َعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم
بِسْمِاللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم
📚صحبت دربارهٔ سورهٔ مبارکهٔ «قُلهُوَالله» بود که «یکبار» خواندنش، مثل این است که «یکسوم» قرآن خوانده شده، و «دوبار» خواندنش، «دوسوم» قرآن خوانده شده و «سهبار» خواندنش، «تمامِ قرآن» خوانده شده و ارتباط این مطلب با آقا امیرالمؤمنین ارواحنا فداه است که؛ ایمانِ به آن حضرت به «قلب»، «یکسوم» ایمان است و ایمان به آن حضرت با «قلب و زبان» «دوسوم» ایمان، و ایمان به آن بزرگوار با «قلب و زبان و دست» «تمامِ ایمان» است.
🍃 این که این دو مطلب که در احادیث سنی و شیعه روایت شده و به هم مرتبط شدهاند، از لحاظ معنوی، چه ارتباطی با هم دارند؛ یعنی چرا مَثَل امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) مَثَلِ «قُلهُوَاللهُاَحَد» است، وجوهی دارد که عرض میکنیم.
☘️ممکن است معنایش این باشد که وقتی ما یکبار «قلهوالله» را میخوانیم؛ قلبمان به توحید شهادت میدهد. دوبار که میخوانیم علامت این است که زبانمان هم دارد به توحید شهادت میدهد، سهبار که بخوانیم برای این است که بیان کنیم که علاوه بر قلب و زبان، چشم و گوش و دست و پا و همهٔ اعضاء و جوارحمان هم به توحید شهادت میدهند؛ یعنی همانطور که ما اگر فقط قلباً قرآن را قبول داشته باشیم معنایش آن است که یک سوم وجود ما قرآن را پذیرفته است و باید زبانمان هم به آنچه قلبمان پذیرفته گویا باشد تا دوسوم وجودمان قرآن را پذیرفته باشد زیرا قرآن تنها پذیرش قلبی را از ما نمیخواهد، بلکه همراهی زبان و اعضا و جوارحمان را از ما میخواهد و این حقیقت در بسیاری از آیات شریفهٔ قرآن مورد تأکید قرار گرفته است.
🍃 لذا تا انسان شهادتین را نگوید مسلمان حساب نمیشود. قلبمان که شهادت میدهد زبانمان هم باید شهادت بدهد، اعضاء و جوارحمان هم باید شهادت بدهند.
یکبار خواندن و دوبار خواندن و سهبار خواندن ممکن است از نظرِ ظاهر فرقی نداشته باشد که آدم سه بار بخواند یا دوبار بخواند، اما این فضیلت را که از طرف خدای تعالی توسط پیغمبراکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) برای سورهٔ «قلهوالله» بیان شده است؛ برای آن است که توحید سه مرحله دارد:
قلبی؛
زبانی؛
عملی؛
✅ توحید سه مرحله دارد:
مرحله اول قلبی، دوم زبانی، و سوم، اعضا و جوارحی؛
یعنی: اول قلب میپذیرد که خدا
«احد» است و «صمد» است و سایر اوصافی که در سوره «قلهوالله» ذکر شده است.
🍃وقتی قلب بپذیرد زبان و جوارح هم باید دنبال آن بیایند.
مثلاً وقتی من میگویم این خانه مال شماست، یعنی قبول دارم که سند آن به نام شماست. این را اول که مهمان شما میشوم، میدانم که این خانه مالِ شماست.
🍀 بعد از آن، زبان من هم به این واقعیت گویا میشود؛ مثلا می گوید: آقا خانهٔ نو مبارک باشد. سپس اعضا و جوارح من هم نشان میدهند که این خانه مال شماست، چهطور؟!
یعنی فضولی نکنم، هرجای خانه را نگاه کنم، دیوارش را چکش بزنم، این منافات پیدا میکند با اینکه من قبول دارم این آقا صاحبخانه است مگر آن که خودش اجازه انجام کاری و تصرفی را در این خانه انجام دهم.
باید تمام رفتار من از قلب و زبان و تمام اعضاء وجوارح یک حرف بزند گویای یک مطلب باشد که من قبول دارم شما صاحب این خانه هستید.
🍃تاکید خدای تعالی هم در قرآن، بر همین نکته است؛ چون دائماً تذکر می دهد و میفرماید:
«له ملک السموات و الارض؛
: تنها مالک آسمانها و زمین خدا است» حالا چرا خدا این نکته را دائما تذکر میدهد؟
☘️ شما در بدنتان هم مهمانِ خدای تعالی هستید، چون این بدن مالِ تو نیست؛ روحت را هم خدا آفریده و او لطف کرده این روح را در این بدن جای داده و سپس بدنت را با کلّی تشریفات (دوران بارداری مادر و تولد و محبتهای بی پایان مادر و پدر) به این دنیا وارد و از تو هزاران برابر یک مهمان پذیرایی کرده، برایت محیط زیست کرهٔ زمین را مساعد کرده، مثل یک خانه ای که صاحب خانه مبل و آب و غذا و محلِ استراحت و تمامی مایحتاجِ یک مهمان را فراهم میکند که مهمانش راحت و گرامی باشد ولذا میفرماید:
✨«وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً؛ (اسراء / ۷۰)؛
:ما بنی آدم را تکریم کردیم گرامی اش داشتیم. او را در خشکی و دریا حمل و نقل کردیم و او را بر بسیاری از موجودات برتری دادیم.»
حیوانات همه برای آسایش ما، برای اینکه احساس تنهایی نکنیم یک گنجشکی بیاید یک جیک جیکی بکند تا شما احساس تنهایی نکنید
گاهی اینهایی که مثلا در جای محدودی قرار میگیرند ، مثلا در زندان قرار میگیرند ،میبینند هیچ چیز نیست گاهی یک گنجشک میآید از آن گوشه پنجره زندان یک جیک جیکی میکند، همان مقدار برای زندانی تسکین دهنده است.
☘️اینها را آدم تا در آن شرایط قرار نگیرد خیلی از این نعمتهایی که ما داریم تا در شرایطی قرار نگیریم که آنها را از ما بگیرند درکش نمی کنیم.
مثلا همین چیزهای ساده، خیلی چیزهای ساده اما حیاتی و بسیار مهم که در اختیارمان است مثل آب و هوا، خدای تعالی همهی اینها را برای احترام به ما در اختیارمان قرار داده است و ما مهمانش هستیم .
🌟در تشرفی که یکی از اولیاء خدا، مرحوم میرزا تقی زرگری(رضوان الله علیه) خدمت آقا حضرت ولی عصر (صلوات الله علیه) داشتند، میگوید:
وقتی داشتم نماز میخواندم حضرت ولیعصر (سلاماللهعلیه) تشریف آوردند
همانجا جلوی قبله، جلوس فرمودند،
من داشتم نماز میخواندم، می خواستم نمازم را بشکنم که اظهارِ ادب خدمت حضرت کنم؛
با خودم گفتم شکستن نماز حرام است، حضرت قطعا خوششان نمیآید، یککار حرامی انجام ندهم، گفتم اگر صلاح باشد حضرت تشریف خواهند داشت تا من نمازم تمام شود بعد من اظهار ادب کنم،
که البته این اتفاق نمیافتد و قبل از اینکه نماز تمام بشود حضرت تشریف میبرند.
ولی آن چیزی که ایشان نقل میکنند این است که من در سجده این دعا را میخواندم.
💫 «یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَةُ»
و این را حضرت با من تکرار میکردند یعنی یک جملهای است که یک معنای خاصی دارد،
✨یعنی خودت را در دنیا مهمان خدا بدان.
🌿خدای تعالی ،صاحبخانهی تو است.
خدای تعالی از تو پذیرایی میکند
خدای تعالی در همین مهمانخانهای که الان در آن هستی، یعنی همین بدنت که مثل یک هتل صد ستارهی مجهز است، از تو در هر لحظه میلیاردها پذیرایی میکند.
از هر سلول بدنت – که میلیاردها عدد است – در هر لحظه خدای تعالی متصلاً دارد پذیرایی میکند .
📚اگر خداوند متعال حفاظت و رحمت خود را تنها از یک سلول از میلیاردها سلول بدنت بردارد و آن را مریض کند و مثلا سلول سرطانی شود، در مدتی کوتاه یا طولانی، شخص دچار یک توده سرطانی (حالا سرطاهانهای مختلف) میشود که او را زجر میدهد یا از دنیا میبرد.
غرض اینکه، خدای تعالی در این دنیا ما را مهمان خودش قرار داده است. (یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَةُ ) خدایا دنیا و آخرت مال توست.( إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَةُ) من که نه دنیا وآخرت و هیچ چیز مال خودم نیست.
حالا که متوجه شدیم هیچ چیز نداریم و مهمان خدا، حتی در تک تک سلولهای بدنمان هستیم، لااقل یک مهمان مؤدب باشیم.
🖌توحید برای این است که مؤدب باشیم یعنی رفتارهایمان با نظر خدا یکی باشد.
🖌 توحید یعنی یکی کند؛ یعنی عبد با مولا دوگانگی نداشته باشد.
خدای تعالی که میفرماید : «قل هو الله احد» یعنی بین من و تو نباید دوگانگی وجود داشته باشد.
خدایا من دلم خیلی چیزها
میخواهد و تو به من اجازه
نمیدهی و خدا میگوید مگر من بدی تو را میخواهم و مگر من نیازی به تو دارم؟!
مگر چه کسر و کمبودی برای تو میگذارم که مثلا چیزی را نخواهم به تو اجازه دهم و اگر هم چیزی را اجازه نمیدهم، به صلاح خودت است، خودت اگر جای من باشی و علم من را داشته باشی، همین تصمیم را می گیری و آنچه من میخواهم را انجام میدهی.
🖌در توحید خدای تعالی با تربیت های آقا امیرالمومنین (علیه السلام) ما را به یک جایی میرساند که با خودش یکی شویم، نه یکیِ وجودی، که این اتحاد وجودی خالق و مخلوق است و معنا ندارد و محال است.
یکی شدن در جهت صفات منظور است.
یعنی: من و تو با هم اختلاف نداشته باشیم،
یعنی: طوری باشد که هر چه من بخواهم تو بخواهی و هر چه تو بخواهی من بخواهم.
این کمال احترام و کمال یک زندگی کامل است و ما باید به قله برسیم.
البته خدای تعالی سخت گیری نکرده و یک حداقلی گذاشته اما حداکثر ندارد هرچه جلو بروی ترقی و رشد میکنی و در بهشت هم که باشی به عدد آیات قرآن درجات میتوانی کسب کنی وبالا بروی.
📚 علّت این که ما در توحید و یکی شدنِ صفات و اعمالمان با امام زمانمان، با امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه اطهار علیهم السلام تا آخر به پیش نمیرویم و به همان مقدار که آدم خوبی بشویم اکتفا می کنیم، آن است که همهی ما همّت درجات بالا را ندارند، یکی – به مثال درجات تحصیلی اگر بخواهیم مثال بزنیم – مثلا به پنج کلاس قانع است؛ یکی به هفت کلاس و یکی تا دیپلم میگوید بس است و یکی هم میگوید نه من باید بروم پرفسور هم شوم، باید بروم، آن دیگر به همّت افراد بستگی دارد.
اما یک حداقلی هست که خدای تعالی ضعیف ترین افراد را هم ملاحظه میکند، میفرماید یک جور باشیم که خلاصه باهم جنگ و دعوا نداشته باشیم باهم فکرمان یکی باشد، با هم هماهنگ باشیم.
من تو را میخواهم ببرم در بهشتی که بینهایت با هم سر و کار داشته باشیم؛ نمیشود هر روز آن جا با هم دعوا داشته باشیم، تو یک گناهی کنی و بگویی ببخشید و من هم بگویم خُب این دفعه میبخشیم دفعه بعد تکرار نشود.
این بساطی که در دنیا داریم دیگر در بهشت نیست که مثلا هی ما گناه کنیم و دوباره استغفار کنیم. قبل از بهشت باید اشکال و ایرادهایت برطرف شود، انسان باید اصلاح و به آن حداقل تحصيلات معنوی و رشد روحی برسد و یک «توحید و اتحاد حداقلی» در صفات با امام زمانش پیدا کند که اگر در بهشت وارد شد، هرچه دلش خواست خدا بگوید برایت آماده کردهام؛ نه اینکه خدا بگوید این را که خواستی من نمیخواهم و لذا برای اینکه چنین صحنهای در بهشت وجود نداشته باشد خدایتعالی مکرر به انسان سفارش کرده است که خودت را از صفات بد، که همان صفات دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است،
✨« مفارقة لاخلاق اعدائک؛ ( زیارت امین الله) خودت را از صفات رذیله دشمنان فاطمه زهرا سلام الله علیها پاکسازی و باصطلاح «تزکیه نفس» کن:
✨«قدافلح من زکیها»(الشمس:۹)✨
✨«قَدْ اَفلَحَ مَنْ تزَکّی »(اعلی:۱۴)✨
در حالی که در دنیا ما مبتلا به این صفات هستیم، هِی میخوریم زمین و بلند میشویم، بالاخره باید به یک رشدی برسیم که هر چه خدا میخواهد ما هم همان را بخواهیم و با خدایتعالی و امام زمانمان همسو و میزان باشیم.
و برای آنکه رسیدن به این مقصد آسان شود، یعنی ما به حداقل ظرفیتی برسیم که خواستههای ما موافق خواست خدا و ائمه اطهار علیهم السلام باشد، خداوند متعال کار را آسان کرده و مَثَلی از خودش را در زمین خلق فرموده و آن وجود مقدس امیر المومنین علیه السلام و ائمه هدی علیهم السلام هستند.
یعنی خدای تعالی میگوید حالا که قرار است من و تو با هم همسو باشیم و بی نهایت در بهشت آنچه دلت میخواهد بتو بدهم، اول دلت را باید درست کنی.
لذا آن چیزی که از من میخواهی ببینی، در وجود علی بن ابی طالب (علیه السلام) تا آقا امام زمان (علیه السلام) جمع کردهام.
آنها مثل منند، آنها را ببینی مرا دیدهای؛ آنها را مثل خودت بصورت بشری آفریدهام و تو باید خودت را با آنها از هرجهت یکی کنی؛ که اگر با آنها یکی شوی با من یکی شدی.
بسیاری از جملات زیارتها منجمله زیارت جامعه کبیره بر این مطلب گواه است، مانند:
✨من احبکم فقد احب الله و من ابغضکم فقد ابغض الله و…
ببینید خدای تعالی چقدر این مسیر توحید و یکی شدن ما با خودش در صفات حمیده را آسان کرده است؟!
گویا این طناب رسیدن به خودش را از بالای آن کشتی نجات آورده دم دستت که آن ریسمان، کلمات امیر المؤمنین و ائمه اطهار (علیه السلام) است که:
✨«وَاعْتَصِمُو بِحَبلِ الله»✨
با«حَبلِ الله» که امیر المؤمنین( علیه السلام) است، باید خود را به مقام اعتصام برسانی، مثل قطره آب آلودهای که به دریا وصل میشود؛ لذا در دعای فرج میگوییم :
✨«يامُحَمَّدُ ياعَلِيُّ، ياعَلِيُّ يامُحَمَّدُ، إِكْفِيانِي فَإِنَّكُما كافِيانَ، وَانْصُرانِي فَإِنَّكُما ناصِرانَ»✨
در بعضیهاش دارد :
✨«وَإِحْفَظانِي فَإِنَّكُما حافِظانَ»✨
این برای این است که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) هوایت را داشته باشد، قشنگ با او و هریک از امامان معصوم از نسل او زندگی کن.
منتها حالا ما که در زمان غیبت هستیم را یک مقدار بیشتر به ما احترام گذاشتن ارزش قائل شدن که نبینیم و ندیدنمان مثل دیدن باشد، این درجه بالاتری است که البته اگر بعضیها بپذیرند که نبینند، و فقط به فکر دیدن ظاهری نباشند، ندیدن فضیلتاش بیشتر است تا دیدن، منتها بعضیها قبول نمیکنند و طاقت نمی آورند امام زمانشان را نبینند؛ اما بهرحال ندیدنی که مانند دیدن باشد و انسان بر یقین خودش به وجود حجت خدا باقی باشد، قطعا فضیلت بیشتری دارد.
📚 لذا برای اینکه هر روز به توحید نزدیکتر شویم و باصطلاح با خدا در صفاتش یکی شویم، خدای تعالی اعتقاد به وجود و حضور امام زمان (ارواحنافداه) را برایت یک اعتقاد خیلی قَوی میکند که حتّی هر لحظه بگویی: آقا دارند مرا میبینند؛ اصلاً آقا دارند با من زندگی میکنند.
خدای تعالی اینطوری از ما خواسته است معتقد باشیم، آنجا که می فرماید:
✨«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» (توبه/١٠۵)
یعنی هر عملی که انجام میدهی، خدا و رسولش و مؤمنون (که ائمه اطهار علیهم السلام اند) عملت را بلافاصله میبینند.
🍃 پس باید به یک رُشدی برسی که انگار داری همیشه کنار حضرت زندگی میکنی. تو کنار حضرت هستی، حضرت کنار تو هستند.
اگر همین یک اعتقاد پایهای را در خودمان ایجاد و آن را عملا تمرین کنیم، مثلا وقتی رانندگی میکنیم، درنظر بگیریم حضرت ولی عصر ارواحنافداه در ماشین ما جلوس فرمودهاند و ما داریم برای آن حضرت رانندگی می کنیم، در اینصورت چگونه رانندگی میکنیم؟
همین یک باور و اعتقاد، انسان را کم کم اصلاح و صفات امام زمانش را به او منتقل میکند بشرط آنکه خود را دانشجوی این دانشگاه باعظمت توحیدی قرار دهد و از علوم آل محمد علیهم السلام دائما تغذیه و در عمل آن را بکار ببندد تا بتواند در هنگام عمل به آن چیزی امام زمانش می پسندد عمل کند.
☘️این ارتباطِ سوره «قُلْهُوَاللَّه» با امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) است. چون توحید را امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) تعلیم میدهند. هم تعلیم علمی میدهند هم تعلیم عملی میدهند. با وجود مقدّسِ کسی که نفس امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) است، یعنی آقا امام زمان (ارواحنافداه)، شما میتوانید توحید را در خودتان تحقق ببخشید.
البته در عالم خلقت، کار براساس صبر و تأنّی است و تربیت شدن در مکتب توحید هم باید با صبر و تمرین عملی باشد؛ یک بچّه هم که بخواهد بزرگ، مثل پدر و مادرش بشود، بیست سال طول میکشد، بلکه ٢۵ سال، ٣٠ سال طول میکشد. همین مقدارها هم برای اینکه ما یک رشدی بکنیم که از تولّد و شیرخوارگیِ روحی، رشد کنیم و مانند جناب سلمان به بلوغ روحی برسیم، همین مقدار، کما یا بیش زمان میبَرد؛ به شرط آنکه پدر و مادر روحی، یعنی اهل بیت علیهم السلام مانند پدر ومادر معمولی بالای سر آدم باشد و انسان هم حرف شنوی آنها باشد.
💚اینکه ما حضرت را همیشه شاهد بدانیم که آقا دارند ما را نگاه میکنند، از همان اوّل باید باشد و انسان بگوید: آقا دارند مرا نگاه میکنند مثلاً درست حرف بزنم. آقا دارند مرا نگاه میکنند، من که الآن دارم با همسرم صحبت میکنم، درست صحبت کنم. طوری زندگی کن که همیشه آقا امام زمان (ارواحنافداه) دارند تو را نگاه میکنند. خب، این یگانگی و اتّحاد به وجود میآورد؛ یعنی ایمان من را از قلبم به زبانم میبرد، از قلبم به چشمم، به گوشم میبرد. موبایلم را که نگاه میکنم، میگویم: انگار که آقا امام زمان (ارواحنافداه) کنار من نشستند دارند نگاه میکنند. الآن این پیام را بفرستم؟ حضرت خوششان میآید من این پیام را بفرستم؟
آیا این عکس را که میخواهم نگاه کنم، اگر حضرت کنار من باشند، چشمشان را برنمیگردانند؟
ببینید چقدر خدای تعالی ساده گرفته که ما بتوانیم توحید پیدا کنیم و رفتارمان با حضرت یکی شود که اگر با حضرت یکی شویم، با خدا یکی شدهایم.
انشاءالله که با جدیّت، با همّت بیشتر بتوانیم در راه توحید قدم برداریم.
✨ و صَلَی اللهُ عَلَی سَیِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ٱلطّاهِرِین
١٧ جمادی الثانی ١۴۴٠
۱۳۹۷/۱۲/۴
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا نعمتی حفظه الله تعالی
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا نعمتی آموزه های حجت الاسلام علیرضا نعمتی