شرح دعای مکارم الخلاق جلسه ۳

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قسمت دیگری از دعای شریف «مکارم‌الاخلاق» دعای بیستم صحیفه مبارکه سجادیه را شرح می‌دهیم.
تا این‌جا رسیدیم که:

“وَبِعَمَلِي إِلَي أَحْسَنِ الْأَعْمَال”

جلسهٔ قبل، این جمله بود:

“وَ انْتَهِ بِنِیَّتِى إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ؛
: خدایا! نیت من را منتهی کن به بهترین نیت‌ها”.

که در جلسهٔ قبل عرض کردیم سعی کنیم که نیت‌هایمان در کار و تلاش‌های روزانهٔ زندگی‌مان بهترین نیت‌ها باشد.
این را مخصوصاً برای کسانی که می‌خواهند در این عصر غیبتِ امام زمان صلوات‌الله‌علیه از یاران آن حضرت باشند، بسیار تعیین‌کننده است.
یعنی انسان با نیت خوب و بهترین نیت‌ها می‌تواند عصر غیبتش را تبدیل به عصر ظهور کند البته از لحاظ معنوی، نه از لحاظ ظاهری که کسی فکر کند عصر ظهور یعنی منظور دیدن امام زمان است بلکه چیزی بالاتر از دیدن حضرت و چیزی بالاتر از امتیازاتی که در زمان ظهور، یک مؤمن می‌تواند به دست آورد.

اگر یک مؤمن نیتش را بهترین نیت کند، همین عصر غیبت برای انسان می‌شود زندگی بهشتی منتها باید سختی‌های زمان غیبت را به جان بخرد. با تنبلی و راحت‌طلبی و این‌که آسایش ظاهری هدفمان باشد، این هدف محقق نمی‌شود.
آمد خدمت امام صادق علیه‌السّلام عرض کرد: آقا! پس چه موقع فرج برای شما اهل بیت می‌شود؟

فرج در زمان ائمه علیهم‌السّلام مقدمه‌ی فرج نهایی بوده یعنی ائمه اطهار علیهم‌السّلام حکومت دستشان بیاید و زمینه را برای فرج نهایی که حضرت ولیّ‌عصر ارواحنافداه در تمام سطح کرهٔ زمین گسترش بدهند فراهم کنند.
لذا در زمان ائمه درخواست فرج که می‌کردند و انتظار فرج که می‌کشیدند، مثل وضو گرفتن بوده برای نماز که وضو مقدمه نماز است.

فرج در زمان ائمه اطهار علیهم‌السّلام حالت وضو گرفتن داشته و فرج امام زمان ارواحنافداه مثل خودِ نماز خواندن است، بهم متصل می‌شوند.
لذا درخواست می‌کردند: آقا! پس کی ما از این سختی‌ها بیرون می‌آییم؟
که حضرت یک مقدار از لحاظ معنوی تند برخورد می‌کنند نه از لحاظ ظاهری.
چون حضرت نیت آن شخص سؤال‌‌کننده را می‌دانستند و از گفتارش معلوم بوده و به او فرمودند: آیا تو می‌خواهی فرج شود که در آسایش و راحتی قرار بگیری؟
این‌که تا این‌جا حضرت می‌فرمایند:

“أَنتَ مِمَّن یُرِیدُ الدُّنیَا؛
: تو می‌خواهی به دنیا برسی”.

در بعضی روایات دیگر حضرت می‌فرمایند: این امر واقع نمی‌شود تا این‌که هم ما ائمه، هم شما از پیشانی‌مان پاک کنیم “أَلعَرَق وَ الْعَلَق” یعنی هم عرق پاک کنیم از پیشانی و هم خون پاک کنیم.
یعنی اگر فرج می‌خواهد صورت بگیرد سختی دارد، مجروحیت دارد، زحمت دارد. اگر دنیا می‌خواهید که این فرج نیست.
به تعبیر من بروید دنبال این‌هایی که دنبال دنیا رفتند مثل هارون‌الرشید که دنبال دنیا رفت و تمام ممالک، مالش بود. به ابر می‌گفت: برو هر جا می‌خواهی ببار که در مملکتِ من داری می‌باری.

انسان اگر فکر کند که عصر ظهور آقا امام زمان ارواحنافداه عصرِ راحتی است، البته عصر راحتی هست ولی نه راحتیِ به آن معنا. یعنی این ظلم و جور و بی‌عدالتی و آن‌‌چه که در زندگی بشر فساد است را حضرت برمی‌دارند اما تلاش و زحمت و کار، لازمه‌ زندگی دنیا است.
اگر تصور ما این باشد که ظهور شود که ما در آسایش ظاهری قرار بگیریم، این یعنی من نمی‌خواهم خانه‌ آخرتم را بسازم.
اصل فرج و گشایش برای یک مؤمنِ منتظر این است که به آن ادب‌ها و تربیت‌های اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام جامه عمل بپوشاند.

“وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ؛
: خدایا! نیت من را بهترین نیت کن”.

نیت یعنی آن‌‌چه که انسان در نظر می‌گیرد. مثلاً یک چایی می‌خواهید بخورید، یک چیزی را شما در نظر دارید و براساس آن، چایی را می‌خورید. تمام کارها این‌طوری است.
مثلاً یک دانه برنج از روی زمین بر‌می‌دارید، این وصل به یک شاخه‌ای از شاخه‌های درخت طوبی است یعنی یک‌نفر بپرسد این دانه برنج را برای چی از روی زمین برمی‌داری؟
شما می‌گویید: برای این‌که خانه‌مان تمیز باشد، برای این‌که کثیف نباشد.
یعنی این‌قدر این صفت، عمل و روحیه انسان را پاکیزه می‌کند که حتی یک دانه برنج را نمی‌‌خواهد روی زمین باشد که پا روی آن برود و منشأ آلودگی باشد.
چیزی هم نمی‌شود ولی اگر بخواهیم از همان یک دانه صرف‌نظر کنیم، به دو دانه و سه دانه می‌رسد. دیدید بعضی‌ها خانه‌شان بهم ریخته است؟
می‌گویند: حالا ولش کن.
دیگر کم‌کم درِ کثیفی و بی‌نظمی باز می‌شود.
این‌که شراب یک قطره‌اش هم نجس و حرام است و نمی‌شود خورد، خب یک قطره تأثیری ندارد. این برای این‌ است‌ که‌ کلاً جلویش گرفته شود.
چون یک عمل کوچک وصل است به شاخه‌های درخت طوبی یا درخت زقوم که در ماه معظم شعبان بحثش مطرح است.

نیت من باید این باشد که اعمال من عملی باشد که مورد رضایت مولایم آقا امام زمان ارواحنافداه باشد.

“وَ انْتَهِ بِنِیَّتِى إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ وَ بِعَمَلِى إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ”

هم نیتم بهترین نیت باشد، هم عملم بهترین عمل باشد که خدای تعالی به بهترین عمل پاداش می‌دهد یعنی براساس بهترین عملی که انجام می‌دهید، پاداش‌تان را تنظیم می‌کند.

“اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتِى وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ یَقِینِى؛
: خدایا! نیت من را به لطف خودت موَفّر کن و پر کن”.

نیتم خالی نداشته باشد و جیبم پرِ پول باشد در بحث نیت.
جلسهٔ گذشته نیت‌های مختلف را من عرض کردم دیگر تکرار نمی‌کنم. در یک عملی که ما انجام می‌دهیم، چند نوع نیت ما می‌توانیم داشته باشیم.
البته این صوت‌هایی که ما ضبط می‌کنیم، من فکر می‌کنم که خیلی‌ها گوش نمی‌دهند. حالا به قول مسئله امام جماعتی یک‌نفر اقتدا کند یا ده نفر یا صد نفر، فرقی از لحاظ نماز خواندنش نمی‌کند.
ما صوتی را ضبط می‌کنیم حالا می‌خواهد یک‌نفر گوش دهد، ده نفر گوش دهند، صد نفر گوش دهند.
اگر مفید باشد، آن کسی که گوش نمی‌دهد، خودش عقب می‌افتد و من حتی می‌خواستم از دوستانی که یک مقداری جدی‌تر می‌خواهند باشند امتحان بگیرم که دیدم امتحان‌هایی که ما ظاهری بخواهیم بگیریم، گوشه و کنارش باز می‌ماند و بهترین امتحان این است که خودِ شخص به خودش نمره دهد که اگر جدی می‌گیرد، اگر اهمیت می‌دهد، اگر به هر جلسه‌ای مثل ده میلیون تومان اهمیت می‌دهد که اگر گوش دهد به او می‌دهند و اگر گوش ندهد به او نمی‌دهند؛ آیا این‌طوری هستیم؟

خودمان را امتحان کنیم. اگر برای دنیا و آخرتمان مفید است، خب چه‌طور ما از ده میلیون نمی‌گذاریم!
می‌گویند: اگر سه ربع یک مطلبی را گوش بدهی، ده میلیون به تو می‌دهند.
همین الآن هزار نفر صف می‌کشند ولی ما یک صوتی را می‌گذاریم، کلّی هم مطلب از قرآن و روایات بیان می‌کنیم، از خودمان هم نمی‌گوییم.
می‌بینیم یک‌نفر سؤال می‌کند و من سؤالات را در صوتی‌ها جواب دادم.
می‌گویم: فلان صوت را گوش کنید.
می‌گوید: من توی کانال معارف نیستم.
می‌گویم: پس من برای کی این‌ها را ضبط می‌کنم؟ برای کی این کانال‌ها را درست کردم؟ برای شماها درست کردم.
من حتی دیگر فرصت نکردم مجلهٔ چاپی‌ام را بنویسم. چون مجله را بخواهم دست بگیرم، چهل روز باید تمام کارهایم را تعطیل کنم. الآن نزدیک یک‌سال است که مجلهٔ چاپی‌ام را دست نگرفتم به‌خاطر این‌که این کانال‌ها تمام وقتم را پر می‌کند.

کسی می‌خواهد بفهمد نمره‌اش چند است، خودش به خودش نمره دهد. بعضی‌ از مباحث که نوشتنی است و من چند ساعت برای یک سؤال وقت می‌گذارم چون گاهی هم نمی‌شود که به‌صورت صوتی بدهیم تایپ کنند.
خلاصه طوری هست که باید از فکرم تراوش کند و روی تبلت و موبایل تایپ کنم و مثلاً دو ساعت یک سؤالی را جواب می‌دهم که شما در دو، سه دقیقه می‌خوانید.
کسانی که واقعاً می‌خواهند اهمیت بدهند، خودشان نمره بدهند که من می‌خواستم بگویم چه کسانی گوش دادند به این ده جلسه‌ای که درباره دعای معرفت امام علیه‌السّلام در ماه رجب صحبت کردم؟
مطالب هم خیلی مطالب معرفتی است و مال معارف اهل بیت علیهم‌السّلام است.

الآن اگر بخواهم بپرسم چه کسانی گوش دادند، چه کسانی گوش ندادند، ممکن است بعضی‌ها گوش نداده باشند، خجالت بکشند. ما هم این‌کار را نمی‌کنیم ولی هر کس می‌خواهد ببیند نمره‌اش چند است، به خودش نمره دهد.
مطالب را خوب گوش داده، نکته‌برداری کرده مثل یک دانشگاه، صوتی‌ها همین‌طور، متنی‌ها همین‌طور.
سخنرانی‌هایی که می‌خواهیم ماندگارتر باشند، یک جمعی هستند زحمت می‌کشند، چشم‌هایشان اذیت می‌شود. با کارها و مشغله‌های زیادی که دارند روی همین گوشی موبایل صوت را گوش می‌دهند و تایپ می‌کنند. دائم باید صوت را نگه دارند و زحمت زیادی دارد.
بعد تازه من باید بنشینم، کلّی روی این‌ها کار کنم که مثلاً یک سخنرانی ۴۰ دقیقه‌ای گاهی ۱۵ ساعت روی آن وقت می‌گذاریم تا تبدیل به نوشتار شود و من روی آن ویرایش کنم، کم و زیاد کنم. دیگر خودِ ماها باید همت‌مان بلند باشد.
همت بلند دار که از همتِ بلند
مردان روزگار به جایی رسیده‌اند

خدایا! نیت من را به بهترین نیت برسان. یعنی خدایا! این‌قدر رشد فکری به من بده که نیت من نیت‌های کوچک نباشد.
مثلاً می‌خواهم به بچه‌‌ام رسیدگی کنم، نگویم: خب بچه است، دلم برایش می‌سوزد، باید به این بچه رسیدگی کنم.
این را ببر به نیت‌های بلند. بگو: این امانت پروردگار است، این امانت امام زمان ارواحنا‌فداه است. ایشان به بچه من سزاوارتر از من هستند و امام زمان اولویت دارند به این بچه از من. یعنی قبل از این‌که بچهٔ من باشد، خلق خداست، امانت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام است.
چون خدای تعالی هیچ چیزی را خلق نکرده مگر به محبت اهل بیت علیهم‌السّلام. ولو آن انسان شمر باشد. شمر که اول شمر نبوده، خدا او را بی‌عیب و نقص خلق کرده. خودش، خودش را شمر کرده و همین‌طور سلمان هم خودش، خودش را سلمان کرده.

نیتت را بلند کن. بگو: خدا این بچه را به من داده که اگر سلمان را به من می‌داد چه‌طوری تربیتش می‌کردم، به چه نیتی روی او کار می‌کردم؟
اگر پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم این بچه را می‌دادند دستِ من، چطوری تربیتش می‌کردم؟
جناب شیخ مفید در عالم خواب دیدند که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام را آوردند و دادند دستِ شیخ مفید که به آن‌ها درس بدهد.
(حالا شیخ مفید چهارصد سال فاصله دارد با صدر اسلام)
بعد در بیداری دید که سید مرتضی و سید رضی، (سید رضی کسی است که نهج‌البلاغه را جمع‌آوری و تنظیم کرده) دوتا از بزرگان عالم شیعه را مادرشان آورد که جناب شیخ مفید به آن‌ها تعلیم دهد.

این یعنی چی؟
یعنی یک بچه‌ای که خدا به تو داده، تو این را امانت فاطمه‌ زهرا سلام‌الله‌علیها بدان، امانت پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم بدان.
نیتت را بلند کن، بگو: این فرزند فاطمه‌ زهرا سلام‌الله‌علیها است.
حالا جسمی هم نباشد، روحی که باید باشد. اگر جسمی هم هست که بهتر. جسمی هم که نباشد، روحی است.
بالأخره یک شیعهٔ علی‌بن‌ابیطالب است که من باید تربیتش کنم. به این نيت به او آب بده، به این نيت به او رسیدگی کن، به این نيت برایش تلاش کن، بی‌خوابی بکش، شیرش بده.
همین‌طور سایر کارها؛ مرد می‌خواهد به خانواده‌اش رسیدگی کند، زن می‌خواهد به همسر و فرزندانش خدمت کند. یعنی تمام اعمالی که در طول روز انجام می‌دهی، نیت‌هایت را ببر بالا، قیمتش را ببر بالا تا خدای‌ تعالی پاداشت را ببرد روی بهترین عمل.

“حَیِّ عَلَی خَیْرِالْعَمَل؛
: بشتابید به‌سوی بهترین عمل”.

که تفسیر شده به «بِرُّ فَاطِمَه وَ وُلْدِهَا».
«حَیِّ عَلَی خَیْرِالْعَمَل» در اذان و اقامه، يعني بشتاب به‌سوی بهترین عمل.
بهترین عمل، اظهار محبت به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و اولاد آن حضرت است که در درجه اول ائمه‌ اطهار علیهم‌السّلام هستند و امروز هم حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنافداه.
تو تمام زندگی‌ات را باید بکنی محبت به امام زمان صلوات‌الله‌علیه.

خودِ حضرت فرمودند:

“فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا؛ (توقیع شیخ مفید)
: هر یک از شما باید کارهایتان بر محور محبت ما باشد”.

یعنی آب می‌خوری، این را ارتباطش بده به اظهار محبت به امام عصر ارواحنافداه.
حالا چه‌طوری؟
یک‌نفر به این مباحث نا آشنا باشد، ممکن است نفهمد و بگوید: این شیخ چه می‌گوید؟
یعنی چی من آب می‌خورم، اظهار محبت به امام زمان ارواحنافداه باشد؟
ببینید شما آب می‌خورید، مستحب است بگویید: «فدای لب تشنه‌ات یا اباعبدالله»
یا «أَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن».
می‌دانی خدا چه‌قدر پاداش به تو می‌دهد؟
اگر موقع آب خوردن، به یاد تشنگی اباعبدالله علیه‌السّلام بیفتی، این آب خوردنِ تو می‌شود یک عبادت، می‌شود یک اظهار محبت.

ببینید از یک آب خوردن تا هر عملی دست بگیرید من به شما می‌گویم: نیت‌هایتان را ببرید به بهترین نیت.
مگر ما نمی‌گوییم: ما در این دنیا واقعاً می‌خواهیم از منتظران حضرت ولیّ‌عصر ارواحنافداه باشیم؟
خب یک منتظر امام زمان ارواحنافداه یعنی چی؟
ببینید در بحث‌های نیمه شعبان این مباحث، زیاد تکرار می‌شود که مثلاً خانه را آب و جارو کنیم برای مهمانی که می‌آید. خب این را همه شما شنیدید ولی من می‌خواهم بگویم:
کسی که منتظر آقا امام زمان ارواحنافداه است، به این معنا باید منتظر باشد که من بدون امام زمان ارواحنافداه نمی‌خواهم زنده باشم مثل اصحاب سیدالشهداء علیه‌السّلام.

حضرت فرمودند: بیعت را از شما برداشتم، بروید.
این‌ها می‌گفتند: آقا! ما چه‌طوری شما را رها کنیم؟ ما زندگی بدون شما را نمی‌خواهیم.
ببینید خودِ حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام در مورد حضرت علی اکبر چه فرمودند؟
ایام هم نزدیک می‌شود به ولادت حضرت علی اکبر که یازده شعبان است. این ایام همه‌اش بسیار مقدس و نورانی است. امروز هم تولد حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه است.
حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام خودشان فرمودند:

“عَلَی الدُّنْیَا بَعْدَکَ الْعَفَا؛
: خاک بر سر دنیا بدون تو علی اکبر من”.

یعنی چی این حرف‌ها؟
یعنی اگر تو در این دنیا زندگی می‌کنی و امام زمان ارواحنافداه در زندگی تو نیست، خاک بر این زندگی.
در حدیث قدسی دارد:
“دنیا ملعون است یعنی از رحمت من به دور است مگر آن‌چه برای من باشد، برای خداوند باشد”.
بعضی‌ها کلّی می‌گویند: برای خدا.
مثل گردویی که می‌گذارند در جیبشان ولی نمی‌شکنند بخورند. مغزش را باید بخوری.
آن برای خدایی کارساز است که اظهار محبت به حضرت ولی عصر ارواحنافداه باشد و مستقیم به امام زمان ارواحنافداه ارتباطش بدهی.
یعنی نفس کشیدنت، غذا خوردنت، خوابیدنت، خانه‌داری برای خانمها، کاسبی برای آقایان، همه‌ی این‌ها را به امام زمان ارواحنافداه ارتباط بدهی.

همین صبحی که بلند می‌شوی برای نماز صبح و دعای عهد می‌خوانی، معنای دعای عهد همین است که می‌گویی: من «بیع» کردم خودم را، بیعت کردم یعنی من فروختم خودم را به امام زمان ارواحنافداه یعنی من دیگر مال خودم نیستم.
این آغاز یک راهی است که ما را دارند به این راه می‌خوانند. راهی است که انسان را زنده می‌کند.

«اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛ (انفال/۲۴)
: استجابت کنید دعوت خدا و رسولش را به چیزی که شما را زنده می‌کند».

معرفت و محبت امام زمان، زندگی ایجاد می‌کند. خدای تعالی براساس این محبت تو را خلق کرده.

“نَحْنُ صَنَائِعُ رَبَّنَا وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا؛
: ما ساخته‌های پروردگار هستیم و مخلوقات، بعد از ما ساخته‌هایی برای ما هستند”.

یعنی اگر ما نباشیم، خدای تعالی خلقتی انجام نمی‌دهد، تو را خلق نمی‌کند.

روی این معرفت، می‌گفتند: آقا! ما اصلاً بدون شما نمی‌خواهیم زنده باشیم.
فرض کنید که دشمنان به ما بخواهند بگویند: شما حسين را به ما بدهید، ما دیگر هیچ کاری با شما نداریم، بروید خوش زندگی کنید.
یاران امام حسین علیه‌السّلام می‌گفتند: «ما حیا می‌کنیم که اصلاً چنین چیزی بخواهد در ذهن ما راه پیدا کند. ما هزار بار کشته شویم که فقط امام حسین عليه‌السّلام و شما اهل بیت لحظه‌ای زنده بمانید. ما این را انتخاب می‌کنیم.
چون به تعبیر ما شما زنده بمانید، عالَم زنده می‌ماند و انسان‌ها نجات پیدا می‌کنند. ما هم فدا می‌شویم و حیاتِ ابدی می‌گیریم».

“وَفِّر بِنِیَّتِی؛
: یعنی خدایا! نیت من را پُر کن”.

آیا می‌خواهید نیتتان این‌طور باشد؟
این کاسه نیت من که بر این اساس ارزیابی می‌شود؛ در کاسه نیتت چی هست؟
چقدر طلا داری، من روی وزنه بگذارم و قیمت کنم؟
می‌بینی آن را روی ترازو می‌گذارد، می‌گوید: مثلاً ته کاسه‌ات دو گرم طلا هست.
این که پولی نمی‌شود. اما اگر درون کاسه‌ای که پنج کیلو طلا جای می‌گیرد، پر از طلا کردی، ببین چقدر فرق می‌کند؟
نیت‌ها این‌طوری هستند. نیت‌تان را پر کنید. یعنـی بگویید: خدایا! من بدون امام زمان ارواحنافداه لحظه‌ای نمی‌خواهم زنده باشم.
البته این نیت باید با معرفت باشد، نمی‌گویم شعار بدهید. شعار هم بدهید، بگویید: توی کاسه‌ام پنج کیلو طلا هست بعد خدا نگاه می‌کند می‌بیند همان دو گرم بیشتر نیست که این هم فایده‌ای ندارد.
ترازوی خدا به حرف ما نیست و خدای تعالی به حرف و حدیث ما نگاه نمی‌کند بلکه به واقعیت و آن رشدی که پیدا کردیم نگاه می‌کند.

اگر بگویند: تو می‌توانی بدون امام زمان ارواحنافداه زنده باشی، چکار می‌کنی؟
این موارد هست و الآن این حرف را به شما می‌گویند.
مثلاً می‌گویند: چرا تو با نامحرم سر یک سفره نمی‌نشینی که آزاد باشیم.
مثلاً مردی با خانمش بد حرف می‌زند، به او فحش می‌دهد و توهین می‌کند و صحبت طلاق پیش می‌آورد و به او می‌گوید: چرا حجاب گرفتی؟
مثلاً دخترشان می‌خواهد با حجاب باشد، وادارش می‌کنند که حجابش را کاهش دهد که در این صورت با یک بی‌حجاب فرقی نمی‌کند.
حجابش را کاهش دهد و موهایش پیدا باشد، با این‌که روسری‌اش را بردارد که فرقی نمی‌کند و از نظر حُرمت حرام است.

یعنی می‌خواهد بگوید: اگر می‌خواهی زنده باشی باید امام زمانت را کنار بگذاری. امام زمان در طاقچه و قابِ تابلو برای تو کافی است.
این یعنی این‌که امام زمان ارواحنافداه را در زندگی‌ات بمیران.
شما هم محکم بگو: من بدون امام زمانم نمی‌خواهم زنده باشم. بدون امام زمان ارواحنافداه نمی‌خواهم غذا بخورم. بدون امام زمان ارواحنافداه اصلاً نمی‌خواهم زندگی ظاهری داشته باشم.
حالا این‌ها را من نمی‌گویم که اگر زن هستند، بروند با شوهرشان درگیر شوند. خیلی جاها باید تقیه کنند.
وقتی می‌بینند همسرشان کشش ندارد، امام زمانت را داشته باش منتها با تقیه.
بعضی از اصحاب ائمه بودند که زنشان سنّی و در حدّ داعشی بوده ولی جلوی زنشان تقیه می‌کردند و این‌طوری زندگی می‌کردند.

ولی یک جایی که تقیه نباشد، انسان باید بین امام زمان ارواحنافداه و مرگ یکی را انتخاب کند. یعنی اگر امام زمان می‌خواهی باید بمیری، باید محروم باشی. اصلاً این محرومیت نیست، زندگی حقیقی در این است.

این نیتِ اول. نیت چی؟
نیت زنده بودن.
زنده بودنت را نیت کن. ‌ما از پایهٔ پایه گرفتیم.
«زنده باشم یا نباشم» این را نیت بکن.

“و َانْتَهِ بنِیّتِی اِلَی أَحسَنِ الِنّیَّات”

می‌پرسند‌: برای چی زنده هستی؟
جواب می‌دهد: زنده‌ایم دیگر! چه‌کار کنیم زنده‌ایم.
می‌گوییم: نه! بگو‌ با امام زمان یا بدون امام زمان.
اگر بخواهند امام زمان ارواحنافداه را از تو بگیرند، حاضری زنده باشی؟
ممکن است خیلی‌ها جا بزنند همان‌طور که زمان حضرت سیدالشهداء علیه‌السّلام جا زدند. این‌همه دعوت کرده بودند، گذاشتند کنار.
الآن هم خیلی‌ها ممکن است این‌طوری باشند. چون آن رشد و معرفت را پیدا نکردند و انتخابشان روی هواهای نفسانی‌است.

«لشکر هوی» ضدش «لشکر حکمت» است. اگر «هوی» یعنی میلت را انتخاب کردی، حکمت را باید بگذاری کنار یعنی حقایقی که در این عالَم هست را باید بگذاری کنار.

نیتم در زندگی چه باید باشد؟
با امام زمان بودن.
با امام زمان زندگی کردن.

حالا حضرت صلاح نمی‌دانند تو به‌صورت جسمی ایشان را ببینی. تو بگو: به روی چشم. قربانش بروم اگر دوست دارد من نبینم ایشان را چشم.

یکی از اصحاب امام صادق علیه‌السّلام در حال ردشدن از کوچه بود، حضرت را دید، رویش را از ایشان برگرداند. چون در تقیه بودند یعنی اگر می‌خواست به امام سلام و علیکی بکند و یک خوش و بشی بکند و قربانت بروم بگوید، یا امام در خطر قرار می‌گرفت یا خودش و این خلاف وظیفه شرعی‌اش بود.
شاید مأموری آن‌جا بوده، مشکل ایجاد می‌کرده و خلاف خواست امام بوده.
بعد رفت خدمت امام علیه‌السّلام (ظاهراً اسمش حماد بن‌ واقب بوده) به حضرت عرض کرد:
آقاجان! ببخشید من دیروز صورتم را برگرداندم که برای شما یا برای خودم مشکلی ایجاد نشود.
حضرت تحسینش کردند و فرمودند: بارک‌الله خوب عمل کردی.
ولی یک‌نفر دیگر این‌کار را نکرد مثلاً سلام‌علیک و‌ خوش و بشی کرد.

“مَا اَحسَنَ و لاَ اَجْمَل؛
: خوب رفتار نکرد و زیبا رفتار نکرد”.

خب از لحاظ ظاهری نگاه کنی، به اولی می‌گویند: چقدر بی‌معرفت بود و به امام صادق علیه‌السّلام سلام‌ هم نکرد ولی دومی چقدر با‌معرفت بود.

ببینید زندگی زمان غیبت این‌طوری است. امام زمان ارواحنافداه می‌فرماید: صلاح نیست شما من را ببینید. ببینم بدون دیدن، مثل دیدن برایتان هست؟

که حضرت سجاد علیه‌السّلام می‌فرمایند: این‌ها از اهل هر زمان دیگری بهترند.
چه کسانی؟
کسانی که ندیدن امام برایشان مانند دیدن است البته این را یک‌جور دیگر هم می‌شود معنا کرد.
یعنی این‌قدر بی‌خیالِ امام زمان است که اصلاً امام زمان باشد یا نباشد، برایش فرق نمی‌کند. یک عده این‌طوری هستند یا مرده‌اند یا در خواب غفلت‌اند.
این‌طور نباید باشد بلکه این‌ معرفت را باید داشته باشند که ندیدن امام زمان ارواحنافداه مثل دیدنش باشد یعنی این‌قدر معرفتش بالا رفته که:

«يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»

دیده نشدنِ امام روی او تأثیر نمی‌گذارد که ایمان و درجاتش کاهش پیدا کند. این شخص خیلی رشد کرده که از مردم زمان ظهور هم بالاتر است.

ببینید یعنی اگـر نیت‌مان را درست کنیم، زندگی زمان غیبت‌مان از زندگی زمان ظهور درجه‌اش بالاتر می‌رود.
این‌ها خلاصه روایات است. روایاتش را من در کتاب «در اوج تنهایی» نقل کردم. یک رو‌ایت مفصلی دارد که ببینید و بخوانید که این روایت در خاطرتان باشد.
در آن روایت، این‌قدر حضرت تعریف می‌کنند از شرایط تقیه‌ای و زمان غیبت که فضیل‌بن‌یسّار می‌گوید: آقا! پس دیگر برای فرج دعا نکنیم.
حضرت باز تنظیمش می‌کنند می‌فرمایند:
نه! دعا کن مگر دوست نداری دنیا درست شود.

یعنی تو خودت را با این نیت، درست می‌کنی و از زمان ظهور هم می‌زنی بالا ولی مگر فقط باید به فکر خودت باشی؟ به فکر مردم باش.
دنیا پر از فساد است. مردم یمن را که الآن می‌کشند و این‌همه جنایت در دنیا انجام می‌شود در قالب جنگ، در قالب بیماری‌ها، تولید امراض، تولید هزاران فساد، جهنمی کردن مردم، جسمشان را از بین بردن، روحشان را از بین بردن.
این‌که یک شخصی راهش را پیدا نکند. در بیابان سرگردان است تا بمیرد. الآن بیشتر جمعیت دنیا این‌طوری هستند در بیابانِ سرگردانی هستند تا می‌میرند. عده کمی می‌آیند از اسلام تحقیقی می‌کنند. اکثر جمعیت دنیا که از اسلام تحقیق نمی‌کنند.
حضرت فرمودند: نه! مگر دوست نداری که مردم نجات پیدا کنند، راه‌ها امن شود، عدالت برقرار شود و دنیا درست شود. (این‌ها تعبیرهای من است براساس فرمایشات حضرت)

شیخ محمد تقی بافقی که خدمت حضرت رسید، در آن برف و بورانِ کردستان در زمستان. می‌خواست برود داخل قهوه‌خانه‌ای که به‌اصطلاح، کُردهای یزیدی هستند که مثل داعشی‌ها شیعه‌ای را گیر بیاورند، سرش را می‌برند بعد حضرت فرمودند: آن‌جا جای تو نیست.
بعد خدمت حضرت رسید، دید در آن برفی که همه‌جا را پر کرده، حضرت زیر درختی هستند که هوای بهاری دارد، برفی نیست و خیلی عادی است.

کسانی که زندگی‌شان را با امام زمان ارواحنافداه قرار می‌دهند، این حالت برای آن‌ها هم ایجاد می‌شود. حالا نه از لحاظ ظاهری ولی حسی که این‌ها پیدا می‌کنند حس راحتی است، حس نشاط است، حس نزدیکی به خداست.
حتی در زندان هم باشند، احساس نزدیکی به خدا پیدا می‌کنند. احساس می‌کنند که در آسمان‌ها دارند زندگی می‌کنند. این حس را ممکن است هم‌زندانی و هم‌بندش پیدا نکند.
ممکن است هم‌سلولی‌اش در اوج فشار روحی باشد.
فرض کنید دو نفر در یک شرایط هستند ولی خدا به او شرایط بهشتی می‌دهد و به دیگری شرایط جهنمی می‌دهد.
یا او را دارد مجازات می‌کند و گوشش را می‌گیرد و به دیگری دارد درجه می‌دهد با همین شرایط یکسانی که دارند.

لذا ممکن است یک زن و شوهر کنار هم زندگی کنند ولی یکی شرایط زمان غیبتش است، یکی شرایط زمان ظهورش است بدون این‌که زمان غیبت بهم بخورد و این بخواهد حضرت را ببیند. حضرت را هم نمی‌بیند ولی زندگی‌اش شرایطِ زمان ظهور را دارد.
این هم یک مقدار درباره

“وانْتَهِ بِنِيَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ وَ بِعَمَلِی إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِی”

خدایا! این نیت من را پر و پیمان کن. پُرِ پُر باشد، کم نیاید. کاسه پر از نیت‌های ارزشمند.

همین زنده بودنمان را امروز بررسی کردیم، ببینید چقدر ارزش پیدا می‌کند که آن‌وقت ما اگر این را خوب بگیریم، می‌گوییم: چقدر خوب است ما در این عصر زندگی می‌کنیم.
یک‌نفر که از مؤمنین ضعیف‌تر باشد و او را ببیند، می‌گوید: برای فرج دعا کن، این بدبختی‌ها تمام شود. کی فرج می‌شود؟
ما هم همین را می‌گوییم، غیر از این نمی‌گوییم ولی این شخص نیتش را درست کرده و آن یکی فکر می‌کند امام زمان ارواحنافداه ظهور کنند، همه چیزها درست می‌شود.
البته از نظر اجتماعی همین‌طور است ولی از لحاظ فردی، تو الآن دامن حضرت را بگیر، زندگیت را ببر بالا، ارزشمندش کن!

حالا من بخواهم یکی‌‌یکی بقیه چیزها را بگویم، طول می‌کشد ولی لازم است. یک سالک الی‌الله باید همین را درست کند.
یعنی فکر کنید امام زمان، آقا امام حسین است و الآن می‌گویند: یا امام زمان یا زندگی. می‌خواهی با امام زمان باشی زندگی‌ات را ول کن.
گاهی بعضی مردها هستند می‌گویند: اگر می‌خواهی این‌طور باشی، طلاقت می‌دهم بروی.
یا زن می‌گوید: این به درد زندگی ما نمی‌خورد و می‌رود درخواست طلاق کند البته در زن‌ها کمتر است.

از این واضح‌تر که ما حدیث نداریم، سنّی و شیعه همه قبول دارند:

“مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ؛
: کسی که امام زمانش را نشناسد مرده است و خدا او را یک موجود مرده می‌داند”.

این را درست کنیم! بگویم: خدایا! این رشد را به من بده که می‌خواهم واقعاً من را امتحان کنی. خدایا! کمکم کن، شعار نمی‌خواهم بدهم. کمکم کن تا به این رشد برسم، یک مرده پیش تو تلقی نشوم.
خدایا! یک امتحانی روی من بکن، کمکم کن امتحانم را قبول شوم که زندگی را با امام زمان می‌خواهی یا بدون امام زمان؟
یک‌دفعه می‌بینی از اطراف و اکناف امتحانات برایت پیش آمد. فشار به تو می‌آید، از همسر، از فرزند، از این‌طرف و آن طرف که این چه راهی است انتخاب کردی؟
البته نمی‌گویم آن‌ها همه آدم‌های بدی هستند بلکه آن رشد را پیدا نکردند که بفهمند بدون امام زمان، مرگِ روح انسان است.
ان‌شاءالله خداوند توفیقمان دهد که نیت‌هایمان را اصلاح کنیم و زندگی‌مان را زندگیِ به تعبیر من «موکب انتظار» کنیم.

روز تولد آقا حضرت ابالفضل العباس سلام‌الله‌علیه است. یک عیدی برایتان دارم البته همه حرف‌ها عیدی است به خود من و همه شما ولی یکی هم این است که حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه مربی و معلمِ ادب برای سالک الی الله هستند.
یک جمله‌ای ما گفتیم، یکی خیلی خوشش آمده بود که:
برای تزکیه نفس دامن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را بگیر، برای یاری امام زمان ارواحنافداه دامن حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه را بگیر.
برای یاری آقا امام زمان ارواحنافداه به حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه بگو: آقا! جان به من یاد بدهید، چگونه امام زمانم را یاری کنم، چگونه ادب داشته باشم در برابر حضرت.

یک سالک الی الله میلی پیدا کرده بود به یک چیزی که ادبِ نفس نیست. حرام نه، حلال بود ولی ادب نفس نبود.
می‌گوید: حضرت اباالفضل علیه‌السّلام را یک لحظه در حالت مکاشفه دیدم، چنان جمال زیبایی داشتند که این عکس‌هایی که نشان می‌دهند خیلی فاصله دارد با آن جمال نورانی حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه.
این‌که می‌گویند: قمر بنی هاشم خیلی واقعی است قمر بنی هاشم یعنی در بنی‌هاشم «ماه بنی‌هاشم» است.
این‌قدر زیبا بودند و یک اشاره‌ای کردند که این خلاف ادب است، این خلاف تربیت ماست. می‌خواهی از ما جدا بشوی؟
حالا این‌ها تفسیرهایی است که ما داریم.
یک لحظه القاءِ علم می‌کنند، یک لحظه به انسان می‌فهمانند که اگـر می‌خواهی در کلاس من باشی، تربیت‌شده من باشی، نباید دلت میل پیدا کند به چیزی که امام زمان صلوات‌الله‌علیه میل به آن ندارند.

چند تا دعا می‌کنم، آمین بگویید.

خدایا! صلاة ظهر است. به آقایمان به مولایمان قمر بنی هاشم که فکر می‌کنم آن پیامی هم که حضرت اباالفضل به آن ذاکر ابی‌عبدالله دادند که شنیده‌اید در کلیپ‌ها هست می‌گوید: می‌خواستم سوغاتی برای دوستان و مؤمنین بگیرم، گفتم که چه سوغاتی بگیرم؟
از حضرت اباالفضل صلوات‌الله‌علیه درخواست سوغاتی کردم و حضرت در خوابِ یکی از همسفرهای کربلا آمده بودند و به او فرموده بودند که به فلانی بگو (اسم کوچکش علی اکبر بوده) بر ذاکر ما به علی اکبر بگو که وقتی برمی‌گردد به مؤمنین و به منتظران بگوید: از طرف من پنج مرتبه «أَللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الْفَرَج» بگویند.
من فکر می‌کنم حضرت اباالفضل سلام‌الله‌علیه دنبال شاگرد تربیت کردن برای یاری امام زمان ارواحنافداه هستند. یعنی این را در دهن ما می‌گذارند چهار، پنج مرتبه بگویید آن هم به نیابت از ایشان. خب ایشان که نیازی ندارند.
معناش چیست؟
معناش این است که باید سر کلاس حضرت اباالفضل علیه‌السّلام خودت را قرار دهی و به ایشان متوسل باشی که آقا جان! کمکم کن یادم بده من چگونه امام زمانم را یاری کنم؟

آقا جان! یا اباالفضل العباس کمکم کنید از خواسته‌های دل خودم دست بردارم و خواسته‌های دل خودم را کنار بگذارم.
فکر نکنید این‌ها محرومیت است، نه! بلکه خواسته‌هایم را پشت سر خواسته‌های امام زمانم قرار بدهم که هر چه امام زمان ارواحنافداه موافقت دارند، من دنبالش باشم که در واقع دنبال خواست حضرت باشم.
آقا جان! این رشد را به من بدهید، عقلم برسد و بچه نباشم که دنبال چیزهایی که دلم می‌خواهد باشم.
ان‌شاءالله روی این کار کنید و امروز به آقا قمر بنی هاشم علیه‌السّلام متوسل باشید. به آقا حضرت سلطان علی‌بن‌محمدباقر متوسل باشید که فرزند امام باقر علیه‌السّلام هستند، مربی و معلم ما هستند.
آقا امام زمان ارواحنافداه به ما هم سلام بدهند بگویند: السلام علیکم یا انصاری، ای یاران من سلام بر شما.

یاری حضرت همین است که انسان به‌خاطر حضرت یک کاری را انجام دهد و خالصش هم بکند، بگوید: آقاجان! دوست دارند من این بشقاب برنج را بخورم.
چرا دوست دارند؟ چه ربطی به امام زمان ارواحنافداه دارد؟
خب حضرت دوست دارند من غذا بخورم. غذا نخورم، ضعیف می‌شوم. برای خشنودی دل حضرت غذا می‌خورم. مثل پدری که دوست دارد بچه‌اش غذا بخورد.
غذا خوردن این بچه به پدر و مادر ارتباط ندارد؟
امام زمان ارواحنافداه که از هزار پدر به انسان مهربان‌تر است، از هزار مادر به انسان مهربان‌تر است. یعنی محبت مادرتان را ضربدر صد‌هزار بکن، می‌شود محبت امام زمان صلوات‌الله‌علیه.

یک مادر لذت می‌برد بچه‌‌اش غذا بخورد، لذت می‌برد بچه‌‌اش این پیراهنی را که برایش خریده بپوشد. امام زمان ارواحنا‌فداه هم همین‌طور هستند.
روایت دارد خدا دوست دارد نعمت را بر بنده‌اش ببیند. منتها ما همین‌طوری پیراهن می‌خریم می‌پوشیم. یک لباس نو می‌خری سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَا» بخوان حالا یادم نیست یک مرتبه یا چند مرتبه که قدر این پیراهن را بدانی که کلّی داستان و تفسیر دارد بخواهم یکی‌یکی بگویم وقت گذشته.
با غذا خوردنت، با آب خوردنت، با کارکردنت، همسرداری‌ات، بچه‌داری‌ات، در همین زندگی‌ای که ما هستیم باید حضرت را یاری کنیم. نه این‌که فکر کنید یاری حضرت فقط این‌ است‌ که‌ یکی منبر برود، یکی پرچم بچسباند.
آن‌ها جایگاه والای خودشان را دارند ولی همین‌ که زندگیت را طوری کنی که حضرت خشنود شوند و از نوع زندگی‌ات لذت ببرند، این یاری حضرت می‌شود.

وَ صَلَی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین

۴ شعبان‌المعظم ١۴۴٢

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *