شرح سوره مبارکه یس جلسه ۳

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمُ

☘️جلسهٔ سومِ از سوره‌ی مبارکهٔ یس را توضیح عرض می‌کنیم.
خدای تعالی می‌فرماید:

✨«یس؛ (١)
: ای پیامبر ما! ای شنوندهٔ وحی ما!».

✨«وَالْقُرْآنِ الْحَكِيم؛ (٢)
: ای شنوندهٔ قرآن حکیم ما!».

✨«إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِين؛ (٣)
: قطعاً تو از فرستاده‌شدگان هستی».

✨«عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ (۴)
: که بر صراط مستقیم حرکت می‌کند».
🖊 این‌که خدای تعالی می‌فرماید: تو ‌شنوندهٔ وحی ما هستی، تو شنوندهٔ «قرآن حکیم» هستی.
قرآن از قرائت می‌آید؛ یعنی چیزی که خوانده می‌شود و خوانده‌شده است و باید خوانده شود. چیزِ قرائت شده و خوانده شده.
به این خاطر که قرآن کریم را مردم باید قرائت کنند، همیشه در گوش‌شان باشد. سخن پروردگار همیشه باید خوانده شود و تشویق‌های بسیار عظیمی در روایات برای خواندن قرآن شده است. به‌خاطر این‌که مردم تشویق شوند، دائم قرآن را بخوانند و آیاتش در ذهنشان باشد.

♻️وقتی تذکرات و آیات همیشه جلوی چشم انسان باشد، این در رفتار و اعمالش تأثیر می‌گذارد به خصوص وقتی که قرائت شود. یک وقت یک چیزی مطالعه می‌شود، یک وقت یک چیز قرائت می‌شود.
در مطالعه، آدم به یک مطلبی همین‌طور فکر می‌کند ولی در قرائت، انگار مثلاً یک میخی را چندین مرتبه بکوبیم. وقتی به گوش انسان یک مطلبی هم برسد، این تأثیر‌ش خیلی بیشتر از فقط مطالعه است.
لذا قرآن را خدای تعالی تشویق کرده به خواندن تا تأثیر عمیق‌تری داشته باشد. به علاوه که خواندن باعث می‌شود در میان روابط اجتماعی‌ای که مردم با یکدیگر دارند، این صدای پروردگار همیشه توسط خودِ مردم به گوش آن‌ها برسد. انگار که خدا دائم دارد با مردم حرف می‌زند.
یکی با این‌که خودِ انسان قرآن را می‌خواند، یکی دیگری می‌خواند.

🍃یعنی وقتی خودِ انسان می‌خواند، خدا دارد از زبان خودِ آدم با آدم حرف می‌زند. یکی این‌که وقتی دیگران قرآن می‌خوانند، خدا از طریق صدای آن‌ها دارد با ما حرف می‌زند لذا در موقع خواندنِ قرآن انسان باید سکوت کند.

✨«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا؛ (اعراف/٢٠۴)
: وقتی قرآن قرائت می‌شود پس خوب گوش بسپارید و ساکت هم باشید».

یک وقتی یک‌ نفر می‌گوید: من دارم با رفیقم صحبت می‌کنم، به قرآن هم دارم گوش می‌دهم. این‌طور نمی‌شود!
خدای تعالی می‌فرماید: نه! هم خوب گوش‌بسپار و هم ساکت باش. یعنی وقتی قرآن خوانده می‌شود، این دوتا باید با هم باشد.

📗لذا روایت دارد وقتی قرآن می‌خواندند، امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) در حالِ نماز هم بودند، ساکت می‌شدند تا کلام قرآن را بشنوند. مثلاً یک شخصی آیه‌ای می‌خواند، یکدفعه به گوش‌ می‌رسید، امیرالمؤمنین (عليه‌السّلام) نماز را متوقف می‌کردند، در حالِ گوش می‌دادند و بعد ادامه می‌دادند. به همین دلیل است که در نماز جماعت، وقتی امام جماعت حمد و سوره را می‌خواند ما باید ساکت باشیم.

✳️و آن‌جایی که صدای امام به گوش‌ ما نمی‌رسد، مستحب است که خودمان حمد و سوره را بخوانیم اما اگر صدا می‌رسد ولی درست متوجه نمی‌شویم، احتیاطاً ساکت باشیم و یا در نمازهایی که آهسته خوانده می‌شود مثل نماز ظهر و عصر که صدای امام به گوش انسان نمی‌رسد، مستحب است که انسان ذکر بگوید و همین‌طور ساکت نباشد.
در یک روایتی دیدم که حضرت می‌فرمایند: (حالا چون حضرت در روایت مثال زدند، می‌گویم) مثل الاغی که یک جا می‌ایستد، این‌طور نباشیم. وقتی که در نماز هستید و امام جماعت باید آهسته بخواند و صدایی نمی‌رسد و شما چیزی نمی‌شنوید، همین‌طور نایستید مثل الاغ، یک ذکری بگویید.
از آن موقع این روایت من را تکان داد که وقتی که صدای امام نمی‌رسد، انسان یک ذکری، صلوات، سبحان‌الله، الحمدلله، تسبیحات‌اربعه بگوید که دائم توجه به پروردگار داشته باشد.

✅به هر حال انسان باید قرآن را قرائت کند و خدای تعالی هم این‌طوری نازل کرده که خوانده شود و اسمش را هم قرآن گذاشته، برای این‌که دائم خوانده شود و در گوش انسان‌ها باشد.

✨«ای شنوندهٔ قرآن حکیم»

قرآنی که قرائت می‌شود، فقط یک صدا نیست، قرآنِ حکیم است. یعنی قرآنی است که حُکم می‌کند، یعنی به‌طور قطعی حکم، آن‌جایی است که قطعی و علمی باشد والّا نمی‌شود حکم کرد. جایی می‌شود حکم کرد که اولاً یک چیز، قطعی باشد و قطعی هم وقتی هست که علمی باشد. چون وقتی علمی نباشد، از حالتِ قطعیت می‌افتد. مثل قاضی‌ای که مثلاً روی علم، قضاوت نکرده. حکم داده ولی چون حکمش علمی نبوده نقض می‌شود، تجدیدِ نظر نقضش می‌کند.
یا آدم یک حرفی را می‌زند، می‌گوید: فلانی مثلاً فلان کار را انجام داده، فلانی آدم بدی است بعد می‌بیند اشتباه کرده، حرفش را پس می‌گیرد. این‌جا این حکیم نیست یعنی حکمش نقض شده.

🖋حکیم یعنی حرفی که قطعی و علمی است. پس قرآن، قرآنِ حکیم است. یعنی قرآنی است که علمی است و فقط یک چیزِ خوانده‌شده‌ی معمولی نیست. یک چیزی است که بر اساس علم بی‌نهایت پروردگار، این کلمات به ما رسیده و وحی‌اش نازل شده است.

«ای شنونده قرآن حکیم»

✨«إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ؛ (٣)
تو قطعاً از فرستاده‌شده‌گان هستی».

یعنی شک نکن در این‌که تو رسول ما هستی. درست است پیامبر و هیچ مخلوقی خدا را نمی‌تواند ببیند، یعنی خدا مخلوق و محدود نیست که به چشم ظاهر دیده شود و غیب مطلق است، «غیب‌الغیوب» است ولی این باعث نمی‌شود که چشمِ فهم و دل انسان هم خدا را نبیند.
امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلوة‌والسّلام) می‌فرمایند: من چیزی را ندیدم مگر این‌که قبلش خدا را دیدم، با او خدا را دیدم و بعد از او هم خدا را می‌بینم.

📗که حالا این بحثِ مستقلی برای خودش می‌طلبد. منظورِ ما از طرح این مطلب در این‌جا این است که:
“ای پیامبر! تو قطعاً از فرستاده‌شدگانِ ما هستی. شکی در این وجود ندارد و نه خودت شکی می‌کنی، نه دیگران باید شکی کنند”.
خب، به دلایل مختلفی که اثبات می‌کند پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) پیغمبر و فرستاده خداست. چون اگر فرستاده خدا نباشد، خدای تعالی ادعای پیامبری او را ابطال می‌کند. چون خدای عالَم است و هدایت بر عهده او است. بر عهده خداست که خلقش را هدایت کند و اگر کسی به دروغ ادعای رسالت کند، بر عهده خداست که طوری به مردم بفهماند که این فرستاده من نیست.

❇️فرض کنید که مثلاً شخصی به یک شهری می‌رود، می‌گوید: من نماینده رئیس‌جمهور هستم. این‌جا رئیس‌جمهور مثلاً با دوربین مدار بسته دارد می‌بیند که این شخص دارد این دروغ را می‌گوید. آیا همین‌طور بیکار می‌نشیند؟ نه.
به یک شکلی می‌رود او را تکذیب می‌کند. مثلاً می‌گوید: این شخص نماینده من نیست، این بی‌خودی می‌گوید، دارد دروغ می‌گوید.
لذا یکی از دلایل اثبات رسالتِ پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و حقانیت قرآن کریم، همین مطلب است (در آیات دیگر مطرح شده) که اگر پیامبر می‌خواست بر خدا دروغ بسته باشد، بر عهده خدا است که او را رسوا کند و نگذارد این دروغ ادامه پیدا کند. یعنی هیچ عکس‌العملی نشان ندهد، مردم که شنونده هستند، می‌گویند: این چه خدایی است که مثلاً یک شخصی ادعای پیامبری می‌کند و او نمی‌آید به یک شکلی به ما بفهماند که این پیامبرِ من نیست و دارد دروغ می‌گوید.

✳️اگر کسی بخواهد به خدا دروغ ببندد، خدای تعالی به یک شکلی او را رسوا می‌کند ولو این‌که مثلاً فوری نباشد و بعد از یک مدتی باشد. چون شنونده‌ها هم باید عقل داشته باشند که اگر کسی ادعا کرد، بگویند: دلیلت چیست؟
به چه دلیل تو پیامبر خدا هستی؟
اگر قرار باشد هر کس بیاید ادعا کند من پیامبر خدا هستم، مردم هم قبول کنند که همه چیز بهم می‌ریزد. هر روز کسی به دروغ می‌آید ادعا می‌کند و مردم هم دنبال او حرکت کنند، خب دیگری می‌آید، دنبال او باید حرکت کنند. سومی می‌آید، دنبال او باید حرکت کنند و شیطان هم که بیکار ننشسته و اوضاع زندگی انسان‌ها دچار بی‌نظمی می‌شود. بدتر از این است که یک بمب اتمی منفجر کنند و همه نابود شوند. چون در بمب اتمی، کسی که کشته می‌شود، حالا خدا با او یک رفتاری می‌کند یا او را می‌بخشد یا هر چه هست، جسمش از بین رفته ولی در این‌جا اگر کسی به دروغ ادعای پیامبری کند و مردم هم بخواهند همین‌طوری دنبالِ سر او راه بیفتند، جهنمی می‌شوند و بدتر از کشته شدنِ بدنی است.

🍃به هر حال منظور این‌ است که تو قطعاً از پیامبران هستی؛ یعنی شکی در این نیست که تو از پیامبران هستی.
این‌طور محکم حرف‌زدن، حکیمانه است. یعنی وقتی خدای تعالی می‌گوید: “تو قطعاً از پیامبران هستی”.
یعنی نه خودت شک کن و نه دیگران حق دارند شک کنند.
چرا نباید شک کنیم؟
برای این‌که اگر من به دروغ ادعای رسالت کنم، خدا باید من را رسوا کند.

✨و صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین

۱۶ محرم‌الحرام ۱۴۴۱
۱۳۹۸/۶/۲۵

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه‌الله‌تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *