َعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
در سوره مبارکه کهف، قضایایی که برای استقامت گرفتن وجود دارد، اولینش قضیه «اصحاب کهف» است.
از اولِ سوره میخوانم. خدای تعالی میفرماید:
✨«أَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجًا؛ (١)
: حمد پروردگاری را که بر بندهاش کتاب را نازل کرد و هیچ اعوجاجی برای او قرار نداد».
این خودش اولین نکته در استقامت است یعنی کسی که میخواهد بهسوی خدا استقامت داشته باشد، نباید هیچ اعوجاجی داشته باشد. یعنی هیچ گرایشی به چپ و راست و انحراف از صراط مستقیم نباید داشته باشد.
اگر بر صراط مستقیمِ خدا پایدار باشد و اعوجاج از این صراط نداشته باشد، دارای استقامت میشود.
✨«قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنْهُ؛ (٢)
: خدای تعالی این را بهعنوان قَیّم و نگهدارنده قرار داد».
که این کتابی که نازل کرده، قیّم باشد.
قیّم، مثلاً بالای سر بچه یک سرپرست و قیّم میگذارند. آیات قرآن کریم، قیّمِ بر روحیات انسان است. خودِ پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) هم قیّمِ بر خلق هستند. خدای تعالی نگهدارنده است و روح مطهر پیغمبر اکرم و ائمه اطهار (علیهمالسّلام) را بهعنوان قیّمِ بر خلق قرار داده یعنی بهواسطه آن علم و عصمتی که دارند، نگهدارنده خلق هستند.
✨«لِيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنْهُ؛
: تا آن سختیِ از جانب پروردگار را به مردم انذار دهند».
✴️همانطور که به یک راننده میگویند: اگر رعایت نکنی، درون دره میافتی و به سختی مجروح یا کشته میشوی. انسان هم اگر از قوانینِ خلقت تخلف کند، دچار سختی و عذاب میشود و عذاب جهنم هم به همین خاطر است.
یعنی همانطور که مثلاً یک کسی به سیم برق دست زده و برق او را گرفته، ما هیچ وقت نمیگوییم: آقای برق چرا او را گرفتی؟!
یا به خدا بگوییم: چرا این برق را خنثی نکردی؟!
میگوییم: خب، میخواست دست نزند، میخواست رعایت کند.
جهنم هم همینطور است.
✨«وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا»
و بشارت بدهد به مؤمنین که شایسته عمل میکنند.
همانطور که به رانندهای که قوانین را رعایت میکند تا سالم به مقصد برسد، بشارت میدهند که تو سالم به مقصد خواهی رسید و مثلاً به باغ و بوستان و زندگیای که میخواستی برسی، میرسی.
✨«مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا؛ (٣)
: همیشه در آن نعمتهای الهی خواهی ماند».
ماها مثل رانندگانی هستیم در جادهی پر پیچ و خم کوهستانی مثل همین جاده کرج تا شمال، یک راه کوهستانیِ خیلی پر مراقبت برای راننده است که هر لحظه باید مراقب باشد. پیچهایش زیاد است که بهخاطر پیچهای زیادش به آن هزارچم میگویند.
✴️ مسیرِ ما برای رسیدن به بهشت هم خیلی خیلی کوچکش کنیم، چنین مثالی را دارد که هر لحظه باید مراقبِ چشم و گوش و زبانمان باشیم. همانطور که راننده باید مراقب فرمان ماشین و آینههای ماشین باشد. بدن ما مثل همان ماشین و روح ما مثل راننده است. خب باید چهار چشمی، شش چشمی حواسمان به خودمان باشد البته اول باید حواسمان به روح باشد.
این راننده سرحال باشد، غذایش را خورده باشد، استراحتش را کرده باشد، خوابش نیاید که بتواند این ماشین را کنترل کند. بعد هم براساس دستوراتِِ راهنمایی و رانندگی، این ماشین را درون جاده راه ببَرد. اینها کلّی مسائل دارد. همینطور هم انسان باید روح را اول تغذیهاش کند.
🔶ذکر را با تمرکز، با حضور قلب، با استعانت از پروردگار بگوید. وقتی بینالطلوعین یا وقت دیگری مثلاً ذکر میگوید، باید با حضور قلب باشد. این مثل آن است که راننده باید قشنگ غذایش را بخورد که گرسنه و تشنه نباشد یا استراحتش را کرده باشد که خوابش نیاید.
برای روح هم همینطور است. روح باید خوابش را رفته باشد که از روایات و دعاها اینطور استفاده میشود که خواب و استراحت روح، مناجات با پروردگار است. یعنی اگر انسان یک مناجاتِ صمیمانه با پروردگار داشته باشد، انگار که روح خوابش را رفته. مثل رانندهای که خوابش را رفته و برای رانندگی سرحال است.
📔انسان وقتی مناجاتِ بیغل و غش و صمیمانهای با خدا میکند و صادقانه با خدا حرف میزند و صادقانه با خدا عهد میبندد و اراده میکند که آنچه را خدا میخواهد پیاده کند، اتصالی با محبوب برقرار میکند.
آن شخص، اولِ کار هم که باشد و تازه مسیر سیروسلوک را هم شروع کرده باشد، همینطور است. این شخص شارژ میشود، تقویت میشود. مثل بچهای که به او شیر بدهند، سیر شود و دیگر ناراحتی ندارد و تا چند ساعتی شارژ است. روح انسان هم همینطور است. خب، آدم باید این مسیر را سرحال طی کند.
🔅هر روز ما یک مسیری را طی میکنیم مثل رانندهای که هر روز باید چند ساعتی رانندگی کند، ما هم هر روز چند ساعتی این مسیرِ بهسوی خدا را هم از لحاظ ظاهر، (گردش خورشید و ماه و کرهٔ زمین) مثل ماشینی با سرعتِ بالا در حرکت هستیم و هم اینکه آن مسیرِ معنویای که طی میکنیم، اعمال شایستهای است که باید نشان دهیم.
یک راننده همیشه باید اعمالش در حین رانندگی، شایسته باشد. یعنی منافاتی با رانندگیِ صحیح نداشته باشد.
مثلاً پلیس میگوید: با تلفن همراه صحبت نکند، حواسش پرت میشود. فرض کنید چشمش دائماً به جاده و آینهها باشد، چشمش به آمپرهای ماشین باشد. خلاصه همهجوره تمرکز داشته باشد.
✨«مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا» (٣)
که انشاءالله سالم، رانندگیمان در این جاده دنیا تمام شود. یعنی ما تا در این دنیا هستیم، مثل رانندهٔ در جادهایم.
✴️تا ماشینمان را نزدیکِ بهاصطلاح منزلِ آخرت که قبر باشد پارک نکردیم، در پارکینگ قبر، این ماشین را، بدن را پارک نکردیم، نباید خیالمان راحت شود. چون ماشینِ روشن، همینطور مسئولیت دارد، راننده در برابرش مسئول است.
تا قلب میتپد و ماشین روشن است، ما در قبالش مسئولیت داریم که این را درست حرکت دهیم و اعمالمان شایسته باشد.
✨«وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» به این معنی است.
آنوقت انشاءالله در پارکینگ قبر که پارکمان کردند؛ ماشینمان را پارک کردیم، روح دیگر میرود برای استراحتِ همیشگی و باغهای بهشتیِ خودش و زیر سایهٔ اهل بیت (علیهمالصّلوةوالسّلام).
✨«وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» (کهف/۴)
انذار کند پروردگار بهوسیلهٔ پیامبر و قرآن (قرآن ناطق و قرآن صامت با همدیگر) کسانی را که
✨«قَالُوا؛
: گفتند».
✨«اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا؛ (۴)
: خدا فرزندی گرفته».
خب، برای چه این حرف را میزنند؟ این یک حرف خطرناکی است! این یک حرفی است که انسان را به درون درهٔ جهنم سقوط میدهد.
مثل این است که یک رانندهای بگوید: هیچ اشکالی ندارد که ما فرمان ماشین را دست یک بچهٔ دوساله بدهیم!
چه کسی گفته اشکال دارد؟
ما میدهیم دست یک بچهٔ دوساله؛ این بچه هم دل دارد، بالأخره رانندگی کند. آنوقت اگر این کار را بکنند، چه میشود؟
مساوی با سقوط در دره است.
🔆 آنهایی که میگویند: خدا فرزندی گرفته! خب اینها که اینقدر آدمهای احمقی نبودند که بگویند: خدا هم یک بچه دارد. نه! اینها آدمهای شیّاد، آدمهای کلاهبردار و آدمهای شیطانسیرتی بودند. حداقل آدمهای نفهم و نادانی بودند مثل یک بچهٔ خردسال بودند که چون میخواستند طبق میلشان رانندگی شود، طبق میلشان انسانها زندگی کنند، تا هر سوءاستفادهای میخواهند از جان و مال و ناموس مردم بکنند و بر جامعه و نعمتها و ثروتها و نوامیس مردم مسلط شوند تا هر کاری دلشان میخواهد، انجام دهند.
به این خاطر گفتند: هیچ اشکالی ندارد، ما این فرمان ماشین را بدهیم دست بچهٔ خردسالی بهنام نفس. بالأخره نفسِ ما هم خواستههایی دارد.
آنوقت این را در قالب اینکه خدا فرزندی گرفته، خدا فرزندی دارد، ما آن فرزند را عبادت میکنیم، ما بچهٔ خدا را عبادت میکنیم؛ اینطوری تخیّلی مسیر مردم را بهسوی جهنم کج کردند.
✨«مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ» (۵)
علمی نداشتند به اینکه مثلاً آیا این حقیقت دارد یا نه؟ یک چیزی از روی خواستهٔ نفسانی گفتند.
✨ولَا لِآبَائِهِمْ؛
: پدرانشان هم، همچنین».
✨«كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ؛
: سنگین بود این حرفی که زدند که از دهانشان خارج شد».
✨«إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذبا» (کهف/۵)
: جز دروغ و یک مطلبِ غیر واقعی چیزی نگفتند».
عین همان مثال که پلیس میگوید: این کسی که گفت ما میتوانیم فرمان ماشین را بدهیم دست بچهٔ دو ساله؛ این آدمِ روانی است، اين شخص اصلاً حرفش اعتبار و حسابی ندارد، کسی حرف او را گوش ندهد.
✴️ آیهٔ ششم میفرماید:
✨«فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا؛
: شاید تو برای اینکه اینها ایمان نمیآورند به این هشدارها و انذارهای الهی، تأسف بر اینها بخوری».
یعنی خودت را به زحمت بیندازی که اینها چرا ایمان نمیآورند؟ غصهشان را بخوری. خب اینها بچه که نیستند! نمیخواهند ایمان بیاورند، نمیخواهند بپذیرند. بر فرض، خدا جلوی اينها مجسم هم بشود، او را میکشند کما اینکه با انبیاء الهی و ائمه اطهار (علیهمالسّلام) همین کار را کردند که خدا، انبیا و ائمه را جلوی اینها فرستاد و آنها انبیا و ائمه را کشتند. پس برایشان غصه نخور که چرا ایمان نمیآورند؟
✨«إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛ (٧)
: ما آنچه که روی زمین است را زینت قرار دادیم تا اینها را آزمایش کنیم که چه کسی بهتر عمل میکند؟».
🔆 میبینیم که دنیا اینطوری است. خدای تعالی دنیا را طوری آفریده که مردم یک قطرهای از زندگی واقعی را روی دنیا تجربه کنند. یعنی خدا آن زندگیای که در بهشت است را یک نمونه مثل قطرهای از دریا را چکانده در دنیا و یک مقداری هم از جهنم را چکانده در دنیا که انسان بتواند جهنم را بهصورت خیلی نازل شده، بچشد. مثل برقی که مثلاً از دههزار ولت برسانند به ده ولت، نازل کرده هم بهشتش، هم جهنمش.
دنیا مخلوطی از زندگیِ شیرین و تلخ است تا خدای تعالی انسانها را آزمایش کند. با همهٔ اینکه دنیا اینطوری است و یک ذره، برقی از آخرت در آن است، میبینید که مردم چهطور به دنیا میچسبند و فکر میکنند تمام خوشی در همین دنیاست و به آن برقی که از جهنم، آنها را میگیرد بیاعتنا میشوند.
✨«وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا» (٨)
هم از آنطرف دنیا را و آنچه که در زمین است، زینت قرار دادیم تا در دنیا یک مزهای از بهشت باشد. لذتها، نعمتها و خوبیهایی که خدای تعالی در دنیا قرار داده، شیرینیهای دنیا. از آن طرف هم خدا تلخیهایش را هم چشانده تا هر دو را مردم بفهمند.
ما آنچه را که در زمین هست، پایدار قرار ندادیم. مثل درختی که سبز است و بعد در پاییز زرد میشود و میریزد.
📒خب، تا اینجا خدای تعالی یک تعریفی از زندگی اصلیای که ما باید بکنیم و یک تعریف از برنامهای که ما در پیش داریم کرده است.
بعد شروع میشود، آنهایی که نمونه هستند و باید از آنها درس گرفت.
اولینش اصحاب کهف هستند که اینها چهطور عمل کردند تا به آن مقصدشان برسند و اصحاب کهف از یاران آقا امام زمان (ارواحنافداه) قرار داده شدهاند و بعد از ظهورِ حضرت، رجعت میکنند، زنده میشوند، در خدمت آقا امام زمان هستند. اینها یک خصوصیاتی داشتند که ما هم میتوانیم داشته باشیم و ما هم میتوانیم مثل آنها از یاران آقا امام زمان (ارواحنافداه) باشیم.
✨«أَمْ حَسِبْتَ؛ (٩)
: گمان کردهای که»
✨«أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ»
اصحاب کهف و رقیم؛ اصحاب کهف از این جهت که درون آن غار رفتند، اسمشان شد اصحاب کهف، پناهگاه. رقیم هم چون بعد از آن سیصد سال به نامشان سکه زده شد، اسمشان اصحاب رقیم هم گفته شد که رقَمزده شد، سکه به نامشان.
گمان کردید که
✨«كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا؛ (٩)
: از آیات عجیب ما هستند؟».
🖌یعنی نه، آنطور آیاتِ عجیبی که خیلی مهم باشند. مهم بودند ولی نه به اهمیتی که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسّلام) دارند.
اینها شاگردانی در مدرسه اهل بیت بودند و پیامبرانِ گذشته هم نمایندگانِ پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) بودند که خدای تعالی از پیامبرانِ گذشته عهد گرفت که بروند و پیامبر اکرم را یاری کنند.
یک بخشی از یاریشان این بود که افکار مردم را رشد دهند که آمادهٔ تشریففرمایی پیامبر اکرم و ائمه اطهار (علیهمالسّلام) شوند. آنوقت آن پیامبران، عدهای از مردم را تربیت کردند که این اصحاب کهف، یک بخشی از آن تربیتشدگان بودند.
«پس گمان کردی که اینها از آیات عجیبِ ما بودند؟».
نه در آن سطح، در یک سطحی خوب بودند که میشود از آنها الگوبرداری کرد.
✨«إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ» (١٠)
«فِتْیَه» یعنی جوانمردان.
روایات اشاره دارد از نظر سِنی شاید جوان نبودند. از لحاظ روحیه جوانمرد بودند یعنی باگذشت بودند.
اینها پناه بردند به آن پناهگاه، به کهف، به غار.
✨«فَقَالُوا رَبُّنَا» (۱۰)
وقتی پناه بردند آنجا، گفتند: «پروردگارا! از جانب خودت به ما رحمتی عنایت کن، یک رحمتی شامل حال ما کن که بتوانیم مسیرمان را ادامه دهیم».
🧡انسانی که راه خدا را انتخاب کرده باید یکی از دعاهایش این باشد. وقتی توبه میکند و در راه خدا بیدار میشود، در راه خدا قدم برمیدارد و میخواهد خدا تربیتش کند، رشد پیدا کند، باید یک عنایات خاصی از جانب پروردگار شامل حالش شود. خدای تعالی کمک میکند، رحمت نازل میکند.
از جانب آقا امام زمان (علیهالسّلام) بر آنها صلوات فرستاده میشود و یک امکانات خاصی از جهت پیشرفتِ معنوی برای آنها فراهم میشود. کارها برایشان جفت و جور میشود، قلبشان برای پذیرش حقایق باز میشود، توجهشان میرود بهسوی آنچه که سعادتشان است و دلشان رو میگرداند از آنچه که مایهٔ شقاوت و جهنمی بودنشان است.
«اینها رحمت پروردگار است».
توفیق پیدا میکنند که از «مناجات با پروردگار»، از ذکر گفتن، از دعا کردن، از امور خیر و کارهای شایسته انجام دادن، لذت ببرند.
اینها همه رحمتی است که از جانب خدا شامل حالشان میشود. گفتند:
✨«رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَة؛
: خدایا! رحمتی از جانب خودت به ما عطا کن».
✨«وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛ (۱۰)
: خدایا! آماده کن از برنامهٔ ما، چیزی که موجب رشد ما باشد».
🔸ما ساعات و روزهایمان که سپری میشود، باید مراحل رشدمان را طی کنیم. مثل یک درختی که هر مقدار آب میخورد، آفتاب میخورد، در واقع دارد ذره ذره رشد میکند.
روح انسان هم همینطور است اگر آن آفتابِ بهاصطلاح محبت امام زمان (ارواحنافداه) به او بخورد، اگر آن آب به او بخورد، آبی که حیاتبخش است؛
معارف قرآن، معرفت امام زمان (علیهالصّلوةوالسّلام) باعث رشدش میشود و یک باغبانی هم از جانب پروردگار داشته باشد، علمایی که تربیتشدهٔ اهل بیت (علیهمالسّلام) باشند، در این صورت روح این شخص مثل یک درخت رشد میکند.
📒 خدایا! آماده کن از جانب خودت که ما رشد پیدا کنیم، هر روزمان بهتر از روز گذشته شود و به تو نزدیکتر شویم. فکرمان دربارهٔ حقایق عالَم بازتر شود، دنیا در نظر ما، در چشم دل ما آن حقیقت و کوچکیِ خودش را پیدا کند که برایمان بزرگ نباشد.
«اینها نشانههای رشد است».
وقتی که این خواسته را از پروردگار داشتند، خدای تعالی هم اجابت کرد.
✨«فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا» (١١)
ما بر گوشهایشان زدیم، یعنی اینکه متوجه نشوند، روحشان در حالت بیهوشی قرار بگیرد، سالیانی در آن غار این حالت را داشته باشند.
✨«ثُمَّ بَعَثْناهُم؛ (١٢)
: بعد آنها را مبعوث کردیم، از آن خواب خارج کردیم».
✨«لَنَعْلَمَ؛
: تا مشخص کنیم»،
✨«أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصي لِما لَبِثُوا أَمَداً؛ (کهف/١٢)
: تا کدام یک از دو گروه میتوانند بگویند اینها چند سال آنجا بودند».
✴️یعنی خدای تعالی میخواهد یک ذره، سر سوزنی از اقیانوسِ بیکران قدرتش را اینجا نشان دهد که چرا اهل دنیا اینقدر غافلند و خودشان را قدرتمند میدانند؟!
در حالی که نمیتوانند هیچکاری در این عالم بکنند. سر سوزنی هیچ تصرفی نمیتوانند داشته باشند حتی بال پشهای را نمیتوانند بیافرینند. چرا اینقدر به خودشان مغرورند؟!
حالا اجمالاً داستان اصحاب کهف را خدای تعالی ذکر کرده تا عنایتی که به آنها کرده و رشدی که به آنها داده را بیان کند.
برنامهای که خدای تعالی با اینها داشت فقط مال همان چند ساعت نبود که چند روز اینها به غار پناه ببرند و بعد به خواب بروند. میفرماید: اینها که دعا کردند، در اثر این، ما آنها را به خواب فرو بردیم.
یعنی خدای تعالی تمام آن سیصد سال، برنامه روی اینها پیاده کرده.
🖌وقتی انسان در راه خدا قرار میگیرد
این را ما باید بدانیم که آقا امام زمان (ارواحنافداه) «کهف حصین» هستند.
یکی از القاب و صفاتی که در منبرها به حضرت میدهند «وَ الْکَهْفِ الْحَصِین» یعنی «پناهگاه نفوذناپذیر» است.
یعنی کسی که معرفت به حضرت بقیةالله (ارواحنافداه) پیدا میکند و شروع میکند که خودش را تحت تربیت آن حضرت قرار دهد و به طور کلی از غفلتها و گناهان خارج میشود و توبه میکند و شروع میکند به اینکه خودش را و نفسش را از صفات بد پاک کردن و اعمال شایسته را در پیش میگیرد و در جادهٔ اعمال صالحه شروع به حرکت کردن میکند، این شخص مثل بچهای میشود که او را میگذارند در آغوشِ یک مادری به نام امام زمان (علیهالصّلوةوالسّلام).
🔸اصحاب کهف هم همینطور بودند. خدای تعالی آنها را برد در دامان پر مهر و محبت خودش و ارواح مطهر اهل بیت (علیهمالصّلوةوالسّلام) که حالا از نظر جسمی و ظاهر، آنجا آشکار نبودند ولی همینطور که آقا امام زمان (ارواحنافداه) ما را الآن در پناه خودشان میگیرند، ارواح مطهر اهل بیت (علیهمالسّلام) اصحاب کهف را در پناه خودشان گرفتند و اینها را رشد دادند.
🔆 ما هم همینطور در دامان پر مهر حضرت بقیةالله (ارواحنافداه) بهعنوان یک پناهگاهِ محکم قرار میگیریم و حضرت از ما محافظت میکنند و نمیگذارند بدی به ما برسد.
✨«لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» (آلعمران/١٧۴)
خدای تعالی با عنایاتِ آن حضرت نمیگذارد هیچ بدی به انسان برسد.
چون حضرت را تربیتکننده و مربی ما قرار داده، همانطور که مادر را مربی بچه قرار داده و سالیانی میگذرد و ما حالتِ همین بچهای که در دامان مادر است را داریم و این بچه همینطور مورد توجه و رسیدگی مادر است، یکدفعه مثلاً هفت، هشت، ده، پانزده سال که میگذرد، میفهمد که در این ده، پانزده سال مادرش چهقدر برایش زحمت کشیده است! لحظه به لحظه او را تحت کنترل داشته و به او توجه داشته است. نمیگذاشته به او بدی برسد، خوبیها را به طرفش جلب کرده.
اصحاب کهف هم همینطور بودند.
✴️ ما هم که به حضرت پناه میآوریم و دامان ایشان را میگیریم و اعمالی که حضرت خوششان میآید را انجام میدهیم و اعمالی که بدشان میآید را ترک میکنیم، همینطور هستیم یعنی داریم در دامانشان پرورش پیدا میکنیم و یک وقتی توجه ما را برمیگردانند به خودمان مثل اصحاب کهف که وقتی بیدار شدند، گفتند: ما چهکار کردیم؟
چه شد؟ داستان ما چه شد؟
یکدفعه میبینند چهقدر رشد کردند که از یاران حضرت بقیةالله (ارواحنافداه) شدند.
ما هم همینطور اگر این مسیر را طی کنیم و خودمان را دربست در اختیار اهلبیت (علیهمالصّلوةوالسّلام)
قرار دهیم، این رشد را در ما ایجاد خواهند کرد.
این یک جلسه باشد برای توضیح این آیات. تا آخر آیهٔ ۱۲ ما این توضیحات را دادیم.
انشاءالله بقیهاش برای جلسهٔ بعد باشد.
✨و صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین
شوال ۱۴۳۷
۱۳۹۵/۴/۳۱
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهاللهتعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی