أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
🍁در ادامه آیات مبارکه سوره کهف، آیه ۲۳ را جلسهٔ گذشته عمدتاً بحثش را کردیم. یک مقدار دیگر هم انشاءالله عرض میکنیم.
✨«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا» (کهف/٢٣)
✨«إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ» (کهف/٢۴)
«درباره آنچه که در آینده میخواهی انجام بدهی، هرگز نگو من این کار را فردا انجام میدهم. مگر اینکه خدا بخواهد».
🖌یعنی خودت را با خدای تبارک و تعالی هماهنگ کن، بنده باش! بگذار او دستور بدهد که کاری را انجام بدهی.
فرض کنید یک کارمندی در اداره اگر بخواهد کاری را از پیش خودش انجام دهد و به این روش ادامه دهد، او دیگر کارمند آن اداره محسوب نمیشود.
اگر میخواهد کاری هم انجام دهد، باید بگوید: اگر مدیر امضاء کند و اجازه بدهد.
بهخاطر اینکه خدای تعالی ما را خلق کرده که بنده او باشیم.
نه اینکه ما شعور و فهم نداشته باشیم و باید یک رباطی باشیم. نه! از جهت اینکه کارهایمان درست و علمی در بیاید و کارهایمان در صراط مستقیم باشد چون ما علم، به آن معنا نداریم.
✨”أَنْتَ الْعَالِمُ وَاَنَا الْجَاهِلُ”
📙خدایا! تو عالِم حقیقی هستی. بقیه مخلوق هستند، علمی از خودشان ندارند.
بهخصوص ماها که اصلاً هیچ چیز نداریم. باز ائمه اطهار (علیهمالسّلام) علم دارند، دریای علم هستند البته بغیر از آن یک حرف از اسماء الهی.
اسماء الهی ۷۲ اسم است که هر کدام از انبیاء مقداری داشتند و خاندان عصمت و طهارت (علیهمالسّلام) همهاش را دارند به جز یک اسم و آن يک اسم را هم خدا برای خودش نگه داشته که ائمه اطهار (علیهمالسّلام) بنده خدا باشند، مستقل نشوند.
🔸البته این به این شکل گفته شده، نه اینکه حالا خدا بخواهد یک چیزی برای خودش نگه دارد که دستش خالی نماند.
نه، این یک حقیقتی است که پروردگار عالم چون علم بینهایت است، اصلاً امکان ندارد که مخلوق، علم او را داشته باشد ولو پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) باشد چون بینهایت است. وقتی بینهایت بود، به مخلوق نمیچسبد که علم بینهایت را داشته باشد. مخلوق باید به خدای تبارک و تعالی متصل شود و بندگی او را بکند. از این جهت فرمودند:
✨”مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِثْلِ الْبَدَاءِ؛
: خدا به چیزی مثل بداء عبادت نشده”.
✴️ “خدا به چیزی مثل بداء عبادت نشده”.
یعنی عبادت و بندگیِ تمام خلایق، ملائکه، جنّ و انس یک طرف و عبادت خاندان عصمت و طهارت (علیهمالسّلام) یکطرف.
یعنی هیچ عبادت و بندگیای مثل عبادتی که چهارده معصوم دارند نیست. علتش این است که خدای تعالی علم همه چیز را در آنها احصاء کرده.
✨«وَکُلَّ شَیٍٔ اَحْصَینَاهُ فِی اِمامٍ مُبِین»
همه چیز را میدانند الاّ یک چیز و آن، علم قطعیِ آینده نسبت به بعضی از چیزها است که خداوند پیش خودش نگه داشته. آنهم بهخاطر یک حقیقت علمی است که چون علم بینهایت است و نمیشود که همه چیز را ائمه اطهار (علیهمالسّلام) بهطور مطلق بدانند چون به علمِ بینهایت برمیگردد و ائمه، بینهایتِ واقعی نیستند، بینهایتِ نسبی هستند چون مخلوق خدا هستند.
🖌لذا عبادتی که مخصوص ائمه اطهار (علیهمالسّلام) است، عبادت «بداء» است یعنی با اینکه همه چیز را میدانند، باز منتظرند ببینند خدا چه میخواهد و تربیتی که خدای تعالی اینجا به پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) میدهد، روی همین حساب است که:
«ای رسول من! با این که من علم همه چیز را در تو جمع کردم که هیچ کس اصلاً در علم و عصمت با شماها قابل مقایسه نیست؛ مبادا تو هم فکر کنی که یک چیزی را میخواهی انجام بدهی، بدون هماهنگی با من باشد چون ممکن است من نخواهم آن کار را انجام بدهم و بخواهم تغییرش بدهم».
💛 لذا امیرالمؤمنین (علیهالصّلوةوالسّلام) میفرمایند:
“اگر یک حقیقت، یک آیه در قرآن نبود من از همهٔ آنچه که در آینده است به شما خبر میدادم”.
و آن:
✨«يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ؛ (رعد/٣٩)
: خدا محو میکند و اثبات میکند آنچه را که بخواهد و نزد اوست امّالکتاب».
لذا ائمه اطهار (علیهمالسّلام) همیشه این حالت را دارند که هر چه خدا بخواهد.
حالا یک سری چیزها را خدای تعالی به آنها خبر میدهد که من این کار را قطعاً انجام میدهم. در روایت دارد که
✨لا یُکَذِّبُ نَفْسَه؛
: خدا نفسِ خودش را تکذیب نمیکند”.
🔶 یعنی مثلاً به آنها بگوید که فلان کار را انجام میدهم بعد بگوید که نه، انجام نمیدهم.
اگر بگوید که فلان چیز اینطور میشود – در شب قدر یا شبهای جمعه که به علم ائمه اضافه میشود – که فرض کنید چیزهایی که خدا گفته بود در امسال واقع میشود؛ در شب قدر، بخشی از تغییرات بدائیاش را به امام زمان (علیهالصّلوةوالسّلام) اعلام میکند. آن را دیگر همانطور که اعلام کرده، محقق میشود.
ولی یک مقدارش هم میماند که امام (عليهالسّلام) منتظر است ببیند خدا چه میخواهد.
🍁حالا این یک بحثِ عمیقِ اینطوری دارد دربارهٔ حقیقت مقام ائمه اطهار (علیهمالسّلام) و اینکه خدای تبارک و تعالی علم بینهایت است و ائمه بینهایت نیستند و آنها در برابر پروردگار مخلوق و محدود هستند و لذا باید ببینند خدا چه میخواهد.
همین تعلیم را به ما میدهند، میگویند: بنده باشید. نگویید: من فلان کار را انجام میدهم.
🔅هدف از خلقت، بندگی است و انسان، جاهل و خدا عالم است.
اگر میخواهی بنده باشی، اگر میخواهی کارت درست انجام شود، باید ببینی خدا چه میخواهد چون خدا عالم به همهٔ حقایق است. پس صبر کن یعنی حداقل بگو: «اگر خدا بخواهد».
🍁من نمیدانم شاید آنچه که من میخواهم انجام بدهم، یک وقت مصلحتِ الهی نباشد که این را در جلسهٔ قبل عرض کردیم. همین آیه کفایت میکند که ما را در مسیر توحید قرار دهد.
«توحید» یعنی «یکی شدن».
یعنی همان چیزی که در دعای ماه رجب است: (این دعا خیلی قشنگ است)
✨„فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَکَ وَ أَرْضَکَ؛
: خدایا تو بهوسیله ائمه اطهار (علیهمالسّلام) پُر کردی آسمان و زمینت را”.
یعنی تمام هستی را بهواسطه ائمه اطهار (علیهمالسّلام) پر کردی.
✨”حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ؛
: تا آشکار شد که فقط تو خدای یکتا هستی”.
🖌هیچ کس دیگری بیاذن تو نمیتواند کاری انجام دهد.
تو باید اذن بدهی، کاری انجام شود.
تو باید اذن بدهی، برگی از درختی بیفتد.
یعنی خودش دارد خلق میکند.
مثلاً همین اتمهایی که دانشمندان میگویند که در اشیاء و یا هر چه که ما میبینیم، هست و تعدادش هم غیرقابل تصور برای ماست؛ هر لحظه خدا دارد اینها را خلق میکند.
هر لحظه خدا دارد به میلیاردها سلول بدن ما حیات میدهد. سی و چند هزار میلیارد سلول در بدن ما هست، اصلاً فکرش را هم بکنی، آدم نمیتواند تصور کند.
🔶خدا دارد هر لحظه هر سلولی را خلق میکند. یعنی اگر یک لحظه قطع کند، آن سلول از بین میرود. حالا فرض کنید همهاش را یکجا بخواهد قطع کند.
دانشمندان میگویند: سی و چند هزار میلیارد سلولهای در بدن ما وجود دارد. عددها هم خیلی بزرگ است، تصورش برایمان سخت است.
اگر حیات یکی از آنها را قطع کند، مریض میشود و میشود سرطانی و میافتد در خطّ سرطان.
✴️اگر همهاش را یکجا قطع کند، انسان هلاک میشود.
آن شخص، پیش خلیفه عباسی از امام جواد (عليهالسّلام) سعایت (بدگویی) کرد که تهمت زد به امام که او میخواهد جایگاه شما را بگیرد و لشکر برای خودش جمع کرده. خلیفه، امام را احضار کرد بعد حضرت جواد (عليهالسّلام) فرموند: او را به خدا قسم بدهید، اگر راست میگوید که من اینکار را انجام دادهام.
او هم شروع کرد قسم خوردن بالله والله. حضرت به خلیفه فرمودند: نه، اینطوری قسم نخورد بلکه اینطور که من میگویم قسم بخورد.
گفت: چهطوری؟
حضرت فرمودند که بگوید:
«از حول و قوهی خدا بیزار هستم، اگر دروغ بگویم».
این بدبختِ بیچارهی مُشرف به هلاکت هم شروع کرد اینطور قسم خوردن که من از حول و قوه خدا بیزار هستم، اگر دروغ گفته باشم. تا جملهاش تمام شد، افتاد و هلاک شد.
یعنی یک لحظه کافی است که خدای تعالی ارادهاش را از بودنِ ما بردارد.
🍁یعنی یک لحظه کافی است که خدا ارادهاش را از بودنِ ما بردارد. از بودن این کره زمین، بودن این کهکشان یعنی یک لحظه ارادهاش را بردارد که این کهکشان نباشد، همه چیز محو میشود، هیچ چیز نمیماند.
خب بحث توحید و یکتاپرستی را دنبال میکردیم.
✨”فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَائَکَ وَ أَرْضَکَ حَتَّی ظَهَرَ أَنْ لَاإِلَهَإِلَّاالله؛
:خدایا تو به وسیله خاندان عصمت و طهارت پر کردی آسمان و زمینت را از توحید»
لذا به ائمه اطهار (علیهمالسّلام) میگوییم که اینها ارکان و ستونهای توحید هستند یعنی اگر اینها نباشند، مردم یکتاپرستی را گم میکنند و در ذهنشان خدایان زیادی تولید میکنند و آن خدایان را میپرستند، هواهای نفسانیشان را میپرستند.
📙این آیه ما را به این سمت میبرد که یکتاپرست باشیم چون ما که از این هواهای نفسانی و خواستههای دلمان پیروی میکنیم، اینها جای خدا نشستهاند. بیتعارف!
همهٔ ما باید مراقب باشیم وقتی یک خواستهای را با خدا هماهنگ نمیکنیم و خواسته خودمان را پیاده میکنیم، اینجا به همان اندازه یک خدای دیگری جای خدا گذاشتهایم ولو در یک لحظه منتها حالا خدا کریم و بزرگ است میبخشد ولی میگوید اصل کار، کار درستی نیست.
🔶مثل آن کارمندی که بدون اجازهٔ مدیرش یک بستنی خریده. مدیر میگوید: عیب ندارد بخور ولی من که نگفته بودم میخواهم پولش را از بیتالمال بدهم حالا از جیب خودم، عیب ندارد میدهم ولی از بیتالمال نمیدهم.
مثل قضیه شمع است که امیرالمؤمنین (علیهالصّلوةوالسّلام) خاموش کردند برای طلحه و زبیر که این شمعِ بیتالمال است حالا کار شخصی دارید، مهمان من هستید، شمع شخصیِ خودم را روشن میکنم.
✴️ در اینها خیلی درس است. امیرالمؤمنینی که معلم توحید است، نمیگذارد یک لحظه این شمع که حق مردم است، روشن بماند.
از میان چند میلیون مسلمانی که در این کشور هستند، همه سهم دارند در این پولی که مال بیتالمال است و این شمع از او روشن میشود.
خدا گفته است حقّ آنها را پایمال نکن! اگر من حق آنها را پایمال کردم و گفتم: بیخیال، عیب ندارد.
اینجا اطاعت چه کسی را کردم؟
اطاعت خواسته نفسانیِ خودم را کردم.
🖌حالا یک وقت یک چیزِ کوچکی است و به نظر کوچک میآید، در این صورت خودِ کار کوچک میآید، مثل همان بستنیخوردنی که عرض کردم یا همین شمعی که امیرالمؤمنین خاموش کردند.
خودِ امیرالمؤمنین هم میدانند این شمع مثلاً پنج دقیقه روشن باشد یا حالا برق اداره نیم ساعت یا یک ساعت روشن باشد، در کلّ آن مبلغی که باید برایش پرداخت شود، چیزی به حساب نمیآید.
میگوید: آقا اصلاً من از جیب خودم میدهم.
ولی کار، کار درستی نیست. یعنی یک لحظه آدم اطاعتِ غیر خدا را کرده.
خب با خدا هماهنگ کن بعد این کار را بکن یعنی بگذار اذن خدا باشد.
🔅لذا بحث توحید یک بحث مفصلی است در تزکیه نفس. اصلاً اسم مراحل تزکیه نفس را میتوانید «مراحل توحید» بگذارید یعنی مراحلی هستند که میخواهیم خدایان گوناگونی که بتهایش را در خانه دلمان نصب کردیم، یکییکی مثل حضرت ابراهیم بشکنیم.
🖌فرض کنید تکبرِ من اجازه نمیدهد که من مثلاً معذرت خواهی کنم از کسی که باید معذرتخواهی کنم. این خودش یک خدا است. خدای بزرگی هم هست که اسمش هم رویش هست: کبر، بزرگ.
فعلاً در فکر و ذهن و روح من وجود دارد. ما باید ببینیم چه تیشهای به این کارگر است.
یک وقت میبینی این بتّه از یک فولادی درست شده که هیچ تیشهای به آن کارگر نیست. باید یک فکر اساسی دربارهٔ آن کرد. لذا طول میکشد تا آدم مراحل تزکیه نفس را طی کند و بخواهد به مقام توحید برسد. خیلی کار میبرد و شاید اگر خیلی آدم، همتِ بلندی داشته باشد؛ در دنیا پنجاه، شصت سال کار کند و خودش را به مقام توحید برساند، «لاالهالاالله» در تمام وجودش حاکم شود، روی چشمش حاکم شود. «اللهاکبر» روی چشمش حاکم شود، روی گوشش حاکم شود.
✴️خب ماها مثل این برقهایی هستیم که اتصالی میکند و چشمک میزند. دیدید لامپ گاهی روشن است، گاهی خاموش است. این صفات ۷۵گانهای که داریم، ماها را روشن و خاموش میکند. مدام ریپ میزند مثل ماشینی که ریپ میزند و روشن میشود، دوباره خاموش میشود.
از این چیزها زیاد داریم و خدا هم خیلی به ما گیر نداده. میگوید: دنیا جای همین تمرینات است، اینجا مدام زمین میخوری، بلند میشوی.
خدا رفق میکند، خدا رفیق است دیگر و مدارا میکند مثل پدری که با این بچهای که تازه میخواهد راه بیفتد، مدارا میکند مثلاً شش ماه طول میکشد که این بچه راه بیفتد. اگر بخواهد عجله کند که همان دو، سه روز اول باید راه بیفتی و فشار بیاورد، نمیشود. این بچه توانایی ندارد. باید کمکم پاهایش قوت بگیرد.
🔅خدای تعالی هم با ما همین کار را میکند. با ما رفیق است، رفاقت میکند، پا به پایِ ما راه میآید. میگذارد خودمان افکارمان را تغییر دهیم، فشار نمیآورد که تو حتماً باید تغییر بدهی.
بله وقتی آدم از لب پرتگاههای جهنم دارد درون جهنم میافتد، گاهی با شدت آدم را هل میدهد یعنی گاهی یک حوادثی در زندگی پیش میآید که انسان دارد سقوط میکند، خدای تعالی مثلاً یک سیلی محکمی میزند تا آدم برگردد.
🔶گاهی یک اتفاقاتِ شدیدی میافتد، برای اینکه آدم جهنمی نشود ولی بقیهاش که دیگر از جهنم رَستی، حالا میخواهی درست بشوی و به کمالات برسی و به مقام عبودیت برسی، دیگر فشار نمیآورد. میگوید: این دیگر همتِ خودت را میطلبد، تو باید تلاش کنی والاّ اگر من بخواهم همینطوری نمره بدهم که همه مدعی هستند و میگویند: «خدایا، به ما هم بده. چرا به او مجانی دادی؟
او چطور به مقام سلمان بودن رسیده، خب اگر مجانی است، به ما هم بده! ولی اگر او تلاش کرده، خب ما هم باید تلاش کنیم».
🍁حرکت در مسیر تزکیه نفس، حرکت در مراحل توحید است. یعنی یکییکی با خدا جفت و جور میشویم، یکییکی با او هماهنگ میشویم.
هر مرحلهای را که طی میکنیم و در روح انسان و در وجود انسان پیاده میشود که عرض کردیم در بحث سورهٔ «قلهوالله» یا جلسهٔ سوره مبارکهٔ «یس» اشاره کردیم چند شب پیش که مرحلهٔ آخرِ محبت امیرالمؤمنین (علیهالصّلوةوالسّلام) مرحلهٔ اعضاء و جوارح است.
به قلب که با اعتقاد و معرفتِ انسان میآید. به زبان هم میآید ولی به عمل که دستش بگوید: من حضرت علی را دوست دارم.
چشمش بگوید: من امام زمان (ارواحنافداه) را دوست دارم.
چطوری چشم میتواند این را بگوید؟
چطوری گوش میتواند این را بگوید؟
«وقتی که عملش با عمل امام زمانش یکی شود».
✴️چهقدر کار میبرد که من در همهٔ لحظات و حالات زندگیام، روی خودم آنقدر کار کرده باشم که تمام «اعمال و رفتار و افکارم» بعد از اینکه در صراط مستقیم قرار گرفته و بعد از اینکه بهطور کامل بنده و مطیع خدا شدم؛ به امر الهی، به فرمان پروردگار محقق شده باشد.
لذا از همان اول، پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرمایند:
✨”قُولُوا لَاإِلَهَإِلَّاالله تُفْلِحُوا”
🖌میخواهی رستگار شوی؟
یک دولت نمیآید بگوید: آقا! تحصیلاتت به دیپلم برسد، بس است. میگوید: میخواهی حداقل سواد را یاد بگیری، یاد بگیر، دیگر بقیهاش همت خودت است. تا پنج کلاس بخوان که باسواد بشوی، به اندازهای که بتوانی در جامعه زندگی کنی و یا دیپلمت را بگیر. بقیهاش دیگر همت خودت را میطلبد.
ما نمیتوانیم بگوییم: چون که یک عدهای از دیپلم نمیتوانند بالاتر بروند، ما مدارک لیسانس و فوق لیسانس و دکترا و بالاتر از آنها را راهش را ببندیم. این که معقول نیست!
📙مثلاً یکنفر از بندگانِ صالح خدا شده، حالا این دیگر خیلی همت ندارد برود بالاتر. آدم خوبی است ولی اینکه همت داشته باشد برود بالا، برود بالا که همهٔ اعمالش کپی اعمال امام زمانش باشد، خب این همتِ زیاد و بلندی میطلبد، خیلی کار میبرد.
اشکالی ندارد، نمیخواهی به آنجا برسی، حوصلهاش را نداری، شرح صدرش را نداری، خدا که اجبارت نکرده.
حداقلِ بندگی این است که بندهی مطیع و صالحی باشد. بعد از آن، خیلی درجات هست ولی دیگر همت میطلبد.
خدا هم نمیآید به زور هل بدهد. میگوید: خودت باید همت داشته باشی.
🔶مقامِ یکیشدن فقط از این مسیر امکانش هست که انسان تحت تربیت آقا امام زمان (ارواحنافداه) قرار بگیرد، با امام زمانش جفت و جور باشد و سعی کند در همهٔ کارهایش رضایت امام زمانش را کسب کند.
در همهٔ مراحل تزکیه نفس و بعد از تزکیه نفس، تا وقتی که انسان اعمال و صفاتش با امام زمانش یکی شود، یک «شاه کلید» دارد و آن طبق رضایت حضرت، کار کردن است.
این عمل را به اندازهای که حضرت را راضی میکند، به جا بیاور.
در دعای توسلِ دیگر، دربارهٔ امام باقر و امام صادق (علیهماالسّلام) داریم:
✨”أَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِحَقِّ وَلِيَّيْكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَاالسَّلامُ إِلّا أَعَنْتَنِى بِهِما عَلىٰ أَمْرِ آخِرَتِى بِطاعَتِكَ وَرِضْوانِكَ وَبَلَّغْتَنِى بِهِما ما يُرْضِيكَ، إِنَّكَ فَعَّالٌ لِما تُرِيدُ؛
: خدایا به حق حضرت امام باقر و امام صادق (علیهماالسّلام) من را کمک کنی”،
که چهکار کنم؟
در امر آخرتم، برای اینکه زندگی جاودانهام را درست بسازم، به کمک این دو امام بزرگوار.
✨”بِطٰاعَتِکَ وَ رِضْوٰانِکْ؛
: به اینکه من رضوان و خشنودی تو را به دست بیاورم”.
و بعدش دارد
✨”وَ بَلَّغْتَنِی بِهِمَا؛
: و بهوسیله این دو امام بزرگوار، من را برسانی”،
به کجا؟
✨”مَا یُرْضِیکَ؛
: آنچه که تو را از من راضی میکند”.
✴️ببینید یک مثال میزنیم.
یک بچهی متولدشده برای یک پدر و مادر را در نظر بگیرید. از اولِ تولد تا مثلاً ٢١ سالگی که ٢١ سال طول میکشد تا این بچه بزرگ شود، چه چیزی این پدر و مادر را راضی میکند؟
در آن دورهی شیرخوارگی چه چیزی راضیشان میکند؟
اینکه خوب شیر بخورد.
چیز دیگری از او توقع ندارند. طبعاً از بچه شیرخوار توقع ندارند که مثلاً چرا نرفتی نان بخری ولی از آن بچه ده ساله توقع دارند که چرا نرفتی نان بخری؟
ببینید توقعات فرق میکند. آنچه که این پدر و مادر را راضی میکند، در هر سنی متفاوت است.
🖌در تزکیه نفس هم همینطور است.
آنچه امام زمان (ارواحنافداه) بهعنوان یک پدر از من توقع دارند، به این بستگی دارد که سنّ رشدِ روحیام چهقدر باشد. ۵ ساله هستم، ۱۰ ساله هستم. از لحاظ رشد روحی در چه سنی هستم؟
یکوقت میبینی حضرت از یک کسی که مثلاً ۵ سال، رشد روحی کرده (۵ سال مثال است یعنی ۵ درجه رشد روحی کرده) یک توقعی دارند. از کسی که ده سال، ده درجه رشد روحی کرده، یک توقع دیگری دارند. باز از بالاترش یک توقع دیگری دارند.
یا مثالش در درجاتِ ارتشیها مثلاً فرمانده اصلی و سرلشکر از یک سربازِ ساده یک توقعی دارد، از سرگرد یک توقع دیگری دارد. باز توقعی که از سرهنگ دارد، از سرگرد ندارد. از سرهنگ، یک توقع دیگری دارد.
به خاطر چیست؟
به خاطر تفاوتِ درجاتشان است.
🍁ماها هم همینطور یعنی غصه نخورید که آقا ما و مقام توحید! چهقدر فاصله داریم!
حضرت به ما بهعنوان یک پدر میفرماید: «عزیزم! من که از تو توقعِ کسی که به مقام توحید رسیده است را ندارم. من از تو توقع دارم که کارهایت در صراط مستقیم باشد. از صراط مستقیم کج نشوی، از حلال و حرام بیرون نزنی، از جاده بیرون نزنی، حرام به زندگیات نیاید، افکارت را در مسیرِ ما اهل بیت قرار بده و طرز فکرت، طرز فکرِ غیرِ ما خاندان نباشد».
✴️مثلاً الآن میخواهی از یکنفر تعریف کنی، میگویی: ماشاءالله، میزنی به تخته.
تویی که یک سالک الی الله هستی، برای چه میزنی به تخته؟ مگر ما چنین چیزی را گفتیم؟ مگر ما چنین برنامهای دادهایم که اگر میخواهی از یک چیزی تعریف و تمجید کنی، بگویی: بزنم به تخته.
این مالِ عوامی است که با آیات و روایات سر و کار ندارند. ما که در دستورات و راهنماییهای اهل بیت (علیهمالسّلام) چنین چیزی نداریم!
بگو: ماشاءالله.
ما از تو این توقع را داریم.
ولی فرض کنید از یک آدمی که خیلی در خطّ این مسائل نیست، همین که نمازش را بخواند، خیلی باید خدا را شکر کنیم؛ او حالا بزند به تخته، خدا و امام زمان (ارواحنافداه) خیلی با او کاری ندارند.
ببینید تفاوتها را در نظر بگیریم.
✴️همت، بلند دار که از همتِ بلند، مردانِ روزگار به جایی رسیدهاند.
همتت را پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) از همان اول، بلند قرار دادند.
✨”قُولُوا لَاإِلَهَإِلَّاالله تُفْلِحُوا”
بگو: من میخواهم به مقام توحید برسم.
این «قُولُوا لَاإِلَهَإِلَّاالله» یک چیز سادهای است که پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند ولی در آن، تا آخر کار هست. تا رسیدنِ به آن قلهی توحید در آن هست.
✨” قُولُوا لَاإِلَهَإِلَّاالله”
یعنی به تمامِ معنا بگو: فقط خدا خدای عالم است.
آن وقت کسی که به مقام توحید میرسد، او هم میتواند معنا کند. به آن کسی هم که همان اول میخواهد مسلمان شود، میگویند که اگر میخواهی رستگار شوی باید بگویی:
✨”أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَهَإِلَّاالله”
🍁بیا در این خط و در این مسیر تا انشاءالله سعادتمند و رستگار شوی.
بیا سوار این قطار شو که این قطار، قطار بهشت است.
حالا همان اول که سوار شدیم که در بهشت نیستیم. کمکم انسان طی طریق میکند، به آنجا هم میرسد.
پس انشاءالله ما که بهعنوان یک شیعه، بهعنوان یک منتظرِ آقا امام زمان (ارواحنافداه) هستیم، چهقدر خدای تعالی به ما لطف کرده، چهقدر مرحمت کرده، چهقدر عنایت کرده که میگوید:
عزیز من، اصلاً غصهی زمان غیبت را نخوری! تو ظاهرت در زمان غیبت است، باطنت در زمان ظهور است.
در آیات شریفه دارد:
✨«فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ» (حدید/١٣)
: یک دیواری بینشان زده میشود که ظاهرش عذاب است و باطنش رحمت».
🔶حالا زمان غیبت چنین حالتی دارد. انگار یک دیواری بین عصر غیبت و عصر ظهور زده شده که ظاهرش عذاب است. آنهایی که در زمان غیبت زندگی میکنند، اگر خودشان را در مسیر رضایت امام زمانشان قرار نداده باشند، در عذابِ زمان غیبت زندگی میکنند ولی آنهایی که رفتند داخل این دیوار، باطن این دیوار،
✨«وَ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَة»
🖌ظاهرش زندگی زمان غیبت است، حتی مشکلاتی که مردم زمان غیبت دارند، او هم تقریباً دارد. اجارهنشین است، بدهکار است، مریضی دارد، سرطان دارد، یک بیماریِ سختی دارد، مثلاً مردم به او بیاعتنا هستند.
همینطور مشکلات مختلف را در نظر بگیرید ولی همینها برای او رحمت است یعنی مدام دارد درجاتش را بالا میبرد و اصلاً ناراحت نیست.
از این که مثلاً همسرش با او بد رفتاری می کند، حالا یا زنِ بد رفتار با شوهرش است یا شوهرِ بد رفتار با زنش است. از این مسئله بگیرید بروید تا آخر.
یک همسایهای داریم که همیشه ما را عذاب میدهد.
بستگی به آدم دارد. میبینی آن کسی که در این مسیرِ تربیتی نیست، همین مسئله باعث کلّی دعوا و دادگستری و فحش و فحشکاری میشود ولی برای آن کسی که تحت تربیت است و شرح صدر دارد، تبدیل به رحمت میشود چون پذیرشِ مشکلات را دارد.
📙انشاءالله سعی کنیم خودمان را در این مسیرِ یکیشدن با آقایمان امام زمان (ارواحنافداه) از نظر افکار، از نظر رفتار و از نظر اخلاق قرار دهیم.
همان اندازهای که حضرت از تو توقع دارند، آینه باش! نمیگویند حالا تو آینهی ده متری باش همان آینهی دو سانتیمتری باش!
به اندازهٔ خودت، نورِ امام زمان (ارواحنافداه) را در خودت منعکس کن. به اندازهای که میفهمی آقا امام زمان (ارواحنافداه) چه چیزی از تو میخواهند و تواناییات است.
هیچ وقت هم آقا امام زمان از ما انتظارِ باری که تحملش را نداریم ندارند. یعنی خودتان را هیچ وقت با اولیاء خدایی که در حالاتشان خیلی چیزهای بلندی هست، مقایسه نکنید.
✴️فرض کنید مثلاً بعضی از اولیاء خدا مثل مرحوم آقا شیخ جعفر مجتهدی و حالا خیلی از این بزرگان هستند، اینها یک حالتهایی در زندگیهایشان نقل میشود که ماها اگر بخواهیم یک مقدار عمیق شویم، میگوییم: اصلاً مگر چنین چيزی میشود؟ این مسائل را سخت میشماریم.
حضرت توقع آن را از ما ندارند. اگر صادقانه به نفس خودت مراجعه کنی، متوجه میشوی که حضرت از تو توقع دارند کارهایت را یک مقدار با امام زمانت مطابقت بدهی.
🍁ببین آیا آقا راضی بودند این حرف را بزنی؟
تمرین کن! مثلاً قبل از اینکه این حرف را بزنی، یک فکری روی آن بکن، ببین امام زمان (ارواحنافداه) راضی هستند که تو این حرف را بزنی؟
حالا هر کسی در یک کلاسی هست دیگر. باید خودش را مطابقت بدهد ولی این مطابقت دادن و رضایتِ حضرت را گرفتن، چیز سختی نیست.
انسان در هر درجه و رتبهای باشد، میتواند با امام زمانش زندگی کند. یعنی زندگی در عصر غیبت، برای او زندگی در عصر ظهور میشود منتها در عصر ظهور هم اینطور نیست که فرض کنید اگر فردا ظهور شد، حالا بگوییم: یکدفعه همه چیز درست میشود و یکدفعه همهٔ ما آدمهای کاملی میشویم، سلمان میشویم. نه! خیلی سال، طول میکشد تا ظهور شود.
📙حضرت مدرسه توحیدیشان که باز میشود، تا مردم را تربیت کنند، خیلی طول میکشد.
آن مسیرهای اصلیِ ظلم و فساد بسته میشود ولی اینطور نیست که من یکدفعه درست بشوم. نه، تو باید خودت همت کنی، درس بخوانی، ریاضت بکشی، تلاش کنی، کار کنی.
همین را الآن برای ما باز کردهاند، با معرفت امام زمان (ارواحنافداه)، با توجه قلبمان به حضرت.
آنچه که در زمان ظهور اتفاق میافتد، همین است که تو الآن در آن قرار گرفتهای.
🖌«امام زمانت را همیشه در زندگیِ خودت، حاضر بدان».
این را به شما اعلام میکنم و با تأکید دارم میگویم که با این معرفتی که شمایی که در این مجلس هستید و کسانی که این صوت را انشاءالله میشنوند، دارید؛ اگر آقا امام زمان (ارواحنافداه) را در زندگیِ خودتان داخل نکنید خسارت است.
✨«وَ الْعَصْر» (١)
✨«إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ» (٢)
✨«إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» (۳)
🔸دلیلش همین آیه شریفه از سوره مبارکه عصر است.
یعنی تمام انسانها در خسارت هستند. مثل یخی که دارد آب میشود و به فروش نمیرود. یخفروش همینطور دارد ذره ذره ضرر میکند.
اگر آقا امام زمان (ارواحنافداه) در زندگیات، در رفتارت، در نگاهت و در گفتارت نباشند – حالا به هر اندازهای که توانایی و کشش را داری – در خسارت هستی.
✴️یکنفر میگفت: همسر من، سرِ من داد میکشد. در مورد همین مشکل، هر دو نفرشون (زن و شوهر) پیش من مطرح کردند. من گفتم: چرا همسرت در حضور من سر تو داد نکشید؟
گفت: نه، وقتی تنها هستیم، داد میکشد.
یعنی حضور یک آدمِ معمولی مثل من، مانع آن رفتارِ نادرست است. خب، چرا اینکار را در خلوتمان نداشته باشیم؟
مگر آقا امام زمان (ارواحنافداه) را کنار خودمان در نظر نمیگیریم؟
پس باورهایمان یک مقدار مشکل دارد.
✨«إِنْ کُنْتُم مُؤْمِنُون»
🖌چرا حضرت موسی به قومش فرمود: اگر شما ایمان دارید، ناراحت نباشید که فرعونیان دارند میآیند و جلویمان دریا است. توکلِ به خدا کنید. خدا با ماست.
ماها باید به «حقانیت خودمان» عقیده داشته باشیم. یک جاهایی خدای تعالی عمداً تنهایمان میگذارد که ببیند تو چقدر به او عقیده داری؟
آیا در زندگیات باورش داری؟
در مشکلات مالی، در مشکلات مختلف. اگر عقیده داری که خدا با تو است، خب دیگر نباید ناراحت باشی. مگر اینکه کارت درست نباشد که خدا با تو همراهی نمیکند. خدا در کار نادرست، انسان را همراهی نمیکند.
فرض کنید بچهی شما چیزی میخواهد بخرد که برایش ضرر دارد، شما به او پول نمیدهید یا اگر پول دارد، همراهیاش نمیکنید.
✨«إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ؛ (یونس/٨١)
: خدا عمل مفسدین را اصلاح نمیکند».
و همچنین آیه:
✨«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ؛ (نحل/١٢٨)
: خدا با کسی همراهی میکند که تقوا داشته باشد».
📙یعنی در آن کاری که داری انجام میدهی، اگر تقوا داشته باشی و بگویی: «خدا اینطور میخواهد، پس من آنطوری که خدا میخواهد باید کارم را انجام بدهم».
خدا آنجا همراهت است. هر چه میخواهد باشد. چون خودش دارد میفرماید: «من با تو همراه هستم».
این را حداقل در زندگیهایمان پیاده کنیم.
خودم را میگویم و همهٔ ما.
شما عزیزانی که شبانهروز برای فرج آقا امام زمان (ارواحنافداه) دعا میکنید – حالا انشاءالله در بحث مکیال، بازترش میکنیم – این یعنی اینکه شما زندگی زمان ظهور را میخواهید. یعنی من میخواهم در زندگیِ زمان ظهور قرار بگیرم.
خب، همین الآن خدا حاجت و خواستهات را به تو میدهد. خدا حاجتهایی که صلاح انسان است را سریع میدهد. یعنی «کُنْ، فَیَکُون» فوری به آدم میدهد.
🔶اینکه تو از خدا درخواست میکنی که «خدایا! عجله کن در فرج امام زمان ارواحنافداه» یعنی همین الآن برسد.
✨”کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ”
حتی از چشم بهم زدن که یک ثانیه میشود، من به یک ثانیه هم راضی نمیشوم. کمتر از یک ثانیه شود. یعنی فرج امام زمان (ارواحنافداه) یک صدمِ ثانیه هم دیرتر نشود.
🔶یعنی فرج امام زمان (ارواحنافداه) یک صدمِ ثانیه هم دیرتر نشود. علت هم دارد:
چون در هر ثانیهای که میگذرد، چند هزار نفر بهخاطر معصیت، جهنمی میشوند، گناه میکنند، هلاک میشوند، در کرهٔ زمین قتل اتفاق میافتد، از سیگار میمیرند، از مواد مخدر میمیرند، از آلودگی هوا میمیرند، از سرطانهای لاعلاج میمیرند یعنی حتی صدم ثانیهاش هم حساب است.
تویی که حالا اینقدر تأکید داری که حتماً کمتر از چشم به هم زدن فرج برسد که در دعای فرج داریم:
✨”كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ”
🍁خب، خدا میفرماید: بسم الله، هدف ما هم که اصلاً همین است و همین را از تو انتظار داریم. واقعاً پای کار هستی؟
اگر واقعاً پای کار هستی، زندگی زمان ظهور از همین الآن برایت استارت خورده. اگر صادق و جدی باشی، محکم پای کار بایستی و استقامت داشته باشی؛ ما هم همراهیات میکنیم و اصلاً هدفمان هم همین است.
🖌هدفِ یک دولت از ساختنِ یک دانشگاه این است که دانشجویان در آن درس بخوانند، نه اینکه بروند در زمینش بازی کنند. اگر درس بخوانند و برای تفریح و استراحت، یک بازی هم بکنند؛ اشکال ندارد ولی اینکه فقط بروند آنجا بازی کنند، این هدفِ سازنده دانشگاه نیست.
خدای تعالی هم این دانشگاهِ بزرگ کرهٔ زمین را برای ما تأسیس کرده و همهٔ امکانات هم در آن هست آب، هوا، حیوانات مختلف، غذا. اما منتظر است که تو بگویی:
«خدایا! من میخواهم با دست مبارک تو یعنی امام زمان (ارواحنافداه) تربیت شوم».
خدا هم میفرماید: من هم منتظر همین هستم.
✨«قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ؛ ( یونس/۱۰۲)
: بگو شما منتظر باشید، ما هم منتظر هستیم».
📙من منتظر هستم تو بیایی سر کلاست بنشینی. تو هم میگویی: من هم منتظرم، بسم الله.
دیگر کمبودی وجود ندارد. سختیهای زمان غیبت را هم برایت به درجات معنوی تبدیل میکنیم که آرزو میکنی اگر در زمان ظهور قرار بگیری و آن معارفی که امام زمان (ارواحنافداه) در زمان ظهور به ما میدهند، آن معارف یک دریچههایی را به روی انسان باز میکند که انسان میگوید: ای کاش من از آن اولیاء خدایی میشدم که در عصر غیبت زندگی کردند و مشکلاتی که داشتند، برایشان پرواز در اوجِ معنویات شد.
آن وقت انسان قدرِ زمان غیبت را میداند.
🔅حتی در روایت هست که آقا موسیبنجعفر (عليهالسّلام) آنقدر از زمان غیبت تعریف میکنند، آن شخصی که خدمت حضرت بوده، میگوید: آقا! پس ما دعا نکنیم که فرج شود.
یعنی اینقدر حضرت تعریف میکنند از زندگیِ تحت ظلم و جورِ خلفاء برای کسی که واقعاً تحت تربیت قرار میگیرد.
آن شخص به حضرت عرض میکند: آقا! پس ما برای فرج دعا نکنیم. چون فرج بشود، این امتیازات نیست دیگر.
حضرت میفرمایند: «نه! تو دوست نداری مردم نجات پیدا کنند و در راحتی قرار بگیرند و مشکلات برطرف شود؟».
انشاءالله امیدواریم اینطوری شود.
در این آیه شریفه سوره مبارکه کهف:
✨«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا» (کهف/٢٣)
✨«إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ» (کهف/٢۴)
خودت را با خدا تطبیق بده، خودت را با امام زمان (ارواحنافداه) که حجت خداست، تطبیق بده و این تطبیق دادن، مسیری است که کمکم و با حوصله و صبر انشاءالله این مطابقت انجام میشود و انسان موفق و رستگار میشود.
💫و صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین
۱۴ رجبالمرجب ۱۴۴۱
۱۳۹۸/۱۲/۱۹
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظهاللهتعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی