بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمُ
📚صحبت دربارهٔ سورهی مبارکهٔ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» است.
☘️ فضیلت سوره توحید:
🖌در روایتی در فضیلتِ این سورهی مبارکه هست که حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) یک گروهی را برای جنگ به یک قسمتی فرستادند و امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) را فرمانده قرار دادند. وقتی که برگشتند از آن جنگجوها، دربارهٔ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) سؤال کردند.
آنها عرض کردند: همه چیز خوب بود فقط ایشان (یعنی امیرالمؤمنین علیه السّلام) در همهٔ نمازها «قُلْ هُوَ اللَّهُ» برای ما خواند.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند:
یَاعَلِی! لِمَ فَعَلْتَ هَذَا
“چرا دائم «قُلْ هُوَ اللَّهُ» خواندی؟!!”
آن حضرت عرض کردند:
✨لحُبِّی لِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
“به خاطر اینکه «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را خیلی دوست دارم”.
پس پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:
✨ما أَحْبَبْتَهَا حَتّی أَحَبَّکَ الله عَزَّ وَ جَلَّ
“اینکه تو «قُلْ هُوَ اللَّهُ» را دوست داشتی به خاطر این بود که خدای تعالی تو را دوست داشت”.
نشانه این است که خدا دوستت داشته است و تو در مقابل، محبّتِ به «قُلْ هُوَ اللَّهُ» را اینطور اظهار کردی!
🖌در روایت دیگری دارد که حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:
✨منْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ حِينَ يَأْخُذُ مَضْجَعَهُ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَ خَمْسِينَ سَنَةً
“کسی که «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را هنگامی که در بستر رفته است که بخوابد، بخواند (در بعضی از نقلهای این روایت دارد که صدبار بخواند ولی در اینجا، در برهان فقط دارد که بخواند، صدبار را نگفته است) خدای تعالی گناهانِ پنجاه سال او را میآمرزد.”
امشب بنابر جلسهٔ قبل، وعده دادیم که در ارتباط با سیر و سلوک و مراحل تزکیهٔ نفس، این سورهی مبارکه را قدری توضیح بدهیم.
☘️غرض از سورهی توحید…
🖌توحید؛ یعنی یکیکردن، باب تفعیل است یعنی یکیکردن.
یکیکردن یک معنایش یکیدانستن است و یکیکردنِ خدایانی که انسان ممکن است در ذهنش اختراع بکند؛ یعنی به یک خدا معتقد شود.
یک معنای عملی که در میدان عمل و زندگی به کار میآید این است که: ما با خدا در عملمان یکی بشویم.
یعنی اگر خدا بصورت انسانی بود و جای ما و در موقعیت ما بود، همین کار را میکرد و همین حرف را میزد و همین نگاه را میکرد و برای اینکه تصورش آسان شود، بجای خدا نماینده خدا ائمه اطهار علیهم السلام را تصور کنیم که اگر امام زمان علیه السلام جای من بود، این حرف را میزد و این حرف را میزد و این رفتار را میکرد و عمل من با عمل امام زمان علیه السلام و فکر من با فکر آن حضرت یکی می شد.
این معنای توحید است.
این را به عنوان قلّهٔ توحید، قلّهٔ فلاح و رستگاری درنظر میگیرند.
البته باید دقّت داشته باشیم که در بحث توحید، در دام متصوّفه و عرفاء و منحرفینِ از حقیقت نیفتیم.
📚در معنای یکیشدن با خدای تعالی، باید دقّت داشته باشیم که در دامِ متصوّفه و عرفاء منحرف، نیفتیم.
یعنی، معنای توحید این نباشد که آن فلاسفه و وحدت وجودیها و صوفیه و امثال مُحیالدّین و حلاج که میگویند: همه چیز خداست.
☘️ معنای یکی شدن با خدا:
🖌 یکیشدنِ با خدا؛ یعنی «همسو شدن، یکیشدنِ خواستِ ما با خواست خدا».
یعنی…
✨هر چه خدا میخواهد ما هم همان را بخواهیم.
✨هر چه را خدا دوست دارد، ما هم همان را دوست داشته باشیم.
✨هر کاری را خدا میپسندد ما هم همان را بپسندیم.
✨هر چه را که خدا نمیپسندد ما هم نپسندیم.
این معنای یکی شدن در صفت فعلی است؛ «یعنی اعمال ما و افکار ما و خواستههای ما، با آنچه که خدا میخواهد، یکی شود.»
همان طور که مثلاً دو نفر خیلی به هم محبّت پیدا میکنند، اینها سعی میکنند که با هم یکی شوند از جهات مختلف؛ از جهات تفکّر، از جهات رفتار، اخلاق و آن محبّتی که بینشان است، آنها را میکشاند به اینکه با هم اختلافی نداشته باشند.
و هدف از خلقت انسان هم این است که انسان طوری ساخته و پرداخته شود که صفاتش صفاتی باشد که خدای تعالی هم این صفات را دارد.
خدا مهربان است، انسان هم مهربان باشد، خدا رئوف است، کریم است،
و انواع صفاتی که صفات پسندیده است. انسان هم همان طور باشد.
امام صادق (صلوات الله علیه) میفرمایند: اگر میخواهی که هر چه میخواهی خدا به تو بدهد، خُب باید انسان یک حالت توحید و یکیشدن خواستههایش با خواستِ خدا را پیدا کند که هر چه میخواهد، خدا هم همان را بخواهد و نه به او نگوید.
اگر غیر از این باشد، مثلاً ما چیزی را بخواهیم و خدا آن را نخواهد، لابد صلاح ما نیست، و صحیح نیست یا لااقل الان وقتش نیست که به ما بدهد.
لذا اینکه انسان خلیفةالله میشود، معنایش همین است که، هر چه خدا میخواهد او هم همان را میخواهد و طبعاً اعمالش، کارهایش به گونه ایاست که خدای تعالی میخواهد و میپسندد.
☘️سپس حضرت در همین روایت (روایت حفص بن غیاث در ذیل آیه چهار سورهی معارج) میفرمایند:
✨ فلْيَيْأَسْ مِنَ اَلنَّاسِ كُلِّهِمْ
اگر میخواهی به جایی برسی که، هر چه از خدا درخواست میکنی، به تو بدهد و به تو نه نگوید.
این خیلی جایگاه بلندی است که خدا به انسان نه نگوید.
باید خیلی با خدا حالت یکیشدن و یک اُنس کاملی پیدا کرده باشد.
اُنسی که اختلافی بین او و خدا، بین او و ائمه اطهار (علیهم السّلام) نباشد که هر چه بخواهد، خدا بگوید: باشه بهت میدهم.
📚 بعد حضرت میفرمایند:
“اگر میخواهی به اینجا برسی که هرچه از خدا بخواهی، بتو عنایت فرماید، باید از همه مردم مأیوس باشی”.
✨” فَلْیَیْأَس مِنَ النَّاسِ کُلِّهِمْ ”
امیدت فقط خدا باشد.
این، یعنی آن صفات رذیله ٧۵ گانهی جهل، آن طنابهای ٧۵ گانهای که با محبت دنیا به پای انسان بسته می شود را یکییکی قطع کنی؛ زیرا این صفات مانع میشوند که خواست تو با خواست خدا یکی شود.
مثلا خدا بخشنده و مهربان است و از خطای خطاکار درمیگذرد، اگر بخواهی با خدا لااقل در یکی از این ٧۵صفت حمیدی عقل که ضد آن ٧۵صفت جهل هستند، یکی شوی، خب تو هم باید از خطای خطاکاران درگذری و فقط آنجا که خدا خطای کسی را نمی بخشد، تو هم او را نبخشی.
🍃بعد حضرت میفرمایند:
“اگر خدا این را در قلبت دید، ”
✨”فَإِذَا عَلِمَ الله ذَلِکَ مِنْ قَلْبِهِ، ”
یعنی وقتی از بندهاش دید که در قلبش فقط امید به خدا هست، به هیچ چیز، به هیچ کس دیگری امید ندارد؛ این یک نشانه خیلی خاص است که حضرت آن را مطرح میفرمایند.
این که در قلبت هیچ امیدی به هیچوجه به خلق خدا نداشته باشی، نتیجه همهٔ مراحل سیر وسلوک و کمالات است.
☘️البته ممکن است این را همهٔ ما بگوییم که ما هم همینطور هستیم، اما نه، اینکه قلبت از غیر خدا امیدش قطع شده باشد، نشانهاش آن است که هر چه از خدا خواستی به تو بدهد. ما هم میبینیم که خدا هم این کار را نمیکند پس معلوم است که این روحیه هنوز در ما ایجاد نشده است.
بعد حضرت میفرمایند:
” پس بروید خودتان را حسابرسی کنید، بررسی کنید، ببینید چه مشکلاتی در روح شما وجود دارد و به اصطلاح چند طناب از آن طنابهای ٧۵ گانه به پایتان بسته است که مانع همراهی شما با امام زمانتان می شود، آنها را برطرف کنید که اگر این کار را اینجا نکنید، در قیامت پنجاه ایستگاه است که هر کدام هزار سال طول میکشد؛ یعنی در آن پنجاه ایستگاه، کاری که ما در این پنجاه سال دنیا باید میکردیم، میشود هزار برابر، ۵٠هزار سال میشود. آنجا انجام می شود.
☘️یعنی آن توحیدی که مقرر است و آن حداقل هماهنگی و یکیشدنی که باید حاصل شود در آنجا انجام میشود. یعنی درآن ایستگاههای پنجاهگانه آن چیزهایی که دوگانهگی بین ما و خدا ایجاد میکند از بین میبرند. چون در اینجا به اختیار خودمان گذاشتهاند و به دویدن خودمان پشت سر ائمهٔ اطهار (علیهمالسّلام) منوط شده، خب ما خیلی حال و حوصله نداریم، تنبلی بر ما غلبه میکند، عجله در ما مانع میشود. یک سری از این صفات رذیله تازه همیاری و همکاری میکنند با سایر صفات رذیله. مثلاً تنبلی به کمک یک سری لشکرهای جهل دیگر میرود. یعنی بهواسطه تنبلی خیلی از لشکرهای جهل فعال میشوند و انسان باز میماند. مثل دانشآموزی که تنبلی میکند و به مدرسه نمی رود، درسهایش را نمیخواند. خب از خیلی از چیزها باز میماند.
♻️آن وقت به اینجا میرسیم که ما در این دنیا باید یک همّتی بکنیم، آن چه که موجب دوگانگی است و بین ما و خدا جدائی میاندازد را برطرف کنیم و آنها در مراحل سیر و سلوک و تزکیه نفس است. یعنی مراحل سیر و سلوک را به یک معنا و از یک بعد نگاه کنیم، مراحل توحید هستند.
📚مراحل سیروسلوک، مراحل توحید هستند:
🖌 پلهها و مراحلی که در سیر و سلوک، اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) جلوی پای ما گذاشتهاند، این پلهها، پلّههای توحید هستند، پلّههای یکیشدنِ صفات ما با صفات الهی ائمه هدی (علیهم السلام) هستند.
حالا ما یکیشدن با خدا را که میگوییم، یعنی یکی شدن صفاتمان با ائمه اطهار (علیهمالسلام)؛ زیرا آنها صفاتشان با صفات خدا یکی است.
و برای اینکه یکیشدن با صفات خدا برایمان آسان شود، ائمهی هدی (علیهمالسّلام) را جلوی ما گذاشته اند که به آنها نگاه کنیم، الگو بگیریم و با آنها یکی شویم که وقتی با امام زمان (علیهالسّلام) یکی شدیم آنوقت با خدا یکی میشویم.
☘️ در یک قضیهای هست که یکی از سالکین الی الله، حضرت به ایشان در عالم خواب میفرمایند (که حالا ما نمیخواهیم خواب را به عنوان حجّت مطرح کنیم، ولی وقتی بعضی از آیات و روایات در قالب یک خوابی از طرف ائمه اطهار علیهمالسّلام بیان میشود، انگار یک تصویر و نمایش ماندگاری از آن در ذهن انسان میماند).
فرموده بودند که: انسان به وسیلهٔ «اطاعت» و «تزکیهٔ نفس» به جایی میرسد که با امام زمانش یکی میشود و ( حتّی به عنوان تشبیه مثال میزنند به اینکه یک انسان یک مرغی را ذبح می کند، آن را میخورد و آن مرغ جزء بدنِ آن انسان میشود.) این، آن لحظهای است که این کار انجام میشود و در آن هنگام، یک نشانههایی را ذکر میکنند که مثلاً حضرت جبرائیل میآید و این کار را با آن شیعه و سالک واقعی انجام میدهد و او را از لحاظ معنوی از آن قالب و شخصیت خودش بیرون میآورند و از آن به اصطلاح منیّتی که داشت (مَنَم مَنَمی که انسان ممکن است بکند) از آن قالب او را بیرون میآورد و با امام زمانش یکی میکند.
☘️ مقام فناء فی الله:
🖌 آن عنوان «فناء فی الله» که میگویند اینجا است.
یعنی؛ دیگر اصلاً این شخص، خودش دیگر مطرح نیست؛ «محوِ ولایت» است. «محوِ امام زمانش» است. اخلاقش، گفتارش، رفتارش، مثل حضرت علیاکبر (سلامالله علیه) که؛
✨”اَشْبَهُالنَّاس خَلقاً وَ خُلقاً وَ مَنطِقاً بِرسوُلِالله….”
این حقیقت مسیر توحید و یک شدن صفات با صفات امام زمان علیه السلام است که باید مراحل تزکیهٔ نفس را طی کرد
و دوگانگیها را برطرف نمود.
یعنی دوگانگی و تفاوت رفتاری با الگوهای الهی، ائمه اطهار علیهم السلام را باید یکی یکی برطرف کرد و این کار سالها زمان میبرد.
هر مرحلهای را که انسان موفّق بشود در تزکیه برخوردش تحقق ببخشد و فقط به شعار تشیع و تزکیه نفس، دلش خوش نباشد، یک سری از آن دوگانگیها برطرف میشود.
🖌فرض کنید؛ مثلاً انسان غافل باشد، در خواب غفلت باشد؛ خب! اولیاء خدا، امام زمان(علیهالسّلام)، پیامبران، خوبان عالم، همه اینها…
ما از صفر هم که بخواهیم شروع بکنیم غافل نیستند و غفلت، انسان را از همهچیز، از همهٔ سعادتها باز میدارد.
📚انسان باید بداند که:
در کجا زندگی میکند؟!
از کجا آمده است؟!
در کجا هست؟!
به کجا خواهد رفت؟!
و وقتی نداند، خب! کاری برای خودش انجام نمیدهد.
مثلاً ما را گذاشتهاند در یک جایی که ما خانه برای خودمان بسازیم و آسایش همیشگی پیدا کنیم. فرض کنید یک زمینی را به شما بدهند، بروید آنجا یک خانهٔ خوبی بسازید و هیچچیزی و هیچپولی هم نمیخواهد شما بدهید. شما فقط آنجا کار کنید، همین!
پولش را آنکسی که زمین را داده میدهد. مثلاً پدری مهربان و دلسوز و بی نهایت پولدار، زمین بزرگی را به پسر دلبندش داده و میگوید: برو در آنجا برای خودت خانه بساز. هم پول میدهد و هم همهی امکانات را هم برای او فراهم میکند، اما او رفته آنجا مثلاً نشسته تلویزیون تماشا میکند. نه آجرها را استفاده میکند، نه آهنها را استفاده میکند، اگر از او بپرسند تو اینجا چکار میکنی، نمیداند چه جوابی بدهد و مثلا میگوید: اینجا دارم فیلم نگاه میکنم، بیین چه فیلم قشنگی!!! پولهایی را هم که به او دادند آنجا خرج کند، خرج همان تفریح و بیبندوباری و غفلتهای خودش میکند.
اگر هیچ خلافی هم نکند، پولهایش را صرف رفیق و رفقا میکند. بعد هم پولهایش که تمام میشود، میبینیم نه خانهای ساخته و نه. پولی دارد و مهلتش تمام شده و آغاز بیخانمانی او است و این مَثَل انسانهایی است که در دنیا غافل زندگی میکنند؛
✨«اوُلئِکَ هُمُ الغَافِلوُن؛ (نحل/١٠٨)
میخورند، میآشامند و کار دیگری ندارند و وقتی هم مرگ به سراغشان میآید، آن وقتی است که پول تمام شده است.
لحظات عمرِ ما پولهایی است که خدای تعالی به ما داده است.
میخواهند بروند خانهٔ آخرت، خانهای ندارند که بروند و لذا آنجا تازه از خواب بیدار میشوند و خب، این اوّلین مانع بین ما و بین ائمهاطهار (علیهمالسلام) و بین خداست که ارتباط با توحید دارد. یعنی ما را دوگانه میکند،
ما را از امام زمانمان جدا میکند، از خدا جدا میکند.
و اصلاً ما یک طرف برای خودمان و خواسته های جاهلانهمان میشویم و آن طرف هم خدا و ائمه اطهار (علیهم السلام) یک طرف برای خودشان.
ما یک طرف، خدای تعالی یک طرف،
ما یک طرف، امام زمان ارواحنافداه هم یک طرف،
اصلاً بین ما غربت و جدایی و دوری وجود دارد.
اگر بخواهیم بازش بکنیم، تمام این مشکلات زمان غیبت و غربت امام زمان (صلواتاللهعلیه) همهٔ اینها از آن درونش بیرون میآید.
انشاءالله ادامهاش را جلسهٔ بعد عرض خواهیم کرد.
🍃وصَلَّیاللهُعَلَیسَیِّدِنَامُحَمَّدٍوَآلِهِالطَّاهِرین
١٧ ربیع الثانی ١۴۴٠
۱۳۹۷/۱۰/۴
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهالله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی