شرح سوره مبارکه یس(آیه۱۲)جلسه ۱۲

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📚جلسهٔ قبل در فضیلت سورهٔ مبارکهٔ «یس» قسمتی از روایت را گفتیم‌ که مرحوم صدوق روایت فرموده بودند و رسول اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌فرمایند:
“اگر مریض هنگام مرگش این سوره را بخواند، ملک‌الموت روحش را قبض نمی‌کند تا این‌که شرابی، نوشیدنی از بهشت برای او بیاورند و او آن را میل کند و در حالی که در بستر است و در حالی که سیراب شده است، ملک‌الموت روحِ او را قبض می‌کند و در حالی که سیراب شده‌ی از آن شراب بهشتی است، داخل قبرش می‌شود و در حالی که سیراب شده از آن شراب بهشتی است، روز قیامت مبعوث می‌شود و در حالی که سیراب از شراب بهشتی است، داخل بهشت می‌شود و فرمودند:
کسی‌که این سوره را خودش بنویسد، (نه این که نوشتهٔ چاپی‌اش را بردارد) «مَنْ کَتَبَهَا؛ خودش بنویسد» و آن را به خودش آویخته کند، (مثلاً در پلاستیکی، در یک چیزی جمع و‌ جور کند) حرز و سپرِ او می‌شود برای او از هر آفت و مریضی.
گفته بودیم در اول هر جلسه از تفسیر سورهٔ یاسین، یک فضیلتی از فضایلش را عرض می‌کنیم.

📗صحبت‌مان دربارهٔ آیهٔ دوازدهم سورهٔ مبارکهٔ «یس» است.

✨«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ» (یس/١٢)

یک روایتی است که با این روزها خیلی مناسب است. این روایت را خدمت‌تان تقدیم‌ می‌کنم.

🔰روایت از حضرت موسی‌بن‌جعفر (علیه‌الصّلوةوالسّلام) است که مرحوم‌ کلینی نقل کرده که راوی می‌گوید که حضرت موسی‌بن‌جعفر (علیه‌السّلام) به من فرمودند:
“به پدرم حضرت ابی عبدالله (امام صادق عليه‌السّلام) عرض کردم:
آیا مگر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) نویسندهٔ وصیت پیغمبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نبودند؟!
مگر رسول خدا بر ایشان املاء نمی‌فرمودند؟!
مگر جبرئیل و ملائکهٔ مقرّب شاهد نبودند؟!”
[یعنی سؤالیست که پس چرا آن اتفاقات افتاده؟!
البته نه این‌که حضرت موسی‌بن‌جعفر (علیه‌السّلام) ندانند بلکه برای نقل به ماها است که معلوم است این‌جا حضرت برای راویِ این روایت، دارند می‌فرمایند و برای نقلِ به ماهاست]

📗فرمودند: پدرم امام صادق (علیه‌السّلام) مدت طولانی مثلاً چند دقیقه‌ای، سر مبارکشان را پایین انداخته بودند بعد فرمودند:
✨یا اباالحسن، [کنیه حضرت موسی‌جعفر، ابالحسن است] درست است آن‌چه که تو گفتی، بوده و‌لکن هنگامی‌ که امر برای رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نازل شد؛ [یعنی شاید منظور، زمان وفاتشان بوده] وصیت پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) از جانب خدا به‌صورت یک کتابِ نوشته شده، حاضر و آماده نازل شد که ‌جبرئیل (عليه‌السّلام) با ملائکه‌ی اُمَنَاءُ الله، امین‌های خدا با هم‌دیگر خدمت رسول‌الله آوردند.
بعد جبرئیل عرض کرد:

✨”يَا مُحَمَّد مُرْ بِإِخْرَاجِ مَنْ عِنْدَك؛
: همهٔ کسانی که این‌جا هستند را دستور بده که از این‌جا خارج شوند”.

✨”إِلا وَصِيَّك؛
مگر وصی‌ات امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)”.

✨”لِيَقْبِضَهَا مِنَّا؛
:تو باید این وصیت را از ما تحویل بگیری و باید شهادت بدهی که این وصیت را تحویل علی (عليه‌السّلام) بدهی”.

✨”ضَامِناً لَهَا؛
: و علی هم ضمانت کند این وصیت را که به آن عمل شود”.

معلوم است آن اتفاقاتی که می‌خواسته بیفتد، در این وصیت بوده.

📚حضرت صادق (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: پس پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) دستور فرمودند، همهٔ کسانی‌که در آن اتاق بودند، بیرون بروند به جز علی (عليه‌السّلام) و حضرت فاطمه‌ زهرا (سلام‌الله‌علیها) هم بین پرده و در بودند [یعنی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم حضور داشتند منتها پشت‌پرده بودند ولی در همان اتاق تشریف داشتند] جبرئیل عرض کرد که:

✨”يَا مُحَمَّد رَبُّكَ يَقْرَئُكَ السَّلاَمُ؛
: پروردگارِ شما سلام می‌رساند”.

✨”وَ یَقُول هَٰذَا كِتَابٌ مَا كُنْتُ عَهِدْتُ إِلَيْك؛
: و می‌فرماید که این همان نوشته‌ای است که ما با تو قرار گذاشتیم و با تو عهد بستیم”.

🖌معلوم است قبل از آن، خدای تعالی با پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) به‌صورت شفاهی قراری داشتند که همان اتفاقاتی که بعداً می‌خواهد بیفتد را پیامبراکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) پذیرفته بودند اما این‌جا به‌صورت مکتوب، خدمت ایشان آوردند.

جبرئیل عرض کرد: «خدایِ شما به شما سلام می‌رساند و می‌فرماید که این نوشته‌ی همان عهدی است که با تو بستیم و شرطی است که با تو کردیم و بر تو شاهد گرفتیم. خودم شاهد بودم بر تو و ملائکه‌ام را بر تو شاهد گرفتم در صورتی‌ که خودِ من برای شهادت و شاهد بودن کفایت می‌کنم».

♻️یک حالت خیلی خاصی در آن‌جا به وجود آمد که امام صادق (عليه‌السّلام) فرمودند:

✨”فَارْتَعَدَتْ مَفَاصِلُ النَّبِیّ؛
: چهار ستون بدن پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) شروع به لرزیدن کرد”.

✳️یعنی خیلی امر عظیمی بود که خدا آن‌چه که قبلاً با پیغمبر اکرم قرار گذاشته بود، دربارهٔ همان مصائبی که می‌خواهد بعد از رحلت‌شان به حضرت زهرا و به امیرالمؤمنین (علیهماالسّلام) وارد شود. خب خیلی امر عظیمی بوده.
قبلاً صحبتش شده بوده، حالا خدای تعالی به‌صورت مکتوب، این را ارسال کرده با این ملائکه‌ی عظیم‌الشأن که تحویل امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) داده شود و شاهد هم بگیرند.
لذا وجود نازنین پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) مفاصل‌شان یعنی بدن‌شان شروع به لرزیدن کرد.

✨”وَ قَالَ يَا جِبْرَئِيل رَبّّي هُوَ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ إلَيْهِ يَعُودُ السَّلامُ؛
: پروردگار من، سلام که رسانده، او خودش سلام است و از اوست سلام و به‌سوی او سلام برمی‌گردد”.

✨”صَدَقَ عَزَّوَجَلّ وَ بَرَّ؛
: درست فرموده و نیکی کرده، خوب و درست فرموده. کتاب و نوشته را تحویل من بده”.

پس جبرئیل آن نوشته را به حضرت تحویل داد و عرض کرد که این را تحویل امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) بدهید.

✨”فَقَالَ لَهُ إِقْرَأه؛
: به او فرمود که این را بخوان”.

پس آن حضرت حرف‌ به حرفِ آن کتاب و آن وصیت را خواندند. فرمودند:

✨”يَا عَلِي هَٰذَا عَهْدُ رَبِّي تَبَارَکَ وَ تَعَالَي إلَيّ وَ شَرْطُهُ عَلَّي؛
: این عهدِ خدای تعالی با من است و شرط او با من است و امانت او است که به من داده و من به تو این را رساندم و خیرخواهی کردم و تحویلت دادم”.

یعنی هم کتاب و نوشته را تحویل دادند و هم برای امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) خواندند و بعد امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) عرض کردند:

✨”وَ أَنَا أَشْهَدُ لَکَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی بِالْبَلاغ؛
: بله من شهادت می‌دهم که پدر و مادرم به فدای شما باد، شما پیام خدا را رساندید و خیرخواهی فرمودید و تصدیق می‌کنم آن‌چه که شما بیان کردید و گوش من، چشم من، گوشت من، خون من، همه این‌ها شهادت می‌دهند به آن‌چه که شما فرمودید”.
پس جبرئیل عرض کرد:

✨”وَ أَنَا لَکُمَا عَلَي ذَٰلِكَ مِنَ الشَّاهِدِين؛
: و من هم بر این مطلب شهادت می‌دهم و شاهد هستم”.

✨”فَقَال رَسُولُ الله؛
: رسول خدا فرمودند”

✨”يَا عَلِی أَخَذْتَ وَصِيَّتِی؛
: وصیت من را تحویل گرفتی و شناختی که چه چیز در آن است و ضمانت کردی برای خدا و برای من که به آن‌چه در آن است وفا کنی”.

✨”فَقَال عَلِی (عليه‌السّلام)؛
: حضرت امیر عرض کردند که”

✨”نَعَمْ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عَلَیَّ ضِمَانُهَا؛
: بله پدر و مادرم فدای شما، بر عهده من است که این را ضمانت کنم و انجام شود”.

✨”وَ عَلَی اللّه عَوْنِی وَ تَوْفِيقِی عَلَی أَدَائِهَا؛
: و بر عهده خداست که به من کمک کند و موفقم کند که آن را به‌جا بیاورم”.

چون حول و قوه از جانب خداست تا خدا حول و قوه ندهد و توفیق ندهد کاری انجام نمی‌شود.

✳️سپس رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند:

✨”يَا عَلِی إنِّی أُرِيدُ أَنْ أُشْهِدُ عَلَيْك بِمُوَافَاتِی بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَة؛
من می‌خواهم بر تو شاهد بگیرم که من روز قیامت این را وفا کردم و من هم پایش ایستادم”.

✨” وَ قَالَ عَلِیٌّ؛
: امیرالمؤمنین عرض کردند”

✨”نَعَمْ أ‌َشْهَد (یَا إِشْهَد)
: بله شاهد بگیرید”.

رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند:

✨”إِنَّ جبْرَئِیل وَ مِیکَائِیل فِی مَا بَیْنِی وَ بَیْنک الآن وَ هُمَا حَاضِرَان؛
: جبرئیل و میکائیل الآن بین من و تو هستند و حضور دارند و با آن دو، ملائکه‌ی مقرب هستند”.

✨”أُشْهِدُهُمْ عَلَیْه؛
که من آن‌ها را شاهد بگیرم بر تو که این کار انجام می‌شود و حتماً ما وفا می‌کنیم”.

✨”فَقَالَ نَعَمْ؛
: امیرالمؤمنین فرمود بله”.

✨”لِیَشْهَدُو وَ أَنَا بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أُشْهِدُهُمْ؛
: بله آن‌ها شهادت بدهند و من هم پدر و مادرم به فدای شما، آن‌ها را شاهد می‌گیرم.

✨”وَ أَشْهَدَهُمْ رَسُولُ الله؛
رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) آن‌ها را شاهد گرفت”.

❇️یعنی ملائکه‌ی مقرب هم شهود بودند.
این‌ها همه به‌خاطر این است که آن مصائبی که بر خانه‌ی امیرالمؤمنین و حضرت رهرا (علیهماالسّلام) می‌خواست وارد شود، مصائب بسیار سنگینی بود و لذا این‌قدر محکم، مسائلش رسیده.
مؤمنین درجات مختلفی دارند. بعضی‌ها ممکن است سؤال در ذهن‌شان بیاید که چرا این اتفاقات افتاد؟
چرا امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) دست به شمشیر نبردند؟
چرا نیامدند با آن جنایتکاران برخورد کنند؟
به‌خاطر این‌که بعداً پاسخِ این سؤالات داده شود، خدای تعالی این‌طور محکم برای این اتفاقات شاهد گرفت و ملائکه را به‌صورت نوشته‌ی مکتوب، خدمت رسول اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرستاد.
بعد امام صادق (عليه‌السّلام) فرمودند:

✨”وَ کَانَ فِی إِشْتَرَطْ عَلَیْهِ النَّبِیّ بِأَمْرِ جِبْرَئِیل؛
در آن‌چه که پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) به امر جبرئیل بر امیرالمؤمنین شرط کرد؛ در آن‌چه که خدای عزّوجلّ امر فرموده بود، این بود:
[حالا همه‌اش را ظاهراً بیان نکرده‌اند بلکه فرموده‌اند در قسمتی از آن وصیت آمده است] این بود که به امیرالمؤمنین از جانب خدا فرمودند:

✨”يَا عَلِی تَفِی بِمَا فِيهَا مِنْ مُوَالاةِ مَنْ وَالَى الله وَ رَسُولِهِ وَ الْبَرَاءَةِ وَ الْعَدَاوَةِ لِمَنْ عَادَى الله وَ رَسُولِهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ؛
: ای علی جان! تو آیا وفا می‌کنی به آن‌چه که در این وصیت است از دوستی و موالات کسانی که با خدا و رسولش دوستی و اطاعت کردند و برائت و دشمنی با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی کردند و بیزاری جستنِ از آن‌ها و صبر از تو بر این‌که خشمت را فرو بنشانی و صبر بر این‌که حقّ تو را پایمال می‌کنند و خمس تو را غصب می‌کنند و حرمت تو هتک می‌کنند”.

✳️خداوند به‌اصطلاح در این جلسه، بر همهٔ این‌ مسائل به‌وسیله جبرئیل و رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) قول و تعهد گرفت که بر این مصائبی که بر تو وارد می‌شود، صبر کنی و دست به شمشیر نبری.

✨”فَقَالَ نَعَمْ یَا رَسُولُ الله؛
: امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) عرض کردند که بله من وفا می‌کنم ای رسول خدا”.

بعد امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) فرمودند:

✨”وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَة
: به آن خدایی که دانه را شکافت و موجودات را آفرید”.

✨” لَقَدْ سَمِعْتُ جِبْرَئِيل؛
: من محققاً و قطعاً با گوش‌های خودم شنیدم در آن جلسه که جبرئیل به پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) عرض می‌کرد که”

✨”یَا مُحَمَّد عَرِّفْهُ أَنَّهُ یُنْتَهَکُ الُحُرْمَه؛
: به علی، خوب بشناسان که حرمتش هتک می‌شود و آن حرمت خدا و حرمت رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) است و به او این را (به قول خودمان) خوب حالی کن. [این مسائل برای ماها بوده که به ما نقل شود] و این‌که او را خوب متوجه کن، بشناسان که محاسنش از خون سرش خضاب می‌شود”.

🔰امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) می‌فرمایند: من این را خودم شنیدم از جبرئیل که به پیامبر این‌طور می‌فرمود که به او بگو که این اتفاقات می‌افتد.
بعد امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) فرمودند:

✨”فَصَعِقْتُ حِينَ سَمِعْتُ الْکَلِمَة مِنَ الامِین جِبْرَئِیل؛
: من وقتی این کلمه را از جبرئیل امین شنیدم، از هوش رفتم و با رو بر زمین افتادم”.

✨”قُلْتُ نَعَمْ؛
: و عرض کردم که بله”.

✨”قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ؛
: قبول کردم، راضی شدم”.

✨”وَ إِن انْتُهَکتِ الْحُرْمَه؛
: اگر چه حرمتم شکسته شود”.

✨”وَ عُطِّلَتِ السُّنَنْ؛
: و سنت‌‌ها و روش‌هایی که رسول خدا پایه‌گذاری کرده‌اند، معطل بماند”.

✨”مُزِّقَ الْکِتَاب؛
: قرآن از لحاظ عمل پاره پاره شود و به آن عمل نشود”.

✨”وَ هُدِمَتِ الْکَعْبَه؛
: کعبه مورد هجوم قرار بگیرد”.

✨”وَ خُضِبَتْ لِحْیَتِی مِنْ رَأْسِی بِدَمٍ عَبِیط؛
: محاسنم از خون سرم خضاب شود”.

✨”صَابِراً مُحْتَسِباً أَبَداً حَتَّی أُقْدِمَ عَلَیْک؛
: در حالی که تحمل کنم این مصائب را تا از دنیا بروم و به پیشگاه شما وارد شوم”.

♻️از امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) قول گرفتند که حرمت فاطمه‌اش شکسته می‌شود، صبر کند. خانه‌اش آتش می‌گیرد، صبر کند. فرزندانش شهید می‌شوند، همه را تحمل کند.

✨” ثُمَّ دَعَا رَسُولُ الله”

سپس امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم)
خواندند فاطمه زهرا، حسن و حسین (علیهم‌السّلام) را که آن دور و بر تشریف داشتند.

✨”وَ أَعْلَمَهُمْ مِثْلَ مَا أَعْلَمَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ؛
: به آن‌ها هم اعلام کرد مثل آن‌چه که به امیرالمؤمنین اعلام فرمود”.

یعنی دو مرتبه همهٔ این خبرها را به‌صورت رسمی بر حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم‌السّلام) اعلام کردند.

🖌حالا قبلاً این‌ها می‌دانستند ولی چون نزدیکِ از دنیا رفتنِ رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) بود، این وصیت باید خیلی محکم می‌شد.

✨”فَقَالُوا مِثْلَ قَوْلِهِ؛
: آن‌ها هم مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ضمانت کردند که صبر کنند”.

✨”فَخُتِمَتِ الْوَصِیَّه؛
: پس آن‌جا آن وصیت به‌اصطلاح پلمب شد، ختم شد و مهر شد به مهرهایی از طلا، از طلایی که آتش ندیده باشد”.

✨”وَ دُفِعَتْ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه‌السّلام؛
: و تحویل امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) شد”.

📗این نوشته و این کتاب از آن امانت‌هایی است که الآن خدمت آقا امام زمان (ارواحنافداه) است که اگر یک وقت آقا ظهور فرمودند، شاید می‌خواهند به شیعیان نشان بدهند که این عهدنامه را ببینید! یک وقت فکر نکنید که چرا امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) دست به شمشیر نبرد.

✨”فَقُلْتُ لِأَبالْحَسَن علیه‌السّلام؛
: راوی می‌گوید: به امام کاظم (علیه‌السّلام) که این روایت را نقل فرمودند، عرض کردم که پدر و مادرم فدای شما، آیا ذکر نمی‌کنید در آن وصیت چه بود؟”.

حضرت موسی‌بن‌جعفر (عليه‌السّلام) فرمودند: سنن خدا و سنن رسول خدا”.

یعنی روش‌هایی که خدا و رسولش برای زندگی و سعادت مردم مقرر فرمودند.

✨”فَقُلْتُ: عرض کردم که”

✨”أَکَانَ فِی الْوَصِیَه تَوَثُّبِهِمْ وَ خِلافِهِمْ عَلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه‌السّلام؟
: آیا در آن وصیت، این‌که این‌ها پریدند روی حقّ امیرالمؤمنین و حقّ آن حضرت را پایمال کردند و آن اتفاقات، در آن وصیت ذکر شده بود؟”.
حضرت فرمودند:

✨”نَعَمْ شَیْئاً شَیْئاً وَ حَرْفاً حَرْفاً؛
: بله دقیقاً دانه به دانه”.

تک‌تک آن اتفاقات که هیزم می‌آورند، آتش می‌زنند و حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) چه وضعی داشتند، امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) چه وضعی داشتند؛ تمام این‌ها، دانه به دانه در آن وصیت ذکر شده.

📗آیا نشنیدی قول خدای عزّوجلّ را که می‌فرماید:

✨«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِين» (یس/١٢)

همهٔ این روایت برای بیان این مطلب بود که خدای تعالی می‌فرماید که ما علم همه چیز را در «امام مبین» جمع کردیم و به خدا قسم تحقیقاً رسول خدا به امیرالمؤمنین و فاطمه‌ زهرا (علیمها‌السّلام) فرمودند:

✨” أَلَيْسَ قَدْ فَهِمْتُمَا مَا تَقَدَّمْتُ بِهّ إِلَيْكُمَا وَ قَبِلْتُمَاه؟
: آیا من به شما نفهماندم آن‌چه که قبلاً به شما گفته بودم و شما قبول کردید؟”.

✨”فَقالا: بَلَی”

حضرت زهرا و امیرالمؤمنین (علیهماالسّلام) عرض کردند: بلی شما فرمودید و ما هم فهمیدیم و صبر می‌کنیم.

✨”وَ صَبَرْنَا عَلَى مَا سَاءَنَا وَ غَاظَنَا؛
: صبر می‌کنیم بر آن‌چه که از این ناراحتی‌ها و مصیبت‌ها برای ما پیش بیاید و ما را به خشم بیاورد ولی صبر می‌کنیم و تحمل می‌کنیم”.

❇️این‌جا یک یادی هم کنیم از مرحوم آقا شیخ جعفرمجتهدی که ایشان هم فرموده‌ بودند که رسول خدا با امیرالمؤمنین و حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیهم) خلوت کرده بودند که ظاهراً اشاره‌ای به همین روایت دارد. منتها یک مطلب خاصی است در این فرمایش آقا‌ شیخ‌ جعفر‌مجتهدی که رسول خدا به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمودند: زهرا جان! آیا دوست داری که علی زنده بماند؟
حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) اظهار محبت خودشان را کردند و فرمودند: جانم به فدای امیرالمؤمنین.
رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمودند: برای این‌که اسلام حفظ شود..
حالا این توضیحات را ما می‌دهیم:
برای این‌که توحید محفوظ بماند، یکتاپرستی از دست نرود و مردم مشرک نشوند، علی باید زنده بماند.

🍀آیا حاضری جانت را فدای علی کنی؟

که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) آن‌جا قبول فرمودند و راضی شدند که آن اتفاقات به‌خاطر این بود که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) خودشان را فدای امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) کردند که اسلام و توحید زنده بماند که اگر حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) این‌ کار را نمی‌کردند، نه تنها خودشان شهید می‌شدند بلکه همهٔ اهل بیت در آتش سوزانده می‌شدند که این‌ها هیزمی که جمع کرده بودند، هیزمِ بسیار زیادی بوده که چندین وقت از آن هیزم برای غذاهایشان، پخت و پز خودشان [لعنت‌الله‌علیهم] استفاده می‌کردند و کلاً قصدشان این بود که همهٔ این چهار تا معصوم از بین بروند و لذا حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) آمدند پشت در برای این‌که ایشان به شهادت برسند ولی امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهم‌السّلام) که ادامه‌دهندهٔ راه هستند زنده بمانند.

💫و صَلَّی‌ اللهُ عَلَی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین

۲ جمادی‌الثانی ۱۴۴۱
۱۳۹۸/۱۰/۸

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه‌الله‌تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *