أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ ٱلشَّیْطَانِ ٱلرَّجِیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
🍀صحبتمان دربارهٔ سوره مبارکه «قُلْهُوَاللَّهُأَحَد» بود. شاید این جلسه، جلسهٔ پایانی باشد، انشاءالله برای این سوره مبارکه.
هر چند بحث دربارهٔ معارفِ این سوره، اگر بخواهیم ادامه بدهیم، به این زودی تمام نمیشود. ولی ممکن است که عزیزان خسته شوند یا مناسب نباشد طولانی شدن، ما مطلب را جمعش میکنیم که انشاءالله بتوانیم به آیات دیگر و سورههای دیگر هم بپردازیم.
🖌خلاصهی مطلب دربارهٔ این سوره مبارکه، این شد که اساس توحید و شناسنامه خدای تبارک و تعالی، سوره «قُلْهُوَاللَّه» است. ما کسی را بخواهیم بشناسیم، مثلاً شناسنامهاش را میگیریم نگاه میکنیم. در روایات اشاره شده که شناسنامه خدا سوره «قُلْهُوَاللَّه» است و شناسنامه عترت، اهل بیت (علیهمالسّلام)، سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَا».
لذا یک ارتباط عمیقی بین سوره «قُلْهُوَاللَّه» و سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَا» وجود دارد که حالا بعداً انشاءالله اشاره میکنیم.
🍃ولی مطلبی که بهعنوان نتیجه سوره «قُلْهُوَاللَّه»، بخواهیم عرض بکنیم این است که شاید جایی به این شکل بیان نشده باشد این مطلب، لذا دقّت بفرمایید.
این است که وقتی ما میگوییم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ * قُلْهُوَاللَّهُأَحَد»، «بِسْمِ اللَّه» را به «قُلْهُوَاللَّه» شما وقتی متّصل بکنید، یک معنای عمیقی از آن برداشت میشود که مثل این است که میخواهیم مثلاً یک کاری را شروع کنیم یا یک حرفی را برنیم، میگوییم: “با نام خداوند بخشنده مهربان، این کار را بکن یا این حرف را بزن”.
☘️اینجا هم انگار خدای تعالی میفرماید: با کمک اسم “الله” که “رحمن و رحیم” است، با استعانت از اسم الله، بگو: «قُلْهُوَاللَّهُأَحَد».
آن وقت امیرالمؤمنین (علیهالصّلوةوالسّلام) میفرمایند که: همهٔ قرآن جمع شده در سوره حمد و همهٔ سوره حمد، جمع شده در «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» و من هستم آن “باء” «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ»
یعنی چه آن “باء بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ” یا آن نقطه تحتَالباء، من هستم؟ نقطهی که زیر “باء” من هستم؟
یعنی کمک گرفتن، معنای کمک گرفتن است. یعنی با کمک اسم “الله”، اسم الله هم ائمهٔ اطهار (علیهمالصّلوةوالسّلام) هستند،
بلکه “إِسْمُ اللهِ الْأَعْظَم” هستند. اسم یعنی نشانه و پیامبران، حتی خلقت پروردگار نشانههای خداست.
نشانههایی که درجهاش بالا میرود، نشانههایی که بالاتر از آن نشانهای نیست یعنی همهٔ حقایق در آن جمع است چهارده نور مقدس (علیهمالصّلوةوالسّلام) هستند.
یعنی با اسمِ خدای رحمن و رحیم که علیبنابیطالب (علیهالصّلوةوالسّلام) است با کمک ایشان، دستت را بده به دستِ علیبنابیطالب، بگو «قلهواللهاحد». این معنایی است که میگویم باید به آن دقت کنید.
(شاید جایی در کتابها به آن برخورد نکنید، حالا شاید من ندیده باشم)
ولی حقیقتی که در قرآن و روایات به آن میرسیم، این است که اگر میخواهی به توحید برسی، اگر میخواهی خدایان متعدد را در خانه کعبه قلبت بشکنی، اگر میخواهی “سبحان الله و الحمدالله و لاالهالّاالله و الله اکبر” در کعبه که خدا در قلبت ساخته، کعبهی توحید، اگر میخواهی خدایانی که درون آن درست شده، جا خوش کردهاند، اینها را سرنگون کنی، خدای تکبّر و خدای حسادت و ۷۵ خدای متعدد را که لشکر جهل هستند، کلّی هم لشکر برای خودشان دارند.
اگر میخواهی این لشکرها را سرنگون کنی، دستت را بده به دست امام زمان (علیه السلام)، دستت را بده به دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) و آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و البته اهل بیت مطهرشان. امامزادههایی که بازوهای این بزرگواران هستند. حضرت رضا (علیهالصّلوةوالسّلام) در عالم خواب به عالمی در بالای ضریح فرمودند: ای مردم، بروید حوائجتان را از حضرت علی اکبر درخواست کنید و این هم هدیه ولادت با سعادت حضرت علی اکبر (علیهالسّلام) که این ایام، این ولادت باسعادت را داریم.
✅این ولادت با سعادت را داریم.
یعنی:
💚 دست و بازویِ حضرت امام حسین (علیهالسلام)، حضرت علیاکبر (علیهالسلام) هستند،
💚دست و بازویِ امام رضا (علیهالسلام) حضرت معصومه (سلامالله) هستند،
💚 دست و بازویِ آقا امام زمان (علیهالسلام) تمام امامزادگانی هستند
که،
حضرت ولیعصر (ارواحنافداه) در ارتباطند با حضرت، در پشت پرده، و رابطِ بین ما و امام زمان (علیهالسلام)، از بُعدِ ملکوتی هستند، و تربیت ماها را به عهده میگیرند، وانجام میدهند.
ما در مقام امامزادگان گفتیم که،(خاطرم نیست که از سالهای قبل بوده، یا از سالهای خیلی دورتری بوده)، که مقام مقدّسِ امامزادهها مقامی است که، کاری که میخواستند، تربیتهایی که میخواستند انجام دهند.
اینها در آن زمان که به دنیا آمدند، برای این بوده که، خدا برنامهاش این بوده که، از همان چهارده قرنِ پیش، حکومت جهانی امام زمان (علیهالسلام) شکل بگیرد و این امامزادهها مسئولین آن حکومت بودند، یعنی؛ بنا بوده امیرالمؤمنین، ائمه اطهار (علیهمالسلام) اینها…
⚜️برنامه خدا این که اتفاق افتاده نبوده! اینها برنامههای اضطراری و ثانویه است، که امام حسین (علیهالسلام) شهید شوند، غیبت امام زمان (علیهالسلام) اتفاق بیفتد.
اینها برنامههایی است که مردم تحمیل کردند به دستگاه الهی، استقبال نکردند، مثل بچهای که سرِ کلاس نرود درس بخواند، برود همهاش بازی کند، تا هفت سالگیاش برود صد سالگی، بعد صد سالگی پشیمان شود بعد بگوید من میخواهم درس بخوانم.
اینطوری بوده بشرِ چهارده قرن پیش تا الان، یعنی؛ سیزده قرن پیش، دوازده قرن پیش، یازده قرن پیش، ده قرن پیش، نه قرن پیش، شش قرن پیش، پنج قرن پیش، سه قرن پیش، دو قرن پیش، و زمانِ حاضر، همه یکسان برخورد کردند، آن برخوردی که با اهل بیت شده، همینطور، آنها شروع کردند، همه این نسلها ادامه دادند.
یعنی؛ آن درسهای توحیدی که میخواستند ائمه بدهند، آن نسل که قبول نکردند،
نسلهای بعدی هم همان راه را، راه پدرشان را رفتند، که در تفسیرِ
✨ كلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ (عبس/۲۳)
در سوره عبس که میخوانیم،
آنجا میفرمایند: که، یعنی: امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، آن کاری که میخواستند انجام دهند، یعنی بشر را به تکامل و توحید و اینها…
برسانند، نه، هنوز انجام نداده.
✨كلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ (عبس/۲۳)
: او انجام نداده آنچه که خدا به او دستور داده است.
♻️تا خواسته بیاد سر کلاس، گرفتند و زدند و کشتند و شهید کردند.
امام حسین (علیهالسلام) هم ائمه اطهار، هم همینطور.
لذا خدای تعالی میفرماید: که با کمک علیبنابیطالب (علیهالسلام) یکتاپرست شو و بگو: من اَحَد هستم، شریکی ندارم؛
صَمَد هستم،
✨”لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ”
✨”وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ” هستم.
اگر بروی دستت را در دست…
خدا میفرماید:با استعانت از اسم من، با کمک گرفتن از تعالیم علیبن ابیطالب (علیه السلام) بگو من اَحَد هستم صَمَد هستم.
✨”لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحد”✨ هستم.
یکتاپرستی حقیقی تنها با تعالیم توحیدی علی بن ابی طالب (صلوات الله وسلامه علیه) حاصل میشود.
اگر بروی دستت را در دست دیگران قرار بدهی و معارف و عرفان را از غیر اهل بیت رسالت علیهم السلام بیاموزی، آنها برای تو هزار تا خدا درست میکنند.
“لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ” بهم میخورد صَمَد بهم میخورد.
چرا ما میگوییم نباید تغذییه فکریمان از فلاسفه شرق و غرب باشد؟ چون میگوییم: “الله الصَمَد” خدا بینیاز است.
خدا نیاز ندارد که ما را بفرستد در خانهی غیر امام صادق (علیه السلام) چون امام صادق (علیه السلام) معدن علم است.
کمبودی نیست که بخواهد درِ خانهی فلاسفه شرق و غرب برویم. آنها وقتی درِ خانهشان میرویم یک خدایی درست میکنند که مثلا میگویند: همه چی خداست، گوساله خداست، گاو خداست، سنگ خداست، کوه خداست دریا خداست دیگر هر چه میبینی همه خداست. یک همچنین خدایی برای ما درست میکنند. فلاسفه شرق و غرب کاری به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ندارند، بلکه بالعکس، کلمات اهل بیت علیهم السلام را باسخنان و افکار خودشان میسنجند.
وقتی محوریت تفکر از قرآن و عترت علیهمالسّلام به افکار بشر تغییر کرد، توحید بهم میخورد لذا خدای تعالی میفرماید : فقط این اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، از هر خطا و جهالت مصون هستند. (صریح آیه شریفه تطهیر)
این یعنی، فقط با کمک علی بن ابی طالب و فرزندان معصومش(علیهم السلام)، با نشستن در کشتیِ نجات (پذیرش ولایت) آنان، بگو: «الله اَحَد»؛ واِلّا اگر هزار کتاب هم درباره توحیدبنویسی، آن توحید نیست، بلکه زاییدهی افکار خودت هست که امام صادق (علیه السلام) در روایتی میفرمایند: هر چه شما درباره شناخت خدا با تفکرات بشری خودتان تشخیص میدهید، آنها خدایانی هستند که ذهن شما ساخته و پرداخته کرده و به خودتان برمیگردد.
در واقع فلاسفه شرق و غرب خدایی را عبادت میکنند که ذهن خودشان ساخته. خدای اَحَد و صَمَدی که ائمه اطهار علیهم السلام به ما میشناسانند نیست و در واقع خودشان را بندگی میکنند، خواستههای نفسانی خودشان را عبادت میکنند.
آری، بشر طوری میخواهد زندگی کند که کسی به او دستور ندهد؛ میخواهد از کسی اطاعت نکند تا هرچه دل تربیت نشدهاش خواست انجام دهد.
اینکه صفات رذیلهانسان را به کفر میکشاند، یکی از مهمترین صفات رذیله که انسان را به کفر میکشاند استکبار است؛ یعنی به طرف بزرگی پیش رفتن، به طرف اینکه من خودم کسی هستم و نیاز ندارم از کسی دستور بگیرم و اینکه میگویند خدا را قبول داریم، به خاطر این است که خدا به چشم ظاهر دیده نمی شود و میتوانیم هر طور که خواستیم کلامش را تفسیر کنیم؛ لذا آن دومی به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (صلوات الله وسلامه علیه) گفت: “حَسبُنا کِتابَ اللّه”: ای علی ما به کتاب تو، به تفسیر تو نیاز نداریم قرآن برای ما بس است. چون ما هر طور دلمان میخواهد قرآن را معنا میکنیم هر طور دلمان میخواهد خدا را درست میکنیم و آن خدایی که خودمان درست کردیم را میپرستیم و هر کاری خودمان خواستیم دستورش را صادر میکنیم…
☘️چون ما هر طور دلمان بخواهد قرآن را معنا میکنیم، هر طور دلمان بخواهد خدا را درست میکنیم و آن خدایی را که خودمان درست کردیم میپرستیم و هر کاری خودمان خواستیم دستورش را صادر میکنیم، ما نمیخواهیم زیر بار حرف خدای واقعی برویم.
لذا “لَا إِلَهَ إِلَّا الله” آنان حقیقی نیست و شرک آلود است و به همین خاطر است که حضرت رضا (صلوات الله وسلامه علیه) فرمودند:
✨«بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها»
🌱”لَا إِلَهَ إِلَّا الله ” شروط دارد و ما شروطش هستیم، من یکی از شروطش هستم؛ یعنی دوازدهتا شرط دارد، دوازده امام (علیهم السّلام) شروط “لَا إِلَهَ إِلَّا الله” هستند.
“لَا إِلَهَ إِلَّا الله” هم دوازده حرف دارد؛ یعنی “لَا إِلَهَ إِلَّا الله” وقتی تحقق پیدا میکند که انسان ولایت دوازده امام (علیهمالسّلام) را پذیرفته باشد و دست از استکبار بردارد؛ یعنی خودبزرگبینی را کنار بگذارد و تسلیم حق شود، هر چند هم در ظاهر به ضررش باشد.
💚انسان که تسلیم باشد، آنوقت دیگر دستش را به دست حجّت خدا میدهد و حجّت خدا او را تربیت میکند، زراعت میکند.
علیبنابیطالب (علیهالسّلام) زارع خداست، کشاورز خداست، در قرآن که فرموده:
✨«أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ (سوره واقعه/۶۴)
: شما زراعت میکنید یا ما زراعت میکنیم؟»
در تفسیر سوره مبارکه یاسین است که میفرمایند:
«علیبنابیطالب (علیهالسّلام) آن زارع خداست.»
علی زراعت میکند؛ یعنی تخمِ ایمان را در دلها میکارد با کلمات امیرالمؤمنین (علیهالسلام).
لذا امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) را «امیرالمؤمنین» میگویند به خاطر اینکه؛ در روایت میفرمایند:
✨«یُمِیرُ العِلْم
علم افاضه میکند.»
🍃در قلوب مؤمنین علم جاری میکند و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هم وقتی علم در قلب انسان جاری میکند که درِ قلب باز شود، قلب تسلیم شود.
لذا در روایات روی “تسلیم شدن” تکیه شده است.
🍀پس با «بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمُ»؛ یعنی با آموزشها و پرورشهای محمد و آل محمد علیهم السلام، با علیبنابیطالب (علیهالسلام)، با جعفربنمحمدالصادق، با امام حسن عسکری، با امام زمان، با فاطمه زهرا، با این اهل بیت (علیهم السّلام) با اینها میتوانید کلمهی توحید را بگویید؛ بدونِ اینها ممکن نیست انسان به توحید برسد!
لذامیفرمایند:
✨«بِنَا عُبِدَ اَللَّهُ بِنَا وُحِّدَ اَللَّهُ»
توحید به وسیلهٔ ما برقرار میشود.
لذا در زیارت جامعه کبیره، به آنان میگوییم:
✨«و أَرْکَانَاً لِتَوحِیده
: آنها ستون و پایههای توحید هستند.»
☘️با شهادت امام حسین علیه السلام توحید حفظ شد
اگر آنها نباشند توحید فرو میریزد، خدا فرو نمیریزد، یکتاپرستی در اذهان مردم گم میشود.
حتی آنها وقتی میبینند مردم دچار زیاده روی در اعتقاد به عظمت محمد و آل محمد علیهم السلام میشوند و با دیدن معجزات به دست امام علیه السلام از روی جهالت پیامبر و امام علیه السلام را خدا تصور میکنند، خودشان را فدا میکنند که توحید گم نشود؛ حتّی شهادت امام حسین (علیه السّلام) و شهادت پیامبران و ائمه اطهار (علیهم السّلام) که اجازه دادند به شمشیرها که ایشان را بگیرند و به شهادت برسند یک بُعد آن، این بوده است که توحید گم نشود؛ یعنی نگویند: حسین خداست!
🔰این مطلب در روایتی که از جناب حسین بن روح نایب خاص امام زمان ارواحنافداه در زمان غیبت صغری نقل شده آمده است که اگر همیشه حجج الهی (پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام) بخواهند غلبه داشته باشند، همیشه بخواهد امام زمان (ارواحنافداه) غلبه داشته باشد، همیشه بخواهد علیبنابیطالب (علیه السّلام) یداللهی بکند و هیچ مغلوب نشود گمان میکنند که؛ علی خداست، گمان میکنند؛ پیغمبر خداست!؛ لذا خداوند متعال به آنان اذن میدهد که بشهادت برسند تا یکتاپرستی و توحید گم نشود و مردم، بواسطه جهالتشان گمان نکنند آنها خدا هستند، زیرا خدا کشته نمیشود.
البته این یکی از فوائد شهادت حجج الهی است، نه همهی آن.
🌟لذا آن بزرگواران خودشان را به اِذن الله در معرض حوادث قرار میداده و میدهند. البته تمام علتش این نیست، علتهای دیگری هم دارد.
مثل درس گرفتن مردم از ایشان در چگونگی تحمل مشکلات و نیز همدردی آن بزرگواران در مشکلاتی که مردم دچار آن میشوند؛ مشکلاتی که خداوند متعال برای تربیت شدن و ساخته شدن مؤمنین، آنها را به بلاهای مختلف و سختی ها مبتلا میکند تا با خود بگویند: اهلبیت علیهم السلام، مثل حضرت زینب (سلام الله علیها) هم اینقدر مصیبت کشید اینها که چیزی نیست ما هم میکِشیم.
بگویند :مثلا حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) این همه سال زندان کشید چیزی نیست ما که برای تربیت شدن و ساخته شدن بیشتر به اموری که بر نفس ناخوشایند است نیاز داریم تا نفسمان به درجه و مقام نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه برسد.
بنابراین، ائمه اطهار علیهم السلام ستونهای توحید و یکتا پرستی هستند تا مردم خدایانی با ذهن خود نسازند حتی اگر این خدای ساختگی خود حججالهی باشند که بخاطر عظمت مقامشان و صدور معجزات بر دستشان باشد که البته آن بندگان برگزیده الهی چه بسا از اینکه بعضی از مردم آنها را خدا تصور کنند، بسیار خشمناک شده و خود را با کشتهشدن در راه خدا فدای توحید و یکتاپرستی کنند تا این کجاندیشی خطرناک از اذهان جاهلان زدوده شود.
آنها هدفشان شکستن بتهایی است که در قلب انسانها ایجاد شده است.
بتهای بزرگ و کوچکی مانند آنچه مشرکین در خانه کعبه نصب کرده بودند که حقیقت آن بتها، همان اندیشههای جاهلانه سردمداران شرک و هواهای نفسانی طاغوتها در آن زمان بود که برای چشم ظاهربین مردم بتهایی به شکل های مختلف درست کرده بودند که عقاید و حرف های خودشان را پشت آن بت پرستی پنهان کنند.
🔰 آنها (مشرکین) میگفتند: این مثلاً خدای رحمت است شکلش این است و شما به آن ایمان بياوريد و آنها را فریب میدادند و وقتی آنها ايمان میآوردند، قوانین خاص خودشان را از طریق آن آئین ساختگی در پوشش نام آن بت، بر مردم اِعمال میکردند و بر جان و مال و ناموس مردم مسلط میشدند.
مانند اندیشههای انحرافی کاهنان معبد آمون که در فیلم یوسف پیامبر(علیه السلام) بر مردم القاء کرده و ثروت و جان و مال و ناموس مردم را در اختیار میگرفتند.
این روش همیشه از سوی طاغوتهای هر زمان و همفکرانشان بوده و هست.☘️ شرک زدایی از جهان توسط امام زمان علیه السلام
آقا امام زمان(ارواحنافداه) که تشریف میآورند همهٔ افکار انحرافی را جمع میکنند چنانکه در دعای شریف «افتتاح» آمده است :
✨« یَعْبُدُکَ لاَ یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً؛
:خدایا! امام زمان(ارواحنافداه) فقط تو را بندگی میکند و هیچ چیز را شریک تو قرار نمی دهد.»
هرچند سایر امامان معصوم علیهم السلام هم فقط خدا را بندگی میکنند، اما امام زمان(ارواحنافداه) این بندگی را در عالم تحقق میدهد.
یعنی دیگر نمیگذارد که شرکی به خدا ورزیده شود.
☘️شرک زدایی فردی و اجتماعی
شرک زدایی توسط آقا امام زمان ارواحنافداه یک بخش اجتماعی دارد که با ظهور حضرت انجام میشود و یک بخش فردی دارد که با تزکیه نفس و تعالیمی که اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) دادهاند محقق می شود.
در بخش یکتاپرستی فردی، از همان فرمایش رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) که فرمودند:
«قولوا لا اله الا الله تفلحوا؛
:بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید»،
ما در مدرسه توحید از اینجا شروع میکنیم.
به کلاس امیر المؤمنین و ائمه اطهار(علیهم السلام) و تعالیم توحیدیشان میرویم و یکی یکی بتهای ساختهی ذهن خودمان و دیگران را خُرد میکنیم.
برای گفتن «هو الله احد… تا… ولم یکن له کفوا احد» باید با استعانت از «اسم الله» یعنی همان نشانهی خدا – که ائمه اطهار علیهم السلام کاملترین و بالاترین نشانههای پروردگار متعال هستند، برنامه شرک زدایی را آغاز کرده و به پایان ببریم.
بتهای درون نفس، مثل تکبر و حرص و حسادت(که به ۷۵ بت بالغ میشوند) را باید کم کم خورد کنیم اما بعضی از آنها گویا از فلزّات سخت ساخته شدهاند که هر چه تیشه میزنیم، اثر نمیکند و خیلی باید زحمت کشید.
مثلاً یک بُت درون نفس که شکستنش خیلی زمان میبرد، «حب جاه» (دوست داشتن مقام و جایگاه) است که روایت دارد که:
✨ «آخِرُ ما يَخرُجُ مِن قلوبِ الصدّيقين حُبّ الجاه؛
:آخرین چیزی که از قلوب صدّیقین خارج میشود، حب جاه(مقام بلند) است».
این صدّیقین از همان چهار دستهای هستند که خدا نعمت بهشان داده و کلی در قرآن از آنها تعریف و تمجید کرده است.
حبّ جاه و مقام، مثل اینکه دوست داشته باشم بنشینم به حرفهایم گوش بدهند، رئیس باشم، برای خودم کسی باشم، دیگران مُریدم باشند.
این بت، بتِ فولادی است؛ به این سادگیها، با این تیشههای معمولی نمیشکند و از قلب انسانهای بسیار راستگو (آنهم بسیار راستگوی نزد خدا) خارج نمیشود.
این بتهای ۷۵ گانه(صفات و لشکرهای جهل) موانع توحید هستند.
یعنی شما وقتی حقیقتا میتوانی بگویی: «قل هو الله احد» که این بتها درون نفست نباشند و بجای خدا بر تو فرمان نرانند.
پس باید مراحل رشد و تزکیه نفس را که همان مراحل شکستن بتهای ۷۵ گانه است طی کنیم تا در واقع مراحل توحید را طی کرده باشیم؛ یعنی تمام این راه(راه خدا) راه توحید و یکی شدن صفات ما با صفات خدا است و به تعبیر دیگر داراشدن صفات انسان واقعی.
اولِ این راه، با «لاالهالاالله» شروع میشود که رسول مکرم اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلیالله علیه وآله وسلّم) فرمود: «قولوا لاالهالاالله تفلحوا؛
:لاالهالاالله بگویید تا رستگار شوید»
این مثل آن است که به بچههای دبستان نرفته می گویند برو مدرسه تا دکتر و مهندس و مجتهد شوی(مجتهد را عمدا میگویم تا کمکم به کودکانمان در کنار دکتر و مهندس، فقیه و مجتهد شدن را بعنوان یک هدف والا تلقین کنیم).
گفتن لاالهالاالله چنین مثلی دارد؛ یعنی انسان را در جادهی توحید و داراشدن صفات پیامبران وصفات انسانی قرار میدهد.
آنقدر در این جاده و مسیر، مثل یک دانشآموز باید پیش برویم تا به دیپلم «بندگی خدا» برسیم و بعد از آن باز ادامه دهیم تا به مقام توحید که مثل دکتر و مهندس و فقیه شدن است برسیم. وقتی انسان مراحل تزکیه نفس و مراحل عبودیت راطی بکند تازه باید یک عالَم جدیدی به رویش باز بشود که هیچ کدام از این بتهای نفسانی در وجودش نباشند و بجای خدا بر او فرمان نرانند.
✨اگر بخواهیم به توحیدی حقیقی – البته در حد و اندازهٔ خودمان که خدا از ما انتظار و توقع دارد – برسیم باید هیچ چیز در وجود ما جز آنچه ارادهی الهی است، نباشد که میفرماید :
✨«وَمَا تَشَاءُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛
:وشما نمیخواهید، مگر آنکه خدا بخواهد، خدایی که تربیت کننده عالمیان است». (سوره مبارکه تکویر)
البته، این هم معلوم نیست که ما چه موقع به این مقام بلند برسیم، آیا برسیم یا نرسیم؟ در این دنیا موفق بشویم یا نشویم؟ کار میبرد، زمان میبرد و صد البته ما نمیخواهیم کسی را ناامید کنیم اما امام صادق (سلام الله علیه) در تفسیر آیه چهارم سوره مبارکه «معارج» میفرمایند:
«اذا اراد احدکم ان لا یسأل الله شیئا الا اعطاه…؛
:اگر میخواهید به آنجا برسید که هر چه میخواهید خداوند به شما بدهد…»
خب، این مقام توحید است دیگر؛ یعنی با خدا طوری یکی شوی که هر چه از خدا بخواهی بتو بدهد.
خدا هم میگوید: من «رَبُّ العالَمین» هستم؛ یعنی هر چه شما بگویید که من نباید گوش بدهم، مگر آنکه خواسته شما با خواست من یکی باشد.
مثال سادهاش سخن پدرومادر به طفل خردسالشان است که به او میگویند اگر میخواهی هرچه از ما میخواهی بتو بدهیم باید هرچه ما میگوییم تو بگویی چشم. یعنی خواستهٔ ما با خواستهٔ امامزمانمان یکی شده باشد که جناب سلمان (رضوان الله تعالی علیه) چنین شده بود که امام صادق (علیه السلام) در روایتی میفرمایند: اینکه من آنقدر از سلمان یاد میکنم، برای سه خصلت او است…
که من مهمترین خصلتش را از روایت ذکر میکنم و آن خصلت این بوده که:
✨”إيثاره هوی أمير المؤمنين ( عليه السلام) علي هوي نفسه؛ یعنی او خواستههای امیرالمومنین (علیه السلام) را ایثار کرد بر خواستههای خودش.
ایثار یعنی از خود گذشتن و خواستهی دیگری را بر خواست خود مقدم داشتن.
خُب این سخت است برای همهی سالکین الی الله آسان نیست که حتی از خواستههای حلالشان بخاطر امام زمانشان چشمپوشی کنند.
امثال ماها، اگر از صالحین هم که بشویم، تازه میگوییم : فلان چیز لذت بخش، خواسته حلال است دیگر، چه اشکالی دارد و همانجا متوقف میشویم و در همان حلال گیر میکنیم وهمان حلال برایمان حجاب نورانی میشود.
اجمالاً نتیجه این میشود که اگر میخواهیم یک خداشناس خوبی بشویم و در عمل فقط یک خدا بر ما حاکم باشد و خدایانی چون تکبر و حرص و حسادت بر ما و اعمالمان حاکمیت نداشته باشند، باید خیلی کار کنیم و عملاً مراحل سیر و سلوک و تزکیه نفس را با کمک ارواح معین(ارواح کمککننده خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام) طی کنیم و دلهایمان را از سلطنت هواهای نفسانی رها کنیم.
دستمان را در دست امامزادگان عظیمالشأنی چون اباالفضلالعباس، حضرت علیاکبر، حضرت معصومه (علیهمالسّلام) و امثال ایشان که دستاندرکار تربیت ارواح آماده و دلهای تسلیم شده هستند، قرار دهیم و آن تربیتهایی که بنا بوده روی ما انجام دهند و ظالمین نگذاشتند، برما محقق و اجرا نمایند.
همان تعالیمی که ملائکه در ابتدای خلقت از ارواح مطهر چهارده معصوم علیهم السلام فرا گرفتند و در اثر همان تعالیم، همهی نقاط عالم – از ریزش دانههای باران گرفته تا حرکت عظیم کهکشانها – را به امر پروردگار سرشار از توحید و لاالهالاالله کردهاند.
حضرت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار و امامزادههای عظیم الشأن علیهمالسّلام برای تحقق همین هدف به مدرسهٔ دنیا تشريف آوردند تا آن تعالیم توحیدی را برما محقق نمایند که البته پس از ظهور امام زمان (ارواحنافداه) کلاسهای تدریس قرآن بر اساس حقیقت اولیهاش در سراسر جهان دایر و دانشگاه توحید بازگشایی میشود.
اگر هم اکنون دستمان در دست آن بزرگواران قرارگیرد، آنها پیش از ظهور مقدس حضرت بقیةالله ارواحنافداه آن تربیتها را بر ما پیاده خواهند کرد و مانند سلمان و ابیذر و مقداد ما را به مقام عبودیت و توحید خواهند رساند.
لذا بهترین توصيهای که این روزها که به نیمه شعبان نزدیک میشویم، برای کسانی که از ما سؤال میکنند که ما برای یاری حضرت چه کار کنیم، این است که حضرت را در درمان نفس خودمان یاری کنیم مانند بیماری که در درمان خودش پزشک را با اطاعت کردن و تسلیم بودنش یاری میکند.
همان فرمایش امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) که:
✨”أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَاد وَ عِفَّة وَ سِدَاد”
:من را کمک کنید با ورع و تلاش جدی و عفیفبودن و محکمکاری در همهی امور».
مریض میگوید: آقای طبیب، من چگونه به شما کمک کنم، شما در این طبابتتان موفق باشید؟
طبیب میگوید: تو دواهایت راسر وقت بخور، تو حرفهای من را گوش بده، بهترین کمک این است که حرفهای من را گوش بدهی.
بهترین کمکی که ما به امام زمان (صلواتاللهعليه) میکنیم این است که روحیه اطاعت، روحیه بندگی، روحیه حرفگوشکردن، روحیه تسلیم بودن را با دانهدانه اعمالی که در طول روز، ٢۴ ساعت داریم تمرین کنیم.
خدای تعالی هم اینقدر لطف کرده، اینقدر تمرین برای ما گذاشته که دیگر حساب ندارد. یعنی از یک چای خوردن شما بگیرید، از یک آب خوردن بگیرید، از یک غذا درست کردن بگیرید، از یک رانندگی کردن، از هر کار کوچک و بزرگی که دست بگذارید، خدا میگوید: ببین اینها میدان تمرین تو است.
یک فوتبالیست مثلاً میخواهد فوتبالیست درجه اوّلی شود، مربّی او را برمیدارد میبرد اردو، کلّی روی او تمرین میکند. روی غذای او نظارت دارد، روی خواب او نظارت دارد، در لباس پوشیدنش نظارت دارد، روی تفریحش نظارت دارد، آن مربّی روی همه چیز او دست میگذارد. دکترهای مختلفی، مثلاً دکتر تغذیه، دکترای تمرینات بدنی. هم برایش استخدام میکنند، این تیم ملّی است.
ماها هم وقتی میخواهیم تربیت شویم، از ابعاد مختلف باید کمک دهیم که اهل بیت (علیهمالصّلوةوالسّلام) صفات ما را تغییر دهند.
“أللَّھُـمَ غَیِّرْ سُوءَ حَالَنَا بِحُسْنِ حَالِک”
هر وقت یک چیز بدی از خودتان دیدید، این دعا را در قنوت بخوانید، بعد از نماز، در سجده که: (دعای ماه رمضان است در تعقیب بعد از نمازها)
“أَللَّھُـمَ أَدْخِلْ عَلَی أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُور.. ”
تا اینجا که:
“أَللَّھُـمَ غَیِّرْ سُوءَ حَالَنَا بِحُسْنِ حَالِک”
خدایا، من حال بدی دارم، این صفت رذیله باعث شد من این تخلف را بکنم. این حال بد من را با حال خوب خودت، تغییر بده.
خدایا، به لطف آقا امام زمان (ارواحنافداه) کمک کن مثلاً من این حسادت را نداشته باشم، تمرین کنم که از من دور شود، تمرین کنم این تکبّر از من دور شود، این سوءظن از من دور شود، این ٧۵ تا که سربازانش همینطور در زندگیهای ما پراکندهاند، اینها را ما شکست دهیم.
✨و صَلَی اللهُ عَلَی سَیِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین
١١شعبان ١۴۴٠
١٣٩٨/١/٢٨
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی
اعضاء محترم کلاس «درمحضر قرآن» توجه داشته باشند که:
مطلب تسبیحات اربعه و درسهای توحیدی آن، هم در کلاس «درسهائی از مکیال»، هم در کلاس «درمحضرقرآن» بخاطر یک جهت مشترک در هر دو درس و البته بطور اتفاقی یکی است؛ زیرا مطلب مورد بحث در کلاس «درسهائی از مکیال»، درباره حدیث ۲۹ کتاب مکیال المکارم، تعلیمات توحیدی مندرج در تسبیحات اربعه را بیان کرده است و کلاس «درمحضرقرآن» نیز بحث چگونگی رسیدن به مقام «توحید» را که خداوند متعال در آغاز سورهٔ مبارکه «قل هو الله» داده است، دنبال میکند؛ بنابراین، جلسهی «نوزدهم و بیستم» هر دو کلاس، مطلب مشترکی را دنبال میکند و مطالب آن یکی است.
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی