شرح سوره مبارکه توحید جلسه ۸

أَعُوذُ بِٱللهِ مِنْ الشَّیطانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَللّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرج

📚 صحبت دربارهٔ سورهٔ مبارکه توحید بود. آنچه که ما از این سورهٔ مبارکه بخواهیم استفادهٔ کاربردی باصطلاح داشته باشیم، توجّه به معنای توحید بود که در جلسات گذشته تا حدودی صحبت کردیم که سعی کنیم بعد از شناخت پروردگار، توحید را در روحیّاتمان و اخلاقمان و اعمالمان و رفتارمان تحقق ببخشیم.

🖌از امام رضا (علیه الصلاة و السّلام) روایت است که در توحید، کسی که سورهٔ مبارکه «قُلْ هُوَ‌اللَّهُ» را توجّه کند و بخواند در توحید همین کفایت می‌کند.

☘️روایات است، در معرفت خداوند از سورهٔ توحید تجاوز نکنید که انسان دچار هلاکت می‌شود. چون ذات پروردگار چیزی نیست که قابل درک و وصف باشد. فقط باید بگوییم:

✨قلْ هُوَ‌اللَّهُ أَحَد

تک است؛ یعنی قابل درک نیست. قدرت مطلق، قدرت بی‌نهایت، علم بی‌نهایت است ولی اینکه چی هست؟! ما فقط می‌توانیم بگوییم هست و قابل درک نیست. به‌خاطر همین تک است. چون چیزهایی که قابل درک باشند، قابل وصف باشند، مثلاً مشابه دارند.

حتّی رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، ائمه اطهار (علیهم السّلام)، اینها چهارده‌ تا هستند، چهارده‌ تا مثل هم هستند ولی خدا است که چیزی مثل او نیست و او هم مثل چیزی نیست. چون هر چیزی هست مخلوق او است، لذا تک است.

✨قلْ هُوَ‌اللَّهُ أَحَد

او تک است. فقط باید بگویی هست و نمی‌توانی تشبیه‌اش کنی، همان صحبت

✨ “خَارِجٌ عَنِ الْحَدَّيْنِ”

خارج از دو حدِّ ابطال و تشبیه است که حضرت عبدالعظیم، خدمت امام هادی (علیه السّلام) عرض کردند،

☘️خارج از حدّ ابطال:

🖌یعنی اینکه بگوییم: خدا چیزی نیست؛ نه، باید بگوییم چیزی هست. ابطالش نمی‌شود کرد ولی به چیزی از مخلوقاتش هم تشبیه نمی‌شود.
پس چیست؟! نمی‌شود درکش کرد که چیست؟!
لذا به او می‌گویند: «أَلله» از «وَلِهَ» می‌آید، یعنی سرگردان شدن خلق از معرفت او. یعنی هر چه بخواهند فکر کنند، سرگردان می‌شوند، متحیّر می‌شوند.

لذا فلاسفه چون این نکته را رعایت نکردند و نیامدند بر محور اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام)، بر محور انبیاء و ائمهٔ اطهار (علیهم السّلام) فکرشان را تنظیم کنند، خواستند خودشان فکرشان را محور قرار دهند که این ریشه در خودخواهی انسان دارد.

📚 فلاسفه ای که خود محور در افکارشان هستند، در تزکیه نفس دچار مشکل هستند که از خودخواهی‌شان نخواستند دست بردارند و افکارشان را بر ترازوی مستقیم الهی قراردهند .
نخواستند از تکبری که در نفس انسان است، دست بردارند و بیایند تسلیم شوند و بگویند: خدایا، ما تو را آن‌طوری‌که خودت می‌گویی بشناسیم.

🖌ما که علم نداریم که چگونه تو را بشناسیم. خودت باید خودت را به ما بشناسانی.
خدا می‌گوید: بارک الله، آدمهای عاقلی هستید که این‌طوری می‌گویید.
کسی که می‌خواهد خدا را بشناسد، باید بگوید خدایا خودت بگو که هستی؟
ما تو را چگونه باید بشناسیم؟ ماکه به ذات تو علمی نداریم، محدود چگونه می‌تواند نامحدود را درک کند؟

خدای تعالی بطور مستقیم با ما حرف نمی‌زند، بلکه اوّل چهارده معصوم را خلق کرده، بعد بوسیله آنها، با بقیّه مخلوقات صحبت کرده. مثلاً به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه وآله‌ وسلم) وحی کرده و از زبان آن حضرت با ما صحبت کرده است.

✨حتّی در معراج دارد که خدای تعالی با پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) صحبت کرد، با صدای “علی بن ابی‌طالب” (علیه الصلوة و السلام) با ایشان صحبت کرد. به گونه‌ای که پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عرض کرد که خدایا، تو داری با من صحبت می‌کنی یا علی دارد با من صحبت می‌کند؟

🖌خدای تعالی فرمود: من کسی را محبوب‌تر از علی در قلب تو نیافتم و خواستم با صدای کسی که محبوب‌ترین کس پیش تو است، با تو صحبت کنم.
“یعنی منظور این است که اینکه خدا چه است، نمی‌شود اصلا ً درکش کرد، فقط باید بگوییم هست”.

📚 لذا می‌گوییم:

✨”قُل هُوَ اللهُ اَحَد”
او تک است.

بعد از این مطلب کاربردی، می‌آییم این را در زندگی پیاده می‌کنیم، در رفتارهایمان، در اخلاقمان، پیاده می‌کنیم. مثلاً یک کاربردش این است که فقط خدا حق حکم دادن و حاکمیت دارد.

✨”اللهُ اَکبَر”
✨”لَا إِلَهَ إِلَا الله ”

درست است که خدا ما را آزاد گذاشته. فرض کنید حالا یک مهمانی در خانه احترامش کردید بفرمایید آنجا بنشینید، برایش میوه آوردید، با ادب با او صحبت کردید ولی معنایش این نیست که حالا او کارهایی بکند که شایسته یک مهمان نیست. از او انتظار نمی‌رود، اگر این کارها را بکند از چشم آن صاحبخانه می‌اُفتد. باید کارهایی را بکند که صاحب‌ِ خانه راضی باشد.

🔰همین یک مطلب برای ما کفایت می‌کند، اخلاقمان را درست کنیم؛ یعنی می‌گوییم: در این عالم، خدا روح ما را آفریده، ما را در این عالم مهمان کرده. از این جهت تشبیه به مهمان می‌کنیم، چون مهمان مالک خانه‌ای که مهمان شده نیست و صاحب اختیار هم در این خانه نیست؛ فقط آمده تا ادب و شخصیت و ارتباطش با صاحب‌خانه را نشان بدهد.
ما هم در حقیقت، در این نظام خلقت، یک مهمان هستیم؛ آن‌هم مهمان واقعی. ما صاحب هیچ چیز نیستم.

✨«لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بقره؛ (۱۰۷)
:تمام آنچه در آسمان ها و زمین است، از آنِ اوست».

آن وقت خدای تعالی با ما با ادب سخن گفته و احتراممان کرده:

✨« وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ …. الاسراء(۷۰)
:یقیناً ما بنی آدم را تکریم کردیم و گرامی داشتیم».

خدای تعالی با احترام با ما رفتار کرده و احترامش هم این بوده که به ما آزادی عمل داده ولی آزادی عمل، به این معنا نیست که یکی شیطان را پرستش کند، یکی بگوید: بهشت را نمی‌خواهم، می‌خواهم به جهنم بروم. یکی بگوید: می‌خواهم با امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) درگیر بشوم، یکی بگوید: من هر کاری دلم می‌خواهد انجام دهم.

☘️این چیز صحیحی نیست که از اختیار، سوءاستفاده شود. اختیاری را که خدا داده، برای این است که انسان، ادب و معرفت خودش را نشان دهد که کاری خلاف ادب و خلاف کرامت نمی‌کند و فقط کارهایی را می‌کند که خدای تعالی راضی باشد.
حتی خود خدا و تمام انبیاء و ملائکه‌اش هم تمام کارهایشان بر صراط مستقیم است و این‌طور نیست که چون اختیار دارند، هرکاری را غلط یا درست باشد انجام دهند، نه، خدا هم اول کسی است که بر صراط مستقیم است:
«ان ربی علی صراط مستقیم؛ هود(۵۶)
: (حضرت هود علیه السلام فرمود): قطعا پروردگار من بر صراط مستقیم است».

لذا در بحث توحید، یک مطلب قشنگی هست که تقدیم شما اهل توحید و ولایت توحیدی می کنم:

🍀در تکبیر که «اَللهُ‌اَکبَر» می‌گوییم، «اَللهُ اَکبَر» صفت عُلُو و برتری را می‌رساند که در کلمه‌ “عَلِیّ” بعنوان اسم خداوند منعکس شده و آیاتی از قرآن مانند:
✨ «وهو العلی العظیم»(بقره: ۲۵۵) گویای آن است.
که در یازده جای قرآن کریم، کلمه “علیّ” ذکرشده است.
در قضیه ولادت آقا امیرالمؤمنین علیه السلام هم آمده است که وقتی حضرت ابوطالب (سلام الله علیه) از خداوند متعال خواست نام نوزادش را که در خانه کعبه متولد شده است را تعیین کند، لوحی از آسمان نازل شد که در آن چنین آمده بود:
💫 «فاسمه من شامخ علیِّیِ»
«علیٌّ اشتق من العلیِّیِ» 💫
یعنی: پس نام او از جانب خدای بلند مرتبه «علیّ» است و «علیّ» از نام خدای بلندمرتبه(علیّ) گرفته شده است.

در دعا هم خدا را به این نام مبارک قسم می‌دهیم و می‌گوییم:

✨« یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیّ »
:ای خدای بلند مرتبه، بحق علی علیه السلام دعایم را اجابت فرما».

در عالم واقع و حقیقت، آن کسی که به ملائکه و جن و انس توحید را با جمله «اَللهُ‌اَکبَر» تعلیم داد، آقا امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) است و خداوند متعال، این مقام را به آن حضرت داده‌ و لذا نام مبارکش را هم همنام مقام باعظمت قرار داده است.

📚 خداوند متعال مقام معلّم بودن در خصوص توحید و تحقق بخشیدن «الله اکبر» را به امیرالمؤمنین (علیه السلام) داده است.
یک نمونه‌اش در عالم پایین و دنیای ما که جباران و گردنکشان قریش زیر بار حرف حق نمی رفتند را آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با شمشیر مبارکش تحقق بخشید و آنها را در برابر حق خاضع کرد و اگر قدرت بازوی امیرالمؤمنین (علیه السلام) نبود، آنها هرگز نمی گذاشتند بشریت بوئی از اسلام به مشامش برسد.

البته بحثهای مناسبی دربارهٔ کلمه «الحمدلله» که گویای مقام تعلیماتی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و کلمه مبارکه «سبحان الله»، که مقام تعلیماتی حضرت زهرا «سلام الله علیها» است را انشاءالله عرض خواهیم کرد.
اما اصل بحث ما در اینجا روی کلمه مبارکه «علیّ» و ارتباط آن با «الله اکبر» و وجود مبارک چهار «علیّ» در دوازده امام معصوم (علیهم السلام) است.

🍃 این چهار «علی» عبارتند از:
اول: آقا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام).
دوم: آقا «علی بن الحسین» امام سجاد (علیه السلام).
سوم: آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام).
چهارم:آقا امام علی النقی، «علی بن محمد الهادی» (علیه السلام).

این چهار امام باعظمت، به ترتیب، حقیقت علو و برتری پروردگار را به ما فهمانده و در عمل هم اگر شاگرد خوبی برای کلاسشان باشیم، ما را به مرتبه علوّ و مقام محمود می‌رسانند و بالا می‌برند.

اول آقا امیرالمؤمنین «علیه‌الصّلوة‌والسّلام» ما را از باد تکبری که در انسان بر اثر جهالت پدید می‌آید، خالی می‌کنند؛ یعنی به وسیله تعالیم امیرالمؤمنین «علیه‌الصّلوة‌والسّلام» در برابر پروردگار متعال سرِ تسلیم فرود می‌آوریم و او را معبود خود قرار می‌دهیم.
بوسیله تعالیم آن حضرت، علو و برتری خداوند متعال را که فوق او چیزی نیست و او علیِّ أعلی است در قلب ما نقش می بندد.
«اللهُ اکبر»، یعنی از هر چه تصور شود برتر، که همان معنای احد است.

🍀امیرالمؤمنین «علیه السلام» ما را اول تسلیم و بنده می‌کنند، سر سفره پروردگار می‌نشانند. بعد آقا علی بن الحسین، امام سجاد «علیه السلام» رسم عبودیت و بندگی را به ما تعلیم می‌دهند که سید العابدین لقب گرفته‌اند، ما را در کلاس بندگی، تعالیمِ اینکه چطور بنده باشیم را به ما یاد می‌‌دهند؛ حتی بندگی در مقام تقیه را هم به ما یاد می‌دهند که چگونه تقیه کردند بعد از شهادت پدر بزرگوارشان که داستانها و قضایایش در تاریخ است.
یعنی با آن تقیه بود که اسلام را حفظ کردند. با این که در کنار امام حسین بودند که سرشان را فدای اسلام کردند.
ولی همان‌طور که امام حسین «علیه السلام» با دادن سرشان، خودشان را فدای اسلام کردند و اسلام را زنده نگه داشتند، امام سجاد «علیه السلام» با حفظ سر، اسلام را زنده نگه داشتند؛ یعنی دو تا چیز کاملاً متفاوت. این رسم بندگی را به ما یاد دادند.

☘️همان‌طور که امیرالمؤمنین «علیه السلام» هم این کار را کردند. یک زمانی شمشیری که می‌کشیدند، همه با شمشیر امیرالمؤمنین «علیه السلام» خاضع و ذلیل شدند و یک زمانی هم وقتی حضرت زهرا «سلام الله علیها» بعد از پیغمبر اکرم «صلی الله علیه وآله» آن جسارتها را به آن مظلومه کردند، آقا امیرالمؤمنین «علیه السلام» با صبر و سکوتشان اسلام را حفظ کردند. یعنی کاملاً در دو رفتار متفاوت، بندگی واقعی را نشان دادند.

🍃امام سجاد «علیه السلام» رسم بندگی را به ما نشان می‌دهند که مسیر بالا رفتن، عبد شدن است؛ یعنی اگر کسی می‌خواهد بالا برود، باید عبد شود.
انگار که امیرالمؤمنین «علیه السلام» ما را از بیابانها جمع کردند.

🖌انگار که آقا امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) ما را از بیابان‌های جهالت جمع کرده‌ و آورده‌اند دادند به دست امام سجاد علیه‌السلام که به ما رسم عبودیت و بندگی تعلیم دهند و بنده‌ای صالح تربیتمان کنند.

حال اگر شاگردان خوبی برای امام سجاد (علیه السلام) باشیم و رسم بندگی را یاد بگیریم؛ ما را بالا برده و آماده رسیدن به مقام رضا و نشستن در کلاس «علیِّ» سوم، یعنی آقا «علی بن موسی الرضا» (علیه السلام) می‌کنند؛ زیرا انسان وقتی بندگی‌اش به کمال رسید، مقام رضا را کسب خواهد کرد.

☘️حالا حضرت رضا (علیه‌السلام) چکار می‌کنند؟!

🖌می‌فرمایند: تو شاگردِ کلاس جدّم امام سجاد بودی و تو بندهٔ خوبی شدی.

در دعای کمیل داریم:

✨”واجْعَلنِی مِن اَحسَنَ عَبیِدِکَ نَصِیباً عِندَک؛”
:خدایا، من را از نیکوترین بندگانی که تربیت شده در نزد تو هستند قرار بده»

✨”وَاَقٔرَبِهِم مَنزِلَةً مِنْک”
از همه به تو نزدیکتر باشم،

✨”وَاَخَصِّهِم زُلْفَةً لَدَیْک”
وخاص‌ترین باشم در تقرب به تو

🍃و…. همین‌طور جملات زیبایی که انسان را تا آخر دعای کمیل می‌کشاند.
این دعا را در قنوتها و مواقع مختلف بخوانید، جملات قشنگی است.

🖌حضرت رضا (علیه‌الصّلوةوالسّلام) می‌فرمایند: که خب! تو فارغ‌التحصیل کلاس بندگیِ جدّم امام سجاد هستی! حالا بنشین، روی تو کار کنم و تو را به مقام «رضا» برسانم.
یعنی از مقام بندگی که انسان فارغ‌التحصیل شد، باید آن‌قدر کار کند تا به مقام «رضا» برسد. (که دیگر از اینجا تقریباً همه لنگ می‌زنند).

🍃ولی خب! مسیر است دیگر! مسیری است که مثل کسی که دیپلم گرفته است؛ یک‌وقت می‌بینیم که می‌گوید: دیگر همین دیپلم برایم کافی است و همین‌که بندهٔ خدا شدم دیگر بس است.
دیگر ما کاری نمی‌کنیم که خلاف بندگی باشد! ولی دیگر نمی‌رود روی نردبان رشد و ترقّی که برود به مقام رضا برسد که حضرت رضا (علیه‌الصلوة‌والسلام) روی او کار کنند تا از بندگانی باشد که به این مقام برسد!

و بعد که به مقام رضا رسید، «علیِّ» چهارم یعنی امام هادی (علیه‌الصّلوة والسّلام) روی او کار می‌کنند.
هادی، یعنی هدایت‌کننده هستند. وقتی انسان دیگر کاملاً در اختیار «معبود» و «محبوب» قرار گرفت و‌ مقام «رضا» را بدست آورد؛ دیگر باید مثل یک دستی، مثل یک زبانی که در اختیار صاحبش است؛ انسان بواسطهٔ آقا امام زمان (علیه‌السلام)، باید در اختیار خدای تعالی قرار بگیرد تا خداوند از طریق معرفت خاص و نورانی امام (علیه السلام) او را لحظه به لحظه هدایت فرماید؛یعنی لطفی شامل حالش می‌شود که این دعا برایش محقق می شود که در ابتدای مناجات «مطیعین» می‌خوانیم:

✨”اَلَّلهُم اَلهِمنَا طَاعَتَکَ”

الهام به طاعت می‌شود که چکار کند که آن کاری که خدا می‌خواهد همان را انجام بدهد.
انشاءالله بوسیله آنچه که از این چهار «علیّ» می آموزیم و عملا بر خود تحقق می بخشیم، به «مقام محمود و پسندیده» نزد اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌الصّلوة‌والسّلام) برسیم.

🍃وصَلَّی‌الله‌ُعَلَی‌سَیِّدَنَا‌محمدو‌َآلِهِ‌الطَّاهِریِن🍃

٢۵ ربیع‌الثانی ١۴۴٠
٩٧/١٠/١٢

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *