شرح سوره مبارکه یس(آیات ۱۱تا۱۲)جلسه ۱۰

📗 گر چه «کتاب مبین» هم در قرآن داریم که باز تفسیر شده به امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) چون امیرالمؤمنین کتابِ خداست .
نه این‌که این‌ها را چون ما شیعه هستیم، بخواهیم بگوییم. نه! حقیقتِ مطلب دربارهٔ مقام آقا امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) این را بیان می‌کند.
خوب توجه بفرمایید که در روایاتِ شیعه و سنّی امام مبین و کتاب مبین به امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) معنا شده است. روایات در این زمینه بسیار است، روایات بسیاری در کتاب‌های مربوط مثل «موسوعة الامامة فی نصوص أهل السّنة» که تماماً روایاتِ اهل سنت است در باب امامت امیرالمؤمنین و ائمه‌ اطهار (علیهم‌السّلام).

❇️اما از لحاظ بیانی که قرآن فرموده، خیلی روشن است.
خدای تعالی می‌فرماید: «ما علم همه چیز را در امام مبین جمع و ثبت کردیم».
خب این امام مبین کیست؟
ما بخواهیم پیدایش کنیم، چه کسی امام مبین است؟
خب، خودِ پیامبر وقتی امیرالمؤمنین را به‌عنوان «امام مبین» در روایات، معرفی می‌فرمایند، این یک دلیل است.
دلیل دیگر، خودِ وجود مبارک امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) است که در زندگیِ آن حضرت در ایامی که خلیفهٔ اول، خلیفهٔ دوم و خلیفهٔ سوم سرِ کار بودند، این‌ها همه در مشکلات متوسل می‌شدند به امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) و از ایشان کمک می‌خواستند. هفتاد جا خلیفهٔ دوم عمربن‌خطاب گفت:

✨”لَوْلا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَر؛
: اگر علی نبود عمر هلاک شده بود”.

✳️با توجه به آن شرایطی که در آن روز حاکم بود که خودِ خلیفهٔ دوم می‌دانست که چه برنامه‌ای پیاده شده و علی چه جایگاهی دارد و ایشان آمده آن جایگاه را گرفته. این‌طور نبود که به‌عنوان یک ارادتمند، دائم درِ خانهٔ امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) بروند. نه! چون دیگر کارد به استخوان می‌رسید و هیچ راه چاره‌ای نبود که از مشکل بیرون بیایند، سراغ امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) می‌رفتند. مشکلات مختلف پیش می‌آمد، افراد مختلف از خارج می‌آمدند، یهود می‌آمدند، این‌ها می‌خواستند از اسلام تحقیق کنند، مشکلات غذایی وجود داشت.

♻️هفتاد موردش را که خودِ کتاب‌های اهل سنت نقل کرده‌اند که هفتاد جا ایشان این را گفته که اگر علی‌بن‌ابیطالب نبود، عمر هلاک شده بود.
یعنی در علم امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) این‌ها نیازمند به علمِ آن حضرت بودند. همه چیز را آن حضرت می‌دانست و این خیلی مشهور و معروف بود.
از لحاظ عقلی باید یک امام مبین در همهٔ زمان‌ها وجود داشته باشد چون ضرورتِ حکم عقل این است که خداوند متعال مخلوقات و بندگانش را بدون راهنما، بدون امام و رهبر به حال خودشان رها نمی‌کند.

🔰یک هواپیما باید خلبان داشته باشد، یک قطار باید راهبر و راننده داشته باشد، یک اتوبوس باید یک راننده و راهبر داشته باشد. این یک ضرورتِ عقلی است.
در بدن انسان باید یک مغز و مرکزِ هدایت باشد تا تمام اعضا و جوارح، تحت فرمان او عمل کنند.
عالَم انسان‌ها باید یک رهبر و امام معصوم داشته باشد که هم بین آن‌ها زنده و حاضر باشد، هم معصوم از خطا باشد و هم به همه چیز آگاه باشد.
باید یک رهبر و امام از جانب خدا برای هدایت خلق باشد. چون اگر نباشد، مردم علیه خدا، حجت پیدا می‌کنند و می‌گویند: خدایا! تو ما را خلق کردی ولی رهبر و امام برای ما قرار ندادی. قرآن بود ولی قرآن را هر کسی طبق نظرِ خودش تفسیر می‌کرد.

📗آیات قرآن چند پهلو است. به‌خاطر این‌که تمام حقایق عالَم در آن گنجانده شده، باید چند پهلو باشد و باید مفسّر داشته باشد.
اصلاً قرآن باید مفسری معصوم در کنارش باشد تا هر کسی نگوید: من خودم قرآن را برمی‌دارم و نیاز به هیچ کس هم ندارم.
آن وقت در جامعه هر کس می‌خواهد نظر خودش را با یک آیه قرآن جور دهد و بگوید:
من نیازی ندارم از کسی حرف‌شنوی داشته باشم. هر کاری خودم می‌گویم، عمل می‌کنم و اگر زورم هم برسد، دیگران را هم وادار می‌کنم به آن‌چه من می‌گویم، عمل کنند که این‌کار را از همان صدر اسلام، آن‌هایی که شعار مسلمانی می‌دادند ولی در باطن نمی‌خواستند مسلمانِ واقعی و تسلیم باشند، انجام دادند.

♻️یعنی گفتند: قرآن برای ما بس است، ما نیازی به علی نداریم.
چرا؟
چون علی مزاحم است، علی نمی‌گذارد ما قرآن را به رأی خودمان تفسیر کنیم.
پس ضرورتِ حکم عقل این‌طور ایجاب می‌کند. یعنی صحتِ عالم خلقت، نظام خلقت وقتی صحیح است که خداوند برای مخلوقاتش، مخصوصاً انسان‌ها و اجنه که موجوداتِ باشعور و دارای انتخاب هستند، دارای شهوت و غضب هستند و ممکن است از جاده منحرف شوند، رهبر و هدایت‌کننده و امام و پیشوا قرار دهد. انسانی باشد که این سه خصوصیت را داشته باشد.
قرآن که همهٔ حقایق در آن جمع است، خداوند این را در سینه او قرار دهد و او را به‌عنوان مفسّر قرآن انتخاب کند.

✨«وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ؛ (انعام/۵٩)
:هیچ تر و خشکی نیست مگر در کتاب مبین علمش است».

☘️این‌جا هم می فرماید: همه چیز را در امام مبین جمع کردیم و آن وقت ما به ضرورتِ حکم عقل می‌فهمیم که باید یک رهبر معصوم در کنار قرآن باشد، یک رهبر معصوم باید روی زمین باشد که هیچ چیز بر او مخفی نباشد و هر چه مشکلات باشد، بتواند جواب‌گو باشد. آن هم به علم صحیح و علم الهی، نه از خودش اختراع کند و بیرون آورد.

☘️دوم این‌که باید معصوم باشد.
اگر معصوم نباشد، مردم چگونه به او اعتماد کنند؟ می‌گویند: شاید این‌جا خطا گفته است.

☘️سوم این‌که باید حضور داشته باشد. زنده باید باشد، از دنیا نرفته باشد.
اگر هم از دنیا رفت، معصومِ بعدی را معرفی کند و جای خودش بگذارد که در اسلام این‌طور بوده و امیرالمؤمنین، امام حسن (عليه‌السّلام) را به امر خدا جای خودشان گذاشتند و همین‌طور تا امام زمان (صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه).
این اصلِ بحث دربارهٔ امام مبین که در این آیه شریفه بیان شده.
ان‌شاءالله روایات زیبایی در این زمینه است که آن‌ها را در جلسهٔ بعد خدماتتان عرض خواهیم کرد.

💫و صَلَّی‌ اللهُ عَلَی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین

۵ جمادی‌الاول ۱۴۴۱
۱۳۹۸/۱۰/۱۱

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه‌الله‌تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *