مباحثه روائی قضایای یونس جلسه ۱۰

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

صحبتمان درباره قضایای حضرت یونس علی‌نبیّنا‌وآله‌وعلیه‌السّلام بود و درس‌هایی که از این قضیه گرفته می‌شود که این درس‌ها چهار بخش داشت.
بخش اولش را که مفصل طی حدود هفت جلسه صحبت کردیم.
بخش دومش را داریم صحبت می‌کنیم و جلسهٔ دوم است که بحث «ظهور شخصی» است.
آیهٔ ۸٧ سوره مبارکه «انبیاء» که در نماز «غفیله» هم همه آشنا هستید و می‌خوانید.
خودِ خواندن نماز «غفیله» یک دریچه‌ای است برای حرکت به‌سمت این‌که انسان از زمان غیبت امام زمان ارواحنافداه بتواند به امتیازات زندگی در زمان ظهور دست پیدا کند.

غالباً ما حواسمان در بحث زمان ظهور روی ظواهر زندگی زمان ظهور است.
تعریف‌هایی که از زمان ظهور شنیدیم‌ تعریف‌هایی است که غالباً به‌ظاهر برمی‌گردد.

در دعای:

“اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ”

حالا «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» می‌تواند هم دنیایی باشد هم آخرتی.

“اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ؛
: هیچ فقیری پیدا نشود”.

ظاهرش دنیایی است.

“اَشْبِعْ کُلَّ جائعٍ؛
: همه گرسنه‌ها سیر شوند”.

“رُدَّ کُلَّ غَریبٍ؛
: هر غریبی برگردد سر خانه و زندگیش”.

“فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ؛
: هر کس اسیر شده و به ظلم گرفتار شده، بر اثر حکومت عدل امام زمان‌ ارواحنافداه در تمام کره زمین، آزاد شود”.

یکی از مهمترین چیزهایی که ظالمین دارند این است که به‌خاطر منافع خودشان، افرادی را مظلومانه اسیر می‌کنند.

“اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ؛
: هر کس بی‌لباس است، لباس‌دار شود”.

“اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ؛
: هیچ فقیری پیدا نشود”.

اموری که در میان مسلمان‌ها فساد است، همه برطرف شود.
تمام نابسامانی‌های زندگی مردم به سامان برسد. دزدی نباشد. خیانت نباشد. عدل همه‌جا برقرار باشد.

ولی یکی از مهم‌ترین امتیازاتش در این جمله است:

“اللّٰهُمَّ غَیِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ”

این یعنی صفات بد تبدیل به صفات خوب شود.
از امتیازات زندگی زمان ظهور این است که مردم اخلاق‌های بد را کنار می‌گذارند.
دروغ گفتن، خیانت کردن و همه چیزهایی که الآن گرفتارش هستیم، برطرف شود.
از قالب جنگ‌ها، دعواها، اختلافات خانوادگی، اختلافات فامیلی، ارث و میراث.
همۀ این‌ها برگشتش به صفات رذیله‌ای است که منشأ تمام ناراحتی‌ها است.
طمع، حرص و.. که تا ۷۵ صفت می‌رسد.

از امتیازات زندگی زیر سایۀ امام معصوم علیه‌السّلام این است که این «صفات بد» تبدیل شود به «صفات خوب».
ما غالباً این جمله را در قنوت‌ها و دعاهایمان می‌گوییم:

“اَللّهُمَ‏ غَیِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ؛
: خدایا! بدی حال ما را به خوبی حال خودت تغییر بده”.

ما در این‌جا نکته‌ای را باید تذکر دهیم برای کسانی که کلمۀ «ظهور شخصی» را می‌شنوند.
چون ذهن‌ها غالباً می‌رود سر امتیازات ظاهری زندگی زمان ظهور. این‌که گرفتاری نباشد. ظلم نباشد. عدالت همه‌جا برقرار باشد.
خب درست است همۀ این‌ها هست.

اگر ما می‌گوییم مثل حضرت یونس ما هم می‌توانیم از غیبت خارج شویم؛ به‌خاطر این است که:
حضرت یونس رفت در دهان ماهی و چون از «مسبّحین» بود، خدای تعالی او را نجات داد.

«فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ؛ (صافات/۱۴۳)
: اگر یونس از مسبّحین و تسبیح‌کنندگان نمی‌بود»،

«لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ (صافات/۱۴۴)
: خدا تا روز قیامت در شکم ماهی نگهش می‌داشت».

نجاتش به «مسبّحین» بود.

خدای تعالی وعده داده که شما را نجات می‌دهیم.

«وَ كَذٰلِكَ نُنْجِي اَلْمُؤْمِنِينَ؛ (انبیاء/۸۸)
: مؤمنین را این‌چنین نجات می‌دهیم».

یعنی اگر یک مؤمنی از «مسبّحین» شود؛ دیگر محکومیت زمان غیبت برایش ابطال می‌شود و در لیست عفو قرار می‌گیرد مثل زندانی‌ها.

فرض کنید مثل همین زندانی‌ها که در زندان هستند؛ به مناسبت ٢٢ بهمن، عید غدیر یا اعیاد مختلف یک عده عفو می‌خورند.
حالا این‌ها همه مبتنی بر این است که برای مردم این‌ها را بخواهیم بگوییم؛ اصلاً مردم در ذهنشان این نیست که زمان غیبت، زمانی است که ما زندان هستیم!
زمان غیبتِ امام زمان ارواحنافداه یک زندان عمومی است ولی چنین چیزی در ذهن مردم نیست!
یعنی کار نشده در ذهن مردم که اصلاً قبول دارند که زندانی هستند؟!
خود این دانه‌دانه باید کار شود!

بعد که بپذیریم که زمان غیبت زندان هستیم؛ تازه به فکر این بیفتیم که از این زندان چگونه فرار کنیم؟
از این زندان چطوری عفو بخوریم و آزاد شویم؟
از زندان عصر غیبت خارج شویم و به آزادی زمان ظهور منتقل شویم.
اصلاً یعنی چه؟ چه معنایی دارد؟ مگر چنین چیزی هست؟
یعنی ما را می‌برند کنار امام زمان ارواحنافداه قرار می‌دهند؟!

مثل مرحوم آقای بافقی تشرف داشت خدمت آقا امام زمان ارواحنافداه.
رفته بود عراق. فصل زمستان بود. از طرف کردستان که برمی‌گشت؛ همه‌جا پر برف بود.
رسید به یک قهوه‌خانه‌ای که کردهای یزیدی آن‌جا بودند که اگر آقای بافقی را می‌دیدند، همان‌جا سرش را می‌بریدند مثل داعشی‌ها.
پذیرایی‌شان این‌طوری بود.
خلاصه دید که آقا امام زمان ارواحنافداه صدایش می‌زنند که جای تو آن‌جا نیست بیا این‌جا.
دید حضرت زیر یک درختی نشسته‌اند. حالا همه‌جا یکی، دو متر برف است. آن‌جایی که حضرت نشسته‌اند، هیچ برفی نیست. هوایش هوای بهاری است.
آن‌ شب را خدمت حضرت بودند بدون این‌که سرمایی باشد.

آیا این‌طوری است آزاد شدن از زندان عصر غیبت؟
یعنی یک شب آقای بافقی نجات پیدا کرده بعد دوباره آمده روال عادی‌‌اش را ادامه داده دیگر.
یا این‌که نه معنای آزاد شدن از زندان غیبت، این ظواهر نیست!
دلیل این‌که ما می‌گوییم از این ظواهر نیست یعنی تقریباً داریم آماده‌تان می‌کنیم به‌ این‌که در همین مشکلات زمان غیبت، ما فقط طرز فکرمان را تغییر می‌دهیم.
یعنی از این‌که فکر کنیم که مشکلات زمان غیبت برای ما محرومیت است؛ نجات پیدا می‌کنیم.
فکرمان تغییر پیدا می‌کند.
این یک بحث هم عمیقی است هم وسیعی است که باید روی آن کار کنیم.

در روایتی که از امام صادق علیه‌السّلام نقل شده یکی از اصحاب عرض می‌کند:
«آقا! چه موقع فرج می‌شود؟».
چون از همان اول که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را خانه‌نشین کردند‌؛ مؤمنین زندانی شدند یعنی نمی‌توانستند دیگر کاری بکنند.
از خود امیرالمؤمنین بگیر تا بقیه جرأتِ به‌اصطلاح نُطُق کشیدن به آن‌ها نمی‌دادند.
حالا آن چند سالی که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام حاکم بودند، باز دوباره برگشت به همان حالت. بدتر هم شد تا الآن.
یعنی هیچ کدام از ائمه نه خودشان و نه شیعیانشان آزادی نداشتند. الآن هم که همین ادامه پیدا کرده.

خدمت حضرت عرض می‌کند: «چه موقع فرج می‌شود؟».
کی ما راحت می‌شویم از این گرفتاری‌ها؟
کی یک‌جوری می‌شود که تا شیعه می‌بینند نخواهند قربة‌الی‌الله سر ببرند؟

الآن امام زمان ارواحنافداه یک دیواری دورمان کشیدند. ایران شیعه‌خانهٔ اهل بیت علیهم‌السّلام است و خدا این نعمت را به ما داده. با همهٔ خط‌خطی‌هایی که داريم.
عوض این‌که دیوارها را سالم نگه‌داریم، مثل بچه‌ها خط‌خطی و نقاشی می‌کنیم.
بچه فکر می‌کند روی دیوار خط‌های قشنگی کشیده ولی پدر و مادرش اگر مستأجر باشند باید خسارت بدهند. اگر هم صاحبخانه باشند باید دوباره خانه را نقاشی کنند.

یعنی همین نظامِ ما این‌قدر ماها خط‌خطی می‌کنیم که می‌گویند: این چه خانه‌ای است؟!
درحالی‌که خانه، خانه است. سندش به نام خودمان است.
امام زمان ارواحنافداه فرمودند: «ایران، شیعه‌خانهٔ ماست».
باید قدر این‌که حضرت یک خانه‌ای به ما دادند را بدانیم!
شما اگر بروید در خود عراق، جمهوری عراق است. جمهوری اسلامیِ عراق نیست. با این‌که مرقد شش امام آن‌جاست.
به‌خاطر همین یک کلمه، خیلی محدودیت‌ها برای نظامِ آن کشور پیدا می‌شود.
سایر جاها، عربستان و همهٔ کشورهای اسلامی.
شما چیزی که برای دینتان در اين‌جا می‌توانید دنبال کنید، آن‌‌جاها دیگر می‌شود شخصی.

شما الآن بروی عربستان مگر می‌توانی این‌طوری راحت، شیعه زندگی کنی؟!
باید بیعت کنی با حاکم عربستان. حتی خودِ رؤسای شیعه سالیانه یا هر چند وقت یکبار باید بروند بیعت کنند.
يعنى آقا ما همه چیزمان در اختیار شماست. هر کاری می‌خواهید بکنید، ما کاری نمی‌توانیم بکنيم.
آن‌ها هم می‌بینند ضرری ندارند؛ یک آزادی‌های محدودی به آن‌ها می‌دهند.
زمان ائمه هم که خیلی شدید بود. خود ائمه در تقیه بودند.

خلاصه گفت: «چه موقع فرج می‌شود؟
کی ما از این گرفتاری‌ها و مشکلات راحت می‌شویم؟».
حضرت دعوایش کردند فرمودند:

«وَ أَنْتَ مِمَّنْ يُرِيدُ اَلدُّنْيَا؟؛ (کافی/ج ۱/ص۳۷۱)
: تو هم دنبال دنیایی؟!».

ای بابا! ما این‌همه تصورات داشتیم که فرج شود. امیرالمؤمنین، امام حسین، امام حسن، امام صادق علیهم‌السّلام بیایند سر کار.
همه چیز درست شود. راحت شویم!
بی‌پولی نکشیم. مستأجری نکشیم. این‌همه مشکلات نداشته باشیم!
حضرت تازه دارند دعوا هم می‌کنند که تو هم دنبال دنیایی؟!

بعد فرمودند:

“مَنْ عَرَفَ هَذَا اَلْأَمْرَ فَقَدْ فُرِّجَ عَنْهُ لاِنْتِظَارِهِ”(کافی/ج ۱/ص۳۷۱)

تو اگر امام زمانت را آن‌طوری که اهل بیت علیهم‌السّلام می‌فرمایند، بشناسی و آن شناخت، محبت‌ها و صفاتِ تو را تغییر بدهد و خلاصه کپی امام زمانت تربیت شوی؛ می‌خواهد مثل حضرت سلیمان پادشاهیِ دنیا را بکنی و یا زیر دست یک داعشی هر روز شکنجه شوی، برایت فرقی نمی‌کند

«وَالْعَصْرِ؛
: قسم به عصر”.

که عصر بعثت پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم است.
این را بدانید «بعثت» برای ایجاد حکومت جهانی امام زمان ارواحنافداه است.
یعنی خدای تعالی پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم را برانگیخت برای این‌که حکومت جهانی را به‌وجود بیاورد به‌وسیله دوازده امامی که به‌جا می‌گذارد.
آن زیرسازی‌هایی که انبیاء ایجاد کرده بودند تا پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم شروع کنند خانه‌سازی و خانه‌ سعادت را برای مردم بسازند.
بعثت برای این جهت است!

“إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق”

اصلاً زمان ظهور، «مکارم‌الاخلاق» تحقق پیدا می‌کند. آدم‌ها آدم می‌شوند والّا تا الآن که هر چه بوده غیر آدمیزاد، چیزهای دیگر بوده و هست.

لذا حضرت توجه می‌دهند به این‌که اصل مطلب این است که تو اگر امام زمان‌شناس شوی، برایت فرج شده.

“مَنْ عَرَفَ هَذَا الْأَمْرَ فَقَدْ فُرِّجَ عَنْهُ لِانْتِظَارِه”

که این‌جا بحث «انتظار» مساوی می‌شود با «مسبّحین».
باید روی این مانور بدهیم و کار کنیم. چون حضرت می‌فرمایند:

“فَقَدْ فُرِّجَ عَنْهُ لِانْتِظَارِه؛
: برایش فرج می‌شود به‌واسطه انتظارش”.

یعنی انتظار با انسان چکار می‌کند که فرج برایش می‌شود؟
همان کاری را می‌کند که در قضیه حضرت یونس بود.

«و كَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ؛
: مومنین را ما این‌چنین نجات می‌دهیم».

پس برمی‌گردد به بحث «تسبیحات».
به این‌که برویم در کلاس‌های «تسبیحات اربعه».
هر کدام هم واقعش روی آدم بخواهد پیاده شود و خدا امتحان هم بگیرد و خوب بِتُنش محکم و پایدار شود؛ کار می‌برد.
«سُبْحَان‌َالله»، «ألْحَمْدُللَّه»، «لَا‌إلَهَ‌إلَّا‌الله»، «الله‌ُأکْبَر» این چهار مرحله که چهار مرحله اساسی در «تزکیه نفس» است؛ بیست سال، سی سال، چهل سال زمان می‌برد تا روی انسان پیاده شود.

حالا ما سال نمی‌توانیم خیلی تعیین کنیم ولی این‌طوری که تجربه نشان می‌دهد، بخواهد خدا امتحان بگیرد که:
ثابت شود من آدم «بااستقامتی» هستم،
ثابت شود من در «صراط مستقیم» هستم،
ثابت شود «محبتم» خالص برای امام زمان است و محبت‌های دیگر رنگی ندارند،
ثابت شود من به یک رشدی رسیدم که «مخالف خواسته‌های نفسانی‌ام» هستم؛
این خیلی زمان می‌برد، خیلی کار می‌برد، خیلی امتحان می‌برد.

واقعاً تو مخالف هواهای نفسانی‌ات هستی؟
این‌که فقط امام زمان ارواحنافداه بر قلب من، بر چشم من، بر گوش من، بر زبان من حکومت می‌کند.
ترس و طمع بر من حکومت نمی‌کند.

در دعای «صباح» می‌خوانیم:

“إِلٰهِى عَقْلِى مَغْلُوبٌ وَهَوَائِى غَالِبٌ؛
: خدایا! عقل من پشتش آمده به خاک و هوای نفس، آن را زمین زده”.

همین‌ها خیلی زمان می‌برد.

“فُرِّجَ عَنْهُ لِانْتِظَارِه؛
: به‌واسطه انتظارِ امام زمان‌ ارواحنافداه برایش فرج شده”.

پس «انتظار» این‌جا یک معنای خیلی متفاوتی با آن‌چه که ما از انتظار در ذهنمان هست پیدا می‌کند.
انتظاری که ما در ذهنمان است، همین‌طور می‌گوییم: منتظریم امام زمان ارواحنافداه تشریف بیاورد.
نمی‌شود همین‌طور تو بنشینی، حضرت بیاید!
خلاصه کار می‌برد این جهت برای رسیدن به بحثِ این‌که واقعاً برای انسان فرج شود.
وارد بحث «تسبیحات» می‌شود! این را باید دقت داشته باشید!

پس یک نکته این‌که معنای زندگی در زمان ظهور، یا فرج شخصی یا ظهور شخصی این است که:
خدای تعالی وعده داده اگر مسیری که حضرت یونس رفته، مؤمنین بروند؛ ما آن‌ها را هم نجات می‌دهیم.
یک بخشش را گفتیم که عمومی است.
اگر از قضایای حضرت یونس درس بگیریم، می‌تواند فرج عمومی باشد و اصلاً زمان غیبت را مردم تمام کنند‌.

الآن با یک تبلیغات تلویزیونی، تمام مردم را می‌کشانند پای تلویزیون که بیایید این مسابقه فوتبال را نگاه کنید.
همه هم هیجان دارند. همه هم قلبهایشان می‌تپد. گاهی وقت‌ها بعضی‌ها قلبشان می‌ایستد به‌خاطر این‌که تیمشان شکست خورده‌.
چقدر تبلیغات می‌تواند در ذهن و قلب مردم کار کند!

می‌توانند همین حالت را روی آقا امام زمان‌ ارواحنافداه کار کنند و مردم را چنان تشنه امام زمان ارواحنافداه کنند که اولین حاجت مردم در تمام شئون زندگی‌شان فرج ايشان‌ باشد‌!

در همین ایامی که فوتبال بود، جوان‌هایی که پای این‌کار بودند‌؛ تمام حاجتشان این بود که قضایای مربوط به فوتبال را دنبال کنند.
چرا این‌طور شده؟
برای این‌که کاری که ما باید برای امام زمان ارواحنافداه بکنیم، جایش خالی است و فوتبال جایش را پر می‌کند.

نمی‌خواهیم بگوییم فوتبال نباشد. بحث و کارشناسی خودش را دارد.
ولی چرا فوتبال حرف اول زندگیِ حداقل یک عده زیادی از مردم می‌شود؟
مثل این‌ است‌ که‌ در زندان سر زندانی‌ها را با تلویزیون گرم کنند، این‌ها به فکر آزادی نباشند!
به آن‌ها یک مقدار خوش بگذرد به‌خاطر این‌که آن‌جا فیلم برایشان می‌گذارند بعد به فکر آزادی خودشان نیفتند و اسباب آزادی خودشان را دنبال نکنند.

اگر دنبال اسباب آزادیشان می‌رفتند‌؛ نهایت یکسال بیشتر طول نمی‌کشید آزادشان می‌کردند.
ولی به‌خاطر این‌که حواسشان پرت شده؛ یک سالشان شده، ده سال و ده سالشان شده، بیست سال.
ما هم همان‌طوری هستیم دیگر!
مگر بنا بوده عصر غیبت امام زمان ارواحنافداه این‌قدر طول بکشد؟!
بنا بوده ما نزدیک دوازده قرن در زندان بمانیم و آزاد نشویم؟!

چند تا نسل، تا الآن زندانی ابد بوده‌اند؟
چون از «مسبّحین» نبودند؛ «لَبِثَ في‌ بَطْنِهِ إِلي‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» شدند.
تا آخر عمرشان در زندان غیبت ماندند و از دنیا رفتند.
نسل قبلی، نسل قبلی، نسل قبلی همین‌طور بروید تا زمان ائمه و حتی ما می‌گوییم: تا زمان رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم.
حداقلش را بخواهیم بگیریم؛ از زمان امام حسن عسکری علیه‌السّلام و از شروع غیبت آقا امام زمان ارواحنافداه هر نسلی آمده، هولشان داده‌اند داخل زندان.
زندانِ جدایی از امام زمان ارواحنافداه!

عمرشان هم به سر رسید، آزاد نشدند. یعنی نتوانستند از امام زمان ارواحنافداه حکم آزادی بگیرند و امام زمان ارواحنافداه را بیاورند سر زندگی‌شان که امام زمان ارواحنافداه حاکم شود بر زندگی‌شان.
به‌جای فلان خلیفه و فلان خلیفه، امام زمان ارواحنافداه حاکم شود بر زندگی‌ مردم.

هفت، هشت جلسهٔ قبل، بحث‌های خاص خودش را داشت. ممکن است همین بحث‌های ما بدون این‌که ما بفهمیم، حرکت‌های اجتماعی را ایجاد کند.
یکنفرِ دیگر گوش بدهد، چهار تا حرف را به یک عده دیگر بزند، آن‌ها هم به یک عده دیگر بزنند همین‌طور بدون این‌که ما بفهمیم چی به چی است پخش شود.
ممکن است این‌طوری باشد!
ولی خب تا همه مردم، تمام توجهشان برود سمت امام زمان ارواحنافداه ممکن است زمان ببرد.

خب من چکار باید بکنم؟
من نسل بعدی هستم. نسل مثلاً بیستم‌ یا سی‌ام از زمان غیبت امام زمان ارواحنافداه هستم.
من دیگر نمی‌خواهم در زندان بمانم.
می‌خواهم آزاد شوم.
می‌خواهم خدای تبارک و تعالی مرا جزء «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» حساب کند.
می‌خواهم خدای تعالی مرا جزء خسارت‌دیده‌ها حساب نکند.

«وَالْعَصْرِ» ﴿۱﴾
«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ؛ ﴿۲﴾
: قسم به عصر یعنی قسم به عصری که امام بر مردم حاکم است؛ انسان در خسارت است».

یعنی انسانی که زیر سایه امام علیه‌السّلام زندگی نکند، در خسارت است. خسارت مادی و معنوی هر دو!
خسارتی که ما داریم می‌بینیم؛ دیگر لمس می‌کنیم و می‌چشیم. خسارت‌های زمان غیبت را می‌چشیم که چه خسارت‌های عظیمی است!
چقدر مردم جهنمی می‌شوند و چقدر در زندگی دنیایشان مشکلات پیش می‌آید!

پر است همین‌جور! مثل یک محل تخلیه‌‌ زباله چطوری است؛ زمان غیبت مثل محل تخلیه‌‌ زباله است.
گاهی یک چیزهایی هم پیدا می‌شود ولی غالبش زباله است.
در کره‌ زمین هر چه نگاه می‌کنیم؛ همه‌اش زباله می‌بینیم. چیز درستی می‌خواهی پیدا کنی باید برویم کلّی این‌طرف و آن‌طرف آبش بکشیم و تر و تمیز کنیم تا قابل استفاده شود.

حتی در ماها این‌همه ما آلوده به اخلاق بد و صفات بد هستیم!
تازه می‌خواهند ما را بشویند، می‌گویند: این جنسِ خوبی است. این انگشتر خوبی است. این درون زباله افتاده ولی قیمتی است.
این را برویم بشوییم. این مؤمن و شیعه اهل بیت علیهم‌السّلام است.
امام زمان ارواحنافداه تو را برمی‌دارند و
شست‌وشو می‌دهند و روحت را پاکیزه می‌کنند و جزء «مسبّحین» قرارت می‌دهند و تو را از غفلت‌های زمان غیبت درمی‌آورند.

پس این نکته را ان‌شاء‌الله در نظر داشته باشید که درباره زندگی زمان ظهور، ذهنمان دائم روی تغییر ظاهری نرود.
ذهنمان به این سمت برود که من طوری امام زمانم را بشناسم و محبت به او پیدا کنم که سه بخشِ وجود من را امام زمان ارواحنافداه پر کند:
اول «قلبم».
دوم «زبانم».
سوم «اعضا و جوارحم».

کسی که محبت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به «قلبش» دا‌شته باشد‌، یک‌سوم ایمان را کسب کرده
و کسی که به «قلب و زبان» داشته باشد، دوسوم ایمان را کسب کرده
و کسی که به «قلب و زبان و بقیه عضوها» داشته باشد، ایمانش کامل است.

یعنی محبت امیرالمؤمنین بیاید در چشمانش، بیاید در زبانش، بیاید در گوشش، بیاید در بقیه اعضا و جوارحش.
کارهایش، اخلاقش، رفتارش همه‌ کپی امام زمانش باشد؛ این می‌شود زندگی زمان ظهور.
ولو «سلمانی» که می‌خواهند سر به تنش نباشد.
زمانی که سلمان زنده بود، آن مخالفین، چشم دیدن سلمان و أبی‌ذر و مقداد را نداشتند.
ولی آن‌ها زندگی زمان ظهورشان را داشتند.

“ظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابَ وَ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَة”

ظاهر‌ش، عذاب است یعنی أبی‌ذری است که گرسنگی می‌کشد.
آن شبی که آمدند پیش أبی‌ذر می‌خواستند او را با طلا و پول بخرند که بیاید آن‌طرفی‌ باشد، نقل شده حضرت امیر علیه‌السّلام فرمودند: آن شب أبی‌ذر غذا نداشت در خانه.
می‌توانست پول بگیرد. آن هم گرسنگی‌های آن وقت!
بعد أبی‌ذر در جواب به آن‌ها گفت: دو تا توهین به من کردید. یکی این‌که خواستید من علی را بفروشم.
یکی هم این‌که قیمت علی را برای من بردید در طلا و نقره. علی که قابل قیمت‌گذاری نیست که بخواهید بخرید!

خب ظاهرش، عذاب است یعنی أبی‌ذر گرسنگی می‌کشد. بعد تبعیدی که می‌شود. اذیتی که می‌شود. کتکی که به او می‌‌زنند.
کتک‌هایی که اصحاب ائمه خوردند، شکنجه‌هایی که شدند. چیزهای عجیب و غریبی است مال زمان ائمه علیهم‌السّلام.
بعد در رَبَذه در گرسنگی و تنهایی و غربت از دنیا می‌رود و شهید می‌شود.
این ظاهرش، محرومیت است ولی باطنش رحمت است.

خب ما چنین مسیری را می‌خواهیم برویم!
مسیری که ظاهرش قاطی شدن با انواع سختی‌های زمان غیبت است به‌خاطر امام زمان ارواحنافداه.
به‌خاطر این‌که‌ تو امام زمانت را یاری کنی؛ خدا تو را در این عصر به دنیا آورده.
چرا آن طرفی فقط بگیریم؟

ما در مباحث عالم ذر، مطرح می‌کنیم: چرا ما در زمان غیبت به دنیا آمدیم؟
در جواب می‌گوییم: خب خدای تعالی این امتحانِ اولیه‌ی مقدماتی مثل امتحانات بین سال را در عالم قبل از روح ما گرفت.
چون نمره ما مناسب زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه نبود، ما را در زمان غیبت به دنیا آورد.
خیلی خب ما نمی‌توانیم تغییرش بدهیم؟ من گناهی کردم که باید محروم باشم از امام زمانم؟
بله.
مگر خداوند راه توبه را بسته؟
من می‌خواهم توبه کنم از گناهی که در عالم قبل کردم که باعث شده این زمان به دنیا بیایم. مثلاً از این پدر و مادر کافر به دنیا بیایم.

یک عده هستند که از پدر و مادر کافر به دنیا می‌آیند یا یک جایی به دنیا می‌آیند که اصلاً هیچ دینی به آن‌ها نمی‌رسد.
آیا نمی‌شود توبه کرد؟
چرا نشود توبه کرد!
خدای تعالی می‌فرماید: تو برگرد! ما همه چیز را می‌بخشیم.
«حُر» که بالاترین گناهان را کرده، جلوی امام حسین علیه‌السّلام را گرفته و در بلای کشته شدن انداخته؛ وقتی توبه می‌کند، حضرت اصلاً اجازه نمی‌دهند که این فرد خجالت بکشد.
توبه‌ای برایش می‌شود که اصلاً نمی‌گذارند خجالت بکشد!

پس ما هم می‌توانیم این‌کار را بکنیم. ما هم می‌توانیم توبه کنیم و خودمان را نجات دهیم از گرفتاری‌هایی که در عصر غیبت، خداوند حکمش را برای ما بریده و ما را زندانی کرده.
می‌توانیم مثل زندانی‌ای باشیم که در زندان حکم آزادی‌اش را می‌دهند.
بعضی‌ها حکم آزادی هم می‌گیرند!
یکی از دوستان امام زمان ارواحنافداه می‌گفت: من طاقت ندارم یا باید ظهور شود یا من از دنیا بروم.
جوان هم بود. چند مدت بعد از دنیا رفت.
معلوم بود اصلاً طاقت ادامه‌ زمان غیبت را نداشت. آزاد شد!
حالا ما ممکن است بگوییم: نه! برای چه ما از دنیا برویم؟!

آن جوان در تشرفی که داشته به خدمت حضرت می‌رسد. قضیه‌اش در سخنرانی‌هایی که درباره‌ آقا امام زمان ارواحنافداه هست، با نام «جوان عاشق» در کتاب‌ها هم نقل شده.
آن‌قدر عشق و محبتِ حضرت، وجودش را فرا می‌گیرد که خدمت حضرت می‌رسد.
بعد از حضرت درخواست مرگ می‌کند که: آقا! من نمی‌توانم با این حال در دنیا ادامه بدهم.
حضرت هم قبول می‌کنند.

یا مثل قضیه خادم حضرت سجاد علیه‌السّلام.
افرادی بودند که در جنگ‌های صدر اسلام و درگیری‌هایی که بوده، اسیر می‌شدند.
این‌ها را به خانه‌های مسلمانان می‌بردند و پخش می‌کردند که کم‌کم مسلمان شوند و مسائلشان درست شود.
در آن عصر اختناقی که یزید آن حرکات را با امام سجّاد و پدرشان می‌کند؛ حضرت همان أسراء را طوری تربیت می‌کنند که وقتی دعا می‌کند، باران می‌بارد.

قضیه این‌طور بوده که مردم می‌روند نماز می‌خوانند ولی باران نمی‌آید.
بعد شخصی می‌گوید: بعد از مردم یکی از همان اسیرانِ تحت تربیت، سر به سجده گذاشت و باران آمد.
فقط این شخص این قضیه را دید. غلام را دنبال کرد. دید که به خانه‌ امام سجاد علیه‌السّلام رفت.
به امام سجاد علیه‌السّلام گفت: آقا! من یکی از غلام‌های شما را می‌خواهم.
حضرت فرمودند: هر کدام را بخواهی به تو می‌دهم.

غلام‌ها را ردیف کردند گفت: بین این‌ها نیست.
حضرت فرمودند: کسی هم باقی مانده؟
گفتند: بله. یکی در اسطبل به اسب‌ها رسیدگی می‌کند.
او را هم آوردند. آن‌ شخص گفت‌: همین است.
حضرت فرموند: از الآن صاحب و مولا و آقایت ایشان است.
غلام گریه‌اش گرفت که چرا مرا از صاحب و مولایم امام سجاد علیه‌السّلام جدا کردی؟
خلاصه تا فردا که می‌خواست برود خدمت این آقایی که درخواست او را کرده بود؛ از دنیا رفت.
ادامه زندگی بدون امام علیه‌السّلام را نپذیرفت.

اصحاب سیدالشهداء علیه‌السّلام گفتند: آقا! بدون شما ما زندگی را نمی‌خواهیم.
به قول سرود سلام فرمانده می‌گویند: دنيا بدون تو معنایی ندارد.
جملهٔ خیلی قشنگی است!
بدون تو یا صاحب‌الزمان زندگی معنایی ندارد.
یعنی ولو آدم در اسطبل اسب‌ها کار کند ولو زیر تیر و نیزه‌های کربلا باشد و در هر شرایطی باشد؛ رضای امام زمانش را داشته باشد.

زندگیِ «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» این است.

خلاصه آن جوان عاشق هم مرگ را از حضرت خواست.
گفت: یک هفته دیگر بیشتر زنده نیستم.
این خادم امام سجاد علیه‌السّلام این‌طور بود. آن جوان عاشق آن‌طور. اصحاب سیدالشهداء علیه‌السّلام آن‌طوری.
نمونه‌ها زياد است! مثلاً میثم تمار می‌گوید: نمی‌توانم.
یا جناب زیدبن‌علی‌بن‌الحسین حضرت زید شهید.
زید پسر امام سجاد علیه‌السّلام است. ما اگر جای ایشان بودیم معلوم نبود چکار می‌کردیم!
ایشان می‌گوید: نمی‌توانم بنشینم پای منبری که این خلیفه دارد به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها جسارت می‌کند. نمی‌توانم تحمل کنم.

خب حالا ما با این زندگی چکار کنیم؟
آیا ما با این زندگی در سختی می‌توانیم کنار بیاییم و به آن درجه و مقامی برسیم که امام علیه‌السّلام به ما بفرماید: تو بمان! با ما باش! اگر با ما باشی، مهم است!
روی این باید کار کنیم ان‌شاءالله.

یعنی حواسمان نرود روی این‌که زندگی زمان ظهور یعنی رفاه.
این‌طور هست! ولی تو در عصر غیبت چطوری می‌خواهی از این زندان بیرون بیایی؟
بله می‌شود درخواست مرگ بکنی واقعاً!
ولی این‌طوری هم می‌تواند بشود که ما مثال می‌زنیم که:
تو در همین زندان باش ولی مأمور دولت در این زندان باش.

الآن در زندان‌های دولت، یک عده از زندانی‌ها هم اکثر عمرشان در زندان هستند همین کارمندها!
بعضی‌ها حتی مأمور مخفی در زندان هستند. یعنی به‌ظاهر زندانی حساب می‌شوند ولی در واقع مأمور وزارت اطلاعات یا مأمور نیروی انتظامی هستند.
او را فرستادند توی زندان که ببیند این زندانی‌ها داستانشان چیست!
خب او هم جزء زندانی‌ها است. تازه مأمورهای مخفی که سخت‌تر است چون حتی باید خودشان را خلافکار جلوه بدهند.

این می‌تواند یکی از افراد خلافکار باشد ولی اصلاح شده. دولت هم او را پذیرفته بعد آن‌قدر به او امتیاز و حقوق می‌دهند که می‌گوید: من می‌پذیرم درون زندان باشم ولی امتیاز به من بدهید.
فرض کنید می‌گوید: حقوق یک‌میلیاردی در ماه به من بدهید، من در زندان به‌عنوان مأمور شما می‌مانم.
این را فرضی می‌گویم نه این‌که اطلاع داشته باشم. قاعده‌اش این است. مثال می‌زنم.
می‌گویند: باشد برای‌ ما می‌صرفد که تو بروی درون داعش.

زمان جنگ هم می‌رفتند در دل عراقی‌ها. الآن هم می‌روند جزء طالبان، داعش پاکستان، افغانستان، سوریه.
می‌صرفد برای نظام که سر دربیاورند از کار داعش که بدانند جایی که می‌خواهند موشک بزنند کجاست.
خب بدون این‌کارها نمی‌شود! مجبور هستند یکنفر را بفرستند که ظاهرش داعشی باشد ولی باطنش حزب‌الهی باشد.

خب ما می‌خواهیم بگویم می‌شود در عصر غیبت طوری زندگی کرد که انسان، نماینده‌ خدا و امام زمان ارواحنافداه در زندان عصر غیبت باشد ولی جزء آزاد‌شده‌‌ها حساب می‌شود.
این زندانی نیست. از محکومین نیست.
می‌خواهیم این‌ مطلب جا بیفتد ان‌شاءالله.

وَ صَلِّی اللهُ عَلَی سَيِّدَنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِين

۲ شعبان‌المعظم ۱۴۴۵
۲۳ بهمن ۱۴۰۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *