آیه ۸-۱۰:
«فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُور؛ (۸)
«فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ؛ (۹)
«عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ؛ (۱۰)
: پس آنگاه که در ناقور (نقّاره و آنچه نواختن صدا را ایجاد میکند) نواخته شد». (۸)
: پس آن روز، روز سختی است». (۹)
: و بر کافران، آسان نخواهد بود». (۱۰)
جابربنیزید از امام باقر علیهالسّلام نقل میکند که دربارهٔ آیات فوق فرمود:
«ناقور همان ندای آسمانی است که میگوید: آگاه باشید که ولیّ (سرپرست و فرمانده) شما خدا و فلان بن فلان است که قائم بالحق، (قیامکننده به حق) است».
این ندا را جبرئیل در سومین ساعت از آن روز سر میدهد. پس آن روز، روزی است سخت بر کافران و روز آسانی برای آنها نیست و منظور از کافران، مرجئه هستند یعنی کسانی که به نعمت خدا و به ولایت علیبنابیطالب علیهالسّلام کافر شدند. (۱)
در برخی از روایات دیگر، ناقور به نواخته شدن صدایی در گوش امام علیهالسّلام از جانب خداوند تفسیر شده که بهعنوان اذن خداوند برای آغاز قیامِ آن حضرت صورت میگیرد که روشن است هر دو معنا برای ناقور (نواخته شدن) درست میباشد.
چه نواخته شدنِ ندای آسمانی و چه نواخته شدن صدای مخصوص آسمانی در گوش امام علیهالسّلام.
آیات ۱۱ – ۲۵:
از آیه یازدهم تا بیستوپنجم، بیان حال دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام است که «ولیدبنمغیره» یکی از آنهاست و این آیات دربارهٔ او نازل شده.
اما معنای اصلی و اولیّ آن، همان کسانی هستند که حقّ محمد و آل محمد علیهمالسّلام را غصب کرده و خانهنشینی و شهادت ائمه اطهار و غیبت امام زمان علیهالسّلام را پدید آوردند. لذا خداوند متعال درباره آنان در این آیات میفرماید:
آیه ۱۱:
«ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِیدًا؛ (۱۱)
: مرا واگذار با آن کس که او را تنها آفریدم».
طبق روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسّلام منظور از این آیه یکی ابلیس لعین است که بیپدر و مادر خلق شد و به همین سبب وحید (تنها) لقب گرفت.
دیگری آن دشمن خبیث خدا و رسولش است که ظلم به حقّ محمد آل محمد علیهمالسّلام را پایهگذاری و آنها را خانهنشین کرد و چون از راه نامشروع به دنیا آمده بود، «وحید» یعنی تنها لقب گرفت.
—————————————————
(۱) البرهان ح ۱۱۱۹۹ عن جابر بن یزید، عن أبی جعفر علیه السلام قال: قوله عزوجل: «فإذا نقر في الناقور»، قال: الناقور هو النداء من السماء، الا ان ولیکم الله و فلان بن فلان القائم بالحق، ينادی به جبرئیل فی ثلاث ساعات من ذلک الیوم، فذلک یوم عسیر علی الکافرین غیر یسیر، یعنی بالکافرین المرجئه الذین کفروا بنعمةالله و بولایة علیبنابیطالب علیهالسّلام.
آیه ۱۲ تا۱۴:
«وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا؛ (۱۲)
«وَبَنِينَ شُهُودًا؛ (۱۳)
«وَمَهَّدْتُّ لَهُ تَمْهِيدًا؛ (۱۴)
: و برای او مالی گسترده قرار دادیم». (۱۲)
: و پسرانی که شاهد اویند». (۱۳)
: و برای او زمینه را فراهم کردیم». (۱۴)
منظور از این آیات، ابلیس و دشمنان خاندان رسالت علیهمالسّلام هستند که خداوند متعال فقط تا روز ظهور حضرت ولیعصر عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف به آنها مهلت فعالیت داده است و پس از ظهور آن حضرت، دیگر میدانی به آنها داده نمیشود و حاکمیت بر مردم و حقوق آنها بهطور مطلق در اختیار دولت حق است.
هرچند انسانها بهطور فردی در انتخاب حق یا باطل آزاد هستند اما نمیتوانند انتخاب خود را بر انسان دیگری تحمیل کرده و بر آنها ظلم کنند زیرا حکومت حق مانع ظلم میشود.
همچنین منظور از پسرانی که شاهد اویند (آیه ۱۳)، همان همراهان و یاران ظالمین به حقّ محمد و آل محمد علیهمالسّلاماند که شهادت دروغ دادند که پیغمبر خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم چیزی به ارث نمیگذارد.
همچنین منظور از فراهم کردن زمینه برای او (در آیه ۱۴: «وَ مَهَّدْتُّ لَهُ تَمْهِيدًا») همان حاکمیت غاصبانهای است که با زور شمشیر و سکوت مردم در برابر ظلم به امیرالمؤمنین عليهالسّلام برای آنها زمینهاش فراهم شد و اینکه خداوند میفرماید:
«من این زمینه را برای او فراهم کردم».
منظور دستوری است که خداوند به رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم و آن حضرت به امیرالمؤمنین علیهالسّلام ابلاغ فرمودند که:
«علی جان! اگر یاوری نداشتی، دست به شمشیر نبر».
و اینگونه خداوند مردم را در ایمانِ دروغینشان آزمایش کرد تا دروغگویان، جایگاهی در بهشت نداشته باشند و از گردونه خلقت و زندگی انسانی و شایسته بهشتی، تصفیه و پاکسازی شوند.
آیه ۱۵:
«ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ؛ (۱۵)
: آن دشمن خدا و رسولش طمع داشت که بیش از این مقداری که توانست حقّ محمد و آل محمد علیهمالسّلام را غصب کند، خداوند در اختیارش بگذارد اما نه چنین است».
آیه ۱۶:
«كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا؛ (۱۶)
: نه چنین است. او قطعاً دشمن سرسختی برای آیات ما بود».
یعنی چنین نیست که ما بیحساب و کتاب میدان را برای این شیاطینِ جنّی و انسی باز گذاشته و خلق را به حال خود رها کرده باشیم چرا که این فرد (یعنی همان بنیانگذار ظلم به حقّ محمد وآل محمد علیهمالسّلام) دشمنی سرسخت برای نشانههای ما -یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسّلام- بود.
آیه ۱۷:
«سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا؛ (۱۷)
: بهزودی و با حالتی ذلتبار او را بر کوهی سخت در جهنم میافکنیم».
مرگ بر او با این طرز تفکرش
آیه ۱۸ الی ۲۲:
«إنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّر؛ (۱۸)
«فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ؛ (۱۹)
«ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ؛ (۲۰)
«ثُمَّ نَظَرَ؛ (۲۱)
«ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ؛ (۲۲)
: او اندیشید و برنامهریزی کرد». (۱۸)
: مرگ بر او با آن برنامهریزیاش». (۱۹)
: باز هم مرگ بر او که چه برنامه خائنانهای طراحی کرد». (۲۰)
: سپس نگاهی کرد». (۲۱)
: آنگاه روی ترش کرد و چهرهای بسته و درهم کشیده به خود گرفت». (۲۲)
توضیح:
روایات اهل بیت علیهمالسّلام این آیات را چنین معنا نمودهاند:
آن دشمن خدا و پایهگذار ظلم به خاندان عصمت و طهارت علیهمالسّلام مشغول تفکری خائنانه درباره دستور خداوند به پیروی از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام شد و چنین برنامهریزی کرد که اگر رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم از دنیا رفت، تسلیم آن بیعتی که از روی نفاق با امیرالمؤمنین علیهالسّلام در غدیر خم، به دستور رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم انجام داده بود نشود و بیعتش را زیر پا بگذارد. (آیه ۱۸: «إنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّر»)
پس مرگ بر او با این تفکر و برنامهریزیاش که چگونه خود را مستحق عذابی کرد که پیدرپی بهدست حضرت قائم عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انجام خواهد شد. (آیه ۱۹ و ۲۰)
پس از آن نگاهی به رسول خدا و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام کرد و روی ترش کرد و نسبت به آنچه دربارهٔ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام به او دستور داده شده بود گرفته و عبوس شد. (آیه ۲۱ و ۲۲)
آیات ۲۳ الی ۳۰:
«ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ؛ (۲۳)
«فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤَثِّرُ؛ (۲۴)
«إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ؛ (۲۵)
«سَأُصْلِيهِ سَقَرَ؛ (۲۶)
«وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ؛ (۲۷)
«لَا تَبْقِي وَلَا تَذَرُ؛ (۲۸)
«لَواحَةً لِلْبَشَرِ؛ (۲۹)
«عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ؛ (۳۰)
: پس پشت کرد و با تکبر و خود بزرگبینی رفت». (۲۳)
: آنگاه گفت: این قرآن چیزی نیست جز سحری تأثیرگذار». (۲۴)
: این نیست مگر سخنی از یک بشر». (۲۵)
: اما من بهزودی او را به سقر (جایگاهی مخصوص در جهنم) واصل میکنم». (۲۶)
: و تو چه میدانی که سقر چیست؟». (۲۷)
: نه چیزی را باقی میگذارد و نه چیزی را رها میکند». (۲۸)
: پوست بدن او را میسوزاند». (۲۹)
: بر آن آتش، نوزده ملک موکل هستند». (۳۰)
هر چند این آیات دربارهٔ «ولیدبنمغیره» نازل شده که کلام خدا را سحر خواند، اما مخاطب اصلی همان دشمن و دشمنان جنایتکاری هستند که امت اسلام را از علی و فاطمه و فرزندان معصومشان علیهمالسّلام محروم کردند.
باید خاطرنشان کنیم که دشمنان خاندان عصمت علیهمالسّلام سردمدار و پرچمدار کفر و نفاق و ضلالت هستند و بقیه کسانی که مخالف دین و ائمه اطهار علیهمالسّلام هستند؛ دنبالهرو آن ظالمین روسیاه میباشند که در زیارت شریفه عاشورا همه آنها را با جملات: «اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ» لعنت میکنیم.
در هر حال، آن دشمن خدا و رسولش گفت: «پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم بهوسیله علی مردم را سحر کرده است و این کلام خدا نیست بلکه سخن یک بشر است». (آیه ۲۴ و ۲۵)
اشاره: در ادامه مباحثِ آیههایی که در شأن حضرت ولیعصر ارواحنافداه و یارانش نازل شده است؛ سوره مبارکه «مدثّر» را آغاز کردیم و تا آیه ۳۰ پیش رفتیم.
و اما آیه ٣١ در این سورهٔ مبارکه، آیهای است که با ۵۶ آیه دیگر این سوره متفاوت است. مثلاً از لحاظ حجم، این آیه حدود ۱۲ برابر دیگر آیات بوده و البته معنای ظاهری و باطنی آن بسیار متفاوت میباشد.
و آیه این است:
«وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةٌ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولُ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ» (مدثر/۳۱)
و معنای آیه این است:
«و ما اصحاب آتش را قرار ندادیم مگر ملائکهای و تعداد این ملائکه را قرار ندادیم مگر فتنه و آزمایش برای آنها که کافر شدند تا آنها که کتاب به آنها داده شده به یقین برسند و ایمانآورندگان به ایمانشان افزوده شود و نیز آنها که دارای کتاب هستند و نیز مؤمنین دچار شک و تردید نشوند. و [حکمت دیگرش این است که] آنها که در دلهایشان مرض است و نیز کافران، بگویند: خداوند با زدن این مثال چه منظوری داشته و [به این وسیله مرض روحی و بیایمانی و بطلان راه آنها آشکار شود] و اینچنین خداوند هر کس را که بخواهد گمراه کرده و هر کس را که بخواهد هدایت میکند و البته هیچکس از لشکریان خدا اطلاعی ندارد و این قرآن و حقایقش نیست مگر یادآوری حقیقت برای بشر».
این بود معنای روان و معمولی این آیه شریفه و اما معنای باطنی آن:
در تفسیر این آیه، صاحب تفسیر البرهان از مرحوم «شرفالدّینالنجفی» در تأویل الآیات روایتی از امام صادق علیهالسّلام نقل کرده است که فرمود:
«منظور از آتش در این آیه، حضرت قائم علیهالسّلام است که کلمه «نار» (آتش) به معنای نوردهنده و روشنکننده است که نور حضرت قائم علیهالسّلام اهل مشرق و مغرب را روشنایی میبخشد و منظور از ملائکه، آن کسانی هستند که به علم آل محمد علیهمالسّلام مالکیت پیدا کردهاند.
(قال علیهالسّلام:
“فَالنّار هو القائم علیهالسّلام الذى انار ضوؤه و خروجه لاهل المشرق و المغرب، والملائكة هم الذين يملكون علم آل محمد علیهمالسّلام. البرهان ذیل الآیه الشریفه)
توضیح: منظور از آنان که مالک علوم آل محمد علیهمالسّلام شدهاند، اولیاء صالح امام زمان علیهالسّلام هستند که در اثر تقرّب روحی به امام زمانشان قلوبی استوار تا ابد بر راه خدا یافته و چشمههای حکمت بر آنها جاری شده و بر علوم حقیقی قرآن مالکیت پیدا کردهاند و خداوند آنها را امین بر نیروهای خارقالعادهای که در آیات قرآن هست قرار داده و لذا «نار» در اینجا به معنای باطنی و به معنای نور امام زمان علیهالسّلام است و «اصحاب النّار» یعنی یاران آن حضرت که نور آیات قرآن در سینهٔ آنها جای گرفته است.
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی