بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم
اَلْحَمْدُلِلّه رَبِّ العَالَمِین
وَ صلَّی اللهُ عَلی سَیِّدَنا مُحمَّدٍ وآلهِ الطَّیِّبینَ الطاَهِریِن
لا سِیِّما بقیِّةِ الله فِی العَالَمین روُحی وَاَرواحُ العَالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداه ولَعنَةُ الدَّائِمَةُ عَلی اَعدَائِهِم و مُخالِفیهِم و مُعَانِدیِهِم اَجْمَعِین.
اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا مَظْلوُم یا اَبٰا عَبْدِاللهِ، وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهٰارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيٰارَتِكُمْ،
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَ عَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَ عَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ، وَ عَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن.
روز دوم ماه محرم الحرام، روز ورود کاروان امام حسین(علیه الصّلوةوالسّلام) به کربلای معّلاست.
این کاروان در این سرزمین اقامت خواهند کرد.
فرمود:
در اینجا کشته میشویم؛
در اینجا خونهای ما به زمین ریخته میشود؛
اینجا، همان جائی است که بیبی زینب کبری(سلاماللهعلیها) وقتی به این صحنه، به این زمین، نگاه کردند، یک هولوهراس و وحشتی در دلشان افتاد، به برادر بزرگوارشان عرض کردند:
این جا چقدر وحشتناک است!
چرا یکچنین حالتی دارد؟!
درحرم سیّدالشّهداء(علیهالسلام) پشت پنجرهای که میگویند گودی قتلهگاه است، در آن گودی قتلهگاه، وقتی مشرّف میشوید پشت آن پنجره، یکچنین حالتی که بیبی زینب کبری(سلام الله علیها) داشتند، در دل انسان قرار میگیرد، یک وحشت عجیبی، یک احساس غربتی، یک احساس ناراحتیِ درونی به انسان دست میدهد.
فرمود:
اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَالْبَلَاء؛
وقتی نام این سرزمین را پرسیدند، فرمودند:
« اَللّٰهُمَّ اِنّیِ اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاء»
«خدایا من به تو پناه میبرم از کربو بلا، از سختی و ناراحتی و بلا و مصیبت به تو پناه میبرم…»
«صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یٰا مَظْلوُم یٰا اَبَاعَبدِالله»
زیارت شریف عاشورا، از احادیث قدسیه است. از احادیثی است که از جانب پروردگار متعال بر زبان مبارک حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) توسط جبرئیل امین، رسیده و از کلمات قدسیه است.
این زیارت سند حقانیت تشیّع و سند مظلومیت خاندان عصمت و طهارت (علیهمالصّلوةوالسّلام) است.
با این زیارت انسان میتواند خودش را از کاروان حضرت سیّدالشّهداء (علیهالصّلوةوالسّلام) قرار دهد.
خداوند توفیق عنایت بفرماید که جملات این زیارت شریف را بتوانیم در حدّ وسع خودمان و ظرفیتی که کسب شده است و کلمات خاندان عصمت و طهارت (علیهمالسّلام) عنایت میفرمایند، بیان کنیم.
فضیلت این زیارت را بیشتر شما عزیزان میدانید.
کسیکه با این زیارت بخواهد خودش را به خداوند تبارک و تعالی نزدیک کند، خدای تعالی هر حاجتی که او داشته باشد، به او عنایت میفرماید. (هر قدر که باشد)
البته توجه داریم، اینکه میفرمایند: هر حاجتی که انسان داشته باشد، به او عنایت میشود، براساس آن چیزی است که خدای تبارک و تعالی برای بندهاش مصلحت میداند.
ما بندگان خدا هستیم، ما مخلوقات پروردگارمان هستیم. صحیح نیست آنچه که ما خیال میکنیم حاجتمان است، خدای تعالی طبق تشخیص ما عمل کند.
آنچه را که پروردگار متعال برای ما مصلحت بداند و نیاز حقیقی ما باشد، یقیناً بهواسطه شفاعت حضرت سیّدالشّهداء (علیهالصّلوةوالسّلام) و اهل بیت مطهرشان، عنایت میفرماید.
بله گاهی است که حاجتی واقعاً برای انسان هست و خدای تعالی هم آن حاجت را تأیید میفرماید امّا بهواسطه خطا یا گناهی که انسان انجام داده است، آن حاجت را به او نمیدهند. یک سری از حاجتها هم، حاجت واقعی انسان و اصلاً به مصلحتش نیست.
صحبت سر آن حوائجی است که حاجت واقعی است، امّا خدای تبارک و تعالی انسان را بهواسطه خطاها و لغزشها و گناهانش تنبیه میکند و او را محروم میکند.
با زیارت شریف عاشورا، این محرومیتها برطرف میشود. چون انسان بهوسیله زیارت اباعبداللهالحسین (علیهالصّلوةوالسّلام) پاک میشود و با تقرّبی که به آن بزرگوار پیدا میکند، خدای تعالی او را از محرومیت بیرون میآورد.
خدای تعالی او را از محرومیت بیرون میآورد، به شرط اینکه انسان خالصانه محضر مقدس آن حضرت شرفیاب بشود، آن بزرگوار را زیارت بکند و خودش را در اختیار امام (علیه الصّلوة و السّلام) قرار بدهد که با جملهی،
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَي الأَْرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ
با سلام به محضر مبارک آن حضرت شروع میشود.
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
سلام بر تو یا اباعبدالله،
همین یک کلمه، سلام دادن به امام (علیه الصّلوة و السّلام) انسان را میتواند از همهی خطاها و لغزشها پاکسازی بکند، چرا که سلام، اسم خداست.
الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ (سوره حشر/۲۳)
در سورهی مبارکهی حشر این آیهی شریفه است که:
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (سوره حشر/۲۳)
خدا سلام است، وقتی که حضرت جبرئیل محضر مبارک حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یا محضر مبارک حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) سلام میآورد، عرض میکنند که:
إِنَّ اللهَ هُوَ السَّلاَمُ وَ مِنْهُ اَلسَّلاَمُ وَ إِلَيْهِ يَعُودُ اَلسَّلاَمُ
«خدا سلام است و سلام از اوست و سلام به او باز میگردد.»
معنای سلام چیست؟!!
وقتی زیارت میکنیم؛ یعنی امام (علیه السّلام) را ملاقات میکنیم، با زیارت عاشورا یا هر زیارت دیگری که به محضر مبارک ائمهی معصومین (علیهم الصّلوة والسّلام)، که همیشه در محضر مبارک آنها هستیم.
اولین کلمهای که از زبانمان خارج میشود، سلام است.
در زیارت آقا بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداء و عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقتی که عرض ارادت میکنیم، عرض ادب میکنیم، دست بر سرمان میگذاریم و سلام میدهیم.
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّهَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ
سَلاَمٌ عَلَي آلِ يس
اولین کلام ما، سلام است.
سَلاَمٌ عَلَي آلِ يس
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ
در اینجا هم اولین جمله و کلام ما به محضر آقا سیّد الشهداء (علیه الصّلوة و السّلام) کلمهی سلام است.
معنای سلام چیست؟!!
همانطوری که با این کلمه آشنا هستیم، سلامتی و سالم بودن الحمدالله مردم مسلمان، وقتی به هم میرسند سلام میکنند.
مستحب است وقتی به یکدیگر میرسیم، سلام بکنیم.
این سلام، سلامتی به همراه دارد؛ یعنی وجود من برای شما سلامتی است، شر نیست، فساد نیست، ظلم نیست.
این سلام، سلامتی به همراه دارد.
یعنی، وجود من برای شما، سلامتی است،
شر نیست،
فساد نیست،
ظلم نیست.
من میخواهم انسانِ سالمی باشم و آسیبی از جانب من به شما نرسد.
مسلمان را هم که مسلمان میگویند کلمهٔ مسلمان، از همین ریشه و ماده است.
اِنّیٖ سِلْمٌ لِمَن سَالِمَکُم
که در زیارت عاشورا داریم و باز هم از همین بابت است.
من سلم هستم، یعنی سالم هستم،
تسلیم هستم،
آسیبی ندارم،
ضرری ندارم، برای کسی که با شما سلم و سلامت باشد.
یا اَبٰاعَبْدِالله
در این جملات، مطالب زیادی هست؛
وقتی به محضر مبارکشان سلام عرض میکنیم، اینجا ابعاد مختلفی باید در نظر گرفته شود.
وقتی سلام میدهیم میگوییم که:
آقا! ما برای شما سلام هستیم،
آقای من، یا اباعبدالله از ناحیهٔ من بدی به شما نخواهد رسید،
ناراحتی به شما نخواهد رسید،
شرّی به شما نخواهد رسید.
من برای شما سلم هستم،
من تسلیم شما هستم،
من سلمانِ شما هستم؛ به معنای تسلیم بودن، به معنای سلم بودن،
به معنای همیشه تسلیم بودن،
یعنی همیشه برای شما خوبی و خوشی و سلامتی هستم.
لذا همین یک جمله را اگر بخواهیم آنطوری که حقیقت دارد، توجّه به آن بکنیم، باید تمام لحظات ما در شبانهروز، عاری از هرگونه ناسلامتی باشد.
همانطوری که یک فرزند، که نزد پدر و مادر زندگی میکند، اگر بخواهد سلام باشد، نباید در طول شبانهروز کاری انجام بدهد که پدر و مادرش غضبناک و خشمگین و ناراحت شوند.
ما هم فرزندانی برای ائمهٔ هدی علیهم الصّلاةوالسّلام هستیم، فرزندانِ بسیار بسیار کوچکی که باید برای آن بزرگواران سِلم باشیم.
وقتی سلام میدهیم یعنی میگوییم :
آقا! من عملی انجام نمیدهم که شما را ناراحت کند.
من با شما درگیر نمیشوم،
آنچه که شما میخواهید را انجام میدهم؛
در مقابل شما نمیایستم، این معنای دست به نقدِ «سلام» است.
بنابراین همین را اگر مثل یک بقچهای گره زده است، بسته است، باز نشده است، این بُقچه را جلوی آقا و مولایمان میگذاریم، بالاخره این بُقچه باید باز شود ببینیم در آن چیست، ببینیم این سلام و سلامتی که آوردیم درون این سلام چه چیزهایی وجود دارد….
این بقچه را جلوی آقا و مولایمان میگذاریم.
بالأخره این بقچه باید باز بشود، ببینیم داخلش چیست؟
ببینیم این سلامی، این سلامتی که آوردیم، درون این سلامتی چه چیزهایی وجود دارد؟!
لذا باید با احتیاط آن را باز کنیم، با احتیاط باید سلام عرض کنیم.
در سلام کردنمان امام، تمامِ محتوای سلامِ ما را, تمامِ محتوای این بقچه را می دانند.
امام علیهالصلوةوالسلام تمام روح ما را نگاه میکنند که آیا ناسلامتی در آن هست یا نه؟
که اینجا خود ما خجالت میکشیم، چون خودمان می دانیم و بیشتر از ما امام (صلواتاللهوسلامه علیه) میدانند.
اگر ما یکی میدانیم، امام همه را میدانند که چه ناسلامتی هایی در وجود ما هست.
اگر بخواهیم یک مدتی در محضرِ امام علیه السلام زندگی کنیم چه رفتارهایی، چه گفتارهایی انجام خواهیم داد که امام ارواحنافداه را ناراحت می کند؟
البته از نظر حقیقت، ما همیشه در محضر مبارک امام علیهالسلام هستیم.
اما اگر فرض کنیم از نظر جسمی و حضوری به ما اجازه داده شود یک هفته از لحاظ جسمی با امام زندگی کنیم، فرض کنید مثل یک فرزندی در محضر مبارکشان باشیم امام علیه السلام بفرمایند:
کارهایتان را به طور عادی انجام بدهید؛ در خانه من هستید یا من در خانه شما هستم و بهتر است بگوییم که آقا امام زمان ارواحنافداه تشریف می آورند در منزل شما و هر یک از ما؛
می فرمایند: من می خواهم یک هفته با شما زندگی کنم و مهمان شما باشم. شما زندگی عادی خودتان را بکنید؛ اما در حضور من.
قُل اِنَّما اَنَا بَشَرٌٌٌ مِثلَُکُم
(کهف/۱۱۰)
بگو من هم بشری مثل شما هستم.
من هم مخلوق خدا هستم. ما با هم در مخلوق بودن، اینکه خدا ما را آفریده، هم شما مخلوق خدا هستید و هم من مخلوق خدا هستم.
با هم وجه مشترک داریم؛ خدای تعالی ما را مأمور کرده در میان شما باشیم.
لذا شما تصور بکنید با این وضعیتی که از لحاظ روحی، اعمال و افکار داریم, امام علیه السلام فکر ما را هم میدانند، قبل از اینکه ما یک دقیقه دیگر، یا یک ساعت دیگر، یک فکری به ذهنمان خطور کند، امام علیه السلام آن را میدانند.
بنابراین ما این یک هفته که در محضر امام علیه السلام زندگی می کنیم چه حالتی، چه رفتاری و چه افکاری داریم؟
آیا سلم هستیم؟ آیا سلامتی هستیم؟!
آیا آزاری از ناحیهٔ اعمال و افکارِ ما به امام علیهالسلام نمی رسد؟
آیا زبانمان آزار دهنده نیست برای امام ؟!
شاید شما بگویید که خب یک هفته دندان روی جگر میگذاریم و حرفی نمیزنیم ، یا خیلی کم حرف میزنیم.
در این یک هفته کار خاصّی انجام نمیدهیم ،جای خاصّی نمیرویم ،
تحمل میکنیم.
اما ما منظورمان اینها نیست!
منظورما این است که شما این یک هفته را تمام عمرتان در نظر بگیرید.
امام “علیه السلام “از شما میخواهند آنچه را که تا آخر عمر میخواهید باشید ، در آن یک هفته همان رفتار را انجام دهید.
اینجاست که بقچه باز میشود
و آنچه که درون ما است بیرون میریزد.
امام “علیه الصلوةوالسلام” هم میخواهند که محتوای این وجود ما، روح ما، قلب ما را سالم کنند.
ما هیچ وقت نمیتوانیم چیزی را از امام “علیه الصلوة والسلام ” پنهان کنیم.
حالا فرض کنید از لحاظ جسمی در محضر امام نباشیم، آیا زندگی عادی خودمان هم در محضر امام نیستیم؟
به هر حال چارهای غیر از این نیست که اگر میخواهیم انسان شویم…
اگر بخواهیم ادب انسانی را یادبگیریم ، باید خودمان را در محضر امام “علیه الصلوة والسلام” قرار بدهیم؛
و آنطوری که خداوند متعال فرموده:
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(التوبة /۱۰۵)
ما همیشه در محضر چهارده نور مقدس “علیه الصلوة والسلام “هستیم.
آنها با ما همیشه همراه هستند.
ما چشم قلبمان را میبندیم و همین در و دیوار و ظاهر را میبینیم،
در حالیکه اگر پرده ها کنار برود، میبینیم که خاندان عصمت و طهارت” علیهم السلام” همیشه نظاره گر بر احوال ما هستند.
خدایتعالی عمودی و ستوتی از علم و نوری از علم برای آنها قرار داده است که نه تنها ما، بلکه تمام عالم مثل کف دست برایشان همیشه آشکار است،
و خدایتعالی از ما میخواهد که ما در محضر آنها زندگیمان را شکل بدهیم.
یعنی طوری زندگی کنیم که، گویا با امام “علیه السلام” زندگی میکنیم.
امام میهمان ما هستند.
« خَلَقَكُمُ اللّهُ أنْوارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ »
( زیارت جامعه )
خدا شما را نورهایی آفرید و در عرش و در اطراف عرش بودید.
« حَتّى مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ »
( زیارت جامعه)
تا اینکه خدا منت گذاشت بر ما بواسطه شما.
خدایتعالی آنها را در زندگی ما قرار داد .
ما باید طوری زندگی کنیم که اگر، امام همیشه کنار ما باشند ایرادی از ما نگیرند.
شاید بگویید: این خیلی سخت است،
ما میگوییم: تربیت و ادب ممکن است اولش سخت باشد.
یک کودک خردسال هم تا میآید بزرگ شود و تربیت شود، پدر و مادر خون دل میخورند تا آن بچّه بزرگ شود.
ماهم تا میآییم تربیت شویم، در محضر امام، مهم ایناست که؛
انسان امام زمانش رابشناسد.
وقتی که شناخت، او را مانند فرزندی که متولّد شده است، برای امام قرار میدهد.
امام شروع به تربیت کردن او میکند.
بیست تا سیسال روی او کار میکند و او را یک سلمان واقعی میکند.
یک تسلیم شدهی واقعی میکند.
بله؛ بیست سال، سی سال، زمان میبرد که انسان تربیت شود.
آنهم بیست، سی سالی که انسان از تربیتها فرار نکند.
زیردست امام باشد.
بیست، سیسال منظور این است که؛
(همیشه با امام زندگی کند) ولو از نظر ظاهر همین زندگی معمولیاست، که شاید یک بار هم توفیق نشود، انسان از نظر ظاهر جسم شریف امام زمان(صلواتالله وسلامه علیه) را زیارت کند.
امّا آنچه مهّم است:
ایناست، آن کسی که زندگی میدهد، آنکه قلب را احیاء میکند،
روح انسانی را احیاء میکند،
معرفت حقیقی امام است.
پیغمبر اکرم میفرماید:
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»
کسی که امام زمانش را نمیشناسد مرده است.
شناختن چگونه است؟
شما آب را میشناسید.
کِی آب را میشناسید؟
وقتی که مانند کسی که در کویر قرار گرفته و سطل آبی، ظرف آبی، دستش دارد و میداند، که اگر این آب را از دستش دهد از تشنگی خواهد مرد.
اینجا او به آب، معرفت دارد .
قدرِ قطرهِ قطرهی آب را میداند.
وقتی که آب نباشد دنبال آب میدود، که ازتشنگی نمیرد.
امّا کودک خردسالی که، آشنا نیست وسنش اجازه نمیدهد اهمیّت آب را بداند.
حساب کنید کودک شیرخواره یک سالهای است،
او نمیداند که آب چه ارزشی دارد.
ممکن است آن ظرف آب را به دست او بدهیم، روی زمین هم بریزد و چند ساعت بعد هم از تشنگی بمیرد.
ما هم، در زندگیمان معرفت آقا امام زمانمان است که خدای تعالی از ما میخواهد به عنوان آب حیات به امام(علیه الصلوةوالسّلام) نگاه کنیم.
این آب را بر زمین نریزیم.
معرفت امام باعث شود که ما دنبال انسانیت، دنبال حقیقت، دنبال آنچه که ما را زنده میکند، مثل آب بدویم.
که امام معدن زندگی و حیات است.
چون بهوسیله خوبیهایی که خدا در امام آفریده است،
از عدالت، علم، از صفات کمالیه، صفات فعل پروردگار، اینها حیات بخش است.
مهربانی، بخشش، عدالت، اینها براحتی انسان میفهمد که، باعث حیات است.
وقتی که عدالت باشد، به کسی ظلم نمیشود و جنگ و کشتار پیش نمیآید و مرگ و ناراحتی در جامعه از بین میرود.
عدالت باشد، مرگ و ناراحتی در جامعه از بین میرود.
بخشش که باشد همینطور،
مردم بُخل نداشته باشند همینطور،
تکبر نباشد همینطور،
احسان به والدین وقتی باشد، حیات به وجود میآید، صله رحم حیات به وجود میآورد، محبّتِ به دیگران حیات به وجود میآورد.
برعکس اینها : مرگ و مریضی و ناراحتی به وجود میآورد، حتّی از لحاظ جسمی، مریضیِ جسمی و مرگ در صفات رذیله است.
مثلاً حسادت؛ باعث می شود شخص حسود مریض شود، حسادت کند و طرفِ حسادت شده مورد آسیب او و حتّی باعث قتل و کشته شدن و از بین رفتن او شود، تکبر همینطور، ظلم همینطور.
میبینیم که صفات رذیله باعث مرگ و نابودی و ناسلامتی میشوند.
بنابراین شناخت امام این است که؛ انسان به عنوان یک آب حیات، به سوی امام بدود و به سوی امام حرکت کند.
« وقتی اینچنین شد، قلب زنده میشود، وقتی انسان امام را طوری شناخت که مانند آب دنبال او دوید و امام را مایه حیات خودش دانست، اینجا امام علیه السلام این چراغی که در قلب او روشن شده، نمیگذارند خاموش شود، او را تحت تربیت قرار میدهند و به تدریج در وجود انسان سلامتی شکل میگیرد و رشد میکند ».
این یک بخش از معنایِ سلام، که انشاءالله در جلسه آینده توفیق باشد، بتوانیم مطالب بعدی را، درباره این جمله از زیارت عاشورا و بلکه همه زیارت ها، این که مطلب کلیدی و پایه ای است، تقدیم محضر شما عزیزانی که میخواهید در کاروان حضرت سید الشهداء” علیه الصلوة والسلام” حضور داشته باشید و جزء این کاروان حساب شوید، ان شاالله بتوانیم برای اماممان سِلم باشیم و سلام باشیم و امام “علیه الصلوة والسلام ” هم بر ما سلام دهند.
اَلسـَلامُ عَلَیْکِ یا مَظْلوُم یا اَبا عَبدِالله وَ عَلَی الْاروَاح الَّتی حَلَّتْ بِفَنَائِک
آقا جان یا ابا عبدالله؛ روز دوّم ماه محرم الحرام است، آقاجان به این سرزمین کربلا وارد شده اید، نمیتوانیم بگوییم خوش آمدهاید، چون در اینجا خونِ شما به زمین ریخته میشود، در اینجا زینب شما عزادار میشود، در اینجا رقیه خاتونِ شما عزادار میشود، در اینجا سرهای بریده شما در مقابل دیدگان آنها قرار میگیرد.
صَلَی اللهُ عَلَیْکَ یا مَظْلوُم یا اَبا عَبدِالله
یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله
پروردگارا! به مظلومیت خاندان عصمت و طهارت (علیهم السّلام) تعجیل در فرج امام زمانمان بفرما.
ما را از یاران آن حضرت قرار بده.
چشمانمان به جمال نازنینش روشن بفرما.
آنچه که خیر و صلاح ما هست، آنچه که تو برای ما انتخاب میفرمایی، تو برای ما از خیرات دنیا و آخرت، خدایا! از تو همهی خوبیهای دنیا و آخرت را مسئلت میکنیم.
به دعای آقایمان امام زمان، همهی خوبیهای دنیا و آخرت را به ما مرحمت بفرما.
سلامتی روح به ما مرحمت بفرما.
سلامتی از همهی امراض ۷۵گانه و لشکرهای جهل به ما مرحمت بفرما.
پروردگارا! جامعهی تشیع، نظام باعظمت جمهوری اسلامی زیر سایهی آقا امام زمان (علیه السّلام) حفظ و حراست بفرما.
رهبر بزرگوارمان در پناه امام زمان (علیه السّلام) حفظ بفرما.
خدایا کسانی که به اسلام و مسلمین و نظام تشیع خیانت میکنند و نام اسلام را خدشهدار میکنند، خدایا! آنها را آنچه که باید به آنها از مجازات برسد، خدایا! اگر قابل هدایت نیستند، اگر نمیخواهند دست از خباثت بردارند، خدایا! آنها را خوار و ذلیل بفرما.
پروردگارا! فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت زیر سایهی آن حضرت از زندگی شایسته بهرهمند و برخوردار بفرما.
حوائجمان برآورده به خیر و عافیت بفرما.
بجاه محمد و آله الاطهار.
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی