أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
🖌ما از ابتدای سورهٔ مبارکه کهف قبلاً توضیحاتی را گفته بودیم تقریباً تا آیهٔ ۲۲ و این توضیحات در کانال موجود است که دوستان میتوانند مراجعه بفرمایند چون اگر بخواهم بحثهای از ابتدای سوره را تا آیه ۲۱و۲۲ بگویم باید چند جلسه را تکرار کنم.
🍁ولی اجمالاً اصحاب کهف از کسانی هستند که با ظهور حضرت بقیةالله (ارواحنافداه) این شایستگی را پیدا کردند که در هنگام ظهور حضرت، رجعت میکنند.
از جمله جناب سلمان برمیگردد، ابودُجانه انصاری برمیگردد، مقداد بن أسود برمیگردد. این سه نفر از اصحاب رسول الله (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) برمیگردند. چون ابودجانه انصاری یک شخصیت خیلی خوب و مهمی بوده در جنگها، شجاعتها و فداکاریاش.
جناب مقداد هم که معلوم است، جناب سلمان هم معلوم است و یکی هم جناب مالک اشتر از اصحاب امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) برمیگردند. پانزده نفر هم از قوم حضرت موسی
✨«يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ» (اعراف/١٨١)
که در قرآن دارد و این هفت نفر هم از اصحاب کهف برمیگردند. یعنی پانزده نفر و هفت نفر میشود ۲۲نفر. چهار نفر هم از زمان رسولالله اینها هم هستند که میشود ۲۶ نفر.
✴️خب آن شایستگیای که در اصحاب کهف بوده؛ خدای تعالی الآن به ما زمینه این کار را داده که همان شایستگی را ما در خودمان به وجود بیاوریم.
کاری که اصحاب کردند، این بود که بهخاطر خدا و برای خدا حرکت کردند، برای خدا تغییر مسیر دادند.
از آن مسیری که هواهای نفسانیِ افرادِ آن موقع که همه دنبال آن میرفتند، انسان مسیرش را از هواهای نفسانی بهسوی حقیقت تغییر دهد و با امام زمانش همراه شود. کار آنها این بوده یعنی اصل کاری که کردند؛
✨«إِذْ قَامُوا؛ (کهف/١۴)
: به پاخاستند».
✨«إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى؛ (کهف/١٣)
: جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما هم هدایتشان را اضافه کردیم».
✨«وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ؛ (کهف/١۴)
: و دلهایشان را محکم کردیم».
🧡انسان وقتی با خدا دوست شود، به خدا ایمان بیاورد و پای ايمانش به خدا بایستد، خدای تعالی قلبش را محکم میکند. خداوند قلب انسان را در ترسها و نگرانیهای مختلف محکم میکند.
گاهی نگرانیها در مسائل اعتقادی و هدایتها است که انسان نمیداند چه چیزی برایش پیش میآید و گاهی در مسائل مالی و معیشتی است که غالباً این مسائل را داریم.
خدای تعالی برای هر دوی این مسائل فرموده:
✨«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
🍁برای مسئله مالیاش «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» است. حالا فقط مالی نه، کلاً کمکهایی که انسان نیاز دارد و برای هدایت هم «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» است.
وقتی انسان خودش را به پروردگار عالَم متصل کند، خدای تعالی میفرماید بگو:
✨«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
آن وقت خدا قلب را محکم میکند و گره محکمی به قلب میزند.
✨«وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ» (کهف/١۴)
🔶آدم هیچ پولی در جیبش ندارد ولی انگار که میلیاردها پول دارد یعنی با خاطرِ جمع، مطمئن است که خدای تعالی او را تنها نمیگذارد.
در گرفتاریها، در مشکلاتِ روزگار میگوید: «من با خدا هستم، خب خدا هم با من است. دليلی ندارد خدا مرا تنها بگذارد چون من سرِ خود کاری نمیکنم».
ببینید شما یک کسی را همراه خودتان میکنید و قرار است یک مسیری را در مسافرت بروید. وقتی که او یک تصمیم دیگری اعلام بکند و برای خودش بخواهد تصمیم بگیرد، مجبور هستید از او جدا شوید.
✴️انسان هم اگر میخواهد خدا از او پشتیبانی کند و او را حمایت و سرپرستی کند، نباید مسیرش را از خدا جدا کند.
مسیر را از خدا جدا کردن، چیست؟
در این است که انسان سرِ خود شود و در خواسته نفسانی که دارد، کاری به خدا نداشته باشد.
فرض کنید یک مسئله شهوانی است، حلال هم است ولی میخواهد کار خودش را دنبال کند و کاری به این ندارد که ببیند خدا هم برایش میپسندد یا نه.
خب، اینها برای ماها هم هست. فقط برای کافر و مشرک که نیست. خدای تعالی برای ما هم که مؤمن هستیم، طوری امتحانات را پیش میآورد که اگر انسان میخواهد سرِ خود باشد و اگر میخواهد خودش تصمیمگیرنده باشد؛ مشخص کند که آیا میخواهد مطیع و بنده باشد یا میخواهد خودش تصمیمگیرنده باشد؟
📙آیهای که ادامه مباحثمان است این آیه شریفه است:
✨«وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ (کهف/۲۳)
: هیچ وقت، هرگز اینطوری نگویی که دربارهٔ یک چیزی بگویی من فردا اینکار را انجام میدهم».
مبادا برای یک کاری که فردا میخواهی انجام بدهی، مثلاً فردا میخواهی بازار بروی، بگویی: من فردا میخواهم بازار بروم.
خدای تعالی میفرماید: مبادا اینطوری بگویی که من فردا میخواهم بازار بروم!
ما میگوییم: «خدایا! پس چه بگویم؟ ما فردا میخواهیم برویم بازار دیگر؟»
✴️رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) در اینجا برای تعلیم، یهود خدمت پیامبر آمدند. یعنی یک عدهای از همین مشرکین رفتند پیش یهود، گفتند: ما میخواهیم این پیغمبر که میگوید من پیغمبرم؛ برنامهاش را مشخص کنیم که چی به چی است. آیا راست میگوید یا دروغ میگوید؟
آنها گفتند: چند تا مسئله از او سؤال کنید ببینید چه جوابی میدهد.
آمدند بعد پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند: من فردا جواب سؤالات را میدهم.
بعد وحی چهل روز از پیغمبر قطع شد. مشرکین خوشحال شدند که حالا یهود آمدند و ایشان هم جوابی برای سؤالات نداشت که بدهد و تبلیغاتِ خودشان را یک مقدار بهصورت منفی شروع کردند. بعد از چهل روز وحی آمد همین آیه شریفه
✨«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا؛ (کهف/۲۳)
: مبادا بگویی: من فردا میخواهم فلان کار را انجام بدهم».
چرا انشاءالله نگفتی؟
✨«إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ؛ (کهف/٢۴)
: مگر اینکه بگویی اگر خدا بخواهد».
✨«وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ؛ (کهف/۲۴)
: اگر هم فراموش کردی، وقتی یادت آمد بگو».
مثلاً فرض کن دو ساعت پیش به خانمت گفتی که من فردا فلان جا میروم و انشاءالله نگفتی. دو ساعت بعد یادت آمد یا صبح یادت آمد، بگو.
✨«وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ؛ (کهف/۲۴)
وقتی فراموش کردی، یادت آمد بگو».
🍁بگو: «انشاءالله. خدایا! اگر تو بخواهی».
خب ما که الحمدلله دائم انشاءالله میگوییم. انشاءاللهمان هم که درست حسابی نیست همینطور تعارفی است.
چه درسی داشته که چهل روز وحی قطع میشود؟
خب خیلی مهم است در میان مشرکین و آن همه دشمن، چنین اتفاقی بیفتد. خدای تعالی هم از کسی پروا و وحشتی ندارد که بگوید: حالا مشرکین پشت سرمان چه میگویند؟!
خدا میخواهد کارِ خودش را انجام بدهد.
🖌درسی که در این آیه شریفه است این است که فقط این نیست که ما یک انشاءالله یادمان رفت بگوییم و بگوییم: حالا میگوییم دیگر.
مثلاً بگوییم: ما فردا فلان جا میرویم انشاءالله، فردا فلان کار را انجام میدهیم انشاءالله.
ما گفتن و نگفتنمان خیلی فرقی نمیکند حالا بعضیها یک مقدار توجه دارند.
میگوییم: فردا فلان پول را من جور میکنم.
اگر خدای تعالی بخواهد ماها را تحت تربیت قرار دهد و گیر به کارمان بدهد؛ باید اینقدر رشد کرده باشیم که خدا بخواهد مثل پيغمبر با ما رفتار کند.
البته دربارهٔ پیغمبر به جهت تعلیم و تدریس بوده.
بله، خدای تعالی گیر میاندازد به ما.
تو که «انشاءالله» نگفتی خدا هم یک کارهایی را خواهد کرد.
📙روایاتی دارد که من از خودِ تفسیر شریف «برهان» برایتان بعضیهایش را ذکر میکنم.
از امام باقر (سلاماللهعلیه) در قول الله عزّوجلّ
✨«وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» (طاها/١١۵)
دربارهٔ این آیه که در سوره طاها آیهٔ ١١۵ است حضرت باقر (سلاماللهعلیه) میفرمایند:
✨”فَقَال إِنَّ الله عَزَّوَجَلّ؛
: وقتی خدای عزّوجلّ به حضرت آدم فرمود که”
✨”اُدْخُلِ الْجَنَّة؛
: داخل بهشت بشو!”
✨”قَالَ لَهُ يَا آدَم لا تَقْرَب هَذِهِ الشَّجَرَة؛
: فرمود که ای آدم! به این درخت نزدیک نشوی!»
و درخت را هم نشانش داد.
✨”فَقَالَ آدَم لِرَبِّهِ کَیْفَ أَقْرَبهَا وَ قَدْ نَهیتنِی عَنْهَا أَنَا وَ زَوْجَتِی؛
: حضرت آدم به پروردگار عرض کرد که من برای چه نزدیکش شوم؟ خدایا تو مرا نهی کردی. هم من و هم همسرم را نهی کردی که نزدیکش شویم».
✨”قَالَ فَقَالَ لَهُمَا لا تَقْربَاهَا یَعْنِی لا تَأْکُلا مِنْهَا؛
: خدای تعالی فرمود که نزدیکش نشوی یعنی از آن نخوری!».
✨”فَقَالَ آدَم وَ زَوْجتهُ؛
: آدم و همسرش عرض کردند که”
✨”نَعَمْ یَا رَبّنا؛
: چشم نمیخوریم ای پروردگار ما”.
✨”لا نَقْرَبَهَا وَ لا نَأْکُلُ مِنْهَا؛
: نه نزدیکش میشویم، نه از آن میخوریم”.
ولی انشاءالله نگفتند.
وَ لَمْ یَسْتَثْنِیَا فِی قَوْلِهِمَا؛
: اینکه بگویند اگر خدا بخواهد، این را نگفتند”.
✨”فَوَکَّلَهمَا الله فِی ذَٰلِكَ إلَی أَنْفُسِهِمَا وَ إِلَی ذِکْرِهِمَا؛
: خدا آنها را واگذار کرد به خودشان و اینکه خودشان به یاد بیاورند».
گفتند: خب، چشم نمیخوریم.
آنوقت آن اتفاق افتاد یعنی فراموش کردند.
✨«فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» (طاها/۱۱۵)
آنوقت خدای تعالی در قرآن نازل کرد:
✨«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ» (کهف/٢٣)
“أَنْ لا اَفْعَلَهُ؛
: من این کار را انجام نمیدهم مگر این که خدا بخواهد”.
✨”فَتَسْبِقَ مَشِیَّةُ الله فِی أَنْ لا أَفْعَلَهُ؛
: مبادا حرف تو بر حرف خدا پیشی بگیرد!”.
اول باید حرف خدا باشد یعنی اول خدا باید بخواهد بعد تو بگویی که من انجام میدهم یا انجام نمیدهم. اگر خدا نخواهد، من نمیتوانم انجام بدهم. خدا باید بخواهد.
✴️یک درس مهمی که در این آیهٔ شریفه است و ما میخواهیم روی آن تمرکز کنیم. ببینید من یک مثالی میزنم مثلاً فرض کنید در یک سفری، در یک جبههای، شما سرباز هستید و یک شخصِ خیلی مهمی فرمانده شماست. تمام کارها هم باید با اذن او انجام شود. میخواهی جایی بروی یا حتی میخواهی بروی تا ده متر آنطرفتر باید از او اجازه بگیری، باید مدام چسبیده به او باشی. کارها طوری است که هر لحظه باید کنارش باشی.
خب اگر شما طوری عمل کنید که بدون اذن او بخواهید کاری بکنید، اینجا او به شما تذکر میدهد. میگوید: چرا بدون هماهنگی با من فلان کار را انجام دادی؟
چرا بدون هماهنگیِ با من فلان جا رفتی؟
ببینید این یک مثال سادهای است که در کارهای مدیریتی و جاهای حساس هست.
✴️خدای تبارک و تعالی میخواهد ما طوری باشیم که هر لحظه خودمان را با حجت خدا همراه کنیم و در خدمت امام زمان (ارواحنافداه) باشیم.
میخواهیم از اصحاب حضرت باشیم، درسته؟
«اصحاب» یعنی «همراهان».
امام زمان (ارواحنافداه) همه جا همراهمان هستند، ما باید این همراهی را در خودمان عملی و پیاده کنیم و تحقق ببخشیم.
خدای تعالی میخواهد این مسئله در ما محقق شود. حالا چرا باید در ما محقق شود؟ چرا ما باید برای انجام هر کاری از خدا اجازه بگیریم؟
این دارد میگوید: نگو من میخواهم فلان کار را انجام دهم!
🔶بهعنوان مثال عرض میکنم شما ببینید خدا اگر بخواهد گیر دهد؛ یکنفر زنگ میزند و شما میگویید: باشد من پنج دقیقه دیگر میآیم بیرون یا میگویید: من به شما زنگ میزنم.
دیدید که مثل من و شما فراموشکار که هستیم، گاهی کثرت کارها آنقدر هست که مثلاً کسی میگوید: آقا! من یک استخاره میخواهم.
میگویم: باشد چشم. بعد میبینم دو روز گذشته استخاره را هم نکردیم.
ما گفتیم: تلفن را قطع کنید، ما استخاره میگیریم و برای شما پیامک میکنیم. بعد میبینیم یک روز گذشته ما هنوز این کار را انجام ندادهایم.
📙این یک کلاس درسی برای همه لحظات ماست یعنی طوری زندگی کن که خدای تبارک و تعالی را همیشه همراه خودت قرار دهی.
میخواهد یک بحث «اعتقادی عمیق» و یک «ایمان عمیقی» را در ما ایجاد کند.
فقط بحثِ این نیست که حالا ما بگوییم: یک کاری انجام میدهیم، اگر خدا بخواهد.
خودش ورود به یک عالمی است. انگار که تابلوی یک شهر صد میلیونی است، نوشته فلان شهر. شما میخواهید داخل این شهر شوید، حالا داخل این شوید چه خبر است؟
اینکه انسان بگوید: من میخواهم با خدا زندگی کنم، با امام زمانم زندگی کنم.
برای چه با آنها زندگی کنی؟!
برای اینکه همه چیز دست آنهاست.
تو اگر بخواهی فراموش کنی که کارها دست خداست،
✨”لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِيم”
اگر خدا حول و قوه ندهد، اینقدر ما باید در دیدن خدا…
یک بحث خیلی شیرینی است که پارسال یک وقتی قلبم متوجه این جمله در دعاها شد که در دعا ما میگوییم:
✨”أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ”
بعضی جملات را شاید آدم سی سال دیده ولی یکوقت میبینید یک زلزلهای ایجاد میکند در وجود و قلب انسان که این جمله دارد میگوید:
✨”أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ؛
: خدایا! تو خودت را از خلقت در حجاب نکردی”.
🍂تو طوری آشکاری که به هر چیزی نگاه میکنیم، اول خدا را میبینیم.
حالا ما این را از امیرالمؤمنین (عليهالسّلام) شنیدیم و شعارش را هم میدهیم که بله اول باید خدا را ببینیم ولی واقعاً اول خدا را میبینی؟
چهطوری اول خدا را میبینی؟ تو که اول داری این دیوار را میبینی!
✴️به یک شکلی باید باشد که واقعاً انسان اول خدا را ببیند. مثلاً در آینه دارد نگاه میکند، اول خدا را ببیند بعد خودش را ببیند!
آیا اینطور هستید؟ آیا این حس را اصلاً دارید؟
حالا میخواهید ببینیم آیا هستیم یا نیستیم؟
✨”أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ؛
: خدایا! تو در حجاب نیستی، حجابی که ایجاد میشود بین من و تو، اعمال من است”.
🔶این را بدانید اگر تمام اعمالت، با اعمال امام زمان (صلواتاللهعليه) کپی شد؛ حالا کپی و اصل یک مقداری هم فرق داشته باشد، میگویند: کپی برابر اصل است خب حالا این یک مقدار کمرنگتر است و آن یک مقدار پررنگتر است.
اگر تمام اعمال، رفتار، افکار و اخلاقت با امام زمان (ارواحنافداه) کپی بود، اینجا حجابِ بین تو و خدا برداشته میشود یعنی به دلیل همین جملهای که در دعا است:
“خدایا! من میدانم که تو از خلقت، خودت را در حجاب نمیکنی و پنهان نمیکنی مگر اینکه اعمالشان تو را از آنها در حجاب کند”.
📙معلوم است که خدا همیشه کنار ما هست. این را که دیگر عقیده داریم که خدا همیشه همه جا هست، همه حفظ هم هستیم و عقیده هم داریم.
این عالم هستی، این ذراتی که الآن هست، از اتم بگیر تا کهکشانها، خدا هر لحظه دارد این نظم را برقرار میکند.
اصلاً خدا هر لحظه اراده میکند که این اتم باشد، آن یکی اتم باشد، آن یکی اتم هم باشد که دانشمندان میگویند: در یک نقطهای که شما با مداد روی کاغذ میگذارید، یک میلیون اتم هست.
در هر کدام هم یک فضایی مثل منظومه شمسی هست. خب مغز انسان اصلاً کشش ندارد به اینکه در هر نقطه یک میلیون اتم هست و در هر اتمی یک عالمی مثل منظومهٔ شمسی هست.
حرکتهای خیلی سریعی هست که آنقدر سریع است که اگر از یک حدی فراتر برود، اجسام از هم میپاشند، کمتر از آن حد هم نیست.
🍁مثلاً فرض کنید سرعتِِ دههزار کیلومتر در ثانیه – حالا من دقیق نمیدانم سرعتشان چقدر است – در یک اتم که یک میلیونش در یک نقطه با مداد است.
شما با ماشین با سرعت صد تا میخواهید رانندگی کنید، اگر یک ذره حواسمان پرت شود، ماشین واژگون میشود. آنوقت در اتم که مثلاً شاید صدها و هزاران برابرِ سرعتِ ماشینِ ماست؛ اصلاً میشود این را تصور کرد که در این عالم چی هست؟
کرهٔ زمین با سرعتی که شاید چند صد برابرِ یک هواپیما است – حالا آمارهایش را من یادم رفته – دارد در این فضا دور خورشید میچرخد.
خودِ خورشید با تمام سیارات دورش، با یک سرعت عجیبتری دارند در کهکشان حرکت میکنند. خود کهکشان با یک سرعت خیلی عظیمتری دارد در این فضای لایتناهی الهی حرکت میکند.
⚠️صدها، هزاران، میلیاردها کهکشان، اینطوری هستند که همه هم دارند حرکت میکنند که هزاران سال میگذرد، این ستاره قطبی و ستارههای دیگر بهعنوان نشانه، یک ذره در کارشان تخطی ندارد.
اینکه سیصد سال جلوتر خسوف را پیشبینی میکنند، خیلی باید دقیق باشد که بتوانی سیصد سال جلوتر، پیشبینی کنی که این شیء که به اینجا میرسد؛ زمین بین خورشید و ماه قرار میگیرد و خسوف رخ میدهد
📙هر ذرهای را خدای تعالی لحظه به لحظه اراده میکند که وجود داشته باشد مثلاً یک ماشینی الآن وجود دارد، فرض کنید با سرعتِ هزار کیلومتر برود، این خودش یک چیز دیگری میخواهد که وجود داشته باشد، بعد با این سرعت که میرود، کنترلش بکنی.
هر لحظه خدا دارد به هر سلول بدن شما و هر ذره اتم حیات میدهد یعنی الآن در این ثانیهای که گذشت، خدا به شما حیات داد. ساختمان بدن شما با تمام اجزایش که میلیونها و میلیاردها سلول در بدن شما هست، نظم تمام اینها را خدا اراده کرد که به آن نظمِ خاص باشد.
الآن یک ثانیه گذشت، ثانیه بعد خدا اراده میکند باشد، ثانیه بعد باز خدا اراده میکند باشد همینطور ادامه دارد تا بینهایت.
ببینید خدای تعالی چهطوری خودش را به ما نشان میدهد! یعنی دارد میگوید: نگاه کن من در تمام وجودِ تو دارم خودم را نشان میدهم!
✨«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ» (فصلت/۵٣)
🖌ما آیات و نشانههای خودمان را حالا چه کوچک و چه بزرگ نشان دادیم. بعضی مردم ممکن است این دقتها را نداشته باشند، بروند روی حرکت آسمان و زمین و خورشید و بادها و ابرها. خدای تعالی آنها را هم حسابی در قرآن ذکر کرده است.
مثلاً ابرها را نگاه کنید، بادها را نگاه کنید، آسمان را نگاه کنید، زمین را نگاه کنید. آنهایی که به چشم، درشت میآیند تا به چشمِ دانشمندان، چیزهای ریز مثل اتم میآید که دیگر آدم مغزش واقعاً کشش ندارد.
خب خدا میفرماید: «ببین من را نگاه کن! من با تو هستم».
میخواهم نتیجهی کاری از آن بگیریم.
میخواهم این صحبتهایی که داریم میکنیم؛ در زندگیهایمان، در اعمال و رفتارمان مفید واقع شود.
خدای تعای میفرماید: ببین من با تو هستم!
✨”إِنِّی مَعَکُمْ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَمَا کُنْتُم؛
: هر جا باشی خدا با توست و همراهت است”.
✴️حضرت موسی گفت: خدایا! من بعضی جاها خجالت میکشم اسم تو را ببرم مثلاً دستشویی میروم.
خدا گفت: همانجا هم اسم من را ببر.
در تمام حرکاتتان مثلاً الآن کمرتان را راست میکنید یا کمرتان را خم میکنید، پاهایتان را میخواهید ده سانت بلند کنید؛ وقتی آدم گرفتار شود، میفهمد.
یک وقتی من کمرم درد گرفته بود، همین گرفتگی عادی. دیدم بعضی جاها که جدول است، آدم میخواهد از خیابان رد شود، این جدول که بیست سانت است، هیچ ده سانت هم نمیتوانم پاهایم را بلند کنم. لذا بعضی جاهها میبینید مسیر عبورِ عابر پیاده را همسطح خیابان میگذارند و جدولش را برمیدارند چون بعضیها نمیتوانند پایشان را بیش از یک مقداری بلند کنند یعنی آنوقت آدم میفهمد.
🔶من وقتی کمرم درد گرفته بود، دیدم تا بیاید کامل خوب شود؛ دهها حرکت در دست من، در پای من هست، یکییکی خوب میشد. خدا میخواست انگار بفهماند که تو ببین مثلاً بیست تا حرکت در دستت داری. یکوقت دیدم که درِ ماشین را نمیتوانم ببندم بعد از یک مدت دیدم در را میتوانم ببندم ولی نمیتوانم سفت بکشم.
حرکات مختلفی که دست و پا و کمر و گردن آدم دارد؛ خدای تعالی دارد هر لحظه هزاران و میلیاردها لطف به آدم میکند.
خدای تعالی میفرماید: «من همهجا با تو هستم. خودم را با خلقتِ در وجود تو، خلقتی که جلوی چشمت است، به تو نشان میدهم. من را نگاه کن، من با تو هستم».
🔶خدا میفرماید: «من همه جا با تو هستم. همهجا خودم را دارم با خلقتِ در وجود تو، خلقتی که جلوی چشمت است، به تو نشان میدهم. من را نگاه کن، من با تو هستم. کمک میخواهی من باید حول و قوه به تو بدهم».
در بلند شدن میگویید:
✨”بِحَولِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُد”
به حول و قوه خدا من الآن میتوانم بلند شوم. خیلیها نمیتوانند از روی زمین بلند شوند و مجبورند نشسته نمازشان را بخوانند.
به حول و قوه خدا من دارم میبینم. خدا الآن نخواهد، من نمیتوانم شما را ببینم. خدا نخواهد، من نمیتوانم حرف بزنم، شما نمیتوانید صدای من را بشنوید و تمام آنچه از خلقت خدا در این عالم وجود دارد، خدا تا نخواهد هیچچیز انجام نمیشود و هیچ چیز وجود پیدا نمیکند و همهاش هم دست اوست.
✨”لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلَّا بِاللَّه”
🍁میگوید: «با من هماهنگ و همراه باش تا من پشتیبانیات کنم. کمبودهایت را برطرف کنم و نیازهایت را برآورده کنم».
آنجاهایی که ما کسر میآوریم، بهخاطر چیست؟
بهخاطر این است که خدا را همراه خودمان نکردیم.
وقتی خدا را همراه خودت بکنی، دیگر برای خدا هزار تومان و ده میلیارد و هزار میلیارد فرقی نمیکند.
📙درسی که در این آیه شریفه است این است که حالا از این شروع کن، شعارش را حداقل بده. یک وقت یک کاری میخواهی بکنی، بگو: اگه خدا بخواهد.
اگر خدا بخواهد من بلند میشوم. اگر خدا بخواهد یک زنگ میزنم. این در نظرت باشد حالا کارهایی که مقداری درشتتر است و میخواهی بگویی یک کاری را در ساعات آینده انجام میدهم، اینطوری باش.
✨«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا» (کهف/٢٣)
✨«إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّه» (کهف/٢۴)
✴️خب این یکیاش است. یکی هم این است که بندگی اینجا وجود دارد یعنی بگو: اگر خدا بخواهد، من این کار را انجام میدهم یعنی این کار باید بندگی باشد تا من انجام بدهم.
حالا کسی که اعتقاد ندارد، بنده خدا هم نمیخواهد باشد، اين حرف را هم نمیزند مثلاً میخواهد کاری که دلش میخواهد بکند، به او بگوییم آقا بگو: انشاءالله.
او میگوید: من اصلاً کاری به خدا ندارم، میخواهم خودم هر کاری دلم میخواهد بکنم.
خدا هم او را ول میکند و با او کاری نداریم ولی من که میخواهم بنده خدا باشم، خدا میفرماید که بگو: انشاءالله.
یعنی این کاری که میخواهی بکنی، من هم حتماً بخواهم. من بخواهم تا تو بخواهی. دقت کردید؟
«خودت را هماهنگ کن با من».
✨«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا» (کهف/٢٣)
✨«إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ» (کهف/٢۴)
🍂بگو: اگر خدا بخواهد و اگر رضای خدا باشد، من فلان کار را انجام میدهم. این غیر از بحث زمانیاش است که مثلاً اگر جفت و جور شود، من انجام میدهم.
این بحثِ «عبودیت» و بندگیاش است یعنی اگر این کار، بندگی خدا باشد، من انجامش میدهم و باید بندگی خدا باشد تا من انجامش بدهم.
آن آیه شریفه هم در آخر سوره دهر میفرماید:
✨«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا؛ (انسان/٣٠)
: شما نمیخواهید مگر اینکه خدا بخواهد».
حالا در مورد اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالصّلوةوالسّلام) است یعنی شما اینطوری هستید. خدای تعالی دارد خبر میدهد که شما اینطوری هستید.
✨«وَمَا تَشَاءُونَ»
⚠️شما نمیخواهید مگر اینکه خدا بخواهد؛ شما هم میخواهید. خدا میخواهد، شما هم میخواهید.
ما هم باید خودمان را به آنجا برسانیم که اینجا بحث توحید پیش میآید که خدای تعالی میفرماید:
«ببین آخرِ حرف را به تو بزنم (حالا من دارم از زبان خودم میگویم) ته کار میدانی چیست؟
ما میخواهیم در بهشت با هم زندگی کنیم، با هم باشیم. خلاصه تو باید با ما هماهنگ باشی. نمیشود تو هر کاری دلت میخواهد بکنی و دلت با من هماهنگ نباشد. اگر دلت بخواهد با من هماهنگ نباشد، تابع جهل است».
✴️خدای تعالی میفرماید:
«اگر بخواهد دلت درست باشد و نفس مطمئنه باشد، باید با من هماهنگ باشی. من بخواهم، تو بخواهی.
بعد هم خیالت راحت باشد من خیلی چیزها برایت میخواهم. تو خودت دستت را میبندی».
مثل بچه کوچک که یک چیزی میخواهد، پدرش میگوید: نه. قایم میکند و رو به دروغگویی میآورد. فکر میکند پدر و مادرش مزاحمش هستند برای خواستههایش. حالا خواستههایش، خواسته جاهلانه است دیگر. نمیتواند خواسته درستی باشد.
🔶خدای تعالی هم میفرماید: نگران نباش! من خیلی چیزها برای تو میخواهم منتها تو بیا خودت را با من هماهنگ کن و با من همراه باش.
✨”مَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ وَ لاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ؛
: چیزهایی را که چشمها ندیده، گوشها نشنیده برای تو جفت و جور میکنم”.
ما همین جا فعلاً گیر هستیم یعنی بین این که خودمان و خواستههایمان را فدا کنیم برای خواستِ خدا. سرِ این گیر داریم. خاطرجمع باشید گیر داریم یعنی خواستههای خودمان را، فدای خواست خدا نمیکنیم. اگر این کار را بکنیم مثل جناب سلمان که
✨”إیِثَارُهُ هَوَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیهالسّلام عَلَی هَوَی نَفْسِه”
یکی از سه خصوصیتی که سلمان داشت این بود که خواسته امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) را بر خواسته خودش ایثار میکرد.
یعنی من هر چه خواسته داشته باشم، خواسته آقا امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) را انجام میدهم.
✨”وَ مُقَدَّمَکُمْ اَمامَ طَلَبَتِی وَ حَوائِجی وَ اِرادَتِی فِی کُلِّ اَحْوالِی وَ اُمُورِی”
(همان صحبت دفعه قبلی بود که کردیم)
📙این دیگر وارد بحث توحید و یکیشدن میشود. خدا میفرماید: «میخواهم با هم یکی شویم، با هم هماهنگ باشیم، با هم باشیم».
حالا خدا که دیده نمیشود، میفرماید: با چهارده معصوم و بازوهای ایشان که امامزادههای عظیمالشأن میشوند؛ ما با اینها میخواهیم زندگی کنیم. با حضرت ابوالفضل و حضرت علی اکبر (علیهماالسّلام) میخواهیم زندگی کنیم. میخواهیم در بهشت در کنار آنها باشیم.
مگر میشود آدم بخواهد کنار حضرت علیاکبر (سلاماللهعلیه) زندگی کند، بعد با ایشان هماهنگ نباشد؟
این خیلی بد است، بیادبی است.
مثلاً آدم آرزویش باشد در خدمت حضرت علی اکبر قرار بگیرد، بالأخره تو باید همه چیزت را با او هماهنگ کنی که ایشان با تو موافق باشند.
آن وقت باید از این دنیا شروع کنیم.
در زیارت عاشورا داریم:
✨”اَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنْیا وَ الاٰخِرة؛
: از خدا میخواهم که من را با شما قرار دهد در دنیا و آخرت”.
✨”وَ اَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنیَا وَ الاٰخِرة؛
: در دنیا و آخرت من قدمِ صدق با شما داشته باشم”.
🍁یعنی شما قدم برمیدارید، من هم بردارم. شما متوقف میشوید، من هم متوقف شوم.
آن وقت خدای تعالی یک میدان بزرگی به نام شصت یا هفتاد سال زندگی برای ما گذاشته که این شصت یا هفتاد سال، انگار که یک دوره آموزشی است برای یک تیم ورزشی که میگویند: مثلاً شما شش ماه بروید به این اردو، این تمرینات را بکنید، به این حد باید برسید.
خدای تعالی هم این دنیا را یک دوره آموزشی برای ما گذاشته، برای زندگی در بهشت که کارهایمان با امام زمان (ارواحنافداه) هماهنگ و همراه باشد.
🖌آن وقت آیات و روایات، زیاد بر این مطلب دلالت میکند که فکر میکنم این مقدار برای کلیتش کفایت کند.
یک جملهای هم برای این که این خوب بچسبد، از همان فرمایش مرحوم آیت الله سیّد محمد باقر موحّد ابطحی (رحمتاللهعلیه) میگویم.
ایشان به حضرت ولیّ عصر (ارواحنافداه) عرض میکند که آقا من چهطور به شما نزدیک شوم؟
حضرت فرمودند: «اخلاص».
گفته بودند: چهطوری اخلاص داشته باشم؟
حضرت فرموده بودند: عملت را عمل امام زمان قرار بده.
🍁حضرت فرموده بودند: عملت را عمل امام زمان قرار بده.
یعنی در هر کاری اگر آقا امام زمان (ارواحنافداه) کنارت باشند و به جای امام زمان باشی، اینجا حضرت چهطوری عمل میکنند؟
مثلاً الآن حضرت سرعت شصت تا در خیابان میروند؟ حضرت پشت فرمان نشسته باشند مثلاً اینجا بوق میزنند یا نمیزنند؟
اینجا آیا سرعت شصت تا میروند یا سرعت هفتاد تا میروند؟
این مسائل خیلی کار میبرد یعنی فکر نکنید مال یکی، دو روز است. شاید مال دهها سال باشد که عملمان عمل امام زمانمان شود.
هیچ هم عجله نکنید چهار دهه انشاءالله کار میبرد. حداقل چهل سالی کار میبرد ولی قله، همین قله است که به ما نشان میدهند. خودت را باید به یک جایی برسانی که عملت با عمل امام زمان (ارواحنافداه) یکی شود.
✴️بعضی از اولیاء الهی که خیلی مقامشان بالا بوده، وقتی از دنیا رفتند دیدند اعمالش با اعمال امام زمان (ارواحنافداه) یکی شده.
ببینید خدای تعالی در همین آیه چهقدر مطلب و دریچه برای تربیت شدنِ ما گنجانده که فکر نکن حالا ما از تو میخواهیم فقط یک انشاءالله بگویی.
نه، در این آیه خیلی برنامه هست که با خدای تعالی کارهایت را هماهنگ کن. خواست خدا را بر خواستِ خودت ترجیح بده.
اگر خدا بخواهد، من فلان کار را میکنم. در این خیلی لطافت هست.
«اگر خدا بخواهد» من نمیدانم شاید خدا نخواهد. شاید خدا نخواهد من فلان کار را انجام بدهم. دارم فکر میکنم باید انجام دهم ولی یک وقت ممکن است وقتی به آن کار میرسم، خدا مانعی برای من ایجاد کند.
📙خب انشاءالله که بهعنوان یک عیدی در این شب مبارک برایمان باشد و بتوانیم اینطوری خودمان را تربیت کنیم و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) دریچه رسیدن به این مقام هستند که در زیارت عاشورا میفرماید:
✨”اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ”
زندگیام و مرگم هر دو کپی شما باشد. طرز زندگیام، طرز زندگی شما باشد. طرز مردنم هم طرز مردن شما باشد.
انشاءالله که به شفاعت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و تلاش خودمان، هر دوی اینها با هم بتوانیم به این جایگاه دست پیدا کنیم.
✨صلَّی اللهُ عَلَیکِ يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءُ یَا بنتَ محمدٍ یَا قرَّةَ عینِ الرَّسول یَا سَیَّدَتَنَا وَ مَوْلَاتَنَا إنَّا تَوََجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بکِ إِلَى الله وَ قَدَّمْنَاکِ بَيْنَ یَدَی حَاجَاتِنا یَا وَجِیهةً عَندَ الله إِشْفَعِی لَنا عِنْدَالله
بیبی جان! ما را شفاعت بفرمایید. سفارش ما را به دختر عزیزتان و نماینده خودتان حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) که مربی و تربیتکننده ما هستند بفرمایید. ماها مثل نوزادی در دامان آن حضرت قرار داریم و انشاءالله به ما رشد بدهند، به ما علم بدهند، به ما حکمت بدهند. از پدر بزرگوارشان حضرت موسیبنجعفر (عليهالسّلام) به ما علم و حکمت عنایت بفرمایند.
💫و صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین
۱۹ جمادی الثانی ۱۴۴۱
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهاللهتعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی