شرح سوره مبارکه توحید جلسه ۶

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

📚صحبت دربارهٔ سوره مبارکه «قُلْ هُوَ اللَّه» بود. روایاتی که در فضیلتش هست، یک روایت دیگر را هم می‌خوانم. ان‌شاءالله اهمیّت بیشتری به این سوره بدهیم.
☘️فضیلت سوره توحید:

🖌امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در آن چهارصد بابِ علمی که در یک مجلس تعلیم فرمودند به اصحابشان، فرمودند:
” وقتی‌که شیطان به یکی از شما وسوسه می‌کند، پس باید پناه ببرد به خدا “.
یعنی انگار مثلاً خدا را پهلوی خودش حس کند و بگوید: خدایا، به تو پناه می‌برم و بگوید:

✨” آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينِ؛
: ایمان آوردم به خدا و به رسولش در حالی‌که دینم را برای او خالص کردم”.

🍃یعنی آن روشی که برای زندگی انتخاب کردم، فقط آن چیزی است که خدا بپسندد و راضی باشد و برای رضای او فقط روشم را روشی قرار می‌دهم که او بپسندد.

✨«مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّين» (غافر/١۴)
معنایش این است.

بعد فرمودند:

✨” إِذَا کَسَا اللَّهِ عَزَّوَجَلّ مُؤْمِناً ثَوْباً جَدِیداً؛

وقتی‌که خداوند عزّوجلّ به مؤمن یک لباس تازه‌ای مرحمت کرد، لباس تازه‌ای خریداری کردید و می‌خواهید آن را بپوشید،

✨فلْیَتَوَضَّأ؛
“وضو بگیرد”

✨ولْیُصَلِّ رَکْعَتَیْن
“و دو رکعت نماز بخواند”

✨” یَقْرَأُ فِیهِمَا أُمَّ‌ الْکِتَاب وَ آیَةَ‌الْکُرْسِی وَ قُلْ‌هُوَ‌اللَّه وَ إِنَّا أَنْزَلْنَا”.

☘️سوره حمد و آیة‌الکرسی و سوره «قُلْ‌هُوَاللَّه» و سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَا» را بخواند. نماز آسانی است و بعد حمد کند خدایی را که او را پوشانده، عورت او را پوشانده و به‌واسطه آن لباس او را در بین مردم زينت داده است؛ یعنی لباسی که انسان می‌پوشد، خدای تعالی به او زینتی می‌پوشاند که در چشم‌ها زیباتر باشد؛ یعنی اینقدر خدای تعالی آدم را دوست دارد، دوست دارد با یک لباسی که به او مرحمت کرده، زیباتر دیده شود.

مثل مادری که به بچه‌اش لباس می‌ پوشد، دوست دارد که مردم او را زیباتر ببینند. این در اصل از جانب خدا است که در قلب مادر قرار داده است.
و بسیار بگوید:

✨” لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِّیِ الْعَظِيم “.

این را مقدار زیادی بگوید. فرض کنید ده بار، بیست بار، سی بار وقتی لباس تازه می‌پوشد همین‌طور بگوید.

🍀آن‌وقت اثرش این است که در این لباس دیگر گناه نخواهد کرد و به تعداد هر نخی که در این لباس بکار رفته، ملکی برای او تقدیس می‌کند.
” سُبُّوحٌ قُدُّوس ” برایش می‌گوید. انگار که او دارد خدا را تقدیس می‌کند، انگار او به خدا می‌گوید: “سُبُّوحٌ قُدُّوس”.
به عدد هر نخی که در آن لباس هست…
✨ملکی از خدا برای او طلب مغفرت و برای او طلب رحمت می‌کند.

ببینید در لباس‌های ما چند رشته نخ هست! شاید هزاران رشته باشد،پس هزاران مَلک برای انسان این سه تا کار را انجام می‌دهند؛
یعنی:
✨برایش تقدیس می‌کنند
✨برایش استغفار می‌کنند
✨برایش طلب رحمت می‌کنند.

چقدر خوب است انسان روی این چیزها تمرکز پیدا کند.

📚 چقدر خوب است انسان روی این چیزها تمرکز پیدا کند و به بهانه‌های مختلف با خدا صمیمانه حرف بزند.

ببینید خدایتعالی چقدر انسان را دوست دارد که با یک لباس نو پوشیدن (فرقی نمی‌کند لباس ارزان باشد یا گران) می‌توان ارتباطی عمیق و صمیمانه با او پیدا کرد؛ به او توجه کرده و با او که این همه بنده‌اش را دوست دارد، خیلی خودمانی و صمیمی و آهسته و درگوشی حرف بزند.
خدائی که به بهانه یک لباس تازه پوشیدن، هزاران ملک را متوجه او می‌کند تا برایش دعا و استغفار و طلب رحمت کنند.

سپس امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: وقتی یکی از شما وارد منزلش می‌شود، به اهل منزلش سلام کند. بگوید:

✨”أَلسَّلَامُ عَلَیْکُم”.

اگر اهلی ندارد، کسی در منزل نیست و یا تنها زندگی می‌کند، بگوید:

✨” أَلسّلَامُ عَلَیْنَا مِنْ رَبِّنَا ”

و بعد «قُلْ‌هُوَ‌اللَّه‌أَحَد» را هنگامی که وارد منزل می‌شود بخواند که این فقر را در منزل نفی می‌کند و ازبین‌ می‌برد.

☘️و امّا بحث معرفتی دربارهٔ سوره مبارکه، مباحث زیاد است. در صحبت جلسهٔ قبلمان، ما دو تا قول دادیم یکی مال جلسهٔ قبل است که ادامه مراحل تزکیه نفس، در ارتباط با سوره «قُلْ هُوَ اللَّه» است و یکی هم قبلاً دربارهٔ ذکر
” یَا هُو یَا مَنْ لَا هُو إِلَّا هُو ” است که بعد از این ان‌شاءالله عرض خواهیم کرد. (اوّل این بحث تکمیل بشود)

☘️ مراحل تزکیه نفس طی مراحل توحید است :

🖌اینکه جلسهٔ قبل عرض کردیم که مراحل تزکیه نفس به یک معنا، از یک بُعدی مراحل توحید است.
یعنی چی مراحل توحید؟
یعنی مراحلی که انسان یکی‌یکی طی می‌کند تا صفاتش با صفات الهی یکی شود، تا صفاتش با صفات امام زمانش یکی شود.
مهم‌ترین چیزی که توحید را در ما به هم می‌زند، دخالت‌های نفس است در کارها. یعنی نفس می‌آید به جای خدا فرماندهی می‌کند، دستور می‌دهند.
نفس می‌آید حاکمیت پیدا می‌کند.
نفس ما، مانند دریایی است که ماهی‌های زیادی در آن نه تنها شنا می‌کنند بلکه در اعماقش زندگی می کنند.
خواسته‌های نفس مثل آب دریا ما را فرا گرفته است، در آن زندگی می‌کنیم. تا جایی که خدای تعالی می‌فرماید:

✨«أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ؛ (فرقان/۴٣)
: آیا دیدی آن کسی که خدای خودش را خواسته‌های دلش گرفته؟»

♻️«إِلَهَهُ هَوَاهُ» یعنی به آنچه که میل دارد، فقط همان چیز بر او حاکمیت دارد. هر چیزی به آن تمایل دارد و دلش می‌خواهد همان باید بشود.
خب، این در اکثر ماها هست و گاهی تا خدا می‌آید ما را از این دریا صید کند، بکشد بیرون، اصلاً می‌میریم.
اگر نفس نباشد و خواسته‌های نفس نباشد، مثل ماهی جان می‌دهیم و می‌میریم. به‌خاطر همین است که خیلی‌ها در مشکلات، حالتهای عجیب و غریب پیدا می‌کنند. مثلاً سختی‌هایی که در زندگی می‌بینند، یکدفعه مصیبتی به آنها وارد می‌شود، یک عزیزی از دستشان می‌رود، یک شکستی در زندگیشان می‌خورند، آبرویشان در خطر قرار می‌گیرد. انواع و اقسام شکستهایی که تصور می‌شود، نمی‌خواهم بگویم اینها همه‌اش نفسانی است ولی وقتی انسان بگوید:

✨” أُفَوِضُ أَمْرِی إِلَی الله ”

کار من دست خدا است، آبروی من دست خدا است، کار من دست خداست.

📚وقتی انسان بگوید: من کارهایم و آبرویم به‌دست خداست.

✨او دوست دارد آبروی من برود، برود.
✨او دوست دارد من با آبرو باشم، با آبرو باشم.
✨او دوست دارد من فقیر باشم، فقیر باشم.
✨او دوست دارد من ثروتمند باشم، باشم.
✨او دوست دارد من مریض باشم، باشم.
✨دوست دارد سالم باشم…

البتّه گفتن این‌ها خیلی آسان است و من به زبان آسان دارم می‌گویم، ولی هنگامی که در زیر بار این حرف‌ها می‌خواهیم برویم خیلی سخت است؛ یعنی خودِ من که این حرف‌ را دارم می‌زنم، اگر یکی از این مشکلات برای انسان پیش بیاید، واقعاً روی روحیه‌ا‌ش فشار می‌آید.

خب یکی از علّت‌هایش این است که؛
نفس انسان، یعنی خواسته‌های دل خودش، خواسته‌هایی که از بچّگی با نفس آمیخته شده است، با نفس زندگی کرده است، نفسش مرتّب به او دستور داده است.
او هم اطاعت کرده است، به‌خصوص زمان بچّگی که نمی‌دانسته مثلاً نفس چیست؟!! خدا چیست؟!!
خیلی در جریان نبوده است!

لذا تزکیهٔ نفس که می‌گوییم، برای همین است؛ یعنی نفس را از فرماندهی‌هایش و از دستوراتی که می‌دهد پاکسازی کند.
«این رمز سعادت است».

✨قدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها(شمس/۹)

🍀تحقیقاً کسی به فلاح و رستگاری می‌رسد که نفس را از اینکه در مسند قدرت باشد و به‌جای خدا دستور بدهد، او را از روی این تخت پایین بکشد و خدا را به‌جایش بنشاند.
معنای «الله اکبر» هم همین است که خدا بالا و فرمانده بر من است و من بنده و زیر دست و فرمانبردار او هستم.

حالا این دیگر بحث‌هایش مفصّل است. یک ترسی که معمولاً نفس ما دارد، این است که می‌گوید: تو وقتی که دست از خواسته‌هایت برداری؛ یعنی محروم می‌شوی؛ یعنی دیگر به آنچه که دلت می‌خواهد نمی‌رسی.

درصورتی که اینطور نیست.
اگر یک پدر و مادری به بچّهٔ خردسال دائما خط و جهت می‌دهند که آنچه را که دلش می‌خواهد پیاده نکند، معنایش این نیست که؛ این پدر و مادر می‌خواهند او را محروم کنند.
معنایش این است که می‌خواهند اعمال و رفتار او را تصحیح کنند، درست کنند، خواسته‌هایش را اصلاح کنند، نه محروم؛ حتی بالاتر از این، می خواهند او بهتر و صحیح‌تر به لذّت‌هایش دست پیدا کند.

🍀لذا نترسیم از اینکه می‌خواهیم این نفس را از روی تخت پادشاهی پایین بکشیم و خدا را حاکم کنیم.
از این نباید بترسیم که خدا حاکم شد دیگر همه چیز تعطیل می‌شود!

همین مطلب در بعد اجتماعی، درباره‌ی ظهور آقا امام زمان (علیه السّلام) هم مطرح است؛ شیاطین مردم را می‌ترسانند و می‌گویند: اگر امام زمان (ارواحنافداه) بیاید (تصوّری که ایجاد کردند) زندگی‌‌ها بهم می‌ریزد، مثلا آقا تشریف می‌آورند و می‌گویند: این خانه مال تو نیست، این زن برای تو نیست، این بچّهٔ فلان است…..
طرف می‌گوید: پس دیگر چه کار بکنیم؟!! همه زندگیمان بهم می‌ریزد!

در صورتی که اینطوری نیست.
حضرت ظهور می‌فرمایند که ما به خواسته‌هایمان بطور صحیح دست پیدا کنیم و اختیارمان را به دست یک بچّهٔ جاهلی به نامِ نفس ندهیم.
مثل اینکه پدر و مادر اختیار زندگی را به دست یک بچّهٔ دو‌ساله بدهند؛ چه کار می‌کند؟!!
همه چیز را بهم می‌ریزد.
یک بستنی می‌خواهد بخورد، تمام فرش و لباس و همه چیزش را آغشته به بستنی می‌کند، یا غذا می‌خواهد بخورد همینطور. دست به کبریت می‌زند…
خلاصه زندگی را بهم می‌ریزد.
«ما هم اگر اختیارمان به دست نفس باشد زندگیمان بهم می‌ریزد».

لذا «قُلْ‌هُوَاللّه احد» می‌گوید: بیا یواش یواش ما این دوگانگی‌ها را حذفشان کنیم.
دوگانگی یعنی:
✨خدا، با آنچه که برایمان می‌پسندد و می‌خواهد،
✨و نفس، با آنچه که خودش برای خودش می‌پسندد، چه خدا هم آن را پسندد یا نپسندد.

از این بُعد دوگانگی بین نفس و خدا، در وجود انسان فعال است اما وقتی که داخل دل خودمان برویم می‌ببنیم که نفس خواسته‌هایش الی ماشاءالله…
دیگر نمی‌شود حساب کرد که نفس چقدر خواسته دارد!!!

📚۷۵ صفت ناپسند در نفس شکل می‌گیرد که ۷۵ مرض برای روح شمرده می شود که هرکدام خواسته‌هایی دارند.

لذا می‌گوییم: برویم در حمام تزکیه نفس، خودمان را از این آلودگی‌هایی که نفس دارد و می‌خواهد دائما بر انسان حکومت بکند، او را از این حالت در بیاوریم چنانکه در دعای ماه مبارک رمضان که اگر بخواهد برای عموم مردم مستجاب بشود، ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را درپی خواهد داشت، به خدای تعالی عرض می کنیم :

✨” أَللَّھُـمَ غَیِّرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِک ”

:خدایا، تغییر بده حال بد ما را با خوبی حال خودت. “غَیِّرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِک”.
بد نیست مثلاً گاهی از دست خودمان و صفات بدی که داریم و از آن ناراحتیم، این دعا را بخوانیم که:
خدایا، عیب‌های من را برطرف کن، تغییر بده بدیهای من را به حسن حال خودت.

🍃در مراحل تزکیه نفس، ما یکی‌یکی این ٧۵ بتی که در خانه کعبه دلمان هست که دل مؤمن خانه خداست، یکی‌یکی این بت‌ها را می‌شکنیم. مثل حضرت ابراهیم (علی‌نبیّناوآله‌‌وعلیه‌السّلام) و مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام).

🌱جای اینها اینجا نیست.
مثلاً تکبّر، شایسته یک انسان سالم و صحیح نیست. یعنی تکبّر به انسان نمی‌آید، این لباس برای او نیست.
یک شخصی که متکبر باشد، هیچ‌کس از او خوشش نمی‌آید. حتّی آنهایی که از او اطاعت می‌کنند یا از ترس است یا به طمع پول است، هر چه هست ولی در درونشان، خوششان نمی‌آید. کسی که حسود است، کسی که بخیل است و بیایید تا ۷۵ صفت…
اینها شایسته یک انسان نیست.
برای همین باید این لباس‌های زشت را از تن خودمان بیرون بیاوریم.

🍀ما می‌خواهیم در توحید، صفاتمان را با صفات خدا یکی کنیم.
✨یعنی خدا مهربان است ما هم مهربان باشیم؛
✨خدا کریم است ما هم کریم باشیم؛
✨خدا رحیم است ما هم رحیم باشیم؛
✨خدا عَفُوّ است، غفور است، چشم‌پوشی می‌کند ما هم چشم‌پوشی کنیم.
خیلی وقت‌ها هست دیگران عیوبی دارند، از همسر گرفته تا همسایه، تا مردم دیگری که با آنها معاشرت داریم. انسان باید غفور باشد مثل خداوند باید غفار باشد؛ یعنی روحیه‌اش این است که همش چشم‌پوشی می‌کند، بسیار چشم‌پوشی‌کننده است.
خدا این‌طور است، ماهم این‌طور باشیم.

☘️لذا مراحل تزکیه نفس، مراحلی برای تحقق توحید است که ما یکی‌یکی این صفات بد را از خودمان زائل می‌کنیم از بین می‌بریم و صفات خوب را جایگزین می‌کنیم و آن‌وقت هر چه پیش می‌رود، همرنگ‌تر با خدا می‌شویم، “صِبغه الهی” پیدا می‌کنیم.

✨«صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» (بقره/١٣٨)
: رنگ خدایی و چه کسی از رنگ خدا خوشرنگ‌تر.

📚رنگ‌های خدایی داشته باشیم. صداقت، صفا و صمیمیت و سایر صفات با پشتکار، با تلاش، با جدیّت با تداوم عمل صالح.
شما فکر کنید که یک خانه‌ای می‌خواهید بسازید به نام خانه ایمان؛ خانه ایمان یعنی خانه‌ای که امن است. ایمان از امنیت می‌آید. مؤمن برای این مؤمن است که در امنیت است، چون صفاتی دارد که انسان از صفات او احساس امنیت و آرامش می‌کند.
کسی که مهربان و بخشنده است و عیب‌جو نیست، شما از همین صفات او احساس آرامش می کنید.
لذا خدا هم مؤمن است، یعنی بواسطه صفاتش انسان احساس آرامش و امنیت میکند.

✨«الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ» (حشر/٢٣)

🍃خدا مؤمن است، ما هم باید مؤمن باشیم؛ یعنی با خدا باشی در امنیت هستی. کسی هم که با شمای مؤمن باشد باید در امنیت باشد، اسرارش پیش شما در امنیت باشد. از اخلاق بد که ممکن است مثلاً از یک انسان تزکیه نشده سر بزند، باید در امنیت باشد، باید پیش شما احساس امنیت کند. حالا این بحث دارد. البته معنای احساس امنیت دیگران از شما، همیشه به این نیست که هرکس هر کاری کرد، چیزی به او نگویید.
در هنگامی که عمل منکری از کسی می‌بینید، باید صفت غضبتان فعال شود و او را از عمل ناپسند باز بدارید.
این غضب، خودش امنیت است؛ چون به‌واسطه نهی از منکر و غضبی که می‌کنیم، داریم او را از آتش جهنّم دور می‌کنیم و به او امنیت می‌دهیم. ظاهرش غضب و تندی با او است ولی باطنش امنیت دادن به او است.

☘️مثل خشونتی که یک آتش‌نشان با یک کسی که در آتش قرار گرفته و همکاری نمی‌کند، ممکن است حتّی یک سیلی محکم بزند که این بیهوش شود تا بتواند او را از آتش نجات دهد.
به هر حال مؤمن باید در مراحلی که در سیر وسلوک می‌خواهد طی کند، و برای خودش خانه‌ی امنی از صفات خوب بسازد، این خانه اگر بخواهد کاملا آرامش بخش و ایمن باشد(همان خانه ایمان و آرامش) باید همه‌ی قسمت‌های درست و کامل باشد.
اگر یک پنجره‌ خانه‌تان بشکند، شما احساس امنیت‌تان به همان مقدار کم می‌شود. می‌گویید: نکند سرما بیاید یا حیوانی بیاید.
اگر قفل درِ منزلتان بشکند، می‌گویید: نکند مثلاً دزد بیاید و خلاصه هر چیزِ خانه ناقص باشد، امنیت‌تان به همان مقدار کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی احساس امنیت و آرامش‌تان بهم می‌خورد و فکرتان مشغول می‌شود که نکند یک اتفاقی بیافتد.

🍀خانه ایمان هم همین‌طور است، خانه ایمان یک خانه‌ای است که همهٔ اجزایش باید درست باشد و انسان در آن احساس امنیت کند که مراحل تزکیه نفس این‌کار را می‌کند و با ایجاد توحید و یگانگی بین صفات ما با صفات خدا و ائمه اطهار علیهم السلام، آرامش به انسان می‌بخشد همانطور که وقتی خانه‌ای می‌سازیم، هرچه خانه پیشرفت می‌کند، آرامش ماهم بیشتر می‌شود.
انشاءالله این مطلب را در جلسهٔ بعد، بیشتر توضیح خواهیم داد.

🍃وصَلَّی‌الله‌ُعَلَی‌سَیِّدِنَا‌‌‌مُحَمَّدٍوَآلِهِ‌الطَّاهِرین

٢٠ ربیع‌الثانی ١۴۴٠
٩٧/١٠/٧

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *