شرح سوره مبارکه یس جلسه ۵

📗صحبت دربارهٔ آیه چهارم از سوره مبارکه «یس» بود که خدای تعالی می‌فرماید:

✨«إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ» (٣)

✨«عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (۴)

در جلسهٔ سوم دربارهٔ این آیه توضیحاتی عرض کردیم که البته بحث دربارهٔ «صراط مستقیم» در یکی، دو جلسه و سه جلسه یا چهار جلسه تمام نمی‌شود. بحثِ مفصلی است که ان‌شاءالله اگر توفیقی باشد، آیاتی که مربوط به مبحثِ کلمه مبارکه «صراط مستقیم» است را بتوانیم توضیحاتی در موردش عرض کنیم. اما عجالتاً مقداری در جلسهٔ قبل صحبت شد و یک مقداری هم الآن توضیح عرض می‌کنیم.

📚صراط مستقیم در سه بخش است:
بخش اعتقادات
بخش اخلاق
بخش اعمال

در بخش اعتقادات، انسان باید در صراط مستقیم باشد. اعتقادات یعنی به چیزهایی که عقیده دارد، عقیده و باوری که نسبت به امور عالَم دارد. عقیده‌اش به خدا، عقیده‌اش به ادیان، عقیده‌اش به قرآن، عقیده‌اش به پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم)، عقیده‌اش به ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام).
باید عقیده‌اش در صراط مستقیم باشد. یعنی چیزی را معتقد باشد، حق است که خدا و پیامبر و امام زمان (علیهم‌السّلام) بگویند حق است و چیزی را معتقد باشد، باطل است که آن‌ها می‌گویند باطل است.

✨”مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمً؛
: ای خاندان عصمت و طهارت، من حق می‌دانم آن‌چه که شما حق بدانید و باطل می‌دانم آن‌چه را که شما باطل بدانید”.

♻️خب، این مطلب را هر کسی که مسلمان است و بشنود، می‌گوید: بله! مطلب درستی است. اما بسیاری از افراد که خودشان را مسلمان می‌دانند، مثل کسانی که به ولایت امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌عليه) معتقد نیستند یا اعتقادشان ریشه‌ای نیست، در این‌جا دچار مشکل هستند. یعنی آن‌چه که عقیده دارند، همهٔ آن چیزی نیست که ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) تأیید کنند.
مثلاً دربارهٔ ائمه (علیهم‌الصّلوة‌والسّلام) آن اعتقادی که شیعیان دوازده امامی دارند، آن‌ها ندارند.

🍃لذا باید عقیده‌شان عقیده‌ای باشد که خداوند متعال و پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) تأیید کنند و عقیده‌ای که خدا بپذیرد و پیامبر اکرم تأیید کند، همان صراط مستقیم است که تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) در آن محوریت دارد که بحث مفصلِ اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین و حقانیت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) در این‌که آن‌ها میزان و ترازوی همهٔ چیزها هستند، این‌جا مطرح است.

💚 آن‌ها آن روش صحیح در زندگیِ سعادتمندانه هستند؛ یعنی انسان‌ها با اقتدا به خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) به سعادت می‌رسند و هر چیزی که با آن‌ها، با عقیده و فکر آن‌ها مطابقت نداشته باشد، در صراط مستقیم نیست و راه به جایی نمی‌برد و در بن‌بست‌ها گرفتار می‌شود و تنها پشت سر خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) حرکت کردن، انسان را به بهشت می‌رساند.
خدای تعالی می‌فرماید:

✨«فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا» (سورهٔ بقره/١٣٧)

اگر ایمان و باور مردم مثل ایمان شما خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) بود، هدایت شده‌اند و اگر با شما اختلاف داشتند،

✨«وَإِنْ تَوَلَّوْا»

یعنی‌‌‌‌‌ راهشان از راه شما جدا بود، روی‌گردان بودند، راه دیگری رفتند، عقیده‌شان عقیدهٔ دیگری بود.

✨«فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ»

❎این‌ها راهشان راه جدایی است، از شما جداست که دچار شر و فساد می‌شوند و برای خودشان و دیگران مشکل درست می‌کنند.
مثلاً کسانی که در عقیدهٔ به ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)، عقیده‌شان مطابق با خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) نیست، خب این‌ها مثلاً می‌گویند: ما امیرالمؤمنین را به‌عنوان خلیفهٔ بلافصل پیامبر اکرم قبول نداریم
یا کلّاً قبول ندارند که یک دسته از ٧٢ فرقه هستند (٧٢ فرقه در اسلام درست شده است) یا این‌که به‌عنوان خلیفهٔ چهارم قبول دارند که این هم یک فرقه می‌شود. باز یک عده‌ای امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را قبول دارند ولی تا امام حسین (علیه‌السّلام) را قبول دارند و امام سجاد (علیه‌السّلام) به بعد را قبول ندارند که این هم یک فرقه است.
باز یک عده‌ای تا امام ششم را قبول دارند، از امام ششم به بعد را قبول ندارند.
باز یک عده‌ای تا امام هفتم را قبول دارند، از امام هفتم به بعد امام هشتم، حضرت رضا (صلوات‌الله‌علیه) را قبول ندارند این هم یک فرقه است.

♻️خب این‌ها عقیده‌شان با عقیدهٔ خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) مطابقت ندارد و بحثِ این‌که مثلاً چه کسانی عقیده‌شان با عقیدهٔ خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) مطابقت دارد و چه کسانی ندارد، در این مختصر نمی‌گنجد ولی اجمالاً پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) خلفاء بعد از خودشان را مشخص کردند که اوّلشان علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) است بعد امام حسن، بعد امام حسین (علیهما‌السّلام) و بعد نُه فرزند از امام حسین (علیه‌السّلام) است که آخرین‌شان حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) می‌باشد.

📗روایات در این باب از شیعه و سنّی مفصل است و در روایاتِ شیعه و سنّی حتی اسامی دوازده امام هم مطرح شده و صراحتاً همهٔ دوازده امام، نام مبارکشان برده شده است و این‌ها خلفاء بعد از پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) هستند و بین پیامبر و اوّلین خلیفهٔ پیامبر که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) است، فاصله‌ای نیست!
کسان دیگر، خلیفهٔ اول ابی‌بکر، خلیفهٔ دوم عمر، خلیفهٔ سوم عثمان، این‌ها را پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) تعیین نفرمودند بلکه این‌ها به تصدیق شیعه و سنّی، خودشان و با رأی و نظرِ جمعی چند نفره، خودشان را تعیین کردند به‌عنوان این‌که خلیفه باشند.

📚نه خداوند، نه رسول خدا در هیچ جا تعیین نکردند که این‌ها خلیفهٔ پیامبر باشند. خب این یک بحث عقیدتی‌ است ما هم نمی‌خواهیم با برادران اهل سنّت نزاعی داشته باشیم. بحث عقیدتی است. ما عقیده نداریم، آن‌ها عقیده دارند. خب این به عقیده ما، آن‌ها را از صراط مستقیم خارج می‌کند.
خدای تعالی می‌فرماید: شما در صراط مستقیم نیستید. من به‌وسیلهٔ پیامبر اکرم ‌(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و پیامبر، حقانیتش با اعجاز قرآن است. با اعجاز قرآن همهٔ حقایق ثابت می‌شود. اگر کسی قرآن را قبول ندارد، برود یک سوره مثل قرآن بیاورد بگوید: این را پیامبر همین‌طوری به خدا نسبت داده است، من هم می‌توانم یک سوره مثل قرآن بیاورم.

❇️وقتی قرآن را به‌عنوان سندِ حقانیتِ پیامبر اکرم ‌(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) پذیرفت، پیامبر اکرم حرفشان حجّت است، رسولِ خدا هستند، باید معصوم از خطا باشند، چون هادی و راهنمای خلایق هستند.
پیامبر اکرم ‌(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در طول ٢٣ سال دعوتِ خودشان، همیشه امیرالمؤمنین ‌(علیه‌السّلام) را به‌عنوان جانشینِ خودشان تعیین فرمودند، به‌خصوص در غدیرخم. در غدیرخم ائمهٔ بعد از امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین و حضرت مهدی ‌(علیهم‌السّلام) را معرفی کرده‌اند و همه چیز را به هدایت‌ها و رهبری امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب ‌(صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه) موکول کردند.

🖋این‌ها چیزهایی است که همه قبول دارند. شیعه و سنی همه قبول دارند و منتها اهل سنت برای خلافتِ غیر امیرالمؤمنین ‌(علیه‌السّلام) یک دلایل غیر از قرآن و کلام پیامبر درست کرده‌اند و بحث شورا و بحث این‌که صلاح مثلاً این‌طوری است که به جای امیرالمؤمنین ‌(علیه‌السّلام) کس دیگری بیاید، بحث‌های خودشان است، بحث دین نیست، آن‌چه که خدا و پیغمبر فرموده باشند، نیست. خودِ اهل سنت هم اعتراف دارند. روی سیاست و روی مصلحت‌های اجتماعی‌ای که خودشان مطرح کردند، این‌ها را عنوان کردند.
خب، این یک بحث عقیده‌ای است که ما باید از لحاظ عقیده در صراط مستقیم باشیم و چیزی را معتقد باشیم و بگوییم حق است یا چیزی را معتقد باشیم که باطل است که مُهر حقانیت امام زمان ‌(علیه‌السّلام) پایش خورده باشد یا مهر بطلان امام زمان (علیه‌السّلام) پایش خورده باشد.

🍃ما هیچ چیز را نباید از پیش خود تعیین کنیم که بگوییم: این درست است یا غلط است.
درست، چیزی است که خدا و رسول خدا و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) تعیین کنند و غلط هم چیزی است که آن‌ها تعیین کنند. این بحثِ کلی در «صراط مستقیم بودن» از لحاظ عقیده است.
از لحاظ اخلاق و اعمال، در صراط مستقیم بودن این است که ما اخلاقمان، رفتارمان مطابق باشد با اخلاق و رفتار پیامبران و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام). سلوک‌مان با دیگران، اخلاقمان، رفتارمان.
این هم چیزِ واضحی است و توضیحی لازم ندارد فقط عمل می‌خواهد که در میدان عمل، اخلاقمان با اخلاق پیغمبر اکرم ‌(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) مطابق باشد.

✨«إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ؛ (قلم/۴)
: ای پیامبر، تو بر اخلاق بسیار شایسته و نیکویی هستی».

✅خوش‌اخلاق بودن در خانه، خوش‌رفتار بودنِ با مرد، تحمل اذیت‌های دیگران، مدارا کردن با مردم و آن‌چه که در اخلاق است.
مخصوصاً در دعای «مکارم‌الاخلاقِ» امام سجاد (علیه‌السّلام) مطرح شده که هیچ کس نه شیعه نه سنی، کسی نمی‌تواند بگوید: اشکالی در آن هست. یک چیزهای واضحی است که همه به درستی‌اش شهادت می‌دهند. فقط عمل می‌خواهد، ما از لحاظ عمل، در میدان عمل، ۷۵ شاخه برای اخلاق داریم مثلاً تواضع، بخشش، گذشت، مهربانی، ایثار، نماز خواندن، روزه گرفتن، حج رفتن، این‌ها همه شاخه‌های اخلاق هستند.

🍃اگر می‌خواهیم اخلاق‌مان درست شود، باید در همهٔ ۷۵ شاخه‌ی صفات حمیده کار کنیم.
گویا اخلاق، ۷۵ تا طبقه ساختمان است. حالا مثال درخت را داریم، مثال ۷۵ طبقه ساختمان را داریم، مثال بیمارستان را داریم. از جهات مختلف ما باید اخلاق‌مان مطابق با اخلاق پیامبران و ائمه اطهار (علیه‌السّلام) باشد تا تمام وجودمان از لحاظ صفات انسانی کامل شود. مثل یک درختی که ۷۵ تا شاخه دارد و یک شاخه‌اش که ناقص باشد مشخص است که این یک شاخه‌اش ناقص است.

📚تا این‌جا چند مثال زدیم. مثال درخت، مثال بیمارستان، مثال ساختمان، مثال چهرهٔ انسان، مثال اعضای بدن انسان که البته همهٔ آن‌ها را هم نمی‌توانیم توضیح دهیم. درخت را فرض کنید درختی که ۷۵ شاخه دارد، ۷۵ نوع میوه دارد.
میوهٔ تواضع دارد مثلاً انسان در برابر والدین باید متواضع باشد، دست‌بوس‌شان باشد، مؤدب باشد، حتی اگر بد باشند.
خب این در عملش باید این را پیاده کند. باید این شاخه، میوه داشته باشد. شاخه تواضع، احسان به والدین و سایر شاخه‌ها و مثال‌های دیگر هم خب فرصت‌های دیگر را می‌طلبد.

❇️از لحاظ مثلاً بیمارستان، ما می‌گوییم: ۷۵ مرض روحی داریم، این‌ها اخلاق را دچار اختلال می‌کنند مثلاً تکبر باعث می‌شود انسان اخلاقش فاسد شود. آدم متکبر را کسی دوست ندارد، آدم متکبر می‌خواهد همه جا خودش را بالا بگیرد، خب این را کسی نمی‌پذیرد.
آدم حسود، بیماری حسد دارد. خب این را کسی نمی‌پذیرد که با یک آدم حسود بخواهد کنار بیاید و همچنین سایر صفات بدی که مردم در زندگی با آن درگیر هستند. خب انسان باید از این بیماری‌ها سالم شود. از لحاظ اخلاق، ما اگر می‌خواهیم اخلاق‌مان در صراط مستقیم باشد، باید از این ۷۵ بیماری سالم شویم. از تکبر، از حسادت، از بخل، از نفاق، از دروغ‌گویی، از بی‌اعتنایی به نماز و تا ۷۵ صفت که به‌عنوان لشکرهای عقل و جهل مطرح شده‌اند. خودِ امام (عليه‌السّلام) به‌عنوان لشکرهای عقل و جهل از آن‌ها نام برده‌اند. بحث بیماری یک مثال است، بحث لشکرهای عقل و جهل یک مثال است.

🔰تقریباً تا این‌جا ما پنج مثال برای فهمیدنِ شاخه‌های اخلاق داریم که خب در فرصت‌های دیگر باید به آن بپردازیم.
از لحاظ اعمال هم، هر عملی که انجام می‌دهیم، مثلاً فرض کنید این آب را می‌خواهیم بخوریم، از یک آب خوردن تا بزرگ‌ترین کارها در زندگی، تا ازدواج، تا مثلاً کار، شغل، باید عمل‌مان در صراط مستقیم باشد؛ یعنی من نماز می‌خوانم، نمازم باید همان نمازی باشد که پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) از جانب خدا دستورش را داده‌اند.
می‌خواهم خمس بدهم، می‌خواهم زکات بدهم، می‌خواهم ازدواج کنم، می‌خواهم غذا بخورم.
چه غذایی بخورم؟ چه غذایی نخورم؟
چه چیزی حلال است؟ چه چیزی حرام است؟ احکام معاملات چیست؟ احکام عبادت‌ها چیست؟ چه چیز نجس است؟ چه چیز پاک است؟ کدام حیوان را می‌شود خورد؟ کدام حیوان را نمی‌شود خورد؟

✅ تمامِ احکامی که در رساله توضیح‌المسائل، علما و فقها و مراجع معظمِ تقلید، یکی‌یکی مسائلش را سال‌ها نشسته‌اند بحث‌های علمی، استدلالی و روایی کرده‌اند و تخصصی احکامش را استخراج کرده‌اند و به‌عنوان یک «رسالهٔ توضیح‌المسائل» در اختیار ما گذاشته‌اند.
عمل‌مان باید مطابق با اجتهادِ «مجتهدِ تزکیه‌شده» باشد. فقیهی که دنبال‌رویی از هوای نفس نداشته باشد و از هر جهت مطیع امام زمانش باشد و نفسش را تحت کنترل داشته باشد و در برابر هیچ چیز عقب‌نشینی نکند جز فرمان خدا، یک چنین فقیهی،

✨” مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ “.

🖋فقیهی که تزکیه‌شده باشد و متخصصِ در امور دین است، برای ما احکام توضیح‌المسائل را بیان می‌کند و ما به تخصص او اعتماد داریم، به علم او اعتماد داریم و عمل‌مان را مطابق دستور او که از دین استخراج کرده است، از قرآن و روایاتِ ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) استخراج کرده، انجام می‌دهیم و عمل‌مان را کپی عمل او قرار می‌دهیم.
او می‌گوید: این‌طور باید مثلاً غذا بخورید، فلان گوشت را نخورید، مثلاً گوشت خوک را نخورید، شراب نخورید، مثلاً نمازتان را به این صورت بخوانید. ما هم عمل‌مان را مطابق عمل او قرار می‌دهیم تا بتوانیم بگوییم: خدا فرموده و عمل، عمل صالح و صحیحی باشد و در صراط مستقیم باشد.

🍃مثل این است که شما رانندگی می‌کنید، رانندگی‌تان را مطابق الگوی رانندگی، مثلاً پلیسی که از همه جهت رانندگی‌اش الگو است، طبق دستور او رانندگی می‌کنیم.
ما اگر بخواهیم در صراط مستقیم باشیم باید این سه جهت را بشناسیم.

🔅از لحاظ «عقیده» عقیده‌مان صراط مستقیمی باشد که ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) فرمودند.
🔅از لحاظ «اخلاق و اعمال‌مان» مطابق با اخلاق و اعمال ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) حرکت کنیم.

✨«إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ» (یس/۳)

✨«عَلَى‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ» (یس/۴)

«ای پیامبر! تو حقیقتاً از فرستاده‌شدگان ما به‌سوی مردم هستی و بر صراط مستقیم حرکت می‌کنی».

این‌جا معنای صراط مستقیم این است که:
«ای پیامبر! تو بر آن صراط مستقیمی که خدا راهش را باز کرده، حرکت می‌کنی».
یعنی مسیر ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) را برای مردم باز می‌کنی.

✳️مثلاً دولت یک اتوبانی درست کرده بعد می‌گوید: ما این اتوبان را افتتاح می‌کنیم، ماشین‌ها از این اتوبان حرکت کنند، از این شهر به آن شهر برسند. خدای تعالی ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را «سبیل اعظم» و «شاهراه» به‌سوی بهشت قرار داده است و هیچ راه دیگری ختم به بهشت نمی‌شود. راه‌ها فراوان است مثل فرض کنید یک شهر که از همه طرفش جاده دارد، می‌توانید بروید ولی خدای تعالی می‌فرماید: آن جاده‌ و شاه‌راهی که شما را از این شهرِ دنیا به شهر بهشت می‌برد فقط ولایت امیرالمؤمنین و یازده فرزند معصومش است. پیامبر‌اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) این شاهراه را افتتاح کردند. از همان روز اول امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را معرفی کردند تا روز آخر هر کس می‌خواهد به سعادت برسد،

✨” عَلِیٌّ وَ شِیعَتُهُ هُمُ الْفائزُون؛
: تنها علی و شیعیانش و کسانی که پشت سر علی حرکت کنند رستگار هستند”.

🍃خب این مفصل در روایات شیعه و سنی وجود دارد و در غدیر خم هم که کاملِ کامل کردند و خدای تعالی هم تأیید فرمود و به دستور پروردگار، امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) را به‌عنوان صراط ‌مستقیم معرفی فرمودند.
در خطبه غدیر خم است که:
«ای مردم! من صراط مستقیم هستم و سپس بعد از من علی‌بن‌ابی‌طالب صراط ‌مستقیم است».
همان صراط ‌مستقیمی که خداوند در سوره‌‌ حمد فرموده:
«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌الصّلوةوالسّلام) است.

🖋این خلاصه‌ی بحث دربارهٔ صراط‌ مستقیم است که اگر کسی بخواهد از هر جهت در صراط‌ مستقیم باشد، باید اول، در هر چیزی که می‌خواهد به آن معتقد باشد، «عقیده‌اش» را مطابق خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) کند.
کلاً عقیده‌اش این‌طور باشد که من چیزی را حق می‌دانم که ائمه‌ اطهار (علیهم‌السّلام) حق بدانند و چیزی را باطل می‌دانم که آن‌ها باطل بدانند.
لذا در این‌جا راه کسانی که در صراط ‌مستقیم هستند از راه افرادی که حالا یا دانشمند باشند و یا غیر دانشمند باشند و غیر از خاندان عصمت‌ و طهارت حرف می‌زنند، افکار خودشان را مطرح می‌کنند، راهش از آن‌ها جدا می‌شود.

❎لذا فلاسفه که طبق افکار شخصیِ خودشان خواستند حقایق را به مردم بشناسانند، در بعضی از چیزها افکارشان مطابق می‌شود با پیامبران و ائمه‌ اطهار (علیهم‌السّلام) ولی در بعضی چیزها مطابقت پیدا نمی‌کند و افکار و یافته‌های شخصیِ خودشان است که تصور می‌کنند که درست است و حقیقت این است.
بعد مثلاً به امام صادق (عليه‌السّلام) عرضه کنیم، می‌فرماید: نه! حقیقت این نیست، این علم حقیقی نیست.
این مثلاً تصور و تخیل این دانشمند است که فکر کرده حقیقت، این مطلب است. لذا فلاسفه ترازوی ما در صراط ‌مستقیم نیستند. ترازوی ما فقط خاندان عصمت‌ و طهارت (علیهم‌السّلام) هستند که خدای تعالی فرموده:

✨«وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ (شعراء/١٨٢)
: با ترازوی بی‌خطای الهی وزن کنید، همه چیز را با آن‌ها بسنجید».

☘️ما اگر خودمان دانشمند باشیم، اصلاً فیلسوفِ روزگار باشیم، خدا که ما را خزانهٔ علم خودش قرار نداده. بارک‌الله تلاش کردی، تفکّر کردی ولی علمِ تو در برابر علم امام صادق (عليه‌السّلام) حتی از قطره‌ای در برابر اقیانوس هم کمتر است. برای این‌که علمِ یک فیلسوف همه‌اش علم نیست، یک قطرهٔ زلالِ خالص نیست، با جهل مخلوط است. به‌خاطر این‌که انسان، درست است اندیشمند است ولی به علم واقعی دسترسی پیدا نکرده است. دلیلش هم این است که فلاسفهٔ بزرگ با هم اختلاف دارند اما هیچ‌وقت پیامبران و ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) باهم اختلاف ندارند چون علم‌شان متصل به علم پروردگار است اما فلاسفه، آن فیلسوف بزرگ، این فیلسوف بزرگ، صدها فیلسوف بزرگ در میان دانشمندانِ بشر هستند که با هم اختلاف دارند. خب، کدامش حقیقت است؟

❎صدویکمینِ آن هزار تا فیلسوف، هزارویکمین آن ممکن است با همهٔ آن هزار تا اختلاف داشته باشد چون هر کسی فکر خودش را مطرح می‌کند.
ما تعصبی روی بحث فلاسفه نداریم که بگوییم: چون اسم فلسفه است، ما با اسم فلسفه مشکل داریم. ما با این‌که ترازوی فکریِ ما «فکر بشر» باشد یا «علم حقیقی» باشد، روی این بحث داریم.
ما می‌گوییم: ترازوی فکری ما باید علم حقیقی باشد. علمی که میلیاردها سال هم بگذرد، تغییری در آن ایجاد نمی‌شود اما فکر بشر و تحقیقات بشر، امروز یک چیز است، هزار سال دیگر ممکن است چیز دیگری باشد و تغییر کند پس علم نبوده است چون علم هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند و حدس و گمان تغییر می‌کند که بسیاری از فلاسفه در حدس و گمان‌های خودشان بعداً دچار تغییر می‌شوند و دانشمندانِ دیگر می‌آیند تغییر می‌دهند.

🖋این مبحث دربارهٔ صراط مستقیم از لحاظ عقیده، بحث بسیار مهم و ریشه‌ای و پایه‌ای است.
از جهتِ فکری، عقیدهٔ ما باید در صراط مستقیم باشد و صددرصد خودمان را با خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) تطبیق دهیم که خدای تعالی تنها آن‌ها را معصوم از خطا دانسته است. آن‌ها هیچ خطایی در فکر، در علم، در هیچ چیز خطا ندارند. طبق آیهٔ شریفه:

✨«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (احزاب/٣٣)

این‌که می‌گوییم طبق آیه، معنایش این نیست که تعصبی داریم بلکه یک بحث عقلی است یعنی:

📚«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْت؛
یک بحث عقلی است نه این‌که بگوییم چون خدا فرموده: ائمهٔ اطهار معصوم هستند، پس ما چشم‌هایمان را می‌بندیم، می‌گوییم: ائمهٔ اطهار (علیهم‌السّلام) معصوم هستند. نه! یک بحث عقلی است و آن این است که خداوند متعال راهنمای خلایق است، هدایت‌کننده خلایق است، باید در هر زمانی یک حجتِ معصوم قرار بدهد که آن حجتِ معصوم، مردم را به‌سوی خدا هدایت کند و آن حجت معصوم، اسمش امام زمان است. امام و رهبر و پیشوای آن زمان است. در زمان امام صادق (علیه‌السّلام) امام صادق بوده، در زمان پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) پیغمبر اکرم بوده، در زمان حضرت موسی (علیه‌السّلام) حضرت موسی بوده، در زمان حضرت آدم (علیه‌السّلام) حضرت آدم بوده و الآن دوازدهمین جانشینِ پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) که تعیین فرموده‌اند آقا امام الزمان (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) هستند.

🔰خب این حجت معصوم، هم باید معصوم باشد، هم باید علمش از خداوند باشد، هم قدرت داشته باشد که هر کاری که خدا می‌خواهد، بتواند انجام دهد. یک بحث عقلی است.
یعنی خدای‌ تعالی میلیاردها انسان خلق کرده،

🔅این‌ها را باید تحت مدیریتِ یک امام معصوم قرار دهد که خطا نکند؛
🔅قدرتش هم فوق قدرت بشری باشد، قدرت الهی باشد؛
🔅علمش هم علم الهی باشد.

یعنی چیزی نباشد که بخواهد بگوید: من نمی‌دانم. همه چیز را باید بداند، از همهٔ حقایق و رموز هستی باید اطلاع داشته باشد و خطا هم نکند. این سه تا گزینه را باید داشته باشد که خدای ‌تعالی همیشه یک حجت معصومِ با این سه تا خصوصیت، در کرهٔ زمین بین بشر قرار داده. حالا بشر قدر ندانسته، به او رو نکرده و خواسته است خواسته‌های نفسانی خودش را اعمال کند، آن بحث دیگری است که امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (عليهم‌السّلام) را کنار زدند، امام حسین (عليه‌السّلام) را کشتند. خب، آن دیگر تقصیر خودشان است.

✳️ اما آن‌چه که خدا وظیفه‌اش بوده انجام بدهد، انجام داده و صراط مستقیم و این شاهراه را باز کرده. هر کس می‌خواهد به بهشت برسد باید در این شاهراه حرکت کند.
اما آن‌هایی که راه‌های دیگر را برای خودشان باز می‌کنند که به هواهای نفسانی خودشان برسند و جیب مردم را خالی کنند یا بر ناموس‌شان، بر جوامع بشری مسلط شوند، خب طبعاً برایشان صرف نمی‌کند که در صراط مستقیم حرکت کنند، پشت سر علی‌بن‌ابیطالب (عليه‌السّلام) حرکت کنند و لذا راه‌های دیگری برای خودشان باز کردند که همان ۷۳ فرقه‌ای است که در اسلام ایجاد شد یا فرقه‌های گوناگون در ادیان مختلف.

🖋لذا خدای‌ تعالی می‌فرماید:
«یک دین، فقط اسلام».
تسلیمِ صددرصد، قابل قبول است و هیچ چیز دیگری قابل قبول نیست. یک بحث عقلی است که خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) آن صراط مستقیمِ الهی هستند که ما در این شاهراه حرکت می‌کنیم. حالا که در شاهراه افتادیم، پشت سر این پلیس الهی قرار گرفتیم، دیگر رانندگی‌مان هم باید مطابق با رانندگیِ آن پلیس الهی باشد. یعنی اخلاقمان و اعمالمان.
بوق بی‌‌جا نزنیم، کلام بی‌جا نداشته باشیم.
مثال عرض کردم. بوقِ بی‌جا، مثالِ برای کلام بی‌جا است.
یک جایی شما در خیابان بوق بی‌جا می‌زنید، مردم به شما اعتراض می‌کنند. کلام بی‌جا هم مثل بوق بی‌جاست. همین‌طور در تک‌تک اعمالمان اگر بخواهیم در صراط مستقیم باشیم، باید به این شکل حرکت کنیم.

✨و السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

۲۸ محرم‌الحرام ۱۴۴۱
۱۳۹۸/۷/۶

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه‌الله‌تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *