درس هایی از مکیال المکارم جلسه ۲۱

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

أللَّھُـمَ کُنْ لِوَلیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ ٱلْحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبائِهِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَ فِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

بیست و یکمین جلسه از درس‌هایی از مکیال‌المکارم، کتاب ارزشمند مرحوم آیةالله حاج میرزا محمّد تقی موسوی اصفهانی معروف به صاحب مکیال.

از خدای تبارک و تعالی می‌خواهیم توفیق تداوم این جلسات را خدای عزّوجلّ با نظر عنایت آقا امام زمان(ارواحنافداه) و دعای خیر شما منتظران گرامی آقا امام زمان(ارواحنافداه) ان‌شاءالله به ما عنایت فرماید و بتوانیم خدمتی ولو به قدر ران ملخی به پیشگاه سلیمان عالَم هستی آقا امام زمان(ارواحنافداه) تقدیم کرده باشیم.

در جلسات قبل باب سوّم از جلد اوّل کتاب مکیال‌المکارم که حقوق آقا امام زمان(ارواحنافداه) بر ما و الطاف و مراحم آن حضرت را صحبت می‌کردیم که چند تا حق در این باب وجود دارد که البتّه یک جرعه‌ای از دریا ‌ می‌توانیم بگوییم یک مقداری از آن را به‌عنوان نمونه ذکر فرموده بودند.

☘️ اولین آن حقوق، حقِّ وجود بر ما است.
یعنی هر چیزی که در این عالَم، خدا آفریده، چهارده معصوم (علیهم‌الصّلوة‌والسّلام) و آقا امام زمان که از چهارده معصوم هستند، این‌ها حقّ وجود پیدا کردنِ آن‌چه خدا خلق کرده را بر همه‌ی اشیاء عالم دارند؛ چون از آسمان و زمین و همهٔ اشیاء را خدای تعالی به برکت وجود آنها و به محبت ایشان آفریده؛ چنان که در حدیث شریف کسا این مطلب تصریح شده است.

خدای تعالی، آن بزرگواران را اولین مخلوق خودش و برترین مخلوق خودش قرار داد و برای این‌که عظمت و مقام‌ ایشان شناخته شود، مخلوقات دیگر را آفرید که از نعمت وجود آن‌ها استفاده کنند و به‌واسطه آن بزرگواران هر چيزی که خلق می‌شود، از نعمت‌های الهی بهره‌مند بشود.

در این باب چند روایت بود که در جلسات گذشته ما آن‌ها را ذکر کردیم که مهم‌ترین و طولانی‌ترینش و از جهتی شاید مهم‌ترینش حدیثی بود که چندین جلسه روی آن توقف کردیم و مباحثی را به‌عنوان تسبیحات تا یک حدودی مطرح کردیم که مقام چهارده معصوم (علیهم‌الصلوة‌والسّلام) مقامی است که تمام ملائکه در کلاس تدریس آن‌ها معرفت به‌ خدا و نعمت‌های الهی پیدا کردند.

به‌واسطه تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام)، ملائکه خداشناس شدند و توانستند کارهای عالَم را که خدای تعالی بر دوششان می‌گذارد، از قطرات باران گرفته تا نظم کهکشان‌ها، همه امور عالم را توحیدی انجام دهند.
همه آموزش‌هایی که ملائکه ریز و درشت عالم دیدند، از محضر ارواح مطهَّر و منوَّر چهارده معصوم علیهم السلام بوده است.

همان‌طوری که مثلاً يک کارمندی به‌واسطه تعالیم و آموزش‌هایی که به او داده می‌شود، کارهایی که دولت به او محوّل کرده را خوب انجام می‌دهد و مردم می‌گویند: این دولت، دولتی است بسیار منظم و درستکار، این درستی
به‌ واسطه همان تعالیم است که معلمین و اساتید به این کارمندها داده‌اند.

ملائکه هم کارمندان دستگاه الهی هستند. از یک قطره باران را درست بر زمین فرود‌ آمدنش بگیریم تا گردش کرات و کهکشان‌ها و همهٔ امور عالَم. حرکت بادها، سرعتشان، این‌که سرعتشان مثلاً چند کیلومتر بر ساعت باشد. سرمای هوا، گرمای هوا، مقدار سرعت کرهٔ زمین به دور خورشید و تمام امور عالَم.

به قدری تعالیم ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) به ملائکه دقیق و کامل بوده که البته همه‌ی حول و قوه از خدای تعالی است و خدا بر هه‌ی آنها احاطه دارد؛

«وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ»(بروج/٢٠)

که می‌بینیم هیچ بی‌نظمی در عالَم خلقت نیست.

این به‌واسطه تعالیمی است که اهل بیت (علیهم‌السّلام) به ملائکه دادند و ما هم از این روایت بسیار ارزشمندی که چند جلسه، فکر می‌کنم از جلسهٔ شانزدهم و هفدهم تا جلسهٔ بیستم روی این روایت ما صحبت کردیم، ان‌شاءالله ما هم بتوانیم مانند ملائکه، با شاگردی در مکتب و کلاس اهل بیت (علیهم‌السّلام) و پذیرفتن و اجرا کردن آن تعالیم توحیدی در عمل، کارهایمان، و نه فقط زبانمان، گویای تسبیحات اربعه باشد.
خرید و فروشان، من برمان، تربیت فرزندانمان و همه کارهایمان، با زبان بی‌زبانی بگویند: «سبحان الله، الحمدلله، لااله‌الاالله و الله‌اکبر» .

البته، چون ملائکه، نباید تخلفی و خطایی در کارشان باشد، خدای متعال به آن‌ها غضب و شهوت نداده که به‌ واسطه غضب و شهوت دچار معصیت و سرپیچی از فرمان خداوند متعال شوند؛ امّا به ما شهوت و غضب داده تا شایستگی و مقام صالحین را بدست آوریم و از ملائکه هم برتر شویم بدون آنکه عجب و غروری ما را بگیرد.
بنابراین، اگر آن تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) را خوب فرا بگیریم؛ یعنی قلبمان تسلیم آن تعالیم – که روایات ما گویای آن است – باشد و عمل کنندهٔ به آن باشیم و به شهوت و غضب میدان ندهیم که اختلالی در اجرای دستورات الهی ایجاد کنند، تبعاً مقام ما از مقام ملائکه بالاتر خواهد رفت و لذا در همان روایت که از حضرت رضا علیه السلام بود، آن حضرت به نقل از رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

✨«إنَّ الْمَلَائِكَة لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّینَا»

ملائکه خدمتگزاران ما و خدمتگزاران محبّین ما هستند و بعد هم آن مطالبی که بحث تسبیحات را داشت بیان فرمودند.

ان‌شاءالله بتوانیم در موقعیتی، بحث مستقلی دربارهٔ تسبیحات داشته باشیم که شامل‌ همهٔ مراحل تزکیه نفس می‌شود.

لذا اگر بخواهیم واقعاً از «مسبّحین» (تسبیح‌کنندگان) یا همان انسان‌های به اصطلاح خودمان «شُسته‌رُفته» و بهشتی در نزد خداوند متعال و از صالحین باشیم، باید مراحل تزکیه نفس را که در چهار صفت و روحیه‌ی:
✨”صائناً لنفسه، حافظاً لدینه،مخالفاً لهواه، مطیعً لامر مولاه”
و بر اساس ترتیب تسبیحات اربعه، فشرده‌سازی شده، بر خودمان محقق کنیم که اگر چنین کنیم، از یاران آن حضرت خواهیم بود و ملائکه‌ی مخصوصی خدمت‌گزاران چنین افرادی خواهند بود.

بنابراین حق اول آقا امام زمان(ارواحنافداه) بر ما، “حق وجود” بود. یعنی هر چه که در عالم وجود پیدا می‌کند به برکت محمد و آل محمد (علیهم‌الصلاه‌والسلام) است که در حدیث شریف کساء هم به خوبی و صراحت، از زبان مبارک حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) این حق بیان شده که خدای تعالی فرمود:

هر چه که من آفریدم به محبت این پنج تن آفریدم. این مال حق وجود است. اگر آن‌ها نبودند خدا این مخلوقات را نمی‌آفرید، ماها را نمی‌آفرید.

☘️و اما حق دومی که در باب سوم کتاب مکیال ذکر شده، “حق بقاء در دنیاست”.
یعنی خدای تعالی می‌فرماید: اگر شما بنی آدم بخواهید در دنیا زنده بمانید به برکت دعای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) است، به برکت وجود آقا امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است.

مرحوم صاحب مکیال می‌فرماید: روایت هست از امام رضا (علیه‌الصلاةوالسلام) با سند صحیح از “وشّاء” که می‌گوید:

✨سئلت ابا الحسن رضا علیه السلام
هّل تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ✨

آیا زمین بدون امام باقی می‌ماند؟
آیا اگر امام (از آل محمد علیهم السلام) روی کره زمین نباشد، آیا زمین باقی و پا برجا می‌ماند؟ یا خدای تعالی آن را – مثلا بمانند کره ماه – از حیات خالی می‌کند؟
حضرت فرمودند: نه باقی نمی‌ماند.
سپس راوی عرض می‌کند که: ما این‌طور روایت می‌کنیم که، زمین بدون امام باقی نمی‌ماند، مگر این‌که خداوند بر بندگانش غضب کند و خشم بگیرد.
حضرت فرمودند: بله، زمین باقی نمی‌ماند و بدون امام از بین می‌رود.

🖊 روایات در این باب زیاد است. یک روایت دیگری که این شاید عمده وقت ما را بگیرد روایتی است که مرحوم صاحب مکیال از مرحوم صدوق ره در کمال الدین نقل می‌فرمایند، با سند قوی از امام صادق (صلوات‌الله‌علیه) که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌ وآله‌ وسلم) فرمودند:

✨«حَدَّثَنِی جِبْرَئِیل عَنْ رَبِّ الْعِزَّ جَلَّ جَلَالُه»

خدای عزّوجلّ فرمود:

✨منْ عَلِمَ أَنْ لَاإِلَهَ‌إلّا‌الله اَنَا وَحدی

کسی که به این حقیقت آگاه شود که فقط من، خدا و آفریننده و تأثیرگذار و نگه‌دار و خلق‌کننده عالَم هستم و آگاه شود به این حقیقت که حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) بنده من و فرستاده من است.
یعنی دربارهٔ حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) مطلب دیگری قائل نباشد، نگوید: حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) آفریننده عالَم است و امثال این حرف‌ها.

مقام حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) مقام عبودیت و بندگی خدا و فرستاده‌‌ای از طرف خداوند است. حالا آن‌قدر این مقام باعظمت است که خدای تعالی می‌فرماید:
«به‌خاطر او عالَم را آفریدم. اگر او از من درخواست کند، روزی می‌دهم. به‌خاطر دعای او می‌بخشم».
این‌ها همه هست.

🌱 این را هم آگاه باشد:
یکی این‌که خدا را به «لا‌اله‌الّاالله» اعتراف کند و آگاه بشود.
دوّم این‌که پیامبر اکرم را بنده و فرستاده بداند.
سوّم این‌که علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام) را خلیفه من بداند.

این را خدای عزّوجلّ می‌فرماید.

و این‌که علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام) جانشین من در زمین است و این‌که امامان از فرزندان علی‌بن‌ابی‌طالب، آن‌ها حجّت‌های من هستند.
یعنی دوازده امام را قبول داشته باشد.

کسی که عقیده‌اش این‌چنین صحیح باشد. عقیده به توحید، عقیده به رسالت پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و عقیده به امامت دوازده امام.
اساس عقیده صحیح بر این سه مطلب است. کسی که چنین باشد،

✨«أُدْخِلُهُ الْجَنَّة بِرَحْمَتِی؛
: من او را بواسطه‌ی رحمتم [که پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم‌السلام رحمت واسعه‌ی خدا هستند،] داخل بهشت می‌کنم».

✨«وَ نَجَّیْتَهُ مِنَ النَّار بِعَفْوِی؛
: او را اهل بهشت قرار می‌دهم و او را از آتش جهنم نجاتش می‌دهم با عفو خودم».

یعنی اگر خطاهایی داشته باشد، گناهانی داشته باشد که عذاب جهنم را مستوجب شده باشد، من او را عفوش می‌کنم. چون عقاید درستی دارد.

✨«وَ أَبَحْتُ لَهُ جِوَارِی؛
: و حلال می‌کنم در بهشت خودم باشد و کرامت خودم را برای او واجب می‌کنم و نعمت خودم را بر او تمام می‌کنم».

✨«وَجَعَلْتُهُ مِنْ خَاصَّتِی وَ خَالِصَتی ؛
: و او را از خواص خودم، از بندگان خاصّ خودم و بندگان خالص خودم قرار می‌دهم».

✨«اِنْ نادانی لَبَیّتُهُ
: اگر از من درخواست کند، اجابتش می‌کنم؛ (لبیک به او می‌گویم. مثلا وقتی بگوید” یاالله” می‌گویم جانم)».

✨«وَ اِنْ دَعانی أَجَبْتُهُ؛
: اگر هم درخواستی از من داشته باشد، اجابتش می‌کنم».

✨«وَ إِنْ سَأَلَنِی أعطَیْتُهُ؛
: و اگر چیزی را از من سؤال کند و بخواهد به او می‌دهم».

این‌ها البتّه تفاوت‌هایی با هم دارند که اگر دعا کند، اجابت می‌کنم، اگر چیزی از من بخواهد به او می‌دهم. این‌ها فرق‌هایی با هم دارند.

✨«وَ إِنْ سَکَتَ إِبْتَدَعْتهُ ؛
: و اگر چیزی نگوید، من خودم به او می‌دهم»

⚜️و اگر هیچ چیز نگوید من خودم بهش می‌دهم.

✨«وَ إن ساء رَحِمته؛
َ:و اگر بدی کند او را مورد ترحّم خودم قرار می‌دهم».

مورد رحمت خودم قرار می‌دهم و مجازات، آن‌طور که بخواهم فوری عذاب نازل کنم یا او را مستوجب عذاب کنم نه، از باب رحمت به او وارد می‌شوم که مثلاً اصلاحش کنم و برای تربیتش برنامه‌هایی بگذارم که آن بدی‌هایش برطرف شود.

✨«و إن فَرَّ مِنّي دَعَوْته؛
:اگر هم به واسطه‌ی غفلت‌ها از من فرار کند او را فرا می‌خوانم ».

او را برمی‌گردانم، او را دعوتش می‌کنم که برگردد به طرف من.

✨«و إن رَجَع الَيَّ قبلته؛
:اگر هم به سوی من برگردد می‌پذیرم بازگشتش را».

✨«و إن قَرعَ بابي فَتحتُه؛
:اگر درِ خانه‌ی من را بزند».

یعنی بیاید با من مناجات کند، البته به شرط این‌که درِ خانه‌ی اهل بیت عصمت و طهارت را بزند، امام زمانش را، ائمه‌ی اطهار را، آن‌ها را شفیع ببرد به درگاه الهی، با شرط پذیرش ولایت آن‌ها؛ چون اولش خدا شرط کرد که کسی که توحید و رسالت و امامت دوازده امام عليهم السلام، این سه را واقعاً کامل قبول داشته باشد.
درِ خانه‌ام را به روی او باز می‌کنم.
و کسی که زیربار نرود و شهادت ندهد،

✨«وَ مَن لَم یَشهد؛
:شهادت ندهد که من فقط خدای عالم هستم».

یا این‌که، شهادت بدهد و بگوید خدا را قبول دارم، امّا شهادت ندهد به این‌که محمد ‌(صلی‌الله‌علیه‌‌و‌آله‌وسلم) بنده و فرستاده‌ی من است؛ یا به رسالت پیغمبر اکرم ‌(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) شهادت بدهد اما:

✨«ولم یَشهدانّ علی‌بن‌ابي‌طالب خلیفتي؛
:شهادت به ولایت امیرالمومنین ‌(علیه‌السلام) ندهد».

یا از این هم آن‌طرف‌تر، شهادت به ولایت امیرالمؤمنین ‌(علیه‌السلام) بدهد، امّا یکی از یازده امام از فرزندان او را بگوید من قبول ندارم؛ یعنی دوازده امامی نباشد، بگوید فقط علی را قبول دارم یا فقط تا امام حسین ‌(علیه‌السلام) را قبول دارم یا فقط تا موسی‌بن‌جعفر ‌(علیه‌السلام‌) را قبول دارم، در اینجا خدای تعالی، باز هم چنین شخصی را می‌گوید: او را نمی‌پذیرم، چرا؟ چون:

✨«فَقَد جَحَدَ نِعمَتي؛
: چون نعمت من را انکار کرده».

امام رضا ‌(علیه‌السلام) نعمت من است امام جواد (علیه‌السلام‌) نعمت من است تا آقا امام زمان ‌(علیه‌السلام‌) همه نعمت های مخصوص خدا هستند که با هیچ نعمتی قابل قیاس نیستند، این نمی‌شود که کسی بعضی از نعمت‌های من را قبول کند بعضی‌را قبول نکند این نمی‌شود.
مثل این‌که بعضی آیات قرآن را آدم قبول کند بعضیش را قبول نکند.
بعضی پیامبران را قبول کند بعضی را نکند، خُب این ناشی از هوای نفسش است.

✨«فقد جَحَد نعمتي و صَغّر عظمتي‌؛
:عظمت من را نادیده گرفته، کوچک کرده».

✨«وکَفر بآیاتي و کُتُبي؛
:آیات من را، نشانه‌های من را، کتاب‌هایی که نازل کردم این‌ها را کفران کرده و کافر شده».

یک هم‌چنین کسی که عقایدش درست نیست اگر بگوید خدایا من آمدم به طرف تو، خدا خودش را از او در حجاب قرار می‌دهد هر چه برود به جایی نمی‌رسد.

✨«وإن سألَني حَرَمتُه؛
:اگر از من درخواست کند او را محرومش می‌کنم».

✨«وإن ناداني لَم أسمع نداءه؛
:اگر هم با من حرف بزند ندا کند یا الله بگوید نمی‌شنوم؛ یعنی نمی‌خواهم بشنوم‌‌».

و اگر دعا کند با من حرف بزند و مناجات کند و دعا کند و درخواست کند دعایش را استجابت نمی‌کنم، گوش نمی‌دهم و پاسخ نمی‌دهم…

📚✨ «واِن رَجانی..
واگر به من امید ببندد، امیدش را نا امید می‌کنم. »
✨« و ذلک جَزاءُه مِنّی…
این هم مجازات او از طرفِ من است. »

✨« وما اَنا بظَلّامٍ لِلْعَبید
من به کسی ظلم نمی‌کنم، به بندگانم ظلم نمی‌کنم. »
امّا نمره‌ی صفر را من می‌دهم، مجازات را من می‌کنم.
مانند معلمی که نمره‌ی صفر را به دانش‌آموز مردودی می‌دهد.
درست است که نمره را معلم می‌دهد اما این نتیجه‌ و مجازات درس نخوندنِ خودش است.

🌺اکنون، این مطلب را توجه داشته باشید که توضیح مهمی در این باب است و آن مطلب این‌که :
✨عقاید صحیح موجب می‌شود انسان بهشتی شود، عقاید صحیح باعث بهشتی شدن انسان می‌شود و ما برای ورود به بهشت باصطلاح خودمان باید سه تا مُهرِ خروجی به گذرنامه‌مان زده شود.
✨در روایات شیعه و سنی دارد که:
« حُبُ علی‌بن‌ابیطالب جَوازَُ علی صِراط »
جواز همان عربیِ گذرنامه‌ی است.
برای این‌که از صراط عبور کنیم و به طرف بهشت برویم باید حُبِّ (دوستی و محبت) علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌الصلوةوالسلام) درآن باشد.
منتهی «حُبِّ علی بن ابی طالب» به این شکل است که در این روایت مطرح شده است یعنی انسان عقیده داشته باشد به توحید، عقیده داشته باشد به رسالت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و عقیده داشته باشد به ولایت وامامت دوازده امام، نه سه امامی، نه شش امامی، بلکه باید کامل دوازده امام معصوم را قبول داشته باشد‌.
چون همه‌ی آن‌ها از طرف خدا حجت هستند نمی‌شود بگوییم بعضی‌هایشان را می‌پذیریم، بعضی‌هایشان را نمی‌پذیریم چون علّت این‌که فرقه‌های مختلف درست شدند، این‌ها که از جانب خدا نبوده است، این‌ها را آن رهبران‌شان به خاطر مطامع دنیا و هواهای نفسانی، برای این‌که به مال دنیا و ریاست و قدرت و شهوات انسانی مورد نظرشان برسند گفتند؛ لذا گفتند ما امامان دیگر را قبول نداریم.
ممکن است پیروان‌شان آگاه نباشند ولی رهبران‌شان که این دین و روش را اختراع کردند، به خاطر هواهای نفسانی خودشان اختراع کردند مانند یهودی که به پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) ایمان نیاوردند؛ این به خاطر هواهای نفسانی‌شان بود وآن‌هایی هم که بعضی از امامان را قبول می‌کنند و بعضی امامان را نه، علاوه براین‌که روایات متواتر از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) که سنی و شیعه نقل کردند را انکار کردند، هدفشان رسیدن به هواهای نفسانی خودشان بود که در پوشش دین وآیین در آوردند.
رویشان نشده بگویند اگر امام را معتقد شویم، دکان‌مان تعطیل می شود و دیگر به مطامع دنیایی خودمان نمی‌رسیم لذا شرط اول، مهرِ اولِ خروجی که این گذرنامه اعتبار داشته باشد، عقیده به توحید و رسالت پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و ولایت دوازده امام است، این که باشد می گویند گذرنامه اعتبار دارد یه به قول مثال ما می‌گویند مُهر خروجی اول زده شده است…

عقیده به توحید و رسالت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم)، و ولایت دوازده امام اگر باشد، می‌گویند این گذرنامه اعتبار دارد یا به مثال ما مُهر اوّل خروجی به او زده می‌شود و
او را جدا می‌کنند که ایشان اهل بهشت است و برود داخل صف بهشتی‌ها.

و کسی که این سه‌تا (عقیده به خدا و رسولش و دوازده امام عليهم السلام) را نداشته باشد می‌گویند آقا! کاری به اعمال و اخلاق خوبش نداریم، این در صف جهنمی‌ها قرار می‌گیرد.
حالا مثلاً اگر اعمال خوبی داشته باشد، اخلاق خوبی داشته باشد، در عذاب جهنمش تخفیف داده می‌شود.
چرا جهنّمی است؟

اگر اصلاً خدا را قبول نداشته باشد که مشخص است جهنمی است زیرا به کجا می‌خواهد برود؟؛ به بهشتی که مالکش خدا است؟
یا پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) را قبول ندارد، آیا به بهشتی می‌خواهد برود که رئیسش آن حضرت است؟!
یا ائمهٔ‌اطهار را هم همین‌طور؛ می‌گوید خدا را قبول دارم، پیامبر را هم قبول دارم، ولی علی‌بن‌ابیطالب (علیه‌السلام) را قبول ندارم، این به کجا می‌خواهد برود؟! به بهشتی که جان پیامبر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله وسلامه علیه سرور و صاحبش است و بگوید من علی را قبول ندارم و دلم نمی‌خواهد حکم او را در بهشت بپذیرم؟ این می‌شود؟!

یا اینکه بگوید تا علی‌بن‌ابیطالب(علیه‌السلام) را قبول دارم، ولی بقیهٔ امامان را قبول ندارم!
حتی اگر بگوید تا امام رضا علیه السلام را قبول دارم، ولی امامان بعد از ایشان را قبول ندارم؛ این هم مثل قبلی، نمی‌شود به بهشتی برود که این سند مالکیت‌ بنام این چهارده معصوم علیهم السلام است و طبعا وقتی اینها را قبول نداشته باشد، می‌خواهد با آنها برخورد کند و توهین نماید و حتی اگر کاری به کار آنها هم نداشته باشد، بازهم نمی‌شود چون بهشت قوانینش به حکم این بزرگواران است؛ بهشت خانه «متقین»، یعنی قانون‌مدار به قانون الهی و حکم سروران بهشت است؛ نمی‌شود که در خانه‌ی کسی بروی که به صاحب‌ِ خانه کاری نداشته باشی؛ مگر حیوانی که به صاحب خانه کاری نداشته باشی؛ حتی اگر حیوان هم باشی، باید تحت فرمان صاحب خانه باشی.
خدای تعالی می‌فرماید: خب! تو می‌گویی خدا را قبول دارم، پیامبر را قبول دارم، امامان(علیهم‌السلام) را قبول دارم، ولی فقط امام زمان(علیه‌السلام) را قبول ندارم که البته نداریم فرقه‌ای را که بگوید تا امام حسن عسکری(علیه‌السلام) را قبول دارم، ولی امام زمان را قبول ندارم.
فقط فرقه‌ای به نام «واقفیه» داریم که می‌گویند: تا امام هفتم را قبول داریم؛ ولی امام رضا(علیه‌السلام) به بعد را دیگر قبول نداریم.
خب، خدای تعالی می‌فرماید:
من توسط پیامبرم در دوران رسالتش خصوصا در غدیر خم به همه شما ابلاغ کرده‌ام که دوازده امام معصوم از آل محمد علیهم السلام، حجّت‌های بالغه‌ی من هستند.
تو به چه دلیل زیر بار نمی‌روی؟!
جز این‌که تکبّری داری که می‌خواهی هر کاری دلت می‌خواهد بکنی!
و اگر بخواهم تو را در بهشت قرار دهم، آن وقت بروی بهشت بگویی مثلا امام‌ رضا(علیه‌السلام) را قبول ندارم؟؛ این‌ها صاحبان بهشت هستند.
مثل این‌که شما بروید درون خانه‌ای و بگویی من صاحب‌خانه را قبول ندارم!
این نمی‌شود!
دوازده امام؛ این چهارده معصوم چهارده‌ تا مالک بهشت هستند.
خدای تعالی هم می‌فرماید:
بی‌خود قبول نداری؛ برو‌ گمشو! و اصلاً به بهشت راهش نمی‌دهند.
لذا از همان اول در قیامت جداسازی می‌شود:
«فریق فی الجنة و فریق فی السعیر؛
:مردم در قیامت دو دسته‌اند: گروهی بهشتی و گروهی جهنمی».
از آن طرف هم روایات متواتر شیعه و سنی، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است که می‌گويد:
«علی قسیم الجنة و النار؛
:علی تقسیم کننده بهشت و جهنم است».
بنابراین بر اساس ولایت علی علیه السلام جداسازی بهشتیان و جهنمیان انجام می‌شود؛ حالا اخلاقش خوب بوده؛ مثلاً آدم مهربانی بوده، احسان و نیکی کرده وو…؛ اینها بعد از تقسیم اولیه بر اساس ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است که اگر ولایت را نپذیرفته بود، جهنمی می‌شود و بخاطر اعمال خوبش در جهنم امکانات و تخفیفاتی به او می‌دهند؛ به جای هزاردرجه حرارت، مثلا‍ً هفتصد درجه حرارت برای او تنظیم می‌کنند.
حتی در روایت دارد که خدای تعالی بعضی را در همان جهنم، در اتاقی گِلی قرار می‌دهد که حرارت جهنم زیاد اذیت‌شان نکند، به خاطر یک خوبی‌هایی که در دنیا داشته‌اند؛ اخلاق خوب داشته و امثالهم….ولی اهل جهنّم است.

بنابراین، اولین مُهر خروجی، عقیده کامل به توحید و رسالت پیغمبر اکرم و ولایت دوازده امام است که باعث می‌شود انسان در صف بهشتی‌ها برود.

و اما دومین مُهر خروجی:
پس از این که بواسطه پذیرش ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) در صف بهشتی‌ها قرار گرفت، به او‌ می‌گویند: باید اخلاقت مورد تایید قرار بگیرد تا در بهشت جایت دهند و این را توضیح خواهیم داد.
و اما سومین مُهر تأییدیه که باید به گذرنامه انسان بخورد، آن است که اعمال او مورد قبول قرار بگیرد.
بنابراین، آن سه مهر خروجی در گذرنامه‌ی آخرت هر انسانی، این‌ها است:

🔸عقاید صحیح
🔸اخلاق صحیح
🔸اعمال صحیح

حال چرا باید این سه مُهر خروجی در گذرنامه انسانی که راهی بهشت است زده شود و علتش چیست؟
علت مُهر اول را مفصَّل توضیح دادیم که تا انسان صاحبان بهشت، محمد و آل محمد(علیهم‌السلام) را قبول نداشته باشد، دلیلی ندارد به بهشت برود.
علت داشتن مُهر تأییدیه اخلاقی هم این است که اگر انسان اخلاقش درست نباشد، مثلا حسود، یا متکبر، یا حریص و یا مبتلا به هریک از ۷۵ صفت رذیله باشد، چه‌گونه می‌تواند در بهشتی زندگی کند که خودش یا دیگران را آزار دهد؟!.

امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر آیه چهارم سوره مبارکه معارج (تفسیر البرهان، ذیل آیه ۴) می‌فرمایند:

✨«…الافحاسبوا انفسکم قبل أن تُحاسَبوا علیها فان فی القیامة خمسین موقفا کلُّ موقف مثل الف سنة مما تَعُدُّون؛
:همین‌جا خودتان را معاینه کنید و مورد بررسی قرار دهید قبل از آن‌که بالاجبار مورد بررسی قرار گیرید چرا که در قیامت پنجاه توقف‌گاه وجود دارد که هریک هزارسال از سال‌هایی که شما می‌شمارید، طول می‌کشد…».

آری، انسان چون در دنیا آزاد است و به دعوت خدا و رسولش، چنان‌که باید اعتنا نمی‌کند و به غفلت می‌گذراند و نزد پزشکان روحی و علمای تربیت شده اهل بیت(عليهم‌السلام)نمی‌رود، دچار همه یا بعضی از این امراض ۷۵ گانه شده و تا از آن‌ها سلامتی خود را بدست نیاورد، جایی در بهشت ندارد؛ زیرا بهشت را فقط با یک صفت از ۷۵ صفت رذیله می‌تواند فاسد نماید همان‌طور که در دنیا بعضی یا بسیاری از انسان‌ها با یک صفت رذیله مثل تکبر و یا حسادت و حرص، می‌توانند صدها و هزاران نفر را آسیب برسانند.

حتی اگر ده درصد هم حسادت داشته باشد، کارهایی می‌کند که شایسته اهل بهشت نیست و در بهشت هم که خدا بالاجبار ما را مثل ربات نمی‌کند که مثلا حسادت‌مان آن جا قفل شود.
نه خدای تعالی می‌فرماید: پاکیزه باید افراد به بهشت بروند و لذا قبل از این‌ که بهشتیان به بهشت بروند، باید از پنجاه ایستگاه و توقف‌گاه عبور کنند.

🍃خلاصه‌ آن‌که امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: که اگر این جا نیایید خودتان را بررسی و معالجه و تزکیهٔ نفس کنید در قیامت در پنجاه توقف‌گاه، به ناچار باید بررسی و سلامتی روحی‌تان تأیید شود و کسی را آن‌جا اذیت نکنید.
به قول معروف: «بهشت آن جاست که آزاری نباشد» چون قبل از بهشت در آن پنجاه توقف‌گاه که هرکدام هزار سال طول می‌کشد، یعنی پنجاه هزار سال زمان می‌برد تا آلودگی روحی کامل از انسان‌هایی که آلوده هستند برطرف شود.
البته ممکن است به حسب مقدار آلودگی هر شخص، این زمان از سقف پنجاه هزار سال کاهش یابد و حتی طبق برخی روایات برای بعضی افراد تزکیه شده به مقدار یک نماز واجب بیشتر طول نکشد و مانند برق جهنده از همه‌ی آن‌ها عبور کنند.

🌐 اصل روایتی که نقل کردیم، می‌فرماید هر توقف‌گاه هزارسال از سال‌هایی است که شما می‌شمارید و ممکن است برحسب درصد آلودگی هر شخص به صفات رذیله ۷۵ گانه‌ی جهل، مثلا یک نفر پنجاه درصد از یکی از این ۷۵ صفت و بیماری روحی، مثلا تکبر را دارا و به آن آلوده باشد، خب طبعاً باید پانصد سال تحت تربیت و رفع آلودگی قرار بگیرد و سایر صفات هم به همین حساب و کتاب مورد بررسی و معالجه قرار بگیرند که این جزئیات را باید ائمه هدی (علیهم‌السّلام) تبیین بفرمایند و شاید فرموده باشند و ما روایتش را ندیده و یا متوجه نشده باشیم.
بنابراین، این مُهرِ تأییدیه اخلاقی است که باید پس از اتمام عبور از پنجاه ایستگاهی که امام صادق (علیه‌السلام) در روایت فوق فرمودند، در گذرنامه انسان بخورد، که ملائکه بگویند بله ما هر چه بررسی کردیم، دیگر چیزی در وجود این شخص از صفات رذیله نیست و پاکیزه‌ی پاکیزه شده است.

💠سومین مُهرِ خروجی
«پاکیزگی اعمال» است.
تا این‌جا که جلو آمدیم، این شخص به خاطر عقیده‌ صحیحش که مطابق با عقاید خاندان عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) بود از گروه جهنمیان جدا شد و پس از بررسی و معاینه و معالجه در توقف‌گاه های پنجاه‌گانه قیامت، اخلاقش هم، اخلاق بهشتی شد؛ می‌ماند اعمالی که در دنیا انجام داده و برخی از آن‌ها مجازات دارد.
این فرد در دنیا مثلا غیبت کرده بود، فلان کار حرام را انجام داده بود، روزه‌ا‌ش را خورده بود و…
☘️فرق بین اعمال و اخلاق

تذکر مهم: باید یادآور شویم که بین اخلاق و اعمال فرق بزرگی است.
صفات اخلاقی ریشه و خاستگاه اعمال هستند مانند شاخه‌ی درخت که میوه بر آن می‌نشیند و اعمال، میوه‌ها هستند که بر یک شاخه‌ای روئیده‌اند؛ لذا خداوند متعال می‌فرماید:
«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِه؛
:بگو که هر یک از افراد بر اساس صفاتی که با آن شکل گرفته‌اند، عمل می‌کنند».
بنابراین، عقاید مانند ریشه‌های درختند و صفات مانند شاخه‌ها و اعمال مانند میوه‌ها.
در وجود هرشخص، ۷۵ شاخه و صفت شکل می‌گیرد که بستگی به میزان پاکی و آلودگی هر نفسی، شاخه‌های گوناگونی از صفات خوب یا بد در روح انسان شکل می‌گیرد.

☘️ هر شاخه‌ای از این ۷۵ شاخه، یا شاخه‌ی درخت «طوبی» است که صفات بهشتی است مانند تواضع، مهربانی، بخشندگی، وو… و یا صفت و شاخه‌ای از درخت «زقوم» که از جهنم است.
اگر شاخه‌ی تواضع مثلا در انسان ناقص باشد، بقیه‌ی نقصانش از صفت ضد آن است.
مثلا اگر شما ۵۰ درصد تواضع داشته باشید، ۵۰ درصد دیگر این شاخه درخت وجودتان تکبّر خواهد بود.
اگر مثلا ۲۰ درصد بخشندگی داشته باشید، شاخه‌ی این صفت، ۸۰ درصد به آفت بخل دچار شده است؛ زیرا اگر آفت بخل در شما نبود شاخه‌ی بخشندگی شما صددرصد می‌شد و همین‌طور سایر ۷۵ شاخه را حساب بکنید.

🌾 خب حالا برویم سراغ اعمال یا همان میوه‌هایی که بر این شاخه‌ها در دنیا روئیدند و دیگران از آن شاخه‌ها چیدند.
گاهی میوه تلخ و زهرمار ظلم از یکی از شاخه‌های ۷۵ گانه‌ی ما نصیب همسر یا فرزند یا پدرومادر یا بقیه مردم شد و گاهی میوه‌ی شیرین مهربانی و بخشش وو….
اگر این شخص که حالا در قیامت از توقف‌گاه های پنجاه‌گانه عبور کرده، اما فرض کنید به کسی ظلم کرده بود، این، یا باید مجازات‌هایش را در دنیا کشیده و پاک شده باشد و یا در عالم برزخ – بین مردن تا قیامت که عالم برزخ است – باید مجازات‌هایش را کشیده و پاکیزه شده باشد و یا اگر خیلی آلوده باشد، نهایتاً در قیامت و شدت‌ها و سختی‌های آن و اگر خیلی خیلی آلوده باشد، در طبقه بالای جهنم به قول مثالی ما در مثال پخت و پز، روی «دَمْ کُنیِ» جهنم، او را حرارت می‌دهند تا پاک بشود.
البته این مثال رو من می‌زنم، در روایت تفسیر امام حسن عسکری(علیه‌السلام) دارد:
«في الطَبَق الاعلی من جَهَنم»
:در طبقه بالای جهنم».
این دسته افراد، در آن‌جا پاک‌سازی می‌شوند، ولی خداوند آن‌ها را داخل جهنم نمی‌برد چون عقیده‌شان درست و مطابق با ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بوده؛ اما به هر حال باید اعمال‌شان هم مورد تأیید قرار بگیرد که این شخص آیا مجازات و شلاق‌ اعمال ناپسندش را خورد، یا خدای تعالی عفوش کرد.
عفو شدن یا نشدن هم به حکمت‌های الهی و رحمتش برمی‌گردد، مانند زندانی‌هایی که مثلاً در یک عید و مناسبتی عفو می‌شوند، بعضی‌ها هم می‌گویند این باید مجازاتش را بکشد، مثلا زندانی‌اش را بکشد.
این‌هم مهر تاییدیه سوم.

◀️بنابراین ما باید این سه‌تا مهر خروجی را داشته باشیم.
در این روایت کتاب مکیال، حضرت کلیِ مطلب را از جانب خداوند متعال بیان فرمودند و حدیث، حدیث قدسی است.
امام صادق (علیه‌السلام) از آباء گرامی‌شان از (رسول خدا) ، از جبرئیل، از پروردگار متعال، که کلیّت مطلب را چنین بیان فرمودند که اولین جداسازی در قیامت، جداسازیِ عقیده بر اساس پذیرش ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) است.

◀️یعنی عقیده اگر درست باشد، عقیده‌ی به توحید و رسالت و مخصوصاً عقیده به ولایت دوازده امام معصوم از آل محمد (علیهم‌السلام)، این شخص می‌رود جزو اهل بهشت و کسی که در این‌ها مشکل داشته باشد، مثلا همه دوازده امام را قبول نداشته باشد یا رسالت را قبول نداشته باشد یا توحیدش ایراد دارد، این‌ می‌رود در صف جهنمی‌ها.
بعد در صف بهشتی‌ها آن دوتا،مهر، دوم و سوم که مهر تاییدیه اخلاقی و تاییدیه پاک‌سازی اعمال هم باید مهر تاییدشان زده بشود.

☘️ این اصل مطلب است، لذا خدای تعالی می‌فرماید، خب حالا آن‌که من جهنمی می‌دانم‌اش دیگر دلیلی ندارد بخواهم وقتی به من می‌گوید (یا الله) به آن جواب بدهم، او آیات من را انکار کرده است، ائمه‌ی من را قبول ندارد، سؤال کند، درخواست کند هیچ گوش نمی‌دهم به او، و امیدش را ناامید می‌کنم، این نمره، نمره صفر و مردودی خودش است که خودش فراهم کرده است.

◀️اما آن دسته‌ای که اهل بهشت شدند به خاطر عقیده صحیح‌شان، عقیده به توحید و رسالت و دوازده امام، می‌روند در صف آن‌هایی‌که من به آن‌ها می‌خواهم عنایت کنم، منتها ایرادهای اخلاقی و اعمال ناپسندشان را (چنان‌که مفصل توضیح دادیم) برطرف می‌کنم.

⚜️ بعد جابر بن عبدالله انصاری بلند شد عرض کرد: یا رسول الله، ائمه از فرزندان علی‌بن‌ابیطالب(علیه‌السلام)چه کسانی هستند؟
حضرت فرمودند : حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت هستند، سپس حضرت زین‌العابدین،
امام سجاد علی بن حسین،(علیه‌السلام)
سپس امام باقر محمدبن‌علی
که «و سَتُدْرِکْهُ یا جابر» ای جابر تو او را درک خواهی کرد، امام پنجم است و وقتی او را درک کردی از جانب من به او سلام برسان سپس امام صادق
✨جعفربن‌محمد،(علیه‌السلام)
✨ سپس امام کاظم،(علیه‌السلام)
✨سپس امام‌رضا (علیه‌السلام)،
✨سپس امام محمدتقی(علیه‌السلام)، ✨سپس امام علی بن‌محمدالنقی،(علیه‌السلام)
ثم الزکی الحسن ابن علی ثم ابنه القائم بالحق، سپس فرزندش حضرت مهدی،

✨« مَهدیُ اُمَتي، اَلَذي یَملأ الارضُ قِسطاً و عَدلاً کما مُلئتَ ظلماً و جَوراً»
هولاء یا جابر خلفائی، آن حضرت زمین را پر از عدل و داد می‌کند، همان‌طور که به واسطه غیبت آن حضرت و ظلمی که به اهل بیت شد دنیا پر از ظلم و جور شده به خاطر این‌که آن‌ها را از رهبری جامعه کنار زدند، به خاطر این پر از ظلم و جور شد.
ای جابر این‌ها خلفای من هستند، این‌ها اوصیای من هستند و اولاد من وخاندان عترت من هستند
✨« من اطاعهم فقد اطاعتی »
هرکس از آن‌ها اطاعت کند از من اطاعت کرده و کسی که از آن‌ها نافرمانی کند از من نافرمانی کرده، و کسی که آن‌ها را انکار کند، همه آن‌ها را یا حتی یکی از آن‌ها را انکار کند،
🌟«فَقَد اَنکَرني»
یکی از آن‌ها را هم که انکار کند انگار من را انکار کرده
✨«بهم یَمسِکُ الله عَزّوجلّ السماء ان تَقعَ علی الارض الاّ بإذنه»
خدا به واسطه آن‌ها، با دعای آن‌ها ‌با درخواست آن‌ها از پروردگار است که خدا عذاب نازل نمی‌کند، آسمان بر زمین فرود نمی‌آید ، و به واسطه آن‌ها است که خدا زمین را حفظ می‌کند که اهل‌اش را در خودش فرو نبرد، والا اگر عنایت آن‌ها و درخواست آن‌ها نباشد، یک دفعه زمین دهان باز می‌کند و آن‌ها را می‌بلعد،

❄️ همان‌طور که در بعضی زلزله‌ها می‌بینیم که یک دفعه زمین دهان باز می‌کند و یک روستا کامل در زمین فرو می‌رود، حالا ما نمی‌گوییم آن‌ها مثلا عذاب شدند، نه مثال می‌زنیم.
اگر خدای تعالی غضب کرده باشد بله عذاب است، اما اگر خواست خداوند به واسطه زلزله آن‌ها را از زندان دنیا نجات بدهد و اهل بهشت کند، این دیگر به پرونده‌هایشان پیش خدای عزّوجلّ مربوط می‌شود.
ولی به طور کلی، اگر امام (علیه‌السلام) روی زمین نباشد، زمین اهلش را در خودش فرو می‌برد.

🔰 آخرین روایت حق حیات؛
امام حقِ حیات بر ما دارد؛ امام صادق (علیه‌السلام) از امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) نقل می‌فرماید که؛ آقا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمودند:

✨«وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَلْأَرْضَ لاَ تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ؛
: بدانید که نمی‌شود زمین از حجت خدا خالی باشد.»
یعنی؛ قانون خلقت است؛ یعنی همان‌طوری که اگر جاذبه‌ی زمین نباشد این زندگی روی کره زمین مختل می‌شود، همان‌طوری که چون در سفینه‌ی فضایی جاذبه نیست آن‌جا زندگی، زندگیِ عادی نیست و نمی‌توانند آن‌جا زندگی عادی داشته باشند، چیزی می‌خواهند بردارند در هوا پرواز می‌کنند.
خُب نمی‌شود!
الآن ما می‌خواهیم یک لیوان آب برداریم، این لیوان آب حرکت کند برود، خُب این زندگی مختل می‌شود.

🌕 خدای تعالی جاذبه را قرار داده برای این‌که انسان زندگی راحت داشته باشد.
حالا جاذبه هست، اکسیژن هوا هست، اکسیژن نباشد باز اختلال پیش می‌آید، خورشید نباشد و نورش و حرارتش باز اختلال پیش می‌آید، بادها نباشند همین‌طور، فصول سال نباشد همین‌طور! همه چیز به هم می‌ریزد، خدا خیلی اسباب و مسبّبات در عالم قرار داده که اینها نباشند به هم می‌ریزد!
خُب چه‌طور ما جاذبه را قبول کنیم، اکسیژن را قبول کنیم بعد فقط امام زمان (ارواحنافداه) را قبول نکنیم؟!
خُب یک کمی هم آدم علمی فکر کند.

💛 آقا امام زمان (ارواحنافداه) هم مثل جاذبه، مثل خورشید، قانون خلقت است.
خداوند که ما را حیوان خلق نکرده که کاری با ما نداشته باشد، تازه خدا به حیوانات نظم داده، هدایت‌شان می‌کند.
چون ما را انسان خلق کرده و باید اعمال‌مان، اعمال صالحی باشد، شایسته باشیم، انسان‌ سالمی باشیم، خُب این سلامتی همین‌طوری بدست نمی‌آید!
مثلاً اگر پزشک‌ها نباشند، بیماری‌ها مردم را از بین می‌برند خدای تعالی پزشکان را هدایت کرده و علم پزشکی به آن‌ها رسانده که بتوانند بیماران را معالجه کنند.

خُب امام (علیه‌الصّلوةوالسّلام) هم همین‌طور!
🔸در کل نظام خلقت اگر امام نباشد خدای تعالی می‌فرماید: من کار دیگری با شما ندارم، من دائم به شما امکانات بدهم شما به من دهن‌‌کجی کنید؟!
ما خودمان این کار را نمی‌کنیم، مثلاً یک خانه‌ای فراهم می‌کنیم، همه امکانات بدهیم بعد آن‌هایی که مثلاً آن‌جا می‌آیند مهمانی، غذا می‌خورند، به ما سیلی بزنند، شمشیر بزنند، ما را بکشند خُب این چه کاری هست؟!
کار سفیهانه است، خدا کار سفیهانه نمی‌کند!

بنابراین از لحاظ علمی این‌که امام نباشد زمین از بین می‌رود، حقیقتاً این قانون علمی خلقت است، به اصطلاح فرمولش است.
🔅 لذا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«بدانید که زمین از حجت خدای عزوجل خالی نیست ولکن خدای تعالی به زودی خلقش را از دیدن حجتش نابینا می‌کند.»
یعنی؛ حجت هست ولی او را نمی‌بینند، یعنی نمی‌شناسند به واسطه ظلمشان و ستمی که می‌کنند و اسرافی که می‌کنند خداوند آن‌ها را محروم می‌کند.

✨«وَ لَوْ خَلَتِ اَلْأَرْضُ سَاعَةً وَاحِدَةً»

اگر زمین یک ساعت از حجت خدا خالی باشد اهلش را در خودش فرو می‌برد و این روایت دیگر این‌جا تمام می‌شود.
ان‌شاءالله خداوند ما را با شایستگی‌های اخلاقی، با عقاید صحیح، با اعمال شایسته ما را قدردان نعمت‌های خودش، خصوصاً نعمت وجود مقدس آقا امام زمان (ارواحنافداه) قرار دهد که به واسطه ایشان زنده هستیم و نفس می‌کشیم، اگر ایشان را نخواهیم قبول داشته باشیم و ایشان نباشند و همهٔ مردم بخواهند راه کج شود خدای تعالی اصلاً کل حیات را از زمین برمی‌دارد.

☘️اگر معرفت امام نباشد، انسان در جهالتش می‌میرد

این نکته را – که نکته لطیفی است، – در پایان این بحث عرض کنیم که قانون خدا در نظام خلقت چنین است که اگر زمین از حجت خدا خالی شود زمین از بین می‌رود، این برای هم برای عموم مردم زمین، هم برای شخص و فرد که انشاءالله این مطلب را در جلسه‌ی بعد توضیح خواهم داد انشاءالله.

✨و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

🌺پایان جلسه بیست و یکم

۲۵ ذی‌القعدةالحرام ۱۴۴۰
۱۳۹۸/۵/۶

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه‌الله‌تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *