان بردارند.
آنوقت این صفتِ پیروی از هواهای نفس که در آنها؛ مثل اینکه آنها یک آدمکشِ حرفهای بزرگ هستند و همان صفت در ما مثل پشهکُشی است. آنها مثل صدام مثلاً هزارنفر را بکشند ما مثلاً یک پشه را بکشیم؛ کار هر دو یکیاست.
♻️ یک وقت میبینی بچه میگیرد مورچه ها را لِه میکند و میکشد، یک وقت هم، مثل صدام یا آدمهای جنایتکار، آدم ها را اینطوری مثل مورچه میگیرند زیر دست و پاهایشان له میکنند.
صفت در هر دو یکی است.
یعنی ظلم به ضعیف، یا ظلم به کس دیگر.
اینجا هم همینطور؛ آن اشخاصی که بُت درست میکنند اینها میخواهند به خواستههای نفسشان برسند، در سطح بالا میخواهند برسند؛ که همه چیزِ مردم را در اختیار بگیرند.
همهٔ جان و مال و ناموس…. همه چیز.
خدایی کنند مثل فرعون و اینها…
از طرف ما نه! پشهکشی است. در حد اینکه اعمالمان را مثلاً یکی خوشش میآید به خاطر این که فلانی خوشش میآید و پیش او آبرو پیدا بکنیم، یک خورده چربتر انجام میدهیم. ولی خودمان تنها باشیم مثلاً آنطوری انجام نمیدهیم.
گاهی آنقدر پنهان است که انسان خودش هم دقت نمیکند. چون هدفش این بوده که آن طرف را مورد توجه خودش قرار بدهد.
☘️ “توحید” رمز درمان شرکهای خفی از روح انسان :
🖌 پس اینجا آن مرض یکی است و ما باید این مرض را از خودمان درمان کنیم و باید با «توحید» درمان کنیم.
✨”اِلَهیٖ فَاَخْلِصنِی بِخَالِصَة تَوحِیدِک”؛
“خدایا با توحیدِ خالصت من را خالص کن”.
(دعای امام سجاد «علیهالسلام» مناجات خمس عشر)
یعنی همهٔ آن خداهایی را که در ذهن و دل من ساخته شده، آنها را از من تصفیه کن.
آن بُتهایی که درون خانهٔ دلم ساختهام اینها را خرابشان کن.
اینها را مثل حضرت امیر(علیهالسلام) که بتها را شکستند یا حضرت ابراهیم (علی نبینا وآلهوعلیهالسلام) که بتها را شکستند، اینها را بشکن و بیرون بریز.
📚 این بتهایی که در خانه دلم ساختم، خراب کنم. اینها را مثل حضرت امیر (علیهالسّلام) یا حضرت ابراهیم (علینبیّناوآلهوعلیهالسّلام) که بتها را شکستند، بشکن و بریز بیرون.
لذا رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرمایند:
✨” قُولُوا لَاإِلَهَإلَّااللَّه تُفْلِحُوا”
یعنی فلاح و رستگاری منوط به این میشود که انسان توحید را در خودش ایجاد کند.
☘️چگونه گفتن” لااله الا الله” باعث فلاح و رستگاری میشود؟
🖌 اوّل در اعتقادات، و آنگاه که اعتقادات عمق پیدا کرد، اگر انسان بخواهد در گفتن “لَاإِلَهَإلَّااللَّه” صداقت داشته باشد، این صداقت، عمل صالح را بدنبال دارد و بتدریج انسان را اصلاح میکند و او را به فلاح و سعادت ابدی میرساند.
چرا پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در دو کلمه میفرمایند:
✨” قُولُوا لَاإِلَهَإلَّااللَّه تفلحوا ”
این درونش خوابیده
یعنی بگو لَاإِلَهَإلَّااللَّه.
خیلیها میگویند: ” لَاإِلَهَإلَّااللَّه”.
اما آیا رستگار میشوند؟
یک معنای این که بگو «لااله الاالله» رستگار میشوی، شروع درس توحید در زندگی است که انسان بپذیرد و کار را شروع کند. مثل دانشآموزی که به او میگویند: برو مدرسه دکتر میشوی.
این دو کلمه پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)
” قُولُوا لَاإِلَهَإلَّااللَّه تُفْلِحُوا ”
مثل این است که به بچّهای که روز اوّل دبستان میترسد برود مدرسه و گریه میکند، بگویند: برو مدرسه، دکتر میشوی؛ بروی مدرسه خلبان میشوی؛ بروی مدرسه مهندس میشوی؛ بروی مدرسه مجتهد میشوی. (که متأسفانه کسی این حرف را که برو مجتهد می شوی را نمیگوید و این از غربت امامزمان ارواحنافداه است، بگذریم… )
این شروع مدرسهی توحید است.
حالا مگر الآن این بچه به مدرسه رفت، دکتر میشود؟! بعد از مدرسه که به خانه آمد، به پدر و مادرش میگوید: بابا من رفتم، چرا دکتر نشدم؟
خیلی از ماها اینطوری هستیم، تا یک نماز شب میخوانیم، یک مقدار ذکر میگوییم، یک مقدار تزکیه نفس به اصطلاح میکنیم، فکر میکنیم کسی شدهایم.
میگوییم: چکار میکنی؟
میگوید: دارم تزکیه نفس میکنم.
انگار تزکیه نفس، یک کاری مثل بیل زدن است! البتّه هست ولی یک کار دراز مدّت است. توحید یک مسیر دراز مدّتی است.
☘️لشکرهای جهل بتهای درون ما هستند:
🖌یعنی به تعداد همین ۷۵ صفتی که در روح ما شکل میگیرد، اینها هم بتهایی است که ما باید خرابشان کنیم. ٧۵ لشکر جهل، اینها بتهایی است که ما باید آنها را بشکنیم . گاهی میبینید یک بت آنقدر محکم است که هر چه تیشه میزنی، تیشهات کج میشود ولی آن بت چیزی نمیشود. هر عملی انجام میدهیم که این صفت را از بین ببریم میبینیم نه، این صفت آنقدر عمیق شده در روح آدم که به این سادگیها از بین نمیرود.
لذا خدای تعالی تأکید میفرماید که:
✨«آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»
عمل صالح باید به دنبال ایمان انسان باشد.
تو، به توحید و خدایی که تک است، ایمان آوردی امّا این ایمان وقتی تثبیت میشود که عمل صالح پشتش باشد.
عمل صالح چکار میکند؟
یعنی من در میدان عمل، خدایان متعدد را بیرون میکنم. نمیگذارم آنها بر اعمال من حکومت کنند.
اینجا رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به ماها که تازه میخواهیم به مدرسه توحید برویم، میفرمایند:
بروید در این مدرسه تا رستگار شوید؛ بگویید “لَاإِلَهَإلَّااللَّه” تا رستگار شوید.
لذا این بچه یک سال که از مدرسه رفتنش میگذرد، میگوید: باز باید یک کلاس دیگر بروم. همینطور ادامه میدهد تا مثلاً دیپلم بگیرد و بعد برود دکتر شود؛ رسیدن به مقام توحید هم همینطور است. باید کلاس به کلاس پیش برود و سالها بگذرد تا توحید در روح او عمیق و ریشهدار شود.
این یک معنی.
یک معنی دیگر در گفتن:” لَاإِلَهَإِلَّااللَّه”، گفتن صادقانه آن است.
وقتی انسان چیزی را میگوید باید صادق باشد. نمیشود آدم به کسی بگوید: من تو را دوست دارم بعد عملش خلاف دوستی با او باشد.
این نمی شود…
📚 اگر میگوید: من تو را دوست دارم ولی او ببیند یک عملی دارد انجام میدهد که خلاف این دوستی است، این چکارش میکند؟
در حرف دارد میگوید دوستت دارم ولی در عمل خلاف او است، او میگوید: او دارد دروغ میگوید.
ما هم وقتی میگوییم: “لَاإِلَهَإِلَّاالله” خدای تعالی میفرماید: بگو؛ یعنی صادقانه بگو.
چون صداقت اصلاً در فطرت انسان هست. حتی دزدها هم که به هم دروغ میگویند، وقتی میخواهند کاری بکنند اگر یکی از آنها بخواهد کلک بزند، خودشان دوست ندارند به هم کلک بزنند. یعنی دروغگوها هم دوست ندارند در کار دروغ باشد. چون آدم وقتی چیزی را به زبان میآورد باید پایبند به آن باشد. لذا وقتی میگوییم بگو: “لاالهالاالله”، یعنی من عقیدهام این است؛ من میخواهم در این مسیر حرکت کنم؛ من نمیخواهم عملم خلاف توحید باشد؛ من نمیخواهم عملم خلاف “لاالهالاالله” باشد.
☘️ارتباط کلمه توحید باتسبیح و حمد الهی:
🖌 اینجا آن بحثِ
«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» (نصر/۳)
میآید جلو که خدای تعالی در قرآن میفرماید: «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّك»
در رکوع و سجده هم میگوییم:
” سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی ”
” سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ ”
دنبالش میگوییم “وَ بِحَمْدِهِ” یعنی من تسبیح که میکنم هم تسبیح را میگویم و هم با حمدِ خدا تسبیح میگویم؛
یعنی تسبیحم با حمد همراه میشود، “سبحان الله” را کامل میکند.
هم در اعتقادم به زبانم میگویم: “سبحان الله” و هم “وَبِحَمْدِهِ”، ( وَ ) عطف میکند، هم میگویم: “سبحان الله”
هم “وَبِحَمْدِ” خدا میگویم: “سبحان الله “.
این “وَ بِحَمْدِهِ” عطف میشود؛ یعنی
” اُسَبِّحُ بِحَمْدِلله أُسَبِّحُهُ ”
یعنی با حمد خدا او را تسبیح میکنم. (اینها خودش یک بحث مستقل است که یک زمانی سالهای گذشته من یک مقدار به آن پرداخته بودم).
یعنی عمل من همین که خدای تعالی در سوره صف میفرماید:
عملت باید با قولت یکی باشد، من خیلی متنفرم به قول معروف چندشآور است برای من، به فارسی که میگوییم چندشآور است و شدیداً مورد تنفر خداوند است که انسان حرفی بزند که به آن عمل نکند.
خب، تو وقتی میگویی: “لا اله الا الله”، این زبانت دارد میگوید
ولی وقتی زبانت دروغ میگوید، خود این زبان دارد دروغ میگوید “لا اله الا الله”؛ یعنی عملش خلاف “لا اله الا الله” است. چون یک خدای دیگر را آورده، او دارد این دروغ را دستور میدهد. چون خدا که
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (نحل/۹۰)
خدا دستور به عدل و احسان و دستور به صداقت میدهد.
«وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه/۱۱۹)
خدا صداقت میخواهد از ما. تو وقتی دروغ گفتی، این دروغ را چه کسی دستور داد بگویی؟
اگر خدا دستور داد مثل مقام تقیه این عین “لا اله الا الله” است. دروغ هست ولی خدا گفته این دروغ را بگو. مثلاً جان کسی را با یک دروغ حفظ میکنی، مال کسی را با یک دروغ، البته مالی که ارزش دروغ گفتنش را خدا قبول کند.
یکنفر میخواهد یک ماشینی را بدزدد، ماشین ارزشمند است تو یک دروغ مصلحتآمیز بگو که این ماشین را از مال این مسلمان ندزدند یا نگیرند از او
یا آبروی یک مسلمانی را با دروغ حفظ کن. خب، این دروغ را خدا دستور داد ولی دروغی را که خدا دستور نداده خلاف توحید است، خلاف “لاالهالاالله” است. یعنی یک خدای دیگر را جای این خدا گذاشتهاید. دستور چه کسی را اجرا کردی؟ مثلاً خوشم آمد این دروغ را بگویم، خوشم میآید این غیبت را بکنم. اینجا نفست شده خدا. یعنی “لَاإِلَهَإِلَاالله” تو، در این لحظه که این دروغ را گفتی خدشهدار شد، یک خدای دیگر در کارآمد. اینجا ببینید چقدر بحث توحید مفید واقع میشود. یعنی بحث توحید فقط یک بحث اعتقادی صِرف نیست، بحثی است که در کوچکترین عمل من تأثیر میگذارد. یعنی عملم را خالص برای خدا انجام بدهم. حالا ما نمیگوییم این کار یک دفعه اتفاق میافتد. پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) چرا همان اوّل این را میگویند؟
برای اینکه میشود اینکار را انجام داد یعنی تو بگو: “لَاإِلَهَإِلَّاالله”، بگو: فقط خدا بر من حاکم است، کمکم آن خدایانی که در نفست قرص و محکم شکل گرفتند، بارشان را میبندند، میروند. تو وقتی از یک نقطه شروع کردی مثلاً یک آتش انداختی در انبار زغال. این زغالی که آتش گرفته، ممکن است الآن فکر کنی هیچ تاثیری روی این انبار زغال نمیگذارد ولی میبینی دو ساعت دیگر یک عالمه از این زغالها آتش گرفتند و به آنها هم سرایت کرده. این آتش را بینداز تا آن زغالها بسوزند تا آن تاریکیها بسوزند. بگو: “لا اله الا الله “، «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ».
اوّل خدا را یکی کن. حالا اینکه مثلاً ما دلمان خواست دروغ گفتیم، این یعنی خدای دیگری درست کردیم؟ بله! چرا؟
١١ربیعالثانی١۴۴٠
☘️پایان☘️
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی