ظالمین به اهل بیت در رأس مجرمین هستند
اینکه منظور از مجرمین، ظالمین به اهل بیت و پیروانشان هستند شکی در آن نیست (و روایتش را در سطور آتی ملاحظه خواهید فرمود) زیرا آنها در رأس همه مجرمین هستند. خصوصاً روایاتی که هم شیعه، هم سنی از رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله نقل کردهاند که جهنم برای دشمنان علی علیهالسّلام آفریده شده است و اگر این ظالمین به حق آلمحمد علیهمالسّلام نبودند، مردم جهان همه خداپرست و موحّد میشدند و با تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام آمادهٔ تحقق حکومت واحد جهانی قائم آل محمد علیهالسّلام در همان عصرهای نزدیک به صدر اسلام میشدند و این مطلب در روایت منقول از حضرت زهرا سلام اللهعلیها ذکر شده است.
به قسمتی از این روایت توجه بفرمایید:
«… قالت: “أشهدالله تعالى لقد سمعته يقول: علی خیر من اخلفه فیكم…(الی أن قالت)… اما والله لو ترکوا الحقّ علی أهله و اتّبعوا عترة نبیه لما اختلف فی الله اثنان و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتی یقوم قائمنا التٌاسع من ولد الحسين ولكن… (۱)
حضرت زهرا علیهاالسّلام فرمودند:
«خدای تعالی را شاهد میگیرم که شنیدم رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله میفرمود: علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار میدهم… (تا آنکه فرمود): این حقیقت را بدانید که اگر آنها حق را به اهلش وامیگذاشتند و از خاندان مطهرش پیروی میکردند؛ هیچگاه حتی دو نفر پیدا نمیشدند که دربارهٔ خدا با هم اختلاف داشته باشند و قطعاً امامان معصوم از ما خاندان یکی پس از دیگری این خلافت را به ارث میبرد تا آنکه قائم ما که نهمین از فرزندان حسین علیهالسّلام است قیام بفرماید [و جهان را پر از عدل و داد نماید] ولکن جلو انداختند و امام قرار دادند کسی را که خدا او را عقب قرار داده بود و عقب انداختند کسی [علی علیهالسّلام] را که خدا او را جلو و امام قرار داده بود…».
براساس این حقیقت که در فرمایش حضرت زهرا علیهاالسّلام آمده، اگر برنامهٔ خداوند برای سعادت بشر را بر هم نمیزدند؛ امامان معصوم علیهمالسّلام در همان چند قرن اول پس از وفات رسول خدا صلّیاللهعلیهآله جهان را با معارف توحیدی آشنا کرده و زمینهٔ تحقق حکومت واحد جهانی را در حدود هزار سال پیش فراهم میکردند.
براساس این کلام نورانی و حقیقت عقلی که در سخن حضرت زهرا سلاماللهعلیها دیده میشود؛ تاریخ تلخ ۱۴ قرن گذشته با همه ظلمها و جنایتهای بیشمارش را ظالمین به حق اهل بیت علیهمالسٌلام بهوجود آوردند و مردم هر عصر و نسلی هم با سکوت و سستی خود، راه را بر این ظالمین و قاتلین خاندان عصمت علیهمالسلام هموار کردند. لذا آن جنایتکاران و قاتلین اهل بیت علیهمالسّلام در تمامی این جنایتها تا روز ظهور قائم آل محمد شریکند.
اینک روایتی را که به مجرم بودن آن اشقیاء (یعنی منکرین ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام) تصریح میکند، از تفسیر «البرهان» تقدیم میکنیم:
عن جابر الجعفی عن ابی جعفر، عن أبيه، عن جده علیهمالسّلام ان النبي صلىاللهعليهوآله قال لعلى علیه السّلام: ياعلی، قوله عزّوجلٌ: کلّ نفس بما کسبت رهینه * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ* فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقرَ»
والمجرمون هم المنكرون لولایتك … (البرهان ذيل الآيات، ح ۱۲. عن تأويل الآیات ج ۲/ ۷۳۸ ح ۹)
جابر جعفی که از اصحاب خاص و بسیار والا نزد امام باقر علیهالسّلام است؛ از آن حضرت از پدر بزرگوارش، از جد بزرگوارش علیهمالسّلام نقل میکند:
«پیامبر اکرم صلّیاللهعليهوآله به علی علیهالسّلام فرمود: ای علی، این سخن خدای عزّوجلّ که میفرمایند: «هر نفسی در گرو اعمال خویش است مگر اصحاب یمین که در بهشتهایی از مجرمین پرسش میکنند که چه چیز باعث شد در این مسیر وارد شده و به اینجا بیایید؟» (فرمود:) این مجرمین همان منکرین ولایت تو هستند».
علت جهنمی شدن ما این بود که نمازگزار واقعی نبودیم
همچنین جناب علیبنابراهیم قمی رحمةاللهعلیه در تفسیر خود فرمود: «الیمین علی علیهالسّلام و اصحابه شیعته، فیقولون لاعداء آل محمد: مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَر؟ قال: فیقولون:
«لَمْ نَكُ مِّنَ الْمُصَلِّينَ» “أی لم نَک من اتباع الأئمة علیهمالسّلام”
(البرهان، ذیل الأیات، ح۱۶ عن تفسیر القمی ج۳۸۲/۲).
یعنی «یمین» نام امیرالمؤمنین علیهالسّلام است و اصحاب یمین، شیعیان آن حضرتاند که به دشمنان آل محمد علیهمالسّلام میگویند:
: چه چیز شما را روانهٔ سقر کرد؟ آنها در جواب میگویند: «ما از نمازگزاران نبودیم» یعنی از پیروان ائمه علیهمالسّلام نبودیم”.
در روایتی دیگر که مرحوم بحرانی آن را از جناب کلینی نقل کرده، امام صادق علیهالسّلام میفرمایند:
«منظور از این آیه آن است که آن مجرمین میگویند: ما از پیروان ائمه علیهمالسّلام نبودیم. امامانی که خدای تبارک و تعالی دربارهٔ آنها فرمود: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ». (واقعة/ ۱۰ و ۱۱)
(آنها هستند که بر همه خلایق در معرفت و طاعت خدا پیشی گرفته و نزدیکترین کس به خدا شدند)”.
سپس امام صادق علیهالسّلام فرمود:
«اینکه به پیروان ائمه علیهمالسّلام «مُصَلِّی» گفته میشود به این خاطر است که در زبان مردم عرب به کسی که به دنبال آن کس که بر همه سبقت گرفته، پس از نفر اول میآید «مُصَلِّی» میگویند. لذا منظور خداوند از «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» که اشقیاء میگویند آن است که ما از پیروان آن سبقتگیرندگان یعنی ائمه عليهمالسّلام نبودیم».
(البرهان ذيل الآيات، ح ۱۷ عن الکافی ج۱/ ۳۴۷ ح ۳۸).
در روایتی دیگر نیز آمده که امیرالمؤمنین علی عليهالسّلام وقتى زمان جنگ فرامیرسید مردم مسلمان را با کلماتی چنین سفارش میفرمودند:
به نماز مقیّد و متعهد باشید و بر آن مواظبت کنید و بسیار نماز بگذارید و بهوسیله آن به خدا نزدیک شوید. چراکه نماز یک امر واجب و حتمی است که بر مؤمنین نوشته شده و حتی کفار این حقیقت را میدانستند که علت به جهنم رفتن خود را با این جملات بیان میکنند:
«مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ»
(البرهان ذيل الآيات، ح ۱۸، عن الکافی ج ۵/ ۳۶ ح ۱)
حقیقت نماز، ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است
ممکن است بعضی بگویند: چگونه است که بعضی از روایات فوق، جمله «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» را به پیروی از ائمه اطهار و امیرالمؤمنین عليهمالسّلام معنا کرده و خود حضرت امیر سلاماللهعلیه آن را به
همین نماز خواندن و تأکید بر آن معنا کرده است؟!
پاسخ این پرسش آن است که حقیقت نماز، بندگی و اطاعت پروردگار عالم است و خداوند عالم همه مؤمنین را تحت سرپرستی پیامبر اکرم و امامان معصوم از آل محمد صلواتاللهعلیهماجمعین قرار داده و اطاعت آنان را بر همه واجب فرموده است و نپذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را با نپذیرفتن حکم خدا یکی میداند. بنابراین نماز واقعی وقتی تحقق مییابد که انسان طبق تعالیم نماز، فقط حرف خدا را گوش بدهد و بگوید «إِيَّاكَ نَعْبُدُه» فقط تو را بندگی و اطاعت میکنم.
آن وقت چگونه میشود یک مسلمان را نمازگزار واقعی دانست وقتی که از مهمترین دستور پروردگار مبنی بر جانشینی بلافصل امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام پس از رسول خدا صلىاللهعليهوآله اطاعت نمیکند؟!
چگونه کسی میتواند نمازگزار واقعی باشد درحالیکه از غیر خدا اطاعت میکند و زمام تمام امورش را بهدست غیر خدا داده است؟ آیا یک سرباز در پادگان وقتی فرمانده پادگان را که میبیند از او روی میگرداند و میگوید: من او را به فرماندهی این پادگان قبول ندارم و خودم یا دوستم و یا کسی که خودمان انتخاب کنیم را بهعنوان فرمانده قبول داریم و فرماندهای که دولت تعیین کرده را نمی پذیریم، آیا چنین سربازی را دولت سرباز خود میداند؟!
اگر آن سرباز بگوید من همه مراسمها و اعمال و رفتار یک سرباز را بجا میآورم و فقط فرماندهی که دولت انتخاب کرده قبول ندارم، آیا دولت اعمال او را بهعنوان یک سرباز میپذیرد یا میگوید: تو عنصر نامطلوبی هستی و باید زندانی شوی تا بفهمی که فرمانده پادگان را ما تعیین میکنیم و قرار نیست هر کس هر که را دلش بخواهد فرمانده کند؟ این کار شما، هرج و مرج و بهمریختگی امور سربازان و پادگان و تمام کشور است.
آری، کسانی که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام و فرزندان معصومش تا حضرت مهدی عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف را نمیپذیرند و در عین حال نماز میخوانند و روزه میگیرند و تمامی اعمال و عبادات را بجا میآورند؛ دولت الهی یعنی خداوند متعال پشیزی برای آنها ارزش قائل نیست و میگوید: بروید گم شوید. من نه تنها از اعمالتان خشنود نمیشوم و عبادتهایتان را نمیپذیرم و بر سرتان آن را میکوبم بلکه بهخاطر سرپیچی از فرمان من و توهین به حجتهای من، علی و فرزندانش علیهمالسّلام شما را اگر هزار سال هم نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج هر ساله بجای آورید و همه عبادتها را انجام بدهید؛ هیچکدام را نمیپذیرم و بر دو سوراخ بینیتان شما را در جهنم میاندازم.
(روایات بسیاری از شیعه و سنی به این مضمون وجود دارد و جای انکار برای نه شیعه است و نه سنی)
شنیعترین جرم، روگردانی از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است
آنها که ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را نمیپذیرند، بدترین و شنیعترین جرم را انجام دادهاند زیرا خدا را از فرمانش خلع کرده و فرمان خود را بر فرمان خدا ترجیح دادهاند. در همان روز وفات و رحلت جانگداز پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله حکم خدا و رسولش در خلافت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را زیر پا گذاشتند و از نمازگزاران واقعی نبودند و «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» را بیاثر و بیخاصیت و زیر پا گذاشتند و عملاً گفتند: یکبار خدا، یکبار هم ما و این را عملی کردند و گفتند: نبوت از بنیهاشم و خلافت و رهبری از دیگران.
پس در حقیقت آنها از نمازگزاران نبودند و به حقیقتِ نماز که اطاعت از فرمان خداوند عالم است سرفرود نیاوردند و فرمان نفس آلوده و پلید خود را اجرا کردند. گویا عملشان و بلکه سخنانشان بهجای «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» چیز دیگری بود و مثلاً اینگونه بود: “نعبدک و نعبد ما تهوی انفسنا”. :ما هم تو را عبادت میکنیم و هم هر چه دلمان بخواهد و خدا را با غیر او شریک کردند.
جالب اینجاست که همین معصیتکاران برای بیرون راندن موحدان حقیقی _ یعنی پیروان امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام _ از صحنه، به آنها تهمتی که خود سزاوارش هستند میزنند و میگویند: شما مشرکید.
مانند دزدی که برای پنهان کردن دزدی خودش به افراد بیگناه تهمت دزدی میزند و چه دزدانی دزدتر از سرقتکنندگان حقّ محمد و آلمحمد علیهمالسّلام.
و لذا این افراد با پیمانشکنی با امیرالمؤمنین علیهالسّلام که در روز غدیر خم همگی با آن حضرت بیعت کرده بودند؛ پیمان عبودیت خدا را شکستند و نمازهایشان باطل شد حتی نمازهای ظاهریشان. چراکه روایات فراوان شیعه و سنّی، قبولی نماز مسلمانان را به قبولی در امتحان ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام منوط دانسته است. این اولاً.
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی