شرح آیاتی از سوره مدثر جلسه ۸

راستش را بگویید چرا در این جهنم (سقر) افتادید؟!

آیه ۴۶ و ۴۷:
«وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» (۴۶)
«حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ» (۴۷)

برای تفسیر این دو آیه، به ادامه روایتی که پیش از این نقل کردیم بازمی‌گردیم که در آن رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند:
«منظور از مجرمین در این آیه، همان منکرین ولایت تو هستند».
سپس می‌فرمایند:

«قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ؛ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ؛ * وَكُنَّا‌ نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ»
فيقول لهم اصحاب اليمين؛
ليس من هذا أوتيتم، فما الذي سلككم في سقر يا اشقیاء ؟!
قالوا كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ *
فقالوا لهم هذا الذي سلككم في سقر يا اشقياء و يوم الدين يوم الميثاق حيث جحدوا وكذّبوا بولایتک و عتوا علیک واستكبروا (البرهان، ذيل الآيات، الحديث ۱۲، عن تأويل الايات ج ۲/ ۷۳۸ ح٩)

آن اشقیاءِ گرفتار در سقر در پاسخ اصحاب یمین می‌گویند: به‌خاطر آنکه ما از نمازگزاران نبودیم و به درماندگان غذا نمی‌دادیم و پیوسته با اهل باطل نشست و برخاست می‌کردیم تا آنکه مرگ به سراغمان آمد.

أصحاب یمین در پاسخ این گفتار منکران ولایت امیرالمؤمنين عليه‌السّلام می‌گویند: نه، شما به‌خاطر این‌که نماز نمی‌خواندید و… به اینجا نیامده‌اید و جرمتان تنها نماز نخواندن و به فقیر غذا ندادن و با اهل باطل نشست و برخاست کردن نبوده. راستش را بگویید‌ ای اشقیاء! چه چیز شما را به سقر (جهنم مخصوص) کشاند؟

آنها (لب به اعتراف گشوده و علت اصلی و جرم واقعی و عمیق خود را چنین) بیان می‌کنند: ما روز جزا را دروغ می‌دانستیم و آن را تکذیب می‌کردیم و تا زمان مرگ بر این عقیده بودیم.

اصحاب یمین می‌گویند: بلی ای اشقیاء! همین مطلب باعث شده شما به‌سوی سقر روانه شوید.

(سپس پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌ به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند:) و روز جزا، همان روز (بسته شدن پیمان خداوند با ارواح انسانها در عالم) میثاق است و آنها همان‌جا حقیقت را انکار کرده و ولایت تو را تکذیب کردند و بر تو سرکشی کرده و خود را برتر و بزرگ دانستند».

از این روایت معلوم می‌شود که امور ظاهری که شیطان از جاذبه‌های آنها برای به دام انداختن افراد استفاده کرده مثل نماز خواندن و با اهل باطل و شهوات‌رانان هم‌نشین شدن و به درماندگان بی‌اعتنایی کردن؛ این‌ها به تنهایی توانایی خارج کردن قطار وجود یک انسان از ریل صراط مستقیم را ندارند بلکه آنچه موجب می‌شود انسان، همسفر با مسافران سقر و جهنم شود و در قطار آنها جای گیرد؛ سرکشی قلب و نپذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است که آغاز این سرکشی و حرکت قطار وجود انسان و درونش بر ریل آن، از عالَم قبل از این عالَم و در عالم میثاق (پیمان بستن با خداوند در اطاعت از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام) شکل می‌گیرد.

قبل از ورود به مرز دنیا تعهدی ندادند و زیر بار قوانین کشور نرفتند

از همان‌جا است که انسان‌های متکبری که نمی‌خواهند در مقیاس وسیع از هواهای نفسانی خود دست بردارند؛ ولایت ولیّ خدا، امیرالمؤمنین و ائمه معصوم از نسل آن حضرت را نمی‌پذیرند و منظور ما از اطاعت نکردن در مقیاس وسیع، آن است که انسان به‌طور کلی بخواهد آزاد باشد و زیر بار اطاعت کسی که خداوند اطاعتش را بر خلق واجب کرده نرود. مانند کسی‌که می‌خواهد وارد کشوری شود و لب مرز از او می‌خواهند تعهد دهد فرمان‌روایی رهبر آن کشور را بپذیرد تا بتواند از امکانات آن کشور بهره‌مند شود.

اما او از همان لب مرز زیر بار چنین تعهدی نمی‌رود و اگر تعهد بدهد نمی‌خواهد به آن عمل کند و وقتی وارد آن کشور شد؛ نه تنها با مردم آن کشور و با شهرداران و فرمانداران و استانداران بلکه با وزرا و حتی با رئیس جمهور و رهبر آن کشور هم درگیر می‌شود و این معنای مقیاس وسیع اطاعت نکردن کسانی است که وقتی خداوند در لب مرز ورود به کشور دنیا (یعنی همان عالَم میثاق که قبل از دنیا است) از آنها خواست پیمان و تعهد دهند از قوانین کشور دنیا و رهبر و رئیس جمهور آن یعنی پیامبران و ائمه معصومین علیهم‌السّلام اطاعت کنند.

آنها چون دیدند اگر تعهد ندهند، از این کشور محروم می‌شوند؛ به‌ظاهر تعهد دادند. اما در باطن تصمیم گرفتند وقتی وارد دنیا شدند، از کسی اطاعت نکنند و هر کار دلشان خواست انجام دهند.

بر این اساس است که رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ در روایت فوق، پرده از چهره پلید منکرین ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام برداشته و در قالب گفتگوی اصحاب یمین با عذاب‌شدگان در سقر، حقیقت را بیان می‌فرمایند که علت گرفتاری آن اشقیاء در سقر، چند امر به‌ظاهر خلاف قانون الهی نبوده بلکه مطلب از این‌ها بالاتر است و آنها جرم بسیار سنگینی مرتکب شده‌اند.

یک مثال می‌زنیم تا مطلب واضح‌تر شود و آن همان مثال بالا از شاخه‌ای دیگر است:

ما کاری نکردیم، فقط از چراغ قرمزها عبور می‌کردیم…

اگر عده‌ای از افراد دانش‌آموخته‌ی دانشگاه‌های کشور برای عبرت گرفتن و قدر دانستن از الطافی که کشور به آن‌ها کرده و بهترین امکانات کشور را در اختیارشان گذاشته، اجازه یابند به زندان‌ها سری بزنند و بازدیدی از آن‌ها داشته باشند‌؛ وقتی در داخل زندان به قسمتی برسند که عده‌ای محکوم به اعدام، قفل و زنجیر به دست و پا و‌ گردن دارند و نمی‌توانند کمترین تحرکی داشته باشند می‌رسند، از آن‌ها بپرسند:

شما را چرا در اینجا با این وضعیت نگاه داشته‌اند؟
آن‌ها بگویند: ما از چراغ قرمزها عبور می‌کردیم و ماشین خود را دوبله پارک می‌کردیم و با جوان‌ها به مسخره‌بازی مشغول بودیم و…

آن بازدیدکنندگان، این جواب را نادرست می‌دانند و می‌گویند: ای بدبخت‌های زنجیر به پا و دست و گردن، این جرائم که گفتید باعث نمی‌شود انسان را در چنین زندان تاریک و تنگ و با این وضعیت قرار دهند و نهایت مجازات این گناهان و تخلف از قوانین کشور آن است که مبلغی جریمه از شما بگیرند و مثلاً چند هفته‌ای ماشین شما را توقیف کنند. راستش را بگویید، شما چه جرم بزرگی انجام داده‌اید که محکوم به اعدام شده و چنین اسفناک روز را به شب می‌رسانید؟!

آن‌ها می‌بینند اگر واقعیت را نگویند به مجازات‌هایشان‌ چند شلاق و… اضافه می‌شود، لب به سخن می‌گشایند و می‌گویند: ما به‌طور کلی همه چیز این کشور را به باد مسخره و استهزاء می‌گرفتیم و حتی به جان رهبر این کشور سوءقصد کردیم و عده‌ای از یاران و وزرای او را کشتیم و البته آن جرائمی که ابتدا گفتیم (عبور از چراغ قرمز و…) آن‌ها را هم در پرونده خود داریم. اما آنچه باعث شده محکوم به اعدام باشیم و در این وضعیت قرار گیریم؛ همین جرائم سنگین و سوءقصد به جان رهبران این کشور و جاسوسی برای بیگانگان و دشمنان است.

با این مثال که از حقیقت این روایت استفاده می‌شود؛ ما هم اگر از اصحاب یمین (شیعیان حقیقی امیرالمؤمنین علیه‌السّلام باشیم) سری به زندان سقر می‌زنیم و از عذاب‌شدگان در آنجا می‌پرسیم: چه چیز باعث شده شما در این زندان سخت با شکنجه‌های غیر قابل تحمل‌‌ و… قرار بگیرید؟!

آن‌ها ابتدا به ما می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و به درماندگان کمک نمی‌کردیم و با اهل باطل هم‌نشین بودیم.

از آنجا که ما قوانین دولت الهی را می‌دانیم که خداوند بزرگ بسیاری از مجرمین به جرائم مختلف را به بهانه‌های مختلف و با مقداری تنبیه در عالم دنیا و عالم برزخ و عالم قیامت، از جرائمشان درمی‌گذرد و با عذاب‌های این سه جایگاه (دنیا، برزخ، قیامت) بالأخره آن‌ها را پاکسازی می‌کند؛ باورمان نمی‌آید که این اشقیاء را به‌خاطر جرائم فوق به اینجا یعنی جهنم سقر _ که بد جهنمی است _ آورده باشند.
لذا از آنها می‌پرسیم راستش را بگویید، شما چه جرم بزرگی مرتکب شده‌اید که چنین عذاب‌هایی می‌کشید؟!

آنها لب به سخن گشوده و اعتراف می‌کنند و می‌گویند: راستش ما اصلاً رهبران کشور دنیا یعنی امیرالمؤمنین و ائمه معصوم از فرزندان آن حضرت را که صاحبان و مالکان بهشت‌اند قبول نداشتیم و نداریم و به هیچ وجه زیر بار اطاعت از آنان نرفته و نخواهیم رفت و اگر دستمان به آنها برسد؛ آنها را می‌کشیم و البته در دنیا هم آنها را کشتیم و بی‌خانمانشان کردیم و هیچ هم پشیمان نیستیم و اگر بر فرض به بهشت هم برویم، آنجا را هم برای آنها به جهنم تبدیل می‌کنیم.

ما هم به آنها می‌گوییم: بله، این جرم شماست که شما را به اینجا کشانده، ای اشقیاء!

به این خاطر جهنمی شدیم که روز خروج قائم علیه‌السّلام را تکذیب می‌کردیم

همچنین در روایتی که مرحوم بحرانی از امام صادق علیه‌السّلام نقل کرده، آن حضرت دربارهٔ آیه ۴۶ (وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بيَوْمِ الدِّين: و ما روز جزا را انکار و تکذیب می‌کردیم) می‌فرمایند: «بيوم خروج القائم عليه‌السّلام‌» : یعنی و ما به این خاطر جهنمی شدیم که روز خروج قائم علیه‌السّلام را تکذیب می‌کردیم و آن را دروغ می‌پنداشتیم».

آیه ۴۸:
«فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ؛
: پس شفاعت شافعین سودی به حال آنها نخواهد داشت».

علی‌بن‌ابراهیم: “لو أن کل ملک مقرّب و نبی مرسل شفعوا فی ناصب لآل محمّد”، ما قبل منهم ما شفعوا فيه؛
: جناب علی‌بن‌ابراهیم که تفسیرش کلمات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام است؛ در تفسیر این آیه چنین روایت می‌فرماید که اگر هر ملک مقربی و هر پیامبری بیایند و برای کسی که پرچم دشمنی با آل محمد علیهم‌السّلام را برافراشته شفاعت کنند؛ شفاعت آنان دربارهٔ دشمنان آل محمد علیهم‌السّلام پذیرفته نمی‌شود”.

آیه ۴۹_۵۱:
«فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ (۴۹) كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنفِرَةٌ (۵۰) فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ؛ (٥١)
: پس آنها را چه (مرضی) است که از یادآوری حقیقت روی گردانند (۴۹) گویا مانند گورخرانی وحشی و رمیده‌اند(۵۰) که از شیر گریخته‌اند». (۵۱)

جناب علی‌بن‌ابراهیم در تفسیرش فرموده:
«عما يذكر لهم من موالاة امیرالمؤمنین علیه‌السّلام؛
: یعنی این دشمنان آل محمد از حقایقی که دربارهٔ ضرورت پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام به آنها یادآوری می‌شود، روی گردانند و گویا مانند گورخرانی رمیده هستند که از شیری گریخته‌اند”.

آری، دلهای منکران ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام وحشی و رمیده است زیرا آنها نخواسته‌اند تسلیم حقیقت باشند. چراکه تسلیم حقیقتِ ولایت شدن مساوی است با چشم‌پوشیدن از هوس‌های حرام و محرومیت از تسلط بی‌قید و شرط آنان بر جان و مال و ناموس مردم و آنها دلهای سیاهشان چنین چیزی را نمی‌پذیرد و لذا وحشی و رمیده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *