مباحثه روائی قضایای یونس جلسه ۷

ادامه روایات مربوط به بخش اول
(روایات مربوط به آیه ۹۸ سوره مبارکه یونس = درس ظهور اجتماعی)

بررسی روایات ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۹

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

آیات و روایات حضرت یونس علی‌نبیّنا‌وآله‌وعلیه‌السّلام را چهار بخش کردیم:

در بخش اول، آیهٔ شریفه ۹۸ سوره مبارکه «یونس» بود که خدای تعالی می‌فرماید:

«فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا؛ (یونس/٩٨)
: چرا قریه‌ها ایمان نمی‌آورند که عذاب از آن‌ها برطرف شود و ایمانشان به منفعتشان شود؟».

خدای تعالی گله می‌کند از امت‌ها و مردمی که وقتی عذاب به آن‌ها رو می‌کند، ایمان نمی‌آورند. فقط قوم یونس ایمان آوردند و خدا عذاب را از آن‌ها برطرف کرد.

مهم‌ترین روایتِ بحث حضرت یونس و قومش که روایت شمارهٔ پانزدهم بود را کامل خواندیم و ترجمه کردیم.
خلاصه‌اش این‌ است که: مربوط به «ظهور‍ عمومی» می‌شود.

اگر این روایت پانزدهم که مهمترین روایت است و آیه ٩٨ سوره مبارکه «یونس» را ما در نظر بگیریم و علما و طلاب و مبلّغین و روحانیین روی این آیه و روایتش کار کنند و درسی از آن گرفته شود که روی جامعه و افکار مردم پیاده شود؛ غیبت امام زمان ارواحنافداه را پایان می‌دهد.
همان‌طوری که قوم یونس از عذاب رهایی پیدا کردند.
یعنی مردم عصر غیبت از عذاب غیبت امام زمان ارواحنافداه رهایی پیدا می‌کنند و این عذاب تبدیل به رحمت می‌شود.

این مال بخش اول از روایاتی که در این قضیه بود.

چند تا روایت کوچک در این رابطه هست که چون می‌خواهم همهٔ روایاتش را اشاره کنیم، می‌گوییم.
یک روایت هست که ما هنوز اطمینان به این روایت نداریم و زیاد هم مربوط نیست ولی چون می‌خواهم همهٔ روایاتش گفته شود، بیان می‌کنم.
فقط در «تفسیر اهل بیت علیهم‌السّلام»، جلد ششم، صفحهٔ ۵۷۰ ذکر شده. جای دیگری هنوز من نگشتم پیدا کنم. در «بحارالأنوار» هنوز نگشتم.

از امام باقر علیه‌السّلام:
✨“عَنْ کَثِیرٍ‌النَّوَّاءِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ علیه السّلام، قَال وَ قَدْ ذَکَرَ یَوْمَ عَاشُورَاءَ و هَذَا الْیَوْمُ الَّذِی تَابَ اللَّهُ فِیهِ عَلَی قَوْمِ یُونُسَ عَلیه‌ِالسّلام؛
: حضرت روز عاشورا را ذکر کرد و فرمود این روزی است که خدا بر قوم یونس توبه کرد”.

ولی این با آن قضیه در روایتِ صحیحی که ما داشتیم که چهارشنبهٔ وسط ماه شوال این اتفاق افتاده، طبعاً منافات پیدا می‌کند.
حالا اگر روایتش صحیح باشد باید ببینیم که در تاریخی که آن زمان بوده؛ روز عاشورا با ماه شوال چطوری جور درمی‌آید! لذا روی این روایت تکیه‌ای نمی‌کنیم.

روایت بعدی، بحارالأنوار، جلد ششم، صفحه ۷۸، از حضرت رضا علیه‌السّلام فرمودند:

“إِنَّمَا جُعِلَ لِلْکُسُوفِ صَلَاهًٌْ؛
: این‌که برای کسوف، نماز قرار داده شده”،

“قِیلَ لِأَنَّهُ آیَهًٌْ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ؛
: به‌خاطر این‌ است‌ که‌ یکی از آیات خدای عز‌وجل است”.

حالا یا خسوف یا کسوف هر دو است.

“لَا یُدْرَی أَ لِرَحْمَهًٍْ ظَهَرَتْ أَمْ لِعَذَابٍ؛
: نمی‌دانیم که برای رحمت خورشید یا ماه گرفته و یا برای عذاب گرفته؟”.

“فَأَحَبَّ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله)؛
: لذا پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم دوست داشتند”،

“أَنْ یَفْزَعَ أُمَّتُهُ إِلَی خَالِقِهَا وَ رَاحِمِهَا عِنْدَ ذَلِکَ؛
: وقتی کسوف رخ می‌دهد، مردم پناه ببرند به پروردگارشان و آن خدایی که آن‌ها را مورد رحمت قرار می‌دهد”.

که خدای تعالی به آن‌ها رحمت کند و اگر عذاب است، نماز آیات بخوانند که اگر عذاب است، برطرف شود.
معلوم نیست که آیا این ماه‌گرفتگی یا خورشیدگرفتگی آیا رحمت است یا عذاب است؟
اگر عذاب است، برطرف شود.
یعنی این‌قدر آدم باید احتمال دهد که نکند خدا عذاب می‌خواهد نازل کند!
حالا یا رحمت است یا عذاب. ما نماز می‌خوانیم؛ اگر عذاب است برطرف شود.

“لِیَصْرِفَ عَنْهُمْ شَرَّهَا؛
: تا خداوند شرّ این حادثه را از آن‌ها برطرف کند”.

“وَ یَقِیَهُمْ مَکْرُوهَهَا؛
: و آن‌ها را از ناراحتی این نشانه حفظ کند”.

“کَمَا صَرَفَ عَنْ قَوْمِ یُونُسَ (علیه‌السلام)؛
: همان‌طور که از قوم یونس برطرف کرد”.

“حِینَ تَضَرَّعُوا إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ؛
: هنگامی که به خدای عز‌وجل تضرع کردند، خدای تعالی از آن‌ها برطرف کرد”.

پس ما وقتی نماز آیات می‌خوانیم، معنایش این است که:
«خدایا! اگر عذاب می‌خواهد نازل شود، این عذاب را از ما برطرف کن».

این هم پس در آن روایاتِ بخش اول، ذیل آیه ۹۸ سوره مبارکه «یونس» قرار می‌گیرد.

اگر مردم هنگامی که احتمال می‌دهند، تازه احتمالِ عذاب می‌دهند، باید از خدا درخواست کنند که از آن‌ها برطرف شود.
بلکه بحث غیبت، خودِ عذاب است!
آن هم با این طول و درازی‌اش که خود حضرت هم تصریح فرمودند: «اگر شیعیان ما یکدست و یکپارچه ما را می‌خواستند و به عهدشان با ما وفا می‌کردند؛ دیدار ما از آن‌ها به تأخیر نمی‌افتاد».

خب معلوم است که عذاب است این!
زندانی شدن مردم در عصر غیبت، یک عذاب است که باید به خدا پناه ببرند که خداوند از شرّ این عذاب آن‌ها را حفظ کند.
ولی متأسفانه این اتفاق بین امت نیفتاده که همه مردم یعنی حداقل شیعیان جمع شوند، استغاثه کنند و مجالس دعا برای فرج تشکیل بدهند.

در زمان جنگ بین ایران و عراق همش کشته می‌گرفت.
مثل الآن غزه چطور است!
آن موقع هم در یک سطح دیگری، مرتب شهید می‌آوردند. عملیات می‌شد.
صحبتِ اولِ روزنامه‌ها و رسانه‌ها جنگ بود. یعنی اخبار را که باز می‌کردی، مهم‌ترین اخبار، اخبار جنگ شمرده می‌شد.
خب مسئله اصلی کشور هم بود. بایدم می‌بود.
یا زمان کرونا مسئله اصلیِ اخبار و مردم این بود که کرونا دارد کشته می‌گیرد.
کشته‌ها هم زیاد شد. هشت سال جنگ شد، سیصدهزار نفر کشته شدند. دو سال کرونا کشته‌ها تقریباً مطابق جنگ شد.

خب این یعنی چی؟
یعنی وقتی یک مسئله‌ای اولین بحثِ اجتماعی شود؛ مردم دعا می‌کنند.
آخرای جنگ، بحث این بود که صدام می‌خواهد حمله شیمیایی به تهران بکند.
آمریکا می‌خواست یک‌جوری ایران را به زانو دربیاورد.
بحث این‌‌که موشک بزند و تهران را شیمیایی کند؛ این خیلی دیگر وحشتناک بود!
صدام هم که دیوانه بود، این‌کار را می‌کرد.

لذا مرحوم آیةالله‌العظمی گلپایگانی می‌روند مسجد مقدس جمکران و توسل می‌کنند به آقا امام زمان ارواحنافداه که برای جنگ عنایتی شود.
سه روز بعد آتش‌بس شد و جنگ تمام شد. آن توسلی که مرحوم آیةالله‌العظمی گلپایگانی داشتند.

می‌خواهم بگویم: اگر مسئلۀ اولِ جامعه، پایان غیبت امام زمان ارواحنافداه قرار بگیرد؛ این منجر به ظهور می‌شود.
خدای تعالی فرموده: چرا این‌کار را نمی‌کنند که عذاب برطرف شود؟!
اصلاً این‌قدر غفلت وجود دارد که غیبت امام زمان ارواحنافداه یک مسئله عادی زندگی است!
یعنی می‌گویند: زندگی همین است. خدا این‌طوری برای ما خواسته.

تلاشی برای این‌که ما می‌توانیم غیبت امام زمان ارواحنافداه را پایان بدهیم اصلاً مطرح نیست چه برسد بخواهد رویش کار شود!
اين‌که خطبا، طلبه‌ها، مبلّغین در ماه محرم، ماه رمضان با همه مردم به‌طور همگانی برای ظهور دعا کنند؛ چنین مسئله‌ای وجود ندارد!

روایت بعدی روایت بیست‌وچهارم است که در کافی جلد ۸، صفحۀ ۹۲ و در تفسیر اهل بیت جلد ۶، صفحۀ ۵۰۷ از امام باقر علیه‌السّلام آمده است:

“إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ رِیَاحَ رَحْمَهًٍْ وَ رِیَاحَ عَذَابٍ؛
: برای خدای عز‌ّوجل دو نوع باد وجود دارد. بادهای رحمت و بادهای عذاب”.

“فَإِنْ شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ الْعَذَابَ مِنَ الرِّیَاحِ رَحْمَهًًْ فَعَلَ؛
: اگر خدا بخواهد آن بادی که برای عذاب فرستاده، تبدیل کند به باد رحمت، این‌کار را می‌کند”.

اما برعکسش نیست.

“ولَنْ یَجْعَلَ الرَّحْمَهًَْ مِنَ الرِّیحِ عَذَاباً؛
: اگر خدای تعالی باد رحمتی فرستاده باشد، آن را تبدیل به عذاب نمی‌کند”.

چون خدای تعالی نظرش روی رحمت است.

“قَالَ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ لَمْ یَرْحَمْ قَوْماً قَطُّ أَطَاعُوهُ؛
: امام می‌فرمایند این به آن‌ خاطر است که خداوند رحمت خود را از مردمانی که او را اطاعت می‌کنند، دریغ نمی‌کند”.

“کَانَتْ طَاعَتُهُمْ إِیَّاهُ وَبَالًا عَلَیْهِمْ إِلَّا مِنْ بَعْدِ تَحَوُّلِهِمْ عَنْ طَاعَتِهِ؛
: خدای تعالی قومی که او را اطاعت کنند را عذاب نمی‌کند مگر این‌که اصلاً از طاعت خدا بیرون بیایند”.

مثلاً فرض کنید جامعه را معصیت بگیرد.
یکی از چیزهایی که باید بترسیم همین کشف حجاب است.
اگر فراگیر شود، ممکن است یک عذابی، به همین تناسب که کشف حجاب شود مثل زلزله یا امثال این‌ها بیاید.
اگر مردم از طاعت خدا خارج شوند، ممکن است که منجر به عذاب شود.

در آیه شریفه هم دارد که می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ (رعد/١١)
: خدا تغییر نمی‌دهد حال هیچ قومی را [این‌که نعمتی به آن‌ها داده تبدیل به عذاب کند] مگر این‌که خودشان تغییر مسیر دهد».

“قَالَ کَذَلِکَ فَعَلَ بِقَوْمِ یُونُسَ (علیه‌السلام) لَمَّا آمَنُوا رَحِمَهُمُ اللَّهُ‌؛
: خدا این‌چنین با قوم یونس رفتار کرد وقتی که ایمان آوردند، خدا رحمت بر آن‌ها نازل کرد”.

“بَعْدَ مَا کَانَ قَدَّرَ عَلَیْهِمُ الْعَذَابَ؛
: بعد از آن‌که عذاب را بر آن‌ها مقدر کرده بود”.

در روایت خواندیم که حتی خبرش را به حضرت یونس داد که برو به قومت بگو: چهارشنبه وسط ماه شوال، موقع طلوع آفتاب عذاب نازل می‌شود.
عذاب هم که بادی هلاک‌کننده بود، آمد. ولی چون مردم توبه کردند و دسته‌جمعی آمدند به بیابان با حالت ذلت و خاکساری، خدای تعالی عذاب را از آن‌ها برداشت.
زن و بچه و پیر و جوان و حتی گاو و گوسفند و حیواناتشان را هم آوردند. یک بساطی بپا شد از آه و ناله و گریه و همه بچه‌ها و مردم گریه می‌کردند و حیوانات سروصدا می‌کردند.
خب تصور کنید چه وضعیتی می‌شود!
اشک آدم درمی‌آید دیگر!

باد هلاک‌کننده تا بالای سرشان آمده بود؛ خدای تعالی به ملائکه فرمود: فرود نیاورند تا دستور بیاید.
باد بالای سرشان به‌شدت می‌آمد که اگر به این‌ها برخورد می‌کرد، همه را نابود می‌کرد.
از طلوع آفتاب تا ظهر، این عذاب برقرار بود ولی بر سرشان فرود نیامده بود.
اذان ظهر خدای تعالی بر آن‌ها رحمت کرد و دستور برطرف کردن عذاب را به ملائکه داد که عذاب را به کوه‌ها بزنند.

“بَعْدَ مَا کَانَ قَدَّرَ عَلَیْهِمُ الْعَذَابَ وَ قَضاهُ؛
: و بعد از این‌که تقدیر کرد بر آن‌ها عذاب را و قضا کرد”.

اين‌که می‌گویند: قضا و قدر کرد؛ یعنی گذراند، حکم صادر کرد.
خدای تعالی فرمود: من عذاب را می‌فرستم و فرستاد.
منتها چون توبه کردند، عذاب از آن‌ها برگشت.

“ثُمَّ تَدَارَکَهُمْ بِرَحْمَتِهِ؛
: بعد به رحمتش آن‌ها را بخشید”.

“فَجَعَلَ الْعَذَابَ الْمُقَدَّرَ عَلَیْهِمْ رَحْمَهًًْ؛
: پس عذابی که بر آن‌ها مقدّر شده بود را تبدیل به رحمت کرد”.

این همان فرمایشِ اول حدیث است که:
خداوند باد عذاب دارد و باد رحمت دارد. باد رحمت را تبدیل به عذاب نمی‌کند ولی باد عذاب را تبدیل به رحمت می‌کند که این‌کار را با قوم یونس کرد.

” فَصَرَفَهُ عَنْهُمْ وَ قَدْ أَنْزَلَهُ عَلَیْهِمْ وَ غَشِیَهُمْ؛
: درحالی‌که عذاب را بالای سرشان فرستاده بود و روی آن‌ها سایه انداخته بود”.

“وَ ذَلِکَ لَمَّا آمَنُوا بِهِ وَ تَضَرَّعُوا إِلَیْهِ؛
: برای این‌که ایمان آوردند به حضرت یونس”.

چون ٣٣ سال ایمان نیاورده بودند.
آن‌ها که جلسات قبل نبودند، برای آن‌ها می‌گویم.
حضرت یونس از ٣٠ سالگی تا ٣٣ سالگی روی آن‌ها کار کرد و تبلیغ کرد و مدام کتک خورد. او را زدند و بیرون کردند.
طی این ٣٣ سال چنین‌ رفتاری با او داشتند!
فقط از ١٣٠هزار نفر، دو نفر به او ایمان آورده بودند.
ببینید چه صبری داشته حضرت یونس!

دیگر از دستشان ناامید شد و درخواست عذاب کرد.
بعد از یک مقدار اصراری که حضرت یونس کرد؛ خدا قبول کرد.
اول قبول نمی‌کرد می‌گفت: بیشتر صبر کن.
ولی در آخر، قبول کرد چون می‌دانست این‌ها توبه می‌کنند.
خدای تعالی به حضرت یونس خبر نداد که این‌ها توبه می‌کنند. برای حضرت یونس برنامه داشت.

روایت بعدی روایت ٢٩ مربوط به همین بحثِ بخش اول که:
چگونه عذاب تبدیل به رحمت می‌شود؟
بحارالأنوار، جلد ١۴، صفحه ٣٩٩ از امام باقر علیه‌السّلام فرمود:

إِنَّ یُونُسَ (علیه‌السلام) لَمَّا آذَاهُ قَوْمُهُ؛
: وقتی قوم حضرت یونس او را اذیت کردند”،

“دَعَا اللَّهَ عَلَیْهِمْ؛
: به ضرر آن‌ها دعا کرد”.

یعنی درخواست عذاب کرد.

“فَأَصْبَحُوا أَوَّلَ یَوْمٍ وَ وُجُوهُهُمْ مُصْفَرَّهًٌْ؛
: در اثر نفرین حضرت یونس، روز اول چهره‌هایشان زرد رنگ شد».

همه ١٣٠هزار نفر قوم یونس، چهره‌هایشان زرد شد.

“أَصْبَحُوا الْیَوْمَ الثَّانِیَ وَ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّهًٌْ؛
: روز دوم چهره‌هایشان به سیاهی گرایید”.

“قَالَ وَ کَانَ اللَّهُ وَاعَدَهُمْ أَنْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابَ؛
: حضرت فرمودند خدا به آن‌ها وعده داده بود که عذاب بر آن‌ها نازل می‌شود”.

“حَتَّی نَالُوهُ بِرِمَاحِهِمْ؛
: آن‌قدر عذاب بر آن‌ها نزدیک شد که اگر نیزه‌هایشان را بالا می‌گرفتند، باد به نیزه‌هایشان می‌خورد”.

يعنی تا پنج، شش متری بالا سرشان آمده بود.

“فَفَرَّقُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَ أَوْلَادِهِنَ؛
: بین زن‌ها و اولادشان جدایی انداختند”.

یعنی بچه‌ها شروع کنند به گریه و سروصدا کردن و مادرها دلشان بشکند که یک حالت ذلتی به‌وجود بیاید.

“وَ الْبَقَرِ وَ أَوْلَادِهَا؛
: بین گاوها و اولادشان هم همین‌طور”.

“وَ لَبِسُوا الْمُسُوحَ؛
: لباس‌های ذلت و خاکساری پوشیدند”.

یعنی لباس عزا پوشیدند. لباس‌شان را برعکس پوشیدند.

“وَ الصُّوفَ وَ وَضَعُوا الْحِبَالَ فِی أَعْنَاقِهِمْ؛
: ریسمان به گردن آویختند”.

“وَالرَّمَادَ عَلَی رُءُوسِهِمْ؛
: خاکستر روی سر خودشان پاشیدند”.

حالت ذلت ظاهری را پیدا کردند.

“وَ ضَجُّوا ضَجَّهًًْ وَاحِدَهًًْ؛
: همه یک‌صدا گریه و ناله می‌کردند”.

خب عذاب هم بالای سرشان بود، دیگر باورشان آمده بود!
یکی از آن دو نفر که ایمان آورده بود، آدم حکیمی بود گفت: پیغمبر خدا که به شما وعده عذاب داده؛ عذاب نازل می‌شود و نابود می‌شوید!
این‌ها در دلشان ترس افتاد، لذا قبول کردند که توبه کنند.
منتها چون عذاب وعده داده شده بود؛ خدا همان اول عذاب را برنگرداند که این‌ها بگویند خبری نبود و الکی بود!
عذاب آمد، دیگر ١٠٠درصد باورشان شد و همین حالت توبه را به خودشان گرفتند.

“وَ ضَجُّوا ضَجَّهًًْ وَاحِدَهًًْ إِلَی رَبِّهِمْ؛
: و همه یک‌صدا ضجّه زدند”.

«ضجّه» با «گریه‌کردن» فرق می‌کند.
«ضجه» یعنی با صدای بلند، انسان از درد به خودش بپیچد و از مصیبت فریاد بزند.
مثل همين بمبی که کرمان منفجر کرده بودند. در این کلیپ‌ها بود، بعضی‌ها صدایشان بلند شده بود!
یک همچنین حالتی!

“وَ قَالُوا آمَنَّا بِإِلَهِ یُونُسَ؛
: گفتند خدایا ما به خدای یونس ایمان آوردیم”.

“قَالَ فَصَرَفَ اللَّهُ عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَی جِبَالِ آمِدَ؛
: حضرت فرمودند خداوند عذاب را از آن‌‌ها برطرف کرد به کوه‌های آمِد”.

که اطراف موصل در عراق است. ملائکه به فرمان خدای تعالی عذاب را به کوه‌های اطراف موصل زدند.

“قَالَ وَ أَصْبَحَ یُونُسُ (علیه‌السلام)؛
: حضرت فرمودند که حضرت یونس صبح کرد درحالی‌که”،

“هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُمْ هَلَکُوا؛
: چون رفته بود پشت کوه‌ها، فکر می‌کرد که عذاب آمده و این‌ها نابود شدند”.

بعد فردا صبح آمد، دید که خبری نیست.

“فَوَجَدَهُمْ فِی عَافِیَهًٍْ؛
: دید که این‌ها سالم هستند و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده‌”.

خب عذاب آمد. پس چه شد؟ چرا این‌ها سالم هستند؟ خدا مگر وعده نداد به من که عذاب نازل می‌شود؟!
عذاب هم که آمد، پس چرا برای این‌ها اتفاقی نیفتاده؟!

“فَغَضِبَ؛
: غضب کرد بر قومش”.

یعنی غضبناک شد که من این‌همه سال روی این‌ها کار کردم. این‌ها کافر بودند و ایمان هم نیاوردند. عذاب هم نازل شد ولی این‌ها سالم هستند.
این‌ها الآن می‌گویند: تو کذّاب و دروغگو هستی.
پیش خودش این فکر را کرد!
خدا هم خبر، کمتر به او داد چون می‌خواست درجه صبرش را بالا ببرد.

“وَ خَرَجَ کَمَا قَالَ اللَّهُ مُغَاضِباً؛
: همان‌طور که خدا فرموده حضرت یونس غضبناک از آن‌جا رفت که مردم او را نبینند که بگویند تو دروغگو هستی”.

این‌جا روایات بخشِ اول‌ تمام شد.
این‌ها همه روایاتی بود که می‌فرماید: «می‌شود عذاب را تبدیل به رحمت کرد».

ما هم نتیجه می‌گیریم:
«می‌شود غیبت امام زمان ارواحنافداه را تبدیل به ظهور کرد. فقط توبه ما را می‌طلبد».

این مال بحث «اجتماعی» بود که مردم، یکپارچه بیایند امام زمان را از خدا بخواهند و توبه کنند از گناهانی که باعث غیبت امام زمان ارواحنافداه می‌شود و گناهانی که ایشان را خجالت‌زده می‌کند.
مهم‌ترین گناه، بی‌اعتنایی به امام زمان ارواحنافداه است.
فکر نکنید گناهانی که امام را خجالت‌زده می‌کند، بحث بی‌حجابی و این‌هاست.
نه، بزرگترین گناه، بی‌توجهی به امام زمان ارواحنافداه است.

شما در نظر بگیرید مثل مرحوم آیةالله بروجردی یک شخصیت بزرگ، یک مجلس هست؛ او بیاید یک‌جا بنشیند، هیچ کس به او توجه نکند.
این گناهِ اهالی آن مجلس است!
اگر مثلاً توی حرف ایشان بپرند، کار بدی است. به او توجه کنند ولی توی حرف او بپرند یا يکی بلند شود راه برود.
این‌ها همه بد است!
ولی حالا اگر آن‌جا بنشیند و هیچ کس به او توجه نکند. انگار نیست!
این خیلی گناه بزرگی است!
یعنی تمام شخصیت او را نادیده گرفتند. کسی که در مجالس بزرگان، اول، توجه باید به او باشد.

همین الآن که خدمت مقام معظم رهبری می‌روند؛ تمام توجهات به ایشان است که ایشان چکار می‌کند. دوربین‌ها همه متمرکز است.
حالا شما این را هزاران برابر کنید. امام معصومی که عالم هستی به دعای ایشان پابرجاست. رزق مردم زیر سایه آن حضرت برقرار است.
این مثالی که ما می‌زنیم مثل قطره در برابر اقیانوس است.

آن وقت این امام معصومِ مهربانی که رحمت خداست؛ انگار بود و نبودش در جامعه فرقی نمی‌کند!
این گناه بزرگی است!
وقتی ائمه اطهار علیهم‌السّلام آمدند و آمدند و کشته شدند اما جامعه تکانی نخورد؛ خب علامت همین بی‌اعتنایی است دیگر!

بیایند اصلاً کشته شوند مثل اصحاب سیدالشهداء. اصحاب سیدالشهداء حاضر نشدند که امامشان غریب بماند.
گفتند: «ما نمی‌خواهیم بدون شما زندگی کنیم. زندگی بدون شما اصلاً معنا ندارد».

علت اصلی‌‌اش هم این بود که حجت خدا، جایگاه مغز را در بدن دارد.
مغز در بدن چه جایگاهی دارد و چقدر اهمیت دارد؟
باید انسان، مغز را محافظت کند.
دستت قطع شود، می‌توانی زندگی کنی. پایت قطع شود، می‌توانی زندگی کنی. چشمت نابینا شود، می‌توانی زندگی کنی.
زبانت لال شود، می‌توانی زندگی کنی.
گوشت کر شود، می‌توانی زندگی کنی.
ولی اگر مغزت مختل شود، دیگر زندگی معنایی ندارد.

به قول سرود «سلام فرمانده»، دنیا بدون تو معنایی ندارد.
قشنگ خوانده. سرود خیلی قشنگی بود و به‌خاطر همین هم همه‌جا پخش شد. در کشورهای مختلف عرب، فارس، انگلیسی، غیرانگلیسی همه‌جا پخش شد.
توی کلیپ‌ها هست حتی این‌هایی که معنی سرود را نمی‌فهمند، دختری بی‌حجاب است غیر مسلمان است، فقط همین صدا گریه‌اش را درمی‌آورد.
به‌خاطر این‌که عنایت امام زمان ارواحنافداه پشت این سرود بود.
برای این‌که نام مقدس آقا در دنیا پخش شود و جامعه به عصر ظهور نزدیک شود.

این مال بخش اول که اگر اتفاق بیفتد؛ ظهور امام زمان ارواحنافداه را شاهد خواهیم بود.
ولی اگر اتفاق نیفتد، معلوم نیست که پیمانه غیبت چه زمانی پر شود!

سال ۲۶۰هجری را در نظر بگیرید که تازه امامت به آقا امام زمان ارواحنافداه منتقل شده.
پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند و شیعيان، امام را در دسترس ندارند. غیبت صغری شده.
نائب خاص گذاشتند و نصف نیمه ارتباط برقرار هست ولی امام را نمی‌شود دید.
باید به نائب ایشان بگویند و نائب ایشان باید خبر بیاورد ولی خودِ امام را موفق نمی‌شوند ببینند.

خب یک عده شیعیان مضطرب شدند.
امثال علی‌بن‌مهزیار که در آن زمان بوده، اضطراب پیدا کردند.
بیست سفر مکه رفت. خیلی است!
با وسایل آن زمان بیست سفر مکه رفتن، خیلی انسانِ تشنه و عاشقی می‌خواهد!
تازه حضرت به او می‌فرماید: «چرا دیر پیش ما آمدی؟».
ما یکبار برویم جمکران توسل کنیم، می‌گوییم: چرا ما امام زمان را ندیدیم؟

اگر ما برگردیم به آن‌ موقع فرض کنید ما شیعیان سال ۲۷۰،۲۸۰ و یا سال ۳۰۰ هجری باشیم و بگوییم: چرا امام زمانِ ما غایب شده؟
آن زمان به‌وسیله نائب خاص پرسیده بودند: آقا! چرا شما غایب شده‌اید؟ چرا دیگر نمی‌توانیم شما را ببینیم؟
حضرت فرمودند که خداوند می‌فرماید:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی سؤال نکنید که اگر جواب داده شود، بدتان می‌آید».

این معنایش چیست؟
«معنایش این است که شما خودتان مقصر هستید. کارهایی کردید که خدا حکم غیبت صادر کرده».
تقریباً ۶۰،۷۰ سال بعد، حضرت صریحاً گفتند که علت غیبت چیست!
در نامه‌ای به شیخ مفید می‌فرمایند: «اگر شیعیانِ ما یکپارچه به عهدشان با ما وفادار بودند؛ دیدار ما با آن‌ها به تأخیر نمی‌افتاد».
یعنی خودتان بی‌وفایی کردید. مسئله سر بی‌وفایی دور می‌زند.

اگر جامعه از این بی‌وفایی و بی‌اعتنایی به حضرت توبه کند؛ حکم خدا برمی‌گردد.
در این‌صورت این باد عذاب، باد غیبت کبری و این باد کشنده که همین‌طور هم تلفات می‌گیرد، تبدیل به رحمت می‌شود.
حالا در مورد قوم یونس که خدای تعالی عذاب را بالای سرشان نگه‌داشته بود. به ملائکه دستور داده بود عذاب را فرود نیاورید.
ولی روی سر ما که این باد غیبت در جریان است؛ دائم از این‌طرف و آن‌طرف تلفات هم می‌گیرد!

خیلی از مسائلی که در عصرها و نسل‌ها اتفاق می‌افتد در این ۱۱۸۰ سالی که غیبت امام زمان ارواحنافداه بوده؛ اگر ظهور بود، این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.
ولی چون پَر عذاب گرفته، خیلی از اتفاق‌ها به‌خاطر آن است.
حالا اگر آن موقع ما بودیم، فکر این را نمی‌کردیم مثلاً هزارسالِ دیگر ممکن است امام زمان ارواحنافداه تشریف بیاورند. هنوز هم که هزارسال گذشته، این اتفاق نیفتاده!
ممکن است خدای‌نکرده زبانم لال همین‌طوری ادامه پیدا کند و خدا هم صلاح نداند؛ باز هم همین‌طور طول بکشد.
ممکن است هزارسالِ دیگر طول بکشد. ۵۰۰ سال دیگر طول بکشد. ما نمی‌دانیم کی انجام می‌شود.

جامعه‌ای که توجه به امام زمان ارواحنافداه را به زمان‌های آینده موکول می‌کند؛ از این گناه توبه نکرده.
ممکن است گفته شود: آقا! ما خیلی مردم خوبی داریم.
می‌گوییم: بله ما مردم خوبی داریم. ولی آن چتری که روی سر این مردم سایه بیندازد که این‌ها را به تضرع و گریه و به توبه وادار کند؛ این هنوز اتفاق نیفتاده.

مردمی که فداکاری می‌کنند، شهید می‌دهند؛ این‌ها خیلی خوب است و پیش امام زمان ارواحنافداه ارزشمند است ولی عمومیت ندارد.
شما درصد خانواده‌های شهدا را در کلّ جمعیت ۸۰ میلیونی در نظر بگیرید؛ به آن حد نمی‌رسد که عمومیت داشته باشد.
آن‌ها هم ممکن است بروند گریه کنند و تضرع کنند.
همین مجالس دوستانی که استغاثه می‌کنند؛ کاش به این‌ها تذکر داده شود که حالا شما تضرع و استغاثه کردید، بعد با خودتان فکر نکنید: پس چرا ظهور اتفاق نمی‌افتد؟

ظهور یا پیمانه‌اش باید پیش خدا پر شود تا اتفاق بیفتد که هر روزی ممکن است پیمانه پر شود و اتفاق بیفتد.

اگر هم پیمانه، نزد خدا پر نشده باشد و جامعه آمادگی نداشته باشد و فراگیر نباشد و حداقل شیعیان، «یکپارچه» امام زمان را نخواهند؛ غیبت همین‌طور ادامه پیدا می‌کند.
چون حضرت فرمودند: «اگر شیعیانِ ما یکپارچه به عهدشان با ما وفادار بودند؛ دیدار ما با آن‌ها به تأخیر نمی‌افتاد».

در همین قضیه‌ای که در منبرهای فاطمیه من نقل کردم؛ یک خواب است ولی طبق آیات و روایات است. بعضی‌ها دائم إن‌ْقُلْت إن‌ْقُلْت می‌کنند.
حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرموده بودند:
«مردم آماده نبودند. دوباره تأخیر افتاد».
دائم این تلنگرها را به ما می‌زنند که:
از طرف خدا و ائمه‌ اطهار علیهم‌السّلام و امام زمان‌ارواحنافداه کوتاهی نیست.
هزارسال است امام زمان ارواحنافداه دارند خون‌ دل می‌خورند که:
از ناحیه ما کوتاهی نیست. کوتاهی از ناحیه خودتان است که آماده نیستین. دائم فکرتان در چیزهای دیگر است.

ان‌شاءالله در بخش دوم، بحث ظهور شخصی است. این‌جا بحث اجتماعی را تقریباً کامل کردیم.
در ظهور شخصی درس می‌گیریم از قضیه حضرت‌ یونس که کاری به جامعه نداریم.
شاید صدسال دیگر، دویست سال دیگر، هزار سال دیگر، غیبت حضرت ادامه پیدا کند؛ من مگر چقدر زنده هستم! من خودم را باید از غیبت امام علیه‌السّلام دربیاورم.
ان‌شاءالله در جلسهٔ آینده بحثش را خواهیم کرد.

وَ صَلّی الله عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين

۳ رجب‌الاصب ۱۴۴۵
۲۵ دی ۱۴۰۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *